یک کارشناس ایمنی و بهداشت کار میگوید به احتمال زیاد پس از پایان پوشش خبری آتش سوزی ساختمان پلاسکو، قربانیان و ضرورت تامین ایمنی و تجهیز بافت فرسوده به دست فراموشی سپرده شود، اما جان باختن قربانیان هیچگاه فراموش نمیشود.
کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران با صدور بیانیهای با خانواده های شهدای آتش نشانی و کارگران جانباخته در حادثه پلاسکو ابراز همدردی کرده است.
محجوب با اشاره به اینکه وزارت صنعت، معدن و تجارت خود را متولی واحدهای کشت و صنعت که مجوزشان را از جهاد کشاورزی دریافت می کنند نمیداند افزود: به همین دلیل شاهد بروز برخی مشکلات در مجتمع کشت و صنعت مهاباد هستیم.
گروهی از کارگران کارخانه کاشی اصفهان روز گذشته با حضور مقابل این کارخانه در جاده نجفآباد خواستار پرداخت حقوق و دستمزد معوقه خود شدند.

روزنامه ابتکار 5/11/1395
محمدصادق جنان صفت
درباره خیانت از جنس گازپروم
http://ebtekarnews.com/?newsid=67028
هنوز روزهای پراضطراب و حاشیه مرگ آیتالله فقید، هاشمی رفسنجانی و بحثهای داغ پیرامون سپهر سیاست پس از مرگ وی تمام نشده بود که فاجعه ساختمان پلاسکو ایرانیان را در بهت و حیرت فرو برد.
در این روزها که هنوز ادامه دارد چند خبر بااهمیت نیز وجود داشت که با عبور کشور از فضای احساسی در کانون توجه رسانهها قرار خواهند گرفت. حضور تمام قد دونالد ترامپ در کاخ سفید و سخنان نگرانکننده و مبهم وی در باره اقتصاد آمریکا و جهان یکی از اخباری بود و هست که باید در مرکز بررسیهای مدیران ارشد دولت و سیاستورزان قرار گیرد. خبر داغ دیگر که اما بازتاب چندان نیرومندی نداشت، افشاگری خبرگزاری تسنیم از خیانت و سرقت شرکت روسی گازپروم از ایران برای عراق بود.
خبرگزاری تسنیم سخنگوی تمام عیار گروهی از اصولگرایان است که روزانه دهها خبر علیه آمریکا منتشر میکند و کمتر دیده شده بود خبر یا تحلیلی بر ضد روسیه تولید و منتشر کند. به همین دلیل است که انتشار خبر سرقت اطلاعاتی گازپروم از میدان نفتی آذر و هدیه کردن آن به مسئولان نفت عراقی که در آن سوی مرز از همین چاه بهرهبرداری میکنند اهمیت پیدا میکند. واقعیت این است که اصولا شرکتهای غیراصیل مثل گازپروم که ساخته و پرداخته ذهن و عمل گروهی از سیاستورزان عجیب روسی است هرگز کار حرفهای انجام نمیدهد چون مدیران آن شرکت همانند شرکتهای دیگر متعلق به گروههای قدرت در روسیه که حالا نهاد دولت را دراختیار دارند به آینده بلندمدت نمیاندیشند. از طرف دیگر و بر اساس تجربه تاریخی دیدهایم که حتی سیاستورزان روسی نیز آنگونه که باید و شاید در انجام تعهدات خود و حفظ درستی و رفاقت سعی زیادی ندارند. دلایل یادشده را اگر در کنار این قرار دهیم که اصولا گازپروم یک شرکت نفتی شبیه شرکت ملی نفت ایران است و با هم رقابت شدید در تولید و به دست آوردن سهم بیشتر از بازار نفت و گاز هستند، خیانت و سرقت گازپروم نمایانتر میشود.
مدیران ارشد دولت نهم و دهم متاسفانه هشدارهای جدی رسانهها و روزنامهنگاران و منتقدان درباره اجتناب از رفاقت با رقیب سرسخت را نادیده گرفته و کار به اینجا رسید که معلوم شد این شرکت گازی روس چه زیانی به ایران وارد کرده است. با توجه به شرایط ناپایدار سیاست خارجی ایران و به ویژه در شرایطی که ممکن است سیاستهای ناسیونالیستی در آمریکا و اروپا پدیدار کند اعتماد به این دست از شرکتها که مشابه آن در چین نیز وجود دارد، خطرناک است. در شرایطی که منتقدان دولت یازدهم بارها تاکید میکنند نباید اطلاعات ایران به غربیها داده شود، خوب است در این باره نیز حرفی بزند. اعتماد به رقیب ناآرام کار عجیبی است.
عارف در تشریح جلسه مجمع تهران مطرح کرد
حادثه ساختمان پلاسکو زنگ خطری برای تهران
http://ebtekarnews.com/?newsid=67030
رییس مجمع نمایندگان استان تهران در مجلس با تاکید بر اینکه حادثه پلاسکو زنگ خطری برای تهران و کل کشور است از تشکیل کمیته ویژه متشکل از نمایندگان تهران در مجلس برای بررسی این حادثه خبر داد.
محمدرضا عارف در واکنش به حادثه آتشسوزی و ریزش ساختمان پلاسکو و در توضیح جلسه مجمع نمایندگان تهران گفت: تعداد زیادی از اعضای مجمع نمایندگان تهران از ساعات اولیه حادثه پلاسکو بازدیدهایی از محل حادثه داشتند، حادثه پلاسکو زنگ خطری برای تهران و کل کشور است، در حقیقت اگر از این چنین اتفاقاتی غفلت شود و به موضوعات کوتاهمدت و حواشی پرداخته شود، گرفتاری جدی را در آینده خواهیم داشت. نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس با بیان اینکه کشور ما حادثه خیز و زلزله خیز است، تصریح کرد: در تهران گسلهای بزرگ و شناخته شدهای وجود دارد، از این رو در جلسه مجمع درمورد اقدامات کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت مباحثی مطرح و بررسی شد. وی در توضیح برنامههای کوتاهمدت، گفت: توجه به مدیریت بحران در بودجه سال 96، بررسی و ساماندهی مطالبات کسبه پلاسکو و پیگیری مسائل آتشنشانان از اقدامات کوتاهمدتی است که دنبال خواهیم کرد و برای برنامههای میانمدت نیز اقداماتی تحت عنوان سیاست پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و غیرمترقبه را مورد نظر قرار خواهیم داد. وی افزود: در بلند مدت نیز جلساتی با دستگاههای ذیربط چون شهرداری تهران، وزارت کشور، وزارت مسکن و شهرسازی برگزار خواهیم کرد تا مجلس در جریان وظایف انجام شده دستگاههای مذکور قرار گیرد.
عارف ادامه داد: سیاست پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و غیرمترقبه باید مبنای قانونگذاری قرار گیرد، این سیاستها بعد از زلزله بم نیز مطرح شد، مهمترین چالش بعد زلزله بم مباحث مدیریتی بود همچنان که هماکنون احساس میشود مهمترین چالش در مساله آتشسوزی پلاسکو مساله مدیریت بحران است. این نماینده مردم در مجلس دهم با تاکید بر اینکه در مدیریت بحران باید به طور جدی بازنگری شود، یادآور شد: ساختار دستگاهای امدادرسان نیز باید مشخص و شفاف شود، بافتهای فرسوده هم در برنامههای مختلف از جمله برنامه ششم توسعه بدان پرداخته شده اما با توجه ویژه، نوسازی بافتهای فرسوده تهران را دنبال خواهیم کرد. عارف از تشکیل کمیته ویژه نیز خبر داد و گفت: کمیته ویژهای مرکب از آقایان محمدرضا نجفی(رئیس کمیته)، غلامرضا حیدری، ابوالفضل سروش، علیرضا محجوب و خانم فریده اولادقباد به همراه دو نفر از صاحب نظران برجسته حوزه زلزله شناسی و عمران یعنی غفوریمنش وسارنگ تشکیل شد تا موضوع حادثه پلاسکو را بر اساس برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت مذکور بررسی و دنبال کنند.
رییس مجمع نمایندگان استان تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه هم اکنون در بحران پلاسکو قرار داریم و بهتر است ارزیابی از عملکرد مسئولان انجام نگیرد، گفت: همه مسئولان و متولیان باید حداکثر تلاش خود را جهت ساماندهی وضعیت پیش آمده به کار گیرند اما بعد از اتمام بحران حتما این حادثه باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
وزیر خارجه فرانسه:
موضع ما حفظ توافق هستهای است
http://ebtekarnews.com/?newsid=67126
وزیر امور خارجه فرانسه گفت: توافق هستهای یک عنصر بسیار مهم است و باید آن را حفظ کرد، چراکه دور میزی که توافق شد، فرانسه و آمریکا و روسیه و سازمان ملل و اروپا حضور داشتند.
ژان مارک ایرو وزیر امور خارجه فرانسه در گفتوگو با رادیو اروپا یک، درباره روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا و پیامدهای آن و بهویژه سرنوشت توافق هستهای ایران و گروه 1+5 بیان کرد: وقتی درباره این موضوع صحبت میکنیم گویا ترامپ تصمیمش را گرفته است و سیاست مشخصی دارد اما ما واقعا چیزی درباره سیاستهای آینده وی نمیدانیم. شاید تنها موردی که وی در حوزه روابط بینالملل آن را زیر سوال برده، همین توافق هستهای است. باید بگویم که توافق هستهای به غایت یک عنصر مهم است. باید آن را حفظ کرد و این موضع فرانسه است. بر سر آن میزی که توافق شد، فرانسه و آمریکا و روسیه و سازمان ملل و اروپا و ... حضور داشتند.
وی افزود: وقتی میگویید وی قصد دارد اتحاد تازهای با روسیه برقرار کند، از خودم میپرسم چگونه میتوان با این سرعت مشغول به کار شد در حالی که باید پرونده ها را یکی یکی بررسی کنیم. روز دوشنبه نشستی در آستانه قزاقستان (درباره سوریه) برگزار خواهد شد. امیدوارم که این نشست اولین سنگ بنا برای برقراری گفتوگوی سیاسی و مذاکره باشد. ایرو در ادامه درباره اظهارات ترامپ که ناتو را قدیمی و از کار افتاده خوانده است، گفت: باید درباره همه اینها با رکس تیلرسون (وزیر خارجه پیشنهادی ترامپ) صحبت کنیم.
درباره موضع آمریکا درخصوص مبارزه با تروریسم، رابطه با روسیه و رابطه با چین و اینکه چه آیندهای میتواند در انتظار پیمان انتقال انرژی، درباره توافق پاریس و درباره توافق هستهای با ایران باشد. باید درباره تمام این مسائل با وی گفتوگو کنیم. وزیر امور خارجه فرانسه همچنین درباره آینده سوریه و مذاکرات آستانه گفت: موضع فرانسه مبنی بر قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل درباره برقراری شرایط انتقال سیاسی در این کشور است. در آستانه با بشار اسد (رییس جمهور سوریه) به طور غیرمستقیم و با نمایندگان مخالفان گفتوگو خواهدشد و به هر حال این جامعه بینالمللی است که باید این مذاکرات را هدایت کند.
روایتی از چهارمین روز حادثه پلاسکو
سومین پیکر آتشنشان پیدا شد
http://ebtekarnews.com/?newsid=67108
گروه حوادث: حادثه آتش سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو در تهران وارد روز پنجم شد. تعداد افراد کشته شده همچنان نا معلوم است اما احتمال کشف اجساد قربانیان با توجه به به پایان رسیدن فرآیند آوار برداری بیشتر وجود دارد. با توجه به کشف تجهیزات بیشتری از آتشنشانهای مفقود شده مانند کپسولها و ماسکها و همچنین با توجه به ورود تجهیزات بیشتر و پیشرفتهتر برای امدادرسانی و آواربرداری از روز شنبه و سبکتر شدن آوارها، پیشبینیها حاکی از این است که احتمال کشف اجساد جانباختگان در عملیات بیشتر شده
است.
تسنیم در این باره نوشته بود که صبح روز یکشنبه یک کپسول و ماسک از میان آوار خارج شد و دقایقی بعد امدادگران موفق به کشف یک کپسول دیگر شدند. بسیاری از رسانه ها در این باره نوشته بودند که عملیات آوار برداری به پایان رسیده و جسد یکی دیگر از آتشنشانهایی که زیر آوار مانده بود، پیدا شد و ماموران در حال خارج شدن جسد هستند.
سومین جسد از آتشنشانهای مفقودشده پیدا شد
سومین جسد از آتشنشانهای مفقودشده پیدا شد. این خبری است که حوالی ظهر روز گذشته در رسانه ها منتشر شد و احتمال پیدا کردن سایر اجساد را بیشتر کرد. تسنیم نوشت، سرانجام جسد یکی دیگر از آتشنشانهایی که زیر آوار مانده بود، پیدا شد و ماموران در حال خروج جسد هستند.
امنیت گاوصندوق ها برقرار است
در عملیات آوار برداری با توجه به اینکه تمام واحد های ساختمان پلاسکو صنفی بوده و در آن گاوصندوق نیز وجود داشته، چندین و چند گاوصندوق نیز یافت شد که پلیس تهران از نگهداری آن در محلی امن خبر داد. طبق اعلام مسئولان انتظامی، گاوصندوقهای کشف شده در جریان آواربرداری ساختمان پلاسکو بعد از کشف به محلی امن منتقل و در آنجا نگهداری میشوند تا با مشخص شدن هویت مالکان، به آنها واگذار شود.
آخرین آمار مصدومان ساختمان پلاسکو
همچنین در چهارمین روز از حادثه تلخ پلاسکو اورژانس تهران شمار مصدومان پلاسکو تا این لحظه را 170 نفر اعلام کرد که از این تعداد 42 نفر به بیمارستان اعزام و 128 نفر به صورت سرپایی درمان شدند. به گزارش ایسنا تا روز گذشته، روابط عمومی اورژانس تهران آماری از امدادرسانی در حادثه ساختمان پلاسکو را اعلام کرد. بر اساس این گزارش، آخرین آمار مصدومان ١٧٠نفر است. ۴٢ نفر از این تعداد، به بیمارستان اعزام و 128نفر به صورت سرپایی درمان شدهاند.
حال تیدا خوب است
پس از انتشار خبر مجروحیت سگ زنده یاب پلیس در پلاسکو بسیاری از کاربران در فضای مجازی اظهار ناراحتی کردند. تسنیم در رابطه با وضعیت این سگ که «تیدا» نام داشت، نوشته بود: تیدا سگ 3 ساله زندهیاب پلیس است که از اولین ساعات وقوع حادثه پلاسکو همراه تیمهای امدادی است و تا روز یکشنبه در 5 عملیات تجسس از جمله در تونلهای حفر شده و روی آوار شرکت کرده بود. تیدا صبح روز گذشته دچار سوختگی شده بود.
براساس اطلاعاتی که در فضای مجازی منتشر شده است، حال تیدا رو به بهبود است.
محدودیتهای ترافیکی تا اطلاع ثانوی وجود دارد
«در حال حاضر آواربرداری به نقطهای رسیده است که گاو صندوقها، اموال و اسناد پیدا شده و به پلیس آگاهی مرکز واقع در خیابان وحدت منتقل شده است.» این گفته های جانشین فرمانده نیروی انتظامی در چهارمین روز از حادثه است.
به گزارش ایسنا، سردار اسکندر مومنی گفت: همه آوارها به منطقه کنترل شدهای فرستاده میشود تا کلیه اموال حفظ شود. همچنین گاوصندوقها و اموال پیدا شده به پلیس آگاهی مرکز واقع در خیابان وحدت منتقل شده است. سردار مومنی تصریح کرد: محدودیتهای ترافیکی تا اطلاع ثانوی وجود دارد ولی در اولین فرصت که شرایط بهبود یابد، از این محدودیتها کاسته خواهد شد.
قصهگویی؛ بهترین راه ارتباط کودکان با پدربزرگها و مادربزرگها
«گوسان» ها به میان مردم می آیند
http://ebtekarnews.com/?newsid=67084
رقابت پدربزرگها و مادربزرگها در جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری، سبب آگاهیبخشی فرهنگی به عموم مردم میشود.
بهگزارش ابتکار، علی خانجانی عضو هیات انتخاب نوزدهمین جشنواره بینالمللی قصهگویی به بیان ملاکهای ارزیابی آثار انتخابی بخش پدربزرگها و مادربزرگها پرداخت. وی در پاسخ به شیوههای این ارزیابی عنوان کرد معیارهای کلی در انتخاب قصه (بخش پدربزرگها و مادربزرگها) دقیقاً همان معیارهایی بودهاند که در فرم ارزیابی بخشهای مختلف وجود داشته و داوران ناظر بر تناسب قصه با ارزشهای فرهنگ اسلامی ایرانی، برخورداری قصه از پیام متناسب با گروه سنی مخاطب، بهرهمندی قصه از قابلیتهای روایی و زبان تصویری قوی همچنین کشش و جذابیت قصه برای مخاطب بودهاند. وی ادامه داد: «توانمندی قصهگو در فضاسازی متناسب با هدف و محتوا، تدبیر در جمعبندی، مهارت در بیان قصه متناسب با نیاز و درک و فهم مخاطب، استفادهی درست از لحن و کلام، احاطه و اشراف بر قصه و پوشش مناسب انتظاری است که از تمام قصهگویان میرود ولی در کنار اینها معیارهای دیگری چون خلاقیت در سازماندهی و پرداخت قصه، استفاده از زبان بدن و تعامل با مخاطب نیز وجود داشت که در این سه معیار سعی بر این بود که شرایط شرکت کنندگان در این بخش درک شود و حال و موقعیت آنها رعایت شود.» به گفته او گروه داوری این بخش متشکل از یک کارشناس ستادی و دو نفر پیشکسوت آشنا به هنر قصهگویی بودهاند: «حضور کارشناس ستادی در این جمع یعنی اینکه از نظر ستاد، روند کار به خوبی و درستی طی شده و جایی برای شک و تردید وجود ندارد. بر این اساس تدابیر لازم برای حفظ موازین و رعایت نکات لازم به کار بسته شده است و نتیجه آنکه گروه داوری در این بخش، با اعتماد به صحت و دقت عملکرد ستاد، ارزیابی خود را انجام داده است.» او حضور پدربزرگها و مادربزرگها در این جشنواره را نشانه بلوغ آن دانست و عنوان کرد: «از حضور بزرگترها در جشنوارهها دو هدف عمده را میتوان دنبال کرد که یکی از آنها موضوع نگرانی از گسست نسلی است که جوامع پیشرفته و غربی را چند سالی است تهدید کرده و بیم آن میرود که گریبانگیر ما نیز بشود. جامعهشناسان راهکارهای مختلفی را برای این مشکل برشمردهاند و بر روی آن تاکید دارند که یکی از روشهای موثر و قابل دسترسی، برقراری ارتباط کلامی میان نوهها و پدربزرگ و مادربزرگهاست و در این میان چه اقدامی جذاب و مفیدتر از قصهگویی! موضوع صله رحم در فرهنگ ارزشمند اسلامی ما نیز توصیهای است درست که بر پیوست نسلی تاکید دارد و از این جهت، اقدام سیاستگذاران جشنواره را باید هوشمندانه ارزیابی کرد.»
او هدف دوم را چنین تشریح کرد: «جنبهی نمایشی و اطلاعرسانی کار نیز مهم است و ما وظیفه داریم که در جشنوارهها که خود نوعی ویترین برای نشان دادن و معرفی به حساب میآیند، انواع روشهای بهکارگیری در گویش و بیان قصه را به علاقهمندان نشان دهیم. نقالی، پردهخوانی، قصهگویی فراگیر برای مخاطبان ناشنوا، قصهگویی ابزارمند، قصهگویی مدرن و مخاطب محور، همآواییهای کلامی موسیقیایی، همه و همه جای آن را دارند که هر کدام به عنوان یک بخش در جشنوارهها مورد توجه برنامه ریزان قرار
بگیرند.»
این نویسنده ضمن برشمردن یکی از روشهای خلاقانه جشنواره گفت: «روش جدیدی نیز در سالهای اخیر به عنوان یک برنامهی جنبی به جشنوارهها اضافه شده و آن فرستادن قصهگو به گذرگاههای عمومی چون ایستگاههای مترو و معابر پر رفت و آمد است که این نیز روشی پسندیده است و میتواند امروزی شدهی «گوسانها» (کسانی که در گذشته ترانه ملی و مردمی میخواندند و حماسه سرایی میکردند) به حساب آید. در همین راستا باید نگاهی هم به روش سنتی قصهگویی و پیشینهی هزاران سالهی آن داشته باشیم و با دعوت از پدربزرگ و مادربزرگها بخواهیم تا در نشان دادن این نوع از قصهگویی نیز متولیان امر را یاری برسانند.» خانجانی در ادامه به تحلیل آثار دریافتی در این بخش پرداخت: «گرایش به قصههای عامیانه در این بخش وجود داشت که خود، امری طبیعی است ولی بودند شرکت کنندگانی که از قصههای واقعگرا و امروزی نیز بهره گرفته بودند. در مراحل ارزیابی قصهگویی همانطور که پیشتر گفته شد، معیارهایی برای انتخاب قصه و معیارهایی برای سنجش عملکرد قصهگو وجود دارد و اینگونه نیست که در بخش پدربزرگ و مادربزرگها، یکی از این دو بخش از اهمیت کمتر یا بیشتری برخوردار باشد.»
او به ضعفهایی نیز اشاره داشت: «موضوعی که در بخشی از فیلمهای این بخش خودنمایی میکرد، بازتاب نوعی کارگردانی و آمادهسازی بود که مشخص بود به قصهگو دیکته شده و موظف به اجرای آن شده است.
در این خصوص باید این نکته را به خودم و بقیه کارشناسان عزیز یادآوری کنم که بزرگترین امتیاز قصهگویی در مقایسه با تکگوییهای نمایشی در این است که قصهگو، خود به تنهایی ترکیبی است از نویسنده، کارگردان و بازیگر و تنها وظیفه ما مدرسان، یادآوری و راهنمایی آنها به استفاده از این موهبت و موقعیت است نه اینکه آنها را بازیگر بدانیم و کارگردانی کنیم. برای مثال به او بگوییم که برای شروع قصهاش زمینهسازی کند ولی نگوییم که دقیقاً چه رفتاری داشته باشد. بگذاریم تا او خود با توجه به قابلیتها و توانمندیهای فردی و روحیه و رفتار خود تصمیم بگیرد و عمل کند.» در پایان این داور، پیشنهادهایی به مدیران جشنواره ارائه داد: «خوب است که سیاستگذاران و برنامهریزان در جشنوارههای بعدی تفاوتی بین دو هدف مطرح شده قائل شوند.
پدر بزرگ و مادر بزرگهای میانسال را برای بخش پیوست نسلی در نظر بگیرند و تمهیداتی به کار بگیرند تا این عزیزان حتیالامکان با نوه یا نوههای خود حضور پیدا کنند و با تعامل با آنها، قصهگویی کنند و در بخش قصهگویی سنتی، از قصهگویان سالخورده بهرهگیری کنیم و طراحی صحنه را به گونهای تدارک ببینیم که این عزیزان در حالت نشسته و تنها با تکیه بر لحن و کلام و مدیریت صدا و نگاه، قصهگویی کنند.» نوزدهمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از 27 بهمن تا اول اسفند ماه در مرکز آفرینشهای فرهنگی هنری برپا خواهد شد.
ایران می تواند در سال 2025، به سهمی 30 میلیارد دلاری از صنعت گردشگری دست یابد
ایران مقصد مهم گردشگری سال 2017
http://ebtekarnews.com/?newsid=67075
ایرانشهر: ایران کشوری با قابلیت جذب گردشگر است ولی هنوز مسئولان به طور جدی راهی برای پیشرفت در این راستا پیدا نکرده اند. با توجه به نوشته های روزنامه صبح فرانسه به اسم فیگارو و با توجه با آمار اتحادیه «ستو» در ایران شاهد افزایش 144 درصدی سفر ها یعنی افزایش چهار هزار نفری مشتریان سفربوده ایم. با این حال هم چنان وضعیت گردشگری در ایران به نقطه مطلوب خودش نرسیده است اما با تلاشهایی که مسئولان ذی ربط برای بهبود این صنعت انجام دادند شاید بتوان آینده ای روشن را برای ایران در صنعت گردشگری دید.
به گزارش فیگارو ایران مقصدی برای گردشگری سال 2017 خواهد بود، چون ایران مکانی مناسب برای دوستداران ادب و هنر و فرهنگ است و هم برای کسانی که قصد اسکی کردن و آفتاب گرفتن در سواحل خلیج فارس و دریای خزر را دارند. با وجود این افزایش گردشگر در ایران اما این سوال مطرح است که باید به دنبال چه راه کارهایی برای بالا بردن جذب گردشگران باشیم که دیگر دلهره ای برای جذب گردشگران باقی نماند؟
بر اساس آمار سازمان جهانی گردشگری (WTO) در سال 2015 فرانسه رتبه اول جذب گردشگر در جهان را به خود اختصاص داده است. این کشور بیش از 83 میلیون گردشگر در سال 2015 داشته است و در همان سال ایران بیش از 5 میلیون و 200 هزار گردشگر خارجی را میزبانی کرده است. با توجه به اینکه ایران از لحاظ جاذبه های گردشگری می تواند با کشور فرانسه برابری کند ولی هنوز نتوانسته خود را به درجه ایده آل در زمینه جذب گردشگر برساند و در مقایسه با این کشور ایران حدود 76 میلیون نفر گردشگر کم دارد. با این حال مسعود
سلطانی فر توانسته است در دوره ریاستش میزان گردشگران خارجی را در ایران بالا ببرد تا جایی که با امضای توافق نامه با فرانسه هم از تجربه فرانسوی ها در توسعه خدمات و زیرساخت های گردشگری استفاده کرده و هم سهمی در جذب گردشگران فرانسه در ایران داشته است. بر اساس صحبت های مسعود سلطانی فر آمار گردشگران فرانسوی از هشت هزار تن در سال 2013 به 18 هزار گردشگر در سال 2015 افزایش یافته است که حاکی از شتاب گیری این روند دارد. بر اساس اظهارات مسعود سلطانی قرار بوده با برنامه ای ویژه 200 هزار گردشگر را نیز جذب ایران کند.
سهم درآمد ایران از گردشگری
گردشگری سهم زیادی در بالا رفتن درآمد هر کشوری دارد. با ورود گردشگران به هر کشوری مقدار زیادی ارز وارد کشور می شود که باعث بالا رفتن میزان درآمد در کشور می شود. آمار دقیقی از میزان درآمد کشور های پر گردشگر نیست ولی با توجه به آمار سال 2014 آمریکا همچنان کشور اول جهان از لحاظ کسب درآمد گردشگری است و به درآمد ۱۷۷ میلیارد دلار دست یافته است، ولی سهم ایران در سال 2015، 9 میلیارد دلار بوده است که با برنامه ریزی های انجام شده برای سال 2025 قرار است به مبلغی حدود 30 میلیارد دلار دست پیدا کند. اما
دست یابی به هدفی کلان چون رسیدن به در آمد 30 میلیارد دلاری نیازمند برنامه ریزی های کار ساز است.
ایام عید در ایران که بیشترین مسافرتها را به خود اختصاص
می دهد شاید بهترین فرصت برای جذب گردشگر باشد. در بیست و سومین جلسه ستاد هماهنگی خدمات سفر که ۲ بهمنماه با حضور مرتضی رحمانی موحد معاون گردشگری، فیاضی معاون توسعه مدیریت وزارت صنعت، معدن و تجارت و نمایندگان دستگاههای عضو ستاد و به میزبانی وزارت صنعت، معدن و تجارت برگزار شد، فهرست عناوین خدمات ویژه برای نوروز که موردبحث و بررسی اعضای ستاد قرار گرفت.
دایر کردن بازارچههای موقت و دائمی صنایعدستی، راهاندازی سیستم وایفای رایگان برای مردم در مسیرهای گردشگری، برپایی جشنهای نوروزی، راهاندازی کمپهای بینراهی بهعنوان استراحتگاه جادهای برای توقف کوتاه مردم و مسافران، تولید کلیپ محتوایی و اطلاعرسانی از جاذبههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی کشور و نمایش در تمامی وسایل حملونقل جادهای، ریلی و هوایی و اجرای طرح هر استان یک نماد برای نوروز ۹۶از جمله اقداماتی است که قرار است معاونت گردشگری میراث فرهنگی برای جذب گردشگر در نوروز انجام دهد.
امضای تفاهمنامه خواهرخواندگی 60 شهر ایران با شهر های خارج از کشور از جمله اقدامات دیگر این سازمان است. حجت الله غلامعلی معاون فرهنگی، اجتماعی مرکز مطالعات وزارت کشور در این جلسه با اشاره به اینکه برای معرفی شهرهای برتر در حوزه عملکرد ستاد هماهنگی خدمات سفر باید چارچوب مشخصی تعریف شود، گفت: معرفی شهرهای برتر، انگیزه بسیار خوبی برای تحرک بخشیدن به فعالیتهای ستاد است. وی اضافه کرد: با توجه به اینکه ۶۰ شهر با شهرهای خارج از کشور تفاهمنامه خواهرخواندگی دارند، میتوانیم از این ظرفیت برای برپایی جشنهای نوروزی متفاوت استفاده کنیم.
از حرف تا عمل فاصله زیادی است. گرچه مسئولان،
طرح هایی را برای بهبود گردشگری بیان می کنند ولی اینکه تا چه حد برای عملی کردن آنها برنامه دارند، مشخص نیست. تجربه نشان داده است اکثر برنامه هایی که دولت برای بهبود وضعیت گردشگری مطرح کرده به اجرا نرسیده و به فراموشی سپرده شده است. امیدواریم با سرکار آمدن دولت های دیگر این برنامه ها فراموش نشوند.
«ابتکار» تداخل نقشآفرینی حزبی شخصیتها و مسئولیت مدیریتی افراد را بررسی کرد
مسئولیت منهای حزب
http://ebtekarnews.com/?newsid=67031
گروه سیاسی-بهاران آزادی: حزب، یکی از مهمترین نهادهای سیاسی و از ارکان اساسی در جوامع دموکراتیک به شمار میآید. فعالیت حزبی در کشورهای اروپایی به ویژه کشورهایی که تحت نظام پارلمانی اداره میشوند، سابقهای دیرینه دارد. این در حالی است که در ایران علیرغم تاکید فراوان بر تحزب، همچنان فعالیت حزبی محل چندانی از اعراب ندارد.
اصلیترین کارکرد احزاب، در هنگامه انتخابات مشخص میشود. این نقش به اندازهای پررنگ است که اگر حزبی بتواند اکثریت کرسیهای مجلس را از آن خود کند، قادر است دولت تشکیل دهد و چنانچه از تعداد قابل توجهی برخوردار نباشد، در ائتلاف با چند حزب دیگر تصمیمگیری خواهد کرد اما نهایت این احزاب هستند که نقش اساسی را بازی کرده و با حضور در مجالس و کنگرهها از مواضع حزبی خود دفاع میکنند. از سویی انتخابات این کشورها به خصوص هنگام تعیین نمایندگان مجلس نشان میدهد که سهم کدام حزب بیشتر است و هرکدام چند کرسی در مجالس دارند که به همان نسبت احزاب قادرند در سیاستگذاری، تعیین دولت و سهم افراد در کابینه نقشآفرینی کنند. چنین ساختاری منجر میشود تا احزاب اعتبار ویژهای در جامعه و در میان مردم پیدا کنند؛ نقش و اعتباری که اگرچه در جوامع غربی امری عادی تلقی شده است اما تاکنون در جمهوری اسلامی ایران هیچ حزبی، رسمی یا غیررسمی نتوانسته از سد محدودیتها عبور کند و بدان دست یابد. برخی سیاستمداران، ضعف را در عدم کارایی احزاب جستجو میکنند و در مقابل بعضی دیگر محدودیتهای قانون اساسی را گواهی بر به حاشیه رانده شدن احزاب میدانند. با نگاهی به مجلس شورای اسلامی و کارنامه سیاسی نمایندگان در مییابیم که از میان 290 نماینده مجلس تنها تعدادی اندک از سوی احزاب معرفی شدهاند که آنها نیز پس از راهیابی به مجلس فعالیت حزبی و دفاع از مواضع خود را متوقف کردهاند و این در تضاد با تحزب و اساسنامههای گروهی و حزبی است. با توجه به اینکه نگاه سیاسی و ساختار حزبی نباید در تقابل با مسئولیتهای اجتماعی افراد یا مشاغل آنها باشد، این سوال مطرح است که چرا در کشور ما افراد با دستیابی به سمتهای مدیریتی، طی واکنشهای سیاسی، فعالیت حزبی خود را ادامه نمیدهند؟
ترس از آبرو و امنیت شغلی مانع از فعالیت حزبی
جلال جلالیزاده، نماینده سابق مجلس و عضو حزب اتحاد ملت با تاکیدی براینکه فعالیت شغلی و اجتماعی با نقش آفرینی حزبی یا سیاسی متعارض نیست و به طور مثال شخصی میتواند هم نماینده مجلس یا استاد دانشگاه باشد و هم در حزبی به ایفای نقش بپردازد. این درحالی است که به گفته این فعال حزبی، سیاستپیشگی و سیاستورزی در جمهوری اسلامی ایران تقریبا آینده روشنی ندارد. وی درخصوص مشکلات پیش رو گفت: شخصیتهایی که وارد فعالیتهای سیاسی و حوزه سیاست میشوند متاسفانه باید با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم کنند؛ به مخاطره افتادن امنیت جانی و مالی، تنش در مسائل خانوادگی و چالشهای حیثیتی از جمله این موارد است. به گفته جلالیزاده، ترس از آینده شغلی، حیثیت و پیشینه خانوادگی موجب میشود تا بسیاری از افراد توانمند وارد حوزه سیاست و فعالیت سیاسی نشوند و این ضربه ناگواری بر پیکره نظام و کشور خواهد بود، چراکه نخبگان و فرهیختگان به خاطر همین ترس و تنشها، از سیاست کنارهگیری کرده و فضا برای کسانی باز میشود که تعهدی یا پیوند خاصی با حوزه سیاست و مدیریت کشور ندارند. نماینده سابق مجلس و عضو حزب اتحاد ملت در پاسخ به این پرسش که در چنین شرایطی، احزاب چگونه قادرند برای احیا حقوق خود تلاش کنند، خاطرنشان کرد که قطعا وظیفه مسئولین و سیاستمداران است که در این مورد چارهاندیشی کرده با ترغیب مردم و فراهم کردن زمینه برای فعالان سیاسی، جوانان و قشر تحصیلکرده را به این حوزه علاقهمند و دلگرم کنند.
نهادهای مدنی تحت کنترل هستند
علی صوفی، فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو حزب اتحاد ملت ضعف کار را در قانون اساسی میداند و بر این باور است که اگرچه به طور شفاهی همواره بر فعالیت احزاب تاکید شده، اما در ساختار حکومت سهم و نقشی برای احزاب در نظر گرفته نشده است وشاید به گفته او ریاستی بودن ساختار حکومتی ایران چنین سرنوشتی را برای احزاب رقم زده است. صوفی، عضو حزب اتحاد ملت معتقد است که همین نقش اندک منجر میشود که احزاب تنها در کارزارهای انتخاباتی به رقابت بپردازند ولی بعضی حتی همین نقش را ندارند. او با اشاره به مجلس شورای اسلامی گفت: در وهله اول، نمایندگانی که از سوی احزاب معرفی میشوند، با وجود حضور در مجلس شورای اسلامی، در حیطه حزبی نقشی برعهدهشان نیست و اگر به حزب خود وفادار نبوده یا از مواضع حزبی دفاع نکنند، تبعاتی برای آنها ندارد و متاسفانه این امر باعث میشود که منافع ملی ما آسیب ببیند. در چنین شرایطی، افراد به دنبال منافع شخصی خود هستند که اعتبار حزب را به شدت کاهش میدهد. صوفی اینگونه ادامه داد که در وهله دوم، احزاب باید امنیت داشته باشند و نمایندگانی که عضو حزب خاصی هستند، احساس امنیت کنند و اگر برنامهای حزبی مطرح و از طرف مردم مورد استقبال قرار گرفت، برچسب توطئه، تضعیف نظام و مخالفت با نهادهای حکومتی به آنها نزنند تا این مقام حزبی بتواند با پشتوانه حزبی قدرتمند و مصونیت به راحتی از موضع خود دفاع کند، اما تاکنون چنین دیدگاهی در کشور را شاهد نبودهایم. اگر نماینده مجلسی بیاید در راستای مواضع حزبی مثلا درخصوص مبارزه با فساد سخنرانی کرده و از یکی از کانونهای قدرت انتقاد کند، نباید فردا در مجلس حضور پیدا کند وصدها گرفتاری برایش درست میشود. صوفی همچنین یادآور شد که در کشورهای دیگرهم باندهای مافیایی وجود دارد و چنین کارهایی انجام میدهند، اما نهادهای دیگر مانند رسانهها چنان نظارت دارند و قوی هستند که میتوانند جریانات را اصلاح کنند که بازهم ما در جمهوری اسلامی ایران نهادهای مدنی ناظر نداریم چراکه به شدت تحت کنترل یا محدود هستند که باید تعطیل شوند یا محتاطانه عمل کرده و از کنار این قضایا رد شوند.
آغاز مذاکرات صلح سوری در قزاقستان با حضور هفت هیئت
راه سوریه از آستانه می گذرد؟ بزرگنمایی قلم کوچکنمایی قلم بازگشت http://ebtekarnews.com/?newsid=67124 گروه بینالملل- معصومه حسینی اقدم: هیئتهای گروههای مختلف درگیر در بحران سوریه از چند روز پیش به آستانه قزاقستان سفر کردهاند تا امروز پس از سالها تنش بر سر حل بحران سوریه به توافق برسند. مذاکراتی که از آن به مذاکرات سوری- سوری یاد میشد اما در حقیقت بازیگران خارجی دخیل در ماجرا نقش مهمی در به نتیجه رسیدن این توافق و هدایت گروههای سوری برای رسیدن به صلح همهجانبه در داخل سوریه دارند.
مذاکرات دو روزه آستانه درحالی از امروز بهطور رسمی کار خود را آغاز میکند که این مذاکرات پشت درهای بسته و بدون حضور خبرنگاران خواهد بود. وزارت خارجه قزاقستان میزبان مذاکرات سوری-سوری اعلام کردهاست که براساس برنامهریزی انجام شده، فقط هیئتهای مذاکره کننده در نشستها حضور دارند. در این مذاکرات هفت هیئت شرکت دارند که علاوه بر ایران، روسیه و ترکیه که سه کشور برگزار کننده نشست هستند، دو هیئت دولت سوریه، مخالفان و استفان دی میستورا نماینده دبیرکل سازمان ملل در امور این کشور نیز در راس یک هیئت در گفتوگوها شرکت میکنند. سفیر آمریکا نیز در این مذاکرات که در هتل ریکسوس پایتخت قزاقستان برگزار میشود، حضور دارد. این مذاکرات قرار است تا روز سهشنبه پایان یابد اما احتمال تمدید آن نیز وجود دارد. در همین راستا، بهرام قاسمی پیش از این در گفتوگو با ایسنا، درباره حضور آمریکا در افتتاحیه اجلاس آستانه اظهار کرد که قزاقستان بهعنوان میزبان برگزاری این اجلاس، از برخی از کشورها و نهادهای بینالمللی برای حضور در افتتاحیه این نشست دعوت کردهاست و در همین چارچوب هم از سفیر آمریکا در قزاقستان نیز دعوت شده تا در افتتاحیه اجلاس آستانه حضور یابند. البته آمریکا نیز اعلام کردهبود که وزارت خارجه این کشور هیئتی را به قزاقستان نخواهد فرستاد بلکه سفیرش در این کشور به نمایندگی از آمریکا در این نشست حضور دارد.
هیئتهای حاضر در مذاکرات آستانه
اما ازمیان مخالفان، محمد علوش رئیس هیئت مخالفان مسلح به همراه تعداد زیادی از مشاوران حقوقی وابسته به هیئت عالی مذاکرات در ریاض و نیز دیگر مخالفان به آستانه رفتهاند که به گفته منابع، بیش از چهل تن هستند در حالی که گفته شده جبهه جنوبی وابسته به ارتش آزاد نیز در مذاکرات حضور خواهد داشت. همچنین هیئت دولت سوریه به ریاست بشار جعفری و عضویت احمد عرنوس به عنوان مشاور، احمد الکزبری عضو پارلمان، ریاض حداد سفیر سوریه در مسکو، امجد عیسی و اسامه علی و حیدر علی احمد به عنوان دیپلمات و نیز چند افسر امنیتی به آستانه سفر کردهاند. استفان دی میستورا، فرستاده سازمان ملل به سوریه نیز به همراه تعدادی از معاونانش به قزاقستان وارد شده در حالی که اتحادیه اروپا نیز گفته در حد سفیران خود در این نشست حضور دارد. از طرف ترکیه، معاون وزیر خارجه ترکیه به همراه نماینده سازمان اطلاعات ترکیه و نماینده ریاست ستاد ارتش حضور دارد. از جانب روسیه نیز الکساندر لاورنتیف، فرستاده ویژه ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری روسیه در روند صلح در سوریه و میخائیل بوگدانف، معاون وزیر خارجه روسیه به قزاقستان سفر کردهاند. هیئت ایرانی که به ریاست حسین جابری انصاری معاون امور عربی و آفریقای وزارت خارجه به آستانه سفر کردهاست، پیش از آغاز مذاکرات با هیئت روسیه و ترکیه دیدارهایی داشت که احتمالا محور این گفتوگوهای پیاپی مذاکره درباره محورهای سند نهایی مذاکرات سوری-سوری بود. همچنین دیمیستورا نیز به نیابت از دبیرکل سازمان ملل با هیئت روسی و وزیر خارجه قزاقستان دیدار کرد. او در این دیدارها تاکید کرد که نشست آستانه در روند مذاکرات سوریه در ژنو نقش خواهد داشت. دیمیستورا گفت: مذاکرات آستانه طرحی مهم است اما زود است به پیشبینی درباره نتایج آن بپردازیم.
مخالفت گروه تروریستی النصره با مذاکرات آستانه
این درحالیاست که با وجود اینکه تقریبا تمام طرفهای درگیر نسبت به مذاکرات آستانه دید مثبتی دارند و امیدوارند که توافق برای صلح پایدار انجام شود، گروه تروریستی فتحالشام (النصره سابق) در بیانیهای درباره نشست آستانه مدعی شده که حق مذاکره درباره سرنوشت کشور و مردم در آستانه متعلق به هیچ شخصی نیست و هیچ گروه و یا مجموعهای حق ندارد بدون حضور تمامی گروههای موثر در انقلاب و جهاد اقدامی در این زمینه انجام دهد و سرنوشت مردم را به خطر اندازد بلکه باید این مطلب را درک کرده و آینده را نیز در نظر بگیرد. فتحالشام این مذاکرات را بخشی از توطئه علیه آنچه انقلاب خوانده و مدعی شد که روند سیاسی که از ابتدا انقلاب را همراهی میکرد، در راستای اهدافش نبوده بلکه مجموعهای از توطئههای پی در پی بودهاست. این گروه تروریستی پیش از این نیز هرگونه مذاکرهای را منوط به حذف رئیس جمهوری قانونی سوریه دانسته بود و در اخلال روند آتش بسهای گذشته و صلح داخلی این کشور از حمایتهای گروه های آمریکایی برخوردار بود.
درحالی که پس از آزادسازی حلب و خروج کامل تروریستها از این شهر، ترکیه هم به نحوی تغییر روند داد و ضمن توافق با روسیه، اعتراف کرد که پیش از این اشتباه کرده بود و حال از دولت قانونی سوریه حمایت خواهد کرد، زمینه آتش بس فراهم شد. چندهفتهای است که پس از پایان آزادسازی حلب، بر سر آتشبس توافق شده و دولت و معارضان سوری نیز آن را پذیرفتند. البته با اینکه در مواردی آتشبس نقض شده و درگیریهایی میان تروریستها و نیروهای ارتش سوری صورت گرفت اما شواهد نشان میداد که تمام طرفهای درگیر، راه حل نظامی را راهکار صلح سوریه نمیدادند. حتی پس از مطرح شدن برگزاری مذاکره به میزبانی آستانه هم معارضان و هم آمریکا که بارها از ترورریستها حمایت کردهبود، از این مذاکرات حمایت کرد و آن را زمینه صلح سوری دانست.
روسیه بهدنبال امتیازات سیاسی
در همین خصوص شعیب بهمن کارشناس روابط روسیه و خاورمیانه معتقد است که حضور نظامی روسها در سوریه به این دلیل است که از پیشرویها، دستاوردها و موفقیتهای نظامی پای میز مذاکره استفاده کنند و امتیازات سیاسی بگیرند. این استاد دانشگاه افزود: در شرایط فعلی پس از آزادسازی حلب، هم به دلیل پیروزیهایی که در حوزه میدانی بهدست آورده بود و همچنین دولت سوریه در موضع قوت قرار گرفته بود و هم به دلیل شرایطی که برای سایر بازیگران خارجی حاکم بود که از آن جمله آمریکا در این مدت درگیر انتقال قدرت بود، شرایط برای نقش آفرینی روسیه فراهم بیش از پیش فراهم شده بود. در حال حاضر هم روسیه به این نتیجه رسیدهاست که آمریکا گرایش نزدیکی در حل و فصل مسائل سوریه به این کشور دارد. از طرف دیگر بازیگران منطقهای مثل ترکیه هم به دلیل عدم حمایتهای خاص دولت غربی و هم شکستهایی که در میدان سوریه خوردهاند، به این نتیجه رسیدهاند که اکنون پای میز مذاکره بنشینند. روسها اینطور تصور میکنند که میتوانند دست برتر را در مذاکرات داشته باشند. همین هم عاملی است که مذاکرات آستانه را برگزار کنند و به نفع خود پیش ببرند.
روسیه میداند بدون ایران توافق سیاسی سوریه محقق نمیشود
بهمن درباره ادامه همکاری ایران و روسیه در بحران سوریه گفت: روسها به خوبی میدانند که عملا شکل گیری هر روند سیاسی در سوریه مربوط و منوط به این است که مورد توافق و موافقت ایران هم قرار گیرد. روسها به درستی میدانند که شکلگیری روند سیاسی در سوریه بدون موافقت ایران
امکان پذیر نیست. همچنین همینطور که همکاریهای نظامی ایران و روسیه در چندسال گذشته نشان دادهاست در یک جبهه عمل میکنند. بنابراین امکان اینکه روسها به سمتی بروند که خواستههای طرفین را به نحوی نادیده بگیرند، دست کم در شرایط فعلی و در مورد سوریه بسیار اندک است. هم به دلیل موضوعیتی که ایران در عرصه بینالمللی سوریه دارد و هم به دلیل توافقاتی که پیشتر میان ایران و روسیه در مسائل نظامی در سوریه شکل گرفتهاست.
این کارشناس مسائل اوراسیا درباره نتایج احتمالی مذاکرات آستانه اشاره کرد که تاحد زیادی بستگی به توافقی دارد که بازیگران خارجی در بحران سوریه به دست می آورند، اگرچه این مذاکرات را مذاکرات سوری-سوری است اما توافق بازیگران خارجی بیشتر از توافق طرفهای سوری موثر است. بازیگران خارجی در روند ، نقش ایفا کنند، بهویژه کشورهایی مانند ترکیه و آمریکا که از معارضان سوری در داخل این کشور حمایت میکنند، نقش مهمی در سوق دادن معارضان به حل و فصل سیاسی و کنار گذاشتن اسلحه و وارد شدن به یک روند سیاسی خواهند داشت. بنابراین پایبندی بازیگران خارجی که بهویژه جبهه معارضان که از آنها حمایت میکنند اهمیت زیادی در این نشست دارند ضمن اینکه ایران و روسیه هم در طرف دولت سوریه نقش مهم و کلیدی در این نشست خواهند داشت. او تاکید کرد: به رغم اینکه نمیتوان پیشبینی کرد که با وجود چنین شرایطی، در این نشست تمامی مشکلات سوریه حل شود و شاهد پایان بحران شویم اما میتواند گام مهمی در حل بحران سوریه باشد.
محسنیاژهای بر حمایتهای حقوقی در حادثه پلاسکو تاکید کرد
ماجرای سوال 50 میلیون تومانی!
http://ebtekarnews.com/?newsid=67099
گروه بازتاب – سخنگوی قوه قضاییه در صد و هفتمین نشست خبری خود با اصحاب رسانه درباره پیگیریهای قوه قضاییه درباره حادثه پلاسکو، ابلاغ حکم بابک زنجانی و بازداشت 4 قاضی متخلف سخن گفت.
حجتالاسلام غلامحسین محسنی اژهای خود در خصوص آخرین دستاوردهای پرونده بابک زنجانی گفت: دو نفر از متهمین که به اعدام محکوم شده بودند حکمشان نقض شد و طبق نظر دیوان عالی کشور باید به شعبه هم عرض میرفت. حکم پرونده به آقای بابک زنجانی ابلاغ شده و پرونده آن دو نفر به شعبه هم عرض ارجاع شد و تحقیقات مجدد از دو متهم آغاز شده و اگر بازپرس برای سوالات از آقای زنجانی نیازی بدانند دستشان باز است. سخنگوی دستگاه قضا افزود: اکنون مشغول تحقیقات از آن فردی هستند که با تلاش نیروهای ناجا و بازپرس به ایران برگردانده شد و پرونده در حال تکمیل است. معاون اول قوه قضائیه در خصوص پرونده ریختهگران نیز چنین گفت: مساله بعدی پرونده ریختهگران بود که با 45 متهم به دادگاه رفت. دادگاه در حال مطالعه است. پرونده با ضمائم حدود 160 جلد است که رسیدگی به آن آسان نیست که شعبه 15 دادگاه انقلاب مشغول رسیدگی است. امیدواریم دادگاه با دقت و سرعت این موضوع را رسیدگی کند.
بازداشت 4 قاضی و 3 وکیل متخلف
محسنیاژهای در ادامه نشست خبری با تاکید بر اینکه ما با هر نوع فساد برخورد می کنیم حتی اگر این فساد در خود دستگاه قضایی باشد، گفت: ظرف یکی دو هفته گذشته، 5 قاضی تحت تعقیب قرار گرفتند که 4 نفر از آنها بازداشت شدند و چند کارمند متخلف نیز تحت تعقیب قرار گرفتند و بازداشت هستند. همچنین 3 وکیل متهم نیز بازداشت شدهاند که مجموعه این پرونده در حال رسیدگی است. وی افزود: به قضات رسیدگی کننده به این پرونده توصیه می شود که در مورد این افراد هیچگونه تخفیف و اغماضی قائل نباشند. محسنی اژهای گفت: این پرونده در حال تحقیقات مقدماتی و در تهران است. اگر حکم صادر شود حتما اطلاعرسانی میکنم.
ابراز تعجب محسنی اژهای از تخلف گسترده در پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک سرمایه
سخنگوی قوه قضاییه با اشاره به پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک سرمایه ادامه داد: ما هر چه قدر که جلوتر میرویم با تخلفات بسیار گسترده و زیادی که در این دو مورد است، روبرو میشویم. زیرا این دو موضوع با هم هستند. وی افزود: قوه قضائیه با هزار زحمت وارد موضوع می شود و متهمان را دستگیر میکند، اما اگر آسیبشناسی نشود باز اینگونه موضوعات تکرار میشوند. وی تاکید کرد: این پرونده بسیار جای عبرت دارد و باید ببینیم که چه اتفاقی افتاده است. محسنی اژهای یادآور شد: من تاکنون این مقدار تخلف را به صورت یکجا در مورد یک بانک ندیدهام. همچنین تعیین مدیرعامل بر اساس مقررات نبوده بلکه بر اساس حمایتها و نفوذها بوده است و در مدت 10 سال، 13 بار سرپرست و مدیرعامل عوض شده است.
تاکید محسنیاژهای بر حمایتهای حقوقی در حادثه پلاسکو
به گزارش ایسنا، محسنی اژهای در مورد اسامی چند نفر که حکم های شان قطعی شده است، گفت: نازنین زاغری محکوم به 5 سال حبس شد که حکمش نیز قطعی است. فرهاد عبدصالح پس از مرحله تجدیدنظر به 5 سال حبس محکوم شده که حکمش نیز قطعی است که هر دوی این افراد جرائمشان مربوط به مسائل امنیتی است. همچنین فواد صادقی و امین غزالی هم حکمشان قطعی شده است. وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در پرونده حادثه ساختمان پلاسکو آیا کسی بازداشت شده و همچنین خطا و قصور متوجه ساکنین است یا بنیاد مستضعفان و اینکه دستور دادستان برای تخریب ساختمانهای اطراف آیا بار مالی دارد؟ خاطرنشان کرد: از یک طرف باید تلاش آتشنشانان را قدر دانست که در حال تلاش هستند. این موضوع یک بعد ندارد. این ساختمان با این قدمت تجهیزات ناکافی داشت. باید دید که آیا ساختمان مشابه آن داریم یا نداریم. اگر داریم چه تعداد است، چه اقداماتی باید انجام شود تا چنین وقایعی تکرار نشود. سخنگوی قوه قضاییه افزود: باید اقدامات لازم در خصوص موارد مشابه انجام شود. برای مثال فرض کنید سه تا ۱۰ مورد مشابه در تهران است. آیا میتوان همه را بست یا پلمب کرد یا باید رفع خطر کرد. طبق بند 14 ماده ۵۵ شهرداری موظف است در بعضی ساختمانها رفع خطر کند. باید دید در مورد حادثه پلاسکو که فرضا سه هزار نفر در آن کار میکردند آیا توان پلمب این ساختمان وجود داشت؟ محسنی اژهای با اشاره به اینکه شهرداری تا زمان رفع خطر میتواند آن را ببندد، خاطرنشان کرد: آیا شهرداری که موظف به رفع خطر است اگر به مالک تذکر داد کفایت میکند یا خودش باید رفع خطر کند؟ طبق قانون رفع خطر وظیفه شهرداری است اما آیا شهرداری بودجه لازم را دارد؟ آیا به آن اجازه میدهند این اقدام را اجرایی کند؟ برای نمونه چند وقت گذشته در پاساژ علاءالدین گفته شد یک طبقه ایمنی ندارد حکم هم داده شد و بر اساس آن شورای تامین تهران تشکیل شد. فرماندار رسما اعلام کرد این کار انجام نشود. اینکه این درخواست فرماندار جزو اختیارات بوده یا نه بحث دیگری است. وی اضافه کرد: باید دید اولا چه کسانی مسئولیت دارند با چه میزان مسئولیت و اینکه آیا میتوانند عمل کنند یا نه. حادثه پلاسکو را باید از جنبه های مختلف بررسی کرد و خود مالکین، صاحبان سرقفلی باید همکاری کنند. حتی قوه قضاییه، شهرداری
و ... چه وظایفی دارند باید همه باید دست به دست هم دهند. اگر هم بخشی مسئولیت خود را به گردن دیگری بیاندازد و رفع مسئولیت کند طبیعی است که یک دستگاه نمیتواند بار همه دستگاهها را به دوش بکشد. سخنگوی قوه قضاییه با اشاره به اینکه امیدواریم در آینده از این قبیل حوادث نداشته باشیم، عنوان کرد: در مورد حادثه پلاسکو کسی تا کنون بازداشت نشده است. دولت، فرمانداری و ... از لحظه اول همه تلاش خود را کردند که جانباختهها را نجات دهند که متاسفانه تاکنون محقق نشده است. دادستانی از همان روز اول دو معاون خود را در محل مستقر کرد و پشتیبانی حقوقی و قضایی در مورد کارهایی که باید انجام شود صورت گرفته است. محسنیاژهای گفت: آنچه اولویت دارد حمایتهای حقوقی و قضایی در مورد جمع کردن وسایل و شناسایی جانباختگان است. پزشکی قانونی در حال فعالیت است. همچنین برای کسبهای که اموالشان از بین رفته و افرادی که بیکار شدهاند، دولت قول همکاری داده است. وی با اشاره به اینکه برای جمع آوری آوار نیاز به تخلیه بعضی از ساختمانها و تخریب بخشی دیگر از ساختمانها بوده است، اظهار کرد: اگر جایی نیاز به ورود به قوه قضاییه باشد حکم قضایی در این راستا صادر میشود. همچنین دادسرا به تشکیل یک شعبه یا بیش از یک شعبه برای مسائلی که از روز حادثه تا کنون به وجود آمده اقدام کرده است. اگر در این موارد قصوری ثابت شود باید دادسرا ورود کند.
سوال 50 میلیون تومانی!
در ادامه این نشست خبری خبرنگاری با طرح سوال خود مدعی شد عدهای بدون حکم قانونی وارد ساختمانی شدند و پس از تفتیش واحدها، مدیرعامل و مدرس آموزشگاه را دستگیر کردند، این اقدام چه توجیهی دارد؟ محسنیاژهای پاسخ داد: چند روز قبل یکی از آقایان که دوستان شما هم بود و قبلا در نشست ها بود آمد پیش من و گفت به من گفتهاند ۵۰ میلیون به تو میدهیم و این سوال را از محسنی اژهای بپرس. انشاءالله که این سوال از آن سوالات نباشد. وی افزود: آیا شما در آنجا حضور داشتید که تفهیم اتهام نکردند که خبرنگار پاسخ داد مدیر مسئولم بوده است. محسنیاژهای گفت: آیا شما بودید که حکم نداشتند من که نمیدانم مطلبتان درست است، ولی شما آن را میگویید و هیچ کدام را نمیدانید اول ببینید که آیا درست است یا خیر. به چه کسی باید حکم را نشان دهند؟ نکند شما هم خدای نکرده حرف آن آقا باشد که ۵۰ میلیون به شما داده است. این موضوع پیگرد قانونی برای شما دارد. شما به صورت خبر آن را میگویید. شما به ما بگویید چه کسی گفته تا به سراغش برویم. مدیرمسئول شما هم دفعه بعد باید بیاید و در حضور شما مطلب را بگوید. من این مطلب را به دادستان میگویم تا دنبال کند. مدیر مسئول عین مطلب را مطرح کند، نکند خدای نکرده ۵۰ میلیون گرفته باشد. محسنی اژهای تاکید کرد: کل مطلب شما کذب است. شما باید توجه کنید که سوالتان چند در صد باید درست باشد.
کارشناسانسیاسی دلایل عدماشاره ترامپ بهموضوع برجام در مراسم تحلیف را بررسی کردند
گام مثبت
http://ebtekarnews.com/?newsid=67136
من مراسم تحلیف را با دقت بسیار تماشا کردم و به آنچه ترامپ گفت گوش دادم. وی هیچ صحبتی در مورد ایران نکرد و این مثبت است
گزارش سیاسی-مرضیه جلیلی:
مراسم تحلیف«دونالد ترامپ» رییسجمهوری جدید ایالات متحده آمریکا روز جمعه 20 ژانویه 2017 برگزار شد و بار دیگر نحوه سخنرانی و مطالب بیانشده ازسوی وی خبرساز شد. این بار نیز ترامپ به عادت همیشگی خود همچون شعارهای انتخاباتیش بدترین نوع ادبیات را برای یادکردن از سایر سیاستمداران و روسای جمهور اسبق این کشور بهکار گرفت. نکته قابلتاملی که مسئولان کشور همچون رییس سازمان انرژی اتمی بدان اشاره کردهاند عدمپرداختن ترامپ به موضوع برجام یا موضعش نسبت به جمهوری اسلامی ایران بود کمااینکه علیاکبر صالحی در مصاحبهای که با شبکه سیبیسی کانادا داشته گفته «من مراسم تحلیف را با دقت بسیار تماشا کردم و به آنچه ترامپ گفت گوش دادم. وی هیچ صحبتی در مورد ایران نکرد و این مثبت است.» برخی کارشناسان سیاسی در این مورد معتقدند در رابطه با صحبتهای ترامپ باید چند نکته را مدنظر قرار دهیم ازجمله اینکه اظهارنظرهای وی چه در مراسم پیروزی در انتخابات و چه در مراسم تحلیف با هیچکدام از سخنرانیهایی که روسای جمهور منتخب سابق ایالات متحده آمریکا بهصورت کلاسیک انجام دادند، یکسان نبود و در مراسم تحلیف نیز بر اساس متدولوژی روسای جمهور سابق عمل نکرد که یکی از دلایل آن عدماقدام جدی برای تدوین متن سخنرانی وی بود و میتوان گفت که اظهارنظرهایش بر اساس تراوشات ذهنی بود که حتی در کاغذ نیز به نگارش در نیامده بود.
بنابراین نمیتوان گفتههایش را جدی گرفت، ازسوی دیگر ترامپ سیاست خود را مبتنیبر دکترین مونروئو قرار داده که برمبنای نگاه به داخل بود بنابراین برجستهنکردن موضوعات سیاست خارجی اعم از روابط با ایران ازسوی وی در این مراسم خیلی دور از ذهن نیست. گذشته از این ترامپ یک تاجر میلیاردر است که در حوزه سیاست خارجی تجربهای ندارد. تعدادی از کارشناسان سیاسی نیز در بیان علل عدمپرداختن ترامپ به موضوع برجام و ایران در مراسم تحلیف به این مهم اشاره کردند که ترامپ تاکنون ثابت کرده است که از شخصیت باثباتی برخوردار نیست ضمناینکه همه روسای جمهور آمریکا حتی اوباما که مدعی اعمال تغییر در سیاستهای این کشور بود نیز از راهبردها و سیاستهای کلی که توسط آمریکاییها تدوینشده و راهکارهایی که حاصل اتاقهای فکر آنها بوده تبعیت میکردند بنابراین ترامپ نیز همچون سایر دولتهای این کشور در راستای اجرای سیاستهای ضدایرانی که دارند مبنیبر اعمال فشار بر ایران برای ممانعت از قدرت برتر بودن آن در منطقه یا عدمحمایت جمهوری اسلامی از حزبالله لبنان یا ایجاد موانعی در مسیر توسعه توان موشکی ما را در دستورکار خود قرار داده و بر این طبل خواهد کوبید اما در مورد برجام بهدلیل اینکه یک معاهده بینالمللی بوده نمیتواند اقدامی انجام دهد. آنچه مسلم است همانطور که بارها رهبر انقلاب تاکید فرمودند آمریکاییها همواره در طول تاریخ نشان دادهاند که در هیچ شرایطی قابلاعتماد نیستند و همه روسای جمهور این کشور از یک قانون کلی و سیاست مستمر در برخورد با دیگر کشورها بهویژه جمهوری اسلامی ایران بهعنوان قدرت برتر منطقه تبعیت میکنند و تنها در این مسیر روسای دولت این کشور در سمت مجریان این سیاستها تغییر میکنند اما نقشی در تغییر این مسیر نداشته و نمیتوانند تصمیمات جداگانهای را در اعمال استراتژی کلی این کشور نسبت به دیگر کشورها اتخاذ کنند ضمناینکه بر اساس آنچه کارشناسان بر آن اشاره کردند برجام یک معاهده بینالمللی است که نقض آن بهصورت یک طرفه امکانپذیر نبوده و هرگونه مخالفت صریح با آن ازسوی آمریکا برخورد شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه اروپا را بههمراه خواهد داشت و این میتواند همان عاملی باشد که سکوت مصلحتی ترامپ به توصیه مشاورانش در کاخ سفید را در مراسم تحلیف به همراه داشته است.
تمرکز ترامپ بر سیاست داخلی مانع از برجستهسازی ایران شد
حسن عابدینی کارشناس امورسیاسی در مورد علل عدماشاره ترامپ به موضوع ایران و برجام در مراسم تحلیف به «ابتکار» گفت: در رابطه با صحبتهای آقای ترامپ باید چند نکته را مدنظر قرار دهیم از جمله اینکه اظهارنظرهای وی چه در مراسم پیروزی در انتخابات و چه در مراسم تحلیف با هیچکدام از سخنرانیهایی که روسای جمهور منتخب سابق ایالات متحده آمریکا بهصورت کلاسیک انجام دادند، یکسان نبود کمااینکه در مراسم پیروزی انتخاباتیش هم شاهد بودیم که بیش از اینکه سیاستهای خود را بیان کند بهویژگیهای خانواده و افرادی که وی را در رقابت انتخاباتی کمک کرده بودند، اشاره کرد.وی افزود: سخنرانی آقای ترامپ در مراسم تحلیف نیز بر اساس متدولوژی روسای جمهور سابق نبود و بهنظر میرسد که اقدام جدی برای مطالب ارائهشده در متن این سخنرانی ازسوی وی صورت نگرفته بود و این نکتهای است که تحلیلگران و کارشناسان بدان اشاره کردهاند.قائم مقام خبرگزاری صدا و سیما تصریح کرد: نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آقای ترامپ سیاست خود را مبتنیبر دکترین مونروئو قرار داده که یکی از روسای جمهور ایالات متحده آمریکا در قرن نوزدهم و قبل از آغاز جنگ جهانی دوم بوده است که معتقد به گسترش حوزه نفوذ این کشور بود بنابراین اگر بپذیریم که پایه اصلی سیاستگذاری آقای ترامپ برمبنای یک دکترین نگاه به داخل باشد برجستهنکردن موضوعات سیاست خارجی ازجمله روابط با ایران از سوی وی در این مراسم خیلی دور از ذهن نیست کمااینکه در مراسم تحلیف بر این امر تاکید داشت که ما باید کالاهای آمریکایی بخریم و به توسعه کارخانجات و زیرساختها توجه کنیم.عابدینی اظهارکرد: نکته دیگر اینکه آقای ترامپ یک تاجر میلیاردر است که در حوزه سیاست خارجی تجربهای ندارد ضمناینکه در تصمیمگیریهای سیاسی خود نیز رفتار متناقضی داشته و رفتارش بین دو حزب
جمهوری خواه و دموکرات پاندولی بوده است کمااینکه در یک مقطع زمانی از دموکراتها و در مقطع دیگری از جمهوریخواهان حمایت کرده اما به هیچکدام از این احزاب نیز وفادار نبوده است، مصداق این امر اعلام مخالف وی با خانم کلینتون در شعارهای انتخاباتیش بود که بهصراحت اعلام کرد سیاستهای آقای اوباما و رفتارهای خانم کلینتون داعش را ایجاد کرده است و ازسوی دیگر در مخالفت با اقدامات آقای جرج بوش برای انجام عملیات نظامی در غرب آسیا اعلام کرد که این عملیات 6 تریلیون دلار خسارت مالی برای این کشور بههمراه داشته است. بنابراین نمیتوان خیلی روی سخنرانی آقای ترامپ در مراسم تحلیف که حتی روی کاغذ هم نوشته نشده و تنها حاصل تراوشات مغزی وی بوده اظهارنظر کرد.وی در پیشبینی سیاستهای آتی دونالد ترامپ تاکید کرد: هماکنون باید منتظر آرایش سیاسی کابینه آقای ترامپ باشیم ضمناینکه وی و برخی سیاستمداران آمریکایی اقداماتی را در این دوره از ریاست جمهوری آمریکا داشتهاند که جای تعجب داشته و در تاریخ آمریکا کمنظیر بوده است یا حداقل بنده نشنیدهام ازجمله اینکه آقای ترامپ از سازمان سیا بدون اینکه رئیسی برای آن تعیین شده باشد بازدید کرده است یا آقای جان کری بهعنوان وزیر سابق ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در تظاهراتی که علیه آقای ترامپ شکلگرفته شرکت کرده است یا تعدادی از جمهوریخواهان در کنگره به وی رای ندادهاند و بهصراحت نیز به این تصمیم خود اذعان داشتهاند. عابدینی یادآورشد: ما برای اینکه بتوانیم تحلیل دقیقی از رفتارها و سیاستهای آقای ترامپ در حوزه سیاست خارجی داشته باشیم نیاز به گذر زمان داریم بنابراین نمیتوان از هماکنون در مورد بهکارگیری واژگان یا گفتمان وی در مورد موضوعات مختلف قضاوت کرد.
ترامپ هم از سیاستهای کلان و مستمر آمریکا تبعیت میکند
محمدصالح جوکار کارشناس امورسیاسی رفتارها و اظهارنظرهای دونالد ترامپ را حاصل شخصیت متزلزل وی دانست و به «ابتکار» گفت: نکتهای که در مورد اظهارنظرهای ترامپ وجود دارد این است که تاکنون نشان داده از شخصیت باثباتی برخوردار نیست ضمناینکه با وجود مواضع متناقضی که داشته است نمیتوان محاسبه دقیقی بر سیاستهای آتی وی داشت.
وی با بیان اینکه نمیتوان اتخاذ تصمیمات متفاوت و فراتر از سایر روسای جمهور آمریکا را در حوزه سیاست خارجی از ترامپ انتظار داشت، افزود: تاکنون روسای جمهور آمریکا نشان دادهاند که همگی از سیاستها و راهبردهای کلی که آمریکاییها برای سیاست خارجی این کشور تدوین کردهاند، تبعیت میکنند کمااینکه دیدیم اوباما با شعار اعمال سیاست تغییر آمد اما در نهایت بر اساس تجزیه و تحلیل اتاقهای فکر و راهکارهایی که ارائه میدادند تصمیمگیری کرد تاجایی که در هیچ کجا از اقداماتش اعمال تغییر را مشاهده نکردیم. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس نهم تصریح کرد: هماکنون در پیشبینی سیاستهای ترامپ هم نمیتوان گفت که وی درصدد است که تغییرات جدی را در سیاستهای خود ایجاد کند چراکه بهطور قطع وی نیز در همان مسیر راهبردهای کلان آمریکاییها حرکت خواهد کرد هرچند که ممکن است در بهکارگیری تاکتیکها در سطح اجرایی تغییراتی را ایجاد کند. جوکار در پیشبینی نحوه برخورد ترامپ با موضوع برجام یادآورشد: بیتردید ترامپ نمیتواند شعارهای انتخاباتی خود مبنیبر پارهکردن برجام را عملیاتی کند چراکه همانطور که مقام معظم رهبری هم فرمودند اگر آنها برجام را پاره کنند ما هم آن را آتش خواهیم زد بنابراین اتفاقی برای برجام بهعنوان یک معاهده بینالمللی نخواهد افتاد اما در مورد سایر بخشها بهطور قطع وی نیز سیاست آمریکاییها مبنیبر اعمال فشار بر ایران برای ممانعت از قدرت برتر بودن آن در منطقه یا عدمحمایت جمهوری اسلامی از حزبالله لبنان یا ایجاد موانعی در مسیر توسعه توان موشکی ما را در دستورکار خود قرار داده و همچون سایر دولتهای این کشور بر این طبل خواهد کوبید.
شهروند خبرنگار
| سامی ریگی| ماده ١٩ حقوق شهرونگی: هر شهرونگ مجاز است به استناد قانون گردش آزاد اطلاعات، اخبار و اطلاعات مورد نیاز خود را از کانالهای مورد اعتماد قانونگذار و شبکه خبر صداوسیما، خبرگزاری خودمان و عکاس خودمان و به نحوی که ما میگوییم، به دست بیاورد. به منظور صیانت از حق کسب آزادانه و امن اخبار، کلیه سایتهای خبری و شبکههای اجتماعی توقیف و فیلتر میشوند. همچنین نهادهای ذیربط موظفند؛ به منظور دسترسی آسان و عمومی به اخبار و اطلاعات، ضمن ایجاد محدودیت ممنوعیت برای فعالیت خبرنگاران رسانهها، میبایست به دور هرموضوع خبری مهم، گونی آبی کشیده یا جلوی آن اتوبوس پارک کنند. همچنین به موجب این قانون همه نهادها و مسئولان اطلاعرسانی موظفند؛ ضمن ارایه اطلاعات کلی و مبهم به شهرونگان با تأیید و تکذیبهای پیاپی آنها را گیج و عصبانی کنند. با متخلفان از این ماده قانونی وفق مقررات، برخورد خواهد شد.
کوچه دوم
| ارمغان زمان فشمی|
منشور حقوق شهروندی
«بیمهر رخت روز مرا نور نمانده است»
منشور حقوق منی و من متحیر
صد وعده تو دادی که چنین است و چنان است
از حرف و سخنهات کدامش عملی شد؟
آیا تو به فکر عملی کردنشانی
غیر از تو در این هندسه، منشور نمانده است
از چیست که در بازوی تو زور نمانده است
آن کس که کند گوش به دستور، نمانده است
مرد عملی جز به بر گور نمانده است!
یا اینکه عملکردن، مقدور نمانده است؟
کوچه اول
| علی اکبر محمدخانی| آقای قدیمی نظرتان را درباره حادثه پلاسکو بگویید؟ البته میدانید که بنده از عکس و مصاحبه خیلی بدم میآید و اعتقاد دارم آدم باید یواشکی به مردم خدمت کند تا بیشتر بچسبد. اما درخصوص سوالتان، به نظرم دوای درد ساختمانهای تهران قلم است، البته نه از این قلمهای حرف مفتی که شما فوفولها دست میگیرید، نخیر، منظورم قلم گاپ است که همه دکترها و شکستهبندها سرش قسم میخورند. حالا ما یک طرح مَشتی دادیم شورا که هر روز به ساختمانهای تهران آب قلم بدهیم، استخوانبندیشان سفت شود تا با یک آتشسوزی نریزند. برای این کار هم قرار شده خودم بروم چند قالماله گُنده قلم بار بگذارم و صبحها سوار اوتول هوایی بشوم، بروم با ملاقه اینجوری (اشاره به عکاس میکند که یک عکس دراین حالت از او بگیرد) آب قلم بپاشم روی تهران، قشنگ برود به خورد پیِ ساختمانها (با دست محکم به گردنش میزند) تا گردنشان اینجوری کلفت شود.
خبرنگار: بهبه عجب طرح خلاقانهای. واقعا شما باید الگوی هرچه مدیریت شهری است، بشوید، حالا اگر راضی شدید، گردن عکاسمان را ول کنید، شکست.
من و جهنم، همین الان یهویی!
شهرام شهیدی طنزنویس shahraam_shahidi@yahoo.com
با خودم فکر میکردم بعد از حادثه دلخراش پلاسکو چطور باید درموردش طنز بنویسم؟ راستش را بخواهید همیشه فکر میکنم طنزنویس جماعت عین مرغ است. در عزا و عروسی باید حاضر باشد و کارش را انجام بدهد. خب البته درپس همه حوادث تلخ، آدمی باید امیدوار بماند. زنده بماند. پس به قول حافظ:
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
- ایرانی جماعت میتواند بعضی چیزها را بدون نگرانی از اینکه خارجیها زودتر از او بجنبند، به نام خودش ثبت کند. یکی از این بسیار فرهنگهای مختص به ما ایرانیها، سلفیگرفتن در هرشرایط زمانی و مکانی است. یعنی من مطمئن هستم اگر من را به جهنم هم ببرند- همین الان شنیدم عدهای گفتند آمین- آنجا با اولین دوربینی که دم دستم باشد، یک عکس سلفی میگیرم و به اشتراک میگذارم و زیرش مینویسم: «من و جهنم همین الان یهویی» به نظرم همه ما درحق جناب دوربینی اجحاف کردهایم. اغلب ما ایرانیها دارای ژن «آقا دوربینی» هستیم. تمایل شدید به دیدهشدن. از بس هم که نایس و گوگولی و تو دل برو هستیم. بگو ماشاالله!
- دوستی دارم که از ساعتهای اولیه حادثه درمحل حضور داشته. به او پیغام دادم تو در پلاسکو مغازه داشتی؟ نوشته نههانی. بعد هم به من توصیه کرده برای جلوگیری از مزاحمت در امر امدادرسانی از حضور درمحل خودداری کنم. برایش نوشتهام تو با آتشنشانهای محبوس آنجا نسبتی داری؟ زده تا جایی که میدانم نه. و بعد باز سفارش کرده مبادا با عکسگرفتن درمحل حادثه مانع کار نیروهای امدادی شویم و در راستای اثبات پیامش یک عکس از شلوغی محل و مزاحمت مردم برای نیروهای امداد فرستاده. از او پرسیدم، خب عزیزجان شما الان آنجا چه غلطی میکنی؟ تازه شانس آورد هنگام تایپ متن خانواده کنار دستم نشسته بود و چیز بیشتری به او عرضه نکردم. البته خیلی خونسرد جواب داده من شهروند خبرنگارم دیگه! یعنی من اگر بفهمم کدام شیر پاکخوردهای اولینبار این شهروند خبرنگار را خلق کرد، دیگر حسابش با کرامالکاتبین است
- عملکرد کانالهای خبری و سایتها هم درحادثه پلاسکو خیلی عجیب بود. آنها ضمن دعوت به مردم برای عدم حضور در محل حادثه از همان مردم میخواستند اگر عکس و فیلمی از حادثه دراختیار دارند، برای آنها ارسال کنند تا به اسم خودشان منتشر شود. خب من وقتی نروم به محل حادثه، چطور میشود از آنجا فیلم گرفته باشم؟
- بازی «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم» هم دراین مدت خیلی خوب انجام شد. شهرداری، شورای شهر، سازمان آتشنشانی، ستاد مدیریت بحران، ضابط قضائی مسئول پلمپکردن مغازهها و... هرکدام ضمن شرکت در این بازی توپ را از زمین خودشان شوت میکردند تو زمین یک ارگان دیگر. آخرش معلوم نشد عمه من مقصر ماجرا بوده یا خود مرحوم پلاسکو؟ البته اگر بخواهم از آن طرف قضیه هم نگاه کنم، یاد حکایتی از عبید زاکانی میافتم که درکتابش نوشته: استر طلحک بدزدیدند. یکی میگفت، گناه تو است که از پاس آن اهمال ورزیدی. دیگری گفت، گناه مهتر است که در طویله باز گذاشته است. طلحک گفت: پس دراین صورت دزد را گناه نباشد.
تظاهرات ضد ترامپ همچنان ادامه دارد | احمدرضا کاظمی|
معترضان: ترامپ ضد زن! ضد محیط زیست! ضد حقوق بشر و کلا ضد همه چیزهای خوب است!
ترامپ: من نهتنها ضد زن نیستم بلکه عاشق خانمهام و الهی قربونشون برم! اصلا برای اثبات حرفم حاضرم به همهشون شماره بدم!
ترامپ در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگاران شهرونگ:
خبرنگاران بیادب ترین افراد جهان هستند و همینطور زنان و سیاه پوستان و مهاجران و رابرت دونیرو!
ترامپ: بیشینید بینیم باوو!مادر نزاییده کسی تو رو ما واسته!
مشاور رسانه ای ترامپ: کارت خبرنگاری یک یکیتونو باطل میکنم، یک یکیتون!
عکاسان خبری: عکسهای ما هم بی ادبیه یعنی؟! هفته نامه تازه تعطیل شده: منظورش ماییم؟ بذار بازسازی مون تموم بشه، از خجالتت در میاییم!
#آن_هفته_نامه #ضد_خبرنگار #شهرونگ

از دوری ٢٣ ساله تا عکس یادگاری آسمان شهر آبی شد
رضا نامجو - شهروند| کنار هم جمع شده بودند تا از کودکان کار یادی کنند. آمده بودند برای یادآوری حس مسئولیت؛ برای یادآوری وظیفهای که هرکدام از ما در قبال فرزندان معصوم و سختیکشیده این سرزمین داریم و خیلیهایمان فراموشش کردهایم.
درست همان روزی که نمایشگاه «هوای شهرم را آبی خواهم کرد» افتتاح شد، جشنی برای یک حراجی انسانی و دوستداشتنی برگزار شد. معمولا وقتی صحبت از حراج آثار هنری به میان میآید، خیلیها به گمان فعالیت اقتصادی و سود و بازار، روی خوشی به رویدادهایی از این دست نشان نمیدهند. اما اینبار وضع فرق میکرد. کودکان کار که دست روزگار یا بدعهدی والدینشان یا هر عامل دیگری فرصت چندانی برای کودکی کردن پیش رویشان نگذاشته، با دستان کوچک و معصومشان نقاشیهایی کشیدهاند که آمفیتئاتر فرهنگسرای ارسباران میزبان برگزاری مراسم حراجشان شده بود. ساعت ١٨ قرارشان بود برای آغاز مراسم. از نیمساعت زودتر خیلیهاشان برای آغاز حراج لحظهشماری میکردند. سر که میچرخاندی، مهناز افشار، بازیگر شناختهشده سینما هم آنجا بود. او بهعنوان سخنگوی پویش «بدسرپرست تنهاتر است»، مدتهاست در تلاش است تا هر کاری از دستش برمیآید برای کودکان کار ایران انجام دهد. محسن سلیمانی، مدیر فرهنگسرای ارسباران هم آنجا بود. یغما گلرویی، ترانهسرا؛ خشایار اعتمادی، خواننده؛ حسین رفیعی، سارا روستاپور و مرتضی یراقبافان، مجری تلویزیون؛ کمند امیرسلیمانی و نفیسه روشن، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون؛ سامان گوران، مجری و بازیگر؛ یاسر بختیاری (یاس) خواننده؛ مهدی صفایی، قهرمان جهانی کیک بوکس؛ نگین دادخواه، قهرمان اسکیت دختران ایران و اشکان درویشی، کارگردان هم برای حضور در حراجی نقاشیهای کودکان کار آمده بودند. بعد از آنکه مرتضی یراقبافان که او را در کسوت مجری تلویزیون میشناسند، آیاتی از قرآن مجید را خواند و سرود جمهوری اسلامی ایران در فرهنگسرای ارسباران طنینانداز شد، گروه سرودی متشکل از دانش آموزان یکی از مدارس تهران سرودی برای ادای احترام به آتشنشانان فقیدی که هفته گذشته برای نجات جان عابران خیابان جمهوری جان عزیزشان را فدا کردند، اجرا کردند. بعد از آن افشار از روزهای تلخی گفت که کام مردم را تلخ کرده است. ستاره شناختهشده سینمای ایران در مقام سخنگوی پویش «بدسرپرست تنهاتر است» گفت: شهادت جمعی از آتشنشانان عزیزمان را به همه شما تسلیت میگویم. امید دارم این روزهای غمبار بهزودی به پایان برسد. او جمع شدن هنرمندان و مردم در فرهنگسرای ارسباران را بهانهای میدانست برای آنکه کودکان کار انگیزه و امید را از دست ندهند: «در اینجا جمع شدهایم تا به وجدانمان تلنگری بزنیم تا انسانیت را فراموش نکنیم.» سخنان بعدی افشار با شیوه مواجهه برخی آدمها با کار خیر ارتباط زیادی داشت. این روزها خیلیها هستند که حضور چهرههای شناختهشده در فعالیتهای خیریه را بیشتر شبیه نوعی شو میدانند تا کاری با هدف بهسازی و درمان درد نیازمندان. اما افشار آماده آن بود که عدهای کارها و فعالیتهایی از این دست را نمایش بنامند. این نگاه در سخنانی که بر زبان آورد هم مشهود بود: «حتی اگر به ما بگویند که با این کار یک نمایش و شو اجرا میکنید، باز هم من حاضر هستم در این فضا حضور داشته باشم تا حداقل به یک نفر هم که شده بگوییم کودکان این سرزمین آیندهسازان کشورمان هستند و باید مورد توجه و محبت قرار بگیرند.» زهره هاشمی که بسیاری از کودکان ایرانی از سالها قبل با حضورش در برنامههای کودک از صدای گرمش خاطره دارند، در آیین حراج نقاشیهای کودکان کار هم اجرای برنامه را به عهده داشت. هاشمی با خندهای بر لب و آرامشی که تا پیش از این در قاب تلویزیون هویدا بود، حسین رفیعی را دعوت کرد تا با هم فروش خیریه تابلوهای دانشآموزان مدارس کودکان کار را آغاز کنند. حسین رفیعی پیش از آغاز حراج از دورانی گفت که خودش هم کودک کار بود و همزمان به درس و مشقش هم میرسید: به نظرم نذر فرهنگی همین کمکها را شامل میشود و همه آدمها در هر مقطع تحصیلی و شرایط اجتماعی میتوانند کار کنند و این اصلا یک عیب حساب نمیشود. «تنها دنیایی که در آن بداخلاقی نیست، دنیای کودکان است و آنها که بداخلاق هستند، حتما کودک درونشان به خواب رفته است.» رفیعی این جملهها را هم گفت و به کودکان معصومی که برای کمر خم نکردن پیش این و آن، مشغول کار هستند، درود فرستاد. در نخستین حراج این مراسم، تابلوی زیبایی از مدرسه صبح رویش با مبلغ ۸۰۰هزار تومان توسط یکی از حاضران در سالن خریداری شد. بعد نوبت به حضور نغمه و آواز رسید. خشایار اعتمادی با اجرای زنده یکی از قطعات موسیقی خود همراه با نواختن پیانو، مخاطبان این مراسم را تحتتأثیر قرار داد. اعتمادی در سخنان کوتاهی گفت: به نظرم کودک کار واژه قشنگی است و اتفاقا کودک بیکار واژه مناسبی نیست. گفته شده است تا سال ۱۴۰۰ در ایران هیچ کودک کاری وجود نخواهد داشت. اما من میگویم خدا کند در کشورمان همیشه کار باشد.خواننده قدیمی موسیقی پاپ میگفت که با خودش قرار گذاشته بود در مراسم شاد باشد اما وقتی پایش را به فرهنگسرای ارسباران گذاشت، ناگهان همه نگرانیهایی که برای کودکان سرزمینش داشته کنار هم جمع شدهاند و دلش گرفته است. اعتمادی بعد از اتمام موسیقی همراه زهرههاشمی فروش تابلوی دوم را آغاز کرد. تابلوی نقاشی دوم از مدرسه سمیه نیز در این بخش با قیمت ۴۰۰هزار تومان به یکی از حاضران در سالن فروخته شد تا عواید آن صرف هزینههای آموزشی کودکان کار شود. یکشنبهشب فرهنگسرای ارسباران برای کودکانی که به آیین حراج نقاشیهای کودکان کار آمده بودند، خاطرات خوبی را رقم زد. سارا روستاپور که میان بچهها به خاله سارا معروف است، در کنار زهرا هاشمی فروش دو تابلوی دیگر را انجام داد. خاله سارا سمیعالله اکبری دانشآموز ۱۲ساله را دعوت کرد که به روی سن بیاید. او میخواست تابلویی را که قیمت پایهاش ٣٠٠هزار تومان بود، خودش بخرد. نقاشی زیبای سمیعالله طرحی از یک موتورسوار بود که در هوای آلوده شهر برای زندهماندن گلی در گلدان، از تنفس خود آن را تغذیه میکند. نقاشی نوجوان با رقابت بین خیرین حاضر در سالن به قیمت بالایی رسید. سخنگوی پویش بدسرپرست تنهاتر است مبلغ یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان را پیشنهاد داد و درنهایت تابلو به مبلغ یک میلیون و ۶۰۰هزار تومان فروش رفت و یکی از همکلاسیهای قدیمی مهناز افشار که برای دیدار او به فرهنگسرای ارسباران آمده بود، تابلو را خرید. همکلاسی خانم بازیگر بعد از گذشت ٢٣سال داشت با او ملاقات میکرد. عکس یادگاری سامان فرزند این بانوی خیر با سمیعالله تصویر زیبایی دیگر را در جشن یکشنبهشب ثبت کرد. تابلوی چهارم نیز با حضور سارا روستاپور تصویر زیبایی از منظرهای طبیعی با گل و درخت و دریا و ماهی و آسمانی صاف و آبی به قیمت ۵۰۰هزار تومان توسط یکی از خیرین حاضر در سالن خریداری شد؛ اما در ادامه نوبت به نفیسه روشن رسید. او با حضور روی سن از یغما گلرویی دعوت کرد تا برای حراج تابلوی پنجم همراهیاش کند. گلرویی با مبلغ ۴۰۰هزار تومان مشارکت خود را برای شرکت در این حراجی نیکوکارانه اعلام کرد؛ اما درنهایت تابلوی نقاشی سهم مهناز افشار با مبلغ ۶۰۰هزار تومان شد. وی با حضور روی سن عنوان کرد که این تابلو را لیانا دخترش خریده و به بچهها هدیه میکند. او همچنین ادامه داد: حضور در این جمع باعث شد تا لحظاتی غم و اندوه این روزها را از یاد ببرم و امیدی در دلم روشن و حال و هوایم عوض شود. خریدار تابلوی ششم نقاشی با حضور نفیسه روشن و زهره هاشمی روی سن مرتضی یراقبافان بود که از همان ابتدا تصمیم به این کار داشت. او با پیشنهاد ۵۰۰هزار تومان نقاشی زیبای دیگری از بچههای کار را به خود اختصاص داد و آن را برای فروش دوباره به پویش بدسرپرست تنهاتر است، اهدا کرد. در ادامه این مراسم سامان گوران آیتم طنزی را اجرا کرد و خود نیز در فروش یکی از تابلوها مجری جشن را همراهی کرد. او با شوخیها و طنازیهای خود توانست رقم خرید تابلو را تا ۸۰۰هزار تومان بالا ببرد. تابلوی نقاشی بعدی اما سهم کمند امیرسلیمانی بود. او این هدیه را به پسر یکی از دوستان خود که در بستر بیماری است، هدیه کرد و از حاضران خواست تا برای سلامتیاش دعا کنند.
تابلوی هشتم جشن حراج نقاشیهای کودکان کار و نمایشگاه «هوای شهرم را آبی کشیدم» به گونهای متفاوت فروخته شد. شهرام گیلآبادی، رئیس شورای سیاستگذاری پویش بدسرپرست تنهاتر است و مدیر ارتباطات و بینالملل شهرداری تهران در تماس تلفنی با سلیمانی، مدیر فرهنگسرای ارسباران اعلام کرد که تابلوی آخر را با مبلغ دومیلیون تومان میخواهد و این شب به یاد ماندنی با جمعآوری کمکهایی نسبتا قابل توجه که بهطور مساوی بین مدارس شرکتکننده در این نمایشگاه تقسیم خواهد شد، به پایان رسید.
تجارت تهران روی خط قرمز
٦٠ درصد ساختمانهای تجاری ناامن است انجمن مهندسان راه و ساختمان: بیشتر از ٨٠ درصد ساختمانهای تهران سرنوشتی مشابه پلاسکو دارند
المیرا اکرمی- شهروند| ما ایرانیها عادت کردهایم درمقابل خطراتی که اطرافمان وجود دارد، تا زمانی که تلفات جانی و مالی به بار نیاورد، بیتفاوت باشیم. شاید در اطراف ما خطرات زیادی باشد، ولی اغلب ما بیتوجه به این خطرات به زندگی عادی خود ادامه میدهیم، اما اگر حادثهای اتفاق بیفتد، شاید تلنگری به ما بزند و برای چند روزی هم که شده، ما را به خطراتی که اطرافمان وجود دارد و چارهاندیشی برای آنها توجه بدهد. چند روزی از آتشسوزی و فرو ریختن پلاسکو میگذرد، اما درهمین چند روز موضوع ایمننبودن ساختمانها بار دیگر مطرح شد. هرچند که باید امیدوار بود، این طرح موضوع حداقل اینبار به یک راهحل اساسی برای ساختمانهایی که ممکن است هر لحظه حادثهای مانند پلاسکو را به بار بیاورند، منتج شود.
مهندسی نگهداری نداریم
درحالی که عباس اکبرپور، عضو هیأتمدیره انجمن مهندسان راه و ساختمان، بیتوجهی به ایمنی را یکی از دلایل مهم حادثه پلاسکو میداند، معتقد است که بیش از ۸۰درصد ساختمانهای تهران در وضع مشابه این ساختمان قرار دارند. او با بیان این موضوع که برای حفظ ایمنی ساختمانهای بلند درسایر کشورها فرآیندی به نام مهندسی نگهداری طی میشود، میگوید: دراین فرآیند افراد متخصص فعال درشرکتهای ساختمانی به صورت ادواری وضع ایمنی ساختمان را کنترل میکنند، ضمن اینکه این شرکتها نمایندهای را هم دراین ساختمانهای بلند برای بررسی روزانه وضع ساختمان دارند و شرکتهای بیمه براساس مطالعات این افراد، ساختمان را بیمه میکنند و این نوع بیمه سابقهای ۱۰۰ساله دارد. به گفته این کارشناس صنعت ساختمان، در ایران بیمهای با نام بیمه نگهداری ساختمان تعریف نشده است و در الزامات بیمه ساختمانها همچنین مادهای وجود ندارد. علاوه براین، در ایران به بحث نگهداری ساختمانها اهمیت داده نمیشود اما در سایر کشورها، رشتهای به نام تعمیر و نگهداری ساختمان تدریس میشود.
مشابه پلاسکو فراوان است
اما نکتهای که باید توجه داشت، این است که ساختمان پلاسکو با بدنه فولادین ٥٠سال گذشته ساخته شده است که در آن زمان چیزی به نام مقررات ملی ساختمان وجود نداشت، اما درحال حاضر وزارت راهوشهرسازی و سازمان نظام مهندسی، مقررات ملی ساختمان را تدوین کردهاند که براساس این مقررات به ساختمانهای فولادی و با بدنه فلزی که عایق حرارتی نداشته باشند، پایان کار داده نمیشود. درهمین رابطه علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی معتقد است؛ یکی از مهمترین نقاط ضعف ساختمانها با بدنه فولادی مانند پلاسکو عدم مطابقت آنها دربرابر حرارت است که پوشش ضدحریق ندارند.
بیتاللهی با تأکید بر اینکه مراکز تجاری که ویژگیها و مشخصات پلاسکو را درتهران دارند، فراوان هستند، میگوید: درهمان مرکز شهر و نزدیک به محدوده بازار اغلب پاساژها و مراکز فروش، همین شرایط ساختمان پلاسکو را دارند و همین خطرات آنها را هم
تهدید میکند.
تغییر کاربری
خطر جدی ساختمانهای قدیمی
اما برخی کارشناسان هم تغییر کاربری و عدم بهرهبرداری درست ساختمانهایی مانند پلاسکو را در ناایمنشدن و خطرآفرینشدن آنها موثر میدانند. درهمین رابطه سیدمهدی زرگر، عضو هیأتمدیره سازمان نظام مهندسی استان تهران به «شهروند» میگوید: درموارد زیادی شاهد این موضوع هستیم که حتی از ساختمانهای مسکونی، بهرهبرداری تجاری میشود و این موضوع میتواند با خطرات بسیاری همراه باشد. او عنوان میکند: درشرایطی که قرار بوده طبقات فوقانی ساختمان پلاسکو به دفتر کار اختصاص داده شود، ازاین طبقات بهعنوان کارگاه تولیدی و انبار استفاده میشده و حجم بالای پوشاکی که دراین طبقات وجود داشت، موجب شد که آتشسوزی گسترش بیابد و امکان اطفای آن فراهم نشد.زرگر یکی از دلایل ناایمنبودن ساختمانهای قدیمی درتهران را استفاده از تکنولوژی ساخت قدیمی که سادهتر و غیرمطمئنتر نسبت به تکنولوژیهای ساخت جدید است، عنوان میکند و میگوید: درساختمانهای اسکلت فلزی مانند پلاسکو، بعد از مدتی ساختمان شروع به زنگزدگی و فرسودگی میکند. به گفته این عضو هیأتمدیره سازمان نظام مهندسی استان تهران عمر مفید ساختمانهای اسکلت فلزی درتهران بین ٢٠ تا ٣٠سال است، اما درمورد ساختمانهای اسکلت بتنی این عمر مفید بین ٤٠ تا ٥٠سال است و فرسودهشدن در بتنیها دیرتر اتفاق میافتد. هرچند که درسالهای اخیر، گرایش به احداث ساختمانها با استفاده از اسکلت بتنی افزایش یافته، اما به گفته زرگر باید به این موضوع توجه کنیم که دربافتهای فرسوده، ٨٠درصد ساختمانها فاقد ایمنی هستند. تمام اینها درحالی است که ساختمانهای قدیمی مانند پلاسکو با بیش از ٥٠سال عمر، فاقد آییننامه ٢٨٠٠ ساختمان که درحال حاضر درمرحله ویرایش چهارم قرار دارد، هستند.
نیمی از ساختمانها را میتوان امن کرد
بعد ازحادثه پلاسکو درمورد عمر مفید ساختمانها در ایران زیاد شنیدیم و خواندیم؛ هرچند که پیش از این هم برخی از مسئولان و کارشناسان به صورت جسته و گریخته اشاراتی به این موضوع داشتند. این درحالی است که ساختمان دونوع عمر دارد؛ عمر مفید و عمر مطلوب. بیتالله ستاریان، کارشناس مسکن در گفتوگو با «شهروند»، میگوید: عمر مفید به این معناست که ساختمان ضریب استهلاک را پر کرده باشد و عمدتا ساختمانهایی که با روشهای قدیمی طراحی و با مصالح ساختمانی سنتی ساخته شدهاند، ضریب استهلاک ٢,٥ دارند و پس از ٤٠سال مستهلک میشوند و ممکن است هر لحظه اتفاقی در آنها بیفتد یا فرو بریزند. به گفته این کارشناس در ایران تمام ساختمانهایی که ٤٠سال قبل به بالا ساخته شدهاند، ضریب استهلاک خود را پر کردهاند و باید شناسایی شوند و اقدامات لازم درمورد آنها انجام شود. ستاریان معتقد است که درتهران بین ٥٥ تا ٦٠درصد ساختمانهای تجاری ناامن هستند و این بسیار خطرناک است، اما میتوان نیمی از این ساختمانها را امن و مستحکم کرد. نکته جالب این است که در دنیا بین ٥ تا ١٠درصد ساختمانهای تجاری ناامن هستند و این نشان میدهد که درپایتخت کشورمان از نظر امنیت ساختمانهای تجاری چه وضع اسفناکی داریم. پس از وقوع حادثه پلاسکو شهرداری و شورای شهر این موضوع را مطرح کردند که چندین مرتبه تذکراتی را درمورد ناامنبودن ساختمان پلاسکو دادهاند، اما مشخص و مبرهن است که این اخطارها و تذکرات راه به جایی نبرده و به احتمال زیاد درمورد ساختمانهای مشابه هم راهگشا نخواهد بود. ستاریان علت بیاثربودن این تذکرات را فقر قانونی میداند و میگوید: باید دراین رابطه قانونی جامع و مانع تهیه و تدوین شود و درعین حال که اختیارات شهرداری را درمورد این قبیل ساختمانها مشخص میکند، مالکان را هم به ایمنسازی ملزم و مکلف کند. این کارشناس معتقد است؛ این قانون باید به صورتی باشد که تشویق و تنبیه را برای ایمنکردن ساختمانها درکنار هم ببیند و اگر الزامی را برای ایمن یا پلمپکردن ساختمانهای تجاری ناامن درنظر میگیرد، درمقابل حمایتهای لازم را از مالکان هم داشته باشند تا آنها به این کار
تشویق شوند.

در نشست خبری مسئولان شهری ، قضائی و انتظامی در مورد حادثه پلاسکو مطرح شد
پایان ٥٠ درصد آواربرداریها
سخنگوی ستاد بحران پلاسکو درپاسخ به «شهروند»: ارسال پیامک سندیت ندارد مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران: خانواده ١٥ آتشنشان و ٤ کسبه برای تشخیص هویت مراجعه کردهاند
شهروند| از روز آتشسوزی و فرو ریختن پلاسکو، خود حادثه از یکسو و اظهارنظرهای متفاوت ازسوی دیگر، موج انتقادات به شهرداری را بیشتر کرده است، اما بامداد دوشنبه که سهنفر از جانباختگان پلاسکو- احتمالا درموتورخانه- پیدا شدند، انتشار فیلمی از محمدباقر قالیباف شدت بیشتری به این موج داد؛ فیلمی که نشان میدهد شهردار تهران درپاسخ به یکی از آتشنشانان که از شنیدن صداهایی از در اتاقک بتنی موتورخانه و نیاز بازکردن راهی به آن حرف میزند، میگوید: «چند مرتبه کاری انجام ندهید.» این سخنان با ا نتقاد فراوان روبه رو شد، امروز اما مسئولان به برگزاری نشستی خبری با حضور خبرنگاران درمحل، رضایت دادند تا سرپرست دادسرای جنایی چنین پاسخی به انتقادات بدهد: «صحبت قالیباف درفیلم منتشرشده به دلیل نداشتن اختیار تخریب است.» دراین نشست خبری که با حضور «عباسعلی محمدیان» رئیس پلیس آگاهی تهران، «محمد شهریاری» سرپرست دادسرای جنایی، «مسعود قادیپاشا»، مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران، «علیرضا جاوید» معاون فنی عمرانی شهرداری تهران و «جلال ملکی» سخنگوی بحران پلاسکو برگزار شد، به بعضی نقاط کور این حادثه پرداخته شد. در ابتدای این کنفرانس خبری معاون فنی عمرانی شهرداری تهران با عرض تسلیت به مناسبت این اتفاق گفت: «مجتمع پلاسکو در زمینی به متراژ ٤٢٠٠ مترمربع در چهارراه استانبول و در ٥٧سال قبل احداث شده است. این ساختمان نخستین ساختمان تمام فلزی شهر تهران بود که در زمان افتتاح به دلیل اینکه بلندمرتبه بوده است، ازتمام تهران قابلیت رؤیت داشت.»
جاوید با بیان اینکه ساختمان تمام فلزی پلاسکو دوساعت سوخت، گفت: «این ساختمان هم نیمقرن قدمت داشته و در زمانی که ساخته شده، آییننامههای ضدحریقبودن ساختمان یا حتی اندودکردن نیز الزامی نبوده است و برهمین اساس ساختمان پس از دوساعت سوختن طبیعتا تاب تحمل نداشته و اول ستونها دچار گسیختگی شده و بعد هم سقفها از طبقات بالایی روی هم افتاده و ساختمان کلا فرو میریزد.»
معاون فنی عمرانی شهرداری تهران اطلاعاتی درباره آواربرداری منتشر کرد: «٥٠درصد آواربرداری انجام شده است. تا پایان امروز باید ٨هزار تن آواربرداری انجام شود که تا این لحظه آواربرداری بیش از ٦هزار تن انجام شده است. ٢٠٧ کامیون، آهن آلات را جابهجا کرده و ٤٠٠ کامیون نیز جابهجایی نخاله و سایر ضایعات را برعهده دارند. آواربرداری از سمت فوقانی شروع شد تا با کاهش حجم آوار شهدا پیدا شوند. البته با توجه به حجم زیاد آوار و به هم تنیدهشدن سازه احتمال به دست آوردن اجساد بهطور مشخص سخت است.» اما در روزهای گذشته خیابان جمهوری و ساختمان پلاسکو محل تردد مسئولان مختلف لشگری و کشوری شده بود و این مسأله در امدادرسانی وقفه ایجاد میکرد؛ در حالی که از اتاق بحران شهرداری تهران استفاده نشد. جاوید درباره این موضوع هم گفت: «این اتاق متعلق به مدیریت بحران شهر تهران است اما حادثه پلاسکو بحرانی بود که نیازمند اقدامات عملیاتی در محل داشت بر همین اساس این مسأله در حوالی پلاسکو مورد بررسی قرار گرفت.» انتشار فیلمی از انفجار ساختمان پلاسکو پس از آنکه آتش طبقات میانی رو به خاموشی گذاشته بود، شایعات فراوانی را در روزهای گذشته به همراه داشت که معاون فنی عمرانی شهرداری هم توضیحاتی ارایه کرد: «احتمال این است که انفجار موردی کپسولهای گاز و کولرهای گازی در طبقات موجب گسیختگی ستونهای طبقه و در کل موجب فرو ریختگی طبقات ساختمانها شده باشد. البته باید کارشناسان امر این موضوع را تأیید کنند.»
جاوید در ادامه مدعی شد که مجموع شهدای آتشنشان و مفقودشدگان حداکثر ٢٥ نفر است و در اینباره گفت: «در این میان ١٥ آتشنشان نیز حضور داشتند که پیکر دو نفر از این افراد خارج شده است. دو تا سه نفر سرایدار به ما مراجعه کردند و از راههای فرعی خبر دادند و حتی یکی از آنها گفت که در ضلع شرقی اگر دو متر به سمت چپ حفاری کنید به زیرزمین میرسید و بعد سرایدار مذکور گفت که اشتباه کرده است.» او به چهار پیکر کشفشده در صبح دیروز هم اشاره کرد و گفت: «چهار جسد کشفشده بامداد امروز هم از ناحیه سر آسیب زیادی دیده بودند. آواربرداری پلاسکو بسیار پیچیده است به گونهای که تمام آوار ١٥ طبقه به طبقات منفی ریخته است و جابهجا کردن حتی یک تکه سنگ یا بتن شکسته میتواند موجب فرونشست بیشتر آوار شود.»
اما پیش از این مقامات حاضر در پلاسکو تعداد جسدهای کشفشده دیروز را سه نفر اعلام کرده بودند که معاون فنی شهرداری تهران درباره تفاوت این اعداد گفت: «ما در عملیات حفر تونل در طبقه منفی یک با چهار بدن مواجه شدیم که سه پیکر از میان آوار خارج شد اما بدن چهارم با اینکه کشف شد اما به گونهای بود که خارج کردن آنها منجر به متلاشیشدن بدن میشد و با تأییدیه مقام قضائی سه پیکر خارج شد.» جلال ملکی، سخنگوی ستاد بحران حادثه پلاسکو هم در مورد علت اصلی حادثه پلاسکو گفت: «تا زمانی که نیروهای عملیاتی مشغول آواربرداری باشند نیروهای کارشناسی برای تعیین علت دقیق نمیتوانند وارد کار شوند.» در روزهای گذشته اخباری مبنی بر سمیبودن دود این آتش و احتمال مضربودن آن برای آتشنشانها مطرح شده بود که ملکی در اینباره گفت: «همه دودها خطرناک نیستند و در دروس آتشنشانی میخوانیم که اگر دودی به سفیدی برود آتش در حال خاموششدن است.»
سخنگوی سازمان آتشنشانی که سخنگویی این حادثه را هم برعهده دارد، در پاسخ به این پرسش «شهروند» که برخی خانوادههای مفقودان در پلاسکو، دریافت پیامک را تأیید کردند، ضمن رد این ادعاها گفت: «چنین موضوعی برای ما محرز نشده و سندیت ندارد.» شهریاری، سرپرست جنایی تهران هم در این نشست خبری به یکی از سوالات حاشیهساز در روزهای گذشته و بحث زنده بودن چهار نفر پاسخ داد: «بعد از کشف چهار جسد بامداد امروز آثار فساد نعش پیشرفته مشخص بود که دلالت بر این داشت که این افراد در روز پنجشنبه فوت کردهاند.» او گفت: «شهرداری به جز آرای کمیسیون ماده ۵ اختیار تخریب ندارد. صحبت قالیباف در فیلم منتشر شده به دلیل نداشتن اختیار تخریب است. قانون کار میگوید وزارت کار در مورد ایمنی محل کار مکلف به بازرسی است و بهعنوان ضابط قضائی میتواند پلمپ کند.» او درباره اجساد کشفشده دیروز هم گفت: «پس از انتقال اجساد کشف شده طی ساعات نخست بامداد امروز و انتقال آنها به پزشکی قانونی مجددا به پزشکی قانونی مراجعه کرده و اجساد کشف شده مورد بررسی قرار گرفتند. علاوه بر فساد نعشی پیشرفته، شاهد خطرات ضربه آوار بر بدنهای مکشوفه بودیم و این درحالی است که فساد پیشرفته مشاهده شده دلالت بر فوت این افراد در روز نخست حادثه دارد.»
شهریاری ادامه داد: «زمان مرگ ٣ پیکری که اخیرا از زیر آوار بیرون کشیده شد و مربوط به کسبه یا شهروندان حاضر در مجتمع بوده، با ساعات اولیه تخریب پلاسکو همخوانی دارد، چراکه میزان منوکسیدکربن و دوده در خون آنها مورد آزمایش قرار گرفت و در خون آنها آثاری از این دو مورد یافت نشد و این درحالی است که اجساد به مرحله فساد نعشی رسیده بود.»
«مسعود قادیپاشا» مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران هم در این نشست با اشاره به اینکه تاکنون خانواده ١٥ آتشنشان و ٤ کسبه پلاسکو برای تشخیص هویت و انجام آزمایشهای مربوطه به مرکز پزشکی قانونی مراجعه کردهاند، درباره امکان غیرقابل تشخیص بودن اجساد گفت: «ممکن است، البته به دلیل حرارت بالا بدن جسد میتواند خاکستر هم شود.»
نقش سرقفلی را فراموش نکنیم
هرچند در این لحظات ماموران آتشنشان و سایر امدادگران درحال آواربرداری و پیدا کردن آثاری از مفقودشدگان هستند و این مهمترین نکتهای است که باید به آن توجه داشت، ولی تحلیل چرایی این رویداد تأسفبار نیز نباید نادیده گرفته شود. در این یادداشت به یک وجه این ماجرا اشاره خواهد شد که تاکنون کمتر مورد توجه بوده است. آیا تاکنون توجه کردهایم که چرا در ایران ساختمانهای مسکونی زودبهزود و حتی زودتر از آن که فرسوده شوند، تخریب و دوباره ساخته میشوند، ولی ساختمانهای تجاری یا ساختمانهایی که چند واحد تجاری دارند، دچار هیچ تغییری نمیشوند، حتی اگر فرسوده باشند؟ آیا تاکنون شاهد آن بودهاید که یک ساختمان تجاری چندطبقه ولی فرسوده تخریب و به جای آن ساختمان خوب و باکیفیتی ساخته شود؟ کاری که در کشورهای توسعهیافته بهوفور دیده میشود، در ایران بهندرت دیده میشود. علت این ماجرا در وجود سرقفلی است. مطابق قانونی که از گذشته وجود داشت و در سال ١٣٧٦ تغییر کرد، هرکس که محلی را برای کسبوکار اجاره میکرد، بلافاصله یک حق مالی به نام حق کسب و پیشه برای مستأجر ایجاد میشد. به عبارت دیگر، نفعی فراتر از ملک مورد اجاره نصیب او میشد. این قانون منطق و دلایل خاص خود را داشت که تا حدی به ثبات و اعتبار فعالیتهای تجاری منجر میشد. ولی از سوی دیگر، یک مشکل مهم داشت؛ مشکلی که برای واحدهایی که پیش از سال ١٣٧٦ اجاره داده شدهاند، همچنان وجود دارد. در بسیاری از این واحدها ارزش بنا در اصل متعلق به سرقفلی است و در برخی از موارد تا حدود ٩٠درصد ارزش ملک مربوط به سرقفلی میشود. این وضع مفهوم و فلسفه مالکیت را مخدوش میکند. میان تکالیف و حقوق مستأجر با تکالیف و حقوق مالک شکاف بزرگی به وجود میآید؛ شکافی که منجر به بیتفاوتی مالک نسبت به سرنوشت ملک میشود. طبق قانون، انجام اصلاحات و تعمیرات اساسی به عهده مالک است، ولی عملا مالک هیچ اقدامی نمیکند، مستأجر هم به لحاظ قانونی نمیتواند اقداماتی کند که در حیطه وظایف او نیست. در حالی که تعلق خاطر اصلی به ملک از سوی مستأجر یا همان صاحب سرقفلی است. در نتیجه این وضع، ملک در شرایط بلاتکلیفی قرار میگیرد. بسیاری از ساختمانهای برِ خیابانهای اصلی که حالت فرسودگی دارند و نوسازی و تجدید بنا نشدهاند، حاصل این شکاف میان واقعیت مالکیت و تعلق خاطر مستأجر با واقعیت مالکیت حقوقی مالک است.
این اتفاق در قضیه ساختمان پلاسکو بهروشنی دیده میشود. بنیاد مستضعفان که مالک اصلی ساختمان است، در همه مراحل غایب است و این مستاجران هستند که وسط ماجرا قرار دارند. بد نیست برخی از اظهارات مستاجران ساختمان را که در مطبوعات منتشر شده است با یکدیگر مرور کنیم: «مالک کجاست؟! این همه اخطاریه را به من مستاجر ندادهاند که، به مالک دادهاند. چرا مالک، ساختمان را بیمه نکرده، چرا نباید به اخطارها توجه میکرد؟ ما که نباید تاوان اهمالکاری آنها را بدهیم. مالک حتی یکبار هم سروکلهاش پیدا نشده،... چرا وقتی بحث کمیسیون ١٥درصد نقل و انتقال مطرح میشود، سروکله مالک همان روز پیدا میشود؟ چرا وقتی موعد اجارهها میرسد، مالک یک روز نگذشته، خودش را میرساند، پس چرا الان جوابگوی کسبه نیست؟!... این آقایانی که میگویند ٣٠بار اخطاریه دادهایم به من مستاجر دادهاند یا به مالک؟ چرا وقتی مغازهای خرید و فروش میشود، مالک ٢٤ ساعت نرسیده، برای دریافت حق انتقالش، خودش را میرساند، اما یک شلنگ آب هم برای خاموش کردن آتش نگذاشتهاند؟ ما که حتی اجازه نداریم بدون اجازه مالک، یک تیغه وسط مغازه بکشیم، برای دکورکردن مغازه باید مالک مجوز صادر کند. من همان زمان که کمر ساختمان خم شد، از طبقه اول بیرون آمدم که آجر به سرم خورد. همکارانم من را با موتور به بیمارستان فارابی بردند... چندینبار به بنیاد برای تامین امنیت آسانسورها نامه زدند، اما جوابشان این بود که خرج کنید، بعدها ٥٠ درصدش را میپردازیم، اما یک ریال هم نپرداختند. شورای ساختمان پلاسکو، چندینبار نامه زدند که آهن ساختمان درحال باز شدن است، اما مالک برای تعمیر و نگهداری هیچ توجهی نکرد. دیگ موتورخانه ٤سال است که خراب شده. پول میگیرند، اما هزینه نمیکنند! چرا پلمپ نکردید، کافی است یک نفر اجارهاش را دیر بپردازد، پلمپ میشود یا نه؟» چنین اتفاقی و سهلانگاری مالک در اجارههای مسکونی رخ نمیدهد، زیرا مستاجر حق انتخاب دارد و میتواند منزل را مسترد دارد و اجاره را تمدید نکند، ولی در اجاره مغازه انجام این کار به ضرر مستاجر است، زیرا حق کسبوکار یا سرقفلی خود را که رقم قابل توجهی است از دست میدهد و مجبور است با شرایط بسازد. حتی برای برخی تغییرات حاضر است پول هم به مالک بدهد! در حالی که براساس فلسفه مالکیت و حقوق آن، آن تغییرات و اصلاحات باید با هزینه مالک انجام شود!
قانون سال ١٣٧٦ صورت مسأله را تغییر داده و اصلاح کرده است. شاید فلسفه قانون قبلی نیز به مرور منتفی شده است. ولی استمرار قانون قبلی برای اجارههای آن دوره، همچنان میتواند مشکلآفرین باشد. لذا پیشنهاد میشود که از طریق کارشناسی و با کمک اتحادیههای صنفی و حقوقدانان، قانونی تهیه و تصویب شود که مشکلات اینگونه ساختمانها را به بهترین شکل و با کمترین خسارت حل کند.

نگاهی روانشناسانه به رئیسجمهوری منتخب ایالات متحده آمریکا
«دونالد» هفت چهره
گاردین-ترجمه: مجتبی پارسا| موفقیت سیاسی دونالد ترامپ را تا حد زیادی میتوان به زبان بدن و شیوههای غیرمعمول او در چهرهاش ارتباط داد. نخستین چیزی که در مورد بیان چهره ترامپ خودنمایی میکند، حالات گسترده وی و دومین موضوع حالات نمایشی و غالبا اغراقشده چهره او است. این موضوع را میتوان پیش از انتخابات ریاستجمهوری و طی آن مشاهده کرد. در حالی که سایر کاندیداها، ازجمله هیلاری کلینتون، تلاش میکردند که خود را دوستداشتنی نشان دهند، دونالد ترامپ درگیر شکلکهایی بود که تنها در تئاتر دیده میشوند؛ اما حقیقتا حالات بیان صورت ترامپ چه هستند و چه چیزی را از شخصیت او به ما میگویند؟
١- چهره آلفا
در طـــول کــارزار انتخاباتی، ترامپ سعی میکرد با این چهره، کلینتون را تحتتأثیر قرار دهد. او این کار را با پاییندادن ابروهایش و تنگکردن چشمها و دهانی سفت و بسته انجام میداد. این بیان چهره، نقطه مقابل حالت تسلیم است. روانشناسان دریافتهاند مردانی که لبخند میزنند، غالبا تسلط کمتری بر خود دارند و مردان قدرتمند کمتر لبخند بر لب دارند. افرادی که میخواهند نشان دهند که آنها تهدیدی برای اطرافیان به شمار نمیآیند، ابروان خود را بالا میبرند و چشمانشان را بازتر میکنند و لبخند میزنند. چهره ترامپ در این حالت خلاف این را نشان میدهد؛ یعنی او تلاش میکند که به افراد مقابلش مثلا کلینتون یادآوری کند که او، فرد مهربان یا ضعیفی نیست که بهراحتی عقب کشیده شود.
٢- چهره خشمگین
اکثر سیاستمداران زمانی که خشمگین هستند، مقدار کمی از خشم خود را بروز میدهند. این مقدار کم برای ترامپ کافی نیست. او وقتی خشمگین میشود، از همه توان خود استفاده میکند تا این خشم را نشان دهد؛ چشمانی تنگ، ابروان سخت و درهمکشیده و دهانی باز و فک کشیده. این چهره ما را فریب میدهد که گمان کنیم، خشم و طغیان ترامپ، از فقدان کنترل وی بر احساساتش است؛ اما این تصوری اشتباه است که از فهم نادرست از «تسلط بر خود» ایجاد میشود. تحقیقات روانشناسان نشان میدهد افرادی که دارای حس قوی «حقبودن» هستند یا خود را به شکلی فردی قدرتمند و غیر قابل چالش میبینند، بیش از دیگران خشم خود را در فضای عمومی نشان میدهند.
٣- چانه برآمده
یکی از شیوههایی که ترامپ تلاش میکند خود را شبیه یک سیاستمدار سرسخت نشان دهد، برآمده کردن چانهاش است. چانه برآمده بر این حقیقت استوار است که مردانی با چانههای بزرگتر، دارای سطح بیشتری از تستوسترون هستند و خصوصا به این دلیل است که آنها بیش از دیگران به موقعیتهای قدرت دست مییابند. در مطالعهای در آکادمی نظامی وستپوینت آمریکا مشخص شد افسرانی که چانههای بزرگتری دارند، احتمالا بیش از دیگرانی که چانههای کوچکتری دارند به درجات بالاتر نظامی دست مییابند. ترامپ با نشاندادن این حالت در چهرهاش میخواهد از این مزیت استفاده کند؛ سرش را میچرخاند، چانهاش را میفشارد و تلاش میکند که این تصور را ایجاد کند که او سیاستمداری شایسته است.
٤- لبخند بزرگ
گر چه ترامپ بهطور غریزی از لبخند تحقیرآمیز استفاده میکند، زمانهایی وجود دارد که او خود را براساس شرایط آماده لبخندی بزرگ میکند؛ دندانهایش دیده میشوند و چینوچروک گوشه چشمهایش میافتد –مورد آخر (چین و چروک اطراف چشم) نشان میدهد که لبخند شما از حس شادی واقعی است یا مصنوعی. ترامپ زمانی چنین لبخندی میزند که در یک جشن است یا احساس میکند که نیازی نیست خود را بهعنوان رهبری قدرتمند نشان دهد یا وقتی که با مردمی است که از بودن در آن جمعیت لذت میبرد. این لبخند را خصوصا در عکسهای بعد از انتخابات وی میبینیم.
٥- لبخند با دهانی بسته
ترامپ این لبخند را زمانی در چهرهاش نشان میدهد که خود را زیر نگاههای جمع میبیند: دهانش بسته است و دندانهایش مخفی هستند. این موضوع به این دلیل است که ماهیچههای «ریزوریوس» که وظیفهکشیدن دهان به اطراف را برعهده دارند، در این حالت بسیار فعالتر از ماهیچههای اصلی «زیگوماتیک» هستند که گوشه دهان را به سمت بالا میکشند و در غیر این صورت درگیر لبخند بزرگ میشوند. نتیجه این است که لبخند با دهان بسته محافظهکارانهتر ظاهر میشود و از آنجا که دهان را به طرفین میکشد، صورت را عریضتر نشان میدهد.
شاید دلایل مختلفی وجود داشته باشد که ترامپ به لبخندی با دهان بسته روی میآورد. یکی به این دلیل که این لبخند او را کمتر فروتن نشان میدهد؛ او با ممانعت از لبخند بزرگ محتاطتر مینماید.
دلیل دیگر این است که لبخند با دهان بسته دهان را عریضتر نشان میدهد. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد، هم در میان حیوانات و هم در بین انسانها دهان عریض به معنای آمادگی برای درگیری فیزیکی است و همچنین مشخص شده که مردانی با دهان عریضتر احتمال بیشتری برای رسیدن به موقعیتهای رهبری دارند. گر چه ممکن است که ترامپ ناخودآگاه چنین لبخندی را نشان میدهد؛ چراکه نسبت عرض به ارتفاع صورتش باعث میشود چهرهای مردانه و پختهتر پیدا کند. روانشناسان همواره نشان دادهاند که مردان با نسبت زیاد عرض به طول صورت نهتنها سرسختتر و جذابتر به نظر میرسند، بلکه میزان تستوسترون بیشتری در بدن آنها وجود دارد و در واقع افرادی با روحیه رقابتیتر هستند. البته این احتمال نیز وجود دارد که ریشههای لبخند با دهان بسته ترامپ فرهنگی باشند، نه شخصیتی. مثلا مشخص شده که آمریکاییهای سفیدپوست بیشتر لبخندهایی بزرگ و با دهان باز میزنند بهطوری که
دندانهایشان دیده شود؛ در حالی که مردم بریتانیا بهطور تاریخی، لبخندی با دهان بسته را ترجیح میدهند. بسیار محتمل است که لبخند با دهان بسته دونالد ترامپ به اجداد اسکاتلندیاش بازمیگردد
که نشان میدهد، شخصیت اصلی او، بر خلاف آنچه که میخواهد نشان دهد، کمتر به آمریکاییها شباهت دارد.
٦- چانه جمعشده
برخی از لبخندهای با دهان بسته دونالد ترامپ ساده هستند؛ اما بخش بزرگی از آنها همراه با جمعشدن چانهاش همراه است. اینها همان چیزهایی هستند که روانشناسان به آنها «بیانهای چهرهای آمیخته» میگویند. ظهور این ویژگی جدید به همراه لبخند با دهان بسته کاملا قابل توجه است؛ چراکه انسانها معمولا زمانی چانهشان را جمع میکنند که احساس خطر کنند. این واقعیت که چانه جمعشده ترامپ خصوصیت بسیاری از لبخندهای او با دهان بسته است، نشان میدهد که وی غالبا احساس خطر میکند. از آنجا که لبخندهایی با دهان بسته برای جلب توجه مردم بسیار موثر است، این رفتار به ترامپ کمک میکند که احساس خطر و آسیبپذیری خود را از مردم پنهان کند. احتمالا همه این رفتارها کاملا ناخودآگاه است؛ اما بهطور ناخواسته احساس او را بروز میدهد و این مسأله نشان میدهد که ترامپ آن طور که دوست دارد مردم در موردش اینگونه تصور کنند، سخت و محکم نیست.
٧- دهان اغراقآمیز
شـما نمیتوانیـد بهراحتی متوجه شوید که ترامپ چگونه دهانش را کنترل میکند. در واقع به نظر میرسد که ترامپ استعداد خوبی برای درآوردن شکلکهای عجیب با لبهایش دارد. حداقل دو توضیح برای این امر میتوان داد. نخست اینکه ترامپ حرکت لبهایش را اغراقآمیز نشان میدهد، برای اینکه مطمئن نیست که مردم به سخنانش گوش میدهند. مطالعات نشان داده که وقتی مادران با نوزادان خود حرف میزنند، اغلب لبهای خود را به صورتی کاملا اغراقآمیز حرکت میدهند تا فهم بهتری از سخنانشان برای نوزادانشان فراهم کنند. آیا میتوان فرض کرد که ترامپ نیز کار مشابهی انجام میدهد؟ آیا او احساس میکند که ظرفیت و فهم مخاطبانش آنقدر پایین است که او برای بهتر فهماندن سخنان و ارسال پیامش به آنها باید اینگونه صحبت کند؟ این مسأله نیز قابل تصور است که حرکات اغراقآمیز ترامپ، یک رفتار استراتژیک برای استفاده از «محرکهای فوق طبیعی» به منظور جلب توجه است. اصطلاح «محرک فوق طبیعی» توسط «نیکو تینبرگن»، جانورشناس برجسته مطرح شد؛ او کشف کرد که مرغان ماهیخوار و ماهیهای «استیکل بک»، وقتی که با محرکهای فوق طبیعی روبهرو میشوند، نسبت به محرکهای عادی با قدرت بیشتری واکنش نشان میدهند. تحقیقات اخیر بر روی انسانها نشان داده که ما نیز مانند پرندگان و ماهیها یک عکسالعمل ذاتی به محرکان فوقطبیعی که از سایر محرکات معمول در زندگیمان نیرومندتر هستند، داریم. شاید حرکات دهان و لبهای ترامپ که با حرکات نمایشی دستها و نظرات اغراقآمیزش ترکیب میشوند، همگی برای برانگیختن واکنشها باشد.

پزشک عذرخواهی کرد علوم پزشکی اصفهان جوابیه داد
جراحی دست چپ به جای دست راست کودک دوساله
ایرنا| اولیای کودکی دو ساله که پزشک دست چپش را به اشتباه به جای دست راست عمل جراحی کرد، اشتباه سهوی و پوزش پزشک را پذیرفتند و ابراز امیدواری کردند که در آینده درصد این اشتباهات به صفر برسد.
کودکی ٢ ساله روز گذشته در یکی از بیمارستانهای اصفهان از ناحیه دست چپ تحت عمل جراحی قرار گرفت و این موضوع اعتراض اولیای کودک را در پی داشت. اولیای کودک مدعی بودند که کودک ٢ ساله آنها هنگام تولد از ناحیه تاندون دست راست آسیبدیده بود و براساس توصیه پزشکان باید در ٢ سالگی تحت عمل جراحی قرار میگرفت. این کودک دو روز پیش در یکی از بیمارستانهای اصفهان تحت عمل جراحی قرار گرفت که پزشک معالج به اشتباه دست چپ او را عمل کرد.
پس از پیگیری رسانهها، روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تأیید این خبر، جوابیهای صادر کرد. روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در این جوابیه با اشاره به اینکه مورد یادشده شکستگی نبوده و عکس و تصویر نداشته است، متأسفانه جراح در اتاق عمل اشتباه کرده است.
دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ادامه داد: «عمل تاندونی بوده و امروز صبح تصحیح شده و دست مبتلا توسط همان پزشک جراحی شده است. این پزشک نیز از اولیای بیمار عذرخواهی کرده و اولیای بیمار نیز بر ناخواستهبودن این اشتباه اذعان کرده و پوزش جراح را پذیرفتهاند.»
در ادامه این جوابیه که در اختیار ایرنا قرار گرفت، آمده است: «بهرغم این امر، کلیه حقوق اولیای بیمار محفوظ است و هرگونه خسارت احتمالی با تشخیص مراجع ذیصلاح جبران خواهد شد. در این خصوص و برای ارتقای فرآیندهای بالینی و کاهش خطاهای احتمالی، کمیته کاهش خطای بالینی در بیمارستان مذکور تشکیل شده و این موضوع در معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در دستور کار قرار گرفته است.»
این دانشگاه با اشاره به اینکه خطای بالینی حتی در یک مورد نیز مورد انتظار نیست، اضافه کرد: «لکن واقعیت این است که در هیچ جای دنیا چنین امری قابل پیشگیری کامل نیست و تعداد خطای بالینی اگر چه رو به کاهش هست، ولی هیچوقت خطای انسانی به صفر نمیرسد. ضمن درک اولیای بیمار، تلاش مضاعفی برای کاهش این موارد در دستور کار قرار دارد و امیدواریم هر روز شاهد کاهش خطای انسانی در امور پزشکی باشیم.»

رئیس جمعیت هلالاحمر در جلسه معارفه دبیرکل جدید جمعیت هلال احمر مطرح کرد:
«پلاسکو»؛ نمونه کوچکی از فضای پرخطر زندگی ما
شهروند| رئیس جمعیت هلالاحمر با تأکید بر اینکه حوادثی چون ریزش ساختمان پلاسکو باید درسآموختهای برای مدیران باشد، عنوان کرد: «فارغ از تمامی غم و اندوه حادثه پلاسکو؛ باید این واقعیت مهم را پذیرفت که ما در یک فضای پرخطر زندگی میکنیم و پلاسکو نمونه بسیار کوچک آن است.» دکتر سیدامیرمحسن ضیایی درجلسه معارفه دبیرکل جدید جمعیت هلالاحمر، ضمن تسلیت به خانوادههای داغدار آتشنشانان حادثه ریزش ساختمان پلاسکو که عزیزان خود را برای نجات جان مردم از دست دادند، گفت: «باید ازخداوند متعال برای خانواده این آتشنشانان طلب صبر کرد؛ با توجه به شناختی که از یکی، دونفر این آتشنشانان داشتم، این افراد بسیار با اخلاق و حرفهای و با کمترین دریافتی و بیهیچ چشمداشتی، به همنوعان خود خدمترسانی میکردند.»
نیاز به تجهیزات بهروز
و آموزشهای تخصصی
ضیایی همچنین با تشکر و عرض خسته نباشید به همه فعالان حاضر درعملیات امدادرسانی و آواربرداری ساختمان پلاسکو، افزود: «دراین زمینه از همکاران خود در سازمان امدادونجات، هلالاحمر استان تهران و بهخصوص امدادگران و نجاتگران غیور تیمهای جستوجو و نجات؛ تقدیر و تشکر میکنم.» رئیس جمعیت هلالاحمر با اشاره به اینکه انجام عملیات نجات درحوادث مختلف نیاز به ابزار تخصصی فراوان و آموزشهای زیادی دارد، عنوان کرد: «انجام این عملیات درفضاهای شهری بسیار پیچیدهتر است و درحادثه تأسفبار ریزش ساختمان پلاسکو، برای آواربرداری نیاز به تجهیزات پیچیده، پشتیبانی، تجهیزات سنگین و نیروهای فوقحرفهای داشتیم.»
بحرانی فراتر از یک بحران شهری
او با اشاره به اینکه حادثه پلاسکو، به بحرانی فراتر از یک بحران شهری تبدیل شد، خاطرنشان کرد: این حادثه نشان داد که ما نهتنها در آموزش مردم با مشکل روبهرو هستیم، بلکه تابآوری دربرابر حوادث نیز درکشور پایین است و این پیام خوبی نیست. دکتر ضیایی با اشاره به اینکه هماکنون عملیات آواربرداری درساختمان پلاسکو را آتشنشانی انجام میدهد، عنوان کرد: با وجود اینکه آواربرداری درشرح وظایف هلالاحمر نیامده است، امدادگران و نجاتگران این جمعیت از ساعات ابتدایی حادثه، دوشادوش همکاران خود برای نجات زیرآوارماندگان تلاش کردهاند؛ اما ضروری است تا دراین زمینه همه تیمهای امدادی ازجمله آتشنشانان به تجهیزات پیشرفته فردی و بهرهمندی از دستگاههایی برای ارسال سیگنال از زیر آوار مجهز شوند تا درصورت مواجهه با چنین حوادثی بتوان به راحتی برای نجات آنها اقدام کرد.
هلالاحمر، تنها نهاد پشتیبان
برای بسیاری از دستگاهها
او با بیان اینکه هلالاحمر، درحوادث و اتفاقات؛ تنها نهاد پشتیبان برای بسیاری از دستگاههاست، اظهار کرد: «متأسفانه درمدیریت حوادث کشور، نه امکانات روزآمد وجود دارد و نه اینکه خود ما بهعنوان مسئولان، نگاه حرفهای به این موضوع داشتهایم؛ که نمونه بارز آن عدم توجه لازم به بودجه هلالاحمر است. البته فارغ از بحث بودجه، ضروری است تا هلالاحمر دراین زمینه برای خود برنامهریزیهای لازم را انجام داده و گروههای ایثار خود را که ازمیان نجاتگران حرفهای برگزیده شده و میشوند، به تجهیزات روزآمد و آموزشها درسطح بینالمللی مجهز کند.»
ضرورت آموزش همگانی
و آگاهیبخشی به مردم
رئیس جمعیت هلالاحمر با تأکید بر ضرورت آموزش همگانی و آگاهیبخشی به مردم درمواجهه با حوادث مختلف، تصریح کرد: «درحادثه پلاسکو شاهد ضعف آموزش و اطلاعرسانی درمیان مردم بودیم تا جایی که درساعتهای اولیه حادثه ازدحام بیش از حد مردم (که البته همه به حق نگران بودند)؛ اعزام نیروها، خودرو و تجهیزات امدادی را به شدت کند کرده بود و البته این اتفاق را تنها در ریزش یک ساختمان شاهد بودیم و حال تصور کنید زلزلهای درتهران رخ دهد و آن زمان باید دید چگونه با اتفاقات احتمالی و متعدد بعد از آن روبهرو خواهیم شد و همه اینها نشان میدهد که ما همچنان به آموزشهای لازم درحوزه بحران نمیاندیشیم و به آن اهمیت نمیدهیم.» او با استناد به فرموده مقام معظم رهبری؛ تصریح کرد: البته همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، اکنون وقت این صحبتها نیست و همه باید دست به دست هم بدهیم تا روند عملیات تسریع شود و پس از پایان آواربرداری؛ درجمع مسئولان حساسیتهای لازم برای مدیریت حوادث بزرگ ایجاد شود.
ظرفیتهای بسیارخوب
درنیروهای مسلح برای مدیریت حوادث
دکترضیایی با اشاره به اینکه ظرفیتهای بسیارخوبی درنیروهای مسلح همچون همیشه حاضر و آمادهبودن، مدیریت مثالزدنی و تجهیزات بهروز درمواقع بروز سوانح و حوادث وجود دارد و باید برنامه جدی برای همکاری با این عزیزان درنظر گرفته شود، تأکید کرد: «دراین زمینه مذاکراتی با فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش صورت گرفته بود و باید این مهم؛ پیگیری شود تا به نتایج مطلوبی برای توسعه همکاریها دست یابیم.» رئیس جمعیت هلالاحمر همچنین ازهمه افرادی که درموضوع ماده ٩٢ در برنامه ششم با تمام توان زحمت کشیدند؛ بهخصوص معاون امور حقوقی و مجلس و همکارانشان، مدیران عامل استانها، روسای سازمانها، معاونتها و صد البته رسانهها که همراهی و دغدغه مشترک داشتند، تشکر و قدردانی کرد و گفت: «خوشبختانه دراین ماده جایگاه و وظایف هلالاحمر به خوبی دیده شده است که در آینده اثرات آن در تثبیت و افزایش جایگاه هلالاحمر و همچنین بهبود خدمترسانی به مردم بروز و ظهور خواهد داشت.»
دبیرکل جدید جمعیت هلالاحمر
انسانی صریح، صدیق، شجاع و پاکدست
رئیس جمعیت هلالاحمر در ادامه این جلسه که به منظور معرفی دبیرکل جدید هلالاحمر تشکیل شده بود، گفت: «مصطفی محمدیون؛ انسانی صریح، سریع، صدیق و شجاع است و پیگیری ایشان درفعالیتها تا جایی که کار را به نتیجه برسانند، مثالزدنی است.» دکترضیایی با بیان اینکه دبیرکل جدید هلالاحمر درخارج و داخل جمعیت سوابق متعدد اجرایی دارد، تأکید کرد: «دبیرکل جمعیت هلالاحمر مسئولیت بسیارمهمی است، بهعنوان معاون اول رئیس جمعیت هلالاحمر، باید روابط بین صف و ستاد، داخل ستاد و استانها را هماهنگ کند و با شناخت بسیار قوی و عملیاتی که آقای محمدیون از استانها دارد، میتوان به تجربیات ایشان دراین خصوص اتکا کرد.» او با تأکید بر اینکه مهمترین مأموریت دبیرکل جدید جمعیت هلالاحمر، اجرای برنامه ٥ساله جمعیت است، خاطرنشان کرد: از سال آینده برنامه ٥ساله هلالاحمر اجرایی میشود. این جمعیت ظرفیتهای بسیار بالایی همچون امدادگران، جوانان، داوطلبان، مدیران و کارکنان را دراختیار دارد و باید با توجه به این ظرفیتها، نقش مثبت خود را درجامعه ایفا کند.
درکنار خانواده بزرگ هلالاحمر
راه خدمترسانی به مردم را هموار میکنیم
مصطفی محمدیون؛ دبیرکل جمعیت هلالاحمر نیز دراین مراسم ضمن تقدیر از اعتماد رئیس جمعیت برای انتخاب وی بهعنوان دبیرکل، اظهار کرد: «تقریبا دوسال پیش درچنین جایگاهی بهعنوان رئیس حوزه ریاست معرفی شدم و کار خود را دراین حوزه با این هدف که چشم بینای رئیس و گوش شنوای کارکنان و مدیران هلالاحمر باشم، آغاز کردم و در این ٢سال تمام تلاش خود را برای تحقق این هدف به کار بستم.» او در ادامه تأکید کرد: امیدوارم درفاز دوم خدمت بهعنوان دبیرکل جمعیت هلالاحمر، همگام با مسئولان و خانواده بزرگ این نهاد مردمی درتمام فرازونشیبها، منعکسکننده مشکلات و هموارکننده راه خدمترسانی هلالاحمر به مردم جامعه باشم. درپایان این مراسم؛ رئیس جمعیت، دکتر محسن آسوبار را بهعنوان مدیرکل حوزه ریاست و سخنگوی هلالاحمر معرفی کرد. دکتر آسوبار پیش از این رئیس مرکز مستقل جمعیت هلالاحمر کیش بود.
نماینده مقام معظم رهبری در جمعیت هلال احمر: امور مربوط به هلال باید اولویت بندی شود
نماینده ولیفقیه درجمعیت هلالاحمر با اشاره به اولویتبندی امور مربوط به هلالاحمر بیان کرد: برای انجام امور مربوط به هلالاحمر بایستی کارها اولویتبندی شود و براساس اولویتها، کارها انجام شود.
حجتالاسلاموالمسلمین معزی درمراسم معارفه مصطفی محمدیون؛ دبیرکل جمعیت هلالاحمر ضمن تبریک به دبیرکل جمعیت هلالاحمر برای انتصاب دراین سمت، اظهار داشت: در ایران اسلامی سرمایه بسیار عظیمی تحت عنوان فرهنگ دینی داریم که این سرمایه گرانقدر با هیچ یک از سرمایهها قابل مقایسه نیست. وی با اشاره به اینکه قرآن کریم بهعنوان راهنمایی مهم و تأثیرگذار، راههایی روشن و صریح را برای ما نمایان میسازد، تأکید کرد: مسئولیت داشتن انسان درفعالیتهای فردی و اجتماعی یکی از امور بسیار پراهمیت و قرآن کریم از آن بهعنوان امانت عرضه داشتهشده به انسان یاد کرده است.
انسان بهعنوان پذیرنده امانت؛ مکلف و مسئول است
حجتالاسلاموالمسلمین معزی با تأکید بر اینکه خداوند متعال به انسان نعمتهای بیشماری عطا کرده که در روز قیامت باید از چگونگی بهرهمندی ازاین نعمتها پاسخگو باشد، گفت: همچنین پذیرفتن مسئولیت در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران یکی از نعمتهای الهی به شمار میرود. حجتالاسلاموالمسلمین معزی درباره پذیرش مسئولیت توسط انسانها گفت: هرفردی نسبت به خود از دیگران آگاهتر است و اگر فردی بخواهد مسئولیتی را برای انجام کارها عهدهدار شود، بایستی قدرت و تواناییهای خود را برای انجام امور درنظر بگیرد و مسئولیت امانتی است که انسان به عهده میگیرد. وی امانت را سرآمد اسلام دانست و تأکید کرد: سرآمد اسلام، امانت است و نسبت به امانت بایستی امانتدار بود و به آن خیانت نکرد. نماینده ولیفقیه درجمعیت هلالاحمر به انتصاب مصطفی محمدیون بهعنوان دبیرکل جمعیت هلالاحمر اشاره کرد و یادآور شد: وظیفه خطیری برعهده ایشان نهاده شده است که از خداوند متعال توفیق روزافزونشان در انجام امور مربوط به هلالاحمر را خواستاریم.

وقتی پای رقبای جدید برای خبرنگاران در پوشش خبری بحران باز میشود
در خدمت و خیانت «شهروند-خبرنگار»
هادی عیار| پس از انتخابات مجلس در اسفند ٩٤ برخی از کارشناسان رسانههای مجازی و شکستن انحصار خبری رسانههای رسمی را مهمترین بخش حادثه سالهای اخیر قلمداد میکردند و معتقد بودند این رسانهها با ظرفیتی که در خبررسانی دارند میتوانند باعث اتفاقات مثبتی در آینده کشور باشند. بدونشک کسی ظرفیت این رسانهها در تاثیرگذاری بر افکار عمومی را نمیتواند نادیده بگیرد اما در همان زمان برخی از اساتید حوزه ارتباطات با تأیید این تأثیر مثبت هشداری را نیز درخصوص معایب فضای مجازی ذکر میکردند که در آن برهه زمانی کمتر شنیده شد.
حسینعلی افخمی، مدرس ارتباطات در همین خصوص معتقد است: «رسانههای رسمی در شرایط دنیای امروز رسانهای باید بتوانند از ویژگی «خبر موثق» به خوبی استفاده کنند چرا که یکی از آفتهای بزرگ فضای مجازی امکان ایجاد شایعه و خبر کذب به راحتی آب خوردن است. اگر رسانههای رسمی عنصر خبر موثق را در کنار سرعت به درستی حفظ کنند جامعه متوجه تفاوت اخبار در این رسانهها با رسانههای مجازی میشود.» متاسفانه شنیدهنشدن صداهایی از این جنس باعث شد که وقوع حادثه پلاسکو و ازدحام مردم در اطراف محل وقوع حادثه، بحث معایب رسانههای مجازی با تاوانی تلخ در جامعه بهتر شنیده شود. مفهوم «شهروند- خبرنگار» اصطلاحی است که از چندسال پیش برخی از رسانههای برون مرزی برای تهیه مواد خام گزارشهای خبری خود از آن استفاده کردند و درواقع منظور از این اصطلاح فیلمهایی است که مردم حاضر در صحنه از حوادث غیرمترقبه میگیرند. پس از مدتی اما این اصطلاح از رسانههای برونمرزی به خبرگزاریها و رسانه ملی کشور نیز وارد شد. اصطلاحی که در ابتدا برداشت مثبتی از آن وجود داشت اما حادثه پلاسکو نشان داد که همیشه و همه جا حاضران در صحنه بهعنوان راویان بدون جانبداری از حادثه نیستند و گاهی ممکن است همین «شهروند- خبرنگاران» به دلیل ازدحام بالا مانع از رسیدن به موقع نیروهای امدادی به محل حادثه شوند.
در این گزارش نگاهی به مفهوم «شهروند- خبرنگار» خواهیم انداخت اما این بار از جهتی دیگر و درخصوص معایبی که این مفهوم نو در جامعه میتواند داشته باشد.
رسانههای اجتماعی با وجود کارکردهای مثبتشان، به طریقی غیرمستقیم در ایران نقشی منفی یافتهاند. پس از حادثه غمبار ساختمان پلاسکو این نقش منفی تأثیر خودش را بهطور صریح در جامعه نشان داد. در واقع، یکی از کارکردهای رسانههای اجتماعی، اطلاعرسانی به شهروندان و کمک به افراد درگیر در حوادث و بحرانهاست. نمونههایی از کارکرد مثبت این رسانهها در چنین حوادثی در دنیا وجود دارد اما باوجود این نقش بالقوه مثبت، رسانههای اجتماعی به بستری برای بازنمایی خود نیز تبدیل شدهاند، بازنمایی خود که هدف آن عمدتا کسب محبوبیت از طریق پسند شدن یا همان لایک و بالارفتن تعداد دنبالکنندگان یا فالوئراست. در حادثه پلاسکو، تلاش برای کسب پسندها و دنبالکنندگان بیشتر در رسانههایی همچون اینستاگرام و تلگرام موجب شد تا افراد زیادی برای گرفتن عکس و فیلم به محل حادثه مراجعه کنند و ازدحام جمعیت باعث اخلال در کمکرسانی شد. البته این تنها یک فرضیه است و عوامل دیگری نیز در ازدحام افراد دخیل بوده است، اما این عامل که در بسیاری از عکسها و فیلمها نیز قابلمشاهده است عاملی مهم و اثرگذار است. توجه به این مسأله حداقل دو موضوع خوب و کاربردی برای تحقیق در این زمینه به دست میدهد: نخست چرایی علاقه وافر کاربران ایرانی به پسند شدن و تعداد دنبالکنندگان و مقایسه آن با نمونههای دیگر و دوم، شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر ذائقههای کاربران در مواقع بحرانی است، چرا که همزمان با این اتفاق تعداد زیادی نیز به نکوهش رفتار دسته نخست پرداختند. شکلگیری هشتگهایی همچون # من- گوسفند-هستم و #سلفی بگیران ازجمله این واکنشها بود.
افراد به اصطلاح «شهروند- خبرنگار»
درکی از سواد رسانهای ندارند
سیداحمد موسویصمدی، کارشناس رسانه در همین خصوص معتقد است: «مزیت شبکههای اجتماعی در سرعت بالای انتقال اخبار و امکان ارسال خبر از یک رسانه شخصی به میزانی برای همه ما هیجانانگیز است که گاهی حاضر میشویم خیلیچیزها را فراموش کنیم یا به تعبیر بهتر به آنها فکر نکنیم. حادثه ساختمان پلاسکو نمونه تمام عیار چنین اتفاقی است. ازدحام جمعیت برای مشاهده و ثبت لحظات عجیب و خطرناک و ارسال نخستین تصاویر از محل حادثه، علاوه بر مخاطرات جانی که برای خود فرد دارد، باعث بروز مشکلاتی در فرآیند اطفای حریق و امدادرسانی میشود. وقتی همه ما #خبرنگار- بحران میشویم، سعی میکنیم دلخراشترین صحنهها، سختترین زاویهها و نزدیکترین نماها را از واقعه مخابره کنیم. اما یادمان میرود که این تجربه هیجانانگیز به چه قیمتی رقم میخورد.
حتی تصور اینکه شاید به خاطر ازدحام بیمورد، امکان نجات دادن یک نفر از زیر آوار کم شود، آواری است بر سر همه ما.» وی درخصوص لزوم توجه به مفهوم سواد رسانهای در اتفاقاتی همچون حادثه پلاسکو خاطرنشان میکند: «سواد رسانهای فقط مهارتی درباره رژیم مصرف رسانهای یا تفکر انتقادی و تولید محتوای رسانهای استاندارد نیست، اخلاق، تدبیر، تعقل و درک شرایط بحرانی همه و همه مواردی است که باید بیش از پیش به آنها فکر کنیم.»
بیژن نفیسی، مدرس ارتباطات نیز یکی از معایب انتشار اخبار براساس دریافتیهای مردم را توجه نداشتن این افراد به انتشار ندادن تصاویر فجیع به دلیل آموزش ندیدن در این خصوص میداند. نفیسی با اشاره به اهمیت در محوریت قرار گرفتن رسانههای رسمی برای انتشار اخبار خاطرنشان کرد: «امروز رسانههای اجتماعی در اختیار مردم قرار گرفتهاند و چون مردم ما از سواد رسانهای خوبی برخوردار نیستند و از اطلاعرسانی و پوشش اخبار در مواقع بحرانی اطلاعاتی ندارند، اغلب شاهد بیاخلاقیهایی در این رسانههای اجتماعی هستیم. امروز جامعه ما به آموزش سواد رسانهای آن هم در سطح گسترده نیازمند است. چراکه امروز به نوعی رسانهها در اختیار مردم قرار گرفتهاند و از آنجایی که به اصول طلاعرسانی آشنا نیستند، اغلب شاهد چنین اتفاقاتی هستیم که همانند امروز در پی فروریختن ساختمان پلاسکو تصاویر نامناسبی منتشر میشوند. افرادی که در رسانههای اجتماعی خبررسانی میکنند نمیدانند که گاهی مسائل اخلاقی را فراموش و اصول حرفهای را زیر پا میگذارند. الان در کشورمان آموزشهای راهنمایی و رانندگی از دبستان آغاز میشود، ولی برای موضوع مهم و تاثیرگذاری مثل حضور در رسانههای اجتماعی هیچ برنامهریزی وجود ندارد.»
وقتی رسانه ملی نیز با تعداد بالای خبرنگار خود به دنبال «شهروند- خبرنگار» میگردد
سوالی که پس از وقوع حادثه پلاسکو به ذهنها میرسد، این است که چرا با وجود تأکید به حضور نیافتن مردم عادی در مکانی که حادثه رخ داده است، در برخی از رسانهها شاهد اقدام به تشویق حضور یافتن مردم و فیلم و عکس گرفتن آنها هستیم؟! همین امر سبب شد که برخی از مردم که یا محل کارشان آنجا بود و یا برای کنجکاوی به آنجا میآمدند، در محل حادثه تجمع کنند و این درحالی بود که این تجمع سبب میشد امدادرسانی به حادثهدیدگان و تلاش برای اطفای آتش، بهدلیل همین ازدحام با مشکل مواجه شود. در این بین بارها مسئولان و ماموران آتشنشانی از طریق بلندگو از مردم میخواستند که به خیابانهای اطراف خیابان جمهوری مراجعه نکنند ولی متاسفانه اینگونه نشد و هر لحظه بر ازدحام جمعیت افزوده شد؛ بهگونهای که در آن همه مشکلات امدادرسانی که وجود داشت، در یکی از رسانهها آمده بود که «تصاویرتان را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود...» و از طرفی هم یکی از شبکههای تلویزیونی اخبار تصاویر و فیلمهای مردم را بهعنوان شهروند- خبرنگار پخش کرد. حال این سوال پیش میآید که این همه گفته میشود در محدوده بروز هر حادثهای مردم حضور نداشته باشید تا امدادرسانیها به موقع انجام شود، آیا در این میان برخی از رسانهها با مطرحکردن این چنین مسائلی سبب تشویق به حضور یافتن مردم و فیلم و عکس گرفتن نمیشوند؟ فاجعه امروز فقط در آتشسوزی نبود، بلکه فاجعه یعنی اینکه گروهی برای نجات جان هموطنان تلاش میکردند ولی جمعی دیگر به فکر گرفتن سلفی و تهیه گزارش تصویری بودند. برخی مسئولان حاضر در محل نیز با بیان اینکه عکاسان و خبرنگاران در محل حضور داشته و به نظر نمیرسد که نیازی به فعالیت شهروند-خبرنگارها و تجمعشان برای ثبت تصویر در محل عملیات وجود داشته باشد، از شهروندان میخواستند که مسیرهای اطراف ساختمان پلاسکو را برای تردد خودروهای امدادی باز بگذارند. در این میان آن چیزی که بعد از وقوع این امر چشمگیر بود، این بود که در تمام شبکههای اجتماعی مردم نسبت به این بیمبالاتیها در تجمع واکنش نشان میدادند و همه با پخش تصاویر و مقایسه این امر با سایر کشورها ابراز تاسف میکردند. با این حال، برخی شبکههای تلویزیونی همچنان مردم را تشویق میکردند که خبرنگار تلویزیون باشند.
در کنار این درخواست اما یکی دیگر از انتقادهایی که به رسانه ملی وارد میشد درخصوص انتشار اخباری بود که بعد از چند دقیقه تکذیب میشد که یکی از عوامل این اتفاق استناد صداوسیما به اخبار فضای مجازی بود. بهعنوان مثال به دنبال اعلام خبر پیدا شدن چهار تن از جانباختگان حادثه «پلاسکو»، خبرگزاریها نیز به این خبر شبکه صداوسیما، استناد و آن را در رسانههای خود منتشر کردند؛ این درحالی بود که به گفته خبرنگاران حاضر در محل حادثه، از ورود خبرنگاران دیگر رسانهها به محل پیدا شدن اجساد جلوگیری شده بود و تنها خبرنگاران صداوسیما امکان تهیه خبر از آن محل را داشتند. در ادامه، دقایقی پس از تکذیب خبر توسط سخنگوی آتشنشانی، انتقادهایی در شبکههای اجتماعی مطرح شد و به دنبال آن، برخی از خبرگزاریها بابت انتشار اطلاعاتی غلط از مخاطبانشان عذرخواهی و اعلام کردند که این خبر را به استناد خبر اعلام شده توسط شبکه خبر منتشر کرده بودند.
در این میان خبرنگار اعزامی شبکه خبر در ارتباطی مستقیم به مخاطبان اعلام کرد که خبر پیدا شدن پیکر چهار تن از جانباختگان که توسط این شبکه اعلام شد، به استناد اخباری بوده است که در برخی از خبرگزاریها منتشر شده بود.
اما در میان حجم گسترده خبرهایی که از حادثه پلاسکو منتشر شده، مهم آن نیست که این اشتباهات در اعلام اخبار به نظر مسئولان برمیگردد یا سیاستهای خبری صداوسیما؛ مهم این است که آشفتگی اعلام اخبار در شرایطی که مردم و بهخصوص خانوادههای آتشنشانهایی که در زیر آوار ماندهاند شرایط مناسبی ندارند، میتواند صدماتی را به دنبال داشته باشد که شاید بعضا جبرانناپذیر هم باشد. این درحالی است که از روز شنبه که از حضور خبرنگاران در محل پیداشدن پیکر جانباختگان جلوگیری شده است، تعداد اخبار کذبی که دقایقی بعد توسط یکی از مسئولان تکذیب میشود، افزایش یافته و این میتواند اعتماد مردم را به رسانهها خدشهدار کند.
باید نهادهایی را نقد کرد که فرد را وامیدارند تا به هرقیمتی که شده خود را نشان دهد
در این میان اما برخی از کارشناسان معتقد بودند که نباید همه اشتباهات را به گردن مردم حاضر در محل واقعه و کسانی که به اصطلاح «شهروند- خبرنگار» نامیده میشوند، انداخت. در همین خصوص محمدمهدی اردبیلی، جامعهشناس معتقد است: «به جای نقد سرسری رفتار مردم در حادثه پلاسکو و ژستهای فحاشانه پاکدست و انداختن تقصیر به گردن این یا آن تماشاگر یا بحثهای بیهوده و فرافکنانه درباره بافرهنگی یا بیفرهنگی مردم، باید عمیقا نهادهای اصلی دستاندرکار در جامعه نمایش را نقد کرد که فرد را وامیدارند تا به هرقیمتی که شده خود را نشان دهد. وقتی کسی خودی برای نشان دادن نداشته باشد، مجبور است «خود را با دیگری» نشان دهد. این «نشان دادن خود همراه با دیگری» از نمایش خود در مقام عکسبردار فلان رویداد «جذاب» گرفته تا اوج حضور خودنمایانه، یعنی «سلفی» را دربرمیگیرد. «نمایش فاجعه» در سه سطح اتفاق میافتد:
١. تماشای فاجعه به صورت دستهجمعی از فاصلهای امن (و حتی ناامن)؛ ٢. تصویربرداری از فاجعه و ٣. حضور نمایشی در فاجعه (سلفی). حال، اعتبار من به آن رویدادی است که خودم را با آن نشان میدهم. این رویداد، هرچه مهیبتر، عظیمتر و فاجعهبارتر باشد، من احساس بزرگی بیشتری میکنم و اصلا برایم مهم نیست که حضور من در فلان جا منجر به مرگ یا آزار چه کسانی میشود. این ربطی به بافرهنگی و بیفرهنگی ندارد.» اردبیلی در ادامه با اشاره به مفهوم «میل به خودنمایی» اظهار داشت: «از مهدی هاشمی عزادار مشتاق عکسبرداری در کنار جنازه پدر، تا سلفیهای کژ و کوژ لب غنچههای اینستاگرامی، تا خیل عزاداران حاضر در تشییع جنازه مرتضی پاشایی تا تماشاگران مبهوت فروریزی ساختمان پلاسکو، تا حتی کشتهشدگان فاجعه، همه و همه قربانی محصولات جامعه نمایشند؛ قربانی تلاش برای «تماشا/نمایش» پوچی خودشان. میل به «خودنمایی» به منزله «پوچنمایی» امروز بیش از هر زمانی در تاریخ، در جامعه ما بیداد میکند و خطر این است که فرداروزی فرصتطلبی مقتدر از راه سر برسد و از این میل به سود اهدافش بهره ببرد و لشکری از خودنمایان دگرشیفته را تشکیل دهد. بیرحمی این لشکر را میشود از هماکنون، از سلفیهای خندان امروزشان با فاجعه دریافت. رسالت ما اما بهجای متهمکردن قربانیان (اعم از خندان و گریان)، نقد نهادهای فرهنگیای است که فرصتطلبانه و با اغراض گوناگون در تلاشند نوع نوین و مفرطی از جامعه نمایش را شکل دهند که چیزی نمیطلبد جز نمایش پوچی و تماشای پوچی ...»
سعید خال، استاد ارتباطات نیز برخلاف برخی دیگر از کارشناسان عملکرد صداوسیما را در حادثه پلاسکو مثبت ارزیابی میکند. خال با اشاره به اینکه اخیرا شاهد تحولی در بخش خبری رسانه ملی هستیم، اظهار داشت: «بهنظر میرسد در اتفاقات اخیر همچون درگذشت آیتاللههاشمی رفسجانی یا فروریختن ساختمان پلاسکو که اتفاقات مهمی محسوب میشوند، بخش خبری سازمان صداوسیما به خوبی توانست در بحث پوشش اخبار عمل کند. پوشش اخبار حوادث در رسانه ملی باید به گونهای باشد که علاوهبر شفافسازی و پوشش همزمان اخبار حوادث به این نکته هم توجه کرد که حس ناامنی در جامعه به وجود نیاید. آنچه مسلم است انتشار اخبار حوادثی همچون آتشسوزی و ریزش ساختمان پلاسکو که صبح پنجشنبه رخ داد، در فضای مجازی با سرعت بیشتری انجام میگیرد؛ اما نمیتوان به صحت اخبار منتشر شده در فضای مجازی مطمئن بود و به همین خاطر است که در این فضا شایعه بسیار رواج پیدا میکند و اخباری منتشر میشود که اغلب باعث سردرگمی بیشتر مخاطبان میشود.»
این استاد ارتباطات با اشاره به اینکه پیششرط ورود مفهوم «شهروند- خبرنگار» در جامعه ما آموزش سواد رسانهای به شهروندان است، خاطرنشان کرد: «سواد رسانهای مخاطبان باعث میشود تا بتوانند با خواندن اخبار در شبکههای مجازی، برداشت درستی از آن اخبار داشته باشند و به راحتی به هر خبری اعتماد نکنند. درست است که سرعت در انتشار اخبار امتیاز بسیار بالایی محسوب میشود، اما باید به عدم اعتبار این اخبار نیز توجه کرد. در این شرایط شاهدیم که رسانههای رسمی همانند خبرگزاریها اخبار ر ا با سرعت کمتری از شبکههای مجازی منتشر میکنند، ولی اخبار منتشر شده صحت دارند و میتوان به آنها اعتماد کرد. اما در این میان که نه میتوان به اخبار فضای مجازی اعتماد کرد و هم خبرگزاریها دیرتر از فضای مجازی اخبار موثق را منتشر میکنند، رسانه ملی میتواند با پوشش آنلاین و حضور در محل حادثه، نیاز خبری مخاطبان را برطرف کند. صداوسیما میتواند ضمن سریع بودن در انتشار اخبار در شفافسازی اخبار حوادثی همچون اتفاق پلاسکو نقش بسیار مهمی را ایفا کند.
به اعتقاد برخی از کارشناسان رسانه، نیاز به آگاهی در همه جوامع وجود دارد و این نیاز باید توسط رسانهها برطرف شود؛ تلاش شبانهروزی خبرگزاریها و رسانههای تصویری و رادیویی در دنیا برای اطلاعرسانیهای لحظه به لحظه از اتفاقات جاری نیز حاکی از همین هدف است که برای رسانهها تعریف شده است؛ البته در این میان رسانههای دیگری همچون روزنامهها و شبکههای خصوصی نیز بنا به ساختارشان برای تحلیلهای خبری که انجام میدهند، هزینهای دریافت میکنند، اما پرداخت هزینه تنها برای آگاهی از اخباری که با منابع موثق در رسانههای رسمی منتشر و در شبکههای اجتماعی بازنشر میشوند، اتفاقی است که امروز چندان با منطق مخاطبان همخوان نیست.
سخن آخر
«مصلحت» یکی از مهمترین خطوط قرمز رسانهها، بهویژه رسانههای دولتی و حکومتی است؛ هر چند، رسانههای دیگر نیز به حکم اخلاق و مسئولیت اجتماعی، موظف به رعایت آن هستند. یادمان نرفته پوشش خبری سونامی را. آنجا که تصاویر، اجساد روی هم انباشته شده را نشان میداد، اما وزیر کشور ژاپن بنابر «مصلحت» میگفت مردم نگران نباشند. اتفاقی نیفتاده است. یا در کشور اروپایی، صرفا بنابر «مصلحت» اقتصادی، خبر فوران آتشفشان و تعطیلی فرودگاهها پوشش داده نشود، نکند به اقتصاد گردشگریاش آسیب برسد.
بدونشک منظور از «مصلحت» این نیست که دروغ بگوییم. اتفاقا برعکس، منظورم این است که اینقدر دروغ نگوییم. هنوز هیچ چیز مشخص نیست. یک کانال خبری در دقایق اولیه حادثه با دعوت کردن مخاطبان به کانالش میگوید: «تاکنون ۳۰آتشنشان جان باختهاند.» نمیشود خبرنگاران و رسانهها با انتشار اخبار درگذشت دهها امدادرسان، حتی اگر واقعیت داشت خانواده آنان را نگران کنند و بعد توقع داشته باشند خانوادههای آنان در خانه بنشینند. خبرنگار مسئول است از انتشار ادعاهای بیربط، دروغین، غیرعقلانی، جناحی، تبلیغاتی و گمراهکننده جلوگیری کند. در چنین شرایطی است که باید نسبت به مفهوم «شهروند- خبرنگار» با احتیاط قضاوت کرد. هنگامی که خبرنگاران رسمی ما نیز گاهی دچار خطاهایی در پوشش خبری بحران میشوند نباید انتظار داشت که عملکرد مردمی که در صحنه حادثه حضور دارند و احیانا خود را شهروند- خبرنگار تلقی میکنند درست باشد. قبل از ورود این مفهوم به کشور بایستی تلاش شود جامعه را به سلاح سواد رسانهای مجهز کرد.
روزی که همه ضعیف عمل کردیم
| قادر باستانی | کارشناس ارتباطات |
من روز تلخ ٣٠دی بهصورت اتفاقی، نزدیک حادثه پلاسکو بودم و فروریختن ساختمان را به چشم خود دیدم. درخصوص این حادثه از نظرگاه ارتباطی مواردی به نظرم جالب آمد که برای دوستان عزیز مینویسم. نخست اینکه اگرچه شبکههای اجتماعی، سرعت و حجم اطلاعرسانی را به شدت بالا بردهاند، اما هنوز رسانههای سنتی میداندار هستند. در خیابان جمهوری، اغلب مغازهها در پاساژهای مختلف، اگرچه به چشم خود شاهد روند حادثه بودند، اما در همه مغازههایی که من دیدم، شبکه خبر صداوسیما روشن بود و اخبار از طریق آن دنبال میشد. دوم اینکه شبکه خبر، بدون مقایسه با شبکههای مشابه در کشورهای پیشرفته، در این حادثه در قواره خوبی ظاهر شد و حادثه را از نزدیک و زنده گزارش کرد؛ گرچه هم خبرنگار و هم مجری میتوانستند بهتر از این جلوه کنند، اما در هر حال مخاطب راضی بود. نکته سوم اینکه آنچه من دیدم، هم مردم و مدیریت بحران حادثه، هر دو جای انتقاد بسیار دارند. مردم حاضر در صحنه که اصلا متوجه مسئولیت شهروندی خود نبودند و مثل دنبالکردن کودکانه یک هیجان روزانه، در پی سرگرمی بودند و مدیریت بحران که شلخته عمل میکرد و محل حادثه شیرتوشیر بود و وحدت فرماندهی قابل مشاهده نبود.
نکته چهارم اینکه مطلب قابل مطالعه و بررسی برای علمای علوم ارتباطات، حضور فوری برخی افراد در محل حادثه و اقدام برای شایعه پراکنی و جوسازی در محیط است. آنچه من دیدم، چند نفر مطالب خاص و هدفداری را در همان تجمع مردم بیان میکردند. مثلا یک خانم با ظاهر ناراحت و هراسان، مرتب تکرار میکرد که این حادثه تروریستی است، اما حکومت نمیخواهد اعلام کند و بیشتر از هزار نفر در زیر آوار ماندهاند، ولی تلویزیون آن را پنهان میکند. مرد میانسالی میگفت تقصیر شهردار است. اگر یک صدم آن هزارمیلیارد تومان تجهیزات پروژه انتخاباتی پل صدر را به خرید تجهیزات برای آتشنشانی میداد، امروز شاهد این حادثه نبودیم و آتش به راحتی از بالا مهار میشد. مرد جوان دیگری میگفت که در موتورخونه ساختمان، داعش بمب جاسازی کرده بود تا ساختمان فروبریزد. یک راننده تاکسی مسن، دولت را مقصر میدانست و میگفت به دست اندرکاران گفته بودند که این ساختمان از نظر ایمنی مشکل دارد و باید خراب شود و دوباره ساخته شود، اما او با پرداخت وام مخالفت کرده بود. نکته آخر نیز اینکه برخی خبرنگاران سایتها و بنگاههای مختلف خبری، بخشی از اطلاعات خود را از گروههای تلگرامی نقل میکردند که بعدا کذب بودن آنها مشخص میشد و در حوادث غیرمترقبه، جایگاه تیمهای خبری، جایگاه متزلزل و نامشخصی است.