
” به نام دادگر “
نگاهها به مذاکرات مزدی کارگران متفاوت است، خیلیها با بدبینی معتقدند که اتفاق خاصی نخواهد افتاد و جلسات سه جانبه فقط یک رنگ و لعاب تشریفاتی است. گرچه عدهای هم هستند که میگویند کارگران باید تمام قد به میدان بیایند.
هر سال به ماههای پایانی که نزدیک می شویم، هراس، دلهره و نگرانی به سراغ کارگران میآید. جمعیت عظیم کارگران، چه در کارگاههای کوچک و خرد و چه در صنایع و کارخانههای بزرگ، نتایج جلسات سه جانبه شورای عالی کار را انتظار میکشند و این خود سرآغاز دور مکرر دلهره و اضطراب است.
مزدبگیران به حاشیهها رانده شدند
این اضطراب و دلهره، چیز عجیبی نیست. سالهاست که مقدار متنابهی بدبینی هم به این موج نگرانی افزوده شده و شاید باید گفت کارگران حق دارند بدبین باشند؛ در طول سه دهه گذشته، نه معاش کارگران به یکباره به سطح قابل قبولی رسید و نه برنامه ای برای بهبود سطح معاش در دراز مدت ارائه شد. در سالهای جنگ، انجماد مزدی به بهانه شرایط بحرانی، دستمزد کارگران را ثابت نگه داشت و پس از آن نیز سالهای تعدیل اقتصادی فرا رسید؛ سالهایی که کاهش قدرت خرید کارگران و اجرا نشدن قانون کار، شرایط را برای کارگران سختتر کرد؛ در این سالها به بهانه سازندگی، مزدبگیران از عرصه تصمیمگیریهای اقتصادی خارج شده و نرم نرمک به حاشیهها رانده شدند. و به این ترتیب، فاصله سطح رفاهی و زیستی طبقات دستمزدبگیر با اقشار مرفه و بیشتر برخوردار روز به روز افزایش پیدا کرد؛ تا جایی که مطالبه دستمزد عادلانه به مهمترین مطالبه کارگران و مزدبگیران تبدیل شد.
یکی از مهمترین بحثهای مسکوت مانده قانون کار، مساله دستمزد است
خیلیها قانون کار را مهمترین دستاورد انقلاب برای کارگران میدانند؛ این قانون علیرغم کاستیها و ضعفهایی که در بحث آزادیهای مدنی و تشکل یابی مستقل دارد، در بحث حق و حقوق کارگران و به طور مشخص در تعیین حداقل دستمزد ، جانب کارگران را دارد و عموما کارفرمایان از سویه جانبدارانه این متن قانونی ناراضی هستند و به زعم خود در دایره بسته سودجویی کوتاهمدت استدلال میکنند که این قانون کفه ترازو را به نفع کارگران سنگینتر کرده و دست و بال تولیدگران را بستهاست و دقیقا همین نوع کارفرمایان البته با همدستی با دولت، ابتدا مناطقی را به بهانه آزادسازی تجارت، از شمول قانون کار خارج کردند و پس از آن به صرافت افتادند که همین متن قانون را هم تغییر دهند و معیار گنگ و نامفهومی تحت عنوان بهرهوری را به جای حقوق کارگر بنشانند. حال جدا از این اقدامات و تلاشها، مساله دیگری که مطرح است اینست که همین قانون کار در خیلی از بحث ها مسکوت مانده و اجرا نشده؛ و یکی از مهمترین این بحثهای مسکوت مانده، مساله دستمزد است.
ماده 41 قانون کار که یکی از مترقی ترین مواد این سند قانونی است، محاسبه حداقل دستمزد سالیانه را به دو معیار مربوط کردهاست، یکی بحث تورم سالیانه و دیگری لزوم تامین هزینههای خانوار یا همان بحث سبد معیشت. جدا از این که بند دوم ماده 41 یا محاسبه دقیق سبد معیشت یک خانوار متوسط هرگز در سالهای گذشته در دستور کار قرار نگرفته و شورای عالی کار، در این زمینه دست به تخلف آشکار زدهاست، فعالان کارگری معتقدند تورم رسمی، عینی و قابل لمس نیست. در واقع تورم اعلام شده توسط مراجع رسمی، یک مفهوم چیدمانی و مهندسی شده توسط دولت است و چیزی که مردم در زندگی روزانه خود لمس میکنند، بسیار بیش از اینهاست. «علیرضا خرمی»، عضو شورای اسلامی کار کارخانه پلیاکریل اصفهان (کارخانهای که با بیش از دو هزار کارگر، در آستانه تعطیلی و ورشکستگی است) میگوید: واقعیت این است که نرخ تورم تک رقمی اعلام شده، برای کارگران محلی از اعراب ندارد، چرا که تورمی که کارگران در زندگی روزمره خود لمس میکنند، بسیار بیش از اینهاست و این حاصل بیتدبیریها در سالهای گذشته است.
کارگران حق دارند بپرسند که دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را!
معمولا در محاسبات مزدی، مفهومی تحت عنوان نرخ تورم انتظاری، به عنوان مرجع تصمیمگیریها در نظر گرفته میشود. آذرماه امسال نرخ تورم انتظاری سال 96، 7.6 درصد اعلام شد؛ این نرخی است که پیش از موعد اعلام شده و به عمد پایین نگاه داشته شده تا به قول برخی فعالان کارگری دستاویزی برای ادامه روند فریز مزدی در دست باشد. حال جالب اینجاست که هنوز به پایان سال نرسیدیم و مذاکرات مزدی در میانه راه است، کذب بودن نرخ های رسمی تورم آن هم از نوع انتظاری آن مشخص شده؛ در روزهای گذشته، رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران، از افزایش 15 درصدی نرخ اتوبوس و 20 درصدی مترو در سال آینده خبر داده است؛ با این اوصاف، کارگران حق دارند بپرسند که دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را!
اگر حتی فرض بگیریم، این نرخ تورم انتظاری رسمی، طابقالنعل بالنعل با واقعیت های معیشتی مردم همخوانی داشته باشد و به عبارت سادهتر، سال آینده صددرصد درست از آب دربیاید، باز هم مساله به قوت خود باقی است؛ چرا که عقب ماندگیهای چند ده درصدی سالهای پیش و فریز مزدی در سالهای تورم نجومی، باز هم جبران نخواهد شد و اینجاست که راه حل همان است که قانون گذار اندیشیده، محاسبه سبد معیشت خانوار یا تامین شایسته هزینه های زندگی، تنها با محاسبه دقیق نرخ نیازمندیهای یک خانوار متوسط است که مفهوم نرخ تورم مهندسی شده در حاشیه قرار میگیرد و از اعتبار ساقط میشود.
دولت تدبیر و امید که با وعدههای بسیار برای کارگران بر سر کار آمد، در سه سال گذشته نتوانست و یا نخواست راه حلی برای مهمترین مساله ای که کارگران با آن درگیر هستند و دست و پنجه نرم می کنند، پیدا کند. امسال هم دوباره روز از نو و روزی از نو. کارگران انتظار دارند که حداقل این بار یک تغییر بنیادین اتفاق بیفتد و قفل بیبرگی و فقر کارگران با کلید تدبیر و امید باز شود. اتفاقی که اگر رخ بدهد، یک اتفاق نادر و یک حرکت با ماهیت تقریبا انقلابی محسوب میشود، حداقل در سالهای پس از جنگ به این طرف...
در همین رابطه گروه کارگری شورای عالی کار که البته باید گفت در شرایط فقدان تشکل های مستقل و ناکارآمدی ابزارهای کنشمندی، نمیشود گفت نماینده واقعی کارگران هستند، اعلام کرده اگر قرار باشد محاسبات سبد معیشت در دستورکار قرار نگیرد، در مذاکرات سه جانبه شرکت نخواهند کرد. علیرضا مقدم، وکیل دادگستری هم در همین رابطه می گوید: اگر قانون اجرا نشود، سهجانبهگرایی فقط طبل توخالی است و اگر در محاسبات مزدی امسال اجرای بند دوم ماده 41 قانون کار و محاسبه دقیق سبد معیشت در دستور کار قرار نگیرد، بهتر است اعضای کارگری از حضور در جلسات انصراف دهند. چرا که اگر به نشانه اعتراض در این جلسات شرکت نکنند، در تصمیمگیریهای غیرقانونی شریک محسوب نمیشوند و بهتر میتوانند پاسخگوی کارگران باشند.
«دستمزد مناسب برای زندگی» چیست
«دستمزد مناسب برای زندگی»، یا به اصطلاح Living Wage ، حداقل درآمد لازم برای تامین نیازهای پایهای یک خانوار کارگری است. مقدار آن، گرچه تعیین کننده خط فقر است، اما با محاسبات دقیق، کمی بالاتر از خط فقر مطلق قرار میگیرد.
تعیین دقیق مقدار آن، به شاخص های اندازه گیری مختلفی وابسته است، تا جایی که میزان دقیق آن در نقاط مختلف یک کشور، با توجه به تفاوت هزینه ها، میتواند متفاوت باشد.
مقدار Living Wage در کشورهای مختلف، توسط محققان و پژوهشگران اقتصاد به طور مستقل، تعیین میشود و با حداقل دستمزد رسمی و مصوب دولتها (minimum wage) متفاوت است ؛ اما این محاسبات مستقل معمولا مبنای تصمیمگیری های رسمی مزد قرار میگیرد.
برای مثال، در بریتانیا، Living Wage ، سالانه توسط بنیادی غیر دولتی به همین نام محاسبه می شود که در سال گذشته میلادی میزان آن، 9.15 دلار در ساعت برای لندن و 7.85 دلار در ساعت برای دیگر نقاط بریتانیا تعیین شده است، در حالی که حداقل دستمزد رسمی که دولت تعیین کرده برای هر نفر، ساعتی 6.50 دلار است.
حال در ایران در شرایطی که هیچ بنیاد مستقلی برای محاسبه سالانه هزینههای خانوار وجود ندارد، در همین جلسات رسمی شورای عالی کار و ستاد مزد نیز مساله سبد حداقلی خانوار هرگز مورد اجماع سه ضلع مثلث مذاکرات قرار نگرفتهاست. باید دید امسال دولت کجای کار میایستد و چقدر قرار است حامی واقعی بخش عظیم ملت یعنی کارگران باشد. در طول سالهای گذشته، هم دولت در نقش مدافع کارفرمایان ظاهر شد و هم کارفرمایان به بهانه نبود رونق و رکود، از اجرای دقیق قانون دستمزد سرباز زدند و بار آوار اقتصاد را یکجا بر سر کارگران خالی کردند. بهانه کارفرمایان هم رکود و رشد نامناسب اقتصادی بوده و هم این که افزایش یکبارگی مزد می تواند مثل حباب، اقتصاد را بترکاند.
در ایران هیچ آمارگیری تقریبی یا دقیق از میزان سهم دستمزد نداریم
به همین دلیل و برای این که نگاه طیف کارفرمایان بهتر مشخص شود سراغ «مجید آهنگریان»، یکی از اعضای هیات مدیره کانون عالی کارفرمایان کشور رفتم و فقط دو سوال کلیدی را مطرح کردم. پاسخها تا حدودی روشن کننده است:
سوال اول: بسیاری از اقتصاددانان، سهم دستمزد را در قمت تمام شده کالا و خدمات بسیار پایین و زیر ده درصد تخمین میزنند؛ نظر شما در این مورد چیست و چرا وقتی دستمزد سهم قابل ملاحظهای در قیمت تمام شده ندارد، کارفرمایان حاضر به افزایش قانونی آن نیستند؟
پاسخ آهنگریان: سهم دستمزد، بستگی به نوع صنعت دارد؛ الزاما نمیتوان عدد ثابتی ارائه کرد. هرچه اتوماسیون و هوشمندسازی محیط کار افزایش پیدا کند، سهم دستمزد هم کمتر میشود و بالعکس در برخی صنایع یدی، سهم دستمزد به شدت بالاست. مساله این است که در ایران هیچ آمارگیری تقریبی یا دقیق از میزان سهم دستمزد در صنایع نداریم.
سوال دوم: کارفرمایان بر حسب قواعد اقتصاد مدرن، نباید با افزایش دستمزد مخالف باشند آنهم به دو دلیل؛ مفهوم بهرهوری مورد نظر کارفرمایان در نگاه درازمدت اقتصادی دقیقا بایستی با افزایش دستمزد ارتباط مستقیم داشته باشد؛ به عبارتی کارگر راضیتر، یعنی بهره وری بالاتر و مساله دوم این است که کارفرمایان اگر تولید کننده باشند (تاکید میکنم اگر تولیدکننده واقعی باشند) برای این که بتوانند کالاهای خود را در بازار داخلی به فروش برسانند، نیازمند این هستند که قدرت خرید مزدبگیران از سطح قابل قبولی برخوردار باشد، در غیر اینصورت، انبارهای پر از جنس و رکود مضاعف در کمین خواهد بود. حال چگونه است که کارفرمایان ایرانی اینگونه مقابل افزایش قانونی دستمزد جبهه میگیرند؟
پاسخ آهنگریان: در بحث شما دو محور طرح شد؛ یکی بحث انگیزه است. که من هم موافقم، انگیزش و رضایتمندی یک عامل مهم در بهرهوری کارگر است اما این که الزاما افزایش دستمزد باعث انگیزش نیروی کار می شود را موافق نیستم. و مساله دوم که به بازار عرضه اشاره میکند، باید گفت در خیلی از اقلام، سمت و سوی رونق بخشی به بازارها، رویکرد بینالمللی دارد یا به عبارتی، باز کردن درب های صادرات و قدرتمندی در رقابت، باعث رفع رکود میشود؛ پس رفع رکود هم لزوما به معنای افزایش مزد نیست، گرچه رونق مزد کمی هم به رونق بازار کمک میکند.
به هرحال و در هر صورت، این روزها بازهم بحث مزد و مذاکرات مزدی داغ است. در همین روزها معلمان نیز یک کمپین اینترنتی به راه انداخته اند؛ خواسته اصلی این کمپین که بیش از هفتاد هزار معلم و فرهنگی آن را امضا کردهاند، پیش از هرچیز خواسته تجدید نظر در بودجه دولت به منظور افزایش دستمزد معلمان است؛ در همین روزها کارگران هم در تب و تاب به سر میبرند. نگاهها به مذاکرات مزدی کارگران متفاوت است، خیلی ها با بدبینی و بر حسب عادت معتقدند که اتفاق خاصی نخواهد افتاد؛ روال ثابت است و جلسات سه جانبه فقط یک رنگ و لعاب تشریفاتی است. گرچه عدهای هم هستند که میگویند اگر کارگران تمام قد به میدان بیایند و از حقوق ابتدایی خود دفاع کنند، خرق عادت هم رخ خواهد داد. آنها میگویند چیز زیادی نمیخواهیم اجرای قانون را میخواهیم، حقی که دهههاست از ما سلب شده؛ به هر روی، روزهای پایانی سال، مزدبگیران نگران سال بعد هستند و دلواپس چرخ سنگین معاش خانوار که سالهاست به خوبی نمیچرخد؛ شاید این توقع زیادی نباشد که دولتمردان یکبار هم که شده به آنهایی بیندیشند که بار سنگین تولید، فرهنگ، آموزش و بهداشت جامعه بر شانههایشان افتاده، به دستمزدبگیران؛ آنها که دهههاست با فاصله طبقاتی معناداری از طبقات مرفه، برخوردار و به قولی معلوم الحال، به زیر خط فقر رانده شدهاند.
گزارش: نسرین هزاره مقدم
” به نام دادگر “
به لطف واکسیناسیون، بسیاری از مردم جهان دیگر با برخی از بیماری هایی که در گذشته جان افراد بسیاری را می گرفتند، مواجه نمی شوند. واکسن یک آماده سازی زیستی است که ایمنی اکتسابی فعال به یک بیماری خاص را فراهم می کند.
به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "مدیکال دیلی"، واکسن به طور معمول حاوی عاملی شبیه به یک میکروارگانیسم بیماریزا است که اغلب از اشکال تضعیف شده یا کشته شده میکروب، سم آن، یا یکی از پروتئین ها سطحی آن تهیه می شود.
هپاتیت B
واکسن هپاتیت در سال 1982 معرفی شد، اما عوارض ناشی از این بیماری همچنان سالانه حدود 686 هزار نفر را به کام مرگ می کشد. بنابر گزارش سازمان بهداشت جهانی، هپاتیتB یک عفونت ویروسی است که به کبد حمله می کند، و از طریق خون یا مایعات دیگر بدن از فرد آلوده به دیگران منتقل می شود. از نشانه های این بیماری می توان به پوست و چشم های زرد رنگ اشاره کرد، که به واسطه ابتلا به زردی در نتیجه عفونت کبد شکل می گیرد.
زونا
واکسن زونا از سال 2006 مورد استفاده قرار می گیرد و به لطف معرفی آن موارد ابتلا به این بیماری کاهش چشمگیری داشته است. زونا به واقع یک بیماری باستانی است و توسط ویروسی مشابه با ویروس آبله مرغان شکل می گیرد. از نشانه های این بیماری می توان به راش ها و تاول های دردناک روی پوست اشاره کرد.
آبله
آبله در گذشته یک قانل تمام عیار محسوب می شد و در سال های 1700 تنها در اروپا موجب مرگ حدود 400 هزار نفر در سال می شد. واکسن آبله برای نخستین بار در سال 1796 معرفی شد و اکنون در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان این بیماری به طور کامل ریشه کن شده است. از نشانه های آبله می توان به ایجاد زخم های کوچک در سراسر بدن اشاره کرد.
سل
تقریبا 9 هزار سال از طول عمر بیماری سل می گذرد. در گذشته، سل به عنوان یک بیماری کشنده در میان طبقه کارگر شناخته می شد، اما واکسن این بیماری در سال 1921 معرفی شد. افراد مبتلا به سل اغلب دارای پوستی فوق العاده رنگ پریده و چشم های فرو رفته هستند و ممکن است سرفه های خونی داشته باشند.
دیفتری
بنابر گزارش سازمان بهداشت جهانی، دیفتری یک عفونت باکتریایی است که از طریق ترشحات و قطرات تنفسی منتقل می شود و از طریق سرفه یا عطسه گسترش می یابد. افراد مبتلا به این بیماری اغلب دارای زخم های پوستی روی گردن و در سراسر بدن خود هستند.
طاعون
طاعون یکی از بدنام ترین بیماری ها در تاریخ جهان است و به حق این عنوان را در اختیار دارد. بنابر گزارش مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا، «طاعون بزرگ» در قرن چهاردهم 60 درصد از جمعیت اروپا را به کام مرگ کشاند. افراد مبتلا به طاعون اغلب دارای جوش های چرکی در تمام بدن خود هستند و غدد لنفاوی آنها متورم می شود.
در آمریکا بیش از 100 کارگر مهاجر به دلیل شرکت در اعتصاب «روز بدون مهاجر» توسط کارفرمایان خود از کار اخراج شدهاند.
به گزارش ایلنا، در آمریکا بیش از 100 کارگر مهاجر به دلیل شرکت در اعتصاب «روز بدون مهاجر» توسط کارفرمایان خود از کار اخراج شدهاند. گفته می شود که این کارگران پس از اینکه در روز پنجشنبه بر سر کار حاضر نشدهاند توسط کارفرمایان اخراج شدهاند.
یک نفر از این کارفرمایان به شبکه تلویزونی سی.ان.ان گفته است که کارگران که در این تجمع اعتراضی شرکت کردهاند باید بهای کار خود را بدهند.
پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ، رئیس جمهوری جدید آمریکا سیاستهای ضد مهاجرت شدت گرفته است. دونالد ترامپ با شعار بازگرداندن «عظمت آمریکایی» وعده داده است تا تمامی سفید پوستان بیکار را بر سر کار بازگرداند.
مدیر یک شرکت ساختمانی هم که حدود ۳۰ کارگر خود را اخراج کرده گفت است که به به خاطر انجام این کار پشیمان نیست.
12 نفر از این کارگران اخراجی که در «روز بدون مهاجر» با شبکه فاکس نیوز صحبت کرده بودند و همگی در یک رستوران کار میکردند از کار اخراج شدهاند.
شورای اپراتورهای قرارداد کارمعین پستهای فشار قوی برق در بیانیهای ایرادات مجمع تشخیص مصلحت نظام به طرح یکسان سازی کلاهزردها را ناوارد دانستهاست.
به گزارش خبرنگار ایلنا، شورای اپراتورهای قرارداد کار معین پستهای فشار قوی برق با صدور بیانیهای نسبت به ایرادات مجمع تشخیص مصلحت نظام به طرح یکسانسازی کلاه زردها اعتراض کردهاست.
متن این بیانیه از این شرح است:
اپراتورهای قراردادکارمعین پستهای فشار قوی برق بعد از گذشت قریب به سه سال توانستند در ماده 13 بند دال برنامه ششم یکسانسازی را بگنجانند. این بند که ضرورت یکسانسازی تمامی کارکنان شاغل در پستهای فشار قوی برق با الویت کارورهای (اپراتورهای ) پستهای فشارقوی برق را به خود اختصاص دادهاست، هم توانست موافقت نمایندگان در صحن علنی و همچنین موافقت شورای محترم نگهبان را بگیرد.
ولی مجمع تشخیص مصلحت نظام بدان ایراد گرفته؛ این ایراد، به استناد ماده 16 سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی ( صرفه جویی در هزینه های عمومی کشور با تاکید بر تحول اساسی در ساختارها ،منطقی سازی اندازه دولت و حذف دستگاه های موازی و غیر ضرور و هزینه های زاید ) انجام شده و در ضمن ذکر شده که این بند از این جهت که به افزایش شمار منابع انسانی دولتی نیز منجر می شود نیز با بند ماده 10 سیاستهای کلی نظام اداری مغایرت دارد.
حال با توجه به نظر مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام این نکات را باید خاطر نشان کرد که
1) با توجه به این در ماده 13 بند (د) به صراحت قید شده که در قالب بودجه سنواتی وزارت نیرو کار یکسان ساری انجام شود . پس میتوان نتیجه گرفت که بند فوق بار مالی مضاعفی برای دولت نداشته و شایان ذکر است که اپراتورهای قرارداد کارمعین در بودجه سال 1395 به خود ردیف بودجه اختصاص داده ( در بخش دهم قانون بودجه 95 (تغییرات متفرقه) و در بند شماره 61 آمده است:
وزارت نیرو (شرکت توانیر) نسبت به همسان سازی پرداختی ماهانه اپراتورهای پست های انتقال و فوق توزیع سراسر کشور با سایر کارکنان پیمانی و رسمی اقدام نماید .) پس طرح یکسان سازی اپراتورهای پستهای فشار قوی برق نمیتواند هزینهایی را به وزارت و دولت تحمیل کند.
2) با توجه به اینکه کارکنان اپراتور پستهای فشارق قوی برق همگی بصورت قراردادی در بدنه دولت و وزارت نیرو هستند پس میتوان به این نکته اشاره کرد که بند د ماده 13 موجب افزایش شمار منابع انسانی دولت نمیگردد و نمیتواند مغایر ماده 10 سیاستهای کلی نظام اداری باشد.
و همچنین طبق سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم (44) قانون اساسی(فصل دوم - ماده 2 - بند8 )
خطوط انتقال نیرو که پستهای فشار قوی برق شامل آن می شود جز مشاغل حاکمیتی و در تملک دولت باقی مانده و از خصوصی سازی منع شده است.
لذا از مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام تجدید نظر راجع به بند د ماده 13 را به استناد نکات فوق خواستاریم، تا با تصویب این طرح تبعیض بین همه کارکنان شاغل در پستهای فشارقوی برق که همگی یک کار واحد و برابر را انجام میدهند از بین رفته و اپراتورهای قرارداد کارمعین پستهای فشار قوی نسبت به آبادانی این مرز و بوم دلگرمتر شوند .
یک فعال کارگری معتقد است: دولت در سالهای گذشته هرگز در مقام حمایت از کارگران برنیامده و شاید زمان آن رسیده که این روند معیوب خاتمه پیدا کند.
عبداللـه بلواسی (فعال کارگری) در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در ارتباط با مذاکرات مزدی ۹۶ و وضع معیشتی کارگران گفت: ۸۱۲ هزار تومان پول توجیبی فرزندان آقازادهها هم نیست، حال چطور توقع دارند کارگران با این مبلغ ناچیز یک ماه هزینههای خانوار را تامین کنند.
وی ادامه داد: کارگر ایرانی تا کنون از حمایت دولت بینصیب ماندهاست و این روند معیوب اگر قرار باشد ادامه پیدا کند، روز به روز و سال به سال شاهد بحرانهای اجتماعی بیشتری خواهیم بود.
فعال صنفی کارگران مریوان در ادامه بحث به موضوع سبدهای حمایتی وعده داده شده پرداخت و گفت: نه تنها در دولت تدبیر و امید وعدهها محقق نشد و دستمزدها به تناسب رقم واقعی تورم افزایش پیدا نکرد، بلکه سبدهای حمایتی وعده دادهشده هم از کارگران و دستمزدبگیران دریغ شد.
بلواسی در ادامه تاکید کرد: مساله اصلی دستمزد است؛ پیشنهاد من این است که مقامات دولتی و کارفرمایان یک ماه نه فقط یک هفته را به عنوان نمونه با حداقل دستمزد سر کنند تا بلکه بتوانند تا حدودی به مشکلات طبقه کارگر و محرومیت طیف دستمزدبگیر پی ببرند.
این فعال کارگری در پایان تصریح کرد: کارگران پیاده نظام جناحها و گروههای سیاسی نیستند و اگر قرار باشد برای این فقر فزاینده تبدیری اندیشیده نشود، اعتماد و امید به دولت فعلی هم سلب خواهد شد.
محمدعلی جداری فروغی گفت: با توجه به برگزاری دادگاه تجدیدنظر در اول اسفندماه، امیدوارم حکم برائت محمدحسن تشکری، ظرف مدت قانونی یک هفتهای صادر شود.
محمدعلی جداری فروغی( وکیل کارگران معدن سنگ آهن مرکزی بافق) در تماس تلفنی با ایلنا اظهار داشت: ساعت ده صبح اول اسفندماه، جلسه دادگاه تجدیدنظر محمدحسن تشکری در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان یزد برگزار شد؛ تشکری در دادگاه بدوی به 11 ماه حبس تعلیقی و 50 ضربه شلاق تعلیقی محکوم شده بود.
فروغی ادامه داد: در دادگاه روز اول اسفند، با گذشت حدود یک ساعت از شروع دادرسی و درمیانه دفاعیات، شخصی وارد دادگاه شد و وکالتنامه بدون امضا به اضافه یک لایحه دفاعیه تقدیم دادگاه نمود ولی ریاست دادگاه، جلسه را متوقف کرد.
وی افزود: با مشاهده وکالتنامه آن شخص، موکل نیز اعلام کرد که ایشان را به عنوان وکیل انتخاب نکرده و درنتیجه وکالت شخص مزبور مورد تایید قرار نگرفت و نامبرده از جلسه خارج شد.
فروغی با ابراز تاسف از جریان پیش آمده و تاکید بر لزوم پیگیری موضوع براساس گزارشات موجود در صورتجلسه دادرسی، اضافه کرد: امیدوارم با توجه به نبودن شاکی خصوصی و نیز عدم وجود دلایل کافی، ظرف مهلت قانونی یک هفتهای، حکم برائت موکل صادر شود.
رئیس کانون عالی بازنشستگان و مستمری بگیران میگوید توقعات مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی همانند کارگران از مزد 96 بالا است، چرا که معیشت کارگران و مستمری بگیران هم اکنون به یک اندازه مورد تهدید قرار گرفته است.
«علی اصغر بیات» رئیس کانون عالی بازنشستگان و مستمری بگیران در گفتگو با ایلنا، اظهار داشت: از آنجا که مستمری بیمه شدگان غیر شاغل سازمان تامین اجتماعی تابعی از حداقل مزد مصوب شورای عالی کار است، کارگران بازنشسته و مقرری بگیر نیز به اندازه کارگران شاغل خواستار افزایش واقعی مزد در سال 96 هستند.
وی بابیان اینکه معیشت کارگران و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی به یک اندازه مورد تهدید قرار گرفته است، گفت: به همین دلیل توقع مستمری بگیران از اعضای حاضر در جلسات تعیین مزد سال 96، کمتر از کارگران نیست.
بیات با بیان اینکه مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی منافع خود در امتداد منافع کارگران شاغل و بیمه پرداز تعریف میکنند، افزود: ماده 111 قانون تامین اجتماعی صراحت دارد و تاکید کرده است که مستمری بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی نباید از حداقل مزد کارگران کمتر باشد.
وی با تاکید بر اینکه تعیین یک مزد عادلانه برای تامین حداقلهای زندگی و جبران قدرت خرید از دست رفته کارگران و مستمری بگیران ضروری است، افزود: مزد سال آینده باید به گونهای تعیین شود که بازنشستگان به راحتی قادر به خرید مایحتاج اولیه زندگی خود باشند امری که در دستمزد 812 هزار تومانی سال گذشته لحاظ نشده بود.
به موجب مواد 96 و 111 قانون تامین اجتماعی، مستمری بازنشستگان این سازمان ازیک سو نباید کمتر از حداقل مزد مصوب شورای عالی کار باشد و از سوی دیگر باید میزان آن پاسخگوی هزینههای زندگی بازنشستگان باشد.
بیات با بیان اینکه شرایط معیشتی مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی مطلوب نیست، گفت: اکثریت بازنشستگان به دلیل اینکه در سنین بالا به سر میبرند داری مشکلات فیزیکی از قبیل پا درد و کمر درد هستند و توان این را ندارد که به سراغ کار دیگری بروند.
وی در پایان افزود: با این وجود بازنشستگان با همین شرایط فیزیکی که به آن اشاره شد در سطح شهر تهران مشغول مسافر کشی و یا دستفروشی هستند.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان صنایع کوچ و شهرکهای صنعتی ایران در خصوص ساماندهی خدمات رفاهی واجتماعی کارگران درشهرکهای صنعتی تفاهمنامه همکاری امضا کردند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان صنایع کوچ و شهرکهای صنعتی ایران در خصوص ساماندهی خدمات رفاهی واجتماعی کارگران درشهرکهای صنعتی تفاهمنامه همکاری امضا کردند.
در این خصوص محمد مهدی حیدریان معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: بر اساس این تفاهمنامه بهبود کمی و کیفی بازار کار شرایط رفاهی کارگران و خدمات اجتماعی متنوع ارتقا مییابد.
وی افزود: هدف از انعقاد این تفاهمنامه، تقویت رفاه اجتماعی در جامعه کار و تولید و ارتقای فرهنگ سلامت است و بر این اساس در مجتمعهای صنعتی کشور، مراکز مشاوره و خدمات متمرکز میشود تا رضایتمندی کارگران و فعالان جامعه کار و تولید جلب شود. همچنین مراکز نگهداری ، تعاونیهای مسکن و مصرف از جمله مجموعه اقدامات دیگر در شهرکهای صنعتی با امضای این تفاهم ارائه خواهد شد.
صادقیفر با بیان اینکه تفاهمنامه فوق بر اساس فصل هشتم قانون کار منعقد شده است، گفت: به صورت کلی این تفاهمنامه پیامدهای خوبی برای جامعه کار و تولید خواهد داشت و خدمات بیمهای، اورژانس اجتماعی در این چارچوب در شهرکهای صنعتی متمرکز میشود.
وی افزود: هدف نهایی تقویت همبستگی میان حوزه اقتصاد و اجتماع است
در این مراسم همچنین علی یزدانی، مدیر عامل سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران با بیان اینکه مقدامات اجرایی این تفاهمنامه از هفته آینده اجرایی میشود، گفت: در همه استانهای کشور این خدمات در شهرکهای صنعتی ارائه میشود. همچنین مجتمعهای فرهنگی ورزشی طب کار ، مراکز مشاورهای در چارچوب این تفاهمنامه صورت میپذیرد.
وی افزود: این تفاهمنامه در چارچوب اهداف اقتصاد مقاومتی منعقد میشود.
به گفته عضو کارگری شورای عالی کار در جلسه روز گذشته (یکشنبه/1 اسفند) جمعی از اعضای کارگری این شورای عالی با فراکسیون کارگری مجلس بر ضرورت تعیین مزد منطقی متناسب با سبد معیشت تاکید شدهاست.
«علی خدایی» عضو کارگری شورای عالی کار در گفتگو با ایلنا، اظهار داشت: روز گذشته (یکشنبه/1 اسفند) نشست مشترکی میان جمعی از اعضای کارگری شورای عالی کار با اعضای فراکسیون کارگری مجلس در مورد مزد 96 برگزار شد.
این عضو کارگری شورای عالی کار که خود در این جلسه حضور داشت، تصریح کرد: در جلسه روز گذشته که در محل کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی برگزار شد، اعضای فراکسیون کارگری مجلس گفتههای این روزهای کارگران را در مورد نابرابری میان درآمد و هزینههای زندگی تایید کرده و بر ضرورت افزایش معقول دستمزد و جبران شکاف موجود تاکید کردند.
عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور در عین حال با نزدیک به واقعیت خواندن اعداد و ارقامی که در روزهای اخیر توسط برخی نمایندگان عضو فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی در ارتباط با شرایط اقتصادی کارگران مطرح شده است، گفت: مبنای این صحبتها ریشه در واقعیتهای اقتصاد خانوارهای کارگری دارد اما تا محاسبه سبد معاش کارگران در جلسات کارگروه مزد خاتمه نیافته باشد نمی توان در مورد دقت این اعداد و و ارقام اظهار نظر قطعی کرد.
خدایی با بیان اینکه گنجاندن محاسبات مربوط به سبد معیشت به جبران شکاف مزدی کمک شایانی میکند، یادآور شد: هماکنون محاسبات مربوط به سبد معیشت با دقت و حساسیت خاصی در جلسات کارگروه مزد با حضور اعضای گروه کارگری، کارفرمایی و دولت در حال انجام است و امیدواریم که با پایان این مذاکرات بتوان از آن در محاسبات مزد سال 96 استفاده موثری را داشته باشیم.
یک فعال صنفی کارگری میگوید وزارت بهداشت باید به جای تلاش برای دستاندازی به منابع درمانی سازمان تامین اجتماعی، پاسخگوی چرایی به قهقرا رفتن نظام درمانی کشور باشد.
«علی ترکاشوند» دبیر خانه کارگر شهر ری در گفتگو با ایلنا، اظهار داشـت: منابع درمان کارگران باید در سازمان تامین اجتماعی بماند و هیچ نهادی یا وزارتخانهای حق دست اندازی یا ارائه نظر در خصوص نحوه هزینه کرد آن را ندارد.
ترکاشوند با بیان اینکه سازمان تامین اجتماعی یک نهاد عمومی غیر دولتی است، گفت: بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی به خوبی میدانند که منابع درمانشان در کجا هزینه شده است و اگر هم قرار بر پاسخگویی باشد سازمان باید به بیمه شدگانش پاسخگو باشد.
دبیر خانه کارگر شهری ری با تاکید بر اینکه دخالت در نحوه هزینه کرد منابع درمان در سازمان تامین اجتماعی به وزارت بهداشت ارتباطی ندارد، گفت: وزارت بهداشت خود باید پاسخگوی این باشد که چرا نظام درمان کشور را به قهقرا برده است و هزینههای درمان را با اجرای غلط طرح تحول سلامت افزایش داده است.
وی با اشاره به بدهی بیش از 100 هزار میلیارد تومانی دولت به سازمان تامین اجتماعی، تصریح کرد: دولت به جای حمایت از ادعاهای واهی وزارت بهداشت در خصوص بخش درمان سازمان، طلب سازمان را پس دهد چرا که هم اکنون تامین اجتماعی در پرداخت مستمری بازنشستگان خود مشکل دارد.
وی در پایان افزود: محروم ترین اقشار جامعه تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی هستند اما دولت گذشته بدون در نظر گرفتن این موضوع مهم با همسویی مجلس بیشتر هزینهها را بر روی دوش سازمان تامین اجتماعی گذاشت و این هم نتیجه دخالت دولت در اداره سازمان تامین اجتماعی است.
یک فعال کارگری در قزوین مدعی شد، در حال حاضر حدود 85 درصد از کارگران متقاضی بازنشستگی در استان قزوین تمام هزینه بازنشستگی سخت وزیان آور خود را از جیب پرداخت می کنند.
«عید علی کریمی» با اعلام این خبر به ایلنا گفت: با افزایش هزینه بازنشستگی پیش از موعد کارگران مشمول قانون مشاغل سخت و زیان آور، برخی کارفرمایان بجای پرداخت این هزینه، تلویحا از کارگران مشمول میخواهند که مسئولیت پرداخت آنرا برعهده بگیرند.
او با بیان اینکه هم اکنون تا نزدیک به 85 درصد از کارگران واحدهای استان قزوین که امکان بازنشستگی با مشاغل سخت وزیان آور را دارند، هزینه یادشده را از جیب پرداخت میکنند، افزود: تا پیش از این هزینه مربوط به بازنشستگی پیش موعد هر کارگر مشمول قانون مشاغل سخت و زیان آور معادل 4 درصد حق بیمه دوران اشتغال وی در کارهای سخت و زیان آور بود اما در حال حاضر مدتی است که این هزینه تا 7 درصد افزایش یافته است و در نتیجه برخی کارفرمایان درصدد برآمدهاند تا این هزینهرا از جیب کارگران متقاضی بازنشستگی پیش از موعد پرداخت کنند.
دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین گفت: به عنوان نمونه کارفرمایانی هستند که برای پرداخت این هزینه از کارگران متقاضی رضایت نامه کتبی میگیرند که به موجب آن تا بیش از 60 درصد مزایای سنوات پایان کار کارگر بازنشسته بابت هزینه بازنشستگی پیش از موعد وی هزینه میشود.
به گفته وی متداول شدن این رویه در حالی است که به موجب قانون تامین اجتماعی مسئولیت پرداخت هزینه یاد شده برعهده کارفرماست و کارگران نباید برای این کار از جیب خود و به ویژه از محل عواید مالی ناشی از سنوات پایان کار هزینهای پرداخت کنند.
نایب رئیس کانون بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی استان قزوین،با بیان اینکه هر روز این مشکل برای تعداد زیادی از کارگران متقاضی بازنشستگی تکرار میشود در ادامه گفت:بهانه کارفرما های واحد های صنعتی با ادامه این رویه این است که تامین اجتماعی بار مالی هنگفتی را با اجرای این قانون جدید به آنان تحمیل کرده وآنان توان پرداخت همه هزینه بازنشستگی کارگران زیر مجموعه خود را ندارند.
گفتنی است سازمان تامین اجتماعی از تاریخ 14 مهر ماه سال 93 در محاسبه 4 درصد حق بیمه کارفرمایان از رویه جاری عدول کرده و سهم بیشتری - گاه تا 7 درصد از کارفرمایان طلب میکند.
یک فعال کارگری میگوید اینکه در تعیین مزد سال ۹۶ قرار است هزینههای سبد معیشت خانوارهای کارگری معیار اصلی تعیین دستمزد قرار بگیرد برای کارگران دستاورد مثبتی است اما مهمتر از آن میزان پایبندی گروه دولت و کارفرما به محاسبات این سبد است.
رکود اقتصادی سال «ولی تارانی» عضو هیات مدیره کانون هماهنگیهای شوراهای اسلامی کار استان تهران در گفتگو با ایلنا، اظهار داشت: اینکه در تعیین مزد سال ۹۶ قرار است هزینههای سبد معیشت خانوارهای کارگری معیار اصلی تعیین دستمزد قرار بگیرد برای کارگران دستاورد مثبتی است اما مهمتر از آن میزان پایبندی گروه دولت و کارفرما به محاسبات این سبد است.
تارانی بایادآوری اینکه در مذاکرات مزدی سایهای گذشته به لحاظ کردن هزینههای سبد معیشت در محاسبه دستمزدها توجه نشده و در نتیجه اجرای کامل ماده ۴۱ قانون کار بر زمین مانده است، افزود: به موجب این ماده قانونی دستمزد سالانه کارگران باید براساس ارزش تورمی سبد معیشت یک خانواده متوسط تعیین شود اما در عمل دستمزدها براساس نرخ تورم مربوط به تمامی اقلام ضروری و غیر ضروری تعیین شده است.
تارانی با یادآوری اینکه در تمامی سالهای گذشته شاخصهای اقتصادی تنها باعث سرکوب مزدی کارگران شدهاند، گفت: به جرئت میتوان مدعی شد که سال ۹۵ نیز از این قاعده مستثنی نبود و در نتیجه قدرت خرید کارگران همچنان رو به تضعیف بوده است.
عضو هیات مدیره کانون هماهنگیهای شوراهای اسلامی کار استان تهران، افزود: این در شرایطی است که در همین سه دهه گذشته هیچگاه دستمزد به گونهای تعیین نشد که قدرت خرید از دست رفته کارگران جبران شود.
تارانی در پایان بر منطقی تعیین شدن دستمزد سال ۹۶ تاکید کرد و افزود: اگر مزد سال ۹۶ در جهت جبران حداقل ضروریات یک زندگی افزایش یابد، آنگاه خانوادههای کارگران میتوانند نسبت به اینکه در معادلات اقتصادی به منافع آنها توجهی جزئی شده است امیدوار باشند.