مصرف روزانه میوه ها و سبزیجات عادتی سالم به نظر می رسد. با این وجود، ترکیب دو میوه یا مصرف آنها به صورت همزمان گاهی مواقع چندان ایده خوبی نیست.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "هوم رمدیز هوس"، ترکیب برخی میوه ها با یکدیگر نه تنها ممکن است سودی به همراه نداشته باشد، بلکه گاهی اوقات می تواند جان فرد را نیز را در معرض تهدید قرار دهد. در ادامه فهرستی از میوه ها و سبزیجاتی که هرگز نباید آنها را با یکدیگر ترکیب کنید، ارائه شده است:
هویج و پرتقال
ترکیب این دو ماده غذایی می تواند موجب شکل گیری سوزش سردل و رفلاکس صفراوی شود. آب هویج و پرتقال به صورت روزانه مصرف می شوند، اما باید به این نکته اشاره داشت که این کار می تواند به آسیب کلیه منجر شود. ترکیب این دو ماده غذایی گاهی اوقات می تواند کشنده باشد.
شیر و آناناس
این ترکیب می تواند به شکل گیری سردرد، معده درد، عفونت، اسهال و تهوع منجر شود. آناناس حاوی بروملین است و از این رو، هرگز نباید با شیر ترکیب شود. این ترکیب برای نوزادان بسیار خطرناک است.
لیمو و پاپایا
از مصرف این ترکیب پرهیز کنید و همچنین، آن را به کودکان ندهید. ترکیب لیمو و پاپایا می تواند به شکل گیری کم خونی و مشکلاتی در زمینه سطوح هموگلوبین منجر شود.
موز و گواوا
این ترکیب می تواند به شکل گیری تهوع و سردرد منجر شود زیرا موجب تولید گاز و اسیدوز می شود.
شیر و پرتقال
هنگامی که آب پرتقال را به غلات صبحانه و شیر اضافه می کنید، در حقیقت گوارش آن را برای معده دشوار می سازید. معده توانایی پردازش نشاسته غلات صبحانه را ندارد و این می تواند به شکل گیری مشکلات سلامت منجر شود.
موز و پودینگ
این ترکیب برای نوزادان می تواند کشنده باشد. ترکیب موز و پودینگ تولید سم را تحریک می کند و گوارش آن سخت و دشوار است.
میوه ها و سبزیجات
میوه ها حاوی قند هستند و گوارش آنها زمانبر است. از این رو، میوه ها برای مدت زمان بیشتری در معده باقی می مانند و با انتشار سموم به شکل گیری سردرد، اسهال، عفونت و معده درد منجر می شوند.
برای ترکیب میوه ها با یکدیگر می توانید فهرست زیر را مد نظر قرار دهید:
شیرین: موز، سیب، آلو، طالبی، و هندوانه. شما می توانید این میوه ها را یکدیگر ترکیب کنید زیرا حاوی اسید نیستند.
اسیدی: لیمو، پرتقال، بلوبری، انگور، و گریپ فروت. این میوه ها حاوی اسید سیتریک هستند و می توانند با یکدیگر ترکیب شوند.
نیمه اسیدی: تمشک، انبه، سیب و توت فرنگی. این میوه ها از محتوای اسید کمی برخوردار هستند.
خنثی: آووکادو، بادام، بادام زمینی، گردو و نارگیل. این میوه ها از محتوای ویتامین، چربی های سالم و پروتئین بالا سود می برند.
نمایندگان مجلس در برنامه ششم توسعه تصویب کردند
بیمه برای زنان خانهدار مرخصی تشویقی برای پدران
زنان با ۲۰سال سابقه میتوانند بازنشسته شوند خبرنگاران بیمه بیکاری میشوند
شهروند| نمایندگان مجلس شورای اسلامی دیروز و بعد از ٢١روز، لایحه برنامه ششم توسعه را تصویب کردند. یکی از مهمترین مصوبات دیروز نمایندگان در برنامه ششم توسعه مربوط به مادران دارای سه فرزند و مردان شاغلی بود که فرزنددار میشوند؛ آنها در رسیدگی به مواد ارجاعی از کمیسیون تلفیق لایحه برنامه ششم توسعه با دوهفته مرخصی تشویقی برای پدران موافقت کردند. براساس این مصوبه از تاریخ تصویب این قانون کلیه مردان شاغل در قوای سهگانه و دربخشهای دولتی و غیردولتی که صاحب فرزند میشوند، از دوهفته مرخصی تشویقی برخوردار میشوند. دربند دیگری از این ماده مصوب شد که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است؛ در راستای سیاستهای تحکیم خانواده ظرف ٦ ماه بررسی کرده و طرح لازم را برای ایجاد بیمه تأمین اجتماعی زنان خانهدار حداقل دارای سه فرزند جهت تصمیمگیری قانونی ارایه کند. در بند دیگری از این ماده نیز دولت مکلف شد؛ بخشی از اعتبارات عمرانی خود را به تأمین خوابگاههای مناسب برای دانشجویان متأهل اختصاص دهد. اولویت استفاده از این خوابگاهها با زوجین دارای فرزند است. مجلس شورای اسلامی با ١٣٦ رأی موافق، ٣٦ رأی مخالف و ٢ رأی ممتنع ازمجموع ٢٠٦ نماینده حاضر به ماده ١١٨ لایحه برنامه ششم توسعه رأی داد. ازطرف دیگر نمایندگان مجلس دستگاهها و شرکتهای دولتی و غیردولتی را موظف کردند؛ با درخواست بازنشستگی زنان شاغل با ۲۰سال سابقه خدمت موافقت کنند.فاطمه ذوالقدر، عضو هیأت رئیسه فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی دراینباره گفت که مصوبه مجلس درمورد امکان بازنشستگی زنان با ٢٠ سال خدمت مطالبه جامعه زنان بوده است: «درحال حاضر کارگران زن با ٤٢سال سن میتوانند بازنشسته شوند و مشمولین خدمات بازنشستگی نیز با همین محدودیت سنی امکان بازنشستگی با ٣٠سال سابقه خدمت را دارند. درحالی که این امکان برای مشمولین تأمین اجتماعی فراهم نبود و آنها باید برای بازنشستگی با ٢٠سال سابقه به ٥٥سال میرسیدند و این شرط سنی وجود داشت.» او ادامه داد: «با مصوبه امروز مجلس این محدودیت سنی برای مشمولین تأمین اجتماعی هم برداشته میشود و زنان درصورت تمایل با ٢٠سال سابقه خدمت و ٢٠روز حقوق میتوانند بازنشسته شوند.» نماینده مردم تهران درمجلس با بیان اینکه این مصوبه برای دولت بار مالی ندارد، گفت: «ما چنین چیزی را اجبار نکردیم بلکه این امر اختیاری است و هزینهای هم به دستگاه مربوطه تحمیل نمیشود بلکه باعث اشتغالزایی و استخدام نیروهای جوان تحصیلکرده میشود که توانایی و تسلط لازم را دارند و در جستوجوی شغل هستند.» به گزارش ایسنا ذوالقدر ادامه داد: «امکان بازنشستگی زنان با ٢٠سال خدمت مطالبه جامعه زنان بوده و ما پیش از این میخواستیم طرحی با این مضمون ارایه کنیم اما با همت و تلاش تمامی اعضای فراکسیون زنان و زنان عضو کمیسیون تلفیق این قانون دربرنامه ششم به تصویب مجلس رسید.» دیروز بهارستاننشینان با الحاق مادهای به برنامه ششم مقرر کردند؛ دستگاهها، سازمانها و شرکتهای دولتی و عمومی غیردولتی تابع صندوقهای بازنشستگی اعم از کشوری یا تأمین اجتماعی موظفند؛ با درخواست بازنشستگی بانوان شاغل که دارای حداقل ٢٠سال سابقه خدمت هستند، بدون محدودیت سنی موافقت کنند. به موجب این مصوبه، میزان محاسبه حقوق آنها براساس تعداد سالهای کارکرد و پرداخت حق بیمهشان خواهد بود.
تعرفههای خدمات پرستاری
درسقف کارانه پرداخت میشود
نمایندگان مجلس همچنین درماده الحاقی دیگری مصوب کردند؛ برای اجرای قانون تعرفه خدمات پرستاری مصوب سال ١٣٨٦ مجلس شورای اسلامی، تعرفههای خدمات پرستاری درسقف کارانه به گروه پرستاری پرداخت شود.
شرایط بازنشستگی رانندگان پایه یک
با ٢٥سال سابقه بیمه مشخص شد
وکلای ملت در ادامه بندی را به لایحه برنامه ٥ساله ششم توسعه الحاق کردند که براساس آن تمامی رانندگان وسایل نقلیه سنگین بینشهری راهسازی و راهداری که دارای ٣٠سال سابقه گواهینامه پایه یک رانندگیاند و ٢٥سال سابقه پرداخت بیمه دارند، میتوانند با ٢٥روز حقوق بازنشسته شوند.
اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه
بیمه بیکاری میشوند
دیروز همچنین نمایندگان مجلس در ادامه بررسی لایحه برنامه ششم توسعه مادهای را مصوب کردند که براساس آن دولت مکلف به بیمه بیکاری اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه میشود. نمایندگان با تصویب بند الحاقی ماده ۱۰۷ لایحه برنامه ششم توسعه، مصوب کردند: «اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه که شغل خود را از دست میدهند، تحت پوشش بیمه بیکاری قرار میگیرند.» براین اساس دولت در چارچوب لوایح بودجه سنواتی، کمکهای اعتباری را دراختیار صندوق بیمه بیکاری قرار میدهد. همچنین براساس تبصرهای آییننامه این ماده را وزارت فرهنگ، سازمان برنامه و بودجه، سازمان تبلیغات و سازمان صداوسیما ظرف ۶ماه پس از تصویب این قانون به تصویب هیأتوزیران میرساند.
مقام سابق سازمان خصوصیسازی:
کارخانهها مال ما، کارگرهای بیکارش برای شما!
فعال اقتصادی برتر سال ٩٠: واردات دسته بیل و قلیان و تسبیح از چین برای ما
کارگرهای بیکار برای شما!
یک مقام آگاه: خدا خیر بدهد به شهرداری تهران که به منظور
جبران کمکاری دولت، اقدام به استخدام ٥٠٠٠ نفر کرده است!
در جلسه آموزشی امروز، شوراهای اسلامی کار محور شهرری بر اهمیت تکیه به قانون کار برای حل اختلافات کارگری و کارفرمایی تاکید شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا دراین جلسه که صبح امروز در محل خانه کارگر شهرری برگزار شده بود بر اهمیت تکیه به شرایط پیش بینی شدن در قانون کار برای حل و فصل اختلافات کارگری و کارفرمایی تاکید شد.
در این جلسه با اشاره به اختلافات موجود بر روابط کارگر و کارفرما تاکید شد که مراجع تشخیص و حل اختلاف ادارات کار بهترین مرجع برای حل اختلافات هستند و کارگران و نمایندگان صنفی آنها باید در رسیدگی به اختلافات روابط کار از ظرفیت این مراجع نهایت استفاده را بکنند.
در این جلسه همچنین با تاکید بر حل مشکلات بیمهای کارگران تصویب شد درصورتی که کارگر از کارفرما درخصوص مشکلات بیمهای شکایتی دارد میتواند مشکل خود را از طریق طرح اعتراض در سازمان تامین اجتماعی پیگیری کند. اما اگر به هر دلیلی به اعتراض او در تامین اجتماعی رسیدگی نوشد میتوان از طریق دیوان عدالت اداری پیگیر ماجرا بود.
در پایان این جلسه بر ضرورت حضور کارگران در تمام مناسبات روابط کار تاکید و یادآوری شد در صورتی که کارگران نسبت به سرنوشت خود بی تفاوت باشند حقوق آنها به صورت گستردهای تضییع میشود.
فردا عصر جلسه شورای سه جانبه ملی با محوریت اجماع بر سر بازگرداندن لایحه اصلاح قانون کار برگزار خواهد شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، فردا عصر، سه شنبه (بیست و هشتم دی ماه)، جلسه شورای سه جانبه ملی در محل وزارت کار برگزار خواهد شد.
محور اصلی این جلسه که در آن سه گروه کارگری ، کارفرمایی و دولت شرکت دارند، رسیدن به اجماع بر سر بازگرداندن لایحه اصلاح قانون کار خواهد بود.
به نظر می رسد با توجه به اعتراضات چند وقت اخیر نسبت به متن لایحه اصلاح قانون کار و پیوستن ایران به مقاولهنامه 144 سازمان جهانی کار، احتمال اجماع بر سر عودت این لایحه وجود دارد و این بازگرداندن، با توجه به نظر مشترک شرکای اجتماعی دولت، به طور یقین به نفع جامعه تولید خواهد بود.
قائم مقام وزیر کشور میگوید: دستگاه قضایی به صورت مستقل عمل می کند اما تاکید شوراهای تامین و وزارت کار این است که اختلافات کارگری در حیطه روابط کار حل شود.
محمدحسین مقیمی، قائم مقام وزیر کشور در گفتگو با خبرنگار ایلنا در ارتباط با نقش شورای تامین در حل مناقشات کارگری و ورود احتمالی ضابطین قضایی به تجمعات و اعتراضات کارگری توضیحاتی داد.
مجموعه وزارت کشور به دنبال برخورد نیست
وی در ابتدا در پاسخ به این سوال که چطور است که در مواردی مانند تجمع کارگران معدن طلای آق دره یا اعتراضات بافق و چادرملو، با کارگران برخورد قضایی می شود؛ گفت: مجموعه وزارت کشور به دنبال برخورد نیست، بلکه به صورت کلی شورای تامین در مواردی که امنیت عمومی دستخوش بحران میشود، جلسه تشکیل میدهد و در موارد بسیاری با مذاکره و صحبت، مشکل حل می شود و از اتفاقات بدتر جلوگیری می شود.
وی افزود: در مواردی در مورد حقوق کارگران جلسه میگذاریم ، تفاهم می شود و طلب پرداخت می شود. اما بعضی وقت ها هم به نتیجه نمیرسیم که در اینگونه موارد هم بایستی طرفین مدارا کنند تا شرایط بهتری فراهم شود.
ورود دستگاه قضایی ربطی به تجمعات کارگری ندارد
مقیمی تاکید کرد: در مواردی ممکن است حرکت های غیرقانونی انجام شود که در این موارد، دستگاه قضایی ورود می کند و این ربطی به تجمع کارگری ندارد. در این اوقات، تخلف چیز دیگری است؛ این نوع ورود ضابطین قضایی را هم باید مورد به مورد بررسی کرد.
قائم مقام وزیر کشور در ادامه گفت: دستگاه قضایی مستقل است و شورای تامین شهرستان یا استان، وارد محتوای پرونده های قضایی نمی شود؛ اما گاهی شورای تامین به عنوان مشاور عمل میکند و نظرات مشورتی به دستگاه قضایی ارائه میدهد؛ اما حکم نهایی را خود قاضی می دهد.
مقیمی در رابطه با مبنای تصمیمگیریها در کمیسیون های کارگری شوراهای تامین سراسر کشور گفت: مبنای تصمیمگیری در جاهای مختلف، متفاوت است. در خیلی جاها، مشکل حادتر است؛ کارگران ماهها حقوق نگرفته اند، ناراحت و عصبانی هستند، در اینجا شورای تامین سعی میکند با قدرت ورود کند تا این مشکل اجتماعی حل شود و به بحران تبدیل نشود.
وی افزود: اما در کل یک سری قواعد کلی هست که در سراسر کشور یکسان است.
در برهههای انتخابات ادارات کار فعالتر شوند
قائم مقام وزیر کشور تصریح کرد: ورود شورای تامین و عملکرد مجموعه وزارت کشور در برخی مواقع، حساسیت بیشتری دارد؛ علیالخصوص در برهه هایی که به انتخابات نزدیک می شویم، سعی ما بر این است که به استانداران و فرمانداران توصیه کنیم که مسائل کارگران را بهتر دنبال کنند.
وی تاکید کرد: ادارات کار و هیات های حل اختلاف هم در این برههها بایستی فعال تر شوند تا مشکلات کارگری در همان سطح روابط کار حل شود.
منابع خبری ایلنا در کارخانه « کارخانه فیبر ایران » از تعدیل دست کم50 کارگر این واحد صنعتی با اتمام قرار داد کار خبر میدهند.
کارگران این واحد صنعتی واقع در منطقه آزاد انزلی در تماس با ایلنا افزودند: تا پیش از این اتفاق حدود 110 کارگر بودیم اما از 166 آذر ماه گذشته به دلیل آنچه از سوی کارفرما «رکود بازار فروش محصولات» عنوان میشود، در قالب یک گروه 50 نفره تعدیل شدیم.
کارخانه فیبر ایران انزلی در منطقه آزاد انزلی واقع شده است و از قرار معلوم هرکدام از کارگر تعدیل شده تا نزدیک به 18سال سابقه کاری داشتهاند.
به گفته آنان کارفرمای این واحد تولیدی مدعی است توان پرداخت به موقع حقوق حدود 50کارگر شاغل در کارخانه را ندارد، به همین دلیل با تعدیل کارگران قصد کاهش هزینههای جاری کارخانه را دارد.
به ادعای آنان این تعدیلها در حالی اتفاق افتاده است که پیشتر کارفرما قصد داشت ، کارخانه را به بهانه نوسازی چند ماهی تعطیل کند اما از آن زمان تا کنون با پی گیری کارگران نیمی از کارگران برای انجام کار نوسازی ه کار سابقشان بازگشتند.
این کارگران میگویند همکاران باقیمانده آنها که تعدادشان به حدود 60 نفر می رسد تقریبا به صورت روزانه برای انجام تعمیرات در محل کارشان حضور دارند و در مقابل کارگران اخراجی که بدنبال مقرری بیمه بیکاری هستند برای پیگیری مطالبات مزدی خود در دفتر اشتغال منطقه آزاد انزلی شکایتی را مطرح کردهاند.
همچنین این کارگران می گویند، مشکلات این کارخانه از سال 92 زمانی آغاز شده است که در طول این مدت میزان تولیدات این کارخانه که بخشی از آن از طریق وشرکتهای واسطه ای به کشوری های خارجی صادر می شد به حداقل رسیده است.
بنا بر ادعای کارگران این کارخانه، کارفرما در زمان اخراج به آنها وعده داده است پس از برطرف شدن مشکلات کارخانه دوباره همه آنها به کار سابق خود بازگردانده خواهند شد.
کارگران فیبر ایران انزلی با بیان اینکه با شرایط پیش آمده هیچ تضمینی برای امنیت شغلی کارگرانی که موقتا اخراج شده وجود ندارد در خاتمه درباره مطالبات معوقه خود میگویند؛ از شهریور ماه دستمزد وسایر مزایا مزدی خود را از کارفرما طلبکاریم.همچنین دو ماه از حق بیمه کارگران به تامین اجتماعی واریز نشده است.
بیش از چهل روز از اعتراض کارگران مجتمع کشت و صنعت مهاباد نسبت به ماهها معوقات مزدی می گذرد.
کارگران مجتمع کشت و صنعت مهاباد در تماس با ایلنا از ادامه اعتراضات خود خبر دادند.
به گفته این کارگران، بیش از چهل روز است که در بیرون مجتمع و در هوای سرد ایستاده اند و نسبت به 16 ماه مطالبات مزدی خود اعتراض کرده اند.
این کارگران میگویند: علیرغم اعتراضات طولانی و مراجعات مکرر به همه مقامات مسئول در سطح شهرستان و استان، هیچ کس پاسخگوی ما نیست و فقط وعده های توخالی میدهند.
از قرار معلوم شنبه هفته جاری، جلسه ای در فرمانداری مهاباد با حضور فرماندار مهاباد، نمایندگان کارگران و کارفرمای جدید مجتمع برگزار شده که در نهایت این جلسه نیز به نتیجه مشخصی نرسیده و زمان پرداخت مطالبات کارگران مشخص نشده است.
یکی از نمایندگان کارگران که در این جلسه حاضر بوده، می گوید: کارفرمای جدید و مقامات میگویند نقدینگی نداریم؛ اما باید پرسید اگر نقدینگی نیست چطور کارفرمای جدید توانسته مجتمع را در مزایده خرایداری کند اما حالا که نوبت به پرداخت مطالبات کارگران رسیده، می گوید نقدینگی نیست.
این کارگران پس از واگذاری مجتمع از طریق مزایده، بیش از ۱۶ ماه است که دستمزد خود را دریافت نکردهاند.
در سی و هفتمین روز اعتراض، نیروی انتظامی از این کارگران که بیرون مجتمع در هوای سرد چادر زده بودند، خواست که چادرها را جمع کنند؛ کارگران ولی می گویند این روزها بدون چادر هم به اعتراض خود ادامه دادهایم و در انتظار پاسخگویی مسئولان هستیم.
یک عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان شهر تهران می گوید پرداخت طلب 120 هزار میلیارد تومانی سازمان تامین اجتماعی یک تکلیف است چرا که بازنشستگان این سازمان خواهان همسان سازی حقوق خود با بازنشستگان کشوری هستند.
«علی دهقانی کیا»، عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان شهر تهران در گفت و گو با ایلنا، اظهار داشت: عدم پرداخت طلب 120 هزار میلیارد تومانی سازمان تامین اجتماعی موجب شده است که بازنشستگان تامین اجتماعی همسان با سایر بازنشستگان مستمری دریافت نکنند.
وی افزود: برای دولت در برنامه پنجم و ششم توسعه تکلیف شده است که طلب سازمان تامین اجتماعی را پرداخت کند اما عدم توجه دولت به این مسئل موجب شده است که طرح همسان سازی حقوق بازنشتگان اجرایی نشده و هم پرداخت مستمری بیش از 2 میلیون بازنشته سازمان به مخاطره بیفتد.
دهقانی کیا با بیان اینکه دولت هم اکنون بیش از 100 هزار میلیارد بدهی به سازمان تامین اجتماعی دارد، گفت: این حجم از بدهی برای استمرار فعالیتهای فراگیرترین صندوق بیمه اجتماعی که نیمی از جمعیت کشور را تحت پوشش قرار میدهد، آسیب زاست.
دهقانیکیا افزود: از این رو اگر تدبیر سنجیده شدهای به کار برده نشود و همچنان مانند گذشته توسط دولت و مجلس با اجرای یک سری قوانین بار مالی بر دوش سازمان تامین اجتماعی بگذارند، به طور قطع یک بحران عظیم حاکمیتی ایجاد خواهد شد.
عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان شهر تهران در پایان افزود: اکثر صندوق های بازنشستگی هم اکنون در وضعیت بحرانی قرار دارند چرا که تنها بر مستمری بگیران آنها افزوده شده و در مقابل هر روز از تعداد بیمه پردازان آنها کاسته می شود. با این وجود صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی که زیر مجموعه یک نهاد عمومی غیر دولتی است وضعیت مطلوبی دارد و نباید به استقلال آن بی حرمتی شود.
رئیس هیات امنای شهرک صنعتی هلال گفت: برخی از واحدهای صنعتی به دلیل استهلاک دستگاه ها، بازدهی خود را از دست دادهاند که در نهایت موجب بیکاری کارگران شده است.
براساس اخبار دریافتی ایلنا، سعید رزمی منش، رئیس هیات امنای شهرک صنعتی هلال آران و بیدگل از بیکاری 200 کارگر این شهرک صنعتی در سال جاری خبر داد.
رزمی منش با بیان این که شهرک صنعتی هلال از ۱۷ سال پیش کار خود را آغاز کرده است به یک رسانه محلی گفت: هم اکنون حدود ۱۰۰ شرکت تولیدی در این شهرک صنعتی فعالیت می کنند که دچار مشکل هستند و با وجود آن که حدود هشت ماه پیش جلسه ای با حضور استاندار در استانداری برگزار شد و وی دستور داد ظرف مدت یک ماه مشکلات مربوط به اسناد مالکیت این واحدها حل شود، هنوز این مسائل پابرجاست و از میان نرفته است.
رئیس هیات امنای شهرک صنعتی هلال دشواری فعالیت صاحبان صنایع این شهرک را یادآور شد و خاطرنشان کرد: برخی از واحدهای صنعتی به دلیل استهلاک دستگاه ها، بازدهی خود را از دست دادهاند که در نهایت موجب بیکاری کارگران می شود، همان طور که امسال نیز تا به حال حدود ۲۰۰ کارگر بیکار شدهاند.
بیست و هشتمین دوره مسابقات هندبال قهرمانی کارگران کشور با حضور 5 تیم از ساعت 10:30 صبح امروز در مجموعه ورزشی صفائیه اصفهان آغاز شد.
به گزارش ایلنا، بیست و هشتمین دوره مسابقات هندبال قهرمانی کارگران کشور با حضور 5 تیم از ساعت 10:30 صبح امروز یکشنبه 26 دی ماه در مجموعه ورزشی صفائیه اصفهان آغاز شده است.
مراسم قرعه کشی رقابت ها شب گذشته برگزار و طبق برنامه تیم های بوشهر و مرکزی از ساعت 10:30 صبح امروز دیدار افتتاحیه رقابت ها را آغاز کرده اند.
مراسم افتتاحیه این رقابت ها صبح امروز با حضور خراسانی نایب رئیس فدراسیون ورزش کارگری، حاجی پور رئیس انجمن هندبال کارگران کشور، شیرانی رئیس هیأت و اداره امور ورزش کارگران استان اصفهان، شاطری مسئول برگزاری مسابقات، خزائلی مسئول انجمن ورزش هندبال کارگران استان و همچنین حضور تیمهای ورزشی از استانها برگزار شد.
استانهای اصفهان، بوشهر، یزد، مرکزی و لرستان در این دوره از مسابقات کشوری حضور دارند و تیم هندبال توکا فولاد نماینده استان اصفهان در این دوره از مسابقات به سرپرستی آقای منوچهر اربابان و مربیگری جمشید منوچهری شرکت کرده است.
برنامه رقابت های امروز یکشنبه به شرح ذیل است:
دیدار افتتاحیه این رقابت ها را از ساعت 10:30 صبح تیم های بوشهر و مرکزی آغاز کرده اند. در دیدار بعد از ساعت 12 تیم های یزد و لرستان به مصاف هم خواهند رفت. ازساعت 16 نیز تیم های بوشهر و یزد در دومین دیدار خود رودرروی یکدیگر قرار می گیرند. و در نهایت دیدار پایانی امروز را تیم های اصفهان و لرستان از ساعت 17:30 برگزار می کنند.
این رقابت ها به میزبانی هیأت و اداره امور ورزشی کارگران و اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان و زیر نظر فدراسیون ورزش کارگری برگزار می شود.
یک فعال صنفی کارگری با یادآوری اینکه اجرای قانون بالاتر از اجرای بخشنامه است از وزارت کار خواست تا قبل از طراحی مدل مواد حمایتی قانون کار، اصل قانون را اجرا کند.
«ناصر چمنی» فعال صنفی کارگری در گفت و گو با ایلنا، اظهار داشت: هم اکنون مواد حمایتی قانون کار مثل ماده 7 که امنیت شغلی کارگران را تضمین میکند اجرا نمیشود آن وقت وزارت کار اقدام به طراحی مدل برای تامین امنیت شغلی کارگران میکند.
در روزهای گذشته معاون روابط کار وزارت کار گفته بود که بر اساس بخشنامه «امنیت شغلی همراه با امنیت سرمایه» مدلی برای تامین امنیت شغلی کارگران طراحی شده است که بعد از توافق نهادهای صنفی کارگری و کارفرمایی برسر لایحه اصلاح قانون کار اجرایی خواهد شد. این در حالی است که بخشنامه فوق تاکنون که بیش از 3 ماه از ابلاغ آن میگذرد تاکنون اجرایی نشده است.
چمنی با بیان اینکه قانون ضمانت اجرایی دارد اما بخشنامه هیچ ضمانت اجرایی ندارد، تصریح کرد: باید کارگران و تشکلهای کارگری را خیلی ساده لوح فرض کرد که آنها به بهانه یک بخشنامه از اجرای قانون کار کوتاه بیایند و تن به لایحه ضد کارگری قانون کار بدهند.
رئیس انجمن صنفی کارگران پتروشیمی تبریز، افزود: در هر صورت اجرای مواد حمایتی قانون کار برای کارگران کشور ارجحیت دارد و پیش بینی میشود که این بخشنامه نیز همانند سایر بخشنامهها که پیش از این برای بهبود مناسبات روابط کارگری و کارفرمایی صادر میشود اجرایی نشود.
وی در ادامه افزود: وزارت کار مطابق تبصره 1 ماده 7 قانون کار مکلف است که کارهایی را که ماهیت دائم و غیر مستمر دارند را مشخص کند و به تصویب هیات دولت برساند اما دولت و وزارت کار به این تکلیف خود عمل نکردهاند و با لایحه اصلاح قانون کار کلا این تکلیف را از روی دوش خود برداشته اند.
وی در پایان افزود: در هر صورت کارگران از حق خود در خصوص مواد حمایتی قاننون کار کوتاه نمیآیند و وزارت کار نیز نباید به سمت ساقط کردن مواد حمایتی قانون کار به وسیله بخشنامه، ابلاغیه و دستور العمل گام بردارد.

بررسی روانشناسی تاریخی مصرفگرایی در ایران در گفتوگو با دکتر غلامحسین باهر
سازشکاری تاریخی ایرانیان
نگاه تاریخی ایرانیان به زندگی موجب شده است تلاشی جدی برای تغییر زندگی نکنند رواج روحیه شعر و شاعری در میان ایرانیان از روحیه راحتطلبی آنان برآمده است
ماهرخ ابراهیمپور- خبرنگار حوزه تاریخ| جامعه ایران در گذر از گذرگاههای تاریخی، روزهایی دشوار از سر گذرانده است. هریک از این روزهای دشوار، بر مردم این سرزمین پیامدهایی متفاوت بر جای گذاشته و برخی از این آثار تا امروز تداوم یافته است؛ آثاری که در تاریخ اقتصادی نیز کماکان به شکلی پررنگ ما را در زمینههایی به درنگ واداشته است؛ به عنوان نمونه این که چه چیز موجب تداوم گرهخوردن رفتارهای اجتماعی به اقتصاد ایرانی از گذشته تاکنون شده است. شاید بازنگری سطرهایی از کتاب «جامعهشناسی نخبهکُشی» اثر علی رضاقلی تااندازهای پاسخگوی این مساله باشد «با کمی اغماض میتوان گفت که تمامی مشکلات اقتصادی- سیاسی و اجتماعی ایران و آنچه در مجموع عقبماندگی نام گرفته است، ریشههای تاریخی دارند و رفع یا تخفیف آن مشکلات هم بدون مراجعه به ریشههای تاریخی و شناخت دقیق آن به احتمال زیاد غیرممکن است. فعالیتهای اقتصادی یکی از فعالیتهای اصلی بشر در عرصه زندگی اجتماعی است. اول اجتماعی است و سپس اقتصادی. فعالیتهای اجتماعی نیز کم و بیش همه هویت جمعی و تاریخی دارند، به عنوان مثال بهرهوری پایین یا آنچه در زبانهای عامیانه کمکاری و تنبلی و عدم خلاقیت یا ... نامیده میشود، همه ریشههای رفتاری هنجاری سنتی دارد و هم علل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارد و هم ریشههای معرفتی گذشته از جمله کلام و اخلاق که آشنایی با آنها کمک ارائه راه حل برای اصلاح آن است». برای آگاهی از رفتار ایرانیان در گذر تاریخ با تکیه بر گرایش قابل توجه مردمان این سرزمین به کالاهای وارداتی، برآن شدیم با دکتر غلامحسین باهر گفتوگو کنیم. باهر، دارای لیسانس حقوق از دانشگاه تهران است، کارشناسی ارشد اکونومتری از دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، دکترای برنامهریزی اقتصادی از دانشگاه کنکوردیای کانادا و فوق دکترای فلسفه مدیریت منابع از شورای تحقیقات ملی کانادا، وی را به اندیشمندی چندبعدی بدل ساخته است. او از زاویه رفتارشناسی ایرانیان، به گرایش ایرانیان به کالاهای وارداتی میپردازد.
جناب دکتر باهر! آنگونه که گزارشها و منابع تاریخی در دورههای صفویه تا میانههای دوره قاجار نشان میدهد با وجود آن که ایران هنوز به حوزه تاریخ مدرن و نوین خود وارد نشده است، در برخی بازارهای ایران حتی در شهرهای دورافتاده نیز انبوهی از وسایل و اجناس وارداتی وجود داشته است. به نظرتان علت گرایش به مصرفگرایی جامعه در برهههای دور زمانی چیست؟
بررسی تاریخ ایران نشان میدهد اقتصاد مردمان این سرزمین بر کشاورزی و گلهداری مبتنی بوده است و تولید صنعتی نداشتهاند. تولید سنتی همچنین افزون بر کشاورزی و دامداری، کارهای دستی بوده که گلیم، جاجیم، فرش و دستساختههایی دیگر را دربرمیگرفته است. بالطبع هنگامی که جاده ابریشم، مصنوعات دیگر سرزمینها را به اینجا میآورد، جاذبه آنها نگاه این مردمان را میگیرد. این علاقهمندی تا زمانی ادامه یافت که در روزگار معاصر در این سرزمین کشف شد. هنگامی که نفت به میان آمد، محصولات کشاورزی و دامداری افت کردند زیرا اکنون پول نفت موجب میشد چندان به شکوفایی آنها اهمیت ندهیم و از پول نفت، محصولات کشاورزی و دامی را نیز وارد کنیم. بدینترتیب ایران که از روزگار دور یک جامعه صنعتی نبود، هنگامی که در یکصد سال اخیر با مدرنیته آشنا شد و مظاهر و محصولات آن را پذیرفت، با یک فرآیند تازه روبهرو شد؛ مدرنیته با خود تمدن غرب را آورد و ورود آن تمدن با کالاهای مصنوعی همراه شد.
در تبادلات با غرب، گونهای مبادلههای تجاری روی میدهد. برای مثال انگلیسیها با رفتوآمد به ایران، با تجارت فرش، پس از مدتی فرش ماشینی را با الگوبرداری از فرش ایرانی تولید میکنند. در برابر با وضعیتی دگرگونه در ایران روبهروییم. گزارشی داریم که عباسمیرزای قاجار در دوره ولیعهدی میکوشد با وارد کردن تجهیزات نظامی، سپاه ایران را تجهیز کند اما ما قادر به تولید و ساخت این تجهیزات نیستیم. چه چیز باعث میشود ما تنها به وارد کردن محصولات اکتفا کنیم؟
ما اصولا کشوری مصرفکنندهایم. موقعیت سوقالجیشی سرزمین ایران در پیدایش این خوی موثر بوده است. آبوهوا و شرایط اقلیمی شرایطی را پدید آورده است که ویژگی زحمتکشی از گذشتههای دور در مردمان این سرزمین ریشه ندواند. طبیعت نیز به این موقعیت کمک نکرده است. این ویژگی، چه پیش از رسیدن به نفت که زندگی بر پایه دامداری و کشاورزی بوده، چه پس از کشف نفت و معادن، در رفتارهای روزمره ایرانیان نمود داشته است. مطالعات رفتارشناسانهام مرا به این دریافت رسانده است که آبوهوا، اقلیم و موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک، وضعیتی را در ما پدید آورده است که به تنبلی تمایل داشته باشیم. ببیند! مردم در اقلیم آبوهوایی جنوب ایران، به کشت خرما و پرورش شتر بسنده کرده، از این کار نیز راضیاند. ما در ایران با آسودهخوردن و آسودهزیستن خوگرفتهایم؛ شاید اساسا به همین دلیل است که در روزگار کنونی نیز به حق معنوی تولیدات دیگران احترام نمیگذاریم. این وضعیت، گونهای مفتخوارگی را در میان ما پرورش داده و به راحتطلبی انس گرفتهایم. تنها افرادی در میان ما توانستهاند یک زندگی موفق بر اساس رنج و کوشش خود بنا کنند که در برهههایی از زندگی به تنگنا دچار شده، با گذر از آن تنگناها به موفقیت رسیدهاند. مثلا اگر به زندگی امیرکبیر به عنوان یک انسان خودساخته بنگرید، درمییابید هنگامی که در تنگنا گیر افتاده، برای برونرفت از آن، با کوشش بسیار مسیر ترقی را پیموده و همان تنگنا موجب رشد و ترقی وی شده است. گونه نگاه ایرانیان به زندگی و اعتقاد به این که کسی کارها را روبهراه خواهد کرد، موجب شده است کوششی جدی برای تغییر موقعیت خود انجام ندهند؛ گویی منتظرند از آسمان برایشان تغییرهای جدی رخ دهد! در حالی که در آموزههای دینی نیز این اصل بارها تکرار شده است که «از تو حرکت، از من برکت».
یعنی به نظر شما اقلیم و آب و هوا در ایران باعث رواج نوعی راحتطلبی شده است؟
بله، دقیقا! اصلا بالابودن همین روحیه شعر و شاعری در میان ایرانیان، از ویژگی راحتطلبی برآمده است. بیش از هر کشور دیگر، در ایران شاعر وجود دارد؛ این از روحیه راحتطلبی ایرانیان در تاریخ برگرفته شده است.
شما معتقدید روحیه ایرانیها به خوشگذرانی عادت دارد، در حالی که بازخوانی تاریخ نشان میدهد مردم ایران همیشه در شرایطی چندان مرفه نبودند که بخواهند خوش بگذرانند. با این حال رابطه تنگناهای ایرانیان با راحتطلبی در چیست؟
این تنگناها دو واکنش میتوانند در پی آورند؛ یکی آن که با آن رویاروی شوی و بالا بروی و دو، آن که با آن کنار بیایی و پایین بروی. برخورد ما ایرانیها با چنین تنگناهایی، درپیشگرفتن قناعت بوده است. اندیشه قناعت تاریخی ما در زندگی، مصداق این ضربالمثل به شمار میآید که «قناعت توانگر کند مرد را».
درباره رفتارشناسی تاریخی ایران به روحیه خوشباشی و خوشگذرانی اشاره کردید که بخشی از آن برخاسته از اقلیم ما است. خب، تنها ما نیستیم که در چنین اقلیمی زندگی میکنیم، کشوررهایی دیگر نیز در چنین اقلیمی قرار دارند. آیا این کشورها هم به ما شبیهاند؟ آیا تنها اقلیم در این روحیه موثر بوده است؟
خیر! اما کشور ما در یک موقعیت سوقالجیشی جای گرفته و چهار حمله بزرگ را در گذر تاریخ ازسرگذرانده است. ما مانند مطلوبی بودیم که هر کس حمله کرده، در کشور ما مقیم شده و با ما آمیخته است. به نظرم چهره ایرانیها اکنون ترکیبی از مغول، ترک، عرب و افغان است. ژن ما بنابراین مرکب بوده، آریایی اصیل نیست. نمونهای از آن آریاییهای اصیل امروزه در بخشی از هندوستان وجود دارند. آنان افرادی بودند که به هندوستان کوچیدند و به پارسیان هند معروف شدند؛ چشمهای سبز، قد بلند و موهای بلوند، از ویژگیهای ظاهری آنان است که پارسی نیز سخن میگویند. این دگرگونیهای مهم در ژن ما، به دلیل آنچه در تاریخ بر ما رفته، موجب شده است، از نظر ژنتیک و قومی، مرکب باشیم و این ترکیب ویژگیهای منحصر برایمان آورده است. مشهور است که ضریت هوشی (IQ) ایرانیان بالا است اما هوش هیجانی (EQ) در سطح استاندارد بینالمللی بالا نیست. افرادی که از ایران رفتهاند، هنگام مطرح شدن در سطح جهانی، هوشی بالا دارند؛ برای مثال اکنون ٤٠ نفر در یک سازمان بینالمللی داریم اما این افراد تنها تئوریسیناند و اهل عمل و چندان کاربردی نیستند. برتری ما بدینترتیب در هوش هیجانی نیست. موقعیت سوقالجیشی ایران در زمینه جغرافیای سیاسی، یکی از دلیلهای مهم به شمار میآید که موجب شده است ایران همواره در آستانه آسیبهای جدی همچون جنگ، ویرانی و ناامنی باشد. مساله پراکندگیهای اقلیمی نیز در این زمینه بسیار موثر بوده است. پایداری و پیوستگی تمدنی نیز از مسایل مهم در این حوزه است؛ اساسا بر این باورم که تمدنهای طولانی در گذر تاریخ، نتوانستهاند آیندهای درخشان داشته باشند. این وضعیت، آسیبهای ویژه خود را داشته است. به تمدنهای کهن که بنگریم، درمییابیم هیچیک از آنها سرنوشتی خوب نداشتهاند مگر آن که با یک انقطاع تاریخی، خود را با زمان همخوان کنند. بسیاری از کشورهای پیشرفته در جهان کنونی، اگر نیک بنگریم، عمدتا کشورهای نوبنیادند.
یعنی در این کشورها انقطاع تاریخی روی داده است؟
بله، دقیقا! این ها از گذشته تاریخی خود رها شدهاند.
در زمینه تمدنی، موضوعی با عنوان «سازگاری ایرانی» مطرح است. در اینباره مهاجمانی که به ایران آمدند، ماندگار شدند و گاه تغییر مذهب دادند، مانند مغولان، تیموریان. آیا این سازگاری ایرانی درباره نوع رویارویی اقوام مهاجم میتوانسته نقشی داشته باشد؟
البته من واژه «سازگاری» را با «سازشکاری» جایگزین میکنم.
در کتابچه «سازگاری ایرانی» اثر مهدی بازرگان، به جغرافیای سیاسی یا اقلیم پرداخته شده است. با توجه به برخی عوامل که اشاره کردید به شکلگیری ایران امروز منجر شده است و شما از آن به «سازشکاری» تعبیر میکنید، دلیل آن را چه میدانید؟
همانگونه که گفتم ما در رویارویی با اقوام مهاجم، سازگار نشدیم، سازشکاری کردیم؛ چون اگر سازگاری در میان بود، طبعا باید سازندگیِ رو به جلو روی میداد. برای مثال اگر ترکهای آسیای مرکزی یا مغولان یورش آوردند، باید سازندگی پدید میآمد. گونهای از سازندگی گرچه در مرحله نخست شکل گرفت، ماهیت آن اما سپس به سازشکاری دگرگون شد؛ یعنی به جای آن که ما از خوبیهای آنها تاثیر بپذیریم، برخی خوبیهایشان را با بدی آمیختیم و آن رفتارها را تغییر دادیم. اندیشهای که اکنون در ایران داریم، بدترین گونه اندیشهای است که میتوان از یک مجموعه ایدئولوژیک برون آورد. فردوسی نیز در سرودههایش پیشبینی کرده است که ایرانی، ترکیبی از قوم عرب، مغول، ترک و تاتار خواهد شد. او به نظرم توانسته است ترکیب ژنتیک ایرانی را در آینده پیشبینی کند. این حکیم برجسته خواسته است با این آیندهنگری به ما هشدار دهد. پیشبینی او اکنون درست تعبیر شده و وضعیت کنونی ما برگرفته از آن است که کنش ما در رویارویی با اقوام مهاجم درست نبوده است.
درباره سازشکاری ایرانی، همانگونه که اشاره کردید، بخشی از آن ناشی از جغرافیای سیاسی بوده و ما در آن مقصر نبودیم و نقش نداشتیم. مثلا پس از حمله مغول با یک فترت طولانی در زمینه اجتماعی روبهرو میشویم و معروف است پس از این حمله فرقههای عرفان و تصوف گسترش مییابند. بنابراین بخشی از این مسایل از اراده ما بیرون بوده است.
بله، همینگونه بوده است، اما ما که نمیخواهیم در این میان مقصر را بیابیم؛ انگیزهمان یافتن مولفههای تاثیرگذار بر گرایش ایرانیان به سازشکاری است. برای مثال سونامی، زلزله یا بمباران اتمی در ژاپن آیا به اراده آنها بوده است؟ آنها اما هیچگاه دست روی دست نگذاشته و برنامهریزی کردهاند تا با پیامدهای آن پدیدههای ویرانگر رودررو شوند. تجربه تاریخی ایرانیان در رویارویی با مسائل پیشبینینشده اما از ارادهای برای معامله با آن اقوام مهاجم و پدیدههای ویرانگر نشان دارد که از همان سازشکاری تاریخی ما برآمده است؛ مساله ما این است! این از ژن و روحیه عافیتطلبی، نه عاقبتطلبی تاریخی ما برمیخیزد.
آیا ساختار سیاسی ایران که مدتها مبتنی بر حکومت شاه بر رعیت بوده است باعث نشده که ایرانیان تمایلی به پروراندن خودباوری یا تغییر شرایط زندگی نداشته باشند؟ البته این رویه تا پیش از تلاشهای عباسمیرزا برای تغییر وضعیت کشور پررنگتر است اما پس از آن باید از یک ایرانی که سالها رعیتگونه با آن برخورد شده، انتظار ایفای نقش موثر در یک جامعه مدرن داشت؟ همینگونه امیرکبیر که میکوشد به اصلاحاتی در جامعه دست بزند تا وضعیت مردم از آن حالت رعیتگونه خارج شود!
ببینید! با وجود نکتههایی که اشاره کردم، ما باید تجربه قرون وسطای اروپا را پشت سر بگذاریم. آنها نیز بسیاری از مسایل امروز جامعه ما را حتی با شدت و گسترهای بیشتر داشتند. آنها دهقان (سِرو) را با زمین میفروختند، ما دستکم این کار را نکردیم. اروپاییان از این مرحله گذشتند اما ما آن مسایل را مرور کردیم؛ یعنی در دهههای اخیر کوشیدیم شکل و شمایل آنچه را از قدیمالایام به دستمان رسیده است، همواره بزک کنیم بیآن که دگرگونی در آن پدید آوریم. در واقع دگراندیشی و نواندیشی نکردیم. تنها مساله حکومت در این میان مطرح نیست، به عبارتی وجود ساختار شاه و رعیت تنها عامل عقبماندگی جامعه ما نیست، که ذات مردم جامعه ما اشتراکناپذیر است. اشتراک در زندگی اجتماعی انسان، از خانواده آغاز میشود. اگر جامعه را از پایه آن یعنی خانواده در نظر بگیرید، ما در ارایه یک ساختار مشترک به عنوان خانواده نیز مشکل داشتهایم، یعنی نتوانستهایم یک جمع کوچک با عنوان خانواده را بدون مشکل ارایه دهیم. این وضعیت موجب میشود، مشکل در روزگار کنونی، در محل زندگی و محیط کار نیز تداوم داشته باشد. برخی ایرانیان در تاریخ میپنداشتهاند برای ساماندادن به وضعیتشان به یک دیکتاتور نیازمندند. شاید این نگاه موجب شد منورالفکرها پس از مشروطه، سراغ رضا خان رفته، او را بر مسند قدرت و پادشاهی بنشانند. آنها در روزگار یادشده مشکل جامعه ایرانی را که تمایل داشت به سوی ساختار مدرن و نهادهای قانونی حرکت کند، بدینترتیب حل کردند؛ یعنی به تصور خودشان با آوردن رضا شاه مساله را حل کردند.
اینجا مساله را در استبداد ایرانی یا فردگرایی ایرانی میبینید؟
خیر! به استبداد ایرانی قائل نیستم، که، تنها با بازخوانی تاریخی جامعه ایران، تصویری از آن ارایه کردم. میخواهم بگویم مساله جامعه ما نداشتن فرهنگ اشتراکجویانه است یعنی تا زمانی که اکثریت جامعه به سوی حرکتهای دستهجمعی، که تجربه کشورهای پیشرفته است، سوق نیابد، همین شرایط را خواهیم داشت؛ گاه به اندازهای ما را خسته و بیرمق میکند که به مدیران مستبد یا دیکتاتور متمایل میشویم، در حالی که انسان موجودی اجتماعی است و به دلیل سلولهای متعدد و متفاوت مغزی نسبت به دیگران، گرایشی برای زیستن در کنار دیگران در او پدید میآورد. این وظیفه برعهده روشنفکری ما جای دارد؛ گونهای روشنفکری که در گذر تاریخ حضور داشته و من به آن روشنفکری نقطهای میگویم، در حالی که باید از روشنفکری روزانه یا آفتابی برخوردار باشیم تا همه جا را برایمان روشن کند و سیال باشد. منظورم از روشنفکری این نیست که بسان شبی و چند ستاره باشد، که، دریافتام از روشنفکر، حضور موثر فردی در جامعه است که بتواند مشکلات جامعه را با راهکار نشان دهد. وجود نوسانیِ روشنفکری در ایران موجب شده است ما در پی ستاره باشیم؛ وضعیتی که امروز ما را برآن داشته است در تیمهای هنری و ورزشی خود نیز به دنبال ستاره یا قهرمان بگردیم. این رویکرد موجب شده است این نکته را فراموش کنیم که رویکرد بازیکنان یک تیم در بازیهای دستهجمعی، مهم است نه این که فردی در میان آنها به عنوان ستاره بدرخشد. این شیوه کنش موجب شده است جامعه ما همواره در پی رویکردهای انفرادی باشد و چندان به کارکردهای دستهجمعی روی نیاورد. چنین رویکردی، از میل گریز از اجتماع و تمایل به فردگرایی در نهاد ایرانی برمیخیزد. بنابراین گرایش ما به کارهای جمعی، به حضور فعال روشنفکری در جامعه بازمیگردد؛ نه البته روشنفکری که مانند یک ستاره در برههای نمایان میشود. درباره امیرکبیر یا قائممقام فراهانی باید بگویم آنها ستارههایی بودند که در یک دوره ظهور کردند و جامعه را به سوی بهتر شدن سوق دادند. همچنین، پیدا شدن چنین ستارههایی که توانستند نیمنگاهی به تغییر شرایط زندگی مردم داشته باشند، موجب شده است ما همواره به دنبال ستاره باشیم. چنین رویکردی نشان میدهد جامعه ما به بیداری و فعالیتهای مشترک اعتقادی ندارد، در حالی که همیشه نباید منتظر ستاره بود، خود مردم یک جامعه باید برای تغییر شرایط آن متحد شوند و آن را به سوی فردای بهتر سوق دهند. بازخوانی تاریخ ایران نشان میدهد در فعالیتهای مشترک مانند حرکت مشروطه که مردم و روشنفکران در یک راستا حرکت کردند، اقداماتی مشترک برای تغییر ساختار جامعه صورت گرفت اما در ادامه ناکام ماند. در توجیه این ناکامی شاید بتوان گفت درون هر ایرانی یک شاهک وجود دارد که اگر فرصت بروز پیدا کند، به شاه تبدیل میشود.
آیا از نظر روانشناسی تاریخی، این شاهک ایرانی در دورههای گذشته نیز وجود داشته است؟
میخواهم از جنبه رفتارشناسی به این مساله بنگرم. بنا به روایتهای قرآنی، ما نفسی اماره داریم که اگر محدود شود، این شاهک نیز کنترل خواهد شد. توصیههای قرآنی در رفتارشناسی نیز مصداق مییابد، یعنی تربیت جامعه از تربیت نفس از خود آغاز میشود زیرا وقتی در نهاد خانواده یک پدر یا مادر خوب باشیم، میتوانیم در جامعه نیز با مهربانی با دیگران رابطه برقرار کنیم. در صورتی که در جامعه همیشه کوشیدهایم به جای خود، دیگران را اصلاح کنیم. انسان البته به نظرم بیشتر به بدی گرایش دارد و این از نفس اماره برمیآید. اگر به گذشته بنگریم، افرادی در جامعه ما توانستند به عنوان یک الگو یا فرد موفق و دلسوز مطرح شوند که از اختیار چیرگی بر نفس اماره بهره بردند؛ اینگونه نبوده است که آنها افرادی جدا از جامعه و با دیگر افراد بسیار متفاوت باشند. آنها نیز از میان همین جامعه ایرانی رشد کرده، برخاسته و کوشیدهاند حرکتی اصلاحی انجام دهند یا گامی موثر بردارند و به سرانجام برسانند؛ هرچند گامهایی کوچک که برای اصلاحگری در جامعه ایرانی همواره برداشته شده، تدوام نیافته است.
به مساله واردات بازگردیم که در سفرنامههای عهد صفوی و قاجار نیز به آن اشاره شده است. امروز نیز خارجیهایی که به ایران میآیند از گرایش ایرانیان به کالاهای خارجی تعجب میکنند و معتقدند این تمایل به بهرهگیری از کالاهای آنان حتی بیش از مردمان خود کشورهای تولیدکننده است. بنابراین حکایت سیاحان نشان میدهد این وضعیت از گذشته وجود داشته است. این گرایش در آن زمان چه دلیل میتواند داشته باشد؟
اشاره کردم که این استثناها را باید کنار بگذاریم. درباره تمایل به کالاهای خارجی در گذشته باید بگویم این رفتار ریشه در قشر اشراف جامعه داشته است که برخی از کالاهای وارداتی را میخریدند و امروزه این کالاها در موزهها نگهداری میشود. گرایش به اینگونه کالاها در آن زمان اما ویژه اشراف جامعه بوده و یک روستایی دورافتاده توانایی خرید چنین کالاهایی را نداشته است، در حالی که در موزههای ما کالاهایی لوکس مانند ساعت طلا، گلدانهای شیک وظروف طلا و نقره دیده میشود. بنابراین تبادل کالای خارجی در ایران به شکل امروزه نبوده که استفاده از کالاهای خارجی یک تفاخر به شمار میآید و در سطحی گسترده رواج داشته باشد. صادرات کالا در جامعه ایران البته روندی پیچیده و پرزحمتی دارد که سودی چندان نیز نصیب افراد نمیکند اما واردات اینگونه نیست و میتوان با وارد کردن کالا از سودی بسیار بهرهمند شد.
گرایش به کالای وارداتی چه پیامدهایی در رفتار ایرانیان به جای گذاشته است؟
خودباختگی یکی از رفتارهایی است که در اثر گسترش بهرهگیری از کالاهای خارجی در جهان سوم پدید میآید. زمانی که خوراک، پوشاک و لوازم منزل، وارداتی باشد، آرامآرام رفتار و سلوک فرد نیز به سلک خارجیها درمیآید؛ رفتاری که مصداق این ضربالمثل است «از کوزه همان برون تراود که در اوست». کسانی که در خارج تحصیل کردهاند نیز طبیعتا در گرایش به سوی مصرف کالاهای خارجی بیتاثیر نیستند زیرا اگر رفتار آنها درونی نشده و به گونهای خودباختگی دچار شده باشند، پس از حضور در جامعه خود رفتار جامعه غربی را بازمیتابانند و این رفتار، گرایش به سوی مصرف کالاهای خارجی را در پی دارد.
دادستان تهران خبر داد:
احضار ۱۴۰ نفر در پروندههای نجومی
٦٦ نفر در پرونده واگذاری املاک و ٧٤ نفر در پرونده حقوقهای نجومی احضار شده اند ١٠ نفر در پرونده دلالان ارز بازداشت شدند
شهروند| براساس آخرین سخنان دادستان تهران، تاکنون ۱۴۰نفر در پروندههای املاک و حقوقهای نجومی احضار شدهاند و از آنها تحقیق شده است. ٦٦ نفر در ماجرای واگذاری املاک و ٧٤ نفر در پرونده حقوقها؛ همانها که به نجومیها معروف شدند. عباس جعفری دولتآبادی اینها را در بیستوچهارمین نشست شورای معاونان دادستانی تهران اعلام کرد و در توضیح بیشتر گفت: «اکنون ٦٦ نفر در پرونده واگذاری املاک و ٧٤ نفر در پرونده حقوقهای نجومی احضار شدهاند و از آنها تحقیق شده است. امیدواریم که هر چه زودتر تحقیقات این دو پرونده به پایان برسد.» او همچنین از تشکیل پرونده مربوط به مسائل ارزی در دادسرای پولی- بانکی خبر داد و درباره چگونگی روند قضائی این پرونده گفت: «تاکنون ١٠ نفر از دلالان ارز در این زمینه بازداشت شدهاند.»
جرایم اجتماعی هم جرم است هم آسیب
دادستان تهران در بخش دیگری از صحبتهای خود به مسائل اجتماعی و نقش دادستانها در مدیریت مشکلات اجتماعی پرداخت: «حوزههای اجتماعی شامل برخی جرایم مانند شرارتها و سرقتهاست که جرم و آسیب به شمار میرود؛ بهعنوان مثال حضور متکدیان چهره شهر را نازیبا کرده و به هم میزند؛ کودکان کار و معتادان متجاهر آسیب محسوب میشوند و مردم از آنها رنج میبرند. ترافیک و آلودگی هوا یک مشکل اجتماعی است که بیشتر مردم با آن درگیرند و از جمله، سختی رفتوآمد، تأخیر در انجام امور و هزینههای مربوط، بر نحوه رفتار مردم تأثیر میگذارد. آلودگی هوا و معضل ترافیک واجد وصف مجرمانه نیست، اما بیشتر مردم درگیر آن هستند، از این رو بهعنوان یک مشکل اجتماعی قابل بحث و بررسی است.»
ورود به موضوع خودروهای سنگین متخلف
جعفری دولتآبادی در ادامه به نظر متخصصان درباره علت ایجاد ترافیک و آلودگی هوا هم اشاره کرد: «عدهای در تبیین علتهای به وجود آورنده این مشکل، به جمعیت زیاد کلانشهر تهران که ٨ تا ٩میلیون نفر است، اشاره دارند و معتقدند که معابر اشباع شده و کشش بیش از این را ندارد. آمارها از تردد سهمیلیون و هشتصدهزار خودرو و سهمیلیون موتورسیکلت در تهران سخن میگوید که بخشی از آنها فرسوده و از رده خارج محسوب میشود و مجموع سفرهای درونشهری در هر روز هفدهمیلیون اعلام شده است. کارشناسان ترافیک معتقدند مدیریت این میزان وسیله نقلیه و این جمعیت زیاد با مشکلات جدی مواجه است؛ بهویژه در فصول پاییز و زمستان که به لحاظ برودت هوا و کوتاه بودن ساعات روز، بیش از ٦٥درصد مردم از وسیله شخصی استفاده میکنند.» او با اشاره به اقدامات به عمل آمده در راستای بهبود ناوگان حملونقل عمومی، کلاف ترافیک و آلودگی هوا را درحال پیچیدهتر شدن ارزیابی کرد: «سال ١٣٥٦ در یکی از روزنامهها خبری درج شده بود که تهران به پارکینگ خودروها تبدیل شده است، حال که ٤٠سال از آن زمان گذشته، این مشکل نمود بیشتری دارد.» دادستان تهران از اشباع تهران از معابر، اتوبانها و خیابانهای جدید سخن گفت: «باید بهسوی توسعه حملونقل عمومی، استفاده از سیستم هوشمند و مدیریت ترافیک شهری رفت. با این حال، مشکل اصلی ترافیک پایین بودن سطح انضباط اجتماعی است که رعایت آن در کنترل ترافیک بیش از سایر مسائل نقش دارد. در حالی که افزایش نقدینگی در جامعه نیز نیازمند اعمال انضباط مالی است و چنانچه وجوه زیادی در اختیار افراد بیانضباط قرار گیرد، نظم اقتصادی جامعه مخدوش میشود.» او از معاونان دادستان خواست با پلیس همکاری کنند و با برگزاری نشستهایی با پلیسهای محلی، به مشکلات اجتماعی که مستلزم حمایت است، وارد شوند.
دادستان تهران در مورد برخی مصادیق مشکلات ترافیک و آلودگی هوا هم از سرپرستان نواحی و معاونان دادستان خواست تا علاوه بر کمک به پلیس در امور نیازمند رسیدگی قضائی، از اقدامات و تدابیر پیشگیرانه استفاده کنند: «ازجمله این مسائل مشکل تردد خودروهای سنگین با سرعت زیاد در اتوبانهاست که با توجه به محدود بودن تردد آنها به ساعات شب، حوادث زیادی را در پی دارد. مثال دیگر نحوه اقدام خودروهای مدل بالاست که در برخی مناطق شهر دوردور کرده و موجبات مزاحمت مردم را فراهم میکنند.» او صدور دستور قضائی از سوی سرپرستان نواحی در توقیف این خودروها را ضروری دانست و از پلیس خواست که با توجه به صدور دستور قضائی در این رابطه نسبت به اجرای آن در تمامی موارد اقدام کند.

جستاری درباره مسئله ای که این روزها واکنشهای زیادی را به دنبال داشته است
مساله ای فراتر از گورخوابی
نگار حبیبی*- مازیار غیابی**| گزارش اخیر روزنامه شهروند در مورد گورخوابی حدود پنجاه بیخانمان، واکنشهای زیادی را در میان رسانهها و مسئولان به همراه داشت. هرچند افزایش تعداد بی خانمانها و استفاده کنندگان مواد مخدر در سطح شهرها شاید پیش از این هم برای مردم و مسئولان محسوس بود. اما گزارش اخیر گویی نوری انداخت بر این سایههای سرگردان کنار بزرگراهها، زیر پلها و میان قبرها، تا چهره هاشان را نمایان کند و به همه یادآوری کند که آنها نیز انسان هستند. همان قدر که گزارش اولیه شهروند جالب توجه بود، واکنشهای کاربران شبکههای اجتماعی و مسئولان به این گزارش نیز جای تأمل دارد. فصل مشترک اکثر این واکنشها، درخواست تخصیص بودجه از سوی دولت برای ایجاد سرپناه برای بی خانمانها و کمک به رفع مشکل اعتیاد آنهاست.
حافظه جمعی بسیاری از ما به طور مداوم با مسأله فقر و بیخانمانی درگیر نیست و رویارویی جمعی با مسأله فقر مطلق تنها گاه به گاه با انتشار چنین اخباری اتفاق میافتد. مواقعی که در آنها ما به طور جمعی به حضور فقرا در عرصه عمومی توجه میکنیم. این توجه جمعی در سالهای اخیر به مدد رسانههای اجتماعی افراد بیشتری را درگیر میکند و هرچند به شکل مقطعی موضوع بیخانمانی را به بحث روز بدل میکند. اخلاق جمعی با آن درگیر میشود و ما که فکر میکنیم این مسأله ناشی از ناکامی سیاستمداران در تأمین رفاه همگانی است بار دیگر از آنها میخواهیم که برای حل مشکل دخالت کنند. با این وجود چنین واکنشهایی رابطه چندانی با واقعیت زندگی بی خانمانها و پیچیدگی این مسأله ندارد و تنها در سطح با این مشکل مواجه میشود.
افراد بیخانمان استفاده کننده از مواد مخدر عموماً بیشتر از سایرین مواد مصرف میکنند و سلامت جسمی و روحی آنها با سرعت بیشتری تحلیل میرود. تحلیل سریع سلامت این افراد نه تنها به علت مصرف مواد بلکه همچنین به دلیل شرایط سخت زندگی آنها و عواملی همچون عدم دسترسی به غذای سالم، نداشتن سرپناه، خواب آشفته و رفتارهای پرخطری همچون داشتن روابط جنسی محافظت نشده با شرکای متعدد اتفاق میافتد. زندگی دراین شرایط نامساعد به نوبه خود منجر به استفاده هر چه بیشتر این افراد از مواد مخدر به عنوان راهی برای مقابله با درد و رنج زندگی میشود. در این بازی مواد مخدر هم عامل و هم معلول بیخانمانی افراد است. و البته در تصویر بزرگتر متغیرهای متعدد دیگری در مسأله بیخانمانی مؤثر هستند. به این ترتیب چرخهای معیوب شکل میگیرد که کنترل آن به سرعت از دست خارج میشود و این افراد و خانوادههای آنان را در برخورد با این مسأله درمانده میکند.
این درماندگی در میان سیاستگذاران امر نیز به چشم میخورد و شاهد آن تکرار مکرر تجربههای ناموفق و یا با تأثیرگذاری کوتاه مدت است. از جمله تأسیس سرپناههای موقت از سوی شهرداری که به اذعان گردانندگان آنها با ظرفیت خالی مواجه اند چرا که تعداد زیادی از افراد بی خانمان به علت وابستگی به مواد مخدر، قادر به پیروی از قوانین گرمخانهها در منع مصرف مواد نیستند. از دیگر این سیاستها ارجاع اجباری افراد با استفاده از اقدامات انتظامی یا شبه انتظامی به کمپهای ترک اعتیاد است. علاوه بر شرایط نامساعدی مثل اعمال خشونت از سوی مسئولان کمپها، نرخ بازگشت به مصرف مواد مخدر در میان افرادی که در این کمپها ترک میکنند نیز بسیار بالاست.
بنابراین دولت در اولین گام باید حضور این افراد در عرصه عمومی را به رسمیت بشناسد. پس از آن جمعآوری انواع آمار و اطلاعات در این زمینه نیازی اساسی خواهد بود.
نیاز به تحقیق میدانی
و جامع برای درک ابعاد مسأله بیخانمانی
آنچه در میان سیاستهای اجرا شده از سوی دولت به چشم نمی خورد، تلاش برای یافتن ریشههای مسأله بیخانمانی و تحقیق جامع در این زمینه است. بیخانمانی مسألهای پیچیده با دلایل متعدد است. عوامل مختلفی از جمله فقر، بیکاری، طرد از سوی خانواده به دلیل اعتیاد، مشکلات روحی و غیره میتوانند در زمره این دلایل باشند. واقعیت این است که تشخیص میزان اهمیت هر یک از این عوامل و یافتن راههای مقابله با آنها بدون تحقیق جامع در این مورد امکان پذیر نیست. در نبود چنین تحقیق جامعی سیاستگذاران با درک سطحی از مشکل، تنها قادر به برخوردهای مقطعی و محدود با مسأله خواهند بود.
گام اساسی در راستای فهم ابعاد مسأله بیخانمانی، توجه به کیفیت اطلاعاتی است که در تحلیلها و اتخاذ تصمیمات در امر سیاستگذاری مورد استفاده قرار میگیرند. تحقیقاتی که تا کنون در زمینه مسأله استفاده از مواد مخدر و بیخانمانی انجام شده تقریباً به طور کامل با رویکرد اپیدمیولوژیک، آماری و کمی بوده است. تا کنون تنها تعداد معدودی از محققان توانسته اند در این زمینه به مطالعات میدانی بلند مدت و آنچه تحت عنوان مطالعات میدانی «قوم شناسانه» شناخته میشود، دست بزنند. بنابراین دانستههای ما در این مورد به مقالات روزنامه ای محدود است که هرچند در پرداخت به جزئیات بسیار جالب توجه و راهگشا هستند، از عمق تحلیلی لازم برای درک واقعیتهای پیچیده ای چون استفاده از مواد مخدر و بیخانمانی برخوردار نیستند. نمود این کاستی در استفاده از رویکردهای کیفی و ارائه تحلیلهای عمیق را همچنین میتوان در سیاستگذاریهای نمایشی کوتاهمدت بدون در نظر گرفتن ابعاد خرد و از پایین به بالای این مسأله شاهد بود. نتیجه این شیوه، اجرای سیاستهای نسنجیده و پوپولیستی منافی اخلاق انسانی خواهد بود. به دنبال اجرای چنین سیاستهایی فضای بحث در این زمینه به فضایی احساسی بدل میشود که هرکس در مواجهه با اخباری از این دست از جمله خبر اخیر مربوط به گورخوابی، تنها به ابراز انزجار بسنده میکند بدون اینکه تأمل بیشتری در این مورد صورت گیرد. اتهاماتی کلی مطرح میشود که سیاستمداران نیز با توجیهات حتی کلیتر به آنها پاسخ میدهند.
به دست آوردن اطلاعات صحیح
نیازمند اعتماد سازی است
تحقیق جامع در این زمینه بدون دسترسی به اطلاعات درست در مورد جامعه هدف یعنی بیخانمانها میسر نخواهد بود. جمع آوری چنین اطلاعاتی مستلزم مشارکت خود این افراد است. بنابراین اولین اقدام برای رفع یا کاهش این مشکل، جمع آوری آمار و اطلاعات به ویژه از طریق تماس مستقیم و نظرسنجی از جامعه هدف است. اما چنین تماسها و نظرسنجی هایی تنها در صورتی منجر به به دست آمدن اطلاعات صحیح خواهد شد که پاسخ دهندگان به دست اندرکاران امر اعتماد داشته باشند. اعتمادی که در نتیجه اقدامات خشن انتظامی و دولتی گذشته به شدت مخدوش شده است. برخوردهایی که این تصور را در میان این افراد و جامعه ایجاد میکند که سیاستگذاران دغدغه شناخت دلایل و حل اساسی مشکل آنها را ندارند و تنها به دنبال پاک کردن هر چه سریعتر ظاهر شهر از بیخانمانها هستند.
به عنوان مثال در جریان برگزاری شانزدهمین نشست جنبش عدم تعهد در سال ٩١، تهران پیش از ورود سران کشورها پاکسازی شد. در آن زمان این پاکسازی به عنوان بخشی از یک عملیات مبارزه با مواد مخدر و با هدف بهبود استفاده کنندگان خیابانی مواد مخدر توجیه شد. اما آنچه در واقع اتفاق افتاد، ارجاع بیخانمانها و متکدیان به مراکز ترک اجباری مواد در طول زمان برگزاری اجلاس و بازگشت آنها به سطح خیابانها پس از اتمام آن بود.
ردپای چنین برخوردهای نسنجیده ای را در واکنشهای اخیر به مسأله گورخوابی نیز میتوان یافت. به عنوان مثال طرحهای خشنی همچون عقیم سازی زنان کارتن خواب که اخیراً بار دیگر از سوی مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران مطرح شد. همچنین استاندار تهران در واکنش به مسأله گورخوابی با ذکر این که همه این افراد از معتادان متجاهر هستند خبر از «جمع آوری» این افراد با همکاری نیروی انتظامی در فصل زمستان داد. در اظهار نظر دیگری دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران در جریان بازدید از مرکز ترک اعتیاد اخوان خبر از انگشت نگاری کارتن خوابها پس از ارجاع به کمپ و برخورد شدیدتر با آنها در صورت بازگشت به چرخه اعتیاد داده بود. این در حالیست که تجارب گذشته نشان میدهد که طرحهای جمع آوری مصرف کنندگان مواد تنها باعث کوچ آنها به از منطقه ای به منطقه دیگر میشود بدون اینکه به نتیجه مثبت بلند مدتی منجر شود. به عنوان مثال از اظهارات ساکنان نصیرآباد چنین برمی آید که حضور مصرف کنندگان مواد مخدر در این روستا پس از اجرای طرح جمع آوری معتادان در یکی از روستاهای نزدیک به نصیرآباد اتفاق افتاده است. نتیجه چنین رویکرد بالا به پایین و تمرکزگرایی در حل مسأله بیخانمانی تنها منجر به سلب اعتماد جامعه هدف و بنابراین عدم دسترسی به اطلاعات دقیق در مورد دلایل و ابعاد این مسأله میشود.
با این وصف شاید راه میانبر برای برقراری ارتباط با جامعه هدف و دسترسی به اطلاعات صحیح، سپردن بخشی از امور به سازمانهای مردم نهاد و متخصصان علوم اجتماعی باشد. مشارکت سازمانهای مردم نهاد در این امر میتواند منجر به تسهیل برقراری ارتباط مستقیم و مستمر با بیخانمانها و در نتیجه امکان جمع آوری یک بانک اطلاعاتی در مورد وضعیت خانوادگی، اقتصادی و سلامت جسمی و روحی این افراد شود. از سوی دیگرتضمین به کارگیری شیوههای درست در جمع آوری آمار و نظر سنجیها نیاز به همکاری متخصصان علوم اجتماعی و اقتصاددانان دارد. به علاوه دسترسی به اطلاعات خام به تنهایی چندان برای مسئولان راهگشا نیست. بنابراین همکاری متخصصان علوم اجتماعی در تفسیر و تحلیل این اطلاعات نیز ضروری است. باید توجه داشت که ارتباط میان دانشگاهها و سازمانهای مردم نهاد و گروههای هدف باید از هر دوسو باشد.
نقش دولت
و سایر نهادهای حکومتی در این میان چیست؟
درک طبیعت چند وجهی پدیده بیخانمانی فراتر از ظرفیت حکومتها است. با این وجود نهادهای حکومتی میتوانند برای تخفیف برخی از مظاهر این امر از جمله آنچه در کشور ما به صورت حضور همزمان استفاده از مواد مخدر و بیخانمانی نمایان میشود، دخالت کنند. حمایت از بیخانمانهای استفادهکننده از مواد مخدر در چارچوب قوانین و سیاستهای حمایتی موجود دشوار است، چرا که با تعاریف کنونی این افراد زندگی غیر قانونی در پیش گرفتهاند. اعتیاد این افراد به مواد مخدر مانع از استفاده آنها از امکانات عمومی و یا مراجعه آنها به سازمانهای دولتی فراهم کننده امکانات بهداشتی و رفاهی میشود. در صورتی که این افراد به دلیل استفاده از مواد مخدر مجرم شناخته شوند، علاوه بر محرومیت از دسترسی به برنامههای حمایتی، با احتمال تنبیه نیز روبهرو خواهند شد. در چنین شرایطی فرد بیخانمان وابسته به مواد مخدر ترجیح میدهد، در استفاده از مواد آزاد باشد هرچند به دلیل آن مجبور شود در خیابانها، پارکها یا زیر پلها بخوابد. بنابراین نهادهای حکومتی باید در برخورد با این پدیده واقع گرا باشند.
اما همانطور که پیش از این گفته شد، واقع گرایی در این مورد نیاز به شناخت واقعیت موجود و بنابراین تحقیق کمی و کیفی در این زمینه دارد که لازم است در همکاری دانشگاهها و سازمانهای مردم نهاد انجام شود. در این میان دولت علاوه بر تامین بودجه تحقیقاتی میتواند نقش هماهنگ کننده این فعالیتها را بر عهده گیرد. مزیت دخالت دولت در این امر ایجاد هماهنگی برای جمع آوری اطلاعات و در دسترس قرار دادن این اطلاعات برای متخصصان اقتصاد و علوم اجتماعی است. چرا که برای به دست آوردن یک بانک اطلاعاتی جامع نیاز است همه سازمانهای مردم نهاد درگیر اطلاعات هماهنگ و یکسانی را با شیوههای مشابه جمع آوری کنند.
تجربه سایر کشورها
در برخی کشورها سیاستگذاران در مواجهه با مسأله مواد مخدر، بیخانمانی و بهداشت عمومی شیوههای تازه ای را در پیش گرفته اند. به عنوان مثال شهرداری سائوپائولو در برزیل به تشویق شهردار این شهر سیاستی به نام «دستهای باز» را به اجرا درآورده است. گروه هدف این برنامه تعداد زیاد بیخانمانهای استفادهکننده از مواد مخدردر سائوپائولو است. این برنامه که از بودجه عمومی تأمین مالی میشود، مناطقی از شهر را به عنوان مناطق جرم زدایی شده برای استفادهکنندگان از مواد مخدر در نظر گرفته است. در این مناطق، استفاده کنندگان از مواد مخدر میتوانند از انواع خدمات کاهش آسیب، مشاوره پزشکی و همچنین خانهیی با امکانات اولیه برای خوابیدن استفاده کنند. همچنین به دلیل جرم زدایی از مصرف مواد در این مناطق، افراد میتوانند بدون ترس از دخالت پلیس مواد مخدر مصرف کنند. در چارچوب برنامه دستهای باز همچنین مشاغلی نیز برای این افراد فراهم میشود.
با این شیوه، برنامه دستهای باز منجر به مداخلهای واقعبینانه و کارآ برای کاستن از مخاطرات و خشونت ناشی از بیخانمانی و مواد مخدر میشود. در چارچوب این برنامه نیروهای پلیس در مناطق تحت پوشش برنامه حضور دارند اما استفاده از مواد مخدر منجر به برخورد پلیس نمیشود. این برنامه که به دلیل نوآوری در طراحی شهرت زیادی پیدا کرده، به نتایج مطلوبی همچون کاهش چشمگیر خشونت و بهبود بهداشت عمومی (از جمله کاهش انتقال اچ آی وی) منجر شده و ابزاری را برای بازگشت بیخانمانهای وابسته به مواد مخدر به جامعه فراهم آوردهاست. اما در عین حال افراد زیادی نیز با برنامه دستهای باز مخالفند و خواستار اقدامات تنبیهی شدید در مقابله با بیخانمانهای وابسته به مواد مخدر هستند.
آنچه میتوان از تجربه گفته شده یا سایر تجارب آموخت نیاز به داشتن ذهن باز و نوآوری و همچنین دسترسی به دانش میدانی در مورد این پدیده است. هیچ راه حل سادهای برای مسأله بیخانمانی توأم با اعتیاد وجود ندارد و استفاده از راه حلهای کپی شده از جاهای دیگر محکوم به شکست است.
سخن آخر
پدیده گورخوابی مختص ایران نیست و با وجود بیخانمانها در سطح شهر، چندان تعجب آور نیست که این افراد با نزدیک شدن فصل سرما و در نبود گزینههای بهتر سرپناه جستن در قبرها را به ماندن در کنار خیابانها ترجیح دهند. در نکروپولیس مصر معروف به شهر مردگان نزدیک به یک میلیون نفر در گورستان در قبرها و آلونکها زندگی میکنند. تازه وضع ساکنان این گورستان از سایر زاغه نشینان قاهره بهتر است چرا که حداقل آنها به آب و برق دسترسی دارند. با این وجود ما نباید منتظر بمانیم تا گورستانها تبدیل به شهرهایی برای بیخانمانها شوند. یافتن راه حل این مشکل نیاز به تحقیق، نوآوری و تحلیل اطلاعات میدانی دارد.
بیخانمانی توأم با اعتیاد لایه بیرونی مشکلاتی پیچیده با ابعاد متعدد است که از میان بردن آن، اگر امکان پذیر باشد، مستلزم صرف زمان طولانی است. توقع حل کوتاه مدت این مشکل چه از سوی مردم و چه از سوی مسئولان غیر واقع بینانه است و به برخوردهای مقطعی، ضربتی و خشن با این امر دامن خواهد زد. برخوردهایی که در عین عدم اثربخشی، ایجاد ارتباط با این افراد و نیاز سنجی واقع بینانه در این زمینه را هر چه دشوارتر خواهد کرد.
*دانشجوی دکترای اقتصاد سیاسی، کینگز کالج لندن ng.habibi@gmail.com
** پژوهشگر علوم اجتماعی در حوزه مواد مخدر، دانشگاه آکسفورد
maziyar.ghiabi@gmail.com
وزیر بهداشت یکهزار تخت روانپزشکی را در کشور بهصورت همزمان افتتاح کرد
٤٠هزار بیمار روان بدون «تخت»
قاضیزاده هاشمی: در آینده شایعترین بیماری که بشر از آن رنج خواهد برد، بیماریهای اعصاب و روان است
شهروند| همزمان یکهزار تخت روانپزشکی در کشور افتتاح شد، اما طبق گفته وزیر بهداشت، هنوز ٤٠هزار تخت برای تأمین نیاز بیماران لازم است، چرا که «درحال حاضر کل تختهای موجود حدود ٨هزار تخت است و قدمت بعضی از این تختها مربوط به ١٠٠سال گذشته است.» درحالیکه اختلالات اعصاب و روان در جهان ٤٥٠میلیون نفر را گرفتار کرده و از جمعیت ایران ٢٣درصد سهم دارد، وزیر بهداشت اعلام کرده است که همچنان باید از خود و جامعه در برابر بیماریهای اعصاب و روان مراقبت کرد؛ زیرا این موضوع در ایران و جهان جدی است و «در آینده شایعترین بیماری که بشر از آن رنج
خواهد برد، همین بیماریهاست.»
در دهمین سفر حسن قاضیزاده هاشمی، وزیر بهداشت به اهواز یکهزار تخت بیمارستانی روانپزشکی جدید در کشور همراه ارایه خدمات نوین بسته سلامت روان به صورت ویدیوکنفرانس افتتاح شد. صبح دیروز درحالی این تعداد تخت روانپزشکی در کشور در راستای اجرای طرح تحول نظام سلامت در ۳۱ دانشگاه علوم پزشکی، ۵۸ شهرستان و ۶۶ بیمارستان به بهرهبرداری رسید که خوزستان از این خدمات، ۱۲۰ تخت روانپزشکی جدید در سه بیمارستان و استان فارس هم ٢٠٤ تخت سهم داشت. در آغاز آیین افتتاح این تختها در سالن شهدای اهواز، وزیر بهداشت با گفتن از وضع آماری این بیماری در دنیا و وجود افسردگی در ١٠درصد از جمعیت٤٥٠ میلیونی مبتلایان به این اختلال، از روند رو به افزایش آن در دنیا گفت و شرایط ایران را که اکنون ١٥درصد از مبتلایان آن به اختلالات اضطرابی دچار هستند، چنین برشمرد: «اگر کمخوابی، بیخوابی و اختلالات خلق و خوی را به این آمار اضافه کنیم، حدود ۲۳درصد از مردم ایران به اختلالات اعصاب و روان مبتلا هستند که قابل توجه است و دولتها در کشور کمتر به آن توجه داشتهاند.» او با گفتن از مظلومیت بیماران اعصاب و روان در سایر کشورها و کمتوجهی به آنان، از قدمت وجود تیمارستانها در ایران و البته ادامه ناآشنایی مردم با اختلالات اعصاب و روان گفت: «تا ۵۰سال پیش در ایران، دارالمجانین یا تیمارستان وجود داشت اما به خاطر ناآشنایی مردم با این بیماری، به بیماران اعصاب و روان انگهایی زده میشود یا در اروپا، آنها را افرادی جنزده میدانستند و آنها را میسوزاندند و تصور میکردند که آنها تحتتأثیر ارواح اهریمنی قرار دارند.» هاشمی در ادامه گفتههای خود به دلایل بروز این دست بیماریها اشاره کرد؛ عواملی که جنگ تحمیلی و جانباختن سالانه ۱۸هزار نفر و معلولیت و مصدومیت حدود ۲۰۰هزار نفر در سوانح، زندگی نوین و ماشینی، مشکلات خانوادگی، ازدواجهای منجر به طلاق، اعتیاد به مواد مخدر، بیکاری و حوادث جادهای و ترافیکی از آن جملهاند. بحث مناسب نبودن رفتارها با وجود آموزههای دینی و اخلاق اسلامی هم از دیگر موارد مورد اشاره وزیر بهداشت بود: «نگاههای آلوده، رواج دروغ، تهمت، بدگمانی و بدبینی در کشور میتواند از عوامل بروز بیماریهای اعصاب و روان باشد. توجه بیش از پیش به مادیات، برتری و قدرتطلبی که از صفات مذموم انسان است، میتواند این بیماری را گسترش دهد، بنابراین جامعه باید بهصورت مداوم خودش را پالایش کند.» هاشمی با تأکید بر نقش رفتار مسئولان در بروز بیماریهای اعصاب و روان گفت: «آمارهای مربوط به اختلالات اعصاب و روان فقط منحصر به مردم نیست و در مسئولان هم ممکن است این اتفاق رخ دهد و خیلی بد است که مسئولی در موقعیتی اثرگذار باشد و مشکلات و اشکالات خود را نبیند.»
اضافه شدن تخت جدید یعنی تحت فشار بودن خانوادهها
او در بخش دیگری از گفتههای خود به «حمایتهای محدود» از سوی خانوادهها و دستگاههای مسئولی چون وزارت بهداشت و رفاه از این بیماران اشاره کرد: «نگاه به بیماران اعصاب و روان باید تغییر پیدا کند. امروزه در کنار افراد مشهور در دنیا، روانشناس و روانپزشک وجود دارد و برخلاف گذشته، این موضوع عیب نیست بلکه یک هنر است.» از سوی دیگر او همچنین با اشاره به بیماری دوقطبی بهعنوان یکی از بیماریهای اعصاب و روان گفت: «متاسفانه به این بیماری توجه نمیکنیم.»
به گفته وزیر بهداشت اضافه شدن یکهزار تخت جدید روانپزشکی در سراسر کشور به معنای «تحت فشار بودن خانوادهها» در زمینه نگهداری از این بیماران است و این درحالی است که «دستگاههای حمایتی اعم از سازمان بهزیستی و دیگر سازمانها توان حمایت از بیماران اعصاب و روان را ندارند و در برخی از مواقع نیز حضوری برای حمایت ندارند.» همچنین بیمهها حدود ٥٦ روز در سال، این بیماران را میپذیرند و مابقی مدت بیماری برای این بیماران همچنان پرهزینه است. با این حال، او بر نقش خیّران حوزه سلامت در کمک به این بیماران و نقش مردم و خانوادهها در پیشگیری و درمان اشاره کرد و گفت: «بیماران اعصاب و روان نیاز به حمایت و مراقبت یعنی رواندرمانی دارند.»
مسئولان برای آرامش عمومی تلاش کنند
پیشگیری ازجمله مواردی بود که وزیر بهداشت به آن پرداخت و بعد از تشریح عوامل موثر در بروز بیماری برای حل آن چنین نسخهای پیچید: «اعتراف بیمار به داشتن بیماری اعصاب و روان مهم و موجب پیگیری برای درمان بیماری است. نقش خانوادهها در پذیرش بیماری فرزندانشان بسیار حایز اهمیت و حضور رسانهها و صداوسیما برای بیش از ٢٠درصد مردمی که مبتلا هستند، آگاهیبخش است.»