ضعف های اخلاقی جامعه ایران

گفتگو با مصطفی ملکیان
مجله ایران فردا - حسین نوری نیا: مصطفی ملکیان، چهره ای نام آشنا در میان روشنفکران اهل علم و نظر است. حیات علمی ایشان چنان با تعهد اجتماعی و وجه روشنفکری پیوند خورده است که تفکیک این دو دشوار می نماید. شاید از همین رو باشد که تلاش استاد بر فلسفه اخلاق و رفتار اخلاقی متمرکز شده است؛ موضوعی که محور دلنگرانی های ایشان است و در این گفتگو به وضوح مطرح شده است.

شایان گفتن است وقتی پرسش نخست را با ملکیان در میان گذاشتم، ایشان مقدمه ای بیان کردند و سپس 5 دلنگرانی خود را از جامعه ایرانی شرح دادند. در بحث از دلنگرانی های ایشان گریزی به چگونگی شکل گیری و نیز اثرات هر کدام بر جامعه ایران داشتند. از این رو، برای حفظ انسجام مباحث مد نظر استاد و بهره مندی خوانندگان، در میان مباحث ایشان پرسشی مطرح شد تا گفتار ایشان آن چنان که باید انتقال یابد.
 
ضعف های اخلاقی جامعه ایران

در مجموعه دغدغه ها و دل نگرانی هایی که جنابعالی از وضعیت کنونی جامعه ایران دارید، کانونی ترین و اصلی ترین دغدغه ای را که به آن می اندیشید و آن را از جمله مهم ترین مشکلات جامعه ایرانی می دانید، چیست؟ مقداری ابعاد آن را برای مان بکاوید.

- پیش از آن که به خود ایده پرسش بپردازم، سه نکته را به عنوان مقدمه مطرح کنم. نخست این که من به چیزی به نام اصالت فرهنگ قائل هستم. برخلاف متفکران سوسیالیست که به اصالت اقتصاد قائل هستند و معتقدند بزرگ ترین مشکل هر جامعه یا یگانه مشکل آن و یا علت العلل آن مناسبات اقتصادی حاکم بر جامعه است، و بر خلاف متفکران لیبرالیسم که به اصالت سیاست قائل هستند و معتقدند که بزرگ ترین مشکل هر جامعه یا یگانه مشکل آن و یا علت العلل آن، نظام سیاسی حاکم بر آن جامعه است، من به اصالت فرهنگ معتقدم؛ یعنی معتقدم بزرگ ترین مشکل هر جامعه یا یگانه مشکل آن؛ یا علت العلل مشکلات آن جامعه، فرهنگ شهروندان آن جامعه است. 

مرادم از فرهنگ جامعه، یعنی باورهای تک تک شهروندان آن جامعه، احساسات و عواطف و هیجانات تک تک شهروندان و خواسته های تک تک شهروندان آن جامعه است. بنابراین معتقدم اگر در کشوری قصد اصلاح دارید، اید سراغ فرهنگ آن جامعه بروید. اگر فرهنگ آن اصلاح شد، یعنی باورهای یکایک انسان ها تغییر کرد، احساسات و عواطف و هیجانات یکایک شهروندان آن جامعه عوض شد و خواسته های آنها – به عنوان سه چیزی که درون و شخصیت و منش انسان ها را می سازد – عوض شد، به نظرم به تبع آن سیاست، و به تبع اقتصاد و به تبع سایر شئون اجتماعی آن جامعه دگرگون خواهد شد چون چنین است، طبعا وقتی بزرگ ترین دغدغه ها، اموری است که به خود شهروندان، درون آنان، به باورها، احساسات و عواطف و هیجان ها و به خواسته هایی که شهروندان در زندگی دارند مربوط می شود، از این نظر هم بارها گفته ام که اگر می بینید یک نظام سیاسی فاسد است، میوه ای است بر درخت فرهنگ آن جامعه.
 
اگر این میوه فاسد است، پوسیده است، بد بود است، سمی است، خوشمزه نیست، هر چه هست، بر درخت فرهنگ آن جامعه روییده است.

نکته دوم این که من سال ها پیش در منزل آقای عبدالله نوری سخنرانی کردم که مورد نقدهای فراوان قرار گرفت. در آنجا گفتم که ما ایرانیان 21 مشکل فرهنگی داریم و تا وقتی این بیست و یک مشکل فرهنگی هست، وضع ما با یک درصد اندک تفاوتی همین است که هست. هزار بار رژیم های سیاسی حاکم بر این جامعه به روش های گوناگون از انقلاب، کودتا، مداخلات خارجی، شورش های داخلی، تجزیه طلبی و مرکزگریزی و غیره عوض شوند، تا فرهنگ جامعه همین است، باز مسائل مردم ما حل نمی شود.

نکته سوم این که بعضی از ویژگی های فرهنگی دارای جلوه های بیرونی آشکارتری هستند ولی ما نباید فکر کنیم که آشکار بودن جلوه های بیرونی حاکی از اهمیت آن مشکل فرهنگی است. گاهی جلوه های بیرونی مشکل فرهنگی، ظریف تر و لطیف تر هستند و دیرتر به چشم می آیند ولی در عین حال، آ« مشکل فرهنگی، دشوارتر، جدی تر، خطیرتر و خطرانگیزتر است. با توجه به اینها دغدغه هایم را عرض می کنم.

* مادیت اخلاقی

اولین دغدغه ای که من نسبت به جامعه ایرانی دارم – و هر جا از جامعه ایرانی یاد می کنم، جامعه ایران پس از انقلاب است و به پیش از آن نفیا و اثباتا کاری ندارم -، مادیت اخلاقی است. مادیت اخلاقی با مادیت فلسفی فرق می کند. مادیت فلسفی یعنی شما آگاهانه و خودخواسته به این عقیده باشید که در جهان هستی غیر از عالم طبیعت، غیر ماده و مادیات، غیر از جسم و جسمیات، هیچ چیزی وجود ندارد. مثلا خدا وجود ندارد یا زندگی پس از مرگ وجود ندارد. این مادیت فلسفی است.

مردم ایران گمان می کنم به این مادیت فلسفی قائل نیستند. یعنی خودآگاهانه و خودخواسته به این ایده اعتقادی ندارند، ولی مادیت اخلاقی دارند. مادیت اخلاقی یعنی فقط برای پول ارزش قائل هستند. من به جد معتقدم که هیچ مردمی روی کره زمین در وضع کنونی از این لحاظ مثل ما مردم ایران نیستند که همه مناسبات، داد و ستدها، رفتارها، گفتارها و کردارها برای پول بیشتر و پول بیشتر و پول بیشتر است.
 
ضعف های اخلاقی جامعه ایران

این را هم نمی توان با ظاهر دینی مردم نفی کرد. نمی توان با بعضی از پدیده های سطحی نفی کرد. می بینید که پدر و مادر ،فرزندان با بهره هوشی بالای شان را تشویق می کنند که پزشک یا مهندس شوند. اگر یقین کنند که بهره هوشی فرزندشان پایین تر است می گویند برو علوم پایه بخوان، اگر از آن هم کمتر باشد می گویند برو حقوق بخوان، اگر از آن پایین تر باشد می گویند برو جامعه شناسی و روانشناسی بخوان و اگر از آن هم پایین تر باشد می گویند برو فلسفه بخوان. 

چرا چنین است؟ پشت این تقاضا پول است. بنابراین نمی خواهم وقت شما را با ذکر مثال هایی بگیرم که در بن و بنیاد اندیشه ایرانی پس از انقلاب متاسفانه پول ارزش هاست و بالا نشسته است. هر چیز دیگری به میزانی که فرد را به پول می رساند ارزشمند است و به میزانی که فرد را از رساندن به پول دور می کند، کم ارزش یا بی ارزش خواهد بود. این همان مادیت اخلاقی است که فرد به لحاظ اخلاقی به دنبال مادیات و پول است.
 
البته گاهی هم برای این که به این ثروت برسد، قدرت سیاسی را نردبان می کند، گاهی حیثیت اجتماعی را نردبان می کند، گاهی جاه و مقام را نردبان می کند. گاهی شهرت را نردبان می کند. نردبانی که مرا به ثروت بیشتر و بیشتر برسانند. همه چیز را پلکان می کنند که بر پشت بام ثروت برآیند. این در تمام خلل و فرج و ظرایف و لطایف روابط ایرانیان وجود دارد. این خیلی خطرناک است.

مادیت اخلاقی به مراتب از مادیات فلسفی برای همبستگی اجتماعی خطرناک تر است. به این معنا که اگر همه شهروندان یک جامعه به لحاظ فلسفی مادی اندیش باشند، همبستگی اجتماعی می تواند برقرار بماند، اما اگر همه شهروندان یک جامعه مادیت اخلاقی داشته باشد، ملاط زندگی اجتماعی از بین می رود. ما دیگر با هم همبستگی نداریم و هر کدام از ما در ظرف زندگی اجتماعی یک اتم هستیم که با اتم دیگر ارتباطی ندارد، بلکه با همه اتم های دیگر یا ارتباط رقیبانه دارد و یا خصمانه. ما ارتباط مبتنی بر رفاقت را با مادیت اخلاقی نمی توانیم داشته باشیم.

شما به جلسات روضه و عزاداری نگاه نکنید، به احیای شب های ماه رمضان نگاه نکنید. اینها هم برای رسیدن به همان مادیت اخلاقی است. من کارمند اداره با همکاران قرار فلان مجلس عزاداری را می گذارم برای این همدیگر را گواهی کنیم که اهل مجلس روضه هم هستیم تا ترفیع پیدا کنیم، تا سمت بگیریم، تا حقوق و مزایا بگیریم. شما به مداحان مملکت بگویید بدون مزد مداحی کنید، چندتا مداح مداحی خواهند کرد؟ 

شما بیایید مداحی را از شغل و حرفه بودن ساقط کنید و به مرتبه یک وظیفه اخلاقی برسانید، ببینید چند نفر به آن عمل می کنند هر چند نفر که ماندند آن موقع می توانید بگویید در همان اندازه مادیت اخلاقی نیست. ما با دیدن این گونه مراسم فریب جامعه مان را خورده ایم که فکر می کنیم یک جامعه معنوی داریم. جامعه ما تا جایی که من صادقانه و به جد می توانم شهادت بدهم، مادی ترین جامعه از لحاظ اخلاقی است که در آن همه چیز فقط بر اساس پول تنظیم می شود.

شکاف عاطفی

- مسئله دومی که بعد از انقلاب متاسفانه به خاطر نوعی مارکس زدگی عمیق در جامعه ما پدید آمد و در دولت پیشین به غایت رسید، شکاف عاطفی بین اقشار مختلف مردم است. من بارها و بارها گفته ام که شکاف طبقاتی یک مفهوم اقتصادی است و معنای آن این است که فاصله درآمد کم درآمدترین اقشار جامعه با پردرآمدترین اقشار آن جامعه از حدی بیشتر باشد – که البته پدیده شوم و نامیمونی است – آثار و عواقب وخیمی خواهد داشت اما این پدیده در بسیاری از جوامع وجود دارد. 

به عنوان مثال در هند هم وجود دارد. آن چیزی که در هند وجود ندارد و مارکس زدگی و مارکسیسم زدگی و مارکسیسم عامیانه دولتمردان ما را از اول انقلاب تا الان تقویت کرده است، شکاف عاطفی بین اقشار گوناگون است.

الان شما در دهلی نو از مجلل ترین هتل که خارج شوید و در خیابان سوار درشکه هایی شوید که توسط انسان رانده می شود، هر چند فاصله شما با کسی که درشکه را می راند بسیار زیاد است ولی هیچ وقت در نگاه آن راننده کینه و نفرت و خشم و دشمنی و حسد نسبت به خود را نمی بینید چون شکاف طبقاتی در حد اقتصادی باقی مانده و به حد روانشناختی و به شکاف عاطفی نرسیده است اما در ایران ما، ممکن است شکاف طبقاتی به اندازه هند نباشد ولی خطرناک تر این است که کسی به مردم بباوراند که هیچ کسی در جامعه ثروتمند نمی شود مگر با خوردن خون دیگران، یعنی جز از راه ستم و جور و جفا و بیدادگری هیچ کس ثروتمند نشده است.

این به آن معنا است که وقتی هر فقیری به ثروتمندی نگاه می کند، او را یک غاصب، یا جائر و کسی که حق او و زن و فرزند و پدر و مادر و خواهر و برادر او را خورده تا به این ثروت رسیده است. احمدی نژاد از روز نخست آگاهانه این خط را دنبال کرد. گفت می خواهم عدالت اجتماعی را برقرار کنم. می خواهم حقوق فقرا را بگیرم. از کی بگیرد؟ یعنی از ثروتمندان بگیرد. این به آن معناست که به فقرا بگوییم شما که در فقیر شدن مقصر نبوده اید، کسانی که خون شما و زن و فرزند شما را به شیشه کرده اند، مقصرند و به ثروتمندان هم بگوییم که شما هیچ هنری جز جور و ستم و ظلم و بیداد نداشته اید و این دو گروه از مردم جامعه را بی جهت نسبت به هم دشمن می کند و شکاف عاطفی ایجاد می کند.
 
ضعف های اخلاقی جامعه ایران

این را احمدی نژاد آگاهانه ایجاد کرد اما آن را به صورت ناآگاهانه از ابتدای انقلاب داشته ایم. به این جمله دقت کنید که از مارکس است و در شاکله نظام فکری او کاملا همخوان بود ولی آیا ما می توانستیم بگوییم تاریخ جنگ فقر و غنا است؟ آیا این مفهومی دینی است؟ کل دین آمده است بگوید تاریخ جن میان معنویت و مادیت است، جنگ میان عدل و ظلم است، جنگ میان حق و باطل است، نه جنگ میان فقر و غنا.
 
نه فقر در حد خود مقدس است و نه غنا در حد خود شوم است. وقتی از ابتدا شما بگویید کاخ نشینان و کوخ نشینان، این موضوع را القا کرده اید که گویا کوخ نشینان به جهت کاخ نشینان کوخ نشین شده اند. من در عین این که می پذیرم بسیاری از ثروت ها در طول تاریخ بر اثر ظلم و جور و جفا پدید آمده اند، ولی می پذیرم اکثریت ثروت ها این گونه پدید نیامده اند، بلکه آن فرد ثروتمند به جای این که جوانی خود را تلف کند، کار کرده است، از توان هوشی بالا برخوردار بوده است، روانشناسی اجتماعی را فهم کرده است، قدرت مدیریت داشته است، پشتکار داشته است. 

شما همه عوامل را کنار می گذارید و به ظلم و جور اکتفا می کنید؟ اگر بر اثر ظلم و جور به دست آید کیست که نخواهد با چهارتا ظلم به ثروت دست یابد، ولی کسی نمی تواند این کار را بکند چون برای ثروتمند شدن باید بهره هوشی بالایی داشته باید، قدرت حافظه بالایی داشته باشید. باید در وقت و زمان خود مدیریت داشته باشید، باید پشتکار و جدیت داشته باشید، آداب معاشرت و موانست و موالفت با مردم را یاد بگیری تا بتوانی در آنان نفوذ کلام داشته باشی. همه این عوامل و از جمله تحصیلات و فعالیت هایش را کنار می گذارید و وقتی می بینید چند میلیارد ثروت دارد، می گویید این ثروت، خون مردم است، پس باید آن را غصب کرد.

این شکاف عاطفی موجب می شود که اگر اندکی قدرت مرکزی ضعیف شود، تمام حاشیه های شهرها بر متن شهرها می شورند. روستاها شهرها را در خود می بلعند. دیگر نیاز به این نیست که کسی بخواهد ملت شما را نابود کند. ملت شما دو دسته می شوند و یک دسته به تعبیر شما انتقام تاریخی خودشان را می گیرند. آن موقع باید با هرگونه نظمی، با هر گونه امنیتی، با هر گونه رفاهی، با هر گونه عدالتی و با هر گونه آزادی باید وداع گفت. من واقعا از این وضعیت می هراسم و معتقدم مصلحان اجتماعی اگر نمی توانند شکاف عظیم اقتصادی را ترمیم کنند، لااقل نگذارند به شکاف عاطفی تبدیل شود و آن مقدار شکاف عاطفی را ترمیم کنند و مردم را تفهیم کنند که هر ثروتی با ظلم به دست نیامده و هر فقیری هم با ثروت دیگری فقیر نشده است.

باز تاکید می کنم که البته بخش اندکی از ثروت ها با ظلم به دست آمده و بقیه اش با کاردانی ها، مدیریت ها، مهارت ها و متمرکزا از قوا و استعدادها استفاده کردن که به درون مربوط می شوندو متمرکزا از فرصت ها و امکانات استفاده کردن که به بیرون مربوط می شوند.

هر که بتواند از استعدادهای درونی و فرصت های بیرونی اش خوب استفاده کند، می تواند ثروتمند شود. عجب آن که همین کسانی که جنگ فقر و غنا را دامن می زنند، توجه ندارند که اگر ثروت این قدر منحوس است که دارندگان آن باید انتقام تاریخی پس دهند ولی قدرت سیاسی آن قدر مقدس است که دارندگان آن هیچ انتقام تاریخی به هیچ کس نباید پس دهند؟

اگر ثروت پلشت است، قدرت سیاسی هم به همان درجه پلشت است. چرا ثروتمندان مبغوض هستند ولی کسانی که از نردبان سیاسی بالا می روند مبغوض نیستند؟ و چرا ثروتمندان از راه ظلم به ثروت رسیده اند ولی نمی گویید قدرتمندان سیاسی هم از راه ظلم به قدرت رسیده اند؟ نکته دوم این که اگر ثروت بد است، چرا قدرتمندان سیاسی از قدرت خود برای کسب ثروت استفاده می کنند؟

ضعف اعتماد عمومی

نکته سوم که من خیلی از آن می ترسم و تا حدی نتیجه نکته دوم است، این است که اعتماد عمومی در جامعه ما خیلی کم شده است. بارها گفته ام که در جوامع غربی اعتماد سرد می شود و رد جوامع ما اعتماد باید پدید بیاید. این به آن معنا است که وقتی شما در کشوری غربی قدم می گذارید، تمام شهروندان آن کشور به شما اعتماد می کنند. هر چه گفتار و کردار شما باشد، صادقانه می انگارند. ممکن است بعدا در اثر طول ممارست با شما اگر بدسگالی از شما ببینند اعتماد اولیه نسبت به شما کمی سرد شود.
 
ضعف های اخلاقی جامعه ایران

در ایران برعکس است. اولین مواجهه ای که دو فرد با یکدیگر دارند، مبتنی بر بی اعتمادی است. حالا باید سال ها با یکدیگر مراوده داشته باشند تا کم کم اعتماد پیدا کنند. جامعه سالم جامعه ای است که من در اولین برخوردم با فردی دیگر به او اعتماد کنم و بعد اگر بر اثر ممارست ها و فراز و نشیب های زندگی و تجربه ها از او نادرستی دیدم، اعتماد اولیه را بازپس بگیرم.، نه این که از اول که با شما آشنا می شوم، سال ها در خلوت و جلوت و سفر و حضر و شداید و تنگناها و گشادگی ها باید هم و غم من آن باشد که اعتمادم را در شما برانگیزانم و در دل شما اعتماد نسبت به خودم ایجاد کنم. این برای جامعه ما بسیار خطرناک است و بسیاری از سرمایه ها را از بین می برد.

تقلید، تعبد ، القاپذیری و تلقین پذیری

مسئله چهارم این که تا وقتی تقلید و تعبد و القاپذیری و تلقین پذیری در میان مردم ما وجود دارد، خطر تلاشی اجتماعی وجود دارد. درست است که تقلید و تعبد و القاپذیری و تلقین پذیری چهار پدیده هستند ولی در یک وجه مشترک هستند که آن سخن بی دلیل پذیرفتن است. حتی از صدر مشروطه تا زمان ما،  چقدر از این تعبدپذیری خسارت دیده ایم. یاران مصدق می گفتند هر چه مصدق بگوید درست است و هر چه کاشانی بگوید، چون او گفته است نادرست است. طرفداران کاشانی هم می گفتند هر چه کاشانی بگوید درست است و هر چه مصدق بگوید چون او گفته است نادرست است.

یک بار نه طرفداری از طرفداران مصدق از طرفداران کاشانی مطالبه دلیل می کرد و نه طرفداری از طرفداران کاشانی از طرفداران مصدق دلیل می خواست. اگر مطالبه دلیل صورت می گرفت، هم از نظر من طرفدار مصدق، مصدق از تجسم حق بودن و کاشانی از تجسم باطل بودن می افتاد و هم در نظر طرفدار کاشانی، کاشانی از تجسم حق بودن و مصدق از تجسم باطل بودن می افتاد، و طبعا دل های ما به هم نرم می شد.

درست است که ممکن بود من همچنان طرفدار مصدق بمانم و شما همچنان طرفدار کاشانی بمانید ولی طرفداری من از مصدق به این معنا می شد که مصدق بیش از کاشانی بر حق است. شما تلقی تان از کاشانی این بود که او بیش از مصدق بر حق است. کسانی که می گویند ما درصد حقانیت مان از دیگری بیشتر است، دیگر خون یکدیگر را نمی ریزند. حاضر نیستند به مال و جان و ناموس یکدیگر تعرض کنند.

تا وقتی ما تقلید می کنیم، تعبد می ورزیم، القاپذیر هستیم و تلقین می پذیریم، یعنی تا وقتی که صورت استدلالی مان این باشد که الف، ب است، چون عمرو گفته است که الف، ب است و الف، ب نیست چون زید گفته است که الف، ب نیست، همین وضعیت ادامه دارد.
 
چون هر کدام از این شیادان عالم، ما را دور خود جمع می کنند و خودشان را تجسم حق می کنند و بقیه شیادان عالم را تجسم باطل معرفی می کنند ولی چون این کار را هر شیادی می کند، آن وقت مردم بلادلیل با هم دشمن هستند اما اگر می پذیرفتیم که بگوییم الف، ب است، چون الف، جیم است و جیم ب است، پس الف، ب است، آن گاه به فرمول استدلالی درست رسیده ایم و روی خوش خواهیم دید والا امثال ابوبکر بغدادی که در بیابان های عراق پیدا می شود و می گوید من خلیفه رسول الله هستم، همچنان پیدا خواهد شد چون تعبد و تقلید در ما رخنه کرده است. 

چرا هر کسی در هر بیابانی می تواند بلند شود بگوید من خلیفه رسول الله هستم؟ برای این که تعبد در ما رخنه کرده است. اگر اول کسی می گفت اول اثبات کن خلیفه رسول الله هستی و او هم چنین می کرد، آن وقت درست بود اما این که بگوید من خلیفه رسول الله هستم و موافقان پشت سر من بایستند تا برویم مخالفان را نابود کنیم، به این علت پذیرفته می شود که در میان مردمی گفته می شود که از اول با روحیه تعبد، تقلید، القاپذیری و تلقین پذیری بار آورده شده اند.

تقلیدپذیری از آموزش و پرورش ما شروع می شود. وقتی می گویم آموزش و پرورش، مقصودم همه سازمان هایی است که تعلیم و تربیت را به عهده دارند. از وزارت آموزش و پرورش تا وزارت آموزش عالی، و فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، خطبا و سخنرانان. آموزش و پرورش ما بر دو پایه تقلید و حافظه قرار دارد.

به جای تقلید باید استدلال گرایی بیاید و به جای حافظه باید فهم بیاید ولی آموزش و پرورش ما هم در نظام حوزوی و هم در نظام رسمی به جای فهم بر حافظه و به جای استدلال گرایی بر تعبد تاکید دارند. اینجاست که بین ما روز به روز فاصله می افتد. سخن یکدیگر را نمی فهمیم و به یکدیگر به چشم دشمن می نگریم. در غیر این صورت هم از طرفداران مصدق مطالبه دلیل می کردیم و هم از طرفداران کاشانی.

بی اعتنایی به علم

آخرین دلنگرانی من که خیلی از آن می ترسم، بی اعتنایی به دستاوردهای بشری در حیطه علم، فن و هنر است. این که ما گمان کنیم که دیوانگان عالم به دنبال علم و فن و هنر رفته اند و کشورمان را چه در زمینه خصوصی و زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی بر اساس آخرین دستاوردهای علوم و معارف بشری تمشیت و اداره نکنیم و ندانیم که آخرین دستاوردهای علوم بشری، نزدیک ترین معارف بشری هستند به حقیقت. الان این گونه نیست.
 
 ضعف های اخلاقی جامعه ایران
 
اولا آمده ایم بخش ارزشمندتر و گرانبهاتر و ارجمندتر معارف بشری را که علوم انسانی هستند، ار ابتدا کنار گذاشته و عَلم مخالفت صریح را برای آن بلند کرده ایم و شرمنده که نیستیم، افتخار هم می کنیم که ما بی نیاز هستیم از این اباطیل و اراجیفی که اسمش شده است علوم انسانی غربی! ولی از آخرین دستاوردهای این علوم و معارف برای اهداف خودمان روی گردان نیستیم، بلکه با بیشترین هزینه های مالی و عصبی – روانی که از جیب ملت می رود، آنها را تهیه می کنیم و نمی گذاریم به آخرین دستاوردها برسیم، چون از همان دستاورد استفاده می کنیم و نمی گذاریم فرآیند رسیدن به فرآورده ها در ذهن شهروندان جریان پیدا کند چون این فرآیند رهایی بخش و آزادی بخش است.

من معتقدم اگر بنا بود چیزی از غرب گرفته شود تو چنین وانهاده شود – هر چند معتقد نیستم که باید چیزی را گرفت و چیزی را وانهاد – خوب است که فرهنگ غرب را می گرفتیم و تمدن غرب را رد می کردیم نه این که آقایان تمدن غرب را گرفته اند و به هواپیما و زیردریایی و تسلیحات و رادیو و تلویزیون و مظاهر مادی را بیش از هر جای دیگری حرص و ولع نشان می دهند ولی فرهنگ غرب – فرهنگ استدلال گرایی و تبعیت از تجربه و درس آموزی از گذشته و فردگرایی و رمه ای نزیستن و رمه ای نیندیشیدن، اصالت دادن به خود انسان، ایدئولوژیک نبودن و ایدئولوژی را برای انسان خواستن نه انسان را برای ایدئولوژی خواستن – می گرفتیم الان تصمیم هایی که در کشور ما گرفته می شود، غیر از بخش های مادی تصمیمات که به تکنولوژی ختم می شود، بقیه مبتنی بر آخرین دستاوردهای بشری نیست. برای همین است که دائما در همه نهادهای اجتماعی عقب می رویم.

ما هفت نهاد اجتماعی بزرگ شامل  خانواده، اقتصاد، سیاست، تعلم و تربیت، حقوق، اخلاق و دین و مذهب در حال عقب رفتن هستیم. حالا اگر بخواهم همه این پنج دغدغه را خلاصه کنم، باید می گفتم بزرگ ترین دغدغه من فرهنگ است و در فرهنگ نیز فرهنگ اخلاقی بزرگ ترین دغدغه من است چون در همه این 5 مورد، عناصری از اخلاق وجود دارد. این پاسخ اجمالی.

بین این مجموعه ای که بیان کردید، چه نوع ارتباط و پیوندی وجود دارد؟ آیا این ها در عرض هم وجود دارد یا در طول هم هستند؟ آیا پیوند سلسله مراتبی دارند؟ 

- من بین اینها نظام علی و معلولی برقرار می بینم ولی نظام علی و معلولی دیالکتیکی. هر کدام از این عوامل می تواند بر عوامل دیگر تاثیر بگذارد و از عوامل دیگر تاثیر بپذیرد.

برخی از این موارد می تواند ریشه تاریخی داشته باشد. به عنوان مثال ضعف اعتماد عمومی، کم و بیش در خاطرات جهانگردان و غربی ها از ایران آمده است که ایرانی ها در ابتدا اعتماد نمی کنند و رفته رفته اعتماد می کنند اما برخی از آنها محصول این چهار دهه اخیر است. لطفا در این باره توضیح بفرمایید.

- این که گفته ام تاکیدم به بعد از انقلاب است، نمی خواستم بگویم علت این مشکلات انقلاب است، بلکه می خواهم بگویم ما انسان های بعد از انقلاب با این مسائل مواجه هستیم. بعضی از آنها ریشه در سابق دارد و بعضی ندارد ولی حتی آنهایی که ریشه در سابق دارد، بعد از انقلاب تشدید شده است. این بی اعتمادی الان بسیار تشدید شده است. بالاخره ما در چیزهای بسیار مهمی به یک تار موی طرف مقابل اعتماد می کردیم. الان شما به برادرتان هم چنین اعتمادی ندارید.

می فرمایید مجموعه این موارد را ذیل ضعف فرهنگ اخلاقی قرار می دهید. آیا جامعه ایرانی در شرایط کنونی از ظرفیت و توانمندی برخوردار هست که راه حل هایی را برای خروج از این مسائل تعریف و به آن عمل کند؟

- به دو جهت بله. اول آن که تمام این مسائل پیش اندیشیده هستند. جوامع دیگر درباره این مسائل مطالعه و تحقیق کرده اند و دانش بزرگ روانشناسی اجتماعی به این موضوع ها پرداخته است. دوم این که ما خودمان هم وقتی متفکران مان آزاد بودند به میزان آزاد بودن شان می توانستند این مسائل را در مخاطبان خود کاهش دهند.

مشکل ما این است که بین توده های مردم ما و بین کسانی که سخنی برای گفتن دارند اولا، و دلسوزی برای مردم دارند ثانیا، یعنی کسانی که آگاهی و نیک خواهی دارند، نظام سیاسی به عنوان دیواری ایستاده است که دست و صدای این متفکران به مردم نمی رسد.

این کار، نشد ندارد ولی این مشکل وجود دارد که نظام سیاسی، کسانی را که از حد بیشتری آگاهی و از حد بیشتری نیکخواهی برخوردار هستند، از مردم جدا کرده است. مثل این که بیمارانی وجود داشته باشند و ما پزشکان و داروها را در اتاقی حبس کرده باشیم. به این دلیل می گویم شدنی است که هر وقت توده ها و اکثریتی که نتوانسته اند از آن حد از آگاهی برخوردار شوند، توانسته اند به آگاهان نزدیک شوند، آن موقع کارهای مثمرثمری انجام شده است. معتقدم اگر دیوار سیاسی از میان آگاهان و نیکخواهان برداشته شود، هیچ کدام از این مسائل لاینحل باقی نمی ماند. در عین حال وقتی از نظام سیاسی حاکم صحبت می کنم نمی خواهم بگویم مصلح اجتماعی و روشنفکر تقصیری ندارد بلکه مهم ترین عامل را نظام سیاسی می دانم.
 
ضعف های اخلاقی جامعه ایران

این فضایی که جنابعالی به تصویر کشیدید نشان می دهد که ساختار فرهنگی در کنار ساختار اجتماعی دچار مشکلاتی است که ریشه دار است و به عبارتی خود ساختار دچار مشکل است. این ساختار به عنوان کل روی اجزای خود تاثیر می گذارد. علاوه بر این که ساز و کارهایی درست کرده است که ساختار را همچنان حفظ کند، مانند فرآیندهای رانتی و کانون های قدرت. در این صورت فرد چگونه می تواند بر این کل و ساختار تاثیر بگذارد؟

- پاسخ به این سوال دشوار است ولی این سوال پیش فرضی دارد که به نظرم چندان درست نیست. من قدرت حاکم بر جامعه را قوی و مهم ارزیابی نمی کنم. در این گونه موارد، مثال شهرک سینمایی را به کار می برم. وقتی به این شهرها در فیلم های سینمایی نگاه می کنیم، دیواره ای بلند و دژها و ساختمان های محکمی را می بینید ولی وقتی به خود شهرک می روید می بینید همه اینها مشتی چوب و مقوا است و زود فرو می ریزد. ابهت بیرونی آنها ما را فریب می دهند. رفتار هر کس میزان اعتماد به نفس آن فرد را نشان می دهد.
 
اگر من سر کلاس در مواجهه با پرسش دانشجو به لکنت بیفتم و یا بگویم الان وقت سوال نیست، می فهمم که من چندان به علم خود اعتماد ندارم. آلبرتو رونکی متفکر ایتالیایی کتابی با عنوان غول های بیمار دارد، می گفت برخی رژیم ها غول هستند و در بیرون همه از آنها می ترسند اما خودشان خبر دارند که یک بیماری لاعلاج دارند. من معتقدم اگر این فرهنگ، مجهز و سالم می شد، چنین رژیم هایی بدون غلبه و سرکوب پژمرده می شدند و فقط ترس آنها را نگاه داشته است. گاندی می گفت فقط از ترس خودتان بترسید. در عین حال با گرفتن این پیش فرض پرسش شما به جای خود باقی است و باید درباره آن فکر کرد.

این پرسش پیش فرض دیگری هم دارد و آن این است که نظام اجتماعی چیزی فراتر از مجموعیت افراد و نظام فرهنگی  چیزی بیش از مجموعیت اجزای فرهنگی است.

- می دانید که من سال هاست این پیش فرض را قبول ندارم و طرفدار فردگرایی هستم و از طرفداران جمع گرایی نیستم. اصلا معتقد نیستم به جمع گرایی و معتقدم هیچ جامعه ای بیش از مجموعیت افرادش نیست. در هیچ کدام از نهادهای هفتگانه به چنین مجموعیتی فراتر از اجزا قائل نیستم. من به روح زمانه هگلی قائل نیستم.
 
به روح جمعی قائل نیستم. به وفور هم این را نقدت کرده ام و اندیشه های جمع گرایی را به لحاظ فلسفی ناموجه می دانم. بنابراین، این که می گویم تو، آن آقا، خانم و آن دیگری باید عوض شوند و اگر ما همه عوض شدیم، دیگر هیچ چیزی نیاز به عوض شدن ندارد. نمی گویم قوانین و مقررات و هنجارهای نهادها را تغییر دهید تا مردم تغییر کنند. این را قبول ندارم. می گویم باید مردم را تغییر داد، تک تک مردم اگر تغییر کنند، آن گاه نهادها هم تغییر خواهند کرد.

با چه فرآیندی این امر امکان پذیر است؟

- فقط از طریق تعلیم و تربیت، یعنی اصلاح تمام سازمان ها و افرادی که در امر تعلیم و تربیت دخالت دارند، از آموزش و پرورش و آموزش عالی و صدا و سیما و مطبوعات و خطبا و سخنرانان و پدر و مادر و دیگران. به تعبیر سقراط علموهم و کفی، یعنی فقط به مردم یاد بده، همین کافی است. از این نظر طرفدار جان دیویی هستم که به دموکراتیزه کرده آموزش و پرورش قائل است. اگر هر انسانی از حداقل آ»وزش و پرورش یک شهروند خوب بودن برخوردار شود، همه چیز تمشیت می شود و نیازی به قوه قهریه و انقلاب نداریم.

به نظر شما محورهای اصلی این تعلیم و تربیت چه باید باشد که بتواند بر این مسائل فائق آید؟

- من در چهار جلسه با عنوان فلسفه تعلیم و تربیت این اصول را گفته ام که ما باید پنج کار را انجام دهیم تا به این اهداف نائل آییم. خوانندگان می توانند به متن آن سخنرانی ها که در سایت های مجازی موجودند مراجعه کنند.

قدرت خرید ایرانی ها کاهش یافت

آسوشیتدپرس گزارش داد؛
خبرگزاری مهر: در گزارش آسوشیتدپرس آمده است: این هفته پول ملی ایران به ۴۱۶۰۰ تومان در برابر یک دلار سقوط کرد که کمترین میزان در تاریخ این کشور است.  

بر اساس این گزارش در حالی که کاهش ارزش پول ایران می‌تواند تا حدودی صادرات این کشور را در بازارهای جهانی جذاب‌تر کند اما از سوی دیگر مفهوم این افت ارزش این است که پس‌انداز مردم هم کم ارزش می‌شود. در این راستا نگرانی‌ها درباره اینکه رئیس جمهور جدید آمریکا دونالد ترامپ با مسأله هسته‌ای ایران چگونه برخورد خواهد کرد نیز نگرانی‌هایی را برای پول ملی این کشور ایجاد کرده است.  

یک فردی که خود را بابایی معرفی می‌کند و ساکن تهران است به خبرنگار آسوشیتدپرس گفت: مطمئناً کاهش ارزش پول ایران تأثیر منفی بر نحوه زندگی مردم خواهد داشت. چرا که بسیاری از کالاهای خارجی را ایران وارد می‌کند و بسیاری از مایحتاج مردم وارداتی است و این مسأله حتی تأثیر روانی هم بر مردم می‌گذارد.

گزارش آسوشیتدپرس حاکی است طی ۱۰ سال ارزش پول ایران از ۹۲۰ تومان در برابر یک دلار به ۴۱۶۰ تومان کاهش یافته که این حدود ۴۵۰ درصد افت ارزش است. بخش زیاد این کاهش ارزش در سال ۲۰۱۲ اتفاق افتاد، زمانی که آمریکا به خاطر مسائل هسته‌ای بانک‌های جهانی را از همکاری با ایران ممنوع کرد و اتحادیه اروپا تحریم‌های نفتی را علیه این کشور اعمال کردند.  

دلایل زیادی برای کاهش ارزش ریال وجود دارد. از زمانی که ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا اعلام شد دلار در این کشور تقویت شده است، ‌از سوی دیگر ترامپ در کمپین‌های تبلیغاتی خود بارها اعلام کرده که توافق هسته‌ای با ایران را قبول ندارد و مذاکرات جدیدی را آغاز خواهد کرد و این مسأله به ابهام در آینده این توافق دامن زده است. همچنین دولت ایران طی سال‌های گذشته بازار ارز را دستکاری می‌کرد تا کسری بودجه دولت را پوشش دهد. این کار را انجام می‌دهد که از تفاوت بین نرخ دولتی و نرخ بازار ریال بیشتری از فروش نفت به دست آورد. اقدامی که در بازارهای جهانی معروف به آربی‌تراژ است.

حسن سلیمی از اتاق بازرگانی ایران می‌گوید: مسأله آربی‌تراژ می‌تواند یک بازی باشد.

سلیمی همچنین گفت: دولت معتقد است که می‌توانست نفت را به قیمت ۶۵ تا ۷۰ دلار در سال ۲۰۱۷ بفروشد اما اکنون مسلم است که قیمت نفت در محدوده ۵۰ دلار خواهد بود بنابراین برای اصلاح این کسری نرخ مبادله را افزایش داده است.  

فاضلی: نتوانستیم جلوی رانت را بگیریم

خبرگزاری تسنیم: علی فاضلی در نشست خبری رؤسای اتاق‌های بازرگانی، تعاون و اصناف ایران گفت:  اصناف کشور سهم 25 درصدی در بخش اشتغال کشور را دارند و باعث ایجاد 6.5 میلیون شغل شده اند.

رئیس اتاق اصناف ایران تاکید کرد: انتظار ما از دولت این است که گره‌های موجود پیش پای بنگاه‌ها را باز کند، چرا که بیش از 2 هزار دستورالعمل برای گرفتن مجوز سر راه ایجاد اشتغال است.مجلس و دولت باید کمک کنند تا این سدها برای توسعه فضای کسب و کار برداشته شود.

وی تصریح کرد: در سال 92-91 یکی از مشکلات اصناف این بود که در شرایط رکود تورمی و بیکاری حاکم بر جامعه افزایش مالیات جایی از اعراب ندارد.

فاضلی یادآورشد: در یک سال اخیر خوشبختانه تعامل بین اصناف و نظام مالیاتی کشور به حد بسیار خوبی رسیده و حدود 80 درصد مشکلات حل شده و این سازمان در صدور برگ مفاصاحساب مالیاتی همکاری بسیار خوبی با اصناف داشته است.

وی با بیان اینکه  دولت گوش شنوا دارد اما مشکلات فراوان است و همه را سر این دولت خالی کرده اند گفت: دولت 2 میلیون و اندکی نان خور دارد و روز به روز فربه تر می‌شود و کوچک کردن این مجموعه کارسختی است و نتوانستیم جلوی رانت موجود در دولت را بگیریم.

اینفوگرافیک: دولت یازدهم رکورددار گرانترین دلار

اینفوگرافیک: دولت یازدهم رکورددار گرانترین دلار


در روزهای اخیر قیمـــت دلار به بالای ۴۱۰۰ تومان رسیده که رکورد تــاریخی برای دلار محسوب می‌شود.

بنابراین تاکنون دولت یـــــازدهم را بـاید رکورددار گــرانترین دلار دانست؛

دولتـــی که بــرای ارزان کــردن دلار شعـــار می‌داد.


اینفوگرافیک: دولت یازدهم رکورددار گرانترین دلار

واردات کاغذ سیگار از فرانسه و ترکیه

باشگاه خبرنگاران جوان: بر اساس آمار گمرک در 7 ماه منتهی به مهر ماه سال جاری بیش از 5  تن  کاغذ سیگار به ارزش دلاری 53,905 و ارزش ریالی 1,659,082,482 وارد کشور شده است.

کشور فرانسه با صادرات 2 تن و 763 کیلوگرم  کاغذ سیگار به کشور با ارزش دلاری 32,378 و ارزش ریالی  996,169,243 در رتبه اول و  پس از آن ترکیه با صادرات 825 کیلوگرم به کشور با ارزش دلاری  7,949 و ارزش ریالی 240,544,764 در رده دوم قرار دارد.
 
واردات کاغذ سیگار از فرانسه و ترکیه

شاخص کیفیت زندگی در ایران بهبود یافت

خبرگزاری ایرنا: شاخص کیفیت زندگی در ایران در سال 2015 برابر با 80 بود که در سال 2016 با 31 رتبه بهبود به 49 رسید.
 
بیشترین عامل موثر بر بهبود رتبه ایران در کیفیت زندگی سه شاخص قدرت خرید، قیمت مصرف کننده و نسبت قیمت دارایی به درآمد (هرچه پایین تر بهتر) است.
 
بر اساس گزارش «شاخص کیفیت زندگی در جهان در سال 2016 میلادی» که وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی منتشر کرده، رتبه شاخص کیفیت زندگی در ایران 49 در میان 61 کشور جهان است.
 
شاخص کیفیت زندگی مقوله ای میان رشته ای، پیچیده و چند بعدی و مرتبط با جنبه های ذهنی و عینی است که تعاریف و مفاهیم متعددی از آن ارایه شده است.
 
کیفیت زندگی در برگیرنده ابعاد روانی است که شاخص هایی همچون رضایت، شادمانی و امنیت را در بر می گیرد و آن را رضایت اجتماعی نیز می نامند.
 
بالاترین شاخص کیفیت زندگی در میان 61کشور جهان متعلق به کشور دانمارک با 201.53 و کمترین در کشور ویتنام با 31.48 است.
 
همچنین 10 کشور برتر جهان شامل، دانمارک، سوییس، استرالیا، نیوزیلند، آلمان، اتریش، هلند،اسپانیا، فنلاند و امریکا است.
 
کشورهای برزیل، چین، پاکستان، سنگاپور، مصر ،روسیه، اوکراین، اندونزی، فیلیپین، مالزی، تایلند و ویتنام پایین تر از ایران به لحاظ کیفیت زندگی قرار دارند.
 
شاخص های کیفیت زندگی شامل شاخص های قدرت خرید مردم، ایمنی، مراقبت های بهداشتی، قیمت مصرف کننده، نسبت قیمت دارایی به درآمد، زمان ترافیک شهری، آلودگی و آب و هوا است.
 
شاخص های یاد شده به نوعی با یکدیگر مرتبط هستند .به عنوان مثال شاخص زمان ترافیک شهری که اشاره به مدت زمان سپری شده در رفت و آمدهای درون شهری دارد با شاخص آلودگی در ارتباط است.
 
سنگینی ترافیک در سطح معابر شهری موجب افزایش آلودگی های محیطی می شود و به این طریق کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.
 
شاخص قیمت مصرف کننده با نرخ تورم سنجیده می شود. این شاخص بر روی شاخص قدرت خرید مردم تاثیر دارد.
 
افزایش نرخ تورم پس از هدفمندی یارانه ها در کشور رخ داد که موجب کاهش قدرت خرید مردم شد.
 
شاخص قیمت مصرف کننده در سال های 2015 تا 2016 از 44.53 به 38.21 و شاخص زمان ترافیک شهری از 47.44 به 49.17 افزایش یافته که در نهایت موجب افزایش شاخص آلودگی از 82.28 به 83.65 شده است.
 
شاخص مراقبت های بهداشتی در فاصله دو سال یاد شده، از 50.12 به 50.13 (اندکی بهبود)رسیده است.
 
بر اساس این گزارش،بین چهار کشور ایران، مصر، چین و مقدونیه ایران با 31 رتبه بیشترین میزان پیشرفت را در میان این کشورها داشته است.
 
همچنین بیشترین میزان پسرفت در شاخص کیفیت زندگی در سال های یاد شده در کشور قطر با 21 رتبه تنزل بوده است. شاخص کیفیت زندگی در کشورهای سنگاپور، امارات متحده عربی و عربستان بین 19تا 14رتبه تنزل یافته است.

دستاوردهای دولت روحانی از نگاه رویترز

خبرگزاری ایرنا: خبرگزاری رویترز امروز درگزارشی درحالی تثبیت ریال و کاهش نرخ بی سابقه تورم را از جمله دستاوردهای اقتصادی دولت حسن روحانی برشمرد که برخی رسانه های داخلی با حذف و سانسور این موارد از این گزارش سعی کردند به نحو دیگری مطلب را القا کنند.
 
 این خبرگزاری در گزارش خود آورده است : نوسان اخیر در نرخ ارز ممکن است پیش از انتخابات سال آینده به موضوعی سیاسی و برای بهره برداری مخالفان دولت تبدیل شود.
 
رویترز با بیان اینکه 'پول ایران دوشنبه (دیروز) در برابر دلار به حد پایین جدیدی رسید که نشانه ای از نگرانی درباره ایجاد مشکل برای جذب پول خارجی پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ است'، افزود: این در حالیست که مسئولان هر گونه ارتباط بین نتیجه انتخابات آمریکا و کاهش ارزش ریال را رد می کنند.
 
محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت روز دوشنبه گفت که علت کاهش ارزش ریال 'مسائل روانی' است و دولت امیدوار است ارزش ریال در چند روز آینده افزایش یابد.
 
نرخ برابری ریال در برابر دلار روز دوشنبه به 41500 ریال رسید، در حالی که این رقم روز یکشنبه 41250 ریال و اواسط سپتامبر 35570 ریال بود. دلالان می گویند پیش از ماه جاری رکورد نرخ پایین برابری در اواخر سال 2012 بود که هر دلار با حدود 40000 ریال معاوضه می شد.
 
اقتصاددان ها می گویند این کاهش ارزش ریال چند علت دارد از جمله قدرتمندی دلار در برابر بسیاری از ارزها در هفته های گذشته و همچنین وضع نامعلومی پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ایران.
 
اقتصاددانها در عین حال تاکید می کنند که انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا در انتخابات نوامبر گذشته یکی از عوامل اصلی این موضوع است. ترامپ گفته است توافق بین ایران و قدرت های جهانی را لغو می کند. این توافق برنامه هسته ای ایران را محدود و همچنین در ژانویه سال جاری میلادی تحریم ها بر اقتصاد ایران را برداشت.
 
این اقدام (لغو توافق هسته ای) از تلاشهای ایران برای جذب دهها میلیارد دلار اعتبارات خارجی برای نوسازی اقتصاد این کشور جلوگیری خواهد کرد. ورود سرمایه از ماه ژانویه تاکنون کمتر از حد انتظار دولت ایران بوده و علت این امر تا حدی هراس بانک های بین المللی از ایجاد مشکلات حقوقی با آمریکا برای آنها در صورت کار با ایران بوده است.
 
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که واشنگتن توافق هسته ای را لغو نخواهد کرد اما تحریم های باقی مانده علیه ایران را با شدت بیشتری اجرا خواهد کرد. حداقل این است که نااطمینانی درباره قصد و نیت آمریکا می تواند موجب احتیاط بیشتر شرکت ها در سراسر جهان برای معامله با ایران و سرمایه گذاری در این کشور شود.
 
در همین حال فعالان اقتصادی بازار ارز در چندین صرافی در تهران به رویترز گفتند که در هفته های اخیر شاهد افزایش ناگهانی در تقاضا برای دلار نبوده اند که معنی این حرف این است که کاهش نرخ برابری ریال ممکن است علت های دیگری داشته باشد.
 
دولت روحانی پس از سالها بی ثباتی در وضعیت پولی توانست ارزش پول ایران را تثبیت کند و این امر به کاهش تورم از میزان بی سابقه بالای 40 درصد به زیر 10 درصد کمک کرد.
 
در ایران علاوه بر نرخ مبادله در بازار آزاد یک نرخ رسمی هم وجود دارد که برای هر دلار 32317 ریال برای برخی معاملات دولتی است. افزایش اختلاف بین نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد موجب خارج شدن پول از سیستم رسمی بانکی می شود و دولت در اقدامی برای مقابله با آن روز شنبه برخی بانکها را مجاز کرد که با نرخ آزاد کار کنند.

دستگیری تعدادی از هنرمندان در پارتی مختلط

دادستان تهران:
باشگاه خبرنگاران جوان: به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران،بیست و دومین نشست شورای معاونان دادستانی تهران با موضوع اجرای احکام، روز دوشنبه ششم دی‌ماه سال جاری با حضور معاونان دادستان، سرپرستان نواحی دادسرای تهران، سرپرستان دوایر نظارت زندان‌ها و قضات اجرای احکام چند ناحیه از دادسرای تهران، به ریاست عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران برگزار گردید.

دادستان تهران ضمن تبریک تولد حضرت عیسی (ع) و گرامیداشت سالگرد حماسه نهم دی و قدردانی از حضور مردم که در خاموش کردن آتش فتنه در سال 88 نقش مؤثر داشته، اعلام کرد: در این روز توطئه دشمنان که تصور می‌کردند با اعتراض‌های خیابانی می‌توانند به نظام ضربه بزنند، با حضور آگاهانه مردم خنثی شد.

تفهیم اتهام محاربه به سارقان مسلح

جعفری دولت‌آبادی به منظور اطلاع‌رسانی پیرامون پرونده‌های مفتوح طی هفته گذشته در دادسرای تهران، به دستگیری اعضای یک باند سرقت مسلحانه در چند روز اخیر اشاره کرد و با اعلام این‌که اعضای باند طی ده روز سرقت مسلحانه از مغازه‌ها انجام دادند که 9 فقره سرقت در روز 22 آذر ارتکاب یافته بود، در خصوص شگرد سارقان اظهار داشت: اعضای این باند که در قرچک ورامین ساکن بودند، شب‌ها با همراه داشتن سلاح گرم به شهر تهران وارد شده و به ویژه در ساعات پایانی شب با ورود به مغازه‌ها و صنوف مختلف، مرتکب سرقت می‌شدند.

وی با اشاره به نحوه ارتکاب سرقت‌ها که به نحو مسلحانه و با ایجاد رعب و وحشت میان مردم و مغازه‌دارها و سلب امنیت عموم همراه بوده، اقدام آنان را مصداق محاربه دانست و افزود: در این نوع پرونده‌ها که مشتمل بر جرایم خشن و مهم است، سرعت رسیدگی از اهمیت زیادی برخوردار است و در خصوص این پرونده، سرعت عمل و تلاش پلیس و سرپرست دادسرای ویژه سرقت قابل تقدیر است.

دادستان تهران ضمن اعلام کشف چندین سلاح کمری و فشنگ از دستگیرشدگان، از ارجاع این پرونده به شعبه اول بازپرسی دادسرای ویژه سرقت و تفهیم اتهام محاربه به متهمان خبر داد.

برخی بانک‌ها در اعطای تسهیلات مطابق مقررات عمل نمی‌کنند

 جعفری دولت‌آبادی به موضوع مفاسد اقتصادی پرداخت و در این راستا به چند اقدام مهم دادسرای تهران طی هفته گذشته اشاره کرد که از جمله بدهکاران کلان بانکی بود.

وی با اظهار این‌که عده‌ای با توجیه و ادعای مشارکت در تولید و ساخت کارخانه، منابع عظیمی را از بانک‌ها خارج کرده و مسترد نمی‌نمایند و برخی با ادعای ورشکستگی و یا با زد و بند و استفاده از رانت، استرداد وجوه را به تأخیر انداخته و تسهیلات دریافتی را در محلی غیر از موضوع تسهیلات هزینه کرده‌اند، در خصوص علت بالا بودن بدهی‌های بانکی گفت: برخی بانک‌ها در اعطای تسهیلات مطابق قانون و به طور واقعی عمل نمی‌کنند و به عنوان مثال ملکی را به چند برابر قیمت و یا کارخانه‌ای را که هنوز تأسیس نشده با ارزیابی به قیمت آتی به عنوان وثیقه دین می‌پذیرند.

دادستان تهران ارتکاب چنین تخلفاتی را از سوی برخی مسوولان بانک‌ها، زمینه‌ساز ظهور ابر بدهکاران بانکی دانست و هشدار داد که با ادامه چنین وضعیتی، تعقیب برخی مسوولان بانکی به عنوان معاونین جرم قابل توجیه خواهد بود به ویژه در مواردی که اقدامات آن‌ها در فرایند اعطای تسهیلات غیرمتعارف باشد.

الزام بانک‌ها به پذیرش اموال بدهکاران کلان به جای بدهی

جعفری دولت‌آبادی به اقدامات دادسرای تهران در مقابله با مفاسد اقتصادی و پیشگیری از تشکیل چنین پرونده‌هایی طی هفته اخیر اشاره کرد و با اظهار این‌که اخیراً دو اقدام در مورد جرایم اقتصادی انجام شده است، اظهار داشت: در جلسه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی پیشنهاد دادستانی تهران دائر بر الزام بانک‌ها به پذیرش اموال بدهکاران کلان به جای بدهی پس از ارزیابی کارشناسی، مورد پذیرش قرار گرفت و مصوب گردید. اقدام دیگر دادستانی تهران تعقیب قضایی بدهکاران کلان بانکی در دادسرای پولی-بانکی است که امیدواریم با همکاری بانک مرکزی و مدیران بانک‌ها در استرداد وجوه بانک گام‌های جدی‌تری برداشته شود.

انتقال 5 هزار و 100 میلیارد تومان از اموال گروه رستمی صفا به بانک پارسیان

وی ارائه این پیشنهاد از سوی دادستانی را مسبوق به امتناع برخی بانک‌ها از پذیرش اموال بدهکاران بانکی دانست و به عنوان نمونه، به اقدامات اخیر دادستانی در پرونده گروه رستمی صفا اشاره کرد و افزود: نامبرده شش تا هفت هزار میلیارد بدهی بانکی با احتساب خسارت تأخیر تادیه داشته و پس از دستگیری و بازداشت اولیه، قول همکاری داد و در این راستا اموالی را به بانک منتقل نمود، اما با آزادی از طریق تودیع قرار وثیقه، در مقابل استرداد وجوه بانک مقاومت نمود که پس از بازداشت مجدد با اعطای وکالت رسمی، تا کنون 5 هزار و 100 میلیارد تومان از اموال خود را به بانک پارسیان منتقل نموده است.

دادستان تهران با احصاء برخی از اموال منتقل شده به شاکی در پرونده گروه رستمی صفا شامل کارخانه‌های ذوب نورد البرز تاکستان، صفا طوس، گالوانیزه سروش ری، گروه صنعتی آمل و شرکت صنعتی تولیدی استاد جمعاً به مبلغ 710 میلیارد تومان، از انتقال کارخانجات نورد و لوله صفا، نورد و پروفیل ساوه، سازه‌های فلزی صفا و ساختمان دفتر مرکزی واقع در بلوار کشاورز در مجموع به مبلغ 2 هزار و 950 میلیارد تومان به بانک پارسیان خبر داد.

 جعفری دولت‌آبادی هم‌چنین به توافق میان بانک و متهم در خصوص انتقال شرکت نورد و پروفیل ادبیکو واقع در ابوظبی، زمین متعلق به شرکت کارون واقع در استان خوزستان و شرکت کشت و صنعت صفا واقع در محمودآباد در مجموع به ارزش یک هزار و 450 میلیارد تومان اشاره کرد و افزود: وکالت‌نامه‌های مربوط به این اموال و شرکت‌ها از جانب مالکان امضا شده و حسب توافق، اموال مذکور به صورت قطعی به بانک‌ واگذار ‌گردید که جمع این اموال پنج هزار و یک‌صد میلیارد تومان است. وی افزود انتقال اموال نامبرده به بانک از طریق اعطای وکالت و در قالب عقد صلح یا اجاره به شرط تملیک انجام شده است.

 جعفری دولت‌آبادی بر عزم دادستانی تهران برای ادامه این شیوه به منظور استرداد بدهی‌های بدهکاران کلان بانکی تأکید نمود و ضمن توصیه به بانک‌ها در جهت همکاری با دادستانی و پذیرش اموال بدهکاران، این راهکار را مناسب‌تر از مواجه شدن بانک‌ها با احکام ورشکستگی بدهکاران و یا انتقال اموال از سوی آن‌ها به خارج از کشور به شمار آورد. وی تأکید کرد در صورت عدم همکاری بدهکاران بانک از طریق تعقیب قضایی اقدام خواهد شد.

طرح شکایت بانک سرمایه از بدهکاران بانکی

دادستان تهران بر ضرورت اعلام شکایت از سوی بانک‌ها علیه بدهکاران کلان بانکی تأکید نمود و از طرح شکایت بانک سرمایه در پی اعتراض دادستانی تهران طی هفته گذشته خبر داد و افزود: در بانک سرمایه، ده نفر قریب به 4 هزار میلیارد تومان تسهیلات اخذ کردند و آقای م.ج که روز دوشنبه (6/10/1395) بازداشت شد و 1200 میلیارد تومان بدهی دارد، با فرزندان برخی مسوولان ارتباط برقرار کرده بود، اما این گونه اقدامات مانع از تعقیب قضایی وی نشده است.

دادستان تهران خطاب به بدهکاران کلان بانکی هشدار داد که: «هر جا بروید و به هر کس وصل شوید، چنان‌چه پول‌های مردم را مسترد نکنید، تحت تعقیب قرار خواهید گرفت» و در ادامه خطاب به بانک‌ها افزود: وام‌های غیرواقعی ندهید، شکایت کنید، در میدان مبارزه بمانید و پیگیری کنید.

 جعفری دولت‌آبادی با تأکید بر این‌که، دادستانی با اعطای تسهیلات برای شکوفایی تولید مخالف نیست، اظهار داشت: واقعیت این است که تسهیلات کلان دریافتی نه در جهت تولید، بلکه در ساختمان‌سازی و خرید و فروش طلا و ارز و مانند آن به کار گرفته شده است.

وی این اقدامات را سرآغاز مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی خواند و با اعلام این‌که ما عهد کرده‌ایم وجوه و سپرده‌های مردم در بانک‌ها را برگردانیم، از بانک مرکزی و مدیران خواست این مبارزه را جدی بگیرند.

افزایش ناامنی، سلب اعتماد و ضربه زدن به هویت فرهنگی

دادستان تهران با اشاره به جرایم ارتکابی در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، هدف از این اقدامات را افزایش ناامنی‌ها، سلب اعتماد مردم از مسؤولین و ضربه زدن به هویت فرهنگی انقلاب اسلامی ارزیابی نمود .

 جعفری دولت‌آبادی با اشاره به ناامیدی و ناکامی دشمن از موفقیت در حوزه‌های نظامی، اعمال تحریم‌ها، هجمه‌های اقتصادی و فشارهای سیاسی، اظهار داشت: امروزه معاندین به استحاله در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی دل خوش کرده و فکر می‌کنند با این اقدامات جمهوری اسلامی از محتوا خالی می‌شود.

دکتر جعفری دولت‌آبادی از جمله راهکارهای استحاله فرهنگی به زعم دشمن را، تغییر سبک زندگی مردم و ترویج ولنگاری فرهنگی دانست، در تبیین مقاصد معاندین نظام اظهار داشت: عده‌ای فکر می‌کنند نسل دهه سوم که امروزه وارد عرصه سیاسی کشور شده است باید به گونه‌ای تغییر هویت فرهنگی دهد که خود مانعی در مقابل جمهوری اسلامی باشد. وی خاطر نشان کرد فساد در حوزه‌های مختلف می‌تواند موجب کاهش اعتماد مردم به مسؤولین گردد.

مقابله با باندهای فساد و فحشا  

دادستان تهران به نقل از گزارش سرپرست دادسرای ارشاد به برخی آمارها در حوزه مفاسد اخلاقی مربوط به شهر تهران و در مقطع زمانی ده ماهه اول سال جاری اشاره کرد که از آن جمله، مقابله با 133 باند فساد و فحشا، 65 پارتی، کشف 200/186 لیتر مشروب الکلی ساخت داخل و 29800 بطری مشروب خارجی، جمع‌آوری 000/926 عدد تجهیزات دریافت از ماهواره و 2 میلیون و 370 هزار محصولات ضد فرهنگی بود.  

دادستان تهران از مقابله با 48 باند مرتبط با محصولات ضد فرهنگی خبر داد و با اعلام این‌که آمار پیش گفته صرفاً مربوط به شهر تهران است که موید سرمایه‌گذاری دشمن در جهت استحاله فرهنگی نسل جوان به سمت فساد و فحشا است، افزود: این آمار تا حدی نشان دهنده تلاش برای تغییر فرهنگ و رفتار مردم و جوانان است و اگرچه در برابر قدرت و عظمت انقلاب اسلامی ناچیز است، اما هشداری به مسوولان است تا در حوزه مبارزه با مفاسد اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی ورود جدی‌تری داشته باشند.  

برگزاری پارتی مختلط با حضور برخی ورزشکاران و هنرمندان

جعفری دولت‌آبادی به دو پرونده فساد اخلاقی که طی دو هفته اخیر در دادسرای تهران مفتوح شده اشاره کرد که اولی مربوط به برگزاری مراسم مختلط و مشروب‌خواری در یک کافی شاپ واقع در مرکز شهر تهران بود و موضوع پرونده دوم که طی هفته گذشته مفتوح گردیده، برگزاری پارتی مختلط با حضور برخی هنرمندان بود.

وی از ورزشکاران و هنرمندان خواست در چنین جلساتی حضور نیابند و افزود: شما به عنوان الگوی جوانان باید مراقب رفتارهایتان باشید و بیشترین اثر سوء چنی اتفاقاتی، بدآموزی برای جوانان است.

 جعفری دولت‌آبادی خویشتن داری دادستانی در عدم اعلام اسامی دستگیرشدگان را ناشی از محدودیت‌های موجود در قوانین دانست و ضمن اشاره مجدد به مقاصد سوء دشمن در ایجاد ولنگاری و استحاله فرهنگی، علت دیگر ارتکاب چنین جرایمی را، پایین بودن هزینه‌های مجازات دانست و به نقل از یکی از متهمان پرونده‌های اقتصادی گفت: این متهم مدعی بود مجازاتی که دادگاه برای اتهامات مقرر می‌کند چند سال حبس است اما آن‌هایی که مرا را به ارتکاب جرم هدایت کردند، هزینه‌های من و خانواده‌ام را تامین می‌کنند و لذا اشکال کار جای دیگر است.

محاکم نباید اقدامات دادستانی را خنثی کنند

دادستان تهران با تأکید بر ضرورت افزایش هزینه‌ها برای مجرمان اقتصادی و باندهای فساد و فحشا به گونه‌ای که در ارزیابی سود حاصل از جرم و زیان ناشی از مجازات، ترک جرم را انتخاب نمایند، به عنوان راهکار اظهار داشت: محاکم نباید اقدامات دادستانی را خنثی کنند مانند اقدام اخیر یکی از شعب دادگاه در رفع توقیف از رستورانی در تهران که چندی پیش توسط دادستانی بسته شده بود.

درخواست مجازات تکمیلی برای متهمان

وی از سرپرستان نواحی دادسرا خواست در کیفرخواست‌های صادره برای چنین پرونده‌هایی، درخواست تعیین مجازات تکمیلی علاوه بر مجازات اصلی را بنمایند و دادگاه‌ها را به پیش‌بینی محرومیت‌های اجتماعی مانند محرومیت از دریافت کارت بازرگانی یا نظایر آن توصیه نمود.

علل ورود قوه قضاییه به حقوق‌های نجومی

 جعفری دولت‌آبادی در خصوص پرونده حقوق‌های نجومی اطلاع‌رسانی نمود و با انتقاد از برخی مسوولان که اعلام داشته‌اند موضوع حقوق‌های نجومی مربوط به دیوان محاسبات می‌باشد،  اظهار داشت: قوه قضاییه این توجه را دارد که به جای دولت عمل نکند، اما وقتی جامعه با طرح یک سؤال و مساله بزرگ، با شوک مواجه شود و موجب سلب اعتماد مردم فراهم ‌گردد، قوه قضاییه و دادستانی مکلف به ورود است.

وی با خاطر نشان نمودن این‌که مردم به نظام اسلامی اعتماد دارند و ما نباید به این اعتماد لطمه وارد کنیم، از تغییر رویکرد مسوولان دولتی در موضوع حقوق‌های نجومی انتقاد کرد و در توضیح اقدامات دادستانی نسبت به این پرونده اظهار داشت: رسیدگی در مراجع قضایی دارای فرایندی است و وقتی موضوعی به بازپرس ارجاع می‌شود، باید مطابق قانون رسیدگی نموده و اتخاذ تصمیم نهایی نماید. لذا نمی‌توان از یک طرف با طرح موضوع حقوق‌های نجومی جامعه را با پرسش مواجه نمود و پس از ورود قوه قضاییه و دادستانی تهران به موضوع، اقدامات قضایی را دخالت در دستگاه دیگری به شمار آورد.

وی با اشاره به این‌که جمهوری اسلامی بر اساس عدالت و ارزش‌های علوی تشکیل شده است اظهار داشت: نباید با بیان برخی اظهارات برخورد با این گونه مسائل به سخره گرفته شود. دادستان تهران تأکید کرد: قوه قضائیه فارغ از  جوسازی‌های سیاسی اقدام خواهد کرد و در مواردی که جرم ارتکاب یافته باشد، مرجع قضایی متهم را تعقیب می‌کند؛ چراکه وظیفه مراجع قضایی برخورد با جرایم است. قوه قضاییه دستگاه سیاسی نیست که امروز حرفی بزند و فردا حرفی دیگر، بلکه مرجع قضایی با بررسی اظهارات و مستندات جرم یا جرم نبودن موضوع اعلامی را مشخص می‌کند، بنابراین مناسب است همه مسئولان اجازه دهند که دستگاه قضایی وظیفه خود را انجام دهد.

دادستان تهران با اعلام این‌که تا کنون 40 نفر احضار و از آن‌ها تحقیق شده است، به اظهارات برخی احضارشدگان طی چند روز اخیر که غالباً پزشک بوده‌اند اشاره کرد و از جمله اظهار داشت: یکی از افراد که عضو هیات علمی است، حقوق خود را 70 میلیون تومان اعلام نموده که 19 میلیون تومان آن حقوق و الباقی آن کارانه پزشکی بوده است. دادستان تهران میزان حقوقی دریافتی افرادی که ظرف چند روز اخیر از آن‌ها تحقیق شده است از 20 میلیون تا 70 میلیون تومان نوسان داشته است.

 جعفری دولت‌آبادی رویکرد دادستانی تهران در رسیدگی به این پرونده را سرعت بخشیدن به رسیدگی اعلام نمود و در خصوص حقوق‌های اعلامی از سوی سازمان بازرسی کل کشور برای پزشکان، اظهار داشت: دادستانی در تشخیص متعارف بودن فیش‌های حقوقی پزشکان، بهره‌وری ناشی از انجام جراحی پزشکی را لحاظ خواهد کرد.

دادستان تهران به پرونده املاک شهرداری نیز پرداخت و تعداد افراد احضار شده در این پرونده را تا روز دوشنبه (6/10/1395) 57 نفر اعلام کرد.

وی به اظهارات برخی از متهمان اشاره نمود که از آن جمله یکی از آن‌ها که ملکی در غرب تهران به وی واگذار شده بود، بیان داشته که مطابق مقررات ملک را دریافت نموده و صرفاً به خاطر مشکل معلولیت برادرش، از 25 درصد تخفیف برخوردار گردیده است.

دکتر جعفری دولت‌آبادی به اظهارات چند نفر دیگر و از جمله یکی از اعضای شورای شهر مبنی بر این‌که هیچ ملکی از شهرداری دریافت نکرده‌اند، اشاره کرد.

لزوم خودداری از گفت‌وگو با شبکه‌های معاند

دادستان تهران طبق رویه پیشین از رسانه‌ها و مسوولان خواست که از انتشار یا بیان مطالب خلاف واقع خودداری نمایند و ضمن اعلام این‌که نشر اکاذیب و ایراد افترا و توهین جرم محسوب می‌شود، ارتکاب چنین جرایمی از طریق مصاحبه با شبکه‌های معاند را متضمن تعقیب قضایی دانست و اعلام کرد اخیراً برای برخی از افرادی که با یکی از شبکه‌های معاند مصاحبه کرده بود کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه ارسال شده است.

خود بزرگ‌ بینی؛ دلیل اعتیاد دختران ایرانی


روزنامه آرمان - رامین علیزاده: استعمال و گرایش به مواد مخدر برای دختران به این دلیل که آنها مادران آینده و کانون خانواده هستند، زنگ خطری جدی برای جامعه به شمار می‌رود.
 
فاطمه ذوالقدر، عضو هیات رئیسه کمیسیون فرهنگی و عضو فراکسیون زنان مجلس می‌گوید: «در راستای برنامه‌های دولت یازدهم برای جلوگیری از اعتیاد زنان یا درمان آنها، تفاهمنامه‌هایی با نهادهای متولی امر منعقد شده و اقدامات مناسبی در زمینه ارتقای وضعیت زنان کشور صورت پذیرفته که خوشبختانه گزارش‌های امیدوارکننده‌ای در این حوزه دریافت شده است.»
 
به طور کلی در همه جوامع معتادان مرد بیشتر از معتادان زن هستند، اما به هرحال گرایش به اعتیاد در میان زنان و دختران وجود دارد. با این اوصاف ارزیابی شما از اوضاع کنونی چیست؟ این حد از اعتیاد طبیعی است یا باید نگران باشیم؟
 
امروزه افزایش اعتیاد در میان زنان به واقعیتی تلخ و غیرقابل انکار تبدیل شده است و نمی‌توان آن را انکار و از کنار آن به سادگی عبور کرد. براساس آمار حدود ۷۰ درصد زنان معتاد به واسطه اعتیاد همسران خود، فشار، ترس و همدردی با آنها، اقدام به توزیع یا مصرف مواد مخدر می‌کنند. پنهانی بودن موضوع اعتیاد زنان نسبت به مردان یکی از موانع درمان آنها به شمار می‌آید. گرفتار شدن زنان در دام اعتیاد دارای آسیب‌های چند بعدی است. این آسیب‌ها نه تنها در سطح فردی بلکه در کشوری مذهبی مانند ایران که اساس خانواده بر پایه زنان است و زن اساس و ستون یک خانواده محسوب می‌شود، به منزله متزلزل شدن بنیان خانواده است و این مشکل فردی، ابتدا آسیب‌هایی به بنیان خانواده می‌زند و متعاقبا جامعه را متاثر از خود خواهد کرد.
 
طی دهه گذشته، میزان مصرف مواد صنعتی نسبت به مواد مخدر سنتی از ۳ درصد به ۲۵ درصد رسیده که در این میان، تمایل زنان به ۲ برابر افزایش یافته است. زنانه شدن اعتیاد یک موضوع بسیار خطرناک است؛ دلیل گرایش برخی زنان معتاد به مواد مخدر در ابتدای امر به دلیل مصرف داروهای کاهش وزن بود که پس از آن خود را در دام مواد صنعتی گرفتار دیدند. گروه دیگری از زنان، زنان بی خانمان هستند که از سوی خانواده طرد شده اند و زمانی که احساس قربانی شدن به آنها دست می‌دهد، درصدد قربانی کردن دیگران نیز بر‌می‌آیند که این معضلی خطرناک برای جامعه حال حاضر کشورمان است.
 
این زنان در ابتدا به طرف رفتارهای جنسی پرخطر سوق یافته و متعاقبا برای تداوم زندگی خود و دوام در شرایط بی سرپرستی و بی خانمانی به طرف مصرف مواد مخدر و پس از آن، خرید و فروش مواد و جسم خود هدایت می‌شوند. اعتیاد زنان پیامدهای ناگواری دربردارد که ابتلا به بیماری‌های روانی، جسمی و جنسی از آن جمله هستند.
 
آیا می‌توان گرایش به مواد مخدر در میان دختران را به مثابه عملی در راستای نزدیک شدن به مردان و شباهت به آنها دانست؟ منظورم نوعی فرار از زن بودن و نابرابری‌هاست.
 
در طول تاریخ با وجود تاکیدات دین مبین اسلام بر تساوی حقوق زنان و مردان، واقعیتی تلخ رخ داده و این تساوی تحقق نیافته و زن در بسیاری موارد به عنوان جنس دوم و زیردست شناخته شده است و نکته تلخ‌تر آنکه به عنوان کالا در اختیار مرد قرار گرفته اند. بنابراین در عصر جدید و با تغییرات جهانی و شکل‌گیری جنبش‌های دفاع از حقوق زنان که خوشبختانه پیشرفت‌هایی نیز داشته است، بانوان وطنم نیز در تلاش برای گرفتن حق خود از مردان، پا پیش گذاشته‌اند اما متاسفانه در راه رسیدن به حقوق نادیده گرفته شده، در دام برخی رفتارهای مردانه قرار گرفته‌اند و تنها راه احصای حقوق خویش را زمخت و سخت شدن و مشابه مردان رفتار کردن قلمداد کرده اند. ایفای نقش‌های پررنگ در جامعه، از سویی تمایل به اشتغال روزافزون را در میان بانوان به همراه داشته است و از سوی دیگر در گروهی از بانوان، وانهادن بار و مسئولیت زنانه خود بر زمین و حرکت به سمت فردگرایی و رفتارهای خودخواهانه و خوش‌گذرانی‌های بی حد و مرز را در بر داشته است که در دام جدیدی به نام فسادهای اخلاقی و رفتاری نظیر اعتیاد گرفتار شده اند.
 
دختران، مادران آینده و کانون خانواده هستند، گرایش به مواد مخدر در میان آنها چه پیامدهایی در پی دارد؟
 
اعتیاد زنان جدا از آسیب‌های فردی که به خود فرد می‌زند، آسیب‌های اجتماعی و خانوادگی آن به مراتب بالاتر از مردان است و دیده می‌شود که نقش مادری زنان معتاد کمرنگ شده و باعث ناهنجاری‌هایی فردی و اجتماعی در مورد فرزندان و کودک آزاری می‌شود. در راستای برنامه‌های دولت یازدهم برای جلوگیری از اعتیاد زنان یا درمان آنها، تفاهمنامه‌هایی با نهادهای متولی امر منعقد شده و اقدامات مناسبی در زمینه ارتقای وضعیت زنان کشور صورت پذیرفته که خوشبختانه، گزارش‌های امیدوار کننده ای در این حوزه دریافت شده است. اعتیاد زنان به طور معمول طرد شدن از کانون خانواده را به همراه دارد و اینجاست که بحث طلاق پیش می‌آید که این موضوع در کنار سوءاستفاده‌های بیرونی و کارهای ضداخلاقی، باعث متاثر شدن فرزندان این زنان می‌شود یا این بچه‌ها به صورت تک والدی تربیت و بزرگ می‌شوند که در شخصیت فردی و اجتماعی آنها تاثیرات مخربی را به بار می‌آورد.
 
این فرزندان در خانواده ای آلوده رشد و نمو می‌یابند که این نیز آسیب‌های دوچندانی نسبت به وضعیت قبل دربردارد. بنابراین این کودکان که سازندگان نسل آتی هستند، در شرایطی که نتوانسته اند زندگی سالم اجتماعی و خانوادگی را تجربه کنند، قادر نخواهند بود نقش خود را به صورت مطلوب در آینده ایفا کنند و این آسیب‌ها نسل به نسل تداوم یافته و در جامعه ریشه‌دار می‌شود.
 
به طور کلی چه دلایلی را می‌توان در نظر گرفت که بتوان گرایش یک دختر به مواد مخدر را توجیه کرد؟
 
یکی از دلایل اعتیاد در زنان را می‌توان رشد نیافتن مهارت‌های لازم برای توفیق در زندگی دانست. فقدان شایستگی فردی برای کسب پایگاه شغلی و جایگاه اجتماعی مناسب نیز می‌تواند سبب بروز تمایل به مصرف مواد مخدر شود. احساس بازدارنده بودن در رقابت‌های شغلی و به دنبال آن احساس ناتوانی در نیل به موفقیت، احساس ناامنی، ناعادلانه دانستن نظام اجتماعی، احساس خشم و بی اعتمادی در خانه، محل کار یا مدرسه، همگی در گرایش زنان به اعتیاد و مواد مخدر موثر است و متعاقبا، توزیع ناعادلانه منابع درآمد سبب تمایل به انجام کارهای آسیب پذیرتر می‌شود و ممکن است به منظور احساس پذیرفته شدن در گروه همسالان، اعتیاد را تجربه کنند. زندگی با یک مرد معتاد و خشونت علیه زنان نیز از مهم‌ترین دلایل گرایش زنان به مواد مخدر است.
 
نقش دانشگاه در گرایش دختران به مواد مخدر و همچنین سیگار را چطور ارزیابی می‌کنید؟
 
از دوره‌های پرخطر برای گرایش به مصرف مواد مخدر، دوره‌های گذر است. وقتی شخص از مدرسه به محیط دانشگاه وارد می‌شود، عوامل مختلفی در دانشگاه‌ها وجود دارد که باعث کشیده شدن فرد به طرف اعتیاد و مواد مخدر می‌شود. در گذشته، استعمال مواد مخدر بیشتر مختص افراد بالای ۵۰ سال بود اما طی دو دهه گذشته، سن اعتیاد به ۲۰ سال رسیده و امروز گرایش به مواد مخدر و استعمال آن به دوره نوجوانی رسیده است.
 
محدودیت‌های موجود در نظام خانواده، رهایی از برخی فشارهای موجود از سوی خانواده، دوری از خانواده، خودبزرگ بینی در بین دانشجویان و... با بروز رفتارهایی که نشان‌دهنده استقلال رای آنهاست، همگی باعث این مساله می‌شوند که در فضای دانشگاه، به جای گرایش روزافزون به آموزش و ارتقای سطح معلومات، به طرف رفتارهایی که بیانگر خودنمایی‌های افراد است، سوق پیدا کنند. محدودیت نظارت در فضای دانشگاهی، سبب بروز و گسترش اعتیاد در میان قشر دانشجو شده که چه بسا فردی در ابتدای امر به دید تفریحی به آن نگاه کرده یا برای همراهی با گروه همسالان، اقدام به مصرف مواد کرده است.
 
دخترانی که در شهرهای دیگر درس می‌خوانند، آزادی بیشتری دارند و ممکن است بیشتر به مواد مخدر گرایش پیدا کنند، نقش خانواده برای جلوگیری از این گرایش را چطور ارزیابی می‌کنید؟
 
درمان این درد نیمه خاموش، فقط با اقدامات تنبیهی، کیفری، بازداشت، کلینیک، کمپ‌های ترک اعتیاد و تهیه چند بروشور و اقداماتی مشابه نمی‌تواند انجام شود. دانشجویان در فضای دانشگاه‌ها و دوری از خانواده، مفری برای حرکت به سمت تفریحات ناسالم که از جمله مواد افیونی است، یافته‌اند. جای تامل دارد که نقش تحصیلات و آموزش دانشگاهی کجاست؟ آیا تفریحات و سرگرمی‌های جوانان باید به خانه‌ها و پشت درهای بسته هدایت شود که نتیجه آن تمایل و گرایش روزافزون دختران تحصیلکرده به مصرف مشروبات، مواد صنعتی و سیگار شود؟ آیا مامن یک دختر یا زن در جامعه باید پشت‌هاله‌های ناشی از دود مواد افیونی خلاصه شود و خلسه ناشی از آن، آرامش بخش روح متعالی یک زن در جامعه اسلامی باشد؟
 
یادگیری در این گرایش چه نقشی دارد؟ آیا می‌توان گفت این مساله ریشه‌های خانوادگی دارد و در آنجا آموخته می‌شود؟
 
در ابتدا باید با نگاه آسیب‌شناختی به بررسی و واکاوی جامعه زنان و دختران که هم مشتمل بر زنان گرفتار در دام مواد مخدر و هم زنان و دختران در معرض این آسیب است، پرداخت و راهکارهای برون رفت آن را نه از راه تئوری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های روانشناختی و جامعه‌شناختی بلکه از درون خود جامعه استخراج کرد و به‌کار بست. راه نجات امروز زنان و دختران در درون اذهان مردم، جامعه و خانواده‌ها قرار دارد و با توجه به اینکه ریشه‌های تربیتی و آموزشی فرزندان در درون خانواده، بنیان نهاده می‌شود، رفتارهای اعضای خانواده به‌ویژه والدین می‌تواند سهم قابل توجهی در تربیت اجتماعی فرزند به ویژه دختران داشته باشد، بنابراین باید به شیوه‌ درست محیط اجتماعی یک دختر شناسایی شده و با استفاده از تئوری‌های علمی، چهارچوب لازم و مشخص برای تحقق و اجرایی شدن راهکار مناسب را به آن داد. به امید روزی که جامعه‌ای با همت عالی زنان که نقشی برجسته در دین مبین اسلام دارند، عاری از آسیب‌های اجتماعی، روانی و اخلاقی ساخته شود.

ساماندهی وضعیت کارتن خواب های نصیرآباد

خبرگزاری ایسنا: دادستان عمومی و انقلاب شهریار دستوری ویژه برای ساماندهی وضعیت کارتن خواب‌های گورستان نصیرآباد باغستان در حومه شهریار صادر کرد.

روح الله حسین زاده با بیان این مطلب اظهار کرد: در رابطه با این موضوع به کلانتری، بهزیستی  و شهرداری برای  جمع آوری و ساماندهی کارتن خواب های این گورستان دستور ویژه ای داده شده است.

براساس این گزارش، امروز(سه شنبه) -  7 دی ماه -  یکی از رسانه ها در گزارشی به گورستانی در نصیرآباد باغستان در حومه شهریار پرداخته و اعلام کرده بود که ٥٠ زن، مرد و کودک شب ها در گور می‌خوابند و در هر گور یک تا چهار نفر زندگی می کنند.

فوت 1355 ایرانی در تصادفات


خبرگزاری مهر: سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد در آبان ماه امسال، آمار تلفات حوادث رانندگی در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۲.۹ درصد و آمار مصدومان ۱۳.۱ درصدافزایش یافته است و۱۳۵۵نفر درتصادفات فوت شدند.
 
 در ۸ ماهه سال جاری از کل تلفات حوادث رانندگی ۹ هزار و ۷۶ نفر مرد و دو هزار و ۵۴۸ نفر زن بودند. درهشت ماهه سال جاری ۱۱ هزار و ۶۲۴ نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست دادندکه این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که آمار تلفات ۱۱ هزار و ۸۵۹ نفر بود، دو درصدکاهش داشته است.همچنین هفت هزار و ۵۴۱ نفر در محورهای برون شهری، سه هزار و ۱۹۷ نفر در مسیرهای درون شهری، ۸۵۳ نفر در مسیرهای روستایی و ۳۳ نفر نیز در محورهایی نامعلوم جان خود را از دست داده اند.

در این مدت استان های فارس با هزار و ۶۰، خراسان رضوی با ۸۳۸ و تهران با ۸۳۱ فوتی بیشترین و استان های ایلام با ۹۶، کهگیلویه و بویراحمد با ۱۲۲ و خراسان جنوبی با ۱۴۵ فوتی کمترین آمار تلفات حوادث رانندگی را داشته اند.

افزایش مصدومان حوادث رانندگی در هشت ماهه امسال

بر اساس این گزارش در ۸ ماهه امسال ۲۳۷ هزار و ۵۳۴ مصدوم حوادث رانندگی به مراکز پزشکی قانونی کشور مراجعه کردند که از این تعداد ۱۷۰ هزار و ۳۸۵ نفر مرد و ۶۷ هزار و ۱۴۹ نفر زن بودند. 

آمار مصدومان حوادث رانندگی۸ ماهه امسال در مقایسه با مدت مشابه سال قبل با رشد ۸.۱ درصدی مواجه بوده است.

افزایش کشته و مصدومان تصادفات در آبان امسال

در آبان ماه سال جاری آمار تلفات حوادث رانندگی در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۲.۹ درصد و آمار مصدومان ۱۳.۱ درصد افزایش یافت.همچنین هزار و ۳۵۵ نفر(هزار و ۸۳ مرد و ۲۷۲ زن) در حوادث رانندگی جان باختند در حالیکه تعداد تلفات حوادث رانندگی در آبان ماه سال قبل هزار و ۳۱۷ نفر بود.

در این ماه ۲۷ هزار و ۸۷۸ مصدوم حوادث رانندگی نیز به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که ۲۰ هزار و ۵۲۴ نفر آنان مرد و هفت هزار و ۳۵۴ نفر زن بودند.

چالشی جدی برای راننده‌های تاکسی در تهران

روزنامه «وقایع اتفاقیه» نوشت: با فامیل و آشناهایشان به تهران می‌آیند و همه با هم یک خط تاکسی را اشغال می‌کنند؛ کسی هم زورشان به آنها نمی‌رسد. راننده‌ها می‌گویند «از نیروی انتظامی هم ناامید شده‌ایم». این حکایت یکی از چالش های رانندگان تاکسی در تهران است.

اینجا صف هست و هیاهو اما از نوبت خبری نیست. هرکس صدای بلندتری داشته باشد و طوری سر راه مسافران قرار بگیرد که آنها راهی جز سوارشدن نداشته باشند، برنده بازی است و می‌تواند مسافران بیشتری شکار کند. مهم نیست از کدام طرف خیابان میرداماد بخواهید به طرف دیگر بروید، به‌هرحال، تعداد زیادی خودروی شخصی هر دو سر این خیابان و البته در میانه آنجایی که هزاران مسافر از متروی میرداماد خارج می‌شوند، ایستاده‌اند که صاحبانشان بر سر تصاحب مسافر با هم می‌جنگند.

شش ماه است این مسیر همیشگی را طی می‌کنم و کمتر روزی بوده که صدای دعوای راننده‌ها آن هم به زبانی که یک کلمه‌اش را هم نمی‌فهمم تا نزدیک گیت ورود و خروج مترو شنیده نشود. انبوه ماشین‌های شخصی، کاری کرده که تاکسی‌ها عقب‌تر بایستند و از همان فاصله سعی کنند مشتری‌هایی را جذب کنند که دلشان می‌خواهد فقط تاکسی خطی سوار شوند، نه ماشین‌های دیگر را. این ماجرا در تقاطع میرداماد و ولی‌عصر (عج) بحران دیگری هم درست کرده است؛ ترافیک ماشین‌هایی که می‌خواهند دور بزنند و پرایدهای مسافرکش، مسیر دورزدنشان را بسته‌اند و این یعنی هیاهوی چند برابری؛ هیاهویی که با دخالت افسر پلیس هم فرونمی‌نشیند زیرا راننده‌های موفق، آنهایی هستند که درست سر خط پارک کرده باشند و عقب‌نشینی چند متری هم می‌تواند باختت را تضمین کند. اینجا هم تاکسی‌ها چندمتر آن‌طرف‌تر درحالی مسافر جمع می‌کنند که صدایشان بین بقیه سروصداها کمتر شنیده می‌شود و ماشینشان هم کمتر پُر. اگر فکر می‌کنید سرتاسر خیابان میرداماد تنها جایی‌ است که این وضعیت برقرار است، بد نیست سری به زیر پل سیدخندان بزنید، همین‌طور میدان ونک، ولی‌عصر(عج) و حتی دورتر.

از زمین کشاورزی تا پشت فرمان

مدت‌هاست جنگ بین صاحبان خودروهای شخصی و تاکسی‌دارها، سازمان یافته شده است. منصور که راننده تاکسی است، دلیل سازمان‌یافتگی جناح مقابل را همشهری و همزبان‌بودنشان می‌داند. او می‌گوید: «۱۱ سال است تاکسی دارم و همیشه مشکل ما با راننده‌های شخصی برقرار بوده اما چند سالی‌ است که اهالی یکی از شهرستان‌های لرستان، چنان خط‌های تاکسی را قُرق کرده‌اند که زور هیچ‌کس به آنها نمی‌رسد. همه با هم فامیل یا همشهری هستند و اگر به یکی از آنها بگویی بالای چشمت ابرو است، بقیه چنان بالاخواهش درمی‌آیند که از کرده‌ات پشیمان بشوی. ما هم خسته شده‌ایم از بس دعوا کرده‌ایم. مگر چقدر درمی‌آوریم که بخواهیم از صبح تا شب هم بجنگیم؟»

یکی دیگر از راننده‌ها آرام، طوری که بقیه نشنوند، می‌گوید: «بیشتر از ۹۰ درصد راننده‌های شخصی خط‌های اطراف از شهرهای کوهدشت و گراب آمده‌اند؛ بیشتر از همان کوهدشت؛ همه با هم همشهری هستند و هوای هم را دارند. اوایل مسافرها را گذری می‌زدند. ما هم که همیشه از مسافرکش گذری کشیده‌ایم و به آن عادت داریم اما الان مدتی‌ است خیلی رسمی می‌آیند در خط می‌ایستند. اوایل می‌گفتند ما فقط وقتی مسافر می‌زنیم که شما نباشید اما الان ما باید مراقب باشیم مسافر را از ماشین ما پیاده نکنند به هوای اینکه فقط یک مسافر می‌خواهند تا راه بیفتند. هر لحظه هم آماده دعوا هستند و توی ماشینشان چوب و چماق نگه می‌دارند. همین چند وقت پیش یکی از آنها شیشه ماشین یکی از بچه‌ها را آورد پایین. بعد که همشهری‌هایش پادرمیانی کردند و رضایت نگرفتند، تهدید کردند که اگر شلوغش کنی خودت هم نمی‌توانی اینجا مسافر بزنی.»

او در ادامه می‌گوید: «اینها اغلب کشاورز بوده‌اند؛ هم قدرت بدنی زیادی دارند و هم مقاومتشان زیاد است. نمی‌خواهم حق و حقوقشان را نادیده بگیرم به‌هرحال، آنها در هر شرایطی برای سوارکردن مسافرها آماده هستند حتی در ساعاتی از شب که دیگر خبری از تاکسی نیست اما اینها دلیل نمی‌شود که جای ما را بگیرند. آنها به‌خاطر شرایطی که دارند، خیلی بهتر از ما کار می‌کنند. اغلب توی ماشین‌هایشان می‌خوابند و هزینه جا و مکان نمی‌دهند. شب‌ها تا دیروقت مسافرکشی می‌کنند و صبح هم اول وقت توی خط هستند. خرج خانواده‌هایشان را هم به همان قیمت‌های شهرستان می‌دهند نه مثل ما که هزینه‌های زندگی در تهران را می‌دهیم.»

منصور هم حرف‌های او را تأیید می‌کند و می‌گوید: «من برای ماشین و خط، روی هم ۳۷ میلیون تومان هزینه کرده‌ام. آن‌وقت اینها با یک پراید ۱۰ میلیون تومانی و اتحادی که دارند، نمی‌گذارند ما نفس بکشیم. به خدا ما هم زیر هزار جور قرض و بدهی هستیم و دلیل نمی‌شود چون با پسرعمه و شوهرخاله و بقیه طایفه، مسافرکشی نمی‌کنیم حقمان زیر پا گذاشته شود. حتی ما خیلی جاها کوتاه آمده‌ایم و الان به نوبتی مسافرزدن راضی شده‌ایم اما آنها رعایت نمی‌کنند. ما بین خودمان نوبت می‌گذاریم آنها بین خودشان؛ البته خیلی وقت‌ها بین خودشان هم نوبت را نگه نمی‌دارند؛ مثلا یکهو می‌آیند توی خط، یک مسافر به آنها می‌رسد لابد وسوسه می‌شوند و سوار می‌کنند و همین می‌شود شروع دعوا و درگیری که خیلی وقت‌ها به زد و خورد هم می‌کشد.»

زورم نمی‌رسد
احتمالا شما هم با خودتان می‌گویید واکنش نیروی انتظامی به این موضوع چیست؟ اصلا اگر دعواها را هم در نظر نگیریم، ترافیک و بندآمدن خیابان آن هم در حضور مأمور نیروی‌انتظامی چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ جواب راننده‌های تاکسی به این سؤال با لبخندی از روی یأس و افسوس همراه است. یکی از آنها در جواب این سؤال می‌گوید: «ما دیگر از نیروی‌انتظامی ناامید شده‌ایم. هر کاری بگویید، کرده‌ایم. رفته‌ایم با هزار خواهش و تمنا از کلانتری مأمور آورده‌ایم اما انگار نه انگار. هیچ کاری نمی‌کنند.» با دستش مأموری را نشان می‌دهد که دفترچه جریمه‌ای در دستش گرفته و سوتی هم در دهانش است اما سعی می‌کند این طرف را نگاه نکند. به سراغ او هم می‌روم؛ برای فرار از سرما، روپوش بلندی پوشیده و ماسک زده است. به ترافیک قفل‌شده و بوق‌های ممتد ماشین‌ها اشاره می‌کنم و می‌گویم: «چرا برای ساماندهی خودروهایی که سر راه بقیه هستند، کاری نمی‌کنید؟» کمی مکث می‌کند و بعد جواب می‌دهد: «چکار باید بکنم؟ اینها همه با هم فامیل هستند و من یک سرباز وظیفه‌ام. اگر با من گلاویز شوند و بلایی سر من بیاورند، چه کسی جوابگوست؟ راننده‌های تاکسی‌ها هم سراغ من آمده‌اند اما به آنها هم گفته‌ام که زورم نمی‌رسد چون یکی، دو نفر که نیستند، ۲۰ نفر هستند و من اگر بقیه بچه‌های این اطراف را هم حساب کنم، چهار نفر بیشتر نیستیم.»

برخورد می‌کنیم
سرباز وظیفه می‌گوید زورش به مسافرکش‌ها نمی‌رسد اما رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از آغاز طرح برخورد با ورود مسافربرهای شخصی و غیرمجاز به پایانه‌های تاکسیرانی خبر می‌دهد و می‌گوید: «در راستای ساماندهی حمل‌و‌نقل مسافر و برخورد با مسافربرهای شخصی و غیرمجاز در پایانه‌های تاکسیرانی، این طرح به مرحله اجرا درآمده است و بر‌این‌اساس، با تمامی خودروهای شخصی و غیرمجاز که وارد پایانه‌های مسافربری شده، طبق قانون برخورد خواهد شد.» او ادامه می‌دهد: «دوربین‌هایی هم برای برخورد با ورود خودروهای شخصی و غیرمجاز در ورودی پایانه‌های تاکسیرانی نصب شده است. علاوه بر دوربین‌ها، مأموران راهور در تمام پایانه‌های تاکسیرانی نیز مستقر شده و درباره اعمال قانون این تخلف اقدام خواهند کرد. طبق قانون، توقف وسایل‌نقلیه در ایستگاه وسایل حمل‌و‌نقل عمومی، ۳۰ هزار تومان و حمل مسافر از سوی خودروهای شخصی و غیرمجاز نیز ۳۰ هزار تومان جریمه در پی دارد؛ بنابراین اگر خودرویی شخصی وارد پایانه شده و اقدام به مسافربری هم بکند، در مجموع ۶۰ هزار تومان جریمه خواهد شد.»

از فقر می‌ترسیم، از دعوا و جریمه نه

«چکار کنیم؟» این جواب را اگرچه سرباز وظیفه سر خیابان میرداماد هم به من داده بود اما استیصالی که در چشم‌های رحمان دیده می‌شود، زمین تا آسمان با او فرق دارد. یک سال است از کوهدشت به تهران آمده است. خودش می‌گوید بیکاری و فقر او را به این شهر بزرگ که از همه چیزش بدش می‌آید، کشانده است؛ وقتی این حرف‌ها را می‌زند به دست‌های بزرگ و سختی‌کشیده‌اش که روی فرمان جا خوش کرده‌اند، نگاه می‌کنم. ادامه می‌دهد: «بله، درست است. ما توی ماشین می‌خوابیم. هرچقدر بتوانیم بیشتر کار می‌کنیم و کمتر می‌خوریم تا تمام این سال‌هایی که بیکار بوده‌ایم برای خانواده جبران کنیم. همه ما فامیل و همشهری هستیم. شاید برایتان عجیب باشد که این همه مسافرکش با هم فامیل باشند اما برایتان عجیب نیست که چرا در یک فامیل، این همه بیکار و ناچار وجود دارد که مجبور هستند همه‌چیز را در شهر خودشان ول کنند و به تهران بیایند، آن هم برای یک قران پولی که می‌خواهد از دعوا و درگیری به دست بیاید.»

سلیمان هم تازه نامزد کرده و به خانواده نامزدش قول داده اردیبهشت، وقتی که هوا خیلی در کوهدشت خوب است، عروسی بگیرد. می‌گوید: «اما با کدام پول؟ ۲۹ سالم است و می‌خواهم ازدواج کنم اما کار ندارم. پدرم یک زمین کشاورزی داشت که تا ما بچه بودیم خرجمان را می‌داد اما الان که خودمان می‌خواهیم خانواده تشکیل بدهیم، باید از کجا هزینه‌هایمان را جور کنیم؟ نه کارخانه‌ای اطرافمان هست، نه توانسته‌ایم درس درست و حسابی بخوانیم؛ البته پسرعموی من که لیسانس دارد هم دو ماه است از فشار بیکاری به تهران آمده، اگر کار پیدا نکند باید بیاید توی همین خط، خودش را جا کند.»

او در جواب اینکه حقوق راننده‌های تاکسی چه می‌شود، می‌گوید: «روزی را خدا می‌دهد خانم! ما جای کسی را تنگ نکرده‌ایم اما آنها زیاده‌خواه هستند. به اندازه همه مسافر هست. نکند می‌خواهند مسافرها را روی هم سوار کنند. ما قانع هستیم. کرایه کم می‌گیریم، دربستی را ارزان حساب می‌کنیم و همین‌ها لج تاکسی‌ها را درآورده، درحالی‌که روزی دست خداست.» رحمان هم درباره جریمه‌هایی که در راه است، می‌گوید: «ما از جریمه نمی‌ترسیم. برای آن هم راهی پیدا می‌کنیم. ما از اینکه جلوی خانواده‌مان شرمنده باشیم، می‌ترسیم. بچه من کلیه‌هایش مریض است. من دارم به‌خاطر او از جانم مایه می‌گذارم. اگر من را جریمه کنند، او را جریمه کرده‌اند.»

شهری با بیشترین آمار بیکاری

همه کسانی که مسیرشان با راننده‌های شخصی در محدوده میرداماد، ونک، سیدخندان و... گره خورده، اوایل از اینکه چرا همه آنها یک لهجه دارند و حال‌وهوای چهره‌شان هم یکی‌ است، تعجب کرده‌اند اما شاید اگر بدانند آنها از شهری می‌آیند که بیشترین آمار بیکاری را در کل کشور دارد. درواقع، کوهدشت بیشترین آمار بیکاری را در استان لرستان داشته و لرستان بیشترین آمار بیکاری را در ایران دارد؛ شهری که به گفته فرماندارش، هر روز به شمار بیکارهایش اضافه می‌شوند و همین موضوع، رکود اقتصادی و فقر را در این شهر را دامن می‌زند. شهرستان کوهدشت، ۱۴ درصد از مساحت استان لرستان را دربرگرفته و ۱۰ درصد از مجموع جمعیت استان مربوط به هم مربوط به این شهر است پس عجیب نیست که شاهد مهاجرت مردهای خانواده‌های کوهدشتی به تهران باشیم؛ پایتختی که به گفته آنها باید برای همه جا داشته باشد.

رضا کیانیان: هر سال یک لشکر بیکار اضافه می شود

خبرآنلاین: رضا کیانیان در دیدار با نمایندگان مجلس از اوضاع نامساعد فارغ التحصیلان تئاتر گفت.

رضا کیانیان که در دیدار دست‌اندرکاران تئاتر فجر با تعدادی از نمایندگان مجلس حضور داشت، با اشاره به تعداد اجراهای روی صحنه که به 115 عنوان در تهران رسیده است، گفت: «تئاتر در جامعه فرهنگ گفت‌وگو به وجود می‌آورد و در موقعیتی قرار گرفته‌ایم که به این گفت‌وگو نیاز داریم.»

او افزود: «در زمان کنونی شهر به ابعاد جدیدی رسیده که تبلیغ و شیوه‌های رساندن حرف‌ها به مردم عوض شده است و حالا شیوه آن هنر است. تعداد سالن‌های تئاتر در سه سال اخیر به دو برابر و نیم رسیده و تعداد سینماها هم به همت شهرداری زیاد شده است. اگر در شهری سینما، تئاتر و گالری نداشته باشیم، فقر فرهنگی ما را نسبت به جهان نشان می‌دهد.»

این بازیگر با اشاره به خیل گسترده فارغ‌التحصیلان تئاتر ادامه داد: «در سال هزار نفر فارغ‌التحصیل تئاتر داریم یعنی هر سال یک لشگر بیکار به جامعه افزوده می‌شود و مسئله این است که این نیروی کار بلد چطور باید مورد استفاده قرار بگیرند.»

او یکی از راهکارهای این مسئله را رفتن هنرمندان به میان مردم و استفاده از فضاهای عمومی دانست و تصریح کرد که این راهکار نیاز به طراحی ساز و کار مناسب قانونی دارد.

کیانیان در بخش دیگر صحبت‌هایش به هزینه‌هایی که برای یک بیلبورد تبلیغاتی در سطح شهر می‌شود، اشاره کرد و گفت: «با هزینه تنها یک بیلبورد می‌توان پنج گروه جوان تئاتری را به کار گماشت، اگر دری را به عنوان نمایش باز کنیم سه هزار نفر سر کار می‌روند و این سه هزار نفر تبلیغ کنندگان ما هستند و نه دشمن ما. اگر جلسه‌ای در کمیسیون فرهنگی باشد، حاضرم با برنامه و طرح برای استفاده از این نیروی کاربلد حاضر شوم.»

این هنرمند تئاتر و سینما که مدتی است پویش ملی «من صدای آب هستم» را راه اندازی کرده است، در ادامه به انگیزه‌ها و نیازی که برای راه اندازی این کمپین احساس کرده پرداخت و آن را یک مسئولیت اجتماعی برای همه آحاد مردم دانست.

اجرای آهنگ «سلطان قلب ها» در برج آزادی

خبرآنلاین: گروه موسیقی مهتاب در برج آزادی قطعات موسیقی «پدرخوانده»، «جان مریم»، «گل ارکیده»، «بهار دلنشین»، «سلطان قلب‌ها»، «آزاد چون باد»، «دریاچه قو»، «آوای سکوت» و...را می‌نوازد.

گروه مهتاب که متشکل از هنرجویان مرکز آموزش بنیاد رودکی به سرپرستی بابک شیبانی و رهبری محسن جواد زاده است برای نخستین بار در برج آزادی اجرا دارند.

در دو بخش قطعاتی چون «عشق ترانه ای آبی است»، «پدرخوانده»، «آزاد چون باد»، «دریاچه قو»، «آوای سکوت»، «جان مریم»، گل ارکیده، بهار دلنشین، سلطان قلب ها و... نواخته می‌شود.
 
اجرای آهنگ «سلطان قلب ها» در برج آزادی

محسن جواد زاده (رهبر و نوازنده پیانو)، آرش طهماسبی (گیتار باس)، رهام مستخدمین (گیتار الکتریک)، محسن پیروزان‌نیا (درامز)، علی حاجی حجت (تار)، حسین آدوسی، شیوا قفل گری و مریم صادقیان (هارمونیکا)، سیده مهدیه عظیمی و سیده ساجده عظیمی (سازهای کوبه‌ای ایرانی)، سهیل فامیلی، نفیسه صارمی و آناهیتا حکیم الهی (ویلن)، محدثه شهبازی، سارینا نادری، (دلینا زیلوباف)، پارمین خلیلی، پگاه جهانی، نرگس چگینی، محمد جان نثار، میلاد علیزاده، علی مجیدی، امیرمحمد ایلخانی و مهدی موحدی (همخوانی) اعضای گروه مهتاب هستند.

کنسرت 14 دی از ساعت 19:00 در سالن اصلی برج آزادی آغاز می‌شود.

ستاره «جنگ ستارگان» درگذشت

خبرگزاری ایسنا: «کری فیشر» بازیگر سه‌گانه اصلی «جنگ ستارگان» که چندی پیش دچار حمله قلبی شده بود، در سن ۶۰ سالگی درگذشت.

به نقل از گاردین، این بازیگر آمریکایی که بیشتر برای بازی در نقش «پرنسس لیا» در سه‌گانه اصلی «جنگ ستارگان» شناخته می‌شود، چهار روز پس از این که حین پرواز از لندن به لس‌آنجلس دچار حمله قبلی شده بود، در بیمارستان درگذشت.
 
بازیگر «جنگ ستارگان» درگذشت

وی اولین بار در سال ۱۹۷۵ در فیلم کمدی «شامپو» در کنار بازیگرانی چون «وارن بیتی»، «جولی کریستی» و «گلدی هاون» مقابل دوربین رفت و دو سال بعد توسط «جورج لوکاس» برای بازی در فیلم‌های «جنگ ستارگان» در نقش «پرنسس لیا» و در کنار «هریسون فورد» انتخاب شد و در سه گانه اصلی این مجموعه فیلم محبوب مقابل دوربین رفت.

وی پس از آن در چندین نقش دیگر بازی کرد اما هیچگاه به موفقیت بازی در فیلم «جنگ ستارگان» دست نیافت.
 
بازیگر «جنگ ستارگان» درگذشت

خطر در کمین زیرساخت های حیاتی کشور

خبرگزاری مهر: ایمن‌سازی زیرساخت‌های حیاتی کشور از جمله اقداماتی است که می‌تواند در برابر آسیب‌پذیری‌های این بخش موثر باشد.عضو سازمان پدافند غیرعامل کشور نسبت به عملیات سایبری جدید آمریکا علیه ایران با عنوان پروژه «نیتروزئوس» هشدار داد.
 
 خطر در کمین زیرساخت های حیاتی کشور؛ «نیتروزئوس» خطرناک تر از استاکس‌نت

علیرضا کریمی امروز در اجلاس توسعه‌دهندگان وب فارسی با اشاره به معایب استفاده بی‌محابا از فضای وب و نیز عدم توجه به امنیت فضای سایبر خاطرنشان کرد: هم اکنون آمریکا با هدف حمله به زیرساخت‌های دفاعی و مخابراتی کشور پروژه ای را کلید زده که نیتروزئوس نام دارد و بر اساس بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم این پروژه به مراتب خطرناک‌تر از پروژه استاکس‌نت ارزیابی می‌شود.

وی گفت: استفاده بی‌محابا از فناوری‌های خارجی در زیرساخت‌های حیاتی و حساس سایبری کشور یک تهدید به حساب می‌آید که این پروژه می‌تواند منجر به خراب‌کاری در این زیرساخت‌ها شود. بر این اساس باید به آن توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

وی همچنین تبعیت محض از استانداردهای امنیتی دنیا را در حوزه فضای سایبری مناسب ندانست و گفت: ما معتقد نیستیم که به طور کل استفاده از تکنولوژی‌های روز را منع کنیم، بلکه با قدم به قدم پیش رفتن با الگوریتم‌های خارجی موافق نیستیم و باید به فکر بومی‌سازی این الگوریتم‌ها در کشور باشیم.

کریمی با اشاره به جنبه‌های مختلف تهدیدزای فضای مجازی در زیرساخت‌های مهم، حیاتی و حساس کشور گفت: باید برای کاهش آسیب‌پذیری‌ها و ایمن‌سازی در این فضا اقدامات زیرساختی انجام شود در این راستا سازمان پدافند غیرعامل و قرارگاه پدافند سایبری در این حوزه ایجاد شده است.

عضو سازمان پدافند غیرعامل با اشاره به مقوله‌های مرتبط با امنیت در فضای مجازی از جمله وجود سلاح سایبری، تهدیدات سایبری و همچنین دفاع سایبری گفت: هم‌اکنون سلاح سایبری با هدف وارد کردن خسارت به زیرساخت‌های مهم و حیاتی کشورها تولید می‌شود که ویروس استاکس‌نت یکی از این سلاح‌های سایبری بوده است.

وی با اشاره به صرف هزینه بسیار زیاد توسط دولت‌ها برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی کشورهای مختلف گفت: باید تمامی این معایب را در فضای سایبر ببینیم و بی‌محابا وارد این فضا نشویم.

کریمی با اشاره به سیر تکاملی سلاح‌های سایبری و انواع جنگ سایبری که از سوی کشورهای مختلف از جمله آمریکا تعریف می‌شود، گفت: ایمن‌سازی زیرساخت‌های حیاتی کشور از جمله اقداماتی است که می‌تواند در برابر آسیب‌پذیری‌های این بخش موثر باشد.

عضو سازمان پدافند غیرعامل افزایش پایداری و تولید قدرت در حوزه سایبری و تداوم فعالیت‌های ضروری برای مدیریت بحران را از دیگر اقداماتی عنوان کرد که توسط سازمان پدافند غیرعامل برای جلوگیری از آسیب‌پذیری زیرساخت‌های سایبری حیاتی و حساس کشور تعریف شده است.

اجلاس توسعه‌دهندگان وب فارسی توسط کانون توسعه‌دهندگان وب فارسی و با حمایت وزارت ارتباطات و سازمان پدافند غیرعامل در مرکز همایش‌های وزارت ارتباطات در حال برگزاری است.

اسامی محققان پرتألیف ایرانی


خبرگزاری مهر: بنیانگذار پایگاه استنادی علوم جهان اسلام گفت: محققان ایرانی در سال ۲۰۱۶ میلادی تعداد ۳۵ هزار و ۹۰۷ مدرک علمی را در موسسه تامسون رویترز ثبت کرده اند.
 
 تازه ترین آمار تامسون رویترز اعلام شد؛اسامی محققان پرتألیف ایرانی/جدول ۱۰ دانشگاه اول از نظر تولید علم

جعفر مهراد با اشاره به تولیدات علمی کشور گفت: در سال ۲۰۱۶ میلادی تعداد ۳۵ هزار و ۹۰۷ مدرک در موسسه تامسون رویترز از سوی پژوهشگران و اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشور به ثبت رسیده است.

وی ادامه داد: البته این آمار حالت تکمیلی ندارد و طی ماه های آینده این رقم تکمیل و گزارش آن منتشر می شود چراکه مجلات همواره با تاخیر منتشر می شوند و با تاخیر نیز ثبت و نمایه سازی می شوند.

بنیانگذار پایکاه استنادی علوم جهان اسلام اظهار داشت: میزان تولیدات علمی کشور در قالب مقالات علمی در سالهای پیش به شرح زیر است.
 
تازه ترین آمار تامسون رویترز اعلام شد؛اسامی محققان پرتألیف ایرانی/جدول ۱۰ دانشگاه اول از نظر تولید علم 
میزان تولیدات علمی کشور

مهراد گفت: به طوری که مشاهده می کنیم افزایش و رشد قابل توجهی در تولیدات علمی کشور از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ صورت گرفته است که بالغ بر هزار رکورد علمی است.

وی عنوان کرد: در سال ۲۰۰۵ تولیدات علمی پژوهشگران کشور تنها ۶ هزار و ۹۱۴ مدرک بود که این رقم در سال ۲۰۰۰ تعداد هزار و ۷۴۶ و در سال ۱۹۹۵ تعداد ۶۰۴ مدرک بود.

بنیانگذار پایکاه استنادی علوم جهان اسلام خاطرنشان کرد: در سال ۲۰۱۶ مقوله های مهندسی برق و الکترونیک با ۲ هزار ۴۶۵ مدرک، مهندسی مواد چند رشته ای با ۲ هزار و ۸۳ مدرک، شیمی چند رشته ای با ۲ هزار و ۱۴ مدرک، مهندسی شیمی با هزار و ۷۶۶ مدرک و شیمی فیزیک با هزار و ۶۲۵ مدرک در راس جدول تولیدات علمی کشور قرار دارند.

مهراد عنوان کرد: همچنین از کل انواع مدارک تعداد ۳۲ هزار و ۲۷۰ مقاله، هزار و ۱۸۲ مرور، هزار و ۹۰ مقاله کنفرانسی و ۶۲۴ چکیده همایش تولید و منتشر شده است.

وی گفت: تعداد مقالات پراستناد سال ۲۰۱۶ میلادی ۲۲۱ مقاله و تعداد مقالات داغ دانشمندان کشور ۳۴ مقاله است.

استاد دانشگاه شیراز تاکید کرد: مهندسی با تولید ۸ هزار و ۱۳۱ مدرک رتبه اول  تولیدات علمی کشور در این سال را به خود اختصاص داده است.

مهراد افزود: شیمی با ۵ هزار و ۳۵۵ مدرک، علم مواد با ۳ هزار و ۴۱۱ مدرک، فیزیک با ۳ هزار و ۴ مدرک و علوم کامپیوتر با هزار و ۸۶۰ مدرک رتبه های دوم تا چهارم تولیدات علمی را در اختیار دارند.

وی اظهار داشت: تولیدات علمی در قالب مقاله های پژوهشی توسط دانشگاه های کشور ارقام متفاوتی را نشام می دهند.

تازه ترین آمار تامسون رویترز اعلام شد؛اسامی محققان پرتألیف ایرانی/جدول ۱۰ دانشگاه اول از نظر تولید علم 
میزان تولیدات علمی دانشگاه ها در موسسه تامسون رویترز

چهره ماندگار علمی کشور گفت: بنیاد ملی علوم با حمایت از ۳ هزار و ۷۲۰ پروژه در راس سازمان های پشتیبانی کننده مالی قرار دارد. در این سال، با وجود تحریم ها و بودجه اندک دانشگاه ها از اعتبارات پژوهشی که رقمی در حدود ۴۵ صدم درصد از تولید ناخالص داخلی است از تحقیقات علمی حمایت کرده و تعداد طرح های مورد حمایت قابل توجه است.

مهراد تاکید کرد: دانشگاه های تهران از هزار و ۷۴۷ طرح، علوم پزشکی تهران با از هزار و ۷۳۳ طرح، تربیت مدرس از ۹۶۹ طرح، پژوهشگاه دانشهای بنیادی از ۹۰۴ طرح، فردوسی مشهد از ۸۶۶ طرح، کاشان از ۸۴۶ طرح، پزشکی شیراز از ۵۷۰ طرح، شورای فناوری نانو از ۵۳۹ طرح و پزشکی اصفهان از ۵۳۲ طرح حمایت کرده اند که در این زمینه رتبه های دوم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.

وی اظهار داشت: آمار تولیدات علمی کشور در سال ۲۰۱۵ تعداد ۳۷ هزار و ۹۵۷ مدرک بود و باتوجه به اینکه اکنون نمی توان به طور قطعی درباره رقم تولیدات علمی سال ۲۰۱۶ اظهار نظر کرد بنابراین در سال ۲۰۱۵ ایران در بین ۲۰ کشور اول قرار دارد که تولیدات علمی این کشورها چشمگیر و قابل توجه است.

به گفته این چهره ماندگار علمی کشور ترکیه در سال ۲۰۱۵ در تامسون رویترز تعداد ۴۳ هزار و ۹۳۶ مدرک به ثبت رسانده است.

مهراد تاکید کرد: همچنین تعداد تولیدات علمی آمریکا ۶۶۹ هزار و ۳۵۵ مدرک، چین ۳۸۸ هزار و ۳۵۵ مدرک، انگلستان ۱۷۶ هزار و ۱۷۳ مدرک، آلمان ۱۶۱ هزار و ۹۹۱  مدرک و ژاپن ۱۱۶ هزار و ۳۷۴ مدرک است که به ترتیب رتبه های اول تا پنجم را در اختیار دارند.

وی افزود: سپس فرانسه با ۱۱۰ هزار و ۸۱۲ مدرک، ایتالیا با ۱۰۷ هزار و ۴۱۴ مدرک، کانادا با ۱۰۵ هزار و ۴۶۶ مدرک، هند با ۱۰۵ هزار ۳۵۶ مدرک و استرالیا با ۹۵ هزار و ۶۵۰ مدرک رتبه های ششم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.

آمار تولیدات علمی ایران در پایگاه اسکوپوس

استاد دانشگاه شیراز به تولیدات علمی ایران در پایکاه اسکوپوس نیز اشاره کرد و گفت: رقم تولیدات علمی پژوهشگران ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی در این پایکاه ۴۵ هزار و ۳۹۵ مدرک است که نسبت به سال ۲۰۱۵ تعداد ۲ هزار و ۷۵۱ مدرک بیشتر است.

مهراد خاطرنشان کرد: در سال ۲۰۱۵ میلادی ایران دارای ۴۲ هزار و ۶۴۴ مدرک در پایگاه استنادی اسکوپوس است.

وی افزود: در این پایگاه دانشگاه آزاد اسلامی نیز با تولید ۴ هزار و ۹۵۱ مدرک علمی در راس دانشگاه ها و مراکز تولید کننده علم کشور قرار دارد و بعد از آن دانشگاه های تهران با ۳ هزار و ۷۶۱ مدرک، علوم پزشکی تهران با ۳ هزار و ۶۶۹ مدرک، صنعتی امیرکبیر با ۲ هزار و ۴۶ مدرک و تربیت مدرس با ۲ هزار و ۲۵ مدرک تولید کرده اند و رتبه های دوم تا پنجم به این دانشگاه ها تعلق دارد.

بنیانگذار پایکاه استنادی علوم جهان اسلام گفت: دانشگاه های پزشکی شهید بهشتی، شریف، صنعتی اصفهان، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد و علم وصنعت به ترتیب با هزار و ۹۴۴، هزار و ۶۷۳، هزار و ۵۰۳، هزار و ۴۷۰ و هزار و ۴۴۶ مدرک رتبه های ششم تا دهم را بدست آورده اند.

مهراد ادامه داد: پژوهشگران ایران در تولید ۴۵ هزار و ۳۹۵  مدرک علمی ثبت شده در اسکوپوس در سال ۲۰۱۶ میلادی  با کشورهای آمریکا، کانادا، مالزی و انگلستان بیشترین همکاری علمی را داشته و این کشورها به ترتیب در تولید ۲ هزار و ۳۸۴، هزار و ۱۹، ۹۲۸ و ۹۰۴  مدرک علمی با ایرانیان همکاری کرده اند.

وی تاکید کرد: پرتالیف ترین پژوهشگران سال ۲۰۱۶ میلادی مسعود صلواتی نیاسر از دانشگاه کاشان در رشته شیمی، امیر حسین صاحبکار از دانشگاه علوم پزشکی مشهد رشته زیست فناوری پزشکی و مجتبی محمدی نجف آبادی از پژوهشگاه دانش های بنیادی، پژوهشکده ذرات و شتابگرها به ترتیب با ۱۰۰، ۹۷ و ۹۵ مقاله علمی است.

950 میلیون هندی اینترنت ندارند

خبرآنلاین: علی‌رغم رتبه دوم در داشتن تعداد کاربران، بیش از 950 میلیون هندی هنوز به اینترنت دسترسی ندارند.

موسسه Assocham-Deloitte در تازه‌ترین گزارش خود نوشت علی‌رغم ارزان بودن اینترنت در هند و پایین نگه‌داشتن قیمت گوشی‌های هوشمند برای جذب مشتری بیشتر، همچنان شاهدیم که 950 میلیون هندی از داشتن اینترنت محرومند.

بر اساس آمار، هند با داشتن 350 میلیون کاربر بعد از چین دومین کشور ازلحاظ تعداد کاربر اینترنت محسوب می‌شود.

در همین حال تلاش دولت برای مبارزه با جرائم سایبری در کنار افزایش تعداد کاربران قابل‌توجه است که در کنار توسعه سرویس‌های دیجیتال در مناطق دورافتاده از اعم برنامه‌های حکومت هند به شمار می‌رود.

هند سعی کرده است با شراکت کمپانی‌های بزرگ نرم‌افزاری و سخت‌افزاری نیروی مهارت‌یافته برای دنیای آی تی فراهم کرده و به جهان صادر کند و به همین خاطر در نظر دارد تا فرهنگ دیجیتالی شدن را از طریق مدارس و دانشگاه‌ها بیشتر از قبل توسعه دهد.

بخش خصوصی در برنامه توسعه دیجیتال هند نقش اصلی رادارند و استارتاپ ها با ساخت اپ های جدید توانسته‌اند نیازهای محلی کاربران را برای دسترسی به فناوری‌های دیجیتال فراهم کنند.

آمار بیکارترین رشته های دانشگاهی

تابناک: رشته حفاظت از محیط زیست، در صدر آمار بیکارترین رشته دانشگاهی و تربیت معلم جزو پرکارترین رشته های دانشگاهی قرار دارند.

حفاظت از محیط زیست با 49 درصد دانش آموخته بیکار در صدر جدول بیکار ترین رشته های دانشگاهی قرار دارد. مهر نیز درگزارش خود آورده که تربیت معلم با ۸ درصد دانش آموخته آمار بیشتری را به خود اختصاص داده است.به گزارش شبستان، پس از رشته حفاظت از محیط زیست، علوم رایانه با 40 درصد در رده دوم و هنر با 27 درصد در رده سوم قرار دارند و درپایین ترین رده آماری ریاضیات و آمار با 18 درصد آمار قابل قبول تری را دارد.

رشته های پر کار تر

این منبع در جدولی 15 رشته دانشگاهی را که به ترتیب بیشترین و کم ترین نرخ بیکاری در رشته های دانشگاهی رادر جامعه دارند آورده است.

همچنین مهر در ادامه گزارش خود مدعی است، که در رشته های روزنامه نگاری با ۸/۸ درصد، بهداشت 9/7 درصد، خدمات امنیتی 4/8 درصد و خدمات حمل و نقل با 8.10درصد اوضاع بهتری برای اشتغال و جست وجو برای کار وجود دارد.

نامناسب بودن وضعیت دانش آموختگان و عجیب بودن آمار در این بخش وقتی بیشتر خودنمایی می کند که بدانیم از مجموع شش میلیون و ۸۶ هزار مرد دانش آموخته دانشگاهی، سه میلیون و ۲۶۲ هزار نفر شاغل و فقط ۴۸۷ هزار نفر در جست وجوی شغل هستند و بقیه به تعداد دو میلیون و ۳۳۶ هزار نفر خانه نشین شده اند و کاملا غیرفعال هستند!

در بین زنان نیز از مجموع پنج میلیون و ۳۰۵ هزار دانش آموخته دانشگاهی، یک میلیون و ۲۸۲ هزارنفر شاغل و ۵۴۶ هزار نفر در جست وجوی شغل هستند. موضوع با اهمیت تر این است که سه میلیون و ۴۷۶ هزار زن به دانشگاه رفته و درس خوانده اند تا خانه نشین شوند و هیچ فعالیتی در جریان اقتصادی کشور نداشته باشند!

عناوین روزنامه های امروز 95/10/07

عناوین روزنامه های امروز 95/10/07
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/10/07