روز پنجشنبه، سقوط تیربرق بر روی راننده جرثقیل در آمل به مرگ او انجامید.
به گزارش ایلنا، پنج شنبه (دوم دی ماه)، بر اثر سقوط تیربرق بر روی راننده جرثقیل در جاده گنج افروز روستای سید کلا بابلکنار بابل، یک نفر کشته شد.
از قرار معلوم، در این حادثه که ساعت ده و نیم صبح رخ داد، راننده جرثقیل قصد بلند کردن تیر برق از پشت کامیون و کاشتن آن در محل مورد نظر را داشت که با سقوط آن، تیربرق به سر وی برخورد کرد.
تکنسینهای اورژانس ۱۱۵ تلاشهای فراوانی برای احیا کردند که متاسفانه تاثیری نداشت، اما با این حال به بیمارستان بهشتی بابل منتقل شد که باز هم تلاشهای کادر درمانی بیمارستان برای احیا ثمری نداشت.
ایلنا: ۱۱ نهاد عالی کارگری، بازنشستگی و کارفرمایی خواستار رای مثبت نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای تعیین تکلیف و پرداخت بدهی های دولت به سازمان تامین اجتماعی در لایحه بودجه ٩٦و برنامه ششم توسعه کشور شدند.
به گزارش ایلنا، جمعی از تشکل های کارگران، کارفرمایان و بازنشستگان با صدور بیانیه مشترکی در رابطه با برنامه ششم توسعه و بودجه سال ١٣٩٦ کل کشور که در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار دارند، بر لزوم پرداخت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی در طول برنامه ششم توسعه تأکید کردند.
متن این بیانیه مشترک که از سوی اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، مجمع عالی نمایندگان کارگران جمهوری اسلامی ایران، کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران، اتاق اصناف ایران، کنفدراسیون صنعت ایران، اتاق تعاون ایران، انجمن مدیران صنایع،کانون عالی بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی،انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران،کانون عالی انجمن های صنفی کارفرمایی ایران و کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور رسیده به شرح ذیل است:
بدینوسیله تشکل های مورد اشاره مواضع خود را پیرامون برنامه ششم توسعه به شرح ذیل اعلام می دارد.
الف- درخصوص ماده ١٣، ضمن تأکید و تأیید قطعی بند الف مبنی بر پرداخت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی که در حقیقت یک نهاد عمومی غیر دولتی بوده که اموال آن به عنوان حق الناس شناخته می شود. بر تبصره های این بند نیز به عنوان امور بدیهی تأکید، توجه قطعی می نماییم. انتظار داریم نمایندگان محترم مردم که با رأی جامعه کارگری، کارفرمایی و بازنشستگان و مستمری بگیران به جایگاه خطیر نمایندگی دست یافته اند با تصویب این ماده بخشی از دین خود را به تشکل های فوق ادا نموده حافظ منافع مردم در صندوق مشاع تأمین اجتماعی که اموال الناس است، باشند.
ب- در خصوص ماده ١٣ ، بند ج ضمن تأکید مفاد مبنی بر همسان سازی حقوق بازنشستگان توجه نماید که در متن بند باید اشاره شود که منابع انجام تدریجی این همسان سازی بایستی در بودجه های سنواتی دولت دیده شود زیرا پرداخت از محل پرداخت های کارگران و کارفرمایان، و بدون ملاحظه منابع مالی آن در بودجه بنوعی اجحاف به منابع مردم و تصرف من غیر حق در اموال الناس است.
ج- مجموعه تشکل های قانونی فوق الذکر ضمن تأکید بر یکپارچگی و استقلال سازمان بلحاظ ساختار، تشکیلات و منابع و مصارف، مخالفت صریح خود را با طرح هرگونه موضوع جدا سازی، تجمیع و یا ادغام حوزه درمان سازمان تأمین اجتماعی اعلام داشته، این امر را معارض منافع تشکل های کارگری، کارفرمایی و بازنشستگان می دانیم لذا تصریح می کنیم نمایندگان محترم بشدت با هر گونه طرح موضوع در این خصوص مقابله و برخورد نمایند.
و اما موضوع مطرح شده در تبصره ٢١ بودجه سال ١٣٩٦
د- بحث طرح گشایش حساب جهت واریز درآمدهای سازمانها و نهادهای غیر مشمول قانون محاسبات به خزانه امری غیر منطقی و بدون ملاحظات حقوقی می باشد که اصالته سازمان تأمین اجتماعی مشمول این امر نمی گردد زیرا منابع سازمان مطالبات حق بیمه بوده و درآمد دستگاه تلقی نمی گردد.
بهر حال چنانچه این امر تحقق یابد تصرف قطعی و غیر حق در اموال مردم تلقی شده و مقابله با حق الناس خواهد بود لذا از نمایندگان متعهد، دوراندیش و بصیر تقاضا داریم نسبت به حذف این تبصره و یا استثنا نمودن سازمان به صراحت اقدام لازم معمول دارند ضمن اینکه این تبصره مخالف صریح با سیاستهای ابلاغی اصل ٤٤ قانون اساسی نیز است.
![]()
کمیسیون پزشکی قانونی استان سنندج، کادر پزشکی را در مرگ پرسام عزیزی فرزند یک کارگر سنندجی که مردادماه براثر تزریق در بیمارستان فوت کرد، مقصر تشخیص داد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، پرسام عزیزی فرزند یک کارگر سنندجی، کودک ده سالهای بود که روز هفتم مرداد سال جاری در بیمارستان آموزشی درمانی بعثت سنندج، مقابل چشمان پدر و مادرش به دلایل نامعلوم فوت میکند.
پدر پرسام عزیزی، همان روزها به ایلنا گفت: فرزندم ده دقیقه بعد از تزریق آمپول بیهوش شد؛ او پس از بیهوشی به کما رفت و پانزده ساعت بعد جان خود را از دست داد.
او همچنین گفت: تشخیص پزشکان در گزارش بیمارستان «مرگ بر اثر خفگی» است اما آنچه مبهم است اینکه چرا پس از تزریق آمپول آنهم در یک مرکز درمانی آموزشی، باید فرزندم دچار خفگی شود و جان خود را از دست بدهد.
همان زمان پدر پرسام از تصمیم خود مبنی بر شکایت به مراجع قضایی خبر داد و حالا چند ماه دوندگی و شکایت به نتیجه رسیده است؛ نتیجهای که گرچه برای پدر و مادر پرسام قانع کننده نیست ولی پزشک و رزیدنت را در مرگ پرسام رویهمرفته به میزان ۵۰ درصد مقصر تشخیص میدهد.
آقای عزیزی که کارگر یک شرکت تولید وسایل پزشکی است، میگوید: فرزندم را از دست دادم، اما با وجود اندوه فراوان از تلاش برای احقاق حق و عدالت دست برنداشتم؛ نمیخواستم کودکان دیگر، فرزندان دیگران به سرنوشت فرزند من دچار شوند، فرزندم روز قبل از مراجعه به بیمارستان در کلاسهای درسیاش حاضر شده بود، هیچ مشکل حادی نداشت، فقط سرفه میکرد و احساس سرماخوردگی داشت؛ اما متاسفانه بیست و چهار ساعت بعد جنازهاش را تحویل گرفتم.
در گزارش اداره کل پزشکی قانونی استان کردستان که شانزدهم آذرماه ابلاغ شده، دلیل مرگ اینطور ذکر شده: نامبرده به دلیل تزریق آمپول دگزامتازون دچار یک واکنش دارویی آلرژیک غیرقابل پیش بینی شده. این گزارش تشخیص اولیه بیمارستان مبنی بر مسمومیت با ترکیبات مخدر را اشتباه توصیف کرده و دو تن از کادر درمانی بیمارستان را در مجموع، ۵۰ درصد در این مرگ مقصر دانسته است. این گزارش ۵۰ درصد مابقی را به زمینه مساعد بیمار و غیرقابل پیش بینی بودن واکنش دارویی اولیه نسبت داده است.
پدر پرسام گرچه از اشتباه دانستن تشخیص اولیه خرسند است، اما میگوید قصد دارند نسبت به رای صادره اعتراض کند. عزیزی میگوید: برای بررسی مجدد، پرونده را به پزشک قانونی تهران خواهیم فرستاد. عزیزی معتقد است بیمارستان و کادر درمانیاش صد درصد مقصرند.
این نتیجه نصفه و نیمه پس از ماهها دوندگی، خانواده پرسام را راضی نکرده است، اما نشان دهنده این است که سطح خدمات درمانی در دسترس کارگران و طبقات فرودست پایین است و بدون تردید بروز چنین حوادث دردناکی باید زنگ هشدار باشد برای مسئولین و سیاستگذاران تا به جای اصرار مداوم بر خصوصی سازی درمان، ارائه خدمات درمانی رایگان و باکیفیت برای کم درآمدها و کارگران را در دستور کار قرار دهند.
ایلنا: بازنشستگی پیش از موعد حدود 200 کارگر شاغل در مجموعه های شهرداری آبادان و وسازمانهای وابسته ،به دلیل بدحسابی کارفرما در واریز هزینه بازنشستگی پیش از موعد به تاخیر افتاده است.
منابع کارگری ایلنا در شهرداری آبادان گزارش میدهند؛ حدود 200 کارگر شاغل در مجموعه های شهرداری آبادان و وسازمانهای وابسته ،از هشت ماه پیش مشمول بازنشستگی تحت قانون مشاغل سخت وزیان آور قرار دارند اما به دلیل پرداخت نشدن هزینه بازنشستگی پیش از موعد از سوی کارفرما معطل صدور احکام بازنشستگی خود هستند.
طبق اظهارات کارگران شهرداری آبادان ،مدیران شهرداری آبادان به بهانه ناتوانی مالی از پرداخت هزینه بازنشستگی این تعداد کارگر خوداری میکند.
به ادعای منابع کارگری ایلنا وضعیت به وجود آمده درحالی است که مجموع کارگران شاغل در مجموعه شهرداری آبادان و سازمانهای وابسته ،حدودا 2 هزار نفر است و هر روز بر تعداد کارگران مشمول بازنشستگی افزوده می شود.
بر اساس این گزارش ،ظاهرا این مشکل از آنجایی ناشی میشود که سازمان تامین اجتماعی از تاریخ 14 مهر ماه سال 93 هزینه بازنشستگی پیش از موعد را از 4 درصد حق بیمه اضافی تا دو برابر افزایش داده است و همین مسئله بر بدحسابی کارفرمای آنها افزوده است.
طبق اظهارات این منابع کارگری اگر امکان بازنشستگی این تعداد کارگر شهرداری آبادان فراهم شود مسئولان شهری می تواند به همین تعداد نیروی کار جویای کار جذب شهرداری کنند.
ایلنا: بازنشستگی پیش از موعد حدود 200 کارگر شاغل در مجموعه های شهرداری آبادان و وسازمانهای وابسته ،به دلیل بدحسابی کارفرما در واریز هزینه بازنشستگی پیش از موعد به تاخیر افتاده است.
منابع کارگری ایلنا در شهرداری آبادان گزارش میدهند؛ حدود 200 کارگر شاغل در مجموعه های شهرداری آبادان و وسازمانهای وابسته ،از هشت ماه پیش مشمول بازنشستگی تحت قانون مشاغل سخت وزیان آور قرار دارند اما به دلیل پرداخت نشدن هزینه بازنشستگی پیش از موعد از سوی کارفرما معطل صدور احکام بازنشستگی خود هستند.
طبق اظهارات کارگران شهرداری آبادان ،مدیران شهرداری آبادان به بهانه ناتوانی مالی از پرداخت هزینه بازنشستگی این تعداد کارگر خوداری میکند.
به ادعای منابع کارگری ایلنا وضعیت به وجود آمده درحالی است که مجموع کارگران شاغل در مجموعه شهرداری آبادان و سازمانهای وابسته ،حدودا 2 هزار نفر است و هر روز بر تعداد کارگران مشمول بازنشستگی افزوده می شود.
بر اساس این گزارش ،ظاهرا این مشکل از آنجایی ناشی میشود که سازمان تامین اجتماعی از تاریخ 14 مهر ماه سال 93 هزینه بازنشستگی پیش از موعد را از 4 درصد حق بیمه اضافی تا دو برابر افزایش داده است و همین مسئله بر بدحسابی کارفرمای آنها افزوده است.
طبق اظهارات این منابع کارگری اگر امکان بازنشستگی این تعداد کارگر شهرداری آبادان فراهم شود مسئولان شهری می تواند به همین تعداد نیروی کار جویای کار جذب شهرداری کنند.
سمیرا حسینی
انجمن تالاسمی سیستان و بلوچستان نزدیک به 60 نفر عضو افتخاری مبتلا به بیماری تالاسمی دارد. آنها تصویب قانون غربالگری زوجین قبل از ازدواج را بهترین قانون دنیا میدانند و بهتر از هر کسی درد تزریق آمپولهای «پیدرپی» را میفهمند. بیمارانی که خاطرات کودکیشان با هم مشترک است. تخت، بیداریهای شبانه، سرنگ و تزریق. حالا بزرگ شدهاند و دغدغهشان چیزی فراتر از وحشت از درد آمپولهای هر روزه شده است.
کمبود دارو، قیمت بالای داروها و استخدام نشدن بیماران تالاسمی در اداره های دولتی از جمله مشکلات اساسی آنهاست. آنها مانند همه همسن و سالان خود درس میخوانند اما زمانی که میخواهند مانند آنها وارد بازار کار شوند درهای بازار کار دولتی روی آنها بسته است. نایب رئیس هیأت مدیره انجمن تالاسمی سیستان و بلوچستان میگوید: شغلم آزاد است.
در مراکز دولتی به من کار نمیدهند. او میگوید اگر بیمار مبتلا به تالاسمی درمان مناسبی داشته باشد میتواند مانند یک فرد عادی زندگی کند و عمر طبیعی داشته باشد.
20 سال از مصوبه قانون غربالگری زوجین میگذرد اما هرسال تعداد فراوانی نوزاد مبتلا به تالاسمی بخصوص در سیستان و بلوچستان متولد میشوند. این استان نزدیک به دوهزار و 900 نفر بیمار تالاسمی دارد.
سؤال اینجاست که چرا برخی خانوادهها با علم به اینکه نوزادشان مبتلا به تالاسمی میشود باز حاضر به ازدواج و به دنیا آوردن فرزندی میشوند که عمری باید درد و رنج بیماری و مسائل اجتماعی مربوط به آن را به دوش بکشد؟
نایب رئیس هیأت مدیره انجمن تالاسمی سیستان و بلوچستان با بیان اینکه بسیاری از افراد مبتلا به تالاسمی تحصیلات عالی دارند، میگوید: چندین بار از دانشگاه علوم پزشکی استان تقاضا کردیم اگر مجوز استخدام ندارند حداقل به بیماران تالاسمی در بخش خدمات، اتاق تکثیر یا بخش ثبت اطلاعات سهمیه اشتغال بدهند. اما متأسفانه در این زمینه با ما همکاری نشد. انجمن به دنبال راهکاری است که با راهاندازی کارگاههایی بتواند برای این بیماران اشتغال ایجاد کند.
وحید شهنوازی در ادامه اظهار میکند: هدف اصلی انجمن تالاسمی سیستان و بلوچستان ارائه خدمات درمانی به بیماران در استان است. سعی ما این بود که بیماران مجبور نباشند برای گرفتن دارو تا مرکز استان بیایند.
با پیگیریهای انجمن و همکاری دانشگاه علوم پزشکی استان نیازهای دارویی شناسایی و داروی این بیماران در داروخانههای شهرهای اطراف نیز توزیع شد. یکی دیگر از کارهایی که انجمن انجام میدهد دادن سرنگ و قرص به بیماران تالاسمی است.
این نیکوکار سیستان و بلوچستانی با اشاره به اینکه نبود پزشک و پرستار ثابت از اصلیترین مشکلات آنهاست اظهار میکند: بجز زاهدان در مابقی مراکز درمانی شهرهای استان سیستان و بلوچستان بیماران پرونده منظم و ثابتی ندارند این امر برای بیماران تالاسمی بسیار
آسیبرسان است.

زهرا کشوری
«الیاس» قصه نویس عروسکهای روستای تاجمیر خراسان جنوبی؛ هزینه مدرسهاش را از راه نویسندگی «تأمین» میکند. روستای تاجمیر جزو شهرستان «سربیشه» است.
«افسانه احسانی» کارشناس اکوتوریسم در گفتوگو با روزنامه ایران از برنامه ریزی برای چاپ کتاب قصههای «الیاس» نوجوان خبر میدهد. وقتی جمعی از خبرنگاران حوزه گردشگری برای دیدار از عروسکهای دست ساخته زنان روستای «تاجمیر» به خراسان جنوبی رفتند؛ قصه نویس نوجوان روستا که قصه عروسکهای مادرش «گل بیبی» را مینویسد توجه آنها را جلب کرد. او در گفتوگو با روزنامه ایران از آرزوی خود برای «نویسنده» شدن خبر داد اما روستاهای آنها تا دوره راهنمایی بیشتر ندارد. همین آرزو، او را در صدر گزارش تمام خبرنگارانی نشاند که به روستای «تاجمیر» رفته بودند تا گزارشی از عروسکهای خارق العاده زنان روستایی تهیه کنند.
«افسانه احسانی » مجری آموزش عروسکها به زنان روستایی تاجمیر اما خبر دیگری برای روزنامه ایران دارد. احسانی کسی است که به همراه گروهش در قالب طرح ترسیب کربن در این روستا فعالیت میکند، این طرح به دنبال ایجاد کسب و کار پایدار برای حفاظت از مراتع و منابع طبیعی است، و احسانی طی این طرح به زنان روستا یاد داد که آمال و آرزوهای خود را در قالب عروسکی که میسازند به دیگران نشان دهند.او میگوید: «وقتی الیاس از آرزویش برای نویسنده شدن خبر داد ما در نخستین واکنش به تأمین مالی هزینه مدرسه توسط گروه فکر کردیم.» هزینه سالانه مدرسه الیاس رقم زیادی نمیشود(حتی من خودم بعد از گفتوگو با خواهرم تصمیم گرفتم که این هزینه را شخصاً پرداخت کنم.)
اما این روش با شأن و کرامت خانواده الیاس نمیخواند. «گل بیبی کلندر زهی» مادر الیاس بهترین عروسک ساز تاجمیر است.
او مقام اول را از میان 6 روستا به دست آورده است. احسانی میگوید: «آنها از جمله خانوادههای روستایی بودند که هرگز نخواستند از موقعیت پیش آمده سوءاستفاده کنند. مسئولان دولتی زیادی به روستا سر میزنند و برخی از خانوادهها انتظار کمک و خواستههای مختلف از آنها دارند اما خانواده «گل بیبی» هرگز غرور خود را زیر پا نگذاشت.» خانواده الیاس نخستین خانوادهای بودند که وارد طرح عروسکها شدند. به گفته احسانی ،آنها جلودار شدند و حرفهای زیادی را شنیدند. خندههای زیادی را تحمل کردند و آسیب دیدند. آنها در روستایی که گفتوگوی زنان با مردان را گناه نابخشودنی میدانستند، حاضر شدند از گردشگران پذیرایی کنند. اما حالا وضع فرق میکند همه به «گل بیبی و خانواده اش» احترام میگذارند و از آنها الگو میگیرند.
بنابراین گروه «ترسیب کربن» کمک مالی مستقیم به «الیاس» را کنار میگذارد،با غرور خانوادگی آنها نمیخواند: «این شیوه کمک کردن پسندیده نیست. دوست داشتیم که الیاس در قبال پولی که میگیرد؛ فعالیتی انجام بدهد.» همین موقع که ایده چاپ کتاب داستانهای الیاس از روستای تاجمیر به ذهن او میرسد از الیاس میخواهند تا قصه پیرمردها و پیرزنهای تاجمیری را بنویسد.
احسانی «الیاس» را با خود پیش «کولی»های منطقه میبرد و از او میخواهد تا داستانهای آنها را بنویسد. الیاس با آنها حرف میزند. کولیهایی که با «باد» میآیند و میروند. سرزمین ثابتی ندارند. احسانی اعتقاد دارد که کولیها نزدیک ترین رابطه را با «طبیعت» دارند.
قصه نویس نوجوان روستا، قصه «کجی» را بهترین داستانی میداند که تا به امروز نوشته است. «کجی» مردی که در روستا خانه دارد اما دوست دارد دور از مردم زندگی و کار کند. پول درمیآورد و پول هایش را در جایی دفن میکند اما یا پولش را میبرند یا فراموش میکند که کجا آن را پنهان کرده است. الیاس سال گذشته به «کولی»ها، «الاغ» داده و از آنها «سگ» خریده است. سگ را هم به یکی دیگر فروخته است.
افسانه احسانی میگوید: «در پروژه بهدنبال فعالیتهای چند بعدی هستیم. امروز دیگر کودکانی که مدرسه نمیروند یا دمپایی پاره دارند همه جا جلب توجه میکنند. هر کس که میبیند میپرسد چرا برای آنها مدرسه نمیسازند؟» او یک سؤال تازه را مطرح میکند: «چرا هیچ کس نمیپرسد چرا معلم به روستا نمیآورند؟ آیا واقعاً «الیاس» حتماً باید از روستا کنده شود، به شهر برود، «پزشک» یا «مهندس» شود تا ما او را آدم موفقی بدانیم؟!
روستای تاجمیر؛ جزو روستاهای هدف گردشگری قرار گرفته است. به گفته احسانی ،تورهایی با ظرفیت محدود برای آن تعریف شده تا گردشگران بیایند و از دست ساختههای زنان روستا دیدار کنند. الیاس هم در همین منطقه میتواند آموزش ببیند. او شک ندارد اگر الیاس «پزشک» بود هیچ وقت نام او در روزنامهای نوشته نمیشد اما امروز به خاطر مهارت «قصه نویسی» در میان کودکان یک روستا خود را نشان داده است. احسانی میگوید: «او مدرسه نمیرود اما قصه نویس ماهری است و این جنبه باید در او تقویت شود.»
شب یلدا
شب یلدا را تا صبح بیداری کشیدیم
صبح همه خواب بودند بیداری ندیدیم
یکی هندونه قرمز را قاچ کردیم
زاسرار طبیعت یکی را فاش کردیم
حافظ گشودیم و فالی هم گرفتیم
زفال خود جز پند می ومیخانه ندیدیم
قصه پر غصه شنیدیم و زدل آه کشیدیم
از رنگ وریای مردم دنیا فریاد کشیدیم
محمد شیورانی/ عضو کانون صنفی معلمان
***
سخنگوی اورژانس تهران از مرگ 3 مرد در داخل یکی از اتاق های مسجدی در پایتخت به علت گازگرفتگی خبرداد.
***
شرکت توتال برای افزایش تولید گاز در ایران پاداش میگیرد
محمد مشکین فام، مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس میگوید شرکت فرانسوی توتال در ازای تولید هزار فوت مکعب گاز درفاز یازده پارس جنوبی پاداش خواهد گرفت.
***
میزان اختلاس صندوق ذخیره فرهنگیان به رقم بی سابقه 12 هزار میلیارد تومان رسید!!
بنیاد باران و ...؟!!
***
کارگران مجتمع کشت و صنعت مهاباد بیش از بیست روز است که در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی خود مقابل درب مجتمع چادر زده اند.
***
شب یلدا برای همه مردم یکسان نیست!
یلدا ،شبی که برای فقرا درازترین شب است و برای شکم سیران کوتاهترین شب.
***
"زندان شبِ یلدا"
چند این شب و خاموشی؟وقت است که برخیزیم
وین آتشِ خندان را با صبح برانگیزیم
گرسوختنم باید افروختنم باید
ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم
صد دشتِ شقایق در خونِ دلم دارد
تا خود به کجا آخر با خاک برآمیزم
چون کوه نشستم من با تاب و تبِ پنهان
صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم
برخیزم و بگشایم بند از دلِ پر آتش
وین سیلِ گدازان را از سینه فرو ریزم
چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم
ای سایه ! سحرخیزان دلواپسِ خورشیدند
زندانِ شبِ یلدا بگشایم و بگریزم
هوشنگ ابتهاج
***
وقتی یک سیاستمدار ساکت است اتفاق بدی میافتد.سیاستمدارها شبیه مرغاند:
وقتی تخم میگذارند زیاد سروصدا میکنند اما وقتی خراب میکنند آرام آن را دفن میکنند
20دسامبر تولد عزیز نسین
***
هیس، الان وقتش نیست!
علی کیانی موحد
روزنامه نگار
مهمانی خانوادگی بهترین مکان است برای گپ و گفت از هر چیزی، اقتصاد تا هنر. خود را در یک مهمانی تصور کنید. برای ورود به بحثی آماده شده اید که یک نفر می گوید، ای بابا، بیخیال، الان که وقت این حرفها نیست. پس کی وقتش هست؟ بعدا، اما الان نه!
حرف از کتک کاری یک لیدر فوتبال است و می خواهید درباره آن صحبت کنید، یک نفر می گوید هیس، الان وقتش نیست، این کارها جز تضعیف تیم هدف دیگری ندارد. با این حساب کی وقتش هست؟ بعدا....
نشست خبری یک فیلم یا آلبوم مسخره هست و خود را برای انتقاد آماده کرده اید که مجری مراسم می گوید انتقاد نکنید، خستگی به تن گروه می ماند. الان وقتش نیست. پس کی وقتش هست؟ بعدا...
آنقدر این مسائل در جامعه برایتان اتفاق می افتد که به تدریج سانسورچی درونتان فعال می شود. تا می خواهید در بحثی شرکت کنید یا حرفی بزنید، به خود نهیبی می زنید که هیس، الان وقتش نیست!
اساسا آزادی بیان به تدریج در جامعه ای که دچار خفقان عمومی است از بین می رود و تک تک افراد جامعه به سانسورچی برای خود و سپس برای بقیه تبدیل می شوند. به تدریج همه به این شعر ایمان می آوریم:
یادم باشد
حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
و اینگونه است که خفقان را خودمان به جامعه تزریق می کنیم تا مبادا مشکلی برای خود و اطرافیان به وجود نیاید. شاید اولین شرط داشتن جامعه ای سالم که بتوان در آن راحت حرف زد، برداشتن خودسانسوری باشد. یکی از دلایل عمده خودسانسوری به این بازمی گردد که ممکن است هر جمله و حرف ما، باعث ناراحتی یک دوست شود. اینگونه ناگفته ها جمع می شود و به دلخوری بدل خواهد شد.
با کشتن سانسورچی درون می توان زیباتر زندگی کرد...
***
با رای هیئت عمومی دیوان عدالت اداری درج رقم حق الوکاله در وکالت نامه اجباری شد.
***
با نگاهی گذرا به سفره شب چله به این نتیجه میرسیم که برای گذاران شب یلدا بدون در نظر گرفتن جزئیات باید حدود 100 هزار تومان هزینه کرد که این هزینه بسته به رنگینتر شدن سفرهها در این شب افزایش خواهد داشت.
***
7 کشته در انفجار شهر اربیل کردستان عراق
انفجار در یک اردوگاه پناهجویان ایرانی در شمال شرق اربیل روی داد/ الجزیره
***
اگر واقعا فکر میکنید اهمیت محیط زیست کمتر از اقتصاد است، سعی کنید نفستان را حبس کنید و پولهایتان را بشمارید!
***
تجمع کارگران راهآهن قزوین - رشت در اعتراض به ۵ ماه حقوق معوقه
شماری از کارگران پروژه راه آهن قزوین رشت در شهرستان رودبار،امروز (چهارشنبه، یکم دی) در اعتراض به پنچ ماه مزد معوقه مقابل ساختمان فرمانداری رودبار دست به اعتراض صنفی زدند/ فارس
***
مرگ غیر طبیعی روزانه ۱۵ نفر درتهران
مدیرکل پزشکی قانون استان تهران گفته بر اساس آمار نیمه اول سال ۹۵، نزدیک به دو هزار و ۸۰۰ نفر جان خود را بر دلیل «مرگ های غیر طبیعی» از دست داده اند.
دکتر قادی پاشا مرگهای غیر طبیعی را مرگهایی توصیف کرده که بر اثر تصادف، سوءمصرف مواد مخدر، سقوط از بلندی، سوختگی، مصرف مواد روانگردان، مسمومیت دارویی، سلاح سرد و مصرف الکل اتفاق می افتند.
***
پس از اینکه نوشیدن مایع استحمام حاوی الکل بیش از شصت نفر را در روسیه کشت، ولادیمیر پوتین فروش الکل متیلیک را محدود کرد
قربانیان این حادثه نوعی مایع استحمام را که حاوی الکل متیلیک بود نوشیده بودند.
گفته میشود که افراد کم درآمد در روسیه غالبا به جای خرید نوشابههای الکلی تایید شده، به مواد جایگزین یا نوشابههای دست ساز روی میآورند که در مواردی به قیمت جان آنان تمام میشود.
***
عضو هیأترئیسه مجلس در یکی از سخنرانیهای اخیر خود گفته: «با اینکه بالغ بر ۱۱۰ هزار میلیارد تومان معوقه بانکی در دست ۱۰۸ نفر است، بانکها دنبال معوقههای میلیاردی نمیروند».
***
زن نوین، دختر نجیبی نیست که عشقش به یک ازدواج موفق ختم شود، همسری نیست که در خفا از خیانت های شوهرش رنج بکشد... پیردختری نیست که در حسرت عشق نافرجام جوانیش بسوزد، او قربانی شرایط رقت بار طبیعت سرکوب شده اش نیست... زن نوین قهرمانی است که مستقلانه از زندگی طلب می کند، که اعتماد به نفس دارد، که علیه بردگی جهانی زنان در مقابل دولت و خانه و جامعه می ایستد، که به عنوان نماینده همجنسانش برای حقوقش می جنگد.. .
الکساندرا کولونتای
***
"مسئله ارزش اضافی که این همه سبب نگرانی کل هواداران و مخالفان ریکاردو شده است، توسط پرودون، این متفکر کلهخر چگونه حل شده؟ خیلی ساده با حقه بازی. میگوید: "هر کاری مازادی باقی میگذارد."
گروندریسه جلد 2کارل مارکس
***
یکسوم قربانیان قاچاق انسان کودک هستند
گزارش تازه سازمان ملل متحد نشان میدهد که حدود یکسوم از قربانیان قاچاق انسان در جهان کودک هستند.
***
منظور از مشروبات "دیگر" چیست؟
مشروبات الکلی که با تخمیر جو به دست میآید آبجو محسوب میشوند، آنهایی که با تخمیر انگور به دست میآیند شراب و آنهایی که با تقطیر غلات و میوهها درست میشوند، مشروباتی مانند ویسکی و ودکا هستند.
اما این تعاریف شامل بسیاری از مشروبات الکلی نمیشوند. سازمان بهداشت جهانی مثلا "سایدر" که از تخمیر سیب و گلابی درست میشود یا "ساکی" که با تقطیر برنج به دست میآید را در زمره "دیگر" مشروبات الکلی طبقه بندی کرده است.
همچنین شرابهای غنی شده مانند پورت که با روش تخمیر دوگانه تقویت میشوند نیز در بین مشروبات "دیگر" طبقهبندی کرده است.
حجم الکل در یک پاینت آبجو یا سایدر ۵%، در شراب ۱۲%، در مشروبات تقطیری ۴۰%، شرابهای تقویت شده ۱۷.۵% و در ساکی ۹% است.
تعداد حدودی واحدهای الکل
یک پیک مشروب تقطیری (۲۵ میلیلیتر): ۱ واحد
یک گیلاس متوسط شراب (۱۷۵ میلیلیتر): ۲.۱ واحد
گیلاس بزرگ شراب (۲۵۰ میلیلیتر): ۳ واحد
یک پاینت آبجو با الکل ۴% (۵۶۸ میلیلیتر): ۲.۳ واحد
یک پاینت آبجو با اکل ۵%: ۲.۸ واحد
یک پاینت سایدر قوی با الکل ۸%: ۴.۵ واحد
توصیه رسمی برای میزان مصرف الکل
بر اساس دستورالعمل تازه وزارت بهداشت بریتانیا بهتر است که مصرف هفتگی الکل بیشتر از ۱۴ واحد نشود.
اگر میزان مصرف الکل شما بیشتر از این مقدار است باید سعی کنید که نوشیدن آن را به طور مساوی بین سه تا چهار روز تقسیم کنید.
خطر ابتلا به بعضی از انواع سرطان و بیماری های دیگر با مصرف دائمی و بیشتر الکل، بیشتر خواهد شد.
***
الکتربسیته
انسان، هر روز در صدها راه مختلف از برق استفاده میکند. ما برق را در خانهها، مدارس، بیمارستانها و کارخانههایمان بکار میبریم. برق، ایجاد روشنایی و حرارت میکند؛ و باعث حرکت قطارها و به کار افتادن رادیوها و تلویزیونها میشود.
دوروبرما، همه جا برق وجود دارد. ابرهای صاعقهدار، وقتی که پر از برق شوند، به سوی زمین جرقه می زنند. آذرخش، تنها جرقهی بزرگی از برق است. در آذرخش جو، نیروی عظیمی پنهان است؛ این نیرو میتواند درختی را ریشه کن کند؛ و ساختمانی را ویران ساخته، یا به آتش بکشد.
همه چیز، حتی هوایی که تنفس میکنیم، از ذراتی به نام اتم ساخته شده است. گرچه اتم انواع مختلفی دارد، ولی همهی اتمها مرکزی دارند به نام هسته، و دور هسته ذرات بسیار ریزی حرکت میکنند که آنها را الکترون میگویند. هر یک از دو قسمت اتم، اندکی بار الکتریکی دارد.
هسته، بار الکتریکی مثبت و الکترونها بار الکتریکی منفی دارند. تمام قسمتهای اتم، به وسیلهی جریان برق، منظم برجای خود میمانند؛ علت پایداری اتم این است که بارهای مثبت و منقی الکتریسیتهی همدیگر را جذب میکنند. درست مانند فلزی که به طرف آهنربا کشیده شود.
الکترون، در اثر کشش و جاذ بهی الکتریکی، در نزدیکی هسته قرار میگیرد. درست مانند زمین و سایر سیارات، به علت نیروی جاذ بهی خورشید در نزد یکی آن گردش میکنند.
اگر دو قطب یک باطری را به وسیلهی دو سیم، به یک لامپ وصل کنیم؛ نیروی برق در سیمها حرکت کرده، لامپ را روشن خواهد کرد؛ این حرکت، جریان برق( جریان الکتریکی) است.
سیمها که حامل نیروی برق هستند، از میلیو نها اتم ساخته شدهاند؛ و چون این اتمها به ترتیب خاصی در سیمها قرار گرفتهاند؛ برق به آسانی در سیمها جریان پیدا می کند؛ به فلزاتی نظیر مس، آلومینیم و آهن، که نیروی برق به سهولت در آنها جریان پیدا میکند، فلزات هادی( رسانا ) میگویند .
در بعضی از اجسام، اتمها به نحوی قرار گرفتهاند که برق به آسانی در آنها جریان پیدا نمیکند، این اجسام را اجسام عایق( نارسانا ) مینامند. لاستیک خالص، بهترین جسم عایق است و به همین دلیل، کسانی که با سیمهای برق و الکتریسیته سرو کار دارند، کفشهای لاستیکی به پا می کنند.
گرچه برق به طور طبیعی در همهجا، در اطراف ما وجود دارد، اما انسان یاد گرفته است که چگو نه خود برق تولید کند؛ و چگو نه از این برق در کارهایش استفاده کند؛ و نیز آموخته است که چگو نه نیروی برق را ذخیره کند تا به هنگام نیاز از آن استفاده نماید.
باتری معمولی، فقط ظرفی است برای ذخیرهی الکتریسیته. باتری، ممکن است کوچک و ارزان باشد. در این صورت، وقتی که از ذخیرهی الکتریسیته آن استفاده شد، ظرفش بدون ارزش است.
در اتومبیلها، باتریهای بزرگ میگذارند، اما بعد از آن که نیروی الکتریسیتهی باتری مورد استفاده قرار گرفت، بلافاصله نیروی مو تور، ذخیرهی جدیدی از الکتریسیته ایجاد می کند؛ و در این صورت باتری پر از برق میشود.
انسان، صدها سال پیش برای گردانیدن چرخهای آسیاب از نیروی سقوط آب استفاده می کرد. امروزه نیز، گاهی همان روش را برای تولید نیروی برق بکار میبرند. این نیروگاه در دامنهی کوه و پشت سد، از نیروی آبشار برای گردش ماشینهایش استفاده می کند. این نیروگاه را، نیروگاه هیدرو الکترولیک مینامند. نظیر این نیروگاهها، در اکثر نقاط دنیا وجود دارد. این نیروگاهها را در کشورهایی که مناطق کوهستانی، و رودخانههای پر آب و قوی دارند، میسازند.
نیرو گاههای دیگری وجود دارند که، نیروی لازم برای بوجود آوردن الکتریسیته، از حرارت سوخت زغال سنگ، نفت و گاز حاصل میشود. به آنها نیروگاه حرارتی گویند.
در حال حاضر، تعدادی کارخانهی تولید برق اتمی در دنیا وجود دارد؛ در این کارخانهها، از انرژی اتمی برق تولید میکنند. ایران هم از انرژی اتمی برق تولید میکند.
***
در ایران و بقیه کشورهای جهان، برق از تمام کارخانههای تولید برق، به شبکههایی از سیمها منتقل میشود؛ این شبکه،سراسر خاک کشور را در بر میگیرد. بنابراین اگر یک کارخانهی برق، قادر به تولید برق نباشد؛ به جای آن سایر کارخانهها، برق لازم را به شبکه میرسانند. از این شبکه، کابلهای فراوانی منشعب شده، به داخل خانهها و کارخانهها وارد می شود. آیا میدانید که برق، چگو نه از محل کارخانه به خانهی شما منتقل میشود؟
وقتی که نور، بر روی بعضی از اجسام میتابد؛ جریان برق ضعیفی از آنها خارج میشود. از این "سلولهای نوری"( فتو الکتریک )در ماهوارهها به جای باتری استفاده می کنند. ایستگاه فضایی بینالمللی که در حدود 360 کیلومتری بالای سرما قرار دارد، برق مورد نیاز خود را ار همین طریق بدست میآورد. یعنی به هنگام تابش خورشید، این سلولها برق کافی برای بکار افتادن ابزارهای درون ماهوارهها، تولید میکنند.
***
نیکی را چه سود
هنگامی که نیکان ، در جا سرکوب می شوند،
و هم آنان که دوستدار نیکانند؟
آزادی را چه سود
هنگامی که آزادگان ، باید میان اسیران زندگی کنند؟
خرد را چه سود
هنگامی که جاهل ، نانی به چنگ می آورد ،
که همگان را بدان نیاز است؟
به جای خود نیک بودن ، بکوشید
چنان سامانی دهید ، که نفس نیکی ممکن شود
یا بهتر بگویم
دیگر به آن نیازی نباشد.
به جای خودآزاد بودن بکوشید
چنان سامانی بدهید ، که همگان آزاد باشند
و به عشق ورزی به آزادی نیز
نیازی نباشد
به جای خود خردمند بودن ، بکوشید
چنان سامانی دهید ، که نابخردی
برای همه و هرکس
سودایی شود بی سود .
برتولت برشت
***
وزیر صنعت:
طرح کارت خرید کالای ایرانی شکست خورد چون بانک مرکزی پول نداد/کالاهای ایرانی افزایش قیمت نداشته است/ تسنیم
***
مرگ یک پزشک زن در رودسر حین کار
«دکتر مریم ناصری متخصص جراحی عمومی و پزشک بیمارستان رودسر که سال قبل نیز به عنوان پزشک نمونه انتخاب شده بود، در حین کشیک در بیمارستان درگذشت.
شاهدان صحنه، سکته قلبی را علت احتمالی مرگ وی میدانند.
مریم ناصری از جمله پزشکان طرح سهمیه زنان بوده است که چند ماه پیش به خاطر درگذشت پدرش دچار فشار روحی شده و از طرفی به دلیل تنهایی مادرش درخواست انتقالی به شهر خودش را داشته که معاونت درمان استان گیلان با انتقال وی به شهرش (رشت) مخالفت کردند.
بررسی آخرین پیامهای تلگرامی وی به دوستانش نشان میدهد که این پزشک در مورد تعهد سهمیه زنان که ابتدا چهار ساله بوده و سپس 12 ساله شده، ناراحت بوده و اعلام کرده بوده که به دلیل فشار روحی و شرایط سخت دوری از خانواده و عدم همکاری مسئولان، طرح سهمیه زنان را رها خواهد کرد و و ادامه کار نمیدهد.
***
پزشکان گفت:
با تعرفههایی که پیشبینی شده ممکن است برخی پزشکان خصوصی تا دو میلیارد تومان در ماه هم درآمد داشته باشند و این بسته به تخصص، محل و موقعیت آنها دارد.
***
بوئینگ اعلام کرد قصد دارد کارکنانش را تا پایان سال آینده هشت درصد کاهش دهد که به معنای اخراج 6600 نفر از کارکنان این شرکت است.
***
قطعنامه تعقیب جنایتکاران جنگی در سوریه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد
این قطعنامه را قطر و لیختن اشتاین ارایه کرده بودند.
ایران، روسیه، سوریه، کوبا، کره شمالی و ونزوئلا از جمله مخالفان این قطعنامه بودند.
***
بازداشت 5 نفر در دانشگاه علوم پزشکی جیرفت به اتهام اختلاس
رئیس دادگستری جیرفت:تاکنون مبلغ 445 میلیون و 700 هزار تومان از وجوه مورد اختلاس به بیت المال برگشت داده شده است پرونده همچنان در حال بررسی و تحقیقات تکمیلی در حال انجام است/ ایرنا
***
جمعی از کارگران نی بر شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه صبح پنجشنبه در مقابل این شرکت تجمع کردند.
به گزارش ایرنا این کارگران معترض که از نی بران بومی منطقه هستند در این تجمع خواستار پرداخت حقوق و مطالبات خود شدند.
***
با اینکه بالغ بر ۱۱۰ هزار میلیارد تومان معوقه بانکی در دست ۱۰۸ نفر است، بانکها دنبال معوقههای میلیاردی نمیروند». وی گفت :
(این عملکرد بانکها) در شرایطی است که اگر یک شهروند عادی وام بگیرد و چند ماه قسط آن عقب بیفتد، بانکها آبروی طرف را میبرند.
با بررسی آنچه این نماینده مجلس میگوید، به طور متوسط به هر یک از بدهکاران بانکی، هزار میلیارد تومان بدهی تعلق میگیرد./ شرق
***
مشکل اینجاست که هیچکس معتقد نیست باید کار را شروع کند. به عبارت دیگر چنین می پندارند که اگر کار را بیاغازند، منفرد خواهند شد. آنها منتظر روزی مانده اند که همگی با هم شروع کنند و در این میان طبعا هیچکس حرکتی نمی کند و هیچگونه سازماندهی صورت نمی گیرد.
آنتونیو گرامشی
دولت و جامعه مدنی
***
هرچه مغز "خالی تر " میل به " پُر کردن " آن کمتر ...
داستایوفسکی
***
مصرف چای بلافاصله پس از غذا به کاهش جذب اسید فولیک، آهن و کلسیم در بدن منجر شده و به مرور مشکلاتی همچون پوکی استخوان در افراد را به دنبال خواهد داشت.
***
سرمای روسیه رکورد زد؛ 62 درجه زیر صفر!
در منطقۀ خودگران خانتی مانسیسک روسیه،
خانم ایلینا شوماکووا در گفت و گو با خبرگزاری نووستی گفت: دمای هوا دیروز زیر 58 درجه بود و اطلاعات امروز، دمای زیر 62 درجه را نشان می دهد.
***
در آمل، ریزش سقف در حال بتن ریزی به مرگ دو کارگر انجامید.
***
گزارش سالانه دفتر جرائم و مواد مخدرسازمان ملل متحد نشان می دهد که 71 در صد از قربانیان قاچاق انسانی را زنان و دخترانی تشکیل می دهند که برای بهره گیری های جنسی و ازدواج های اجباری در جهان بفروش می رسند.
***
سلمان خدادادی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، در پاسخ به این پرسش که چرا علیرغم مخالفت های کارگران، کمیسیون اجتماعی تصمیم دارد لایحه اصلاح قانون کار را به رای بگذارد؛ گفت:
مجلس چاره ای جز بررسی لایحه ارسالی دولت ندارد؛ چرا که بازگرداندن لوایح توسط مجلس، غیرقانونی است و براساس قانون، مجلس موظف است، بررسی لوایح را در دستور کار قرار دهد.
***
شلّاقی می گریست
به منشور حقوق شهروندی
بر پشت کارگری
دل بسته بود!
رحیم رسولی
***
مهمترین نیروگاه هسته ای ژاپن تعطیل شد
ژاپن رسما اعلام کرد که مهمترین نیروگاه هسته ای خود را که در راستای تولید انرژی و برق برای کمک به تقاضای فزاینده کشور ایجاد کرده بود، تعطیل کرده است.
***
آزمایش داروی جدیدی برای مقابله با بیماری ام.اس (مالتیپل اسکلروزیس) با موفقیت انجام شده و نشان میدهد که این دارو میتواند باعث کندی روند آسیب به مغز شود.
***
محمدعلی جداری فروغی میگوید: احکام کارگران معدن چادرملو در دادگاه تجدیدنظر استان یزد صادر و دادگاه حکم به تبرئه کارگران داده است.
***
روزنامه دولتی ایران از بروز "ترافیک غیرعادی" در هفته های اخیر در تهران خبر داده و از قول رحمت الله حافظی از اعضای شورای شهر تهران، نوشته است با "فشار محمدباقر قالیباف شهردار پایتخت به نیروی انتظامی، فرمانده پلیس راهور تهران عوض شد و به دنبال آن شاهد ترافیک سنگین در شهر تهران طی یک ماه گذشته بوده و هستیم".
روزنامه ایران در صفحه اول شماره امروز خود با چاپ گزارشی با عنوان "ترافیک غیرعادی پایتخت" نوشته است "برخی از جمله تعدادی از اعضای شورای شهر تهران معتقدند که این ترافیک تصنعی و غیرعادی است".
***
رئیس انجمن علمی دیابت ایران گفت: "بر اساس برآورده های صورت گرفته ۱۲ درصد از جمعیت ایران که شامل ۸ میلیون نفر می شوند، به بیماری دیابت مبتلا هستند در حالی که نیمی از آنان از بیماری خود اطلاع ندارند."
***
رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی کشور میگوید، کارگران پیمانکاریها منتظرند که وزیر کار هر چه سریعتر دستور العملهای 36 و 38 را امضا و ابلاغ کند؛ چرا که «معلق نگه داستن اجرای قانون» ضمن شبه برانگیز بودن برای وزیری که خود را از جنس کارگران میداند صورت خوبی ندارد.
***
هاشمی رفسنجانی :
در دو دور ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد "شاهد ورود تعداد زیادی نیرو در نهاد ریاست جمهوری بودهایم که هماکنون بخش عمدهای از آنها کار خاصی برای انجام دادن ندارند و فقط جدول حل میکنند".
***
علی ربیعی در نشست ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی خراسانشمالی اظهار کرد: از این نظر گامهای خوبی برداشته شده و امروز هزینه درمان در روستاها به هفت تا 10 درصد رسیده در حالیکه در گذشته این قشر 70 درصد هزینههای درمان را متقبل میشدند.
***
برای کشتیهای بی حرکت موجها تصمیم میگیرند!
***
برای کشتیهای بی حرکت موجها تصمیم میگیرند!
***
خواستگاری خونین در کرمان!/ این پسر ۱۵ نفر را به گلوله بست که ۱۱ نفرشان کشته شدند
عصر امروز ۱۱ نفر از اعضای یک خانواده در روستای جهانآباد فهرج بر اثر اختلاف خانوادگی به ضرب گلوله خواستگار دختر خانواده به قتل رسیدند.
این فرد ۱۵ نفر را به گلوله بست که تنها ۴ نفرشان جان سالم بدر بردند و اکنون در بیمارستان بستری هستند.
در بین فوتیها و مصدومان ۱۲ خانم و ۳ آقا هستند که ۲ نفر از آنها کودکند. / فارس
***
وزیر کار گفت: دولت تا امروز 4 هزار میلیارد تومان برای طرح تحول سلامت توزیع کرده و 4 هزار میلیارد تومان تا هفته آینده تزریق میکند.
به گزارش ایلنا، علی ربیعی در آئین افتتاح سامانه قرارداد بیمه سلامت با بخش مامایی که در شهرستان گرگان برگزار شد، اظهار کرد: دولت تا امروز 4 هزار میلیارد تومان برای طرح تحول سلامت توزیع کرده و 4 هزار میلیارد تومان تا هفته آینده تزریق میکند.
وی تصریح کرد: دولت بحران مالی که گرفتار آن شده را سپری خواهد کرد برخی افراد سوءاستفاده کردند و متاسفانه علیه بیمهها و طرح تحول سلامت مسائلی مطرح کردند اما باید بدانند بیمهها بیمهکننده طرح تحول سلامت هستند.
ربیعی با اشاره به اینکه یکی از مشکلات جامعه ناامنی روانی است، افزود: براساس مطالعاتی که انجام دادیم بیشترین علل اعتیاد دیگر فقر و بیکاری نیست بلکه در عدم مدارای اجتماعی است و تغییر آزار ساختاری در بدنه خانواده ایجاد شده است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به اینکه با راهاندازی این سامانه جلوه دیگری از خدمات سازمانهای بیمهای آغاز میشود، ابراز کرد: ما کار را به عملیات اجرایی رساندیم سرمایهگذاری که بیمهها در این زمینه کردند جزو اقدامات خوب بوده که امیدواریم این طرح که از امروز در سه استان آغاز شده را به کل کشور تعمیم دهیم.
ربیعی افزود: شاید هر شغلی یک نوع رابطه انسان با محیط و رابطه انسان با انسانهای دیگر را تجربه میکنند اما قشر ماما در طول عمر کاری بیگناهترین موجودات خدا را میبینند و دیدن یک مخلوق خدا که گناهی نکرده خیلی لذتبخش است، رابطه شغل و شاغل یک رابطه ثابت شده کاری که ماما انجام میدهد در روح آنها اثر میگذارد.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: 8 هزار ماما در کشور داریم که فارغالتحصیل میشوند که 3 هزار نفر آنها با اجرای این طرح مشغول به کار خواهند شد. 4 هزار ماما در طرح پزشک خانواده روستایی همکاری دارند و 500 ماما نیز با برگزاری آزمون استخدام میشوند.
وی همچنین گفت: با اجرای طرح تحول نظام سلامت به اندازه 30 سال تخت بیمارستانی جدید در کشور ایجاد شد، ضمن اینکه رشد تعرفه پزشکی برای کاهش زیرمیزی و افزایش داروهای زیر پوشش برای ارائه خدمات بهتر به مردم دیگر دستاوردهای حاصله دولت تدبیر و امید است.
ربیعی افزود: بیمهها نقش بزرگی در طرح تحول سلامت داشتند و هزینه مردم را کاهش دادند چراکه قبل از آن مردم باید 60 تا 80 درصد هزینههای درمان را میپرداختند اما این رقماکنون به 8 تا 10 درصد کاهش یافته است.
وی اظهار داشت: پوشش 100 درصدی بیماران سخت علاج، تعویض مفصل افراد کهنسال، بیمهکردن بیش از 10 میلیون انسان کمدرآمد و واریز 80 هزار میلیارد ریال طلب بیمهسلامت از جمله دیگر فعالیتها در بخش سلامت بوده است.
ربیعی از استخدام بیش از 500 ماما در آزمون سازمان تامین اجتماعی که بهمنماه امسال برگزار میشود خبر داد و گفت: این مجوز به منظور تکمیل کادر درمانی صادر شده است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: سامانه الکترونیکی ماماها برای گسترش فعالیت این قشر به صورت پایلوت در سه استان اصفهان، اردبیل و گلستان راهاندازی شده تا پس از بررسی نتایج و در صورت مثبت بودن آن در کشور فراگیر شود.
ربیعی یادآور شد: ماماهای دارای مطب از طریق این سامانه میتوانند انواع آزمایشها مانند ایدز، هپاتیت و سونوگرافی را کنترل کرده و زمینه سلامت هر چه بیشتر مادران و کودکان را فراهم آورند.
ربیعی با اشاره به اینکه توجه به زایمان طبیعی و باروری سالم یکی از مهمترین وظایف ما در سیاستهای ابلاغی جمعیت و خانواده است، اظهار کرد: هر مردمی باید به احترام مادر و همسرش آرزوی دوران سلامت باروری سالم را برای زنان داشته باشد باروری سالم همراه با اعتماد به نفس و آرامش روانی آن چیزی است که ما دنبال آن هستیم.
وی با اشاره به اینکه باید در هزار روز اول زندگی نوزاد مراقبت جدی صورت بگیرد، ابراز کرد: غربالگری روی نوزادان انجام میشود که باید با سوءتغذیه مبارزه کنیم، مادران و بچههای دارای سوءتغذیه دائما رصد میشوند. ما در راستای مبارزه با فقر درمان، فقر آموزش، فقر مسکن، فقر امنیت و سوءتغذیه گام برمیداریم.
ربیعی یکی از مشکلات جامعه را در ناامنی روانی عنوان کرد و گفت: براساس مطالعات انجام شده بیشترین علل اعتیاد در فقر و اعتیاد نیست بلکه در ناآرامی روانی و عدم مدارای اجتماعی است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان وزیر معین در بحث اقتصاد مقاومتی استان گلستان و بررسی روند آن به گرگان سفر کرده است.
جانشین ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در استان خراسانشمالی گفت: 10 میلیون کارگر حاشیهنشین شهری که هیچ حمایت درمانی نداشتند زیر پوشش بیمه قرار گرفتند.
به گزارش ایلنا، علی ربیعی در نشست ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی خراسانشمالی اظهار کرد: از این نظر گامهای خوبی برداشته شده و امروز هزینه درمان در روستاها به هفت تا 10 درصد رسیده در حالیکه در گذشته این قشر 70 درصد هزینههای درمان را متقبل میشدند.
وی با بیان اینکه تا پایان سال هیچ خانواده 2 معلول بیخانه نخواهیم داشت، افزود: در آینده نیز خانهدار کردن خانوادههای معلول و سرپرست خانوار را دنبال میکنیم.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با بیان اینکه 700 هزار شغل در کشور ایجاد کردیم، گفت: با این وجود وضعیت اشتغال در کشور قابل ملموس نیست و حتی برخی که از دولت نیز پول میگیرند میگویند که از نظر اشتغال در کشور کار ی انجام نشده است. با جرأت و اطمینان میگویم امسال، سال شکوفایی دولت است و همچنین در حال جهش اقتصادی هستیم.
ربیعی با بیان اینکه قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده، گفت: هنوز هم برخی اقشار جامعه قدرت خرید کمتری دارند که این قابل قبول نیست. باید در این راستا اقداماتی اساسی انجام دهیم. از جایی برداشت و در مکانی دیگری هزینهکردن اقدامی درست نیست. باید برای افزایش قدرت خرید مردم کارهای اساسی و زیربنایی و با برنامه انجام شود تا منجر به افزایش درآمد اقشار مختلف شود.
وی اظهار کرد: عمق فقر طوری بوده و هست که تمامی اقدامات انجام شده در راستای ایجاد اشتغال و سرمایهگذاری و رشد درآمد خانوار ملموس نبوده است. ما افزایش حقوقها، افزایش پرداختی مستمربگیران را داشتهایم این در حالی است که در گذشته شکاف ۶۷ درصدی در این امر ایجاد شده بود. هزار میلیارد تومان اعتبار برای از بین بردن شکاف حقوقبگیران از جمله بازنشستگان و سایر گروهها در نظر گرفته شده است.
وزیر کار با بیان اینکه بنیههای اقتصادی را مقاوم کردهایم، افزود: در طول دولت یازدهم اقدامات خوبی انجام دادهایم و آمارها نیز این امر را نشان می دهند. هم اکنون اقتصاد در کشور رونق میگیرد، اقتصاد میچرخد اما متاسفانه عدهای میگویند کاری انجام نشده است.
وی همچنین گفت: در جلسهای دیگر استان که حضور خواهم داشت لودرها در پروژه پتروشیمی کار خواهند کرد.
ربیعی با بیان اینکه توسعه پتروشیمی را نهایی خواهیم کرد، افزود: پروژههای بزرگ راه، راهآهن، منطقه ویژه اقتصادی و آبیاری تحت فشار را نیز بررسی خواهیم و همچنین پیگیر نیز هستیم.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به منظور شرکت در نشست ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی استان خراسان شمالی پنجشنبه شب وارد بجنورد شد.
علی ربیعی که به عنوان جانشین رییس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در این استان انتخاب شده، علاوه بر حضور در نشست یاد شده، در جمع کارآفرینان استان در دانشگاه آزاد بجنورد هم سخنرانی میکند.
نشانه های هولناکی از برنامه های ترامپ/ پنس برای زنان
December 16, 2016
آنا یوکا: مجازات و تحقیر شد و در زندان در حال از بین رفتن است فقط به خاطر جنایاتی که این سیستم علیه زنان مرتکب می شود
سان سارا تیلور* ( 7 دسامبر 2016) نشریه انقلاب
برگران: لیلا پرنیان
آنا یوکای 32 ساله، تقریبا یک سال است که در ته نه سی Tennessee درزندان به سر می برد. به چه جرمی؟ او متهم شده است که قصد داشته در خانه اش با چوب لباسی جنین خود را سقط کند. ابتدا به آنا جرم قصد ارتکاب به قتل را بستند، بعد در فوریه این اتهام به حمله خشونت بار تقلیل یافت. و حالا دادستان ها موفق شده اند که سه جرم تخطی از قانون را به آنا یوکا ببندند: حمله خشونت آمیز با سلاح، تلاش برای یافتن کسی که سقط جنین کند، قصد ارتکاب به "جنایتی" به نام سقط جنین.
این که او قصد داشت که جنین خودش را سقط کند یا نه ( چیزی که وکلایش رد می کنند)، تنها در جامعه و سیستمی که زنان را کاملا خوار به حساب می آورد، "جنایت " شمرده می شود! و این دقیقا همان جامعه ای است که ما در آن زندگی می کنیم. و بدتر این که شرایط بسیار بسیار بدتری و حتی عادی شدن چنین روابطی توسط رئیس جمهور منتخب و معاونش قولش داده می شود.
مادر شدن اجباری به معنی بردگی زنان است:
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که در بخش بزرگی از آن دراین کشور، حق سقط جنین برای زنان عملا از آن ها گرفته شده است. تقریبا در 90 درصد ایالت ها امکانات سقط جنین وجود ندارد. در ته نه سی Tennessee تنها 7 کلینیک سقط جنین موجود است که هیچ کدام از آن ها جنین 16 هفته ای و یا بیشتر را سقط نمی کنند. بسیاری از زنان مجبورند برای یافتن یک کلینیک سقط جنین بیش از 100 مایل سفر کنند. دولت فدرال تنها یک نوع از آموزش روابط جنسی را از نظر مالی تامین می کند. -آموزشی که روابط جنسی خارج از ازدواج را منع می کند- این همان برنامه ای است که تعداد عظیمی از مدارس اتخاذ کرده اند، با این وضع میلیون ها میلیون جوان هیچ گونه آموزش علمی در مورد روابط جنسی نخواهند دید و یا چیزی در مورد چگونگی جلوگیری از بارداری نخواهند آموخت.
جنبش در حال گسترش فاشیست های مذهبی تلاش می کند تا جلوگیری از بارداری ناخواسته را برای زنان مشکل و مشکل تر کند. فاشیست ها در بیرون در ورودی تقریبا همه مراکز سقط جنین درسرتاسر این کشور ایستاده و زنان را تهدید کرده و مورد آزار و اذیت قرار می دهند. زنانی که سقط جنین می کنند در بیشتر کلیساها، فیلم ها، تلویزیون، رسانه های اصلی و خلاصه به طور وسیع در فرهنگ مورد سرزنش قرار می گیرند.
وقتی که زنی از روی ناچاری و با این که جانش به خطر می افتد مجبور شود به بارداری خود پایان دهد به خاطر این که کل جامعه دست به یکی کرده تا جلوی اعمال ساده و آزاد حق انتخاب تولید مثل را از او بگیرد، در واقع این سیستم است که مرتکب جنایت شده است! نه این زن.
سیستم زن ستیزی که ما در آن زندگی می کنیم، به جای به رسمیت شناختن خطری که آنا یوکا مجبور شد به جان بخرد ( حتی اگر او واقعا قصد پایان دادن به بارداری خود را داشته است)، و به جای این که از هیچ کمک و حمایتی از او دریغ نکند، نه تنها چنین نکرد بلکه در عوض به او سه جرم تخطی از قانون را بست و او را به زندان فرستاد.
اما این سیستم به اینجا بسنده نکرده است. اگر آن چه را که او به آن متهم شده است حقیقت داشته باشد، یعنی این که او می خواسته است به بارداری خود پایان دهد، پس بیمارستان ( که او به دلیل خون ریزی به آن جا رفته بود) جنایت ظالمانه، غیر قابل قبول و غیر قابل بخششی را علیه او انجام داده است. آن ها به وی حق انتخاب را ندادند. در عوض دو هفته بعد، او یک جنین 1.5 پوندی ( حدودا 700 گرمی) را متولد کرد که بلافاصله تحت مراقبت قرار داده شد. بنابراین یا او می خواست که این بچه را داشته باشد و همه این جرم هایی را که به او بسته اند مزخرف است و باید این جرم ها برداشته شوند. یا این که او نمی خواست که بچه داشته شود، که در این صورت بیمارستان و دولت این خواست یوکا را نادیده گرفته و او را به زور و علیه خواست خودش مجبور به وضع حمل می کنند.
به جای این که با زنی که به کمک و حمایت احتیاج دارد و در این جامعه با او بدرفتاری شده است احساس همدردی نشان دهند، آن ها او را چیزی بیش از یک ماشین جوجه کشی و یک جنایت کار سخت دل به حساب نیاوردند. و بعد او را به پلیس تحویل داده و سرپرستی بچه را به دولت سپردند.
یک بدعت گذاری خطرناک و نشانه ای هولناک:
این یک بدعت گذاری فوق العاده خطرناک است و باید با آن مبارزه شود. زنان باید حق دسترسی به سقط جنین و حق کنترل بر تولید مثل خود را داشته باشند. آموزش واقعی روابط جنسی باید وسیعا گسترش پیدا کند، نه این که بیش از پیش کاهش یابد. هیچ زنی در صورتی که خواستار سقط جنین است هرگز نباید مجبور به توجیه و معذرت خواهی باشد و یا از سرویس های مربوط به آن محروم شود و اگر زنی هر وقت بخواهد باید بتواند کنترل مسائل مربوط به خود را در دست داشته باشد و باید مورد حمایت قرار گیرد – نه این که جنایتکار معرفی شود.
بسیاری از مردم تهدیدات دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی اش مبنی بر "مجازات" زنانی که سقط جنین می کنند، را جدی نگرفتند. آن ها بعد از این که او "این بیانیه را پس گرفت" بسیار خوشحال و با آهی، نفس راحتی کشیدند. اما این دقیقا همان چیزی است که در این کشور در حال اجرا است. اگر ما در مقابلش همین حالا نایستیم و تحکیم برنامه های فاشیستی ترامپ/پنس علیه زنان را متوقف نکنیم (به خصوص با قولی که داده اند که یک قاضی ضد سقط جنین را بر مسند دادگاه عالی "عدالت" خواهند نشاند و هم چنین بقیه تبعیضات جنسیتی آشکار و تنفر از زنان همراه با حملات شریرانه علیه بسیاری دیگر از مردم تحت ستم) تجربه هولناک آنا یوکا آینده ای است که در انتظار بسیاری از زنان جوان و دختران نسل آینده خواهد بود. عقب ننشینیم و اجازه ندهیم که چنین چیزی اتفاق بیافتد. ما باید مقاومت کنیم.
جنین هنوز طفل نیست!
سقط جنین ، قتل نیست!
زنان ماشین جوجه کشی نیستند!
امکان دسترسی به سقط جنین بدون معذرت خواهی!
زنجیرها را پاره کنیم خشم زنان را به مثابه نیروی قدرتمندی برای انقلاب رها کنیم!
* سان سارا تیلور: از فعالین حزب کمونیست انقلابی آمریکا
December 23, 2016
تحت دمکراسی های سرمایه داری، رؤسای جمهور در ظاهر «با مردم واقعی صحبت می کنند»، در حالی که با مهارت برای بزرگترین سرمایه داران و بانک داران کار می کنند... زمانی که سرمایه داری در بحران ست، عوامفریبی «از صندوق جادویی بیرون می آید»... عدول از وعده و وعیدها برای تمام رؤسای دمکرات و جمهوریخواه «سرمایه و تجارت» هستند. فریب و زبان پوپولیستی دروغین خوراک استاندارد هستند، زیرا این ها چیزهایی هستند که دمکراسی سرمایه داری از نمایندگان سیاسی خود مطالبه می کند... زمانی که «دمکراسی سرمایه داری» تحت تهدید قرار می گیرد و بی اعتبار می شود، جستجو برای یک عوامفریب پوپولیست آغاز می شود. در حالی که فعالان صلح و عدالت اجتماعی توده های عظیم تظاهرکنندگان را علیه بانک ها در طول «جنبش اشغال وال استریت» سازماندهی می کردند، وال استریت «اولین رئیس جمهور سیاه پوست» را جهت منحرف کردن خشم دارندگان ورشکسته وام مسکن به میدان آورد، دانشجویان سفید پوست را گول زد، رأی دهندگان لاتینی را فریب داد، بانوان سیاه پوست کلیسا را فریفت و همه آنها را به آغوش فاسد حزب دمکرات فرستاد... بارک اوباما، مانند تمام عوام فریبان، به رأی دهندگان آمریکایی قول داد که به اشغال نظامی عراق توسط آمریکا پایان می دهد، زندان گوانتانامو را می بندد، به شکنجه و پنهان کاری پایان دهد، از آزادی های مدنی دفاع نماید، از وام گیرنده های مسکن در برابر بانک داران کلاه بردار وال استریت حمایت کند، به بیمه درمانی یک رفرم واقعی بدهد و برای کارگران مهاجر و خانواده های غیرقانونی آنها راهی برای شهروندی پیدا کند... رژیم اوباما از کودتای خشونت آمیز و تلاش های خونین برای «تغییر رژیم» در اوکراین، سوریه، سومالی، لیبی، هندوراس و یمن با نتایجی ویرانگر برای میلیون ها انسان آواره و بینوا حمایت مالی کرد. هیچ جنگ سالار دیگری، در گذشته و یا حال، نمی تواند با رژیم اوباما در ایجاد بدبختی و ضرب و شتم مطابقت کند... «دمکراسی سرمایه داری» دیگر نمی تواند رأی دهندگان را فریب دهد. نیمی از رأی دهندگان واجد شرایط از فرایندی که نمی تواند منعکس کننده منافع آنها باشد، امتناع می کنند. و نیمی از رأی دهندگان واقعی سیاستمداران سنتی را قبول ندارند. جهت حفظ هر جلای مشروعیت انتخاباتی و قادر ساختن سرمایه داران به ادامه حکومت خود، عوامفریبان باید جایگزین «کالاهای آسیب دید» سیاستمدارانی شوند که بیش از حد آشکارا و بارها خودشان را برای پول فروخته اند. بیش از هشتاد درصد از رأی دهندگان می دانند که رأی آنها هیچ تأثیری بر تصمیمات سیاسی در باره جنگ و صلح، نابرابری های داخلی و توزیع درآمد – مسائل واقعی ندارد... سرمایه داری دیگر نمی تواند از طریق ماشین انتخاباتی دروغین، خود را تولید کند... . در حالی که بحران اقتصادی و نابرابری ها رشد می کند، طغیان های عمومی فوق پارلمانی اجتناب ناپذیر خواهد بود. با آنها، ترس و تردید و بلاتکلیفی در میان بانک داران، محتکران، سفته بازان، زمین خواران و سازندگان ابزار الکترونیکی میلیاردر برقرار می شود. «معماری شلوغ سیلکون» مانند قلعه ماسه ای فرو خواهد ریخت. طبقه سرمایه دار ممکن ست به جای صندوق و برگه های رأی گیری به گلوله متوسل شود. در آن زمان، آیا آنها می توانند ثروت و موقعیت خود را به دستان هزاران سرباز و پلیس موظف بسپارند تا میلیون ها نفر از هموطنان کارگر آمریکایی خود را بکشند و دستگیر کنند؟ و یا شاید هم آنها در رویای آدم های ماشینی، خودکار و مکانیکی هستند...؟
میراث ساختاری دمکراسی های سرمایه داری وعده و وعیدهای سرخرمن است
نوشته: جیمز پتراس
برگردان: آمادور نویدی
عدول از وعده و وعیدها: میراث بنیادی دمکراسی های سرمایه داری
در روزگار های اخیر، و احتمالاً از زمان تأسیس رأی گیری همگانی، رؤسای جمهور منتخب وعده و وعیدهایی را که به هواداران خود داده اند، بطور سیستماتیک زیر پا گذاشته و شکسته اند.
این مقاله با وعده و عیدهای انتخابی بارک اوباما رئیس جمهور منتظر به بازنشستگی و رئیس جمهور منتخب دونالد ترامپ آغاز می شود. سپس به بررسی دلائل چرایی شعارهای پوپولیستی، وعده های صلح آمیز و دمکراتیکی می پردازد که همواره همراه کمپین انتخاباتی ست، ولی بلافاصله توسط اعضای کابینه منتصب پیروز که متعهد به محور سیاست های استبدادی و نظامی نخبگان ست، دنبال می شود – که بسیار دور از انتظارات رأی دهندگان است.
اوباما: شیوه و ماده اصلی
بارک اوباما، مانند تمام عوام فریبان، به رأی دهندگان آمریکایی قول داد که به اشغال نظامی عراق توسط آمریکا پایان می دهد، زندان گوانتانامو را می بندد، به شکنجه و پنهان کاری پایان دهد، از آزادی های مدنی دفاع نماید، از وام گیرنده های مسکن در برابر بانک داران کلاه بردار وال استریت حمایت کند، به بیمه درمانی یک رفرم واقعی بدهد و برای کارگران مهاجر و خانواده های غیرقانونی آنها راهی برای شهروندی پیدا کند.
بالاتر از همه، اوباما این تصور را اشاعه داد که او «رئیس جمهور آفریقایی – آمریکایی تاریخی» ست، که وظیفه دارد وعده های انقلاب حقوق مدنی را تحقق بخشد. اوباما با فعالان حقوق بشری و مدنی صحبت کرد، و قول داد که به خشونت های نژادی و نابرابرهای اجتماعی پایان دهد. او وعده داد که به دخول سرزده و بدون اجازه دولت و نقض آزادی های فردی پایان دهد.
«رئیس جمهور تاریخی سیاه پوست»: شمار وعده های زیرپا گذاشته و شکسته اوباما بی سابقه است
همه رؤسای جمهور، تعهدات انتخاباتی خود را تا اندازه ای، کم و بیش شکسته اند. اما، رئیس جمهور اباما، در دو دوره ریاست، وعده و عید های خود را بیشتر و بزرگتر از همه پیشینیان خود شکسته است. دولت او یکی از سازندگان و سپس بلافاصله تجدید نظر و معکوس کنندگان وعده وعید های انتخاباتی برای حامیان خود بوده است. هر یک از وعده های او برای اصلاحات اجتماعی، خدمات درمانی و سیاست خارجی بر مبنای دیپلماسی و احترام صرفاً در خدمت مقدمه ای برای تحمیل سیاست های جدید و کاهنده تر و راه اندازی جنگ های بیشتری بوده است.
عملکرد اوباما روشن است: اوباما در طول هشت سال ریاست جمهوری خود، توقعات هر حوزه انتخاباتی محبوبی را که او در طول کمپین انتخاباتی درگیر بود و برنده شد، خوار شمرد. آمریکایی های سیاه پوست به نسبت ۱۰ به ۱ در هر دو کمپین به اوباما رأی دادند! علیرغم حمایت قاطع آمریکایی های آفریقایی الاصل، نابرابری درآمد بین کارگران سفید و سیاه پوست افزایش یافت، خشونت مرگبار پلیس علیه آمریکایی های آفریقایی الاصل افزایش یافت، و حملات پارتیزانی سفید پوست ها، از جمله آتش زدن کلیساهای آمریکایی های آفریقای الاصل چند برابر شد. در حالی که نخبگان شرکت های غول دارویی و دکترهایی که نسخه های مواد مخدر بسیار اعتیادآور را تجویز می کنند و به بیماری همگانی اعتیاد به مواد مخدر دامن میزنند، با معافیت کامل از مجازات، سودهای بادآورده خود را می شمارند، اما شمار خلافکاران مواد مخدر(فروشندگان و مصرف کنندگان) بدون خشونت آمریکایی های آفریقایی الاصل با نرخ به مراتب بیشتری از همتایان سفید پوست خود افزایش یافت.
اوباما هفت جنگ و شماری از عملیات مخفی خشونت آمیز را دنبال کرد و از سلف خود، رئیس جمهور جرج بوش (پسر) سبقت گرفت. جنگ های او منجر به بزرگترین ترکیبی از سلب مالکیت شدگان، زخمی شده ها و قتل آفریقایی ها، اعراب، جنوب آسیایی ها و اروپای شرقی ها در تاریخ جهان شد.
اوباما جهت کفالت دو دوجین بانک وال استریت، ۲ تریلیون دلار را از خزانه داری آمریکا منتقل کرد، که پس از آن به محروم کردن ۳ میلیون خانوار طبقه کارگر از داشتن خانه – برخلاف شعارهای انتخاباتی او ادامه دادند.
شرکت های چند ملیتی پیشرو با موفقیت بیش از ۲ تریلیون دلار سود حاصل از پناهگاه های مالیاتی در خارج کشور را مخفی کردند. رئیس جمهور گاه گاهی برخی «انتقادهای بچه خر کن» علیه فرارهای مالیاتی شرکتهای بزرگ ادا نمود، در حالی که از طبقه کارگری که بیش از حد کار می کرد – و استاندارد زندگی آنها بطور پیوسته کاهش یافته بود، مالیات می گرفت.
نظامیان کل دولت اوباما را تا اندازه ای آلوده کرده اند که از زمان هاری ترومن و وینستون چرچیل جنگ طلب که بدبینانه جنگ سرد را به راه انداختند تا بحال دیده نشده است.
اوباما با استقرار پایگاه های نظامی ناتو و آمریکا در کشورهای بالتیک دست نشانده جدید آمریکا تا بالکان، از مدیترانه تا قفقاز، سیاست محاصره روسیه را دنبال کرد.
رژیم اوباما از کودتای خشونت آمیز و تلاش های خونین برای «تغییر رژیم» در اوکراین، سوریه، سومالی، لیبی، هندوراس و یمن با نتایجی ویرانگر برای میلیون ها انسان آواره و بینوا حمایت مالی کرد. هیچ جنگ سالار دیگری، در گذشته و یا حال، نمی تواند با رژیم اوباما در ایجاد بدبختی و ضرب و شتم مطابقت کند.
اوباما: با تقلید زبان سخنرانی می کند
اوباما، همواره برای تطبیق با شرایط و موقعیت، با لهجه ها وآهنگ های مختلف با مخاطبان گوناگون صحبت می کند: با جوانان، او کلمات بیهوده و احمقانه خوانندگان رپ، بازیکنان فوتبال، ستاره های بیس بال و اشخاص مشهور صحنه و پرده سینما را بکار می برد. با زنان سیاه پوست کلیسا، این زاده و پرورش یافته هونولولو، فارغ التحصیل نخبه آکادمی پوناهو و دانشگاه حقوق هاروارد، لهجه بابتیست جنوبی را اتخاذ می کند – که کاملاً نسبت به زبان مادری و مادر بزرگ او خارجی ست. وقتی که با سفید پوستان ماهر اسکی باز شیکاگو و حامیان پر پول بخش مالی روبرو می شود، او بر می گردد و با متانت و با تنظیم زیر و بم عمیق موقع سنجی و خوش طبعی صحبت می کند.
زبان او مملو از حسن تعبیر بود: «محور آسیا» ی معروف به معنای محاصره هوایی و دریایی خطرناک و متجاوزانه چین، با هدف فلج کردن بزرگترین اقتصاد آسیا بود.
در حالی که او در مورد « حفاظت از محیط زیست و حقوق کارگران» صحبت می کرد، ولی برای پیمان تجاری ترانس پاسیفیک فشار می آورد که به شرکتهای بزرگ چند ملیتی قدرت می داد تا دل و روده قوانین حقوق کارگران و محیط زیست را در بیاورد.
رژیم اوباما با صدای بلند قول داد که از دسترسی بومیان آمریکایی به آب و سرزمین سنتی، هم چنین سایت های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی آنها حمایت کند. در عمل، او از پروژه های خطوط بزرگ گاز و نفت حمایت کرد که به سرزمین های بومیان با پلیس نظامی وحشی و حافظان مزدور خصوصی تجاوز کرده، فعالان عدالت اجتماعی را ضرب و شتم و زندانی نموده، و روزنامه نگاران را تهدید می کنند.
اوباما قدرت عملیات نظارت دولت پلیسی موجود را علیرغم نقض آزادیهای مطابق قانون اساسی تقویت کرده است و او گسترش فرمانروایی دولت پلیسی را، به ویژه علیه «افشاگران» تحمیل کرده است. اوباما با یکی از پنهانکار ترین دولت ها در تاریخ، خدمتگزاران عمومی شجاع بیشتری را به «جرم» افشای جنایات دولت نسبت به شهروندان تحت پیگرد قانونی قرار داده، تخریب و زندانی نموده است. او بطور فعال قوانین فدرال را که حفاظت از «افشاگران» را ضمانت می کرد، کنار گذاشته است و لرزه بر سرتاسر بخش عمومی انداخته است، و بهترین خدمتگزاران بخش دولتی ما را تضعیف و از روحیه انداخته است.
دونالد ترامپ: وعده های انتخاباتی و خیانت های پسا انتخابات
ترامپ، رئیس جمهور منتخب، مصمم به فراتر رفتن از رئیس جمهور اوباما در شکستن وعده های انتخاباتی به سرعت وعده شعارهای کمپین انتخاباتی خود را به «باتلاق فاضلاب» واشنگتن سرازیر کرد و «دشمنان قسم خورده» خود را با شور یک فاحشه کهنه کار در آغوش گرفت. سیاستمداران سنتی جمهوریخواه، افراد کسب و کار و وال استریتی ها، که در ابتدا مخالف «ترامپ» بودند، همه سوار ارابه دسته موزیک سیار شده و به آغوش باز ترامپ پریدند.
ترامپ وعده های اصلی کمپین خود به رأی دهندگان را شکست و زیر پا گذاشت. او اعلام نمود زمانی که به ریاست برسد، هیلاری کلینتون را برای فعالیتهایش در ارتباط با بنیاد کلینتون زندانی» نمی کند، در عوض شجاعت و صداقت او را ستود. به محض انتخاب او، ترامپ حتی برای رئیس جمهور سابق «اطاق رسوایی جنسی» بیل کلینتون جاکشی کرد. در حالی که ممکن ست ترامپ در ارتباط با فساد و جنایات کلینتون را بخشیده باشد، اما حامیان توده ای او چنین نمی اندیشند.
ترامپ در ازای تصمیم اولیه هیلاری کلینتون برای عدم مخالفت در پیروزی انتخاب خود و « گذار» (به کاخ سفید) آشکارا از او ستایش نمود. با این حال، استفاده او از جانشین کاندید حزب سبزها جیل استاین جهت به چالش کشیدن شمارش انتخابات و اتهامات سیا/حزب دمکرات در تبانی روسیه – ترامپ – اف بی آی در تأثیر گذاری بر انتخابات ممکن ست او را مجبور سازد که در تصمیم خود تجدید نظر کند، در حالی که بنظر می آید ساخت کودتای کاخ از «باتلاق» پدیدار می شود.
او قول داد که از پیشروی معاملات مداوم کسب و کار خصوصی خود دست می کشد، اما به بهت و حیرت پایگاه فعال وفادار خویش ادامه دارد.
ترامپ با انتخاب خود برای کابینه مقامات ارشد خود سیگنال های مختلفی فرستاده است: او با انتصاب یا در نظر گرفتن چندین جمهوریخواه جریان اصلی برای مقام و موقعیت های بزرگ، از جمله یک منتقد صریح برای نماینده سازمان ملل عهد خود را در سیاست های اقتصادی، دیپلماتیک و خارجی شکست. جمهوریخواهان جریان اصلی پایگاه حامیان انتخاباتی توده ای ترامپ را تحقیر می کردند. با این حال، ترامپ در مقایسه با سیاستمداران تأسیسات نوعی دمکرات و جمهوریخواه، مدیران کسب و کاری منصوب کرده است که بیشتر متمایل به بازار و کمتر نظامی هستند.
او همچنین وعده انتخاباتی خود جهت حمایت از بازرگانی و صنعت آمریکا را با طرفداری از یک سیاست تجارت گرا با روسیه حفظ نمود. او می خواهد برای توافق تجاری باصرفه تر با رئیس جمهور چین مذاکره کند. او انتصاب رکس تیلیسون مدیر عامل اکسون را به عنوان وزیر امور خارجه خود اعلام نمود، یک حرکت بسیار واقعی بسوی پایان دادن تحریمات علیه روسیه، که کسب و کار و غول های انرژی آمریکا را خارج از آن بازار عظیم، محروم کرده است.
ترامپ مستقیماً به جمعیت هوادار «اول اسرائیل) متوسل شده است، و قول داده است که توافق هسته ای با ایران را که نزد آمریکایی های جنگ طلب و یهودیان اسرائیلی بسیار منفور ست، «پاره کند». علیرغم این که آن را «بدترین سازش در تاریخ آمریکا می نامد»، بنظر میرسد برای منافع بزرگ گاز و نفت که با خوشحالی معاملات چندین میلیاردی با تهران امضاء می کنند و به غول هوافضای بوئینگ جهت فروش ناوگان جدید جت های مسافربری به ایران «به علامت توافق سر تکان داده است.»
عوامفریبی انتخاباتی تنها مصیبت اوباما نیست. عدول از وعده و وعیدها برای تمام رؤسای دمکرات و جمهوریخواه «سرمایه و تجارت» هستند. فریب و زبان پوپولیستی دروغین خوراک استاندارد هستند، زیرا این ها چیزهایی هستند که دمکراسی سرمایه داری از نمایندگان سیاسی خود مطالبه می کند.
بنیان ساختار دمکراسی سرمایه داری
تحت دمکراسی های سرمایه داری، رؤسای جمهور در ظاهر «با مردم واقعی صحبت می کنند»، در حالی که با مهارت برای بزرگترین سرمایه داران و بانک داران کار می کنند.
زمانی که «دمکراسی سرمایه داری» تحت تهدید قرار می گیرد و بی اعتبار می شود، جستجو برای یک عوامفریب پوپولیست آغاز می شود. در حالی که فعالان صلح و عدالت اجتماعی توده های عظیم تظاهرکنندگان را علیه بانک ها در طول «جنبش اشغال وال استریت» سازماندهی می کردند، وال استریت «اولین رئیس جمهور سیاه پوست» را جهت منحرف کردن خشم دارندگان ورشکسته وام مسکن به میدان آورد، دانشجویان سفید پوست را گول زد، رأی دهندگان لاتینی را فریب داد، بانوان سیاه پوست کلیسا را فریفت و همه آنها را به آغوش فاسد حزب دمکرات فرستاد.
زمانی که اقتصاد میلیون ها نفر را به بن بست مشاغل کم درآمد و کاهش استاندار زندگی مجبور کرد، وقتی که جهانی سازی افراد کسب و کار کوچک و متوسط و دکانداران داخلی را فقیر ساخت، یک زبان دراز میلیاردر سلطان کازینو در صحنه ظاهر شد تا با پارس کردن شعارهای پوپولیست دروغین بدهد و مادام هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه را برای خون آشام ترین روابط با وال استریت محکوم کند. و به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شود.
به عبارت دیگر، زمانی که سرمایه داری در بحران ست، عوامفریبی «از صندوق جادویی بیرون می آید».
عوامفریبان سرمایه داری زرق و برق دار جایگزین حاملان استاندارد مکار طبیعی سیاست های انتخاباتی فاسد می شود. عوامفریبی اوباما و ترامپ بر نطق سازان خسته کننده هیلاری کلینتون و میت رامنی برنده شدند. مهم نبود که دروغ های آنها چقدر عجیب و غریب بود، هیلاری و میت نمی توانستند توهم رأی دهندگان را جلب کنند.
در حالی که بحران اقتصادی ریشه دار و تثبیت می شود و بهبودی ها کوتاه مدت و ضعیف هستند، دمکراسی های سرمایه داری بسیار شکننده شده اند. تکرار ظهور عموامفریبان ریاست جمهوری، از اوباما تا ترامپ، منعکس کننده روگردانی نخبگان سرمایه داری از سهیم کردن هیچ سود تولیدی با کارگران و یا پرداخت مالیاتی بر سودهای امپریالیستی/خارج کشور ست و بنابراین کاهش بار مسئولیت مالیاتی بر مزدبگیران، و یا برای سرمایه گذای در اقتصاد مولدی باشد که به جای درگیر شدن در احتکار و زمین خواری، کارگران را با دستمزد خوب استخدام کند.
«دمکراسی سرمایه داری» دیگر نمی تواند رأی دهندگان را فریب دهد. نیمی از رأی دهندگان واجد شرایط از فرایندی که نمی تواند منعکس کننده منافع آنها باشد، امتناع می کنند. و نیمی از رأی دهندگان واقعی سیاستمداران سنتی را قبول ندارند. جهت حفظ هر جلای مشروعیت انتخاباتی و قادر ساختن سرمایه داران به ادامه حکومت خود، عوامفریبان باید جایگزین «کالاهای آسیب دید» سیاستمدارانی شوند که بیش از حد آشکارا و بارها خودشان را برای پول فروخته اند.
بیش از هشتاد درصد از رأی دهندگان می دانند که رأی آنها هیچ تأثیری بر تصمیمات سیاسی در باره جنگ و صلح، نابرابری های داخلی و توزیع درآمد – مسائل واقعی ندارد.
سرمایه داری دیگر نمی تواند از طریق ماشین انتخاباتی دروغین، خود را تولید کند. اگر به خاطر ظهور قابل پیشبینی چیز تازه ای، مانند اوباما «اولین آمریکایی سیاه پوست» یا شهرت « شوک گستاخ» ترامپ نبود که کاخ سفید را بر روی امواج آرای حمایت توده ای اشغال کند، ده ها میلیون رأی دهنده غایب و ناراضی ممکن بود که خیابان ها را پر کنند، رؤسای اتحادیه های دروغین را که تنها برای ٪۷ از مزدبگیران «صحبت می کنند»، اخراج کنند، و هر دو حزب سیاسی را که با «تعظیم» خود در خدمت نخبگان یک درصد متحد اند، رد می کردند.
نتیجه گیری
اجازه دهید تصور کنیم که عوامفریبان سرمایه داری بالاخره/درنهایت به خاطر تکرار عدول از وعده و وعیدها جذابیت ظاهری خود را از دست بدهند. بگذارید فرض کنیم که یک بازگشت موقت شیرین، مطلوب برای آدم های مزدور و خسیس سیاسی روزمره خواهد بود، در حالی که این باصطلاح دوره «بیگانه» بازی می شود. نارضایتی توده ای از بین نمی رود. در حالی که بحران اقتصادی و نابرابری ها رشد می کند، طغیان های عمومی فوق پارلمانی اجتناب ناپذیر خواهد بود. با آنها، ترس و تردید و بلاتکلیفی در میان بانک داران، محتکران، سفته بازان، زمین خواران و سازندگان ابزار الکترونیکی میلیاردر برقرار می شود. «معماری شلوغ سیلکون» مانند قلعه ماسه ای فرو خواهد ریخت. طبقه سرمایه دار ممکن ست به جای صندوق و برگه های رأی گیری به گلوله متوسل شود. در آن زمان، آیا آنها می توانند ثروت و موقعیت خود را به دستان هزاران سرباز و پلیس موظف بسپارند تا میلیون ها نفر از هموطنان کارگر آمریکایی خود را بکشند و دستگیر کنند؟ و یا شاید هم آنها در رویای آدم های ماشینی، خودکار و مکانیکی هستند...؟
درباره نویسنده:
جیمز پتراس، استاد بارتل (بازنشسته) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهامتون، نیویورک است.
آدرس سایت اینترنتی:
برگردانده شده از:
December 21, 2016
محمد قراگوزلو : اول. ترور سفیر روسیه در آنکارا آن هم دقیقا در آستانه ی برگزاری کنفرانسی مشترک با حضور روسیه ، ترکیه و ایران جنگ سوریه را وارد برهه ی جدیدی کرده است.
جنگی که به وضوح بعد از تصرف حلب آونگ توازن قوا را به سود بلوک روسیه ، ایران و سوریه چرخانده است. این چرخش از مناظر مختلف قابل تامل است چندان که در جنگ چهارساله ی سوریه یک نقطه ی عطف فوق العاده معنا دار تلقی تواند شد. مستقل از اهمیت نظامی تصرف حلب واقعیت این است که صف بندی بلوک موثر در جنگ سوریه بعد از این اتفاق شکل متفاوتی خواهد گرفت. می توان فرض کرد که در یک آینده ی قابل پیش بینی دولت عراق و متحدان اش موفق به بازپس گیری موصل خواهند شد و به یک « پیروزی » بزرگ نایل خواهند آمد و داعش را به ادلب عقب خواهند راند اما مساله به ساده گی این است که هیچ
« فتح الفتوحی» در برهه ی کنونیِ جنگ های منطقه از پیامدها و نمادهای سیاسی تصرف حلب برخوردار نیست. بر مبنای این فرضیه می خواهم به عرصه ی برتریِ سیاسی نظامیِ اردوگاه روسیه ، ایران و بشار وارد شوم و حوزه ی آن را از پیشروی در حلب فراتر ببرم و به چیستی شکست بلوک آمریکا ،ترکیه و عربستان بپردازم.
دوم. به موازات افول هژمونی سیاسی اقتصادی امپریالیسم آمریکا جهان گام به گام وارد دوران تازه یی از جنگ سرد شده است. حالا دیگر مثل روز روشن است که دکترین "نظام جهانی نو" – که به اشتباه
" نظم نوین جهانی" ترجمه شده- شکست خورده است. دکترینی که اوج اقتدار آن با عروج ریگانیسم شکل بسته و اساس خود را بر ویرانه های فروپاشی دیوار برلین نهاده و زیر پرچم "پایان تاریخ و پیروزی لیبرال دموکراسی" باد به شراع کشتی هارترین جناح سرمایه داری جهانی انداخته بود حالا به گل نشسته است. پدیده ی ترامپ بر متن تشتت تشکیلاتی و نظری نخبه گان جمهوری خواه یکی از اضلاع این شکست است. برای نخستین بار در تاریخ دموکراسی آمریکایی شاخص ترین رهبران حزب پیروز به آقای پرزیدنت رای ندادند! برای نخستین بار همه ی ارزیابی های معتبرترین مراکز نظرسنجی پوچ از آب در آمد و رسانه و جریان اصلی مغلوب ساده ترین شگردهای دماگوژیستی شد. برای نخستین بار حزب مغلوب آوار شکست را در قالب یک اتهام عجیب بر سر رهبر امپریالیسم رقیب (روسیه و پوتین) ویران کرد. حزب جمهوری خواه که به یمن کلاپس اقتصادی سیاسی اتحاد شوروی نظام تک قطبی جهانی را با دخالت رسانه ی برتر و مراکز امنیتی اش در بطن انتخابات روسی آغاز کرده و هلهله کنان یلتسین را به جای زوگانوف نشانده بود حالا از قبل رسوایی ناشی از هک شدن ایمیل های رهبر جناح رقیب دستِ بالا یافته است. گویا پشتیبانی از تظاهرات ضدحکومتی جریان های دست راستی پروغربی بعد از انتخاب مجدد پوتین این گونه پاسخ گرفته است. از قرار و برای نخستین بار روس ها توانسته اند به نحو ملموسی آونگ دموکراسی آمریکایی را به سود و سوی خود تغییر جهت دهند. بعد از فروپاشی پیمان ورشو و موج شکننده ی انقلاب های رنگی و پرو غربی در اردوگاه روسیه و پس از آن که انقلاب مخملی از لهستان و چک گذشت و با تسخیر گرجستان و اکراین به دروازه های مسکو نزدیک شد، برای نخستین بار کریمه و دونتسک شاهد شکست و عقب نشینی امپریالیسم آمریکا بود. تمام شواهد حاکی از آن بود که بورژوازی عظمت طلب روس به پشتوانه ی بی دریغ افزایش بهای نفت و گاز و ترمیم شکاف های اقتصادی خود وارد بازار سیاست جهانی شده است. در حوزه ی تقسیم جهان امپریالیستی، دوران "پایان تاریخ" علاوه بر ضربه های سنگین ناشی از فروپاشی سوویت ها به بهای گزاف از دست رفتن افغانستان و عراق و لیبی تمام شده بود. نورمحمد تره کی تا نجیب الله و صدام و قذافی با هر درجه یی از نوسان سیاسی به هر حال در اردوگاه شرق تقسیم شده بودند. بشار اسد آخرین بازمانده ی قافله یی است که مختصاتش با مبارزات استقلال طلبانه و ضد کولونیالیستی و ترقی خواهی بورژوازی ملی تعریف می شد و همچون همه ی دوزخیان روی زمین اعتبار و قدرت اش را از اتحاد جماهیر شوروی می گرفت. دورانی یک سره منقضی! اینک به ساده گی می توان درجه و میزان ترقی خواهی بشار را فی المثل با مام جلال و فواد معصوم مقایسه کرد!
سوم. در راستای ایجاد نظام جهانی نو استراتژی ضدکمونیستی کمربند سبز برژینسکی ابتدا افغانستان را بلعید و دو دستی تقدیم القاعده و راست ترین گرایش اسلام سیاسی کرد. سپس عراق و لیبی نیز یکی پس از دیگری و در جریان جنگ های نیابتی و مستقیم از حلقه ی اردوگاه شرق بیرون کشیده شدند و به حلقوم اسلام سیاسی فرو رفتند. شکی نیست که چنین فرجامی مطلقا مطلوب امپریالیسم آمریکا نبود. برای سرمایه ی پروغربی از لحاظ اقتصادی بازگشت خواهران چهارگانه ی نفتی ( اگزون موبایل، توتال، بریتیش پترولیوم و شل ) به عراق هدف نخست بود. از نظر سیاسی نیز حاکمیتی شبه سکولار شبیه دولت ایاد علاوی می توانست تامین کننده ی منافع آمریکا و اروپا باشد. چنان نشد و چنین شد که به راحتی می توان گفت و پذیرفت که تمام آن استراتژی های سیاسی اقتصادی شکست خورده است. در حالی که با افول هژمونی آمریکا به نظر می رسید دوران جنگ های وکالتی به پایان رسیده است؛ خیزش نان وآزادی در سوریه با سرکوب شدید و خونین دولت بشار وارد فازی عمیقا ارتجاعی شد وبا دخالت مستقیم ترکیه و عربستان و قطر به میدانی برای تجمع جنایتکارترین باندهای تروریستی تبدیل گردید. مضاف به این که بندر طرطوس و ساختار پرو روسی ارتش و نظام بورکراتیک دولت اسد این کشور را به آخرین پایگاه و تنها بازمانده ی دوران جنگ سرد نخستین مبدل کرده است. علاوه بر این ها سوریه تنها شاهراه ارتباطی جمهوری اسلامی برای حفظ منافع اش در لبنان و حمایت مستقیم از حزب الله نیز هست. به این اعتبار سوریه دو راهی انطباق و تقاطع منافع دو امپریالیسم رقیب آمریکا و روسیه و محل منازعه ی متحدان منطقه یی این دو بلوک نیز به شمار تواند رفت. اگرچه از نظر اشتهای کشتار مخالفان، میل و ذائقه ی بن علی و مبارک و قذافی کمتر از بشار نبود اما واقعیت این است که در سه کشور تونس و مصر و لیبی تناقضات و اشتراکات سرمایه داری جهانی و منطقه یی به اندازه ی سوریه رقم نخورده بود.
چهارم.از دریچه ی مولفه های پیش گفته سوریه اما نقطه سرخط است. سرزمینی است که از یک سو ترمز دستی بلوک آمریکا و متحدان اش را کشیده و از سوی دیگر حکم به احیا و برتریِ دخالتگر امپریالیسمی داده که بورژوازی عظمت طلب اش با شکست پروسترویکا تحقیر شده است. امپریالیسم آمریکا که در ماجرای جنگ در لیبی ابتکار عمل را به اروپا و فرانسه ی سارکوزی وانهاده بود و عراقِ پس از صدام حسین را با آن همه هزینه به جمهوری اسلامی باخته بود، در مسیر امتداد چنان روندی میدان سوریه را نیز به امپریالیسم رقیب سپرده است. تصرف حلب از سوی اردوگاه روسیه، ایران (سپاه قدس+ حزب الله) و ارتش بشار نماد تمام عیار افول هژمونی آمریکا در قلب جهان انرژی و سرمایه است. شکست آمریکا و متحدان اش (عربستان و ترکیه و قطر به همراه کل جبهه ی تروریسم دولتیِ سوار بر اسلام سیاسی سلفی) در حلب به یک مفهوم پایان واقعی دوران "پایان تاریخ" نیز هست. چنین پایان حقارت آمیزی برای سرمایه داری پروآمریکایی در شرایطی شکل بسته است که هیچ قطبِ سیاسیِ مترقی و چپِ موثرِ متکی به نیروی مردم زحمتکش درمیدان حاضر نیست. حلب نماد تغییر در توازن قوا به سود امپریالیسم روسیه و متحدان اش است. چنین تغییری می تواند به صف بندی های جدیدی در روابط میان دولت ها منجر شود. اگر به راستی وعده های انتخاباتی ترامپ در حوزه ی نزدیکی به پوتین و روسیه در جنگ سوریه عملیاتی شود؛ بی تردید متحدان عرب آمریکا به سرکرده گی عربستان بازی بزرگ را به رقیب اصلی خود در تهران خواهند باخت. این تغییر می تواند تحولات یمن را نیز تحت تاثیر قرار دهد و ترکش های آن ترکیه را هم متاثر سازد. واکنش اسرائیل و عربستان – که در انتخابات آمریکا به وضوح در کمپ کلینتون نشسته بودند- قابل تامل خواهد بود. این دو دولت کم و بیش متحد از یک سو برای سیاست "ضد برجام" ترامپ غش و ریسه می روند و از سوی دیگران نگران نزدیکی آمریکا به روسیه هستند. امری که با انتصاب مالک کمپانی اگزون موبایل و دوست و شریک تجاری پوتین به مسند وزارت خارجه آمریکا سخت جدی شده است. ما نمی توانیم به جنگ سوریه وارد شویم و یک طرف اصلی ماجرا را مسکوت بگذاریم.
پنجم. از کردستان ایران که فعلا خاموش و نظاره گر تحولات منطقه است که بگذریم واقعیت این است که با توجه به صف بندی های سیاسی موجود و شرایط مغشوش باکور و باشور اوضاع قطب مترقی ضلع چهارم و اصلی (روژآوا) چندان مشخص و قابل پیش بینی نیست. همسوییِ "اجتناب ناپذیر" رهبران جبهه ی روژآوا با امپریالیسم آمریکا در کنار ضربه هایی که اخیرا از سوی دولت شبه فاشیستی ترکیه به "ه د پ" وارد شده است، سرنوشت مهم ترین قطبِ مترقی دخیل در جنگ سوریه را در هاله یی از ابهام فرو برده است. بی شک همه ی دستاوردهای درخشان روژآوا با تثبیت احتمالی دولت بشار پس گرفتنی نیست، اما مساله به ساده گی این است چنین جبهه یی در آینده از سوی اردوی پیروز در جنگ سوریه تحمل نخواهد شد. این تحمل ناپذیری از سوی هر دو جناح امپریالیستی درگیر در جنگ کم و بیش یک سان است. اگر چه ترکیه می کوشد حساب خود را از جناح شکست خورده ی آمریکا- عربستان و قطر جدا کند و با پیشنهاد معامله ی بازرگانی در قالب پول واحد به جناح روسیه- ایران و عراق نزدیک شود و هر چند آینده ی عراق و اقلیم کردستان نیز به شدت مبهم است اما هر درجه یی از تغییر در این صف بندی ها سبب نخواهد شد که روژآوا و دوستانش از سوی قدرت های جهانی و منطقه یی تحمل شوند!
ششم. ظرف صد سال گذشته، بعد از انقلاب اکتبر جهان هیچ گاه تا این درجه دستخوش تحولات سریع و البته تیره و تلخ نبوده و در عین حال هیچ گاه چپ تا این درجه به حاشیه ی تحولات اجتماعی نغلتیده است. کافی است به وقایع سه دهه ی گذشته در الجزایر و لیبی و مصر و تونس و یمن و ترکیه و عراق و ایران و پاکستان و افغانستان و....خم شویم و در عین حال به تعمیق بحران در نظام اجتماعی تولید سرمایه داری در جهان اصلی و پیرامون دقیق شویم تا به خطرات ناشی از به حاشیه رفتن چپ در دوران بحران و انقلاب پی ببریم.
هفتم. جنگ امپریالیستی در سوریه و به خصوص تصرف حلب جلوه ی دیگری نیز در صف بندی ها و تحلیل های چپ داشته است. موضع و ارزیابی کمونیسم رادیکال طبقه ی کارگر در مورد این جنگ و دو بلوک اصلی درگیر در آن روشن است. از این منظر با توجه به غیاب نیروهای مترقی و رادیکال متکی به مردم کارگر و زحمتکش و به یک مفهوم با توجه به غیاب جبهه ی سوم ، هر دو قطب جنگ ارتجاعی؛ ضدانقلاب ،واپس گرا و غیر قابل پشتیبانی هستند. از این مدخل هیچ درجه یی از توحش و بربریت داعش و نحله های تروریست و دولت های ارتجاعی حامی این جبهه ( ترکیه و قطر و عربستان در کنار آمریکا) نمی توانداعتباری برای حمایت از دولت « قانونی » بشار و متحدانش باشد. « چپ » پرو روس - که ریشه در « سوسیالیسم » شکست خورده ی اردوگاهی دارد- چنان از پیروزی جبهه ی روسیه ،سپاه قدس و حزب الله به وجد آمده است که پنداری بار دیگر برلین از اشغال فاشیسم رها شده است. کل استدلال منسوخ این « چپ» بر پایه ی قیاس میان دولت شبه سکولار اسد و ارتجاع کم مانند جبهه ی تروریسم صورت بسته است. استدلالی آشنا که باز هم در قفایگزینش بد به جای بدتر موضع می گیرد. صدای این « سوسیالیست» ها را بارها در انتخابات ریاست جمهوری ایران و حمایت شرمگینانه از اصلاح طلبان شنیده ایم. این جریان در متن جنگ سوریه بی آن که به روی مبارک بیاورد به شدت دچار تناقض شده است. از یک سو در سطح جهانی تمام حجت خود را از ضدیت با آمریکا می گیرد اما با این موضع گیری خود در متن صف بندی های سیاسی ایران عملا کنار جناح پروآمریکایی حکومت می ایستد! نکته ی دیگر این که ایشان تا دی روز از روژآوا به عنوان آلترناتیو جنگ در سوریه و راهکار صلح دفاع می کردند. همراهی و همسویی روژآوا با آمریکا این « سوسیالیست» های محترم را به یک مخمصه ی دیگر انداخته است. راهکار خروج از این مخمصه برای ایشان در حد پند و نصیحت به رهبران روژآوا به منظور پرهیز از همکاری با "شیطان بزرگ" بوده است. پند به سیاستمداران کهنه کاری چون صالح مسلم از آن دست شیرین کاری هایی است که فقط در بساط « چپ» پرو روس وطنی یافت می شود. تناقض دیگر تقابل دولت بشار با روژآوا است. در چنین تقابلی « چپ» حامی بشار و روژآوا بر سر دو راهی ایستاده است.....
محمد قراگوزلو
اول. دی ماه 1395
December 19, 2016
عمو سام و باج گیری به شیوه پدر خوانده در شبه جزیره کره: فینیان کانینگهام / آمادور نویدی
دولت آمریکا نمی خواهد، و نمی تواند رفتار جنایت کارانه خود را متوقف سازد –به این دلیل که فرمانروایی، تجاوز و تروریسم نشانه های رژیم مافیایی واشنگتن هستند… انداختن بمب توسط واشنگتن بر روی شهرهای هیروشیما و ناگاساکی تنها جزیی از کل تلاش های آمریکا جهت برقراری سلطه پساجنگ در آسیا پاسیفیک در برابر اتحاد جماهیر شوروی و چین بود – و به این دلیل کره نیز به دو کشور بیگانه تقسیم شد که بعد به ناگهان بین سال های ۱۹۵۰-۱۹۵۳ جنگ کردند. جنگی که در آن یک سوم جمعیت کره شمالی با بمباران های بی رویه منطقه ای و بمب های آتش زای ناپالم آمریکا به کلی نابود شد، و هرگز به طور رسمی پایان نیافت. متارکه جنگ که تحت دیکته واشنگتن در سال ۱۹۵۳ امضاء شده است، از نظر فنی تنها یک آتش بس است. برای چندین دهه، تقاضای کره شمالی برای یک پیمان صلح کامل بارها توسط واشنگتن و کشور دست نشانده کره جنوبی رد شده است. به عبارت دیگر، واشنگتن حق امتیاز ضمنی خود جهت بمباران هوایی مردم کره شمالی را در هر زمانی که اراده کند، حفظ کرده است. و این به منزله یک تهدید همیشگی و یا یک سیاست تروریسم دولتی توسط واشنگتن است.
عمو سام و باج گیری به شیوه پدر خوانده در شبه جزیره کره
finian-cunningham3
نوشته: فینیان کانینگهام
برگردان: آمادور نویدی
باج گیری آمریکا برای حفاظت ریشه درگیری در شبه جزیره کره است
بهترین راه برای درک ظاهراً تکرار بی پروای خطر جنگ هسته ای در شبه جزیره کره این ست: منطقه آسیای شرقی با یک محافظ باجگیر مافیایی اداره می شود. و این جنایت کار مافیا آمریکا ست.
این درگیری ناشی از واشنگتن و بوسیله واشنگتن تداوم دارد. چرا؟ برای توجیه آن چیزی که در غیر این صورت به آسانی نظامی گری ظالمانه آمریکا در نیمکره آسیا پاسیفیک دیده شود، و به ویژه یک دستور کار تهاجمی جنایت کارانه به سوی اهداف اصلی ژئوپولیتیک واشنگتن – چین و روسیه.
درگیری کره در درجه اول درباره «دشمنی دولت های» شمال و جنوب نیست. واشنگتن پس از پایان جنگ جهانی دوم، جنایت کارانه با استفاده از نیروهای نظامی، سلطه خود را بر صحنه جهانی تحمیل کرد، و این به همان گونه ای ست، که در ۶۸ سال گذشته (۷۱ سال – م) بوده است.
ارتش آمریکا وسایل نقلیه زرهی جنگی را در سال ۲۰۱۵ دریافت نمود تا با تلاش مداوم جهت تقویت آمادگی در سراسر شبه جزیره کره به روز رسانی شود.(تصویر: ارتش آمریکا/برایان ویلیس)
اما شما با خواندن گاه به گاه رسانه های خبری غربی به حقیقت نمی رسید. نخیر. بارها به ما گفته اند که آمریکا از کره جنوبی و دیگر متحدان آسیایی خود «حفاظت» می کند. حضور نظامی آمریکا به عنوان «بازدارنده ای» برای جلوگیری از تجاوز کره شمالی «شیطانی»، «خدمت» می کند. در این ترسیم، آمریکا آدم خوبه است، در حالی که کره شمالی تهدیدی خبیث و معضلی برای رفاه و امنیت همگان است. کیم جونگ اون تجسم محور شرارت است.
این به اصطلاح رسانه های خبری «با کیفیت» مانند بی بی سی، نیویورک تایمز و گاردین واقعاً می توانند با جعل این وضعیت در به تصویر کشیدن آمریکا به عنوان یک نیروی خیرخواه، شاهکاری عجیب و غریب از وارونگی واقعیت و کنترل ذهنی شستشوی مغزی ارائه دهند. طنز این ست که چنین رسانه هایی بطور ضمنی کره شمالی را به گونه ای جلوه می دهند، که در آن جا تفکر انتقادی و ابراز عقیده ممنوع است، و مانند یک دولت «برادر بزرگ» استالینیستی مسخره کنند. با این حال، این رسانه ها همان عادت انطباق ذهنی را نمایش می دهند که خودشان کره شمالی را برای بی اعتبار می سازند.
همان گونه که در بالا ذکر شد، تنها راه درست تفسیر تهدید و ضد تهدید هفته های اخیر جهت جنگ تمام عیار در کره آن ست که صحنه هایی از فیلم مافیایی کلاسیک پدر خوانده را بیاد بیاوریم. شما می دانید که چه می شود. گانگستر به محله های اطراف می رود و «در ازای حفاظت» خواستار وفاداری، احترام و باج است. اگر ساکنان از باج دادن پیروی نکنند، بعد از آن ارباب ترتیب انجام باران خشونت خودشکوفا را بر روی آنهایی می دهد که جرأت کرده اند «حفاظت» سخاوت مندانه او را رد کنند.
در کره تحت قیمومت آمریکا درست همین مقررات اعمال می گردد. شبه جزیره کره بطور یک جانبه در سال ۱۹۴۵ توسط واشنگتن به کشورهای شمال و جنوب تقسیم شد، برای این که آمریکا نمی توانست این واقعیت را بپذیرد که جمعیت کره در آن زمان به شدت ضدامپریالیست و خواهان دمکراسی سوسیالیستی بود. این احساس برابری طلبی به کره ای ها کمک کرد تا در برابر امپریالیست های اشغالگر ژاپنی قبل و در طول جنگ جهانی دوم مقاومت کنند.
طبق اطلاعات بدست آمده و مؤثر، آمریکا برای اثبات سلطه خود بر کره و آسیا پاسیفیک، با پشتکاری قابل ملاحظه ای در مجاورت کار کرد تا آن جنبش مردمی را که مردم کره شجاعانه جهت استقلال و دمکراسی به نمایش گذاشتند، به شکست بکشاند. واشنگتن با نصب همکاران طرفدار ژاپن به عنوان حاکمان تازه تأسیس کره جنوبی موفق به انجام این سلطه خود بر کره و آسیا پاسیفیک شد. درباره آن فکر کنید. آمریکا در جنگی شرکت کرد که بنا به گفته ای فاشیسم و امپریالیسم را شکست دهد، که تنها بلافاصله با همان نیروهای سیاسی جهت شکست دمکراسی کره تبانی کند.
انداختن بمب توسط واشنگتن بر روی شهرهای هیروشیما و ناگاساکی تنها جزیی از کل تلاش های آمریکا جهت برقراری سلطه پساجنگ در آسیا پاسیفیک در برابر اتحاد جماهیر شوروی و چین بود – و به این دلیل کره نیز به دو کشور بیگانه تقسیم شد که بعد به ناگهان بین سال های ۱۹۵۰-۱۹۵۳ جنگ کردند.
جنگی که در آن یک سوم جمعیت کره شمالی با بمباران های بی رویه منطقه ای و بمب های آتش زای ناپالم آمریکا به کلی نابود شد، و هرگز به طور رسمی پایان نیافت. متارکه جنگ که تحت دیکته واشنگتن در سال ۱۹۵۳ امضاء شده است، از نظر فنی تنها یک آتش بس است. برای چندین دهه، تقاضای کره شمالی برای یک پیمان صلح کامل بارها توسط واشنگتن و کشور دست نشانده کره جنوبی رد شده است. به عبارت دیگر، واشنگتن حق امتیاز ضمنی خود جهت بمباران هوایی مردم کره شمالی را در هر زمانی که اراده کند، حفظ کرده است. و این به منزله یک تهدید همیشگی و یا یک سیاست تروریسم دولتی توسط واشنگتن است.
تهدید آمریکا نسبت به مردم کره نه تنها قطع نشده است، بلکه احتمال بمباران هسته ای نیز وجود دارد. در طول جنگ کره، نیروی هوایی آمریکا به طور منظم با جنگنده بمب افکن های ب – ۵۲ با قابلیت حمل بمب های هسته ای بر روی شبه جزیره کره پرواز می کردند. مردم روی زمین می توانستند هواپیماها را تشخیص دهند، اما نمی دانستند که نیت عملیاتی چه بود. آیا می توانید تروریسم این پروازها را تصور کنید؟ – به سختی پس از پنج سال از بمباران هسته ای و نابودی جمعیت هیروشیما و ناگاساکی توسط آمریکا می گذشت، و در همان زمان ارتش آمریکا کره ای ها را مجبور کرده بود تا به عنوان تنها راه فرار از کشتار جمعی توسط بمباران های معمولی در غارها زندگی کنند .
با این حال، ارگان های تبلیغاتی غربی، بی شرمانه چیزی را اخبار می گویند که تروریسم دولتی آمریکا را به عنوان «حفاظت» ترسیم می کند.
نیویورک تایمز، برای مثال، از یک به اصطلاح «کارشناس» نقل کرد در حالی که پاسخ کره شمالی را نسبت به آخرین تحریک آمریکا توضیح می داد، گفت: « توده مردم کره شمالی باید بطور منظم یادآوری شوند که کشور آنها با دشمنان توطئه گر احاطه شده است. در غیر این صورت، آنها ممکن ست شروع به پرسیدن سوالات خطرناک سیاسی بکنند.»
آنچه خنده آور ست تفکر این متخصص شستشوی مغزی، و نیویورک تایمز ست که آن را ترویج می کند، و این که کره (شمالی) در واقع توسط دشمن توطئه گر آمریکا احاطه شده است – و چنانچه مردم جهان و رسانه ها درباره این حقیقت باندیشند، «سوالات خطرناک سیاسی» پرسیده می شود، مانند: چه کسی به آمریکا حق می دهد که برای شش دهه در درون و خارج شبه جزیره کره «مانور های نظامی» راه بیندازد و سلاح های نابود کننده هسته ای مستقر سازد؟
مردم کره، شمال و جنوب، خواستار صلح و شایسته آن هستند. علیرغم ضدیت و جنگ طلبی مشخص شده در رسانه های تبلیغاتی غربی، اکثریت قریب به اتفاق مردم کره شمالی و جنوبی در واقع هیچ اشتیاقی برای جنگ ندارند. برای دهه ها جنگ تحمیلی بر سرزمین مادری آنها از خارج کنترل می شود، اما رضایت و موافقت عمومی در میان کره ای های عادی صلح و یک راه حل دمکراتیک است. ولی تا زمانی که واشنگتن به «باج گیری برای حفاظت» خود ادامه می دهد، آنها نمی توانند این شرایط مناسب را بدست بیاورند.
و، متأسفانه، دولت آمریکا نمی خواهد، و نمی تواند رفتار جنایت کارانه خود را متوقف سازد –به این دلیل که فرمانروایی، تجاوز و تروریسم نشانه های رژیم مافیایی واشنگتن هستند.
درباره نویسنده:
فینیان کانینگهان، در اصل اهل بلفاست، و ایرلندی ست که در سال ۱۹۶۳ متولد شده است. او کارشناس برجسته در امور بین الملی ست. نویسنده و منتقد رسانه ای که به خاطر انتقاد روزنامه نگاری خود در افشای نقض حقوق بشر توسط رژیم مورد حمایت غرب در ژوئن سال ۲۰۱۱ از بحرین اخراج شد. او فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در شیمی کشاورزی ست و قبل از آن که حرفه روزنامه نگاری را دنبال کند، به عنوان یک ویرایشگر علمی برای انجمن سلطنتی شیمی کامبریج، در انگلستان کار می کرد. او همچنین خواننده است و اشعار مردمی نیز می سراید.
برگردانده شده از:
گاردین، ارگان حزب کمونیست استرالیا، شماره ۱۷۶۰، صفحه ۹، ۷ دسامبر ۲۰۱۶.
InstanceBeginEditable name=»issue»
Issue #1760 December 7, 2016
US protection racket root of Korea conflict
Finian Cunningham
http://www.cpa.org.au/guardian/2016/1760/14-us-protection-racket.html
طی دوران کودکی، والدین احتمالا زمان زیادی را صرف آموزش نظافت و بهداشت شخصی می کنند و شستشوی دست ها یکی از مهمترین عاداتی است که بر آن تاکید می شود. در طول روز، ما با انواع سطوح مختلف در تماس هستیم که می توانند پر از باکتری باشند و از این رو، شستن دست ها اقدامی موثر برای مقابله با آنها محسوب می شود.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "استپ تو هلث"، اگر از بهداشت خوب برخوردار نباشید، باکتری ها روی دست ها تجمع کرده و به راحتی سلامت شما را در معرض خطر قرار می دهند. در این میان، برخی نواحی بدن آسیب پذیرتر هستند و نباید با دست آلوده و کثیف آنها را لمس کرد.
چرا شستشوی دست ها اهمیت دارد؟
پانزدهم دسامبر توسط یونیسف به عنوان روز بین المللی شستشوی دست نامگذاری شده است. این ابتکار با ایده ایجاد آگاهی هر چه بیشتر درباره اهمیت شستشوی دست آغاز شد. یونیسف بر این موضوع تاکید داشت که بسیاری از بیماری ها به واسطه بهداشت ضعیف و تماس برخی مناطق بدن با منبع آلوده منتقل می شوند.
شاید با خود فکر کنید از بهترین شرایط بهداشتی برخوردار هستید و از آنجایی که با محصولات سمی در ارتباط نیستید، هیچ گونه خطری نیز شما را تهدید نمی کند. اما پیش از اطمینان کامل، این پرسش را با خود مطرح کنید که هر آن چه لمس می کنید نیز آیا به واقع تمیز است؟
اگر هر روز از رایانه یا گوشی هوشمند استفاده می کنید، احتمال انتقال میکروب ها از این دستگاه ها به دست و سپس دهان شما وجود دارد. این که دفتر کار شما تمیز است دلیل بر آن نمی شود که هیچ مشکل دیگری وجود ندارد.
انواع مختلف میکروب ها می توانند از طریق هوا منتقل شوند و این شرایطی است که نمی توانید کنترلی بر آن داشته باشید. در ادامه با بخش هایی از بدن که نباید با دست کثیف آنها را لمس کنید بیشتر آشنا می شویم.
چشم

بینایی یکی از ارزشمندترین حواس انسان محسوب می شود و بر همین اساس عفونت چشم می تواند شرایطی آزاردهنده را ایجاد کند. مالش چشم ها با دست اقدامی معمول بین مردم است که به منظور کنار زدن یک مژه یا ماده ای از درون چشم صورت می گیرد. با این وجود، لمس چشم ها با دست های کثیف می تواند موجب شکل گیری عفونت های جدی شود. بیشتر اوقات ما چشم های خود را بدون این که متوجه انجام این کار باشیم، لمس می کنیم.
از جمله توصیه هایی که باید همواره مد نظر قرار بگیرند می توان به موارد زیر اشاره کرد:
پیش از لمس کردن چشم ها دست های خود را به خوبی بشویید.
در صورت نیاز از یک دستمال کاغذی یا دستمال هوله ای برای پاک کردن اشک یا کنار زدن مژه استفاده کنید.
از ورود هر گونه جسم خارجی به چشم اجتناب کنید.
مراقبت هایی برای لنزهای تماسی
دست ها هرگز نباید به صورت مستقیم با چشم تماس داشته باشد، مگر این که به خوبی با آب و صابون شسته شده باشند.
اگر قصد استفاده از لنزهای تماسی را دارید، فراگیری دقیق چگونگی برداشتن لنزها توصیه می شود. پیش از استفاده از لنزهای تماسی با مراجعه به یک چشم پزشک چگونگی گذاشتن و برداشتن آنها را به طور دقیق یاد بگیرید.
چشم های خود را به هر دلیلی نمالید زیرا اندام هایی حساس هستند و به راحتی آسیب می بینند.
پس از یک روز کاری خسته کننده و پیش از خارج کردن لنزها از چشم، شستشوی دست های خود را فراموش نکنید. به یاد داشته باشید مایعی که برای نگهداری لنزها مورد استفاده قرار می گیرد نمی تواند تمامی میکروب ها را از بین ببرد.
پیش از خارج کردن لنزها از چشم دست های خود را با یک قالب صابون خنثی و آب گرم بشویید. صابون های مایع به طور معمول لایه ای از مواد شیمیایی را روی دست ها باقی می گذارند. این شرایط می تواند پس مانده ای روی لنزهای تماسی باقی بگذارد. با گذشت زمان، تجمع پس مانده ها می تواند موجب کاهش عمر مفید لنزهای تماسی شود.
قسمت های خصوصی
قسمت های خصوصی یا اندام های جنسی بدن انسان از جمله بخش هایی هستند که نباید با دست کثیف و آلوده در تماس باشند. تماس دست های کثیف با این قسمت ها به ویژه در بانوان می تواند انتقال میکروب و ابتلا به انواع مختلف عفونت ها را به همراه داشته باشد. این ناحیه از زیست بوم مختص به خود برخوردار است و تماس با باکتری های دیگر می تواند مشکلات جدی را موجب شود.
گوش

یکی از قسمت های بدن که هرگز نباید با دست های کثیف آن را لمس کرده یا خراش دهید، داخل گوش ها است. این کار می تواند موجب جراحت بخش داخلی گوش شود و با گذشت زمان این زخم ها عفونی شوند.
در وهله نخست، به یاد داشته باشید که داخل گوش ماده ای موم مانند که به نام جرم گوش شناخته می شود، وجود دارد که از ورود باکتری ها جلوگیری می کند. بر همین اساس، نباید کل جرم داخل گوش را خارج کنید. اگر احساس می کنید جرم بیش از اندازه در گوش شما وجود دارد به یک پزشک متخصص مراجعه کنید تا شرایط موجود بررسی شود. پزشک در صورت نیاز اقدام های لازم را برای خارج کردن جرم اضافی از گوش انجام می دهد.
صورت

از لمس صورت خود با دست های کثیف پرهیز کنید. همه ما گاهی اوقات به صورت غیر ارادی صورت خود را لمس می کنیم، اما باید تلاش کنید تا انجام این کار را تا حد ممکن کنار بگذارید. هنگام لمس صورت با دست آن چه روی دست های شما وجود دارد می تواند به صورت منتقل شود.
اگر از شرایط بهداشتی ضعیف برخوردار باشید، منافذ پوست به راحتی می توانند مسدود شوند. این شرایط به شکل گیری جوش و لکه های قرمز رنگ روی پوست منجر می شود. در نتیجه، پیش از شستن دست ها صورت خود را لمس نکنید.
بینایی احتمالا مهمترین حس در میان حواس پنج گانه شما محسوب می شود. سلامت چشم ارتباط مستقیمی با سلامت عمومی دارد، اما چند ماده مغذی وجود دارند که از اهمیت ویژه ای برای چشم ها برخوردار هستند.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "اتوریتی نیوتریشن"، این مواد مغذی به حفظ عملکرد درست چشم کمک می کنند، از چشم ها در برابر نور مضر محافظت می کنند و ابتلا به بیماری های انحطاطی مرتبط با افزایش سن را کاهش می دهند. در ادامه با مواد مغذی کلیدی که سلامت چشم را بهبود می بخشند، منابع غذایی و فواید بالقوه آنها بیشتر آشنا می شویم.
بررسی مختصر بیماری های شایع چشم
با افزایش سن، خطر ابتلا به بیماری های چشم نیز افزایش می یابد. از جمله شایعترین بیماری های چشم می توان به موارد زیر اشاره کرد:
آب مروارید: بیماری است که سفید شدن چشم و تاری دید را موجب می شود. آب مروارید مرتبط با سن دلیل اصلی اختلال بینایی و نابینایی در سراسر جهان محسوب می شود.
رتینوپاتی دیابتی: این بیماری با دیابت مرتبط است و از جمله دلایل اصلی اختلال در بینایی و نابینایی محسوب می شود. رتینوپاتی دیابتی زمانی شکل می گیرد که سطوح بالای قند خون به رگ های خونی شبکیه چشم آسیب می زنند.
بیماری خشکی چشم: شرایطی است که به واسطه مایع ناکافی اشکی شکل می گیرد و به واسطه ایجاد خشکی در چشم ها زمینه ساز ناراحتی و مشکلات بینایی می شود.
آب سیاه: گروهی از بیماری ها که با انحطاط پیشرونده عصب بینایی توصیف می شود. عصب بینایی وظیفه انتقال اطلاعات دیداری از چشم به مغز را بر عهده دارد. آب سیاه به ضعف در بینایی یا نابینایی منجر می شود.
انحطاط ماکولا: ماکولا قسمت مرکزی شبکیه است. انحطاط ماکولا مرتبط با سن یکی از دلایل اصلی نابینایی در کشورهای توسعه یافته محسوب می شود.
اگرچه خطر ابتلا به این بیماری ها تا حدی به ژن های شما بستگی دارد، اما رژیم غذایی نیز می تواند نقشی کلیدی در این زمینه ایفا کند.
ویتامین A
کمبود ویتامین A یکی از شایعترین دلایل نابینایی در جهان است. این ویتامین برای حفظ سلول های حساس به نور در چشم ها که به نام گیرنده های نور نیز شناخته می شوند، ضروری است. اگر به میزان کافی ویتامین A مصرف نکنید ممکن است شرایطی مانند شب کوری، خشکی چشم یا بیماری های جدیتر را با توجه به شدت کمبود تجربه کنید.

ویتامین A در مواد غذایی مشتق شده از حیوانات یافت می شود. غنیترین منابع غذایی برای این ویتامین شامل جگر، زرده تخم مرغ، و محصولات لبنی می شوند. با این وجود، می توانید ویتامین A را از ترکیبات گیاهی که به نام کاروتنوئیدهای پروویتامین A شناخته می شوند و به میزان زیاد در برخی میوه ها و سبزیجات یافت می شوند نیز دریافت کنید.
کاروتنوئیدهای پرو ویتامین A به طور میانگین حدود 30 درصد از نیاز انسان به ویتامین A را تامین می کنند. کارآمدترین آنها بتا کاروتن است که به میزان زیاد در کلم کیل، اسفناج و هویج یافت می شوند.
لوتئین و زیگزانتین
لوتئین و زیگزانتین آنتی اکسیدان های کاروتنوئیدی زرد هستند که به نام رنگدانه های ماکولایی شناخته می شوند. این مواد مغذی در ماکولا، بخش مرکزی شبکیه چشم متمرکز شده اند. شبکیه لایه ای از سلول های حساس به نور در پشت دیواره کره چشم است.

لوتئین و زیگزانتین به عنوان یک ضد آفتاب طبیعی عمل می کنند. آنها نقشی کلیدی در محافظت از چشم ها در برابر نور آبی مضر ایفا می کنند.
مطالعات کنترل شده نشان داده اند که میزان مصرف لوتئین و زیگزانتین با سطوح آنها در شبکیه تناسب دارد. نتایج یک مطالعه با حضور افراد میانسال و مسن نشان داد که مصرف شش میلی گرم لوتئین و/یا زیگزانتین در روز به طور قابل توجهی خطر ابتلا به انحطاط ماکولا مرتبط با سن را کاهش می دهد. همچنین، پژوهشگران دریافتند خطر ابتلا به انحطاط ماکولا در شرکت کنندگانی که بیشترین میزان مصرف لوتئین و زیگزانتین را داشتند، نسبت به افرادی که کمترین میزان از این مواد مغذی را دریافت کرده بودند، 43 درصد کمتر است.
نتایج مطالعاتی دیگر نیز نشان داد که لوتئین و زیگزانتین ممکن است خطر ابتلا به آب مروارید را کاهش دهند.
لوتئین و زیگزانتین به طور معمول به همراه هم در مواد غذایی یافت می شوند. اسفناج، برگ چغندر سوئیسی، کلم کیل، جعفری، پسته و نخود فرنگی سبز از جمله بهترین منابع برای این مواد مغذی محسوب می شوند.
سبزیجات سبز برگ تنها منابع غذایی خوب برای این دو ماده نیستند و از دیگر منابع می توان به زرده تخم مرغ، ذرت شیرین، و انگور قرمر نام برد. زرده تخم مرغ به واسطه محتوای چربی بالای خود یکی از بهترین منابع برای لوتئین و زیگزانتین محسوب می شود.
مصرف کارتنوئیدها همراه با چربی به جذب بهتر آنها کمک می کند و از این رو، استفاده از آووکادو یا روغن های سالم به همراه سالاد سبزیجات برگدار ایده خوبی محسوب می شود.
اسیدهای چرب امگا-3
اسیدهای چرب امگا-3 زنجیره بلند شامل EPA و DHA برای سلامت چشم ها از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. DHA به میزان زیاد در شبکیه چشم وجود دارد. این اسید چرب برای رشد مغز و چشم طی دوران کودکی نیز مهم است. بر همین اساس، کمبود DHA می تواند اختلال در بینایی، به ویژه در کودکان را موجب شود.

شواهد نشان داده اند که مصرف مکمل های امگا-3 ممکن است به سود افراد مبتلا به بیماری خشکی چشم باشد. بیماری خشکی چشم زمانی رخ می دهد که چشم به میزان کافی مایع اشکی تولید نمی کند. این شرایط خشکی بیش از اندازه چشم را موجب می شود و ناراحتی و مشکلات بینایی را به همراه دارد.
نتایج یک مطالعه نشان داد که افراد مبتلا به خشکی چشم با دریافت روزانه مکمل های EPAو DHA طی مدت سه ماه به طور قابل توجهی کاهش نشانه های خشکی چشم را در نتیجه افزایش تولید مایع اشکی تجربه کردند.
اسیدهای چرب امگا-3 ممکن است به پیشگیری از بیماری های چشمی دیگر نیز کمک کنند. مطالعه ای که با حضور افراد میانسال و مسن مبتلا به دیابت انجام شد، نشان داد که مصرف روزانه حداقل 500 میلی گرم اسیدهای چرب امگا-3 زنجیره بلند می تواند خطر ابتلا به رتینوپاتی دیابتی را کاهش دهد.
در مقابل، اسیدهای چرب امگا-3 برای انحطاط ماکولا مرتبط با سن درمان موثری محسوب نمی شوند.
بهترین منبع غذایی برای EPA و DHA روغن ماهی است. افزون بر این، مکمل های امگا-3 که از ماهی یا ریزجلبک تهیه شده اند به صورت گسترده در دسترس هستند.
اسید گاما لینولنیک
اسید گاما لینولنیک یک اسید چرب امگا-6 است که در مقادیر کم در رژیم غذایی یافت می شود. برخلاف بسیاری دیگر از اسیدهای چرب امگا-6، اسید گاما لینولنیک به نظر می رسد دارای ویژگی های ضد التهابی است.

غنیترین منابع برای اسید گاما لینولنیک روغن گل پامچال و روغن گل ستاره ای هستند. برخی شواهد نشان داده اند که مصرف روغن گل پامچال ممکن است در کاهش نشانه های بیماری خشکی چشم نیز موثر باشد.
ویتامین C
چشم ها به مقادیر زیاد از آنتی اکسیدان ها نیاز دارند. ویتامین C از جمله آنتی اکسیدان های مهم در این زمینه محسوب می شود. غلظت ویتامین C در زلالیه چشم بیش از هر مایع دیگر بدن است. زلالیه مایعی است که بخش بیرونی چشم را پر می کند.

سطوح ویتامین C در زلالیه نسبت مستقیمی با میزان مصرف این ماده مغذی دارد. به بیان دیگر، شما می توانید غلظت آن را با مصرف مکمل ها یا مواد غذایی سرشار از ویتامین C افزایش دهید.
ویتامین C نقشی محافظتی در چشم ها ایفا می کند، اما مشخص نیست مصرف مکمل ویتامین C فواید بیشتری برای افرادی که دچار کمبود این ماده مغذی هستند، فراهم می کند یا خیر.
ویتامین C به میزان زیاد در بسیاری ازمیوه ها و سبزیجات یافت می شود که از آن جمله می توان به فلفل دلمه ای، میوه های خانواده مرکبات، گواوا، کلم کیل و بروکلی اشاره کرد.
ویتامین E
ویتامین E گروهی از آنتی اکسیدان های محلول در چربی است که سد محافظی در برابر اکسیداسیون مضر اسیدهای چرب است. از آنجایی که شبکیه چشم از تراکم بالای اسیدهای چرب برخوردار است، مصرف کافی ویتامین E اهمیت ویژه ای برای سلامت چشم دارد.

بهترین منابع غذایی برای ویتامین E شامل بادام، دانه آفتابگردان، و روغن های گیاهی مانند روغن دانه کتان می شوند.
روی
چشم ها حاوی سطوح بالایی از روی هستند. روی بخشی از بسیاری از آنزیم های ضروری، از جمله سوپر اکسید دیسموتاز است، که به عنوان یک آنتی اکسیدان عمل می کند. همچنین، به نظر می رسد روی در تشکیل رنگدانه های بینایی در شبکیه چشم نقش دارد. بر همین اساس، کمبود روی ممکن است به شب کوری منجر شود.

در یک مطالعه کنترل شده، افراد مسن مبتلا به انحطاط ماکولا اولیه مکمل روی دریافت کردند. پیشرفت بیماری شرکت کنندگان کند شد و آنها وضوح دیداری خود را بهتر از افرادی که دارونما مصرف کرده بودند، حفظ کردند. با این وجود، همچنان باید پژوهش های بیشتری برای ارائه نتیجه گیری های قوی انجام شوند.
منابع غذایی طبیعی برای روی شامل صدف خوراکی، گوشت، دانه کدو تنبل، و بادام زمینی می شوند.
بسیاری از مردم هنگام انتخاب نوشابه های گازدار یا نوشیدنی های انرژیزا توجهی به پیامدهای منفی مصرف این مواد ندارند. هر ساله مقادیر قابل توجهی از این نوشیدنی ها به فروش می رسد و در برخی کشورها مانند آمریکا، مردم بیش از آن که آب بنوشند، نوشابه گازدار مصرف می کنند که می تواند به شکل گیری مشکلات سلامت جدی منجر شود.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "لیو لاو فروت"، نوشابه های گازدار و نوشیدنی های انرژیزا نه تنها استخوان ها را تضعیف می کنند بلکه تقریبا به هر اندام موجود در بدن انسان آسیب می رسانند.
کافئین، اسید فسفریک و استخوان های ما
طی یک مطالعه مرتبط با پوکی استخوان، تراکم مواد معدنی استخوان (BMD) اندازه گیری شده برای بانوان برابر با 1413 و برای آقایان 1125 بود. رژیم غذایی شرکت کنندگان در این مطالعه با استفاده از پرسشنامه های غذایی ارزیابی شده و بر اساس تراکم مواد معدنی استخوان، قد، سن، انرژی مصرفی، امتیاز فعالیت بدنی، سیگار کشیدن، مصرف الکل، کل کلسیم دریافتی، کل ویتامین D دریافتی، کافئین از منابع غیر نوشابه، و برای بانوان دو مورد دیگر استفاده از استروژن و وضعیت یائسگی تنظیم شد.
نتایج مطالعه نشان داد که مصرف روزانه نوشابه گازدار با تراکم مواد معدنی استخوان بسیار پایین در کفل بانوان، که به دلیل تفاوت های هورمونی معمولا بیشتر از آقایان مستعد پوکی استخوان هستند، مرتبط بوده است.
چرا چنین چیزی رخ می دهد؟ به گفته پژوهشگران، اسید فسفریک موجود در نوشابه گازدار موجب از بین رفتن کلسیم استخوان می شود، یا فسفر بیش از حد مانع جذب کلسیم می شود. کافئین موجود در نوشابه های گازدار، نوشیدنی های انرژیزا و قهوه نیز روند از دست دادن استخوان را تسریع می کنند. کافئین در جذب کلسیم اختلال ایجاد می کند و به دفع کلسیم از طریق ادرار منجر می شود.
اسید فسفریک در بسیاری از مواد غذایی وجود دارد، اما مقدار بیش از حد آن به مشکلات قلبی و کلیوی، نابودی عضلات، و پوکی استخوان منجر می شود.
اگر با مشکلات گوارشی مانند نشت روده مواجه هستید، از پوکی استخوان یا دیگر اختلالات مرتبط با استخوان رنج می برید، یا بیش از 50 سال سن دارید، باید به هر ترتیب ممکن از مصرف نوشابه های گازدار پرهیز کنید. با حذف یا محدود کردن این نوشیدنی ها و کافئین به طور خودکار از بدن خود در برابر خطراتی که می توانند به واسطه مصرف آنها شکل بگیرند، محافظت می کنید.
نوشیدنی هایی که باید از مصرف آنها پرهیز کنید شامل:
- نوشابه های گازدار
- نوشیدنی های انرژیزا
- نوشیدنی های ورزشی
- چای سرد بطری یا کنسرو شده
- قهوه بطری یا کنسرو شده

از دیگر خطرات مصرف این قبیل نوشیدنی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
افزایش چربی
نوشابه های گازدار موجب افزایش چربی احشایی (چربی اطراف شکم) می شوند که اندام های بدن را تحت تاثیر قرار داده و خطر ابتلا به بیماری قلبی را افزایش می دهد. مصرف یک نوشابه گازدار در روز چربی کبد، چربی اسکلتی، چربی تری گلیسرید خون و دیگر انواع چربی را افزایش خواهد داد.
سرطان
رنگ های کاراملی که در بسیاری از نوشابه های گازدار یافت می شوند در شکل گیری رنگ این نوشیدنی ها نقش دارند. رنگ کاراملی حاوی دو آلاینده 2-متیل ایمیدازول و 4-متیل ایمیدازول است که هر دو می توانند به شکل گیری سرطان منجر شوند.
پوسیدگی دندان
نوشابه های گازدار می توانند آسیب های جدی به مینای دندان وارد کنند و خطر پوسیدگی دندان را افزایش می دهند. پس از هر بار مصرف، واکنش مخرب ناشی از آنها حدود 20 دقیقه طول می کشد و از این رو مصرف منظم این قبیل نوشیدنی ها ضرر بیشتری خواهد داشت.
بیماری کبد چرب
مقدار زیاد فروکتوز مصنوعی موجود در این قبیل نوشیدنی ها در صورت مصرف منظم و زیاد به کبد آسیب وارد می کند. فروکتوز به چربی تبدیل می شود که در کبد باقی می ماند و به شکل گیری بیماری کبد چرب غیر الکلی منجر می شود.
دیابت نوع 2
نوشیدن تنها یک قوطی نوشابه گازدار در روز با خطر افزایش یافته ابتلا به دیابت نوع 2 پیوند خورده است.
زوال عقل
مصرف زیاد نوشیدنی های حاوی قند موجب اختلال در توانایی های حافظه و تصمیم گیری می شود و می تواند زمینه ساز ابتلا به بیماری آلزایمر شود. سطوح بالای گلوکز با خطر افزایش یافته ابتلا به زوال عقل پیوند خورده است.
جایگزین
به جای نوشابه های گازدار و نوشیدنی های انرژیزا می توانید مصرف آبمیوه ها و آب سبزیجات طبیعی را مد نظر قرار دهید. تنها پس از گذشت چند روز، با این منبع انرژی تازه احساس بهتری در شما ایجاد خواهد شد.

یک فوق تخصص خون و سرطان بالغین گفت: برخی بیماریهای خانوادگی زمینه بروز سرطان روده بزرگ را افزایش میدهند.