زندگی و آثار مودیلیانی، مجسمه ساز ایتالیایی

وب سایت ایران مجسمه: آمادئو کلمنته مودیلیانی (Amedeo Clemente Modigliani)، نقاش و مجسمه‌ساز، در  ایتالیا متولد شد اما بیشتر زندگی هنری‌اش را در پاریس گذراند. او یکی از اعضای سرشناس گروه هنرمندان موسوم به «مدرسه آوانگارد پاریس» بود. آمادئو کلمنت مودیلیانی در سال ۱۸۸۴ میلادی در ناحیه توسکانی ایتالیا دیده به جهان گشود. او آموزش‌‌های ابتدایی را نزد مادرش تا سن ده سالگی فرا گرفت. مادر وی علاقه خاصی به این فرزند داشت و هنگامی که پسرش یازده ساله بود در دفترچه یادداشت‌‌های روزانه‌اش نوشت: «هنوز شخصیت این پسرک شکل نگرفته؛ گرچه در ظاهر پسر بچه‌ای لوس به نظر می‌رسد؛ ولی می‌توانم رگه‌هایی از نبوغی خاص را در وجودش احساس کنم.
 
کسی نمی‌داند در آینده این استعداد را در چه راهی به کار خواهد گرفت. من فکر می‌کنم هنر.» آمادئو در نوجوانی به همراه مادر برای دیدن دیگر شهر‌های ایتالیا عازم سفر شد. بازدید از شهرهای ناپل، کاپری، رم، فلورانس و ونیز و دیدن آثار هنرمندان کبیر دوران رنسانس، روح ناآرام آمادئو نوجوان را تسخیر کرد. او پس از بازگشت از این سفر، به طور جدی به کار نقاشی پرداخت. سپس به مدت دو سال در مدرسه هنر میچلی به شیوه آکادمیک با هنر قرن نوزده ایتالیا آشنا شد و آن را آزمود.
 
نگاهی به زندگی و آثار مودیلیانی
 
مادلیانی به عنوان کسی که خیلی زود نقاشی را شروع کرده شناخته شده است و خودش هم فکر می‌کرد «از ابتدا نقاش بوده» مادرش این را قبل از اینکه او هنرآموزی را به طور رسمی شروع کند نوشته است. مادرش با وجود اینکه معتقد بود هنرآموزی بر سایر درس‌‌های او تأثیر خواهد گذاشت، به اشتیاق مودیلیانی جوان در این زمینه بهای زیادی می‌داد. در 14 سالگی در حالی که دچار تب حصبه بود، بخاطر علاقه‌ی شدیدش برای دیدن نقاشی‌‌های Palazzo Pitti و گالری Uffizi، جار و جنجالی به راه انداخت. از آنجایی که در موزه‌ی محلی لیورنو تعداد کمی از آثار اساتید بزرگ دوران رنسانس وجود داشت، قصه‌هایی که او در مورد آثار بزرگی که در فلورانس نگه‌داری می‌شد، او را وسوسه می‌کرد و این، باعث غم بزرگی برای او بود که فکر می‌کرد با این مریضی هیچ وقت نمی‌تواند این آثار را شخصاً ببیند. مادرش به او قول داده بود به محض اینکه حالش خوب شود او را به فلورانس خواهد برد. او نه تنها به قولش عمل کرد، بلکه قبول کرد که او را نزد بهترین نقاش آن زمان، لیورنو Guglielmo Micheli نام نویسی کند.
 
مودلیانی از سال 1898 تا 1900 در مدرسه‌ی هنری Micheli مشغول بود. در اینجا اولین کارهای هنری او در فضایی مملو از مطالعه و تمرین شکل و سبک هنر ایتالیا در قرن 19 شکل گرفت. در کارهای اولیه او در پاریس، اثر این نوع طراحی و آموخته‌هایش در مورد هنر در دوران رنسانس دیده می‌شود.
 
مودیلیانی در دوران کار با Micheli استعداد خوبی نشان می‌داد و فقط وقتی که دچار سل شد دست از کار کشید. در سال 1901 در حالیکه در رم بود، به کارهای Domenico Morelli نقاش کتب مقدس و متون ادبی علاقمند شد. او به حد زیادی از Morelli تأثیر پذیرفته بود. در حالی که این نقاش به عنوان الهام برای گروهی به نام Macchiaioli بود که مخالف قواعد مشخص شده‌ی مدرسه‌ای برای نقاشی بودند و بیشتر به طبیعت هنر معتقد بودند. (macchia به معنای لکه است.) این جنبش هنری کوچک و محلی، بیشتر برای مخالفت با شیوه‌ی نقاشی آکادمیک هنرمندان بورژوا به وجود آمد. ارتباط او با این گروه از طریق اولین استادش یعنی Guglielmo Micheli بود. Micheliنه تنها خودش عضو این گروه بود بلکه شاگرد Giovanni Fattori معروف، بنیان گذار جنبش Micheli بود .
 
نگاهی به زندگی و آثار مودیلیانی 
 
کارهای او آنقدر روزمره و به سبک رایج آن زمان بود که مودیلیانی جوان ترجیح داد تا با نادیده گرفتن شیفتگی استادش به نقاشی مناظر، مثل امپرسیونیسم‌‌های فرانسوی، برضد او عکس العمل نشان دهد. Micheli دانش آموزانش را تشویق می‌کرد تا در فضای بیرون (en plein air) نقاشی بکشند؛ اما مودیلیانی اشتیاق واقعی برای این شیوه از نقاشی را نداشت. با اینکه در بعضی از کافه‌ها نقاشی می‌کرد، اما نقاشی درون عمارت، خصوصاً کارگاه خود را ترجیح می‌داد. حتی زمانی که مجبور بود نقاشی مناظر را بکشد (که 3 اثر از وی موجود است)، الگویش بیشتر مانند کوبیسم‌‌های اولیه، شبیه کارهای Cézanne بود تا کارهای استادش Macchiaioli.
 
با وجود دوری او از شیوه‌ی Macchiaioli، مودیلیانی به استادش علاقه داشت و او را superman خطاب می‌کرد. این اسم خودمانی نشان می‌داد که او نه تنها در هنر خود زبردست است بلکه بیشتر اوقات هم عادت داشت از کتاب «و چنین گفت زرتشت» نیچه نقل قول کند. Fattori غالباً از کارگاه او بازدید می‌کرد و خلاقیت این شاگرد جوان را می‌ستایید.
 
در 1902، او در پی علاقه‌ی شدیدش به هنر، در دانشکده هنرهای زیبای فلورانس، در مدرسه‌ی آزاد نقاشی نام نویسی کرد. یک سال بعد، در حالی که هنوز از سل رنج می‌برد به ونیز رفت و این بار در مؤسسه‌ی هنرهای زیبا ثبت نام کرد. او در ونیز برای اولین بار حشیش مصرف کرد و به جای درس خواندن بیشتر وقتش را در محله‌‌های بدنام سپری می‌کرد. تأثیر این شیوه‌ی زندگی بر روی سبک هنری او قابل حدس است؛ هر چند این گونه انتخاب‌ها ناشی از شور جوانی یا عیاشی کلیشه‌ای نبود و رفتاری است که از هنرمندان خرده آن دوران انتظار می‌رفت و عقاید او در مورد زندگی بیانگر علاقه‌ی او به فلسفه‌ی افراط گرایانی مثل نیچه است .
 
او از دوران نوجوانی تحت تأثیر ادبیات فلسفی بود که معلم سرخانه‌اش یعنی پدربزرگ مادری‌اش اسحاق گارسین در اختیار او می‌گذاشت و با کارهای نویسندگانی چون نیچه، چارلز بودلیر، کارداکسی، ایزادورا لوچین دوکاس معروف به Comte de Lautréamont و ... که باعث شد او به این عقیده برسد که راه رسیدن به حقیقت خلاقیت، پیروی از بی‌‌قاعدگی و بی‌‌نظمی است. نامه‌ای که او در 1901 در کاپری نوشته، نشان دهنده‌ی این است که او بسیار تحت تأثیر نیچه است. در این نامه او به دوستش Oscar Ghiglia نصیحت کرده که: «همه چیز را مقدس بدار که آگاهی تو را متعالی خواهد کرد و در طلب آن باش که این عقاید پربرکت را در خویش زنده و همیشگی کنی؛ زیرا که می‌توانند آگاهی تو را به نهایت قدرت خلاقیت برسانند.
 
نگاهی به زندگی و آثار مودیلیانی 
 
البته کارهای Lautréamont هم در این دوره به همین اندازه بر او تأثیرگذار بوده و شعرهای مالدرو (Les Chants de Maldoro) هسته‌ی نسل پاریسی و سورئالیست مودیلیانی شد و این کتاب هم کتاب مورد علاقه‌ی مودیلیانی بود و آن را از بر داشت. مشخصه‌ی اشعار Lautréamont استفاده از عناصر جالب و تخیلات آزاردهنده است. این حقیقت که مودیلیانی در نوجوانی بسیار به این شاعر علاقمند بوده، نشانگر پرورش سلیقه‌ی اوست. بودلر و داننزیو هم با زیبایی‌‌های پست و القای این بینش از طریق نقاشی‌‌های سمبلیک، هنرمندان را به خود جذب کردند. این را مودیلیانی وقتی که مادرش او را بعد از بهبودش از سل به کاپری برده بود، برای Oscar Ghiglia نوشته است.
 
این نامه‌ها در رشد عقاید و پرورش ذهن مودیلیانی بسیار مؤثر بود؛ زیراGhiglia هفت سال از او بزرگتر بود و این طور به نظر می‌رسد که او به مودیلیانی جوان، محدود بودن سطح فکری‌اش را گوشزد می‌کرده. مثل سایر نوجوانان، مودیلیانی به معاشرت با بزرگترها علاقه نشان می‌داد و Ghiglia با توجه مشفقانه‌ی خود و از طریق نامه‌‌های مداوم (که همگی موجود هستند.‌) در تمام مراحل بلوغ مودیلیانی در کنارش بود .
 
«دوست عزیزم، من می‌نویسم تا خودم بر تو نمایان سازم و خودم را نیز به خودم ثابت کنم ... من قربانی نیروی عظیمی هستم که می‌خروشد و سپس متلاشی می‌شود ... یک بورژوا به من گفت – توهین کرد - که خودم یا حداقل مغزم بسیار تنبل است و این برای من خوب بود. بهتر است من این گونه اخطارها را برای بیداری دوست بدارم ... اما ایشان نه می‌توانند ما را بفهمند و نه زندگی را»
 
در 1906، مودیلیانی به مرکز سبک‌‌های هنری پاریس رفت. در حقیقت حضور او در مرکز فعالیت‌‌های هنری، همزمان با ورود دو تن از کسانی بود که آثارشان در دنیا ماندگار است: Gino Severini و Juan Gris . او در Le Bateau-Lavoir که بیشتر هنرمندان فقیر Montmartre در آن بودند ساکن شد و یک کارگاه هم در Rue Caulaincourt برای خود اجاره کرد. گرچه مشخصه‌ی اقامتگاه او در Montmartre فقر بود، اما خود مودیلیانی از همان ابتدا خودش را به عنوان یکی از فرزندان خانواده‌ای که منتظر بودند تا رفاه مالی‌شان را دوباره باز یابند می‌دانست؛ در کمدش لباس‌‌های شیکی داشت. البته نه از روی خودنمایی و کارگاهی که برای خود کرایه کرده بود متناسب شخصی بود با سلیقه‌ای عالی در تزئینات باشکوه مجلل دوران رنسانس.
 
او خیلی زود سعی کرد تا ظاهر بوهمیان‌ها (کسانی که در زندگى یا کار خود به رسم و قانون دیگران کارى ندارند) را به خود بگیرد؛ اما حتی در شلوار کبریتی قهوه ای‌اش، در شال قرمز و کلاه بزرگ سیاهش هم مثل کسی ظاهر می‌شد که در منطقه‌ی فقیرنشین سکونت دارد و زندگی سختی را می‌گذراند. وقتی که او تازه به پاریس رسیده بود، برای مادرش نامه می‌نوشت. کسانی که او را می‌شناسند معتقدند در آن دوران کم حرف و غیراجتماعی بود. نکته‌ی قابل ملاحظه در دیدارش با پیکاسو این بود که مودیلیانی در مورد او که در آن زمان لباس کار مارک‌دار خود را پوشیده بود گفت: «اینکه این مرد یک نابغه است عذری برای سر و وضع ژولیده‌ی او نمی‌شود.»
 
نگاهی به زندگی و آثار مودیلیانی 
 
بعد از یک سال زندگی در پاریس رفتار و شهرت او به شکل چشم گیری تغییر یافت. او از یک هنرآموز شیک به یک شاهزاده‌ی ولگرد تبدیل شده بود. Louis Latourette، شاعر و روزنامه نگار که قبلاً از کارگاه مجلل او بازدید کرده بود، متوجه تغییر فاحش در آنجا شد؛ آثار دوران رنسانس از دیوارها برداشته شده بود و همه چیز وضع آشفته‌ای داشت و در این زمان مودیلیانی معتاد به الکل و مواد بود که بر وضع کارگاهش هم تأثیر گذاشته بود. رفتار او در این دوره، پرتوی روشنی بر پیشرفت سبک هنری او بود و در این میان، کارگاه‌اش قربانی نفرت وی از سبک آموزش هنر شد که در دوران زندگی‌اش مشخص است. او نه تنها تمام نشانه‌‌های فرهنگ بورژوازی‌اش را از کارگاهش برداشت، بلکه تصمیم گرفت بسیاری از کارهای اولیه‌اش را از بین ببرد. او در مورد این حرکت غیرطبیعی، به یک همسایه‌ی شگفت زده‌اش گفت: «اسباب بازی‌‌های بچگانه، وقتی یک بورژوای کثیف بودم ساختمشان.»
 
انگیزه‌ی این نفرت از گذشته‌ی خود، اثر یک دوره تفکرات عمیق است. این نوع تمایلات خود- ویران گرانه، ممکن است از اثرات بیماری سل و دانستن یا فکر کردن به مرگ زودهنگام هم بوده باشد. در محل اقامت او، خیلی‌ها همین طرز فکر را داشتند و واکنش همه این بود که باید از زندگی تا وقتی که هست لذت برد و نباید در خود ویرانی افراط ورزید. شاید این رفتار مودیلیانی به خاطر معروف نبودنش باشد. گفته می‌شود که او با دو هنرمند الکلی دیگر مثل Utrillo و Soutine معاشرت داشت تا در میان همکارانش اعتبار پیدا کند. رفتار مودیلیانی در این فضایی که او را احاطه کرده بود، بسیار مشخص است. روابط عاشقانه‌ی پی در پی، مصرف بیش از حد مشروب و حشیش.او نمونه‌ی بارز یک هنرمند بدشانس است و مثل ون گوگ بعد از مرگش معروف شد.
 
در 1902 - در مرحله‌ی رشد زندگی حرفه‌ای مودیلیانی- با نظرات Andre Salmon که مصرف مواد مخدر و مشروبات را تشویق کرده بود و با پیدایش سبک مودیلیانی و موفقیت آن، خیلی‌ها تلاش کردند تا با استفاده از مواد و شیوه‌ی زندگی مودیلیانی از او تقلید کنند. Salmon – اشتباهاً- ادعا کرد که مودیلیانی وقتی مست نیست یک هنرمند با کارهایی بی‌‌روح است: «از روزی که او خودش را در نوع خاصی از عیاشی محسور کرد، ناگاه نوری که هنر او را تغییر داد، بر او تابید. از آن روز به بعد او تبدیل به هنرمندی شد که باید جزو اساتید زنده‌ی هنر به حساب آید.» بعد از چنین ادعاهایی، بسیاری از هنرمندانی که این نوع بینش و تکنیک‌هایی در کارشان نداشتند، نتوانستند آثار خاصی را خلق کنند. در حقیقت، تاریخ نویسان هنر معتقدند که مودیلیانی اگر در عیاشی افراط نمی‌کرد، می‌توانست به مراحل عالی و بالاتر هنری برسد. ما فقط می‌توانیم تصور کنیم او چه موفقیتی بدست می‌آورد اگر خود- ویرانی را کنار می‌گذاشت .
 
در سال‌‌های ابتدایی حضورش در پاریس، در محیطی متلاطم کار می‌کرد و مدام طرح می‌زد. روزی صدها نقاشی می‌کشید. هرچند بسیاری از کارهای او گم شده یا در پی جا به جایی‌‌های مداوم از بین رفته و یا به معشوقه‌هایی داده شده که آنها را نگه نداشته‌اند. مودیلیانی ابتدا تحت تأثیر آثار Henri de Toulouse-Lautrec بود؛ ولی در سال 1907، او شیفته‌ی کارهای Paul Cézanne شد و سرانجام سبک مخصوص به خودش را به وجود آورد که به سختی قابل طبقه بندی در کنار کارهای سایر هنرمندان است. او در 1910 و در سن 26 سالگی، اولین عشق زندگی‌اش Anna Akhmatova، شاعر روسی را دید. کارگاه آنها در یک ساختمان بود و با اینکه آنای 21 ساله تازه ازدواج کرده بود، ‌رابطه آنها شکل گرفت. او با قد بلند و موهای تیره (مثل موهای مودیلیانی)، پوستی کم رنگ و چشمهایی خاکستری با رگه‌‌های سبز بود؛ این زوج مجذوب هم شدند؛ هر چند که آنا بعد از یک سال به شوهر خویش بازگشت.
 
 نگاهی به زندگی و آثار مودیلیانی
 
 
مجسمه‌سازی
 
در 1909، مودیلیانی مریض و خسته از شیوه‌ی زندگی‌اش، به خانه یعنی لیورنو بازگشت. به زودی او دوباره در پاریس بود و این بار، کارگاهی در Montparnasse کرایه کرد. او خودش را بیشتر به عنوان یک مجسمه‌ساز می‌دانست تا نقاش و تشویق شده بود تا از سبک Paul Guillaume پیروی کند و یک دلال کارهای هنری هم به کارهای او علاقمند شده بود و او را به Constantin Brancusi مجسمه‌ساز معرفی کرد. اگرچه یک سری از کارهای او در مسابقه‌ی «سالن پاییز» (Salon d'Automne ) سال 1912 شرکت داده شد؛ اما او در سال 1914، مجسمه‌سازی را کنار گذاشت و تنها روی نقاشی متمرکز شد. این حرکت در پی مشکلاتش در تهیه‌ی دارو و ضعف بدنی مودیلیانی همراه بود.
 
در کارهای مودیلیانی، آثاری از هنر آفریقا و کمبوجیه را می‌توان دید که ممکن است آنها را در موزه‌ی «de l'Homme» دیده باشد. ولی سبک‌هایی که ایجاد می‌کرد فقط نتیجه‌ی محصور بودن در مطالعات مجسمه‌سازی قرون وسطی در دوران تحصیلش در ایتالیا است. (هیچ سندی از خودش، مثل پیکاسو یا بقیه مبنی بر اینکه او تحت تأثیر هنرهای قومی یا مجسمه‌ساز خاصی بوده،وجود ندارد.) البته می‌شود علاقه‌ی او به اقوام آفریقایی را در بعضی از نقاشی‌هایش دید. هم در نقاشی‌ها و هم در مجسمه‌هایش «, the sitters' faces » نشان دهنده‌ی نقاشی‌‌های مصر باستان با آن صورت‌‌های صاف و ماسک مانندشان، چشم‌های بادامی، لب‌های غنچه، بینی‌‌های کج و گردن‌‌های کشیده است. این مشخصه‌ها در مجسمه‌سازان دوران قرون وسطی قابل مشاهده است. در آغاز جنگ جهانی اول، مودیلیانی سعی کرد تا در ارتش اسم نویسی کند اما به خاطر وضع بد سلامتی‌اش او را نپذیرفتند .

سال‌‌های جنگ
 
بسیاری از فرانسوی‌ها او را با نام modi (نفرین شده) می‌شناسند و در میان خانواده و دوستانش هم dedo. مودیلیانی مردی خوش سیمایی بود که توجه خانم‌ها را جلب می‌کرد. زن‌ها در زندگی او می‌رفتند و می‌آمدند تا زمانی که Beatrice Hastings وارد زندگیش شد. او برای دو سال کنار مودیلیانی ماند و موضوع بیشتر نقاشی‌هایش مثل Madame Pompadour شد و بعدها هم منشأ بسیاری از خشم‌‌های مودیلیانی. هنگامی که نقاش انگلیسی Nina Hamnett در 1914 به Montparnasse رسید، در اولین روز حضورش، مرد خندان میز کناری کافه، خودش را «مودیلیانی نقاش و یهودی» معرفی کرد؛ آنها دوستان بسیار خوبی شدند. تا 1916 او با شاعر هلندی و فروشنده‌ی آثار هنری یعنی Leopold Zborovski , همسر آنا دوست بود.
 
در تابستان همان سال، مجسمه‌ساز روسیChana Orloff، مودیلیانی را به هنرآموز زیبا و 19 ساله‌ای به نا Jeanne Hébuterne مدل کارهایTsuguharu Foujita معرفی کرد. Hébuterne که از یک خانواده‌ی کاتولیک سنتی و بورژوا بود ،Hébuterne با وجود نارضایتی خانواده‌اش، خیلی زود با او زندگی می‌کرد و با اینکه Hébuterne حالا معشوقه‌ی او بود، حضورشان در مکان‌‌های عمومی توجه مردم را حتی بیشتر از کارهای مودیلیانی جلب کرده بود. در سوم دسامبر 1917 نمایشگاه one-man مودیلیانی در گالری Berthe Weill افتتاح شد. رئیس پلیس شهر پاریس از پیکره‌‌های عریانی که مودیلیانی کشیده بود، اینقدر شوکه شده بود که فقط چند ساعت بعد از افتتاح، او را مجبور به تعطیل نمایشگاه کرد. بعد از اینکه مودیلیانی و Hébuterne به شهر Nice نقل مکان کردند؛ Hébuterne باردار شد و دختری به دنیا آورد که او را Jeanne نام نهادند. ( 1918 – 1984)
 
 نگاهی به زندگی و آثار مودیلیانی
 
شهر نایس
 
در Nice، مودیلیانی، فوجیتا و سایر هنرمندان با کمکLeopold Zborovski، سعی کردند تا آثار خود را به جهانگردان پولدار بفروشند. مودیلیانی توانست تعداد کمی ازکارهایش را در ازای مقدار کمی پول بفروشد. با این حال، در این دوران او توانست بهترین آثار خود را که بعدها محبوب ترین و با ارزش ترین کارهای او شد، خلق کند. او در طول زندگیش، شماری از کارهایش را فروخت اما به قیمت پایین و سرمایه‌ای که بدست آورد به زودی بخاطر اعتیاداتش از بین رفت. در ماه مه 1919 به همراه Hébuterne و دخترشان به پاریس باز گشت و در rue de la Grande Chaumière آپارتمانی کرایه کرد. این زوج در آنجا مشغول کشیدن پرتره‌هایی از همدیگر و یا خودشان بودند.
مرگ
 
اگرچه او به نقاشی ادامه داد؛ اما وضع سلامتیش به سرعت وخیم تر می‌شد و مدام به خاطر مصرف الکل دچار فراموشی می‌شد. در 1920 همسایه‌ی مودیلیانی بعد از چند روز بی‌‌خبری از او، به دنبال مودیلیانی گشت تا اینکه او را در بستر و در آغوش Hébuterne که 9 ماهه باردار بود یافتند. با اینکه او را به بیمارستان رساندند اما کار زیادی نمی‌شد کرد. چون او داشت از بیماری سل مننژیتی - که در آن زمان غیر قابل درمان بود – می‌مرد. مودیلیانی در 24 ژانویه 1920 جان سپرد. مراسم تشییع بسیار عظیمی توسط بسیاری از تشکیلات هنری در Montmartre و Montparnasse برگزار شد. Hébuterne را به خانه‌ی پدرش بازگرداندند؛ اما او دو روز بعد از مرگ مودیلیانی، خودش را از طبقه‌ی پنجم پایین انداخت و خود و نوزادی را که در شکم داشت کشت.
 
پیکر مودیلیانی را در قبرستان Père Lachaise به خاک سپردند و Hébuterne را در قبرستان de Bagneux در نزدیکی پاریس. تا اینکه در سال 1930، خانوده‌اش به سختی رضایت دادند که پیکر او را به کنار پیکر مودیلیانی انتقال دهند. یک سنگ قبر به احترام هر دو ساخته شد. روی سنگ قبر مودیلیانی نوشته شده: « قربانی مرگ آن هم در اوج درخشش» و برای Hébuterne: «همدمی وفادار، تا بالاترین حد فداکاری». مودیلیانی بی‌‌پول و مفلس از دنیا رفت و در طول زندگیش تنها یک نمایشگاه برگزار کرد. او آثارش را در عوض یک وعده غذا به صاحب رستوران می‌داد. بعد از مرگش به اوج شهرت رسید و 9 رمان، یک نمایشنامه، یک فیلم مستند و سه برنامه تلوزیونی و یک فیلم سینمایی از زندگی و آثار او ساخته شده است.
 
او را بزرگترین هنرمند قرن بیستم ایتالیا می‌شناسند؛ گرچه اوج دوران هنری‌اش را در خارج از وطنش گذراند. اراده سست او در برابر افیون، اجازه نداد تا دنیای هنر بیش از این از استعداد وی بهره برد. آثار نقاشی و تندیس‌‌های او هم اینک باعث افتخار موزه‌‌های شیکاگو، تیت لندن، موزه هنرهای مدرن پاریس و دیگر مراکز هنری سراسر جهان است. 

ادوارد مانه یک نقاش بی عفت!

وب سایت طراحان خلاق: نقاش مشهور فرانسوى در چنین روزى در سال ۱۸۳۲ در پاریس و در خانواده اى تحصیلکرده به دنیا آمد. پدرش آگوست ادوارد مونه از مقامات رسمى وزارت دادگسترى فرانسه بود و مادرش یوجین دزیره مونه اهل مطالعه بود و دستى در نویسندگى داشت. پدر ادوارد بسیار علاقه داشت فرزندش راه او را ادامه دهد و در رشته حقوق تحصیل کند و براى همین وقتى فرزندش از آرزوى خود گفت اینکه چقدر دوست دارد نقاش شود، به شدت با او مخالفت کرد. به مدرسه نظامى رفت و در ۱۶ سالگى با نیروى دریایى به ریودوژانیرو رفت.
 
ادوارد مانه یک نقاش بی عفت! 
 
پس از بازگشت نتوانست در امتحان ورودى آکادمى نظامى قبول شود و از راه یابى به دانشگاه بازماند. در جنگ سرسخت با پدر بالاخره سر از استودیو نقاشى «توماس کوتور» درآورد و به رغم تنش هاى فکرى با استاد خود تا سال ۱۸۵۰ در همان استودیو ماند. در طول همین زمان که در آتلیه استاد کوتور بود، سفر هاى زیادى به خارج از فرانسه داشت و از روى کار بسیارى از آثار معروف کپى بردارى کرد.

مانه‌ به‌ سنت‌ نقاشی‌ فرانسوی‌ بی‌ اعتنا بود وتقابل‌ معروف‌ دلاکروابااینگرس‌ ،همچنین‌ تحریکات‌ کوریه‌ برایش‌ اهمیتی‌ نداشت‌ کوربه‌ حتی‌ امروز هم‌ برای‌ اهل‌ نقاشی‌ در میان‌ مدرن‌ ها دانست‌ یا آخرین‌ نقاش‌ کلاسیک‌ به‌ هر حال‌ مانه‌ نزدولاسکولز توانست‌ راه‌ حل‌ هایی‌ را که‌ او را عمیقاً به‌ سوی‌ بیان‌ تصویری‌ جهان‌ بینی‌ و نگاه‌ بودلری‌ اش‌ از زندگی‌ مدن‌ هدایت‌ می‌ کرد پیدا کند.
ادوارد مانه یک نقاش بی عفت!

گفته‌ می‌ شود که‌ مانه‌ گاهی‌ بانوعی‌ طنزآمیز از روی‌ کارهای‌ ولاسکوئز تقلید می‌ کرد با این‌ حال‌ همه‌ کارشناسان‌ هنری‌ اتفاق‌ نظر دارند که‌ درعرصه‌ هنر نتیجه‌ کار است‌ که‌ اهمیت‌ دارد . مانه‌ نیز توانست‌ به‌ نبوغ‌ خودش‌ به‌ یک‌ نقاش‌ کامل‌ درعصر خودش‌ تبدیل‌ شود و البته‌ در این‌ مسیر تقلیدی‌ آگاهانه‌ از هنر ولاسکوئزآگاهانه‌ از هنر ولا سکوئز علم‌ سحر انگیزش‌ در استفاده‌ از رنگ‌ ها ، به‌ ویژه‌ در استفاده‌ از رنگ‌ های‌ مشکی‌ و خاکستری‌ ،داشته‌ است‌ بزرگترین‌ و معروف‌ ترین‌ کارهای‌ مانه‌ مدیون‌ ولاسکوئز هستند.
 
درآنها چیزی‌ از هنر نقاشی‌ ولاسکوئز دیده‌ می‌ شود مسلم‌ است‌ که‌ مانه‌ ولاسکوئزرا کپی‌ نمی‌ کند بلکه‌ این‌ روح‌ نقاشی‌ ولا سکوئز است‌ که‌ درزمانی‌ و قالبی‌ دیگر متجلی‌ میشود مثلاً او با الهام‌ از «سرباز مرده‌ »(اثر ایتالیایی‌ قرن‌ هفدهم‌ که‌ تا قرن‌ نوزدهم‌ تصور می‌ شد متعلق‌ به‌ ولا سکوئز است‌) تابلوی‌ «گاو بازمرده‌»(۶۵-۱۸۶۴) را نقاشی‌ می‌ کند که‌ به‌ نظر برخی‌ ازکارشناسان‌ این‌ هنر بعد از سفر مانه‌ درسال‌ ۱۸۶۵ به‌ اسپانیا رتوش‌ شده‌ است‌ وقتی‌ دو تابلو را مقایسه‌ می‌ کنیم‌ متوجه‌ می‌ شویم‌ که‌ هنرمند فرانسوی‌ مطمئناً تحت‌ تاثیر رنگ‌ های‌ سیا استفاده‌ شده‌ در تابلوی‌ «سربازمرده‌» قرار داشته‌ است‌ .
 
ادوارد مانه یک نقاش بی عفت!

«موزه‌ یسین‌ پیر» که‌ امروز الماس‌ درخشان‌ وبی‌ همتای‌ «نشنال‌ گالری‌» در واشنگتن‌ است‌ نیز گوشه‌ چشمی‌ به‌ «نوشندگان‌ » ولاسکوئز دارد. سحر رنگ‌ سیا درتابلوهای‌ ولاسکوئز را درتقریباتمام‌ اثرهای‌ عالی‌ مانه‌ مشاهده‌می‌کنیم‌.

یکی‌ از جاه‌ طلبانه‌ ترین‌ تابلوه‌ ای‌ او به‌ لحاظ‌ فرم‌ و محتوی‌ ،یعنی‌ «اعدام‌ ماکسیمیلیان‌ » مهم‌ از اثر معرف‌ «ترس‌ دمایو » از گویا« Goya »است‌ مانه‌ ازیک‌ خبر سیاسی‌ – تراژیک‌ که‌ نماد شکست‌ سیاست‌ خارجی‌ ناپلئون‌ سوم‌ است‌ و با الهام‌ گرفته‌ ازگویا ، یکی‌ از کار آمدترین‌ تابلوهای‌ نقاشی‌ تاریخ‌ رامی‌ آفریند تابلوهای‌ نقاشی‌ تاریخ‌ را می‌ آفریند مانه‌ همچنین‌ می‌ تواند به‌ عنوان‌ خالق‌ «المپیا» مثل‌ گویا در تابلوی‌ «دختران‌ جوان‌» نگاهش‌ را به‌ یک‌ حیوان‌ اهلی‌ موجود در کادر بدوزد و با چند حرکت‌ مضاعف‌ قلم‌ نقاشی‌ ، سگ‌ کوچک‌ روستا را به‌ یک‌ شاهکار تبدیل‌ نماید.
این تابلو اعتراض شدید مردم را به دنبال داشت. منتقدین «مانه» را به نمایش «بی عفتی» محکوم کردند.
 
«ادوارد مانه» از سردمداران مکتب «امپرسیونیسم» است و نقاشی های او درواقع ادامه سبک نقاشی «گوستاو کوربه» به حساب می آید.
«ادوارد مانه»، نقاش جوان، ابتدا به شیوه نقاشی «کوربه» علاقه مند شد، اما به مرور شیوه دیگری را در پیش گرفت.
 
ادوارد مانه یک نقاش بی عفت! 
 
مانه دنباله ی کار کوربه نقاش شهیر سبک رئالیسم را به صورت تازه ای ادامه داد.طرز فکر مانه و کوربه متفاوت بود و از نظر اخلاق نیز با هم تفاوت داشتند.کوربه به موضوعات عامیانه و توده مردم توجه میکرد و کلا تما یلات چپ داشت.ولی مانه یک بوژوا بود و موضوعاتش را موافق سنخ فکر بوژوا انتخاب می نمود.برای او اهمیتی نداشت اگر مثلا زن عریانی را در میان جمع مردان نقاشی میکرد.باید گفت مانه خود را ازقید موضوعات اخلاقی و اینکه مراعات اخلاق را در هنر بکند برکنار کرد.
 
در این دوران از تاریخ هنر از میان برداشتن قیود اخلاقی اقدامی بود که هر نوخواهی برای آن می کوشید،و مانه نیز یکی از آنان بود و سخت هم مورد اعتراض قرار گرفت.مانه دریافت که شکل ها را با ایجاد اختلاف رنگ،بهتر ار تفاوت بین سایه روشن ها آشکار ساخت. تابلوی قایق نشینان تحولی دیگری در روش وی محسوب می شود و بعدها توسط بسیاری از نقاشان به کار گرفته شد. وی در این تابلو صحنه ای غرق در نور آفتاب را به نمایش می گذارد که حتی در سایه نیز جلوه ای از نور و درخشندگی به نمایش در آمده است.
 
 ادوارد مانه یک نقاش بی عفت!
 
مونه در سال ۱۸۵۹ نخستین اثر کانسپچوال خود را ارائه داد که به رغم نقاط قوت از سوى منتقدان آثار هنرى رد شد. اما مونه مایوس نشد و در ۱۸۶۱ «خواننده اسپانیایى» را به نمایشگاه ارائه داد که نه تنها موفق شد در نمایشگاه به نمایش درآید که جایزه افتخارى مرکز سالون را به دست آورد. این موفقیت بزرگ را مى توان تنها افتخارى است که در سال هاى متمادى و آتى نصیب مونه شد. در سال ۱۸۶۳ مونه با یک نقاش هلندى به نام «سوزان لنهوف» ازدواج کرد.
 
در همان سال مونه یکسرى کار کشید که در میان آنها «موسیقى» و «کارت هاى تویلرى» هر چند پذیرفته شد اما مخاصمه هاى زیادى با خود همراه داشت. ضمن اینکه در سال ۱۸۶۳ یکى دیگر از کار هاى او در نمایشگاه سالون که خود او دو سال پیشتر جایزه افتخارى آن را برده بود پذیرفته نشد و برجاى آن، اثر او سر از سالن برگشتى ها درآورد که امپراتور فرانسه تحت فشار نقاشانى که کار هاى آنها از گالرى ها برگشت مى خورد، افتتاح کرده بود.
 
ادوارد مانه یک نقاش بی عفت! 
 
کار مونه که در این نمایشگاه به نمایش درآمد، اثرى درخور ولى نقد هایى که به او شد بسیار ناامیدکننده بود.در سال ۱۸۶۵ کار مونه به نام «المپیا» خشم صاحبان گالرى سالون را برانگیخت و خاصیت کینه جویى مونه از همان زمان در پاریس منتشر شد. او که از نقد ها و حمله ها خسته شده بود، راهى اسپانیا شد و کار هاى او مورد قبول نقاش اسپانیایى «دیه گو ولازکوئز» قرار گرفت که مونه او را «نقاش نقاشان» مى نامید.در فرانسه مونه دو دوست نزدیک و وفادار داشت. یکى از آنها شارل بودلر شاعر بود که در ۱۸۶۲ قطعه شعرى براى یکى از تابلو هاى مونه سرود و منتقدان این دو را در ردیف هم قرار داده و «انتقام جویان» خواندند.

همچنین دوست دیگر مونه «امیل زولا» بود که در ۱۸۶۶ و در حالى که گالرى سالون بار دیگر کار هاى مونه را رد کرده بود مجموعه مقالاتى نوشت و به چاپ رساند و از کار هاى او ستایش کرد. در ۱۸۶۷ زولا مجموعه مقالات خود را به صورت کتاب به چاپ رساند و در آن اعلام کرد که جاى واقعى کار هاى مونه موزه لوور است و این کتاب را با طرح چهره مونه روى جلد کتاب،به چاپ رساند. در ۱۸۶۸ مونه به هزینه خود ۱۵۰ اثر خود را در نمایشگاه هنر هاى معاصر و در کنار دیگر نقاشانى که به سبک او کار مى کردند به اجرا درآورد چرا که معتقد بود این طورى کار هاى او بهتر درک و فهمیده مى شوند.هر چند مونه معتقد بود که هنرمند باید در زمان خودش زندگى کند و از دید خود نقدى به زمان حال داشته باشد،
با این حال دو اثر مذهبى خلق کرد که شاهکار به حساب مى آیند.«مسیح مرده و فرشتگان» و «تمسخر سربازان به مسیح» نام این دو اثر است که در ۱۸۶۴ و ۱۸۶۵ به نمایش درآمد و به جاى تحسین، مورد تمسخر و استهزا قرار گرفتند. تنها کسى که از کار هاى او دفاع کرد زولا بود که در آن زمان مشغول جا انداختن سبک رئالیسم بود و از این رو کار هاى مونه را خوب درک مى کرد.
 
تابلوی‌ «امیل‌ زولا»
 
تابلوی‌ «امیل‌ زولا» اثر مانه‌ پرتره‌ ای‌ کاملامعروف‌ ازین‌ نقاش‌ بزر گ‌ فرانسوی‌ است‌ که‌ درکتب‌ تاریخی‌ و دایرة‌المعارفی‌ متعدد و به‌ ویژه‌ درکتاب‌ های‌ تاریخ‌ ادبیات‌ فرانسه‌ ،بسیار آمده‌ است‌ به‌ نظر می‌رسد این‌ تابلو نیز درسال‌ ۱۸۶۸ با الهام‌ از پرتره‌ «دن‌ دیه‌ گودی‌ آسدو» رمان‌ نویش‌ مشهور و پر فروش‌ اسپانیول‌ که‌ به‌ دست‌ توانای‌ ولاسکوئز کشیده‌ شده‌ پابه‌ عرصه‌ هنر گذاشته‌ است‌ کنتراست‌ بین‌ رنگ‌ سفید کتاب‌ پیش‌ روی‌ زولا و کت‌ و زمینه‌ سیاهرنگ‌ ، به‌ نوعی‌ در اثر ولاسکوئز دیده‌ می‌ شود.
 
ادوارد مانه یک نقاش بی عفت! 
 
درزمینه‌ تابلوی‌ مانه‌ طرح‌ مبهمی‌ از «نوشندگان‌» اثر ولاسکوئز دیده‌ می‌ شود تا به‌ قول‌ فرانسواز گشن‌ «مکالمات‌ کارگاهی‌ هنرمند فرانسوی‌ از کورو« Corot » تا دگاه‌ درمیانه‌ قرن‌ نوزدهم‌ کاملات‌ تحت‌ تاثیر نقاشی‌ اسپانیول‌ قرار داشته‌ اند دراین‌ میان‌ مانه‌ با تاثیر پذیری‌ آگاهانه‌ از ولاسکوئز( بافاصله‌ دوقرن‌)آثاری‌ ماندگار ازخودش‌ برجای‌ گذاشته‌ است‌ که‌ دین‌ دوباره‌آنها در موزه‌ اورسی‌ (تاپنج‌ ژانویه‌ ۲۰۰۳ ) خالی‌ از لطف‌ نیست‌ .
 
.هر چند در دهه ۱۸۶۰ تصور بر این بود که مونه تاثیر زیادى بر جریان فکرى نقاشان امپرسیونیست گذاشته اما به تدریج معلوم شد که خود او بیشتر از این جریان متاثر بوده است. به تدریج پالت رنگى او رقیق تر شد و خط ها حالت حمله و استحکام کمترى داشتند و بسیار به کار هاى «کلود مونه» نزدیک شد. ضمن اینکه با حفظ حشر و نشر خود با هنرمندان امپرسیونیست، هیچ وقت در نمایشگاه هاى گروهى آنها شرکت نکرد.در سال ۱۸۸۱ بالاخره مونه جایزه و نشان ویژه «لژیون دونور» را در حالى دریافت کرد که به شدت بیمار بود. مداوا در بیمارستان «بلوو» جواب نداد و کار با رنگ روغن برایش سخت شد و از این رو کار با گچ پاستل را آغاز کرد. در بهار ۱۸۸۳ پاى چپ او را قطع کردند اما به کار خود ادامه داد و در آوریل همان سال در پاریس درگذشت.

روزگار برزخی خواجه نظام الملک

هفته نامه کرگدن - مسلم تهوری: درباره خواجه نظام الملک، وزیری که دوام و قوام حکومت سلجوقی را مدیون علم و تدبیر او می دانند. او را باید نمونه یکی از وزرای نیک محضر تاریخ ایران دانست.

ابوعلی حسن معروف به خواجه نظام الملک وزیر مقتدر آلب ارسلان و پسرش ملکشاه بود. امپراتوری سلجوقیان در آن دوره شانه به شانه امپراتوری ساسانیان می زد و این همه مدیون وزیری قدرتمند چون نظام الملک بود. امیر معزی درباره خواجه می گوید: «تو آن خجسته وزیری که از کفایت تو/ کشید دولت سلجوق سر به علیین/ تو آن ستوده مشیری که در فتوح و ظفر/ شده است کلک تو با تیغ شهریار قرین».

پسر خواجه ابوالحسن علی بن اسحاق در قریه نوغان طوس متولد شد. بنا به درخواست پدر از همان کودکی به یادگیری قرآن، آموختن فقه و مذهب شافعی مبادرت ورزید و از وجود اساتیدی چون محمد بن علی بن مهریزد، ابومنصور علی بن شجاع، ابوالقاسم قشیری و ابوحامد الازهری بهره برد. خواجه نظام الملک در فقه پیرو مذهب شافعی و در عقاید پیرو مذهب اشعری بود. وی در سنین نوجوانی به خدمت ابوعلی بن شاذان، وزیر آلب ارسلان درآمد و به عنوان کاتب نزد وی خدمت کرد. ابن شاذان هنگام وفاتش وی را وصیت کرد که به خدمت سلطان آلب ارسلان درآید و او نیز چنین کرد.
 
 روزگار برزخی خواجه

خواجه بیش از 29 سال وزیر درباره سلجوقیان و حدود 57 سال به کار دیوانی مشغول بود. نظام الملک در طول سالیان دراز صدارت سه یادگار ارزشمند برای همشه تاریخ از خود به جای گذارد. اول دستور داد سال شمار خورشیدی فراهم شود تا سال شمار قمری کنار گذاشته شود. دوم آن که دستور داد هزاران بار کتاب شاهنامه فردوسی بازنویسی شود تا زبان ایرانیان نجات یابد و سوم برافراشتن دانشگاه های نظامیه بود که ریشه و پایه دانشگاه های امروزی است و این آخری شاید مهم ترین و تاثیرگذارترین یادگار خواجه باشد.

تاسیس نظامیه نیشابور

نظامیه ها با نظم و نسق خاصی و به صورت کاملا هماهنگ در ایران پهناور آن روزگار شکل گرفته بودند و همانند بورسیه های امروزی در دارس نظامیه آن دوران هر دانشجویی اتاقی خاص خود داشت و مقرری ماهانه می گرفتند و خوراک و خوابگاه نیز برعهده دانشگاه بود.
 
خواجه نظام الملک نظامیه نیشابور را برای ابوالمعالی جوینی ساخت که جوینی به مدت بیست سال در آن جا به تدریس اشتغال داشت و شاگردانی همچون غزالی را تربیت کرد. از جمله بزرگ ترین دانشگاه هایی که خواجه تاسیس کرد نظامیه بغداد بود که در آن زمان بیش از شش هزار دانشجور داشت و آرزوی طالبان علم بود و از اقطار و اکناف بدان جا می رفتند و در طول تاریخ اساتید برجسته ای همچون محمد غزالی، سعید شیرازی، ابواسحاق شیرازی و بسیاری کسان دیگر در آن به امر تدرس اشتغال داشتند. البته برخی کج اندیشان معتقدند که فکر تاسیس مدارس نظامیه که بعدها مشهورترین مدارس تاریخ تمدن اسلامی لقب یافتند با هدف تقابل با شیعی گری به ذهن واجه خطور کرده است.
 
انجام این مهم با مخالفت نظام الملک در هشرهای امپراتوری سلجوقی به تحریک ملکه ترکان خاتون به خاطر مخارجی که برای تاسیس این گونه مدارس می کرد، مورد مواخذه قرار گرفت. در آن موقع فتنه انگیزان از روی رشک به سلطان گفتند که با این پول ها که خرج تاسیس مدارس می شود، می توان لشکری آراست که قسطنطنیه پایتخت روم شرقی را بگشاید.

جورجی یزیدان از قول مورخین اسلامی در این باره می گوید: «خواجه نظام الملک رو به سلطان جلال الدین ملکشاه کرد و گفت: پسر جان من یک پیرمرد هستم. اگر بر ضد من بشورند پنج دینار هم از خود نخواهم داشت و تو جوانکی هستی که اگر بر تو بشورند؛ شاید سی دینار برای خود داشته باشی، تو شب و روز به شهوت رانی مشغول هستی، نافرمانی تو نزد خدا خیلی بیشتر از فرمانروایی تو است.
 
سپاهیانی که تو به آن پشت گرم هستی تیر پرتاب آن ها سیصد زراع است و شمشیرهاشان درازای دو زرع می باشد و مانند تو غرق عیش و عشرت می باشند و با ساز و آوازم سرگرم شده اند. من برای تو سپاهیانی گرد آورده ام که آن ها را سپاهیان شب می گویند. همین که تو و سپاهیانت شب به خواب می روید این لشکریان به شب زنده داری بر می خیزند، دست راز و نیاز به درگاه خدای چاره ساز بر  می دارند، تو را از جان دل دعا می گویند. تو و سپاهیانت از برکت دعای آنان خوش و خرم مانده اید.» ملکشاه که این حرف نظام الملک را شنید، پسندید و خاموش شد.
 
روزگار برزخی خواجه

تشریفات تدریس

خواجه از سال 465ق (1072م) تا 485ق (1092 م) توانست مدارس نظامیه را در شهرهای بلخ، نیشابور، هرات، اصفهان، بصره، مرو، آمل، موصل و بغداد بنا کند که باشکوه ترین آن ها مدرسه نظامیه بغداد بود. از ساخت نظامیه ها که درواقع در حکم مدرسه و دانشگاه بود می توان به صراحت گفت کشور پهناور ایران در قرن یازدهم میلادی در زمینه ساختن دانشگاه و مدارس عالی یک تا دو قرن از اروپا جلوتر بوده است زیرا دانشگاه های آکسفور و کمبریج در انگلستان به ترتیب در سال های 1214م و 1231 م بناشده اند.

خواجه برای ساختن مدارس نظامیه، از ثروت شخصی خود فقط دویست هزار دینار خرج کرد و برای اولین بار هر استاد در این داشگاه (نظامیه بغداد) هنگام تدریس باید از ردا که آن را «طیلسان» می گفتند استفاده می کرد و این کار جزو تشریفات تدریس بود. در حال حاضر که از ردای گشاد در جشن های فارغ التحصیلی استفاده می شود و در تمام دانشگاه هایی دنیا چنین سنتی پابرجاست در واقع تقلیدی است از لباس طیلسان شرقی که در مدارس نظامیه ایران مرسوم بوده است.

عقاید سیاسی خواجه

در دوره صدارت خواجه مذهب اسماعیلیه رشد و توسعه بسیاری یافت و اسماعیلیان به بزرگ ترین تهدید خلافت عباسی و دولت سلجوقی بدل شدند. جماعتی بر این رای هستند که نظام الملک نه با اسماعیلیه که با تمام شیعیان سر ستیز داشت. شاهدشان هم کتاب سیاست نامه خواج نظام الملک است.
 
خواجه  در کتاب سیاست نامه فصل چهل و یکم می نویسد: «در آن روزگار، به خدمت ترکی آمدی. به کدخدایی یا به فراشی یا به رکاب داری، از او پرسیدندی که تو از کدام شهری و کدام ولایتی و چه مذهبی داری؟ اگر گفتی: حنفی یا شافعی ام، و از خراسان و ماوراءالنهرم و یا از شهری که سنی باشد، او را قبول کردی. و اگر گفتی: شیعی ام و از قم و کاشان و آبه وری ام، او را نپذیرفتی... گرچه بسیار مال و نعمت پیش کشیدی، نپذیرفتی! گفتی: برو به سلامت!»

او به سلطان سلجوقی سفارش کرد که نسبت به شیعیان همان اندازه کینه و خشم داشته باشد که با باطنیان اسماعیلی بد بوده است. نویسندگانی که خواجه نظام الملک را شیعه ستیز دانسته اند تنها ارجاعشان به دو چیز است: نخست، متن سیاست نامه و دوم، درگیری های او با اسماعیلیه. پژوهشگرانی که این ادعا را نمی پذیرند دلایلی دارند که هر دو مورد فوق را به شدت به چالش رو به رو می کند.

متن سیاست نامه با ذکر عنوان نویسنده آغاز می شود: «هذا کتاب سیرالملوک تالیف الوزیر العالم العادل الموید المظفر نظام الملک الحسین الطوسی» این در حالی است که نام خواجه نظام الملک، وزیر ملکشاه و آلب ارسلان سلجوقی حسن است و نه حسین. برخی معتقدند که این اشتباه لفظی یا نسخه برداری است اما اولا: این نام افزون بر عنوان در مقدمه هم تکرار شده ثانیا: این تنها خواجه نبوده که لقب نظام الملک داشته است؛ بسیاری از وزیران سلجوقی هم به این لقب آراسته بودند و بسیار امکان دارد که این نظام الملک (حسن) با نظام الملک دیگر (حسین) اشتباه گرفته شده باشد.
 
ثالثا: تواریخ معتبر و رایج اسلامی و حتی نوشته های هم عصر خواجه که اتفاقا به شرح زندگی و اقدامات او نیز پرداخته اند همچون نظامی عروضی در چهار مقاله ذکری از کتابی به عنوان سیر الملوک نوشته او به میان نمی آورند. اتفاق بسیاری روایت های مخالف و گاه صددرصد معارضی را نقل می کنند که خواجه نظام را تا شیعی گری هم بالا می برند. برای نمونه عبدالجلیل قزوینی، عالم شیعه قرن ششم در پاسخ به کتاب «بعض فضائح الروافض» که می کوشد خواجه نظام الملک را خصم شیعه تصویر کند پاسخ های دقیقی می دهد.

و صد البته سیاست نامه کنونی پنجاه فصل دارد؛ به نقل مشهور خواجه در ابتدا سی و نه فصل از آن را نوشته و بعدها به مناسبت شدت درگیری میان سلجوقی ها و شیعیان یازده فصل دیگر هم به آن افزوده است. البته این یازده فصل تا مرگ او منتشر نشد بلکه دستخط آن نزد شاگردان خواجه ماند و پس از مرگ او و فروش کردن فتنه باطنیان اسماعیلی، به اصل کتاب افزوده و منتشر شد. اما در اینب اره هم شبهات و پرسش هایی مطرح است. ملکشاه سلجوقی تنها سی و چند روز پس از قتل خواجه زنده بود و این مدت کوتاه را نیز در عراق عرب و در مجادله با خلیفه عباسی گذراند. بنابراین فرصتی برای قلع و قمع اسماعیلان و لذا بازگشت آرامش به کشور نبوده تا سیاست نامه بخواهد عرضه شود.

براساس شواهد تاریخی، خروج باطنیان اسماعیلی در سراسر ایران چندین سال پس از مرگ ملکشاه و در دوران سلطنت دومین جانشین وی محمد بن ملکشاه رخ داد. مطالب آغاز نیمه دوم کتاب به صراحت از گذراندن دوران فتنه و آشوب و شمشیرهای مختلف و کشتن و سوختن غارت و ظلم و تحویل دولت و اضطراب در کشور سخن می گوید که بی تردید با اوضاع حاکم در دوران سلطنت ملکشاه و پدر وی هیچ سازگاری ندارد و با عصر سلطنت فرزندان او یعنی محمد بن ملکشاه یا مسعود بن محمد بن ملکشاه تطابق بیشتری می کند.
 
بنابراین نمی توان پدیرفت که خواجه پیشگویی کرده و سیاستنامه یک کتاب پیشگویی از حوادث آینده است. کما این که حمید عنایت در کتاب اندیشه سیاسی در اسلام معاصر می گوید: «سیاست نامه درواقع در زمره اندرزنامه است.»
 
 روزگار برزخی خواجه

بسیاری از محققان هم به این نتیجه رسیده اند مجتبی مینوی می نویسد: «بر من تقریبا مسلم است که حتی اولین نسخه ای هم که ابن محمد مغربی یا ناسخ برای سلطان محمد تحریر کرد به عین عبارت نظام الملک نبوده و تغییرات و اضافاتی در آن راه یافته بوده.»

«هیو برت دارک» مصحح انگلیسی سیاست نامه که این کتاب را براساس قدیمی ترین نسخه سیاست نامه تصحیح کرده است، می گوید: «قسمت اعظم کتاب، شامل مطالبی است ماخوذ از منابع دیگر و حکم کردن بر اصل بودن یا نبودن آن ها بسیار مشکل است؛ چه شاید محمد ناسخ یا کسی دیگر حکایت ها و نقل ها را به کتاب افزوده باشد و هیچ وسیله برای پیداکردن آن ها نیست.» 

کتاب اداره کشور

خواجه کتاب سیاست نامه را بنا به درخواست ملکشاه سلجوقی می نگارد و در آن پیرامون آیین کشورداری به رسم ملوک عجم سخن می گوید. او درخصوص کتاب بیان می کند که هیچ پادشاهی را از داشتن این کتاب چاره نیست، خاصه در این روزگار که هرچه بیشتر خوانند ایشان را در کارهای دینی و دنیایی بیشتر بیداری افزاید و در احوال دوست و دشمن بهتر درافتد و روش کارها و راه تدبیرهای صواب برایشان گشوده شود و تربیت و قاعده دربار و درگاه و بارگاه دیوان و مجلس و میدان و احوال و معاملات و رعیت برایشان روشن شود و هیچ چیز در همه مملکت از دور و نزدیک و از بسیار و اندک پوشیده نماند.
 
ایزد تعالی در هر عصر و روزگاری یکی از میان خلق برگزیند و او را به هنرهای پادشاهانه آراسته و ستوده گرداند و مصالح جهان و بندگان را چاره سازد تا مردم اندر عدل روزگار گذرانند.»

خواجه قصد داشت از این رهگذر حاکمیتی به وجود آورد که شرایط اداره کشور را داشته باشد. او در پی محدودبودن فرمان برای انجام بهتر آن، تشکیل سپاه منظم و سازماندهی آن، سپردن کارها به افراد بااهلیت و دارای صلاحیت و همچنین عدم دخالت زنان در دربار بود. از این رو یکی از دختران خود را مامور می  کند مواظب زنان حرم باشد تا دخالتی در امور مملکت نداشته باشند.

چالش های خواجه نظام الملک

خواجه نظام الملک در دوره آلب ارسلان کمتر دچار کشمکش های دربار می شد و سلطان سلجوقی سخنان خواجه را به دیده منت می پذیرفت و هنگام مرگ هم به فرزندش ملکشاه وصیت کرد سخنان وزیر را به مثابه نصحیت مشفقانه از پدری دلسوز بپذیرد و بدان عامل باشد.
 
ملکشاه هم که در بدو سلطنت در عنفوان جوانی و بی تجربگی به سر می برد خطاب به نظام الملک همواره می گفت: «من امور را از کوچک و بزرگ به تو واگذار کردم تو به منزله پدر هستی.» اما به مرور نظام الملک به مشکلات بسیاری از بدسگالان مخصوصا از زمانی که پای مکله ترکان خاتون به عنوان همسر ملکشاه به دربار باز شد مواجه شد. خواجه برای آن که بتواند ملکشاه و دست پروردگان او را نظامی صحیح و بر سیل صواب بدهد، فرزندانش را که برای مشاغل اداری و دیوانی تربیت کرده بود در اقصی نقاط مملکت به استانداری و حکومت رساند و به این ترتیب یک الیگارشی را که اکثر افرادش از بزرگان و فرزندان خواجه بودند بر کشور مسلط کرد تا از دخالت های دربار در امور بکاهد. هر چند دوری فرزندان بر او سخت گران می آمد.

خواجه نظام می گوید: «به خدا زندگی بقالان و عیش ایشان از من خوش تر است زیرا بقال بامداد به دکان آید و شبانگاه به خانه رود و رزقی با اهل و عیال خویش بخورد و فرزندان پیش او جمع شوند و او به دیدارشان خوشدل باشد و من به این سن رسیده چند نوبت معدود پسر خود را دیده ام و عمر عزیز من در تحمل مشاق اسفار و ارتکاب اخطار می گذرد و شب و روز من مستغرق مصالح مملکت و فراهم کردن لشکر و خدم و حشم است و با این همه کارشکی از دشمنان و حسودان ایمن بودمی.» هر چند شواهد تاریخی موید آن است که خواجه از کید بداندیشان و عنان عنودان ایمن نبوده است.

عباس اقبال در مقدمه سیاست نامه می نویسد: «در سال آخر سلطنت ملکشاه مابین شحنه مرو (رییس پلیس مرو) که از بندگان خاصه سلطان بود و یکی از پسران خواجه نظام الملک یعنی «شمس الملک عثمان» نزاعی بروز کرد، شحنه مرو از استبداد شمس الملک به سلطان ملکشاه شکایت برد و خود به دادخواهی به حضور ملکشاه آمد. شاه سلجوقی از این پیشامد در غضب شد و دو تن از وزرای زیردست خواجه را که خصم او بودند پیش او فرستاد و به او پیغام داد که اگر تابع منی چرا فرزندان و اتباع خود را ادب نمی کنی و اندازه خود نگاه نمی داری، اگر می خواهی بفرمایم دولت از پیش تو بگیرم. خواجه از این پیغام رنجیده و از روی تند مزاجی در جواب سلطان پیغام فرستاد که دولت آن تاج به این دوات بسته است. هرگاه این دولت برداری آن تاج بردارند.»
 
روزگار برزخی خواجه

شمشیر و قلم

رقبای نظام الملک وقتی دیدند که او در امور نظامی در کشور به پیشرفت هایی نائل شده به او پیشنهاد کردند که برای تقلیل مخارج نظامی تدابیری بیندیشد ولی او زیر بار نرفت. یکی از مصاحبین ملکشاه به او القا کرده بود که چون مملکت در امنوامان و آرامش است نگهداری چهارصد هزار سپاهی و جیره و مواجب دادن به آنان خرج بیهوده است اگر این عده را به هفتاد هزار تن تقلیل دهند مبلغی توفیر و تفاوت مخارج می شود.
 
نظام الملک به این پیشنهاد چنین جواب می دهد که البته اختیار با سلطان است ولی اگر به چهارصد هزار تن مواجب و جیره می دهد، خراسان، ماراءالنهر تا کاشغر، خوارزم، نیم روز، عراقین، پارس، شام، آذربایجان، ارمنستان، انطاکیه و بیت المقدس همگی در تصرف سلطان است. خواجه با نام بردن مناطق مختلف ایران از کاشغر تا انطاکیه خواست به ملکشاه بفهماند که نگهداری مملکتی به این وسعت به همان چهارصد هزار نیروی اترش نیازمند است و به این وسیله سلطان را قانع کرد.

سر آخر هم ساز مخالف ترکان خاتون زوجه ملکشاه یکی از خوشنام ترین وزرای طول تاریخ ایران را به کام مرگ فرستاد. ترکان خاتون تصمیم داشت که فرزند خردسال خود محود را به عنوان ولیعهد انتخاب کند و این امر با مخالفت خواجه نظام الملک مواجه شد. از این جهت ترکان خاتون به اتفاق تاج الملک که وزیر او بود توطئه قتل خواجه نظام الملک را طراحی کردند. آنان تماس محرمانه ای با یکی از اعضای فرقه اسماعیلیه گرفتند و ترتیب قتل خواجه را دادند و او در شنبه دهم رمضان 485 ق در سفری به نهاوند و به روایتی دیگر در صحنه نزدیک کرمانشاه به وسیله یکی از فداییان اسماعیلیه به نام ابوطاهر ارانی با کارد به قتل رسید. جنازه او را به اصفهان منتقل کردند و در محله احمدآباد (محله کران) کوچه دارالبطیخ که سابقا تربیت نظام الملک می گفتند دفن شد.

سلطان سلجوقی دیر دریافت که تیغ شهریار زمانی بران است که کلک خواجه را در کنار داشته باشد و همانطور که خواجه نظام الملک پیش بینی کرده بود با حذف دوات خواجه حکومت ملکشاه هم دولت مستعجل شد و یک ماه بعد ملکشاه سلجوقی به طور مرموزی وفات یافت.

چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394)


 برترین ها - امیررضا شاهین نیا: به نام خداوند بزرگ. عرض و سلام و ادب دارم خدمت همه شما عزیزان. امیدوارم هر کجا که هستید سلامت و تن درست باشید. یک روز دیگر گذشت و چیزی از سنگینی آوارِ پلاسکو بر روی دل های غم زده و سوگوار مردم ایران کم نشد. پیکر چهار عزیز دیگر شب گذشته پیدا شد و امیدواریم پیکر سایر مفقودین هم به زودی پیدا شود تا حداقل بلاتکلیفی و انتظار تلخِ خانواده های داغدار به پایان برسد. ممنون از اینکه امروز هم با برترین ها همراه هستید.
 
"همسایه و رفیق" عنوان خوبی که المیرا شریفی مقدم، مجری پرکار این روزهای شبکه خبر، برای این بنر و اقدام قابل تحسین کسبه پاساژ کویتی ها در یاری به همسایه های خسارت دیده و داغدار خود در پلاسکو، انتخاب کرده است. شروعی که امیدوارم بتواند، حتی خیلی اندک، از غم این ساعات و روزها بکاهد. دمشان گرم.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

پستی که جناب آقای طعمه در روز تولدش به اشتراک گذاشته است. پس از هجمه هایی که علیه استفاده بیجا و غلط خیلی ها از "ـه" به جای "کسره" در کلمات فارسی صورت گرفت، حالا یک سری از آن سر بام افتادند و کلا برای همه چیز کسره میگذارند. زبان فارسی، زبان رسمی ماست و اینکه میبینیم یک چهره شناخته شده، علی الخصوص یک هنرمند ابتدایی ترین قواعد آن را نمی داند، حس خوبی ندارد. البته اردلان جان توضیحات ما کلی بود و امیدوارم به دل نگیری. ما اصلاً چنین انتظاری از شما نداریم که درست بنویسی، روی صحبتمان با بقیه بود! 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

مهدی جان ای کاش برای چنین جمله ای عکسی مناسب تر از عکست در حال قرعه کشی مسابقه همراه اول انتخاب میکردی. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

امیر قلعه نویی با ایستادن در کنار این دو آتشنشان عزیز و گرفتن عکس یادگاری با آن ها خواسته نشان دهد که به یاد قرمانان شهید پلاسکو است. امیر خان حداقل کاپشن یکی از عزیزان را میگرفتی و می پوشیدی تا این همدردی ملموس تر میشد. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

عکس مجله ای امیر کاظمی، با یکی از این کلاه هایی که در ابتدا قرار بوده گونیِ سیب زمینی بشوند، ولی چون برای این مصرف زیادی کوچک بودند، به کلاه تغییر کاربری داده اند. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

امیرعباس گلاب با این عکس در کنار مادر عزیزش، تولد ایشان را تبریک گفت. تبریک بی پایان به امیرحسین و مادر عزیزش. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 در تایید تمامی حرف های عارف، پیشنهاد میکنم برای بهره گیریِ کامل از تخصص و توانایی های این دو عزیز، از آن ها در حمل آوار و تیر آهن ها و کمک های فیزیکی در پلاسکو استفاده شود تا حداقل به یک دردی بخورند!
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

خاطره بازی رامبد شکرآبی با این عکس از فیلمی که در بیست و دو سال پیش بازی کرده است. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

پیشنهاد بسیار خوبِ رضا کیانیان به خانواده های ایرانی. پیشنهادی سنجیده و منطقی، به جای اینکه پنجاه تومن خرج کنیم تا هم بچه ی خود، هم شهر خود و هم خانه و زندگی خود را منفجر کنیم، پولش را به سازمان آتش نشانی اهدا کنیم تا کمکی کوچک برای تجهیز کردن امکانات مورد نیاز شهرمان باشد. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

این روز ها سخت میشه خندید... سخت میشه حرف زد ... ولی خیلی آسون میشه پست گذاشت! 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

هر کسی به نوعی و بسته به امکانات و تخصص خود سعی در کمک به قهرمانان پلاسکو دارد. تشکر از خاله نسرینِ عزیز. فقط امیدواریم از فردا هرکسی که چای شیرین روی صورتش ریخته و سوخته است به بهانه آسیب دیدن در پلاسکو بر سرِ خانم مقانلو خراب نشود!
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 کاری که باید آتش نشان ها و نیروی انتظامی با اولین دوربین به دست ها در مقابل پلاسکو میکردند!
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 بله سپند جان، هر شروعی یک پایانی دارد، ولی ای کاش برخی کار ها هیچگاه شروع نشوند تا با عذاب به انتظار پایانشان ننشینیم!
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

نسیم ادبی در نمایی از فیلم "خوب، بد، جلف" ساخته پیمان قاسمخانی که در جشنواره فیلم فجر اکران خواهد شد. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

دعوت متفاوت و تاثیرگذار افشین هاشمی از مردم برای داوطلب شدن و دریافت کارت اهداء عضو. اقدامی پسندیده که امیدواریم هیچگاه هیچکسی مجبور به استفاده از آن کارت نشود.  
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

روز گذشته مراسم رونمایی از پوستر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر برگزار شد. پوستری مزین به تصویر زنده یاد استاد علی حاتمی که بهترین طرح ممکن برای بزرگترین اتفاق سینمای کشورمان است. ژست مجید خان مظفری در این مراسم. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

آزاده صمدی هم در این مراسم حضور پیدا کرده بود. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

عکس زمستانی نجمه جودکی و همسر جان در زیر کتیبه های تاریخی گنجنامه همدان. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 اجرشان با بالاسری.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

علی مصفا، لیلا حاتمی و فرزندان عزیزشان، آقا مانی و عسل خانم در مراسم رونمایی از پوستر رسمی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

پژمان و نفس اش هم در مراسم حضور داشتند. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

علی انصاریان که این روز ها از اکثر "هنرپیشه های واقعی" سینما و تلویزیون پرکار تر است، از نقش جدیدی که دارد بازی میکند، رونمایی کرد. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

بانو ثریا قاسمی و بانو مریم شیرزاد در حاشیه دوبله فیلم "سلام بمبئی" که دارد برای پخش نمایش خانگی آماده میشود. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 عشوه های دلبرانه ی تیارا خانم صادقی برای بابا رضا.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

مهناز افشار مبهوت در حاشیه مراسمی که در حمایت از کودکان بدسرپرست در فرهنگسرای ارسباران برگزار شده بود. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

تشکرِ بهنامِ تشکر، از همه کسانی که تولدش را تبریک گفته بودند. تبریک بی پایان به بازیگر متشخص و خوش صدای کشورمان. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

حضور استاد محمدعلی کشاور در مراسم رونمایی از پوستر جشنواره، یکی از شیرین ترین اتفاقات سینمایی در سال گذشته بود. خیلی خوشحالیم که حالِ پدرسالارِ سینما بهبود پیدا کرده است، امیدواریم ایشان را باز هم در اینگونه مراسم ها ببینیم. در کتار بانو احترام برومند که به نمایندگی از همسر فقیدشان استاد داود رشیدی در مراسم حاضر بودند. روح همنه درگذشتگان سینما علی الخصوص استاد رشیدی و استاد حاتمی، قرین رحمت و شادی. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

جشن تولدِ علی فروتنِ عزیز و دوست داشتنی در حاشیه تمرین تیم والیبال هنرمندان. امیدواریم سالیان سال شاد و سرزنده باشد. امید جهان، مسعود روشن پژوه، علی ضیاء، میثم مجیدی و خیلی های دیگر در عکس حضور دارند. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

نگار جواهریان در کنار خواهر و خواهرزاده عزیزش درحال گشت و گذار. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

امروز تولد سینا حجازی عزیز هم هست. تبریک فراوان به این خواننده خلاق و محبوب. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

زری خوشکام، همسر زنده یاد استاد حاتمی در مراسم رونمایی از پوستر جشنواره فیلم فجر. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

عکس یادگاری مهناز افشار با کودکان عزیزی که بدون کودکی کردن بزرگ شدند. آن هم در خیابان های شهر. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 پست های تسلیت و همدردی با ضایعه تلخ شهادت آتشنشان های عزیز و مرگ دردناک تعدادی از هموطنان (یا به گفته شهرداری؛ تعدادی اندک از هموطنان) در حادثه ساختمان پلاسکو، کماکان ادامه دارد، چون این مصیبت در همین لحظه که در حال خواندن این مطلب هستید، تمام نشده و بسیاری از عزیزان هنوز در زیر آوار هستند. نوشته تأمل برانگیز پارسا پیروزفر بمناسبت همین اتفاق.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 
 
این هم پست عمو پورنگ در پی این اتفاق تلخ. خودتان با بالایی مقایسه کنید!
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

عکس هنری در صحن حرم مطهر امام رضا (ع). 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

همین که روایت به چه گوارا منتسب نشده جای بسی شکر دارد. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

برخی ها هستند که اصرار به اخم کردن در عکس هایشان دارند در حالی که اصلاً به آن ها نمی آید. عده ای دیگر هم هستند که به هر نحوی شده ریش میگذارند، بدون توجه به این که این ریش اصلا مناسب ظاهرشان نیست. مصیبت وقتی اتفاق می افتد که این دو موضوع، یک جا، در یک مورد خاص پیش بیاید و کسی نباشد که کمکش کند! 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 آقا رضا قوچان نژاد، رضا گوچیِ خودمان است. اولین ایرانی که توانست در اروپا هت تریک کند و فعلاً آقای گل لیگ هلند است. من بروم اسپند دود کنم و بیایم.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

عکس متفاوت شبنم مقدمی، بر سر مزار زنده یاد مهدی اخوان ثالث، از شاعریان بی تکرار معاصر.
 
"تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من...

چه جنونی

چه نیازی،

چه غمی ست؟"
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

مهرداد صدیقیان و بهرام رادان در حاشیه مراسم رونمایی از پوستر جشنواره. در خبرهای دیروز آمده بود که جشنواره امسال، به احترام آتشنشان های شهید، بدون فرش قرمز و جشن و مراسم اینچنینی برگزار خواهد شد. باید صبر کنیم و ببینیم زورشان به این فشن شوی سالانه خواهد رسید، یا خیر.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 ابراز همدردی الهام حمیدی با عکسی قدیمی از خود در لباس آتش نشانان.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

ای بابا.. این بچه هم از دست رفت.  
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

 ای کاش هیچوقت هنرمندان مان شأن و جایگاه خود را بخاطر فالوئر و لایک فراموش نمیکردند و دلقک بازی را با "کول بازی" اشتباه نمی گرفتند.
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

زیبا بروفه با سوهان کام آتش نشان هایی که چند شبانه روز بی وقفه در حال آوار برداری هستند، را شیرین کرد. دستش درد نکند. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

عکسی عالی از جوانی های فرمانده دسته گروهان دوم ستوان دوم فیروز کریمی. من خودم بشخصه حاضر بودم 28 ماه زیر دست چنین فرمانده ای خدمت میکردم :)))
 
مطلب امروز هم به پایان رسید. تا فردا خداوند یار و نگهدارتان. 
 
چهره ها در شبکه‌های اجتماعی (394) 
 

چهره های تلویزیونی که ستاره سینما شدند

ماهنامه تبار - المیرا حصارکی: تعدادشان کم نیست، ستاره هایی که این روزها برای خودشان در سینما برو و بیایی دارند، اما با یک نگاه ساده به کارنامه کاریشان متوجه می شویم که برای اولین بار در قاب جعبه جادویی ظاهر شدند. سریال بازی کردند و مخاطبان پرشمار رسانه ملی چهره شان را شناختند و ستاره شدند، اما ظاهرا با بی مهری تلویزیون رو به رو شدند. تصمیم گرفتند عطای آن را به لقایش ببخشند و تنها روی پرده نقره ای ظاهر شوند. 

تلویزیون در معرفی ستاره حرف اول را می زند و باید اعتراف کرد که رقیبی در این زمینه ندارد، اما مشکل از همین جا شروع می شود؛ هنرمندانی که با تلویزیون تبدیل به ستاره شدند، اما در سینما رشد کردند و دیگر به تلویزیون برنگشتند. نمونه شاخص آنها رضا عطاران است؛ بازیگری است که با بازی در مجموعه «ساعت خوش» درخشید، با کارگردانی سریال های مناسبتی رشد کرد، اما به سینما رفت و مسیر کارگردانی اش را در این مدیوم ادامه داد.

ستاره هایی مانند رضا عطاران کم نیستند، ستاره های تخت سلیمانی، آنتن تلویزیون را با این حجم از مخاطب رها کردند و جان تازه ای به سینما بخشیدند. آنها در سینما می درخشند و هر روز به محبوبیتی که دارند، اضافه می کنند. در این گزارش مروری داریم بر بازیگرانی که در تلویزیون ستاره شدند و به سینما آمدند.

 آنها با اینکه هرازگاهی سرکی به تلویزیون کشیدند اما خانه اصلی شان همچنان سینماست. ستاره هایی نیز هستند که اولین حضورشان به عنوان بازیگر در تلویزیون بوده اما قبل از ستاره شدن از طرف کارگردانان سینما جذب شدند، مانند محمدرضا فروتن، مهناز افشار و...

مریلا زارعی؛ شاگرد دبیرستان خضرا

تکیه بر تخت سلیمانی

اواسط دهه 70، چهره تازه ای در دو سریال پرمخاطب «دبیرستان خضرا» و «هوای تازه» دیده شد. دبیرستان خضرا را اکبر خواجویی کارگردانی کرده بود و در همان زمان با میزان مخاطب بی نظیری رو به رو شد. یک سریال 13 قسمتی که سکوی پرتاب بازیگر جوانی به نام مریلا زارعی شد. بعد از آن با سریال «هوای تازه» به کارگردانی احمد آقالو، مخاطبان ارتباط خوبی با او برقرار کردند. 

تا اواخر دهه 70، در چند سریال دیگر هم بازی کرد. «شن های کف رودخانه»، «فردا دیر است»، «داستان یک شهر» و «پلیس جوان» از مجموعه هایی است که زارعی در آنها بازی کرده است. در راه ورود به سینما چند انتخاب فیلم های گیشه ای داشت، اما بعد از «دو زن» ادامه مسیرش در بازیگری تغییر کرد. کمتر پیشنهادی را قبول می کرد و کم کم از تلویزیون فاصله گرفت و تا سریال «کلاه پهلوی» دیگر در هیچ سریالی حاضر نشد.



از اکسیژن تا درباره الی

تکیه بر تخت سلیمانی

اگر قرار باشد ماجرا را از همان ابتدا تعریف کنیم، باید بگوییم که شهاب حسینی از گویندگی در رادیو شروع کرد، به اجرا در برنامه تلویزیون رسید، که محبوب ترین آن ها «اکسیژن» بود. بعد بازی در سریال های تلویزیونی را شروع کرد و امروز یکی از ستاره های سینما به شمار می آید. بازی را از سریالی به نام «خانواده محبوب» شروع کرد، اما انتخاب دوم او «پس از باران» بود. سریالی که سال 77 به عنوان یکی از پرمخاطب ترین سریال های تلویزیونی شناخته شد و به غیر از شهاب حسینی، چهره های زیادی را به مردم معرفی کرد. بعد از این سریال «پلیس جوان» شروع شد؛ سریالی که سکوی پرتاب او بود.

در همان سال های اول تبدیل به ستاره ای شد که به طور هم زمان در سینما و تلویزیون کار می کرد. در حالی که فیلم «رخساره» را بر پرده سینماها داشت، «پلیس جوان» از شبکه سوم سیما روی آنتن رفته بود، اما بعد از دو سال همه چیز تغییر کرد. انتخاب های سینمایی اش بیشتر شد و میزان حضورش در سریال های تلویزیونی کاهش پیدا کرد.

در سینما با فیلم هایی مثل «واکنش پنجم»، «شمعی در باد»، «این زن حرف نمی زند» روی پرده رفت و در تلویزیون هیچ سریالی نداشت. حضورش در سینما ادامه داشت و در تلویزیون همچنان کمرنگ بود. «مدار صفر درجه»، «رقص پرواز» و «شوق پرواز» آخرین سریال هایی بودند که او در آنها حضور داشت و البته سریال «سرزمین کهن» که در نیمه های راه متوقف شد. 

«درباره الی» به هواداران او افزود و حالا شهاب حسینی سوپراستار سینمای ایران است. نزدیک به یک دهه است که در بسیاری از نظرسنجی های منتقدان و مردم در صدر قرار دارد و به نظر می رسد همچنان راه برای او باز است و هر روز ستاره یک فیلم تازه می شود.



یوزارسیف درگیر سینما

تکیه بر تخت سلیمانی

مصطفی زمانی یکی از بازیگرانی است که می توان در موردش گفت که یک شبه راه صدساله را رفته است. با بازی در سریال «یوسف پیامبر» خیلی زود به محبوبیت بی نظیری دست پیدا کرد اما هوش بالایی به خرج داد و تصمیم گرفت در مقابل پیشنهادهای نه چندان خوب مقاومت کند. 

بعد از یوسف پیامبر در سریال «در چشم باد» بازی کرد و جای خودش را بین مخاطبان محکم کرد و بعد از یک سال با بازی در فیلم سینمایی «آل» به کارگردانی بهرام بهرامیان، تلویزیون را برای همیشه بوسید و کنار گذاشت و به طور متمرکز در سینما شروع به فعالیت کرد. 

بعد از آل با حسن فتحی همکاری کرد و نظرات را به خوبی به سمت خودش جلب کرد. هر چند بعد از آن درخشش او را در سریال «شهرزاد» دیدیم، اما در همین سریال هم با ستاره های سینما هم بازی بود و به نظر می رسد برنامه درستی برای خودش در نظر گرفته است.



قطام سیمرغ به دوش
 
تکیه بر تخت سلیمانی

بعد از بازی در نقش قطام، شهرت و محبوبیت بسیاری را به دست آورد، اما بعد از آن بازیگری را کنار گذاشت و برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. زمانی که بازگشت، دوباره با داوود میرباقری به فعالیتش ادامه داد و در فیلم سینمایی «ساحره» ایفای نقش کرد. بعد از این فیلم سینمایی، چندین تجربه سینمایی دیگر هم داشت، اما ترجیح داد در زمینه طراحی صحنه و لباس به فعالیتش ادامه دهد و در بازیگری گزیده کار باشد. تا اینکه به سیمرغ بلورین برای بازی در فیلم «ورود آقایان ممنوع» رسید. بعد از آن بود که نقش های متفاوتی را در سینما تجربه کرد و تا همین سال گذشته، در هیچ سریالی از تلویزیون دیده نشد تا اینکه به «پرده نشین» بهروز شعیبی رسید.



مهتاب کرامتی؛ اُخت شده با سینما

تکیه بر تخت سلیمانی

کمتر کسی به خاطر دارد که مهتاب کرامتی برای اولین بار در سریال «مردان آنجلس» ظاهر شد؛ سریالی مذهبی – تاریخی که در اواسط دهه 70، با حجم زیادی از مخاطبان رو به رو شد. بازی در همان سریال کافی بود تا مورد توجه کارگردانان سینمایی قرار بگیرد. 

هرچند انتخاب اول او در سینما، «مردی از جنس بلور» خیلی چشمگیر نبود، اما در ادامه انتخاب های بهترین به خرج داد و با سومین فیلمی که در سینما داشت «مومیایی 3» کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول شد و به این ترتیب توجه بیشتری به سمت او جلب شد. بعد از این اتفاق تنها در دو سریال «مریم مقدس» و «خاک سرخ» بازی کرد و بیشتر زمانش را برای بازی در فیلم های سینمایی گذاشت.



ستاره در پناه تو

تکیه بر تخت سلیمانی

اوایل دهه 70، بازیگر تازه ای به سینمای ایران معرفی شد. پارسا پیروزفر اولین بار در فیلم «مجسمه» حاضر شد، اما مورد توجه قرار نگرفت. تا اینکه فرصت بازی در نقشی کوتاه برای داریوش مهرجویی در فیلم پری را پیدا کرد، اما حضورش در این فیلم نیز برای او اتفاقی ایجاد نکرد.

 بعد از بازی در همین فیلم بود که حمید لبخنده سراغ او رفت و نقش اصلی سریال «در پناه تو» را به او داد. بعد از همین سریال بود که به سرعت محبوب شد و مخاطبان دنبال چهره او در سریال های دیگر می گشتند، اما پارسا پیروزفر هم مانند ستاره های دیگر وارد سینما شد و تا چند سال سراغ تلویزیون نرفت و در چند فیلم سینمایی بازی کرد.

اواخر دهه 70 اما دوباره با پیشنهاد حمید لبخنده در سریال «در قلب من» در قاب تلویزیون حاضر شد. هر چند این سریال مانند «در پناه تو» پرمخاطب نشد، اما به هر حال مردم با چهره پیروزفر آشنا بودند و او با بازی اش در این سریال به عنوان ستاره نام خودش را ثبت کرد. بعد از این سریال به طور متمرکز در سینما حضور داشت. بعد از چند سال دوباره به تلویزیون بازگشت و «سفر سبز» و «در چشم باد» آخرین سریال هایی بودند که به او عنوان یکی از ستاره هایش در آن حاضر شد.
 
آخرین کار پارسا پیروزفر روی صحنه اتفاق افتاد با نمایش ماتریوشکا. کارگردانی و طرح این نمایش نیز که بسیار مورد استقبال قرار گرفت نیز بر عهده خودش بود.

نرخ استفاده از شبکه ملی اطلاعات نصف اینترنت

خبرگزاری مهر - معصومه بخشی پور: وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: طبق مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات تعرفه ترافیک اینترنت داخلی نصف قیمت ترافیک اینترنت خارجی شد.
 
 وزیر ارتباطات:نرخ استفاده از شبکه ملی اطلاعات نصف قیمت اینترنت شد

محمود واعظی در حاشیه رونمایی از پروژه های پستی همزمان با سی و هشتمین سالگرد انقلاب اسلامی در مورد تعیین نرخ ترافیک داخلی اینترنت گفت: هفته آینده فاز دوم شبکه ملی اطلاعات به بهره برداری می رسد و در این بخش امکانات مختلفی را برای کاربران رونمایی خواهیم کرد.

واعظی گفت: از این پس آنچه که کاربران به عنوان ترافیک داخلی در کشور استفاده می کنند و بر بستر شبکه ملی اطلاعات و با محتوای داخلی خواهد بود، نصف قیمت گذشته پرداخت خواهند کرد.

وی گفت تمامی اپراتورها، شرکت مخابرات ایران و اپراتورهای ارتباطات ثابت موظف هستند از اواسط این ماه ترافیک داخل و خارج اینترنت را از هم جدا کنند و تعرفه ترافیک داخلی باید نصف قیمت اینترنت باشد.

واعظی گفت: این موضوع از طریق سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی نظارت خواهد شد و حقوق مردم در این مصوبه کاملا شفاف است.

به گفته وی، سایت هایی که در داخل کشور میزبانی می شوند و همچنین محتواهای داخلی و انواع خدماتی که بر بستر شبکه ملی اطلاعات ارائه می شود با نصف قیمت اینترنت محاسبه خواهد شد.

6 شبکه اجتماعی فوق العاده مخصوص کودکان

وب سایت کلیک:  اگر کودکی دارید که مثل خیلی از هم سن و سالانش قصد دارد عضو شبکه های اجتماعی شود، قبل از آنکه اکانتی را در فیسبوک و تلگرام و غیره برای خود بسازد می توانید آن را عضو ۶ شبکه ای کنید که مخصوص کودکان است و قوانین خاص آن ها را دارد.
 
 ۶ شبکه اجتماعی فوق العاده مخصوص کودکان

در این مطلب شما با ۶ شبکه اجتماعی آشنا می شوید که مخصوص کودکان است و به والدین آمریکایی پیشنهاد شده است.

روزانه فیسبوک جلوی ده‌ها هزار نفر از کودکانی که قصد ایجاد حساب کاربری دارند را می ‌گیرد و تعجب برانگیز نیست اگر همین کودکان به خاطر دسترسی یافتن به شبکه در مورد سن خود دروغ بگویند و این امر آنان را در خطر مواجهه با فضای ناسالم مجازی قرار می ‌دهد.

اگر فرزند کوچک یا نوجوان شما مدام از شما خواهش می ‌کند که یک حساب کاربری در شبکه‌ اجتماعی برایش باز کنید، شبکه‌ های اجتماعی بسیاری مخصوص کودکان وجود دارد که از قوانین ” انجمن حفاظت از کودکان آنلاین ” تبعیت می‌ کند و محیط سالمی برای فعالیت کودکانتان است. در اینجا ما شش نمونه از شبکه‌ های اجتماعی مخصوص کودکان را معرفی می ‌کنیم:

Grom Social : زمانی که یک کودک ۱۱ ساله از فیسبوک طرد شد، تصمیم گرفت شبکه‌ اجتماعی مخصوص خود را  بسازد و نتیجه‌ آن یک فضای مخصوص کودکان برای چت، اشتراک گذاری تصویر و ویدئو؛ کمک گرفتن برای انجام تکالیف و بسیاری امکانات دیگر بود. تنها والدینی اجازه‌ ورود دارند که مورد تائید قرار گرفته باشند و این پدر و مادرها به صورت مرتب ایمیل‌هایی از فعالیت کودکان خود در فضای مجازی دریافت می ‌کنند. هزینه: رایگان؛ سن: ۱۵ و کمتر.

Everloop: این سایت خود را با نام ” بستر اجتماعی حلقه زنی” معرفی کرده است زیرا این فضا یک حلقه‌ خصوصی  کودکانه به منظور ایجاد ارتباط، به اشتراک گذاری علاقمندی ها در زمینه‌ های ورزشی، موسیقی و یا لطیفه ایجاد می ‌کند. فرزندان می ‌توانند کسانی را به لیست دوستان خود اضافه کند و یا در مباحثی با کودکان آنلاین دیگر شرکت کنند؛ اما همیشه تحت نظر والدین خود که یک حساب کاربری نظارتی دارند؛ هستند. هزینه: رایگان، سن: نوجوان.

Fanlala: این سایت خود را با عنوان ” شبکه‌ اجتماعی کودکان معروف” معرفی می‌ کند، کودکان می ‌توانند در انواع  بازی‌ ها، مسابقات و محتویات مربوط به افراد مشهور، تلوزیون، فیلم ‌ها و همینطور موسیقی شرکت داشته باشند. "فانلالا” از والدین کودکان زیر ۱۳ سال درخواست ایجاد یک حساب کاربری برای نظارت بر فرزند خود، قبل از ایجاد حساب کاربری برای فرزندان می‌ کند، سپس آنان می ‌توانند به کلوپ هواداران بپیوندند و یا با دوستان خود گروه تشکیل دهند. هزینه: رایگان، سن: نوجوان.

Yoursphere: این سایت از والدین درخواست می ‌کند قبل از فعال کردن حساب کاربری فرزندان خود، در قسمت  پس زمینه اطلاعات را تائید کنند؛ این شبکه به کودکان اجازه می‌دهد "حوزه‌هایی” در وبلاگ شخصی خود بر طبق علاقمندی هایی مانند ورزش، برنامه ‌های تلوزیون و بازی‌های آنلاین ایجاد کنند. هزینه: رایگان، سن: ۱۸ سال و کمتر.

Kidsworld: در بین اخبار ستاره‌ها، ستون مشاوره و بازی‌ها؛ شبکه‌ اجتماعی قسمتی از سایت با وبلاگ‌ ها، صفحات و روش‌ های مناسب دیگر برای ارتباط با دوستان می ‌باشد. هزینه: رایگان، سن: ۹ تا ۱۴٫

GaintHello: در مقایسه با فیسبوک، این سایت بر محوریت بازی‌های آنلاین می‌چرخد اما امکاناتی مانند صفحه‌  پروفایل، به روزرسانی تصاویر و موقعیت و غیره را نیز داراست. این سایت قبل از اینکه اطلاعات شخصی کودکان را ثبت کند از آن‌ها تائیدیه والدین را می‌خواهد. به علاوه آن‌ها برای دعوت دوستانشان تنها از طریق ایمیل، گرفتن کد و دادن آن به دوستان و همینطور دوستان مشترک؛ می‌توانند اقدام کنند. هزینه: رایگان، سن: ۷ تا ۱۳٫

تعیین حداقل سن برای شبکه های اجتماعی


وب سایت کلیک: اخیرا در اتحادیه اروپا قوانین جدیدی در رابطه با افزایش سن مجاز کودکان برای ورود به محیط های مجازی وضع شده است. در این راستا مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانه ای نیز هشدارهایی را به خانواده ها نسبت به افشای حریم خصوصی کودکان در این فضا، داد.
 
 تعیین حداقل سن مجاز برای ورود به شبکه های اجتماعی در اروپا

با گسترش نفوذ اینترنت دسترسی افراد به خدمات مختلف ارائه‌ شده در فضای مجازی افزایش یافته است. کودکان نیز از این امر مستثنی نبوده ‌اند. نسل به نسل شاهد بلوغ توانایی‌هایی آن‌ها در استفاده از فناوری‌ های مختلف و استفاده از اینترنت بوده ‌ایم و هستیم. متناظر با این پیشرفت ‌ها، تهدید های مختلف و متنوع موجود در فضا های مجازی مختلف به ویژه در شبکه‌‌ های اجتماعی که مشخصه اصلی آن‌ ها تعامل و ارتباط با سایر کاربران است، نگرانی‌ ها در مورد امنیت کودکان و نوجوانان را بسیار افزایش داده ‌است.

یکی از دلایل اهمیت این موضوع، آسیب ‌پذیری بیشتر کودکان در فهم حریم خصوصی و آگاهی از مسائل پیرامون آن است. برای مثال در ساده‌ ترین شکل این آسیب ‌پذیری، ممکن است سیاست‌ های حریم خصوصی در شبکه‌ های اجتماعی به زبانی غیر از زبان مادری به کودکان و نوجوانان نمایش داده شود که مسلما توسط کودک به خوبی درک نمی‌شود.

نقش والدین در برقراری امنیت و حریم خصوصی کودکان در شبکه‌ های اجتماعی

با توجه به آسیب ‌پذیری کودکان در فضای مجازی، مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانه ‌ای (مرکز ماهر) اعلام کرد: نیاز است تا با آموزش درست به کودکان و آگاه‌ سازی آنها پیشگیری‌ های لازم از اتفاقات احتمالی و سوءاستفاده‌ها به عمل آید.

براساس اعلام مرکز ماهر، طیف اینگونه آموزش ‌ها، از آموزش کودکان راجع به هویت مجازی‌ آن ‌ها و ماندگاری اطلاعات منتشر شده از آن ‌ها در فضای مجازی تا آگاه ‌سازی والدین از چگونگی فرآیند‌های کنترلی کودکان گسترده است. همانطور که مشهود است، نقش والدین و آگاهی ‌‌آن‌ ها در برقراری امنیت و حریم خصوصی کودکان در شبکه‌ های اجتماعی انکار ناپذیر است؛ برای مثال، مادامی که والدین ندانند که دستگاهی که برای بازی کودک خود تهیه کرده ‌اند، توانایی اتصال به اینترنت و احیانا عضویت در گروه‌های بازیکنان یک بازی خاص را نیز دارد، نمی ‌توانند کنترل ‌های لازم را نیز انجام دهند.

سن مجاز کودکان برای ورود به شبکه های اجتماعی ۱۶ سال تعیین شد

تصویب قوانین جدید در اروپا در راستای افزایش حداقل سن مجاز کودکان برای حضور در شبکه‌های اجتماعی از ۱۳ سال به ۱۶ سال در اواخر سال ۲۰۱۵ ، نشان‌ دهنده وجود نگرانی‌ هایی در سایر کشور‌ها در مورد استفاده کودکان از شبکه ‌های اجتماعی است. علاوه بر این، طی یک نظرسنجی که در ژوئن ۲۰۱۴ در اسپانیا انجام شد، نشان داده شد که درصد قابل توجهی از والدین، از حضور کودکان ۱۰ تا ۱۷ ساله خود در شبکه‌ های اجتماعی و قرار دادن اطلاعات شخصی در دسترس عموم، جلوگیری به عمل آورده و یا فعالیت‌‌ های کودکان توسط والدین نظارت می‌ شود.

نتایج این نظرسنجی در نمودار زیر قابل مشاهده است:

 تعیین حداقل سن مجاز برای ورود به شبکه های اجتماعی در اروپا

مرکز ماهر با هشدار در مورد اینکه اطلاعات شخصی کودکان همانند اطلاعات شخصی بزرگسالان، در حال تبدیل ‌شدن به یک کالای تجاری است اعلام کرد: طبق مطالعات انجام شده توسط  تیم تحقیقاتی دکتر اگنس نارین، ۹۵ درصد نوجوانان انگلیسی نگران این مسئله هستند که اطلاعات شخصی‌ شان در اختیار تبلیغ ‌کنندگان یا وبگاه‌ های دیگر قرار بگیرد.

همچنین از حدود ۴۰ وبگاه محبوب کودکان، تقریبا دو سوم آن‌ ها اطلاعات شخصی کودکان را (بعضا به صورت انتخابی) برای دسترسی به بخش ‌های مشخصی از وبگاه درخواست می‌ کنند. از نظر نوع اطلاعات، ۷۰ درصد این وبگاه‌ ها نام، ۵۳ درصد رایانامه، ۴۳ درصد تاریخ تولد، ۴۰ درصد کد پستی، ۲۴ درصد آدرس و ۱۳ درصد شماره موبایل را درخواست می‌ کنند.

برخی کسب ‌وکارها کودکان را توسط تحقیقات، کوییزها و مسابقات هدف قرار می ‌دهند و برای مثال اطلاعات شخصی آن‌ ها را مثل اطلاعات خانواده و دوستانشان، بدون رضایت و آگاهی والدین جمع ‌آوری می‌ کنند. دورنمای برنده شدن یک جایزه یا دریافت یک سرویس رایگان یا دریافت تخفیف، می‌ تواند انگیزه کافی برای ارائه اطلاعات شخصی را ایجاد کند. گزارش کمیته حریم خصوصی دفتر استرالیا ( Australian Office of the Privacy Commissioner ) نشان می‌ دهد که جوانان استرالیایی علاقه زیادی دارند تا جزئیات شخصی خود را به منظور دریافت جوایز یا تخفیف دریافت کالا یا سرویس، ارائه دهند. حال آنکه اغلب این پیشنهادات، در اصل اغوایی برای دریافت اطلاعات شخصی است.

کودکان داده های شخصی خود را دست کم می گیرند

به دلیل آنکه ممکن است کودکان مدل تجاری بسیاری از سرویس‌ های اینترنتی مانند شبکه‌ های اجتماعی و انجمن ‌های برخط را به درستی درک نکنند، رغبت کسب‌ و کارها به داده‌‌ های شخصی خود را دست ‌کم می‌ گیرند. کاربران اغلب از وجود یک بازار دوجانبه آگاه نیستند که به وسیله آن از یک طرف ارائه‌ دهندگان خدمات برخط، سرویس‌ هایی را پیشنهاد می ‌دهند و از طرف دیگر تجارت خود را بر اساس اطلاعات شخصی کاربران انجام می‌ دهند.

 وقتی کودکان از چنین سرویسی استفاده می ‌کنند، چالش اصلی ارائه اطلاعات کافی در مورد اهداف و حوزه استفاده از داده‎ های شخصی و همچنین دریافت رضایت از والدین است. علاوه‌ بر این، تنظیمات پیش ‌فرض به ‌ندرت در حالت بالاترین سطح حفاظت از حریم خصوصی برای کاربران، از جمله کاربران کم سن و سال (کودکان) قرار می ‌گیرد. در نهایت، کودکان و والدین آن‌ ها با مشکلات مختلف و پیچیده تنظیمات حفظ حریم خصوصی مواجه هستند.

به طور کلی خطرهایی که متوجه حریم خصوصی کودکان است، در کشور‌های مختلف متفاوت بوده و به جو حاکم در جامعه، معیار‌های فرهنگی و شرایط فیزیکی مانند میزان دسترسی به اینترنت بستگی دارد.

مرکز ماهر تاکید کرد: از آنجا که با یک نگاه گذرا در جامعه خود، متوجه حضور پررنگ کودکان در شبکه‌های اجتماعی و مهارت بالای آن‌ها در استفاده از وسایل ارتباطی مشاهده می ‌شویم، لازم است که آموزش‌های لازم در مورد خطرات موجود و نحوه استفاده صحیح از این امکانات و بالطبع تاثیرات منفی استفاده بی حد و مرز از خدمات موجود در اختیار کودکان و حتی والدین قرار گیرد. چه بسا والدین نیز به عنوان الگوی اصلی کودکان خود، در حین آموزش به آن‌ها، با خطرات و اصول موجود در حوزه حفاظت از امنیت و حریم خصوصی آشناتر شوند و در نهایت اعتلای کل اقشار جامعه حاصل شود.

کشف میکروب‌هایی که روی مریخ زنده می‌مانند

مجله دیجی کالا - امیرحسین میرزایی: گروهی از پژوهشگران دانشگاه آرکانساس توانسته‌اند ثابت کنند که میکروب‌ها می‌توانند در سطح مریخ به زندگی خودشان ادامه دهند. بر اساس این تحقیقات که مراحل آن یک سالی به طول انجامیده، می‌توان این احتمال را در ذهن پروراند که زندگی زمانی در سیاره‌ی سرخ وجود داشته است؛ حتی اگر این زندگی بسیار کوچکتر از آنچه باشد که تصور می‌کنیم. دانشمندان زمانی متوجه این موضوع شدند که مریخ‌نورد Curiosity وجود متان را در مریخ تایید کرد. بیشتر متان روی زمین، توسط موجودات زنده تولید می‌شوند و این پدیده ممکن است در مریخ هم صحت داشته باشد.
 
 کشف میکروب‌هایی که روی مریخ زنده می‌مانند

روی سیاره‌ی زمین، گروهی از ارگانیسم‌های بسیار کوچک به اسم متانوژن‌ها، گاز طبیعی تولید می‌کنند. متانوژن‌ها برای زندگی کردن نیازی به اکسیژن یا فوتوسنتز ندارند و به همین دلیل، می‌توانند روی مریخ زنده بمانند؛ البته به این شرکت در زیر سطح مریخ باشند و از درجه‌های بالای اشعه‌ی فرابنفش سالم بمانند.

با توجه به اینکه در حال حاضر نمی‌توانیم برای مثال گاو و میمون به مریخ بفرستیم و این موضوع را تایید کنیم، دانشمندان میکروب‌هایی را در لوله‌های آزمایشی قرار دادند که مایع درون آن‌ها، مایع زیر سطح مریخ را شبیه‌سازی می‌کرد. فشار بسیار پایین زیر سطح مریخ هم در لوله‌های آزمایش، بازسازی شده است.

پس از یک سال آزمایش‌های متفاوت روی چهار گونه‌ی مختلف، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که آن‌ها می‌توانند در این محیط‌های سخت، از ۳ تا ۲۱ روز زنده بمانند.

چرا شکر چسبناک است؟

وب سایت آی تی رسان - سینا اباذریان: مواقعی پیش می‌آید که تشخیص تفاوت ظاهری نمک و شکر مشکل می‌شود. بنابراین شاید تا به حال برایتان پیش آمده باشد که یک کیک شور پخته باشید! اما اضافه کردن آب به هر کدام از این دوقلوهای دانه سفید، نتایج مختلفی در بر دارد. شکر و نمک، هر دو در آب حل می‌شوند. پس از حل شدن شکر، محلولی چسبناک به دست می‌آید؛ اما در مورد نمک این طور نیست.
 
 چرا شکر چسبناک است؟

پیوندهای هیدروژنی، دلیل کلیدی چسبندگی محلول شکر هستند. شکر به تنهایی، ماده‌ای جامد بوده که مولکول‌های آن شامل اتم‌های کربن، هیدروژن و اکسیژن است. بلورهای شکر آنچنان دست نخورده هستند که به راحتی می‌توان آن را غربال کرد و مانند مایع آن را جاری نمود. اما در حالت مایع، پیوندهای قوی پیشین اکسیژن-هیدروژن شکر، شروع به شکسته شدن کرده و اتم‌های هیدروژن جدا شده به دنبال ایجاد پیوند با اتم‌های دیگری می‌روند.

بعضی از اتم‌های هیدروژن به نزدیک‌ترین سطح می‌چسبند، بعضی‌ها به سمت مولکول‌های هیدروژن مایع دست درازی می‌کنند و بعضی دیگر، با اتم‌های هیدروژن و اکسیژن در شکر پیوند می‌خورند. نتیجه این است که یک خرابکاری به بار می‌آید! حتی اگر مقداری شکر را در دستان خود نگه دارید، مقداری از آن با عرق دستتان ترکیب شده و ماده چسبنده‌ای به وجود می‌آید. از طرفی، نمک از دو عنصر سدیم و  کلر تشکیل شده است. بنابراین هنگام انحلال نمک در آب، هیدروژنی سرگردان وجود ندارد که بخواهد هر طور شده خود را از غرق شدن نجات بدهد!

اما در مورد آب چطور؟ مولکول‌های آب نیز دارای هیدروژن هستند. بنابراین باید حکم چسبنده بودن، در مورد آب نیز مانند شکر صدق کند؛ اما این اتفاق در مورد آب نمی‌افتد. دلیلش این است که ساختار مولکول شکر بسیار پیچیده‌تر از آب است.
 
هر مولکول شکر دارای 12 اتم کربن، 22 هیدروژن و 11 اکسیژن است. بنابراین تعداد پیوندهای هیدروژنی این مولکول، بسیار بیشتر از آب است. زمانی که  پیوندهای هیدروژنی در شکر گیر می‌افتند، شانس چسبیدن مولکول‌ها به هر سطحی که با آن در تماس هستند، از جمله دیگر مولکول‌های شکر، بیشتر می‌شود. بنابراین، پیوندهای جدید به دلیل بیشتر بودن تعدادشان، مستحکم‌تر شده و به راحتی از هم جدا نمی‌شوند.

از طرفی، هر مولکول آب تنها از دو اتم هیدروژن و یک اکسیژن تشکیل شده است. بنابراین شانسی برای چسبندگی ندارد. آب تمایل بیشتری برای چسبیدن به سطوح دارد تا به مولکول‌های خودش! البته بسته به زبری سطوح، آب می‌تواند سطح را تر کند یا به‌صورت قطره دربیاید.

روزنامه اطلاعات 1395/11/5



page 1



محک
ایمن‌سازی، تبِ روز!
ابوالقاسم قاسم زاده
عادت ما است تا از پی هر حادثه‌ای، نیازی را موضوع روز بخوانیم و مدتی درباره اهمیت،‌ ضرورت و نیاز به آن در زندگی فردی و اجتماعی داد سخن دهیم و قلم فرسایی کنیم. اگر زلزله‌ای اتفاق افتد، چند هفته کار و کاسبی «گسل شناسان» و ضرایب ایمنی ساختمان‌ها و اماکن عمومی در برابر زلزله و مقایسه آن با دیگر کشورها از جمله کشور زلزله‌خیز ژاپن موضوع روز می‌شود و همه از مسئولان و مردم و نهادها و سازمان‌های گوناگون درباره آن نظر می‌دهند، کمبودها را به دقت شمارش می‌کنند و خط‌ سیاسی جناح‌ها را بر اساس منافع خاص هر فرد و جناح،‌ اندازه‌گیری می‌کنند و از طریق مطبوعات و رسانه‌ها به اطلاع عموم می‌رسانند.
اگر سیلی راه افتاد و در بخشی از کشور خسارت‌های ویرانگر بجای گذاشت، یکباره همراه امواج سیل حادثه آفرین، مسدودسازی مسیر رودخانه‌ها یا ساخت و سازهای بدون مجوز در کناره رودخانه‌های سیل خیز یا کم کاری شهرداری‌ها در بازگشایی یا پاک‌سازی مسیرهای فاضل آب شهری و عبور سیلاب‌ها و… موضوع روز می‌شوند.
اگر بخاری مدرسه‌ای آتش بگیرد و آتش آن علاوه بر نابودی ساختمان مدرسه، موجب سوختگی چندین نفر دانش‌آموز و معلم‌ شود، زنگ خطر در سراسر کشور به حرکت و احساس ملی چنان به صدا در می‌آید که از بودجه آموزش و پرورش تا استاندارد ساختمان‌های مدارس و سیستم گرما و سرمایی آن موضوع روز می‌سازند. به همین سیاق است وقتی دیوار مدرسه‌ای فرو می‌ریزد و بخشی از کلاس درس دانش‌آموزان را ویران می‌سازد و دانش‌آموزانی را زخمی می‌کند و… نه تنها ایمنی مدارس، معلم و دانش‌آموز موضوع روز می‌شوند، بلکه مدت‌ها نقد کل آموزش و پرورش کشور از زوایای گوناگون موضوع روز به حساب می‌آیند؛ به خصوص اگر «مینی بوس» دانش‌آموزان واژگون شده باشد یا انفجار «گاز پیک نیکی» یک برنامه تفریحی ـ آموزشی را در گوشه‌ای از کشور به عزا مبدل کرده باشد.
از یادتان نرفته، بحران تصادف‌های درون شهری و جاده‌ای و مرگ شهروندان که شمارش آن در اندک زمانی به چندین نفر می‌رسد از اصلی‌ترین عناوین بحران و موضوع روز در ایام تعطیلات تابستانی، نوروز و … می‌شوند، که همه در آن مقصرند؟ و این روال موضوع روز در طول سال برای مصاحبه‌ها و نقد و نظرپردازی کارشناسانه و چرخش قلم در مطبوعات است.
لطفاً بقیه عناوین بحران‌ها و موضوع روز‌ شدن‌ها را خود شمارش کنید تا همچون نویسنده محک دریابید که ما هنوز که هنوز است نیازمند «ستاد بحران» در بسیاری از موارد زندگی هستیم! راستی این خود از عجایب نیست که همه نیاز به داشتن و حضور دائمی «ستاد بحران» را هم ضروری و هم لازم می‌دانیم؟
***
بعد از حادثه تلخ ساختمان پلاسکو، موضوع «ایمنی» در صدر اخبار و مصاحبه‌ها و نوشته‌ها قرار گرفته است. رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور گفته است «وجود مراکز پرخطر در تهران، زندگی مردم را تهدید می‌کند!»
سردار غلامرضا جلالی رئیس سازمان پدافند عامل کشور در دومین نشست هم‌افزایی استادان شهرسازی دانشگاه‌های کشور گفت: «… توسعه بسیاری از شهرها از قبیل ابرشهر تهران،‌ بر اساس معیارهای شهرسازی انجام نشده است و طرح جامع و مدونی برای توسعه شهرها در اختیار نبوده است در نتیجه شاهد این هستیم که بسیاری از مراکز پرخطر در داخل یا مجاورت شهرها قرار دارد و این موضوع زندگی بسیاری از مردم اطراف خود را تهدید می‌کند. بسیاری از مراکز تولید و ذخیره مواد شیمیایی و سمی در شهرها وجود دارد که طرحی برای مدیریت حوادث احتمالی برای آنها نیست و در بسیاری از موارد مردم از وجود آن مطلع نیستند.» از قول رئیس سازمان پدافند عامل کشور در سایت‌ها نوشته شده است که تهران ۴۰۰ نقطه پرخطر و بحران‌خیز دارد!
رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز، دیروز در جریان دویست و بیست و دومین جلسه شورا با اشاره به مصاحبه دادستان کل کشور مبنی بر این که ایمن‌سازی ساختمان‌‌ها بر عهده شهرداری است و شهرداری نباید فقط به تذکرها به پلاسکو اکتفا می‌کرد، گفت: «در نامه‌ای از رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور می‌خواهیم این موضوع تعیین تکلیف شود، چرا که از بند ۱۴ ماده ۵۵ شهرداری این وظیفه استنباط نمی‌شود.»
امروز بعد از حادثه تلخ ساختمان پلاسکو، بار دیگر ایمنی اماکن عمومی، برج‌‌ها و بافت‌های فرسوده شهری موضوع روز شده است. هر سه قوه (مجریه، مقننه و قضائیه) ضرورت بازنگری ایمنی و قوانین و آئین‌نامه‌های مربوط به آن را در دستور کار خود دیده‌اند. چنین به نظر می‌آید که در آینده نزدیک، قوانین و آئین‌نامه‌‌های «ایمنی» به‌خصوص در شهر تهران، دقیق‌تر در نظر گرفته شوند. اما موضوع ایمنی تنها به داشتن قوانین و یا آئین‌‌نامه‌های اجرایی بستگی ندارد و کامل نمی‌شود. آموزش و فرهنگ‌سازی درباره «ایمنی» بخش مهم برای بالابردن ضریب امنیت زندگی و اجتماعی است و پرسش همین است، در کجای فرهنگ آموزشی ما به موضوع «ایمنی»‌ پرداخته شده و مباحثی به آن اختصاص داده شده است؟
پاسخ نگارنده به این پرسش را اگر عجولانه ندانید، چنین است که تا «فساد» است، «ایمنی» نه تنها موضوع روز که موضوع هر روز ما است!



نگاهی همه سویه به صنعت گردشگری سلامت در ایران ـ بخش نخست
ایران و رونق گردشگری سلامت
 

گردشگری سومین صنعت بزرگ جهان است که تاثیر بسزایی در کسب درآمدهای ارزی کشورها دارد و باعث توسعه اقتصادی،ایجاد فرصت‌های شغلی، درآمدزایی وکاهش فقر می‌شود که در این میان، «گردشگری سلامت» به دلیل قابلیت و مزیت‌های رقابتی، در میان حوزه‌های گوناگون صنعت گردشگری، اهمیت زیادی یافته است. ‏
‏«گردشگری پزشکی» شاخه‌ای از گردشگری سلامت است که در آن، شخص از کشور خود به سایر نقاط دنیا سفر می‌کند تا از خدمات پزشکی کشور مقصد، بهره‌مند شود. هدف از گردشگری پزشکی بهره‌مندی از هزینه‌های پایین خدمات پزشکی و یا دریافت سریع‌تر و با کیفیت‌تر خدمات یاد شده در کشور مورد نظر است.‏
بر اساس تعریف سازمان جهانی گردشگری، «گردشگری پزشکی» یعنی سفر به کشورهای دیگر به منظور مداوای بیماری‌های جسمی و یا انجام انواع عمل‌های‌ جراحی
زیر نظر پزشکان در بیمارستان‌ها یا مراکز درمانی آن‌ها.‏
بر اساس این تعریف، گردشگری پزشکی از زیرشاخه‌های گردشگری سلامت است که از اوایل سال ۱۹۹۰ میلادی به دلایلی مانند جهانی شدن و آزاد سازی تجارت و تغییرهای نرخ برابری ارزها در اقتصاد،به وجود آمده است و به دلیل درآمدهای بسیار بالایی که دارد، بسیاری از دولت‌ها در حال تقویت این صنعت در کشورهای‌شان هستند.
کارشناسان معتقدند، یکی ازمهم‌ترین عوامل موفقیت صنعت گردشگری پزشکی، هزینه‌های ارزان خدمات پزشکی در بعضی کشورها است که به عنوان مثال،مهم‌ترین دلیل سفرهای پزشکی آمریکایی‌ها، قیمت‌های ارزان خدمات درمانی در سایر کشورهاست، به طوری که عمل جراحی اسپینال فیوژن (خشک کردن ستون مهره )در آمریکا حدود ۶۲ هزار دلار و در مالزی ۶هزار دلاراست. ‏
آنان همچنین می‌گویند،خدمات ارائه شده در گردشگری پزشکی متفاوت است و به انتخاب گردشگر بستگی دارد که ازخدمات اولیه و ساده دندان پزشکی گرفته تا عمل‌های جراحی‌ پیشرفته مانند تعویض مفصل زانو و جراحی قلب را شامل می‌شود. ‏
تاریخچه‌ گردشگری سلامت
تاریخچه گردشگری سلامت به هزاران سال قبل و به یونان قدیم باز می‌گردد، زمانی که زائران از نقاط گوناگون با گذر از دریای مدیترانه، خود را به منطقه‌ای در خلیج «سرونیک» به نام «اپیدوریا» می‌رساندند و باور داشتند که مهراب خدای شفابخش یونانی‌ها، در آنجا است و از این رو بیماران با روزه گرفتن و نیایش به دنبال شفای بیماری‌های خود بودند. در حال حاضر «اپیدوریا» قدیمی‌ترین خاستگاه گردشگری پزشکی در جهان شناخته می‌شود.
گردشگری سلامت سپس به بسیاری از کشور‌های اروپایی و دیگر نقاط دنیا توسعه‌ یافت و این در حالی است که در زمان باستان، افراد زیادی برای آسایش روحی و مداوا، به مجاورت رودخانه‌ها وچشمه‌های آب‌های معدنی می‌رفتند.
به گفته کارشناسان شواهد و آثار فراوانی از اهمیت آب‌های گرم و معدنی نزد ایرانیان وجود دارد، به‌ویژه دسته‌ بندی‌های بوعلی سینا که این مناطق را به آسایشگاه‌های معنوی، چشمه‌های درمانی و آب‌های گرم تقسیم کرده و نحوه استفاده از هر کدام را مورد بررسی قرار داده است که از اهمیت علمی این گونه مناطق نزد ایرانیان، حکایت دارد.‏
‏ پیش از آن نیز یادگارهای باقیمانده، نشان‌دهنده نظام کانال‌کشی سنگی برای انتقال آب چشمه معدنی به نزدیکی معبد آناهیتا است. چشمه‌های معدنی مناطق ایران دارای بیش از ۳۰ عنصر معدنی از قبیل منیزیم، پتاسیم، سولفورو، کلسیم است که برخی از آن‌ها خواص رادیواکتیویته دارند. استفاده کنندگان از این‌گونه آب‌ها را اغلب بیمارانی تشکیل می‌دهند که به ناراحتی‌های پوستی، دردهای روماتیسمی، ورم مفاصل، خستگی و فرسودگی مفرط جسمی، نقرس، التهاب مهره‌ها و ستون فقرات مبتلا هستند. ‏

گردشگری پزشکی در ایران 
دکتر وحید رضا محب پور ـ سرپرست اداره گردشگری سلامت وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی در مورد گردشگری سلامت به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: گردشگری یکی از مهم‌ترین صنایع جهان از نظر درآمدزایی و سرمایه‌گذاری است و بر اساس اعلام بانک جهانی، حوزه‌ سلامت به عنوان سومین بازار پردرآمد درجهان است، به طوری که درآمد جهانی آن در سال ۲۰۱۲ میلادی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار بوده و در حال حاضر هم بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار است.
وی می‌افزاید: گردشگرسلامت، فردی است که از محل دائم زندگی خود با هدف حفظ، بهبود یا به دست آوردن دوباره سلامت جسمی و ذهنی(پیشگیری، درمان و نوتوانی)، به مدتی بیش از ۲۴ ساعت و کمتر از یک سال به کشور دیگری سفر می‌کند.
وی می‌افزاید: گردشگری سلامت شامل گردشگری پزشکی،طبیعی و تندرستی است واین در حالی است که کشورما از موهبت تاریخ و فرهنگ غنی برخوردار است و با داشتن بیش از یک میلیون بنای قدیمی، ۲۰۰ هزار ابنیه و اماکن تاریخی و تنوع فراوان همراه با قابلیت‌های بسیار در عرصه گردشگری، از نظر این صنعت کشوری کم‌نظیر است.‏
دکتر محب‌پور با بیان این مطلب که درسال‌های گذشته در زمینه گردشگری سلامت در ایران فعالیت‌هایی شده است وبیمارانی برای درمان از دیگر کشورها به مراکز درمانی کشور ما مراجعه می‌کرده‌اند، می‌افزاید: در سال‌های اخیر، اداره گردشگری سلامت در وزارت بهداشت،درمان وآموزش پزشکی تاسیس شده واقدامات موثری برای توسعه زیر ساخت‌ها و استاندارد سازی ارائه خدمات به بیماران خارجی، صورت پذیرفته است. 
دکتر محب پور با اشاره به این مطلب که یکی از اولویت‌های اصلی این طرح استفاده از ظرفیت‌های پزشکی مازاد بر نیاز بیماران داخلی با هدف اشتغال زایی و معرفی توانمندی‌ها و تعمیق فرهنگی از طریق ارائه خدمات استاندارد به بیماران خارجی است، یادآوری می‌کند: در راستای اهداف اقتصاد مقاومتی و قطع وابستگی به در آمدهای نفتی و تشکیل شورای راهبری گردشگری سلامت، اقدامات موثری در خصوص ساماندهی مراکز درمانی، شرکت‌های گردشگری و دفاتر خدمات مسافرتی صورت گرفته است که از وظایف اصلی این شورا (که متشکل از نمایندگان وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی،وزارت امور خارجه،سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و سازمان نظام پزشکی است و اخیرا اتاق بازرگانی به جمع اعضای این شورا پیوسته است)، ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های ذی‌ربط و برنامه ریزی و تدوین سیاست‌های کلی گردشگری سلامت است.‏
وی می‌گوید: کارگروه‌های متعدد تخصصی دراین شورا تشکیل شده است که عبارتند از کارگروه بهداشت، درمان و آموزش در وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی،کارگروه تندرستی، اطلاع رسانی و بازار یابی در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وکارگروه سرمایه گذاری و توسعه زیر ساخت‌ها در سازمان نظام پزشکی.‏
دکتر محب پور با بیان این مطلب که اولویت اصلی وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی مداوای بیماران ایرانی است، می‌افزاید: برای گردشگری سلامت از ظرفیت‌های مازاد که مورد نیاز بیماران خودمان نیست و عمدتا در بخش خصوصی وجود دارد، برای ارزآوری ومعرفی توانمندی‌های پزشکی کشورمان به دنیا وهمچنین توسعه گردشگری سلامت در ایران استفاده می‌شود.‏

برنامه‌های گردشگری سلامت ‏
دکتر محب پور، با بیان این مطلب که ازمهم‌ترین برنامه‌های کوتاه مدت گردشگری سلامت می‌توان به استاندارد سازی و ساماندهی تمامی مراکز درمانی و از جمله بیمارستان‌ها، کلینیک‌ها، مراکز جراحی محدود و درمانگاه‌ها اشاره کرد، یاد آوری می‌کند: در این خصوص آئین نامه‌ای برای موسسات پزشکی که در زمینه گردشگری سلامت کار می‌کنند، تحت عنوان آئین نامه ضوابط فعالیت واحد بیماران بین‌الملل (‏‎ IPD‎‏) تدوین شده است که به امضای وزیر بهداشت،درمان و آموزش پزشکی رسیده و به همه دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم پزشکی ابلاغ شده است.‏
در این زمینه همچنین به تمامی بیمارستان‌ها و مراکز درمانی اطلاع رسانی شده است تا مراکزی که تمایل دارند، آن را اعلام کنند. تا کنون از ۳۰۰ بیمارستانی که برای گردشگری سلامت اعلام آمادگی کرده اند، برای ۱۹۰ بیمارستان فرآیند ممیزی و احراز صلاحیت صورت گرفته و در نهایت طی ممیزی‌های نهایی ارزیابان وزارت بهداشت، و درمان، ۱۰۱ بیمارستان مورد تایید قرار گرفته‌اند و برای آن‌ها مجوز ‏IPD‏ صادر شده است.
وی با بیان این مطلب که این بیمارستان‌ها عمدتا در شهرهای تهران، مشهد، شیراز،اصفهان، اهواز،تبریز و ارومیه قرار دارند، می‌گوید: به تمامی مراکزی که موفق به اخذ مجوز مزبور نشده اند، فرصت داده می‌شود تا برای ارتقاء کیفی و فراهم آوردن زیر ساخت‌های لازم، اقدام کنند.‏
دکتر محب‌پور می‌افزاید: به منظور تجمیع آمار و امکان برنامه ریزی‌های مبتنی بر رشد و توسعه کمی و کیفی خدمات گردشگری سلامت، سامانه‌ای تحت عنوان «گردشگری سلامت» در دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی
راه اندازی شده است و همه بیمارستان‌ها موظف به ثبت اطلاعات تک تک بیماران خود در این سامانه شده اند. اطلاعات این سامانه هم مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد تا مشخص شود بیشترین گردشگران خارجی از کدام کشورها هستند و بیشترین ظرفیت‌های ما در بیمارستان‌ها نیز در کدام شهرها متمرکز است. از سال گذشته تا کنون اطلاعات حدود ۱۰۰ هزار بیمار خارجی در این سامانه ثبت شده است و علاوه بر بیمارستان‌ها، مراکز جراحی‌های محدود و درمانگاه‌ها هم متقاضی پذیرش گردشگران سلامت هستند که باید در مورد آنها هم اقدام شود.
وی با اشاره به این مطلب که هرمرکزدرمانی که بخواهد در زمینه گردشگری سلامت فعالیت داشته باشد، باید استانداردهای قید شده آیین نامه را رعایت کند، یاد آور می‌شود: در آئین نامه ابلاغی به صورت کاملاً شفاف، شرح وظایف و جزئیات استانداردها درخصوص روند درمانی مورد انتظار از واحدهای بیماران خارجی تبیین شده است. این نکته بسیار حائز اهمیت است که بیمار قبل از ورود به مرکز درمانی باید بداند که قراراست برای مداوای خود چه مقدار هزینه خواهد کرد. ‏

روند گردشگری سلامت
دکتر محب پور در پاسخ به این پرسش که بیشترین گردشگران سلامت از چه کشورهای هستند، می‌گوید: بیشترین آنان از کشورهای عراق،آذربایجان، پاکستان، عمان و دیگرکشور‌های همسایه هستند. در ساختار ‏IPD‏ علاوه بر مشخص کردن وظایفی که هر یک از کارکنان بیمارستان‌ها به عهده دارد، تک تک نیاز‌های، بیماران هم دیده شده است و زمانی که بیمارتصمیم می‌گیرد خدمات پزشکی بگیرد، فایل الکترونیکی پرونده بالینی اش را از طریق اینترنت برای پزشک مسئول فنی شرکت و یا پزشک ‏IPD‏ مرکز درمانی ارسال می‌کند واز همان موقع همکاران ما دست به کار می‌شوند که وظیفه هرفرد هم تعریف شده است.
مراکز درمانی که مجوزهای لازم را از وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی دریافت کرده اند، مجاز به عقد قرارداد با شرکت‌ها و دفاتر گردشگری دارای مجوز در حوزه گردشگری سلامت هستند. البته شرکت‌ها و دفاتر خدمات مسافرتی مجاز به ارائه خدمات درمانی نیستند و ارائه آن خدمات صرفا” در مراکز درمانی مورد تائید وزارت بهداشت و درمان انجام می‌گیرد و هر نوع مداخله درمانی غیر مجاز از سوی شرکت‌های تسهیل کننده، برخوردهای قانونی را به همراه خواهد داشت. 
وی در مورد پیوند اعضا می‌افزاید: در حال حاضر با توجه به قوانین و مقررات موجود و برای حفظ کرامت و شان بیماران داخلی، ممنوعیت پیوند عضو اتباع خارجی در ایران وجود دارد، البته برای پیوند بافت و از جمله پیوند مغز استخوان، ممنوعیتی در نظر گرفته نشده است.
دکتر محب پور یاد آوری می‌کند: از جمله اقداماتی که در زمینه اطلاع رسانی،
تبلیغات و بازار یابی صورت گرفته، ایجاد پرتال جامع گردشگری سلامت به منظور جذب مخاطبان با محوریت وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و همکاری سایر ارگان‌های ذیربط در این زمینه است که با هدف معرفی توانمندی‌های پزشکی مدرن و صنعتی نظام سلامت کشور، اتخاذ راهبردهای بازار یابی از کشور‌های هدف و معرفی پزشکان متخصص برجسته کشور صورت پذیرفته است. نباید فراموش کنیم که بازیگر اصلی صنعت گردشگری سلامت، بخش خصوصی است و وظیفه بخش دولتی فراهم کردن یکسری زیر ساخت‌های لازم است تا بخش خصوصی بتواند به راحتی کارهایش را انجام دهد و بعداز آن، نظارت بر عملکرد آن‌ها مطرح است. امیدواریم بخش خصوصی با استفاده از این ظرفیت‌ها با رعایت همه قوانین و استانداردها، نقش خود را در این زمینه به خوبی ایفا کند و وزارت بهداشت و سایر دستگاه‌ها دولتی هم ناظر بر عملکرد آنها باشند.

پاسخگو نبودن واسطه ها
وی با اشاره به این مطلب که گردشگری یک صنعت تخصصی است و از اینرو آموزش تمامی افراد درگیر در حوزه گردشگری سلامت، اهمیت زیادی دارد، می‌گوید: در مورد آموزش پرسنل با دانشکده مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران تفاهم‌نامه‌ای امضا کرده‌ایم و تا کنون ۲ دوره آموزش‌های مهارتی گردشگری سلامت برگزار و گواهینامه‌هایی هم برای فعالین این حوزه صادر شده است.
دکتر محب پور در مورد مشکلات حوزه گردشگری سلامت می‌گوید: یکی از مشکلات اصلی ما در زمینه گردشگری سلامت، عدم تعهد و پاسخگویی واسطه‌هایی است که به صورت‌های غیرمجازدر این حوزه فعالیت می‌کنند. در حال حاضر با توجه به اقدامات موثری که توسط سایر اعضای شورای راهبری و از جمله سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و همچنین وزارت امور خارجه صورت گرفته است، امید می‌رود فعالیت واسطه‌ها در این حوزه در قالب شرکت‌هایی که به صورت رسمی و با مجوز‌های لازم فعالیت می‌کنند، ساماندهی شود، زیرا این شرکت‌ها می‌توانند حلقه‌های مفقوده‌ای را که گاهی باعث سرگردانی بیماران می‌شود، از میان ببرند.‏

گردشگری سلامت در استان خوزستان دکتر خسرو نشان – مدیر کل
میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان به حسن فارسی زاده، خبر نگار روز نامه اطلاعات در اهواز می‌گوید: خوزستان با دارا بودن ظرفیت‌های پزشکی استاندارد، قابلیت ارائه تمامی خدمات درمانی را به بیماران خارجی دارد که در این راستا
۷ بیمارستان استان موفق به دریافت گواهی‌نامه بین المللی پذیرش گردشگران سلامت شده‌اند و اسامی آن‌ها هم به سفارتخانه‌ها اعلام شده است. ‏
وی با بیان این مطلب که ۶ شرکت از استان خوزستان در زمینه گردشگری سلامت در کشور عراق فعالند و هماهنگی‌های لازم را در مورد اعزام بیماران این کشور انجام می‌دهند، می‌افزاید: انعقاد
قرار داد تبادل اطلاعات و تجربیات در حوزه آموزش علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی بین استان خوزستان و استان‌های «میسان» و بصره عراق، افزایش همکاری‌های درون و برون استانی و آسان کردن ورود و خروج بیماران عراقی، از جمله این تسهیلات است. ‏
مدیر کل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری خوزستان یاد آوری می‌کند: در حال حاضر پیگیر ورود و خروج بیماران خارجی با خودرو‌های شخصی از مرزها هستیم که در صورت تأیید، بسیاری از بیماران کشور‌های همجوار می‌توانند به راحتی به بیمارستان‌های استان خوزستان مراجعه کنند که در صورت تحقق این برنامه، تعداد بیماران سرپایی گردشگری سلامت افزایش می‌یابند. همچنین در صدد بالا بردن کیفیت خدمات هتلینگ بیمارستان‌های خوزستان هستیم که در صورت توسعه زیر ساخت‌های توریسم درمانی، زمینه ارز آوری و رونق گردشگری در شهر‌های استان فراهم می‌شود که ارز آوری ۱۵ میلیون دلاری طی یک سال گذشته گواه بر این مدعا است.
بیتا مهدوی




نفت ، طلا ، سکه و ارز
 

نفت ، طلا ، سکه و ارز



کاهش هزینه های تجارت با ارتقای جایگاه بورس کالا
انجام معامله در تالار صادراتی بورس کالای منطقه آزاد کیش علاوه بر افزایش سرعت در انجام تجارت، به دلیل توسعه زیرساخت های لازم در این جزیره از جمله احداث اسکله و توسعه انبارهای کانتینری و همچنین معافیت های مالیاتی، سبب کاهش هزینه های تجارت هم می شود.مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه (سنا) گفت:تالار صادراتی بورس کالای ایران از سال ۸۸ در جزیره کیش راه اندازی شد و این تالار توانسته در سال های اخیر و با توجه به مشکلاتی که برای تولیدکنندگان بزرگ کالاهای مختلف از جمله کمبود نقدینگی و فروش محصولاتشان به بازارهای جهانی وجود داشت، فرصت های جدیدی را برای رشد صادرات فراهم کند.
علی اصغر مونسان با بیان اینکه تالارهای بورس کالا در سایر مناطق آزاد هم راه اندازی شده که این اتفاق می تواند به تسهیل و شفافیت تجارت ایران با کشورهای منطقه کمک کند، افزود: بورس کالا، بازار متشکل و منسجمی است که تعداد زیادی از تولیدکنندگان کشور، کالاهای خود را براساس استانداردهای مشخص در این بورس پذیرش و عرضه می کنند و در طرف مقابل مصرف کنندگان هم برای تامین نیاز خود به بورس کالا مراجعه می کنند.
مونسان با بیان اینکه قیمت محصولات در بورس کالا براساس مکانیسم عرضه و تقاضا کشف می شود،گفت: یکی از مزایای بورس کالا، نظارت نهادهای نظارتی تنظیم گر و همچنین شفافیت بالای معاملات این بازار است که براین اساس، تمامی تولیدکنندگان، مصرف کنندگان و تجار کالا با اطمینان خاطر از وجود قوانین و مقررات حاکم بر بورس به معامله کالاها می پردازند.به گفته مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش، انجام معامله در تالار صادراتی بورس کالای منطقه آزاد کیش علاوه بر افزایش سرعت در انجام تجارت، به دلیل توسعه زیرساخت های لازم در این جزیره از جمله احداث اسکله و توسعه انبارهای کانتینری و همچنین معافیت های مالیاتی، سبب کاهش هزینه های تجارت هم می شود.مونسان اظهار داشت: در بورس کالای منطقه آزاد کیش کالاهایی از جمله قیر، عایق رطوبتی، سنگ آهن، گندم و گوگرد معامله می شود که تنوع معاملات صادراتی در برنامه های بورس کالا قرار دارد.
مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش در پایان به تمرکز بورس کالا بر معاملات گواهی سپرده کالایی اشاره کرد و گفت: معافیت های مالیاتی گواهی سپرده کالایی یا همان قبض انبار موجب تسهیل در تامین مالی با نرخ بهره کمتر، تسریع در تجارت و افزایش نقدشوندگی می شود.
خبر دیگر اینکه به گفته مدیر عامل بورس انرژی، در عملکرد ۱۰ ماهه بورس انرژی در حالی ازرش کل معاملات این بازار به حدود ۳۲ هزار میلیارد تومان رسیده که از این ارزش، بیش از ۱۷ هزار و ۸۷۰ میلیارد ریال مربوط به بازار فیزیکی، ۳ هزار و ۴۷۰ میلیارد ریال آن متعلق به بازار برق و بیش از ۱۰ هزار و ۵۱۲ میلیارد ریال آن به معاملات قراردادهای سلف موازی استاندارد با سررسید یکسال و بیشتر اختصاص دارد. به گزارش فارس، سید علی حسینی از تحقق ۳۲ هزار میلیارد تومانی ارزش معاملات بورس انرژی ایران در دوره ۱۰ ماهه سال ۹۵ خبر داد و گفت: از کل ارزش معاملات در سال جاری حدود ۵۶ درصد مربوط به بازار فیزیکی و حدود ۴۴ درصد متعلق به بازار مشتقه است. این مقام مسوول با بیان اینکه از کل ارزش معاملات بورس انرژی در سال جاری حدود ۵۶ درصد مربوط به بازار فیزیکی و حدود ۴۴ درصد متعلق به بازار مشتقه است، خاطر نشان کرد: ارزش معاملات در دوره مذکور در مقایسه با ارقام دوره مشابه سال گذشته در بازار فیزیکی و معاملات قراردادهای سلف موازی استاندارد با سررسید بیشتر از یکسال به ترتیب از رشد ۴۲ و ۶۶ درصدی برخوردار بوده است.



یک‌کتاب در یک نگاه
تاریخچه صنایع ایران
 

تألیف: مهندس جلال صفار زاده
انتشارات : پارس کتاب
جلد دوم از کتاب تاریخچه صنایع ایران به تازگی توسط مهندس “جلال صفارزاده” – متخصص صنعت سیمان کشور- از سوی انتشارات پارس کتاب روانه بازار شده است.
نویسنده کتاب در پیشگفتار جلد دوم، هدف از انتشار این مجموعه تحقیقی را پاسخ به نبود تاریخچه صنایع ایران در مجموعه آثار مکتوب کشور قید می کند و می گوید: باستان شناسان خارجی با کاوش درباره صنایع ما در عهد باستان، زحمات و کشفیات خود را مکتوب کرده اند، ولی ما با آن همه ادعای زیاد و پر طمطراق از وضع گذشته و حال خود بی خبریم.
این کتاب که به دنبال جلد نخست خود پس از اندکی تاخیر به چاپ رسیده است، به واکاوی تاریخچه ۱۵ شاخه دیگر از صنایع کشور می‌پردازد.
صفارزاده در کتاب مذکور و در تشریح تاریخ صنعت کاغذ در ایران می نویسد: هرچند ایرانیان از پیشگامان ساختن کاغذ بودند، اما پس از اختراع دستگاه کاغذ ساز در اروپا، انبوهی از کاغذهای اروپایی به ایران و دیگر سرزمین های اسلامی وارد شد و بازار کاغذ سازان
دستی را که از شاگردان خود پس افتاده بودند، کساد کرد. پس از اندک زمانی ، کاغذهای دستی برای همیشه برچیده شدند و زمان زیادی نگذشت که حتی خاطره پیشگامی در کاغذسازی هم از یادها رفت.پس از چندی ، نخستین دستگاه های کاغذسازی به کشورهای اسلامی وارد و ساختن کاغذ به شیوه نوین آغاز شد. نخستین کارخانه کاغذ سازی ایران پیش از جنگ جهانی دوم بنیان گذاری شد، اما چندان موفق نبود تا این که بیش از ۵۰ سال پیش کارخانه کاغذ سازی
دست دومی به ایران وارد و در کرج به کار انداخته شد. کاغذهای ساخت این کارخانه هم نتوانست با کاغذ خارجی رقابت کند و آن کارخانه به زودی و به صورت کارخانه مقواسازی درآمد.
در سال ۱۳۲۶ خورشیدی شرکتی با سرمایه گذاری حسن علی حکمت، دکتر صلح دوست، عیسائیان و چند نفر دیگر در ورامین بنیان گذاری شد که کاغذهای باطله اداره ها و سازمان ها خوراک آن بود.
سپس در سال۱۳۴۶ شرکتی به نام “شرکت سهامی کاغذ پارس» با سرمایه اولیه ۵۵۰ میلیون ریال در هفت تپه بنیان گذاری شد و نخستین کارخانه کاغذسازی ایران در سال ۱۳۴۹ کارخود را آغاز کرد.
در سال ۱۳۵۲ بزرگترین کارخانه کاغذسازی ایران به نام مجتمع صنایع چوب و کاغذ ایران(چوکا) با مشارکت وزارت صنایع(۶۰ درصد سهام) و وزارت کشاورزی و عمران روستایی وقت(۴۰ درصد سهام) در کیلومتر شش جاده رضوان شهر به تالش بنیان گذاری شد و در سال ۱۳۵۷ کارخود را آغاز کرد.
اوج گیری انقلاب اسلامی و پیروزی مردم ایران بر نظام شاهنشاهی پهلوی به بسته شدن بسیاری از کارخانه ها ‌از جمله همین کارخانه کاغذسازی انجامید که بیشتر از سوی خارجی ها اداره می شد.
از سال ۱۳۶۱ تلاش های برنامه ریزی شده ای برای راه اندازی دوباره تولید کاغذ آغاز شد و با تحویل کارخانه به سازمان صنایع ملی ایران در سال ۱۳۶۴ این تلاش ها به بار نشست و از آن سال است که این کارخانه در کار ساختن کاغذ ایرانی بسیار پویا و کارآمد شده است.صفارزاده در بخش های دیگر به تشریح کشت و صنعت چای در ایران، صدسالگی صنعت برق، چگونگی پیدایش صنعت هوانوردی و تاریخ پرواز در ایران، نخستین خطوط هوایی، نخستین خلبان ایرانی، کشتی سازی موتور محرکه صنعت یک کشور، تاریخچه پیدایش گاز و صنعت گاز در ایران، جایگاه ایران در منابع گازی جهان، خالص تجارت گاز در جهان و نقش ایران، واگذاری صنایع پتروشیمی به شرکت ملی صنایع پتروشیمی، اهمیت پتروشیمی، انواع مواد شوینده، خطرات ناشی از کاربرد نادرست مواد شوینده، نکات ایمنی در کاربرد شوینده ها، تاریخچه شرکت پاکسان، بنیانگذار گروه صنعتی بهشهر، تاریخچه صنعت داروسازی در ایران باستان، تاریخچه داروسازی در ایران پس از اسلام، شیشه سازی در ایران پیش از اسلام، روش های تولید شیشه، انواع شیشه و کاربرد آنها، تاریخچه مصرف چوب، روند تولید دانه های روغنی در ایران، تاریخچه هنر سفالگری در ایران، صنعت ورشوسازی در بروجرد، گلیم بافی، صنایع دستی
اردبیل،مراسم بزرگداشت دکتر ابوالقاسم غفاری، لدر دیوید آلیانس(داوود کاشی)، روابط صنعتی ایران با ملل دیگر، تاریخچه کاربرد فلزات، تاریخچه کاربرد آهن در ایران، شرکت سپنتا و روز کارگر در سیمان کرمان می پردازد.
این کتاب در ۳۲۸ صفحه با جلد گالینگور به قیمت ۳ هزارتومان روانه بازار شده است.

عناوین روزنامه های امروز 95/11/05

عناوین روزنامه های امروز 95/11/05
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05 
 
عناوین روزنامه های امروز 95/11/05

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

یک مزه فلزی پایدار ممکن است مزه مواد غذایی را تحت تاثیر قرار دهد و پس از مصرف غذاهای مورد علاقه نیز یک مزه تلخ در دهان ایجاد شود.

افراد مبتلا به بیماری Dysgeusia یک مزه فلزی عجیب را در دهان خود احساس می کند که به عنوان یک مزه تلخ، ناخوشایند یا آهنی تعریف می شود. در کنار یک حس چشایی ضعیف، فرد مبتلا به این شرایط می تواند از استفراغ نیز رنج ببرد.

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "هلث تیپس"، این نوع از مزه بد می تواند ناخوشایند و مداوم باشد. در حقیقت، یک مزه فلزی پایدار ممکن است مزه مواد غذایی را تحت تاثیر قرار دهد و پس از مصرف غذاهای مورد علاقه نیز یک مزه تلخ در دهان ایجاد شود. این شرایط می تواند کاهش اشتها و همچنین افسردگی را در پی داشته باشد.

برخی از دلایل مزه بد دهان شامل ریفلاکس اسید، کم آبی بدن، تنفس از راه دهان، دیابت کنترل نشده، عفونت دستگاه تنفسی فوقانی، سیگار کشیدن، بارداری، خشکی دهان، مشکلات سینوسی، زوال عقل، عوارض جانبی برخی داروها، و بهداشت ضعیف دهان و دندان می شوند.

در بیشتر موارد، مزه فلزی در دهان می تواند با موفقیت از طریق درمان های خانگی و برخی تغییرات در سبک زندگی بهبود یابد. با این وجود، اگر مشکل حالت مزمن به خود گرفت باید به پزشک مراجعه شود تا علت اصلی شکل گیری آن مشخص و درمان شود.

در ادامه با برخی روش های موثر در خلاص شدن از شر مزه فلزی در دهان بیشتر آشنا می شویم.

سرکه سیب

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

سرکه سیب یک راه حل طبیعی و سرشار از مواد مغذی برای ایجاد تعادل در pH دهان است. این ماده به  قلیایی کردن و همچنین، خنثی کردن محیط اسیدی دهان کمک می کند و در تسکین مزه فلزی موثر است. افزون بر این، مزه ترش سرکه سیب ترشح بزاق را تحریک می کند که این شرایط شسشتوی مزه فلزی را تسهیل می کند.

یک تا دو قاشق غذاخوری سرکه سیب خام، تصفیه نشده را به یک لیوان آب اضافه کرده و دو بار در روز آن را بنوشید.

همچنین، از سرکه سیب می توانید به عنوان چاشنی سالاد یا برای مزه دار کردن خیارشور و ترشی استفاده کنید.

جوش شیرین

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

جوش شیرین به عنوان یک ترکیب طبیعی به تنظیم pH کمک می کند و بر همین اساس، در پیشگیری از عدم تعادل شرایط اسیدی  و قلیایی در بدن موثر است. جوش شیرین در از بین بردن اسید اضافی یا مزه فلزی در دهان موثر عمل می کند.

جوش شیرین در از بین بردن پلاک و باکتری های مضر در دهان نیز کارایی دارد.

نصف قاشق چایخوری جوش شیرین را در یک لیوان آب گرم ترکیب کرده و روزی یک بار از آن برای شستشوی دهان استفاده کنید.

همچنین، برای چند روز هنگام مسواک زدن اندکی جوش شیرین را روی مسواک خود بریزید تا اسیدیته دهان شما کاهش یابد.

آب نمک

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

هنگامی که موضوع حفظ بهداشت دهان و دندان مطرح می شود، شستشوی دهان با آب نمک نقش مهمی ایفا می کند. نمک از کلرید سدیم شکل گرفته که رشد باکتری ها در دهان را محدود می سازد و همچنین به خنثی سازی اسید کمک می کند. این شرایط به خلاص شدن از شر مزه فلزی دهان کمک می کند.

یک قاشق چایخوری نمک را به یک فنجان آب ولرم اضافه کنید.

این ترکیب را به هم بزنید تا نمک کاملا در آب حل شود.

از این محلول برای شستشوی دهان دو تا سه بار در روز، به ویژه پیش از خواب، استفاده کنید.

چای سبز

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

اگر مزه فلزی دهان با مشکلات گوارشی در ارتباط باشد، چای سبز می تواند به درمان آن کمک کند. به واسطه ویژگی های ضد التهابی و آنتی اکسیدانی، این نوشیدنی سالم به مبارزه با عفونت های باکتریایی و کنترل التهاب کمک می کند. در حقیقت، وجود کاتچین ها در چای سبز می تواند با مزه تلخ و فلزی در دهان شما مقابله کند.

به طور همزمان، چای سبز از بهداشت دهان و دندان حمایت می کند که برای پیشگیری از شکل گیری مزه فلزی مهم است.

یک قاشق چایخوری برگ چای سبز را در یک فنجان آب داغ بریزید. درپوشی روی فنجان گذاشته و اجازه دهید 10 دقیقه دم بکشد. چای را صاف کرده و اندکی عسل به آن اضافه کنید و در حالی که نوشیدنی همچنان گرم است آن را مصرف کنید. روزی دو تا سه فنجان چای سبز بنوشید.

دارچین

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

دارچین می تواند با مزه بد و فلزی در دهان شما مقابله کند. چندین ترکیب و همچنین عوامل آنتی اکسیدانی در دارچین به از بین بردن مزه فلزی در دهان کمک می کنند. بوی تند دارچین نیز به فعالسازی جوانه های چشایی کمک می کند.

افزون بر این، دارچین به عنوان یک ضد اسید طبیعی عمل می کند و به برطرف کردن گاز معده کمک می کند.

یک قاشق چایخوری پودر دارچین و یک قاشق چایخوری عسل ارگانیک، خام را با هم ترکیب کنید تا حالت خمیر به خود بگیرد. این خمیر را روی زبان بگذارید و 10 دقیقه منتظر بمانید، سپس دهان خود را به طور کامل شستشو دهید. این کار را دو بار در روز انجام دهید تا مزه فلزی از بین برود.

نصف قاشق چایخوری پودر دارچین را به یک فنجان آب گرم اضافه کنید. آب را به جوش آورید، سپس اجازه دهید چند دقیقه به حال خود باقی بماند. این نوشیدنی دارچین را دو یا سه بار در روز مصرف کنید.

یک تکه کوچک چوب دارچین را پس از خوردن وعده غذایی خود بجوید.

روغن نارگیل

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

میزان بیش از اندازه سموم در بدن یکی دیگر از دلایل مهم شکل گیری مزه بد و فلزی در دهان است. برای برطرف کردن آن استفاده از روغن نارگیل درمان خوبی محسوب می شود.

صبح هنگام، یک قاشق غذاخوری روغن نارگیل فوق بکر را در دهان خود قرار دهید.

روغن نارگیل را در دهان خود بچرخانید.

این کار را برای 15 تا 20 دقیقه انجام دهید تا زمانی که روغن رقیق‌تر شده و حالت شیری به خود بگیرد.

روغن را به بیرون تف کنید و دهان خود را با آب بشویید.

این روند را به مدت یک ماه هر روز انجام دهید.

نکته: روغن نارگیل را غرغره نکنید یا قورت ندهید.

لیمو

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

برای مقابله با مزه بد دهان، لیمو یکی دیگر از درمان های خانگی عالی محسوب می شود. اسید سیتریک موجود در این میوه ترشح بزاق را تحریک می کند که به از بین بردن مزه فلزی در دهان کمک می کند و با رشد باکتری ها مقابله می کند.

آب نصف یک لیمو را به یک لیوان آب ولرم اضافه کنید. از این ترکیب برای شستشوی دهان خود دو یا سه بار در روز استفاده کنید.

اندکی نمک روی یک تکه کوچک لیمو بپاشید. لیمو را روی زبان خود مالش دهید تا جوانه های چشایی تقویت شوند.

شما می توانید مقداری برگ لیمو را بجوید یا آنها را به سالاد یا سوپ اضافه کنید.

نعناع بیابانی

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

اگر عفونت های سینوسی یا دستگاه تنفسی فوقانی دلیل مزه فلزی یا بوی بد در دهان است، مشکل را می توانید با استفاده از نعناع بیابانی (Peppermint) برطرف کنید زیرا این گیاه از آثار ضد باکتری طبیعی بهره می برد.

نعناع بیابانی مانع رشد باکتری ها در دهان می شود و بر همین اساس، از شکل گیری بوی بد پیشگیری می کند و نفس را خوشبو می سازد.

نعناع بیابانی به تسکین دستگاه گوارش نیز کمک می کند و نشانه های ریفلاکس اسید که مزه فلزی در دهان یکی از آنها محسوب می شود را بهبود می بخشد.

یک مشت برگ نعناع بیایانی تازه را خرد کرده و در یک پارچ آب داغ بریزید. یک درپوش روی پارچ قرار دهید و اجازه دهید یک ساعت به همان حال باقی بماند، سپس آن را صاف کنید. روزی یک لیوان از این آب مصرف کنید.

شما می توانید پنج تا شش برگ تازه نعناع بیابانی را دو یا سه بار در روز بجوید.

همچنین، شما می توانید یک فنجان چای نعناع بیابانی غلیظ تهیه کنید، اجازه دهید سرد شود و سپس روزی یک بار از آن برای شستشوی دهان استفاده کنید.

آب

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

برای رهایی از مزه فلزی در دهان نوشیدن آب در فواصل منظم ضروری است. این کار به پاکسازی دهان از سموم کمک می کند. همچنین، آب به دفع بهتر مدفوع که می تواند حاوی مقادیر قابل توجهی از سموم باشد، کمک می کند.

افزون بر این، نوشیدن آب سطوح اسید در معده را کاهش می دهد و از درون شما را سالم نگه می دارد.

روزانه هشت تا 10 لیوان آب بنوشید. البته این میزان با توجه به شرایط آب و هوایی و میزان فعالیت فرد می تواند کمتر یا بیشتر شود.

بی رنگ و شفاف بودن ادرار می تواند نشانه ای خوب از این باشد که به میزان کافی آب مصرف می کنید.

بهداشت دهان و دندان

وقتی دهان مزه فلز می گیرد!

رعایت بهداشت دهان و دندان به عنوان بخشی از روند کنترل مشکلات دهان و دندان شناخته می شود. حفظ بهداشت از طیف گسترده ای از مشکلات سلامت از جمله تجربه مزه فلزی در دهان پیشگیری می کند.

دندان های خود را دو بار در روز حداقل به مدت دو دقیقه مسواک بزنید. پس از هر وعده غذایی دندان های خود را برای پیشگیری از رشد باکتری ها تمیز کنید.

در کنار مسواک زدن، استفاده از نخ دندان و دهانشویه نیز برای حفظ بهداشت دهان و دندان مهم است.

هنگامی که دندان های خود را مسواک می زنید، زبان خود را نیز مسواک بزنید تا مزه فلزی کاهش یابد.

هر سه ماه یک بار مسواک خود را تعویض کنید.

حداقل یک بار در سال به دندانپزشک مراجعه کنید تا از وضعیت سلامت دهان و دندان خود اطمینان حاصل کنید.

دیدنی ها

تمرین رژه روز جمهوری هند- آگارتالا و دهلی
تمرین رژه روز جمهوری هند- آگارتالا و دهلی
" مارک دیتون " فرماندار ایالت مینه سوتا آمریکا به هنگام نطق سالانه در مجلس ایالتی از هوش رفت
ترامپ در حال امضای نخستین سه فرمان اجرایی خود که یکی از آنها لغو پیمان تجاری کشورهای حاشیه اقیانوس آرام است
ترامپ در حال امضای نخستین سه فرمان اجرایی خود که یکی از آنها لغو پیمان تجاری کشورهای حاشیه اقیانوس آرام است
آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در حال نگاه به آینه در یک جشنواره – برلین
آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در حال نگاه به آینه در یک جشنواره – برلین
ادامه جنگ در شهر موصل عراق
ادامه جنگ در شهر موصل عراق
تمیز کردن مجسمه های معابد – سوماترای اندونزی
تمیز کردن مجسمه های معابد – سوماترای اندونزی
پسران دانش آموز در جریان یک جشنواره آیینی در کلمبو سریلانکا
پسران دانش آموز در جریان یک جشنواره آیینی در کلمبو سریلانکا
سازه چمدانی در موزه جنگ دوم جهانی در شهر گدانسک لهستان
سازه چمدانی در موزه جنگ دوم جهانی در شهر گدانسک لهستان
تلاش برای مهار آتش در یک پالایشگاه نفت در شهر آریدا ژاپن
تلاش برای مهار آتش در یک پالایشگاه نفت در شهر آریدا ژاپن
تمرینات بدنسازی در پارکی برفی در مسکو
تمرینات بدنسازی در پارکی برفی در مسکو
خرس های قطبی 7 و 10 ساله باغ وحش کرسنویارسک روسیه
خرس های قطبی 7 و 10 ساله باغ وحش کرسنویارسک روسیه
بدون شرح
بدون شرح

نتیجه تفحص از معدن طلای آق دره بزودی در مجلس قرائت می‌شود

قاضی‌پور به ایلنا خبر داد:

رییس هیات تحقیق و تفحص از معدن طلای آق دره از قرائت گزارش این هیات در صحن علنی مجلس خبر داد.

جزئیات جدید ثبت نام بیمه کارگران ساختمانی اعلام شد

مدیرکل دفتر بیمه های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی جزئیات جدید ثبت نام بیمه کارگران ساختمانی را اعلام کرد.

معوقات مزدی کارگران سد سرداب فریدونشهر

دستمزد کارگران سد سرداب فریدونشهر در استان اصفهان در شش ماه گذشته پرداخت نشده‌است.

درخواست افزایش حقوق آتش‌نشانان سراسر کشور

با جمع آوری امضاء طوماری از رئیس مجلس خواسته شد؛

در پی کشته‌شدن جمعی از آتش‌نشانان تهرانی در حادثه آتش‌‌سوزی ساختمان پلاسکو، گروهی از شهروندان با امضا طورمای خواستار بهبود وضعیت شغلی آتش‌نشانان شده‌اند.

مشکل بازنشستگان فولاد با مساعدت تامین اجتماعی و وزرات کار قابل حل است

سخنگوی دولت خاطرنشان کرد: رفع مشکل بازنشستگان فولاد با مساعدت سازمان تامین اجتماعی و وزرات کار درست می‌شود.

خیابانِ «بهشت» جهنمِ آتش‌نشان‌ها بود

آتش‌نشان‌ها را گرچه به سختی می‌توان به حرف واداشت، اما همان‌هایی که حاضر می‌شوند صحبت کنند، می‌گویند ما را به خیر شهرداری امیدی نیست؛ چشم و گوشمان پر است از این وعده‌های توخالی...