

ایلنا: رئیس کارگروه مزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور می گوید تمامی اخباری که این روزها تحت عنوان «تصمیم گیری برای تعیین دستمزد» منتشر میشود صحت ندارد و هنوز هیچ جلسه اختصاصی و مشخصی در ارتباط با تعیین مزد کارگران برگزار نشده است.
«علی خدایی»، رئیس کارگروه تخصصی دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور در گفت و گو با ایلنا، عنوان داشت: تمامی اخباری که این روزها تحت عنوان «تصمیم گیری برای تعیین دستمزد» منتشر میشود صحت ندارد و هنوز هیچ جلسه اختصاصی و مشخصی در ارتباط با تعیین مزد کارگران برگزار نشده است.
عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور با یادآوری اینکه طبق روال مرسوم تصمیم گیری در خصوص مزد کارگران در نهایت باید از طریق جلسات شورای عالی کار انجام شود، افزود: در خصوص افزایش مزد سال 96 هنوز هیچ جلسهای در شورای عالی کار برگزار نشده است.
ودرتنها جلسهایکه تحت عنوان کارگروهتخصصی مزد برگزار شدهاست ،فارغازاینکه تصمیمات این جلسهصرفاً درغالب پیشنهاد به شورایعالی کار ارسال خواهد شد،به بررسی آمارها ومراجع پرداختیم وخبری که قابل ارائه به جامعه باشد وجود نداشت.
افزود: اعضای کارگری کارگروه مزد خود راملزم بهاطلاعرسانی به عموم همکاران خود می دانند واین اطمینان را میدهند که درصورتیکه با شرکای اجتماعی خود به توافقی دست پیدا کنند حتما، کارگران اولین گروهی هستند که مطلع خواهند شد.
خدایی در عین حال اخباری را این روزها به نقل از منابع کارگری در مورد افزایش مزد سال 96 منتشر شده است را مغرضانه و نوعی جوسازی برای به حاشیه بردن دغدغههای روز جامعه کارگری دانست و افزود: هم اکنون مسائل و دغدغه های جامعه کارگری تحمیل لایحه ضد کارگری قانون کار، خطر توسعه مناطق آزاد و دست اندازی به اموال کارگران در صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی با اقدامات عوامفریبانه است.
عضو کارگری شورای عالی کار در عین حال افزود: صادقانه میگویم تا امروز فقط تنها در یک جلسه که بیشتر به موضوع بررسی لایحه اصلاح قانون کار اختصاص داشت، از دستمزدکارگران نیز صحبت به عمل آمده است که آنهم خروجی خاصی نداشته است.
وی بابیان اینکه به دلیل اهمیت بحث افزایش مزد، باید در این خصوص جلسهای جداگانه و مشخص برگزار شود، افزود: مطابق روال رایج هرگونه بحث و بررسی در مورد مزد کارگران، در حیطه اختیارات شورای عالی کار است که تا امروز چنین اتفاقی نیفتاده است و در عین حال اگر هم چنین جلسهای در هرجای دیگری مانند کارگروه سه جانبه مزد تشکیل شده باشد، در بهترین حالت صرفا جنبه مشورتی دارد.
عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور با یادآوری اینکه طبق ماده 41 قانون کار، دستمزد کارگران باید به صورت سالانه براساس رشد تورمی سبد هزینههای ماهیانه اعضای یک خانواده متوسط افزایش یابد، افزود: در شرایطی که فشار همه جانبهای از بابت تهدید حقوق صنفی متوجه کارگران است، انتشار اخبار نادرست، سطحی و شتاب زاده به دور از رعایت اخلاق حرفهای، در خصوص تعیین زود هنگام دستمزد موجب تشویش خاطر اذهان کارگران و خانوادههای آنان میشود.
خدایی مدعی شد: البته اظهارنظرهای شتابزده ای از این دست تازگی ندارد، چراکه پیش از این نیز همزمان با جلسات سالهای گذشته تعیین مزد شورای عالی کار به صورت غیررسمی و سربسته از برگزاری جلسات لابی میان گروههای کارگری و سایر شرکای اجتماعی در هتلهای مجلل تهران صحبت به میان آمده بود، که فارغ از صحت سقم آن بیشتر باعث ایجاد جو روانی بدبینی در میان کارگران شده بود .
ایلنا: عصر روز دوشنبه (6 دی ماه) حادثهای در شرکت کشتی سازی ندیم گسترش خلیج فارس واقع در استان هرمزگان منجر به کشته شدن یک کارگر شد.
یک منبع خبری در شرکت ندیم گسترش خلیج فارس در مورد جزئیات این حادثه به ایلنا گفت: عصر روز دوشنبه (6 دی ماه) یک کارگر شاغل در بخش مونتاژ حین جمع آوری ابزار کار خود ناگهان از محل سرسره بالابر کشتی سقوط می کند.
منابع خبری در گفتوگو با ایلنا، هویت کارگر کشته شده را «حسن باد آورده»از اهالی روستای گچین بالا اعلام کرد و گفتند این کارگربه علت پوسیدگی تخته های زیر پا از ارتفاع 5 متری به پایین (کف بتنی )سقوط کرده ودچار حادثه شده است.
بر پایه این اطلاعات این کارگر حادثه دیده از سوی همکارانش به نزدیکترین در مرکز درمانی انتقال داده میشود اما علیرغم تلاش کادر درمان این کارگر جان خود را از دست میدهد.
به نقل از همکاران آقای باد آورده، او بیش از19 سال سابقه کار در شرکت کشتی سازی ندیم گسترش خلیج فارس را به صورت قرار دادی داشت ودر آستانه بازنشستگی بود.
ایلنا: شماری از کارکنان بازنشسته کارخانه کشت و صنعت نیشکر هفت تپه امروز در محل این شرکت تجمع صنفی برگزار کردند.
به گزارش ایلنا، شماری از کارکنان بازنشسته کارخانه کشت و صنعت نیشکر هفت تپه امروز در محل این شرکت تجمع صنفی برگزار کردند.
به گفته یکی از این کارگران، نشست روز چهارشنبه گذشته (8 دی ماه) نمایندگان سازمان خصوصی سازی با کارگران معترض بازنشسته این شرکت بی نتیجه بوده است.
همچنین گفته می شود مدیریت شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه اخیرا حاضر شده حق سنوات بازنشستگان را از سال آینده به صورت قسطی در مدت 18 ماه پرداخت کند که مورد موافقت بازنشستگان قرار نگرفت.
این شرکت حدود چهار هزار نفر نیروی رسمی، پیمانی، قراردادی و نیز موقت دارد.
کشت و صنعت هفت تپه، قدیمی ترین کارخانه تولید شکر از نیشکر در کشور است که نیم قرن از فعالیت آن می گذرد.
این کارخانه طبق اصل 44 قانون اساسی اواخر پارسال از سوی سازمان خصوصی سازی از چرخه دولتی خارج و به بخش خصوصی واگذر شد.
نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی گفت: از زمان به تصویب رسیدن طرح تحقیق و تفحص از نحوه برخورد با کارگران معدن طلای آقدره تاکنون سه اکیپ بازرسی از محل کار و زندگی این کارگران بازدید کردهاند.
نادر قاضیپور در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، در مورد آخرین اقدامات کمیته تحقیق و تفحص از نحوه برخورد با کارگران معدن آق دره گفت: تاکنون سه اکیپ که همگی از سوی کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی به شهرستان و روستای تکاب اعزام شده بودند از محل معدن طلای، کارخانه استحصال طلا و سکونت کارگران بازدید کردهاند.
این نماینده مجلس شورای اسلامی افزود: در این خصوص اعضای هیات تحقیق و تفحص با طرفهای مربوط به این پرونده جلساتی داشتهاند و علاوه براین در راستای انجام رسالت قانونی خود تاکنون حجم قابل توجهی از مستندات را در قالب فیلم، تصویر، نوشتار و صوت جمع آوری کردهاند.
وی با بیان اینکه در جریان این بررسیها، اعضای هیات تحقیق و تفحص با سازمانهای صنفی کارگری همچون تشکیلات خانه کارگر و دستگاههای دولتی مانند ادارات کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، صنعت معدن و تجارت و تامین اجتماعی استان آذربایجان غربی در ارتباط و هماهنگ هستند، ادامه داد: در حال حاضر این هیات قصد دارد تا ادعای کارگران معدن آق دره در خصوص، کوتاهی در پرداخت نشدن کامل حق سهم مربوط به استخراج طلا از این واحد معدنی را معدن مورد ارزیابی قرار دهد.
قاضیپور در توضیح این موضوع گفت: کارگران معدن طلای آق دره مدعی هستند که حقالسهم دولت و اهالی روستای مجاور معدن طلای آق دره توسط اشخاصی که پروانه بهرهبرداری از این معدن را در اختیار دارند به صورت کامل پرداخت نمیشود و به همین منظور هیات تحقیق و تفحص قصد دارد تا با استفاده از امکانات وزارت صنعت از خاک معدن نمونه برداری کرده و صحت این ادعا را مورد ارزیابی قرار دهند.
این نماینده مجلس در عین حال از پیگیری این هیات برای تحقیق و بررسی پرونده مالیاتی از طریق استعلام از وزارت اقتصاد خبر داد.
مسئول هیات تحقیق و تفحص از معدن طلای آق دره همچنین گفت: طبق بررسیهای انجام شده، نارضایتی از کوتاهی در پرداخت نشدن کامل حق سهم دولت و حق سهم روستای تکاب در بروز اختلاف صنفی میان کارگران و کارفرمای این واحد معدنی و درگیری برسر فسخ قراردادهای کار موثر بوده است.
قاضیپور افزود: البته بعد از انتشار خبر اجرای حکم شلاق کارگران، از طریق هیاتهای تشخیص و حل اختلاف برای بازگشت به کار این کارگران آرایی صادر شده است و همین مشخص میکند که مسئولان وقت اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی در رسیدگی به پرونده کوتاهی کردهاند.
وی همچنین از انجام هماهنگی با اداره کل دادگستری استان آذربایجان غربی برای بررسی ابعاد مختلف روند تشکیل پرونده قضایی برای کارگران معدن طلای آق دره خبر داد.
ایلنا: معاون فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی گفت: براساس آیین نامه جدید هیات وزیران، درصد و سهم اضافه کار از حقوق کارکنان دولت براساس فرمولی محاسبه و به مستمری بازنشستگی آنان افزوده می شود.
به گزارش ایلنا، محمد حسن زدا، اظهار داشت: هیات وزیران در جلسه یکم دی ماه ٩٥ به پیشنهاد مشترک سازمان اداری و استخدامی کشور و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آیین نامه اجرایی قسمت دوم ماده ٥٩ قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه را تصویب کرد.
وی با اشاره به اینکه از تیر ماه ٩٣ در پی صدور بخشنامه ای از سوی معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی رئیس جمهوری کسر حق بیمه از اضافه کار کارکنان دولت مشمول قانون تامین اجتماعی متوقف شده بود که این بخشنامه منجر به کاهش حقوق دوران بازنشستگی کارمندان می شد.
معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی گفت: این بخشنامه به دلیل ابهامات موجود در صدر و ذیل ماده ٥٩ قانون برنامه پنجم توسعه صادر و تکلیف دستگاهها را در مورد کسر حق بیمه از اضافه کار روشن نمود.
زدا افزود: براساس آیین نامه جدید، نسبت اضافه کار به حقوق کارکنان در دوره ای که حق بیمه از اضافه کار آنان کسر می شده است در زمان بازنشستگی به مبلغ مستمری و پاداش آنان اضافه می شود.
وی خاطرنشان کرد: افرادی که اضافه کار از حق بیمه آنها تا قبل از تیرماه سال ١٣٩٣ کسر شده، می توانند از آیین نامه جدید بهره مند شوند.
معاون فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی در تشریح بیشتر این موضوع گفت: در سال ٨٩ تبصره ای به ماده ١٠٦ قانون مدیریت خدمات کشوری الحاق شد و بر اساس آن از اضافه کار کارکنان دولت مشمول تامین اجتماعی حق بیمه کسر نشود ولی مبالغی که قبلا پرداخت شده یا یکجا دریافت کنند یا در حقوق بازنشستگی آنها موثر واقع شود اما آئین نامه این تبصره بدلیل ابهامات آن تنظیم و تصویب نشد.
زدا خاطرنشان کرد: در نهایت بعد از جلسات متعدد و رفتن به هیات وزیران، این آیین نامه جدید در جهت اجرای ماده ٥٩ قانون برنامه پنجم توسعه به تصویب هیات وزیران رسید تا کارکنان دولت بتوانند از حق بیمه ای که بابت اضافه کار از آنها کسر شده است، در زمان بازنشستگی و پاداش پایان خدمت بهره مند شوند.
ایلنا: یک عضو هیات اجرایی خانه کارگر غرب تهران میگوید، افکار عمومی را به قدری با بحث عودت یا عدم عودت لایحه اصلاح قانون کار بازی دادهاند که اهمیت رعایت سه جانبه گرایی به دست فراموشی سپرده شده است.
«حسن کوخواهی»، در گقت و گو با ایلنا، اظهار داشت: این در شان دولت و مجلس نیست که افکار عمومی را بر سر عودت یا عدم عودت لایحه اصلاح قانون کار بازی دهند، چرا که این لایحه بر خلاف قوانین بالادستی است.
کوه خواهی افزود: لایحه اصلاح قانون کار خلاف آزادیهای به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی و ماده 25 و 73 قانون برنامه پنجم توسعه است. از این رو برای خود مجلس نیز بهتر است که این لایحه را به دولت بازگرداند.
کوه خواهی با بیان اینکه تدوین سند کار شایسته و رعایت سه جانبه گرایی بر اساس این دو ماده قانونی ضروری است، تصریح کرد: تا زمانی که سه جانبه گرایی به صورت همه جانبهای مورد توجه قرار نگیرد نباید از اصلاح قانون کار سخن گفت.
این عضو هیات اجرایی خانه کارگر غرب تهران وضعیت فعلی نامطلوب معیشتی کارگران و نبود امنیت شغلی را محصول عدم رعایت سه جانبه گرایی دانست و افزود: اگر کارگران از قدرت چانه زنی برابر با دولت و کارفرمایان برخوردار بودند هم اکنون این لایحه معیوب که تمام جنبههای حیات آنها را هدف گرفته است به آنها تحمیل نمیشد.
کوه خواهی در ادامه با اشاره به ادغام صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی، تصریح کرد: دست اندازی به بخش درمان تامین اجتماعی به صورت هدفمندی دنیال میشود و به نظر می رسد که این سیاست وضعیت درمان نیمی از جمعیت کشور را هدف گرفته است.
وی در پایان افزود: در مجموع نارضایتی کارگران به اندازهای است که ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی و لایحه اصلاح قانون کار را باید مکمل یکدیگر و یک هجمه سیستماتیک دانست.
ایلنا: در پی تعطیلی پروژه احداث خط ریلی شیراز کرمان، حدود نهصد کارگر بیکار شدند.
براساس اخبار دریافتی ایلنا، عدم تامین اعتبار مالی، پروژه احداث خط ریلی شیراز- کرمان را به تعطیلی کشاند.
از قرار معلوم، با تعطیلی این پروژه در هفته گذشته، ۹۰۰ کارگر شاغل در آن بیکار شدهاند. علاوه بر این ۸۰۰ نفر هم به طور غیرمستقیم در این پروژه شاغل بودهاند.
این پروژه پس از رشد ۶۰ درصدی، در هفته گذشته به علت کمبود بودجه تا مدت نامعلوم تعطیل شده است.
جواد زارعپور، مدیر عامل موسسه الهادی که مجری ساخت این پروژه است، ضمن تایید تعطیلی کامل خط ریلی شیراز – کرمان به یک رسانه محلی گفت: خط ریلی شیراز به کرمان در استان فارس ۲۰۰ کیلومتر طول دارد که در دو قطعه در حال ساخت بود.
وی با بیان اینکه موسسه الهادی بابت اجرای این خط ریلی طلب ۱۰۰ میلیارد تومانی از دولت دارد افزود: از سال ۹۱ که اجرای این خط ریلی آغاز شد بالغ بر ۱۴۵ میلیارد تومان برای آن هزینه شد که تنها ۴۵ میلیارد تومان از سوی دولت پرداخت گردید و مابقی از منابع داخلی این موسسه تامین شده است.
زارعپور با تاکید بر اینکه عدم پرداخت مطالبات، پروژه مذکور را به تعطیلی کشاند، افزود: از اول سال ۹۴ تا کنون هیچ پولی از سوی دولت برای این پروژه تخصیص نیافته است.
ایلنا: فرماندار شوش در جلسه شورای تامین این شهرستان برای حل مشکل کارکنان شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه اعلام کرد، مدیریت این شرکت موظف به پرداخت مطالبات کارکنان و بازنشستگان شده است
به گزارش ایلنا، در پی تجمع صنفی بازنشستگان شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه عصر دیروز (11 دی ماه) فرماندار شوش در جلسه شورای تامین این شهرستان برای حل مشکل کارکنان شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه اعلام کرد، مدیریت این شرکت موظف به پرداخت مطالبات کارکنان و بازنشستگان شده است.
«رضا نجاتی» در نشست شورای تأمین این شهرستان افزود: مدیر عامل این شرکت موظف شده تا نسبت به پرداخت حق سنوات بازنشستگان، پیمانکاران و نیز مطالبات کارگران نی بر و کارکنان سایر بخش های این شرکت در اسرع وقت اقدام کند.
وی با اشاره به اعتراض مکرر کارکنان و بازنشستگان این شرکت به دلیل پرداخت نشدن به موقع حقوق و مطالبات بیان کرد: طبق تصمیم شورای تامین شهرستان شوش شخص مدیر عامل این شرکت مکلف شد تا با پرداخت مطالبات بازنشستگان و کارکنان سایر بخش ها در اسرع وقت نسبت به حل مسایل و مشکلات جامعه کارگری این شرکت اقدام کند.
جمعی از بازنشستگان شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه روز شنبه برای چندمین بار در اعتراض به پرداخت نشدن حق سنوات خود دست به تجمع زدند.
کارگران نی بر ، پیمانکاران و نیز کارکنان سایر بخش های این شرکت به دلیل پرداخت نشدن به موقع حقوق و مطالبات خود بارها دست به تجمع اعتراض آمیز زدهاند.
یک فعال صنفی کارگران بازنشسته می گوید: روشن است که دولت با عدم پرداخت بدهیهای خود به سازمان تامین اجتماعی مرتکب خلاف شده و علاوه بر این قصد دارد سرمایههای کارگران را صرف پیشبرد طرح تحول سلامت کند.
علی دهقانیکیا، نایب رئیس کانون بازنشستگان شهرستان تهران در گفتگو با ایلنا با اشاره به تخلفات متعدد دولت در قبال سازمان تامین اجتماعی گفت: سرمایههای سازمان تامین اجتماعی از آن بیمه شدگان است اما ساختارمدیریتی آن به شدت ناکارآمد است؛ چرا که از سال ۸۲ مدیریت آن عملا دولتی شده و ۶ نفر از ۹ عضو هیات امنای آن توسط وزیر منصوب میشوند.
وی در ادامه به عدم پرداخت مطالبات سازمان اشاره کرد و گفت: دولت با عدم پرداخت بدهیهای خود مرتکب خلاف شده و این رفتار خلاف قانون فقط محدود به این دولت یا آن دولت نیست؛ بلکه همه دولتها در بیست سال گذشته سهم قابل توجهی در انباشت این بدهیها داشتهاند.
دهقانی کیا با بیان اینکه در این زمینه هیچ امیدی به دولت فعلی نداریم، ادامه داد: میزان بدهیها تا زمان دولت خاتمی، ۵۶۰۰ میلیارد تومان بود؛ در زمان احمدینژاد به ۶۳۰۰۰ میلیارد تومان رسید، حجم این بدهیها اکنون به ۱۲۰۰۰۰ میلیارد تومان رسیده که این رقم بسیار نگرانکننده است.
این فعال صنفی بازنشستگان با تاکید بر اینکه ما کارگران قرار نیست به دولت خدمات درمانی بدهیم تصریح کرد: نه تنها با طرح ادغام به شدت مخالفیم، بلکه اظهارات رئیس جمهور مبنی بر لزوم واریز کردن ۹/۲۷ سهم درمان حق بیمه کارگران به یک حساب خاص را غیرقانونی میدانیم؛ چرا که براساس همین اظهارات این حساب جداگانه قرار است بخشی از مخارج اجرای طرح تحول سلامت را تامین کند.
نایب رئیس کانون بازنشستگان شهرستان تهران در ادامه بحث به ناکارآمدی خدمات درمانی بیمه شدگان تامین اجتماعی اشاره کرد و گفت: تعریف دقیق درمان پایه و درمان تکمیلی یکی از خواستههای اصلی بازنشستگان تامین اجتماعی است؛ نه تنها بایستی سطح خدمات درمان پایه ارتقاء یابد، بلکه باید مرز دقیق درمان پایه و تکمیلی مشخص شود و علاوه بر آن، هزینههای بازنشستگان و بیمه شدگان در استفاده از درمان غیرمستقیم کاهش یابد.
وی در پایان اظهار داشت: دولت بهتر است به جای کیسه دوختن برای اموال کارگران و بازنشستگان، ابتدا بدهیهای خود را به سازمان تامین اجتماعی بپردازد و سپس، اجازه دهد که خود بیمه شدگان مدیریت اصلی این سازمان را در دست بگیرند.
کارگران بیکار شده فولاد زاگرس خواستار این هستند که زنجیره فولادی که قرار است در قروه کردستان ایجاد شود، در محل همان کارخانه قبلی و با بکارگیری کارگران بیکار شده راهاندازی شود.
تعدادی از کارگران بیکار شده فولاد زاگرس در قروه کردستان، در تماس با ایلنا از تصمیم مسئولان برای ایجاد زنجیره فولاد در کردستان ابراز نگرانی کردند.
این کارگران میگویند تصمیم به تاسیس یک کارخانه فولاد جدید در قروه نگرانکننده است؛ چرا که فولاد زاگرس و تاسیسات آن چند سال است که بلااستفاده مانده و ۴۰۰ کارگر متخصص آن بیکار هستند.
این کارگران با بیان اینکه بهتر است مسئولان به جای مکان یابی و ایجاد اشتغال در یک نقطه جدید، فکری به حال کارگرانی بکنند که با وجود تخصص، از بیمه بیکاری استفاده میکنند و تخصصشان بدون استفاده مانده است؛ گفتند: اگر قرار است چند سال طول بکشد تا تاسیسات جدید راهاندازی شود، چرا از ظرفیتهای بیکارمانده فولاد زاگرس استفاده نمیشود.
در همین رابطه، محمد دره رزمی، رئیس سازمان صنعت و معدن استان کردستان، به ایلنا گفت: تاسیس زنجیره فولاد در کردستان، تصمیم وزارت صنعت و معدن است و در سال ۹۳، مصوب شده است. ایجاد این زنجیره فولاد، فقط مربوط به قروه نیست، بلکه قرار است، در سقز، بیجار و قروه تاسیس شود.
دره رزمی در پاسخ به این پرسش که چرا فولاد زاگرس دوباره راهاندازی نمیشود؛ گفت: یکی از آلترناتیوها همین فولاد زاگرس است و احتمال دارد در قروه همین مجموعه را برای راهاندازی انتخاب کنیم.
رئیس سازمان صنعت و معدن در ارتباط با نگرانی کارگران بیکار شده فولاد زاگرس گفت: هیچ تعهدی به آن کارگران نداریم. این ۴۰۰ نفر با مجموعهای همکاری میکردند که مجموعه تعطیل شده و آنها تسویه حساب کردهاند؛ لذا تعهدی به استخدام مجدد آنها نداریم. البته استفاده از تجربه آنها میتواند مفید باشد.
گفتنی است، شرکت فولاد زاگرس به موجب مجمع فوق العادهای که در اسفند ماه ۹۲ توسط سهامداران عمده این شرکت شامل صندوق بازنشستگی کشوری، صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد و سازمان تامین اجتماعی برگزار شد، منحل اعلام شد.
یک کارشناس تامین اجتماعی میگوید؛ درآمدهای سهم درمان سازمان تامین اجتماعی در یک حساب مستقل نگهداری و مصارف مربوطه نیز از همان حساب مستقل تامین اعتبار میشود. وی در عین حال تاکید دارد، واریز درآمدهای ناشی از سهم درمان به حساب خزانهداری کل موجب اخلال در ارائه خدمات سازمان تامین اجتماعی میشود.
«عباس اورنگ» کارشناس تامین اجتماعی در گفتگو با ایلنا، اظهار داشت: درآمدهای سهم درمان سازمان تامین اجتماعی در یک حساب مستقل نگهداری و مصارف مربوطه نیز از همان حساب مستقل تامین اعتبار میشود.
تاکید اورنگ در زمینه وجود حساب مستقل برای نگهداری درآمدهای سهم درمان سازمان تامین اجتماعی به دستور حسن روحانی، رئیس جمهوری بازمیگررد. روحانی اخیرا دستوری مبنی بر تفکیک حساب حق بیمههای سهم درمان سازمان تامین اجتماعی صادر کرده است.
وی با اشاره به بازرسیهایی که از این حسابها صورت میگیرد، تصریح کرد: دراین خصوص نیز نهادهای نظارتی ازجمله دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور و حتی خزانهداری کل نیز میتوانند به صورت سه ماهه، شش ماهه و یا سالیانه نسبت به بررسی درآمدها و مصارف مذکور اعمال نظارت حاکمیتی نمایند.
اورنگ افزود: اگر منظور رئیس جمهور از صدور این دستور واریز درآمدهای ناشی از سهم درمان به حساب خزانهداری کل است، باید یادآور شد که این موضوع نه تنها منطبق با قوانین موضوعه نیست، بلکه موجب اخلال در ارائه خدمات سازمان تامین اجتماعی میشود.
این کارشناس تامین اجتماعی با اشاره به استقلال مالی و اداری سازمان تامین اجتماعی به عنوان یک نهاد عمومی غیردولتی، تصریح کرد: در این صورت واریز درآمدهای سازمان تامین اجتماعی به حساب خزانهداری کل و مصارف درآمدها با مجوز خزانهداری کل منطبق با قوانین جاری کشور نیست.
اورنگ با بیان اینکه مطابق با مقاوله نامههای بین المللی سازمان جهانی کار و اتحادیه جهانی تامین اجتماعی استقلال مالی و اداری نهادهای متولی بیمههای اجتماعی و درمانی، یک اصل و ضرورت است، تصریح کرد: هرگونه اختلال در این عرصه، ساختار سیاسی و امنیتی کشورها را دستخوش خطرات جبران ناپذیری میکند.
وی در ادامه با اشاره به روند هزینهکرد ۹ سیام، از حق بیمه بیمه شدگان در بخش درمان سازمان تامین اجتماعی تصریح کرد: در صورت عدم وصول در شرایط جاری به دلیل حساسیت موضوع، سازمان تامین اجتماعی کسری مربوطه را از سایر درآمدهای خود تامین اعتبار مینماید.
اورنگ با یادآوری اینکه هرگونه تغییر در ساختار درمانی موجب بروز مشکلات عدیده برای بیمهشدگان و مستمریبگیران خواهد شد، افزود: در صورت نگهداشت حساب نزد خزانه به دلیل عدم وصول کل مطالبات و عدم پرداخت حق بیمههای سهم دولت (به عنوان بزرگترین بدهکار) به سازمان تامین اجتماعی حساب مذکور با کسری شدید مواجه خواهد شد.
این کارشناس تامین اجتماعی در پایان هرگونه تصمیمگیری شتابزده در این خصوص را خطرناک توصیف کرد و افزود: این تصمیم دولت را با چالشهای اجتماعی مواجه خواهد ساخت و انتخابات ۱۳۹۶ را تحت شعاع قرار دهد و قطعا به عنوان یکی از حامیان و علاقه مندن به دولت این تصمیم را به مصلحت نمیدانم.
اطلاعیه کانون صنفی معلمان استان تهران
به نام خداوند جان و خرد
هیأت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران ضمن تشکر از همکارانی که پیگیر اقدامات انجام شده در کانون پس از برگزاری مجمع عمومی بوده اند؛ اعلام می دارد این مجموعه طی جلسات متعدد، هیأت رئیسه و مسئولان کمیته های مختلف خود را انتخاب نمود. در حال حاضر نیز در جلسات هفتگی در حال تدوین و تصویب برنامه ی کمیته های مختلفی است که مطابق با چارت تشکیلاتی مصوب،تشکیل شده اند. برنامه های این کمیته ها نیز بتدریج و پس از تصویب در هیأت مدیره توسط مسئولان هر کمیته اعلام خواهد شد. لازم است به اطلاع همکاران برسانیم تقسیم کار و مسئولیت ها در دوره ی جدید فعالیت، به شرح زیر می باشد:
هیأت مدیره ضمن قدردانی از اقدامات آقایان علی اکبر باغانی و اسماعیل عبدی به عنوان دو دبیرکل دوران دشوارکانون، پس از اعلام ایشان مبنی بر این که داوطلب قبول هیچ سمتی در هیأت مدیره نیستند، اقدام به برگزاری انتخابات داخلی نمود که طی آن مسئولان هر قسمت به شرح زیر انتخاب شدند:
هیأت رئیسه شامل دبیر کانون: محمد فلاحی، نایب رئیس: مسعود زینال زاده، خزانه دار: پروین سلیمی
سخنگوی کانون: محمود بهشتی
مسئول دبیرخانه: محمد شیورانی
مسئول کمیته روابط عمومی: محمود ایمان زاده
مسئول کمیته تشکیلات: محمد حبیبی
مسئول کمیته آموزش و پژوهش: یاسر ریگی
مسئول کمیته بازنشستگان: ولی میرزا سیدی
مسئول کمیته زنان: صدیقه پاک ضمیر
مسئول کمیته حقوقی: پروین سلیمی
مسئول کمیته انضباطی: مسعود زینال زاده
مسئول کمیته طرح و برنامه: محمد فلاحی
هیأت مدیره ضمن تلاش برای بازگشت هرچه سریع تر دو تن عضو ارشد به جمع خود، به تمامی همکاران اعلام می نماید، کانون صنفی نیازمند همفکری و همراهی تمامی آنان در قالب عضویت در کانون و کمیته های آن می باشد. بی تردید پیگیری و تحقق اهداف اعلام شده در اساسنامه، حضور فعال همه ی اعضا اعم از شاغل و بازنشسته را می طلبد.
کانون صنفی معلمان استان تهران
دی ماه 1395
-------------------
مرگ میلیون ها عروس دریایی در جاسک
سواحل شهر جاسک و روستاهای اطراف، شاهد میلیون ها قطعه عروس دریایی است که اکنون بوی تعفن ناشی از مرگ آنها موجب ناراحتی بومیان و حتی صیادان شده است
-------------------
طلاق و گرایش به زندگی مجردی در میان زنان ایرانی در سالهای گذشته افزایش یافته است. به گفته جامعهشناسان آشنایی بیشتر زنان با حقوق خود و تنندادن به زندگی اجباری یکی از دلایل عمده این اتفاق است. با این وجود همچنان آمارها از افزایش سطح نابرابریِ مشارکت اقتصادی زنان خبر میدهند.
---------------------
در عکسهایی که در شبکههای اجتماعی دست به دست شده، عدهای با شعارنویسی در خیابانها خواستار آزادی آرش صادقی و همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی شدهاند.
-----------------------
میکروبها
اگر یک لیوان آب رودخانه را برداریم و به آن نگاه کنیم آب مانند هوا پاک و خالص به نظر میرسد. اگر قطرهای از این آب را به وسیله میکروسکوپ نگاه کنیم، موجودات بسیار ریزی در آن خواهیم دید. در این قطره آب این موجودات ریز از همه طرف به اینور و آنور میروند. یکی مانند توپ، دیگری مانند تخم مرغ، سومی مانند لوله، چهارمی مانند لوله خمیده، میباشند. بعضی از آنها دارای مژک و تاژک هستند. کار آنها تغییر مکان است.
اینها کوچکترین موجودات زنده روی زمین هستند مانند آمیب، که پیکر آنها از یک سلول ساخته شده است. به این جانداران میکروسکپی، میکروب میگوییم.
میکروبها برای زنده ماندن به غذا، دمای مناسب، رطوبت و جای مناسب احتیاج دارند. بسیاری از آنها بیزیانند، بسیاری مفید و عدهای بیماری تولید میکنند. مثلا" در لوله گوارش انسان دو نوع آمیب وجود دارد که یکی بیآزار و دیگری تولید بیماری( اسهال) میکند.
همچنین بیماری مالاریا که عامل آن پلاسمود است که در گلبولهای قرمز خون نفوذ میکند و در آنجا تغذیه کرده و گلبولهای قرمز را خراب میکند. یعنی درون آن نمو میکند و تکثیر مییابد. گلبول پاره شده پلاسمودهای جدید آزاد میشوند و در گلبولهای قرمز سالم نفوذ میکنند. با ادامه این عمل، انسان تب و لرز میگیرد. ناقل این بیماری پشهای است به نام آنوفل. وقتی که پشه آنوفل ناقل بیماری، روی بدن شخص سالم مینشیند و خرطومش را در پوست وارد میکند از بزاق پشه، پلاسمود به خون شخص سالم وارد میشود.
میکروب دیگری به نام تریپانوزوم وجود دارد که بوسیله پشهای به نام تسه تسه انتشار مییابد. وقتی که این پشه میکروب را وارد خون انسان میکند، موجب تب و لرز میشود. مغز به خواب میرود و انسان به بیماری خواب دچار میگردد. بیمار سست و بیحرکت میشود. تمام اوقات میخوابد.( حتی تا یک هفته) فقط برای خوردن و آشامیدن از خواب بیدار میشود. این حالت ماهها ادامه مییابد و در بعضی مواقع سه سال طول میکشد. میل بیمار به خواب شدیدتر میگردد و خوابش عمیق میشود تا اینکه دیگر از خواب بیدار نمیشود.
از قارچها، اگر کپک روی دیوارها، نان مرطوب، میوهجات مانده، سیب زمینی، را زیر میکروسکپ نگاه کنیم، بافتی از رشتههای نازک خواهیم دید. در آنها رشتههایی بطور عمودی قرار دارند که میسیلیوم نام دارند. در انتهای بعضی از این میلهها برجستگی گردی دیده میشود. داخل این برجستگیها تعداد زیادی هاگ وجود دارد که هر یک بعد از نمو، قارچ جدیدی را بوجود میآورند.
این کپکها از کجا آمدهاند؟ در هوا مقدار زیادی هاگ وجود دارد. دانههای هاگ بوسیله باد روی قطعه نان مرطوب یا دیوار مرطوب میافتند، نمو میکنند و قارچهای جدیدی تشکیل میدهند. بعضی از قارچها مفیدند. مانند قارچهای تخمیری که در صنعت الکل سازی کاربرد دارند. و بعضی از آنها باعث ورآمدن خمیر، تبدیل شیر به ماست و پنیر، میشوند.
برخی از انواع قارچها بطور انگل روی گیاهان زندگی میکنند. روی ساقه، ریشه، جوانههای تازه، گلها، میوهها بصورت انگل زندگی میکنند. بسیاری از قارچها زیانآور هستند. نوعی قارچ آفت وجود دارد که موجب بد شکلی گلابی و سیب می گردد. روی این میوهها جسم تیرهرنگی مانند مخمل پوشیده میشود. این بیماری "کچلی" گلابی یا سیب نامیده میشود.
نوع دیگر قارچ سیبزمینی است که به قسمتهای عمقی گیاه نفوذ میکند. در برگ، جوانههای تازه، غدههای سیبزمینی، نفوذ میکند و اندام مکنده بوجود میآورد، که دیواره سلولها را تخریب و شیره آنها را میمکند.
کپک مو روی غوره و سیاهک گندم( علت سیاهی وجود مقدار زیادی هاگهای سیاه رنگ قارچ سیاهک روی سنبلهها، خوشهها، برگها و ساقههای غلات است) و زنگ گندم بطور کلی نمونههایی از قارچهای آفت میباشند.
بسیاری دیگر از قارچها وجود دارند که زندگی انگلی دارند. این قارچها قادر نیستند مانند گیاهان سبز غذای خودشان را تهیه کنند. به این دلیل انگل موجودات زنده می شوند. تمام قارچها از دو راه زندگی میکنند، دستهای از آنها انگل هستند و غذای خود را از پیکر گیاهان و جانوران مختلف بدست میآورند. دستهای دیگر از فساد بقایای موجودات زنده( جانوران و گیاهان ) تغذیه میکنند که آنها را کودرست یا ساپروفیت مینامند.
--------------------
شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بد بختی های اجتماعی در همه جای دنیا نتیجه مستقیم بی توجهی به " سیاست " است.
برتولت برشت
------------
بازیکنان لیگ برتری در آماری که ابتدای فصل از آنها گرفته شده اقرار کردهاند که ۷۵ درصد بازیکنان سیگار میکشند.
-----------
رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس گفت:
یکی از متخلفین پرونده تخلف اقتصادی در فرودگاههای کشور دستگیر شد.
----------------------
دهها هزار نفر در شرق کشور فاقد شناسنامه هستند
نماینده مردم تربت جام در مجلس با بیان اینکه دهها هزار نفر در شرق کشور فاقد شناسنامه هستند.
بسیاری از خانوادههای فقیر در لیست یارانهبگیران ثبت نشدهاند و دو سال است که از دریافت یارانه در شرق کشور محروم هستند
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: گورخوابی پرویز، محصولی فردی-اجتماعی است که ترکیبی از گزینشهای فردی و عوامل ساختاری نظیر تمایل به مصرف مواد مخدر یا فرایندهای که منجر به تضعیف حمایت اجتماعی- خانوادگی شده، آن را پدید آوردهاند.
به گزارش ایلنا، علی ربیعی در یادداشتی با عنوان «کالبد شکافی گورخوابی: مطالعه موردی پرویز» به بررسی این واقعه و بازدید مسئولان دولتی از قبرستان نصیرآباد شهریار پرداخته است.
متن یادداشت به این شرح است:
روزنامه شهروند با خبرنگاری دلسوز گزارشی درباره «گورخوابها» منتشر میکند. یک کارگردان سینمای ایران، نامهای خطاب به رئیسجمهور مینویسد و از فرایند منجر به پیدایش این وضعیت برای شماری از هموطنان خود شکوه میکند؛ در کنار این دغدغهها و در ساحتی دیگر شهردار پایتخت و برخی رسانهها از موضع ضدیت با سرمایهداری و ضرورت مقابله با فقر به دولت میتازد تا یک مساله اجتماعی انسانی را به یک منازعه سیاسی تقلیل دهد.
چیزی اما در میان این غوغا بر سر گورخوابی گم شده است: تلاش برای درک واقعیت و یافتن راههایی برای فراتر رفتن از آنچه همواره به صورتهای مختلف در گوشه و کنار جامعه بروز میکند.
من برای فراتر رفتن از بازار داغ ابراز احساسات، روز پنجشنبه ۹ دیماه ۱۳۹۵ شخصاً راهی نصیرآباد شدم تا گورخوابها را ملاقات کنم و در این میان شخصاً با پرویز (گورخوابی که این روزها تصویرش در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود) و تعدادی دیگر از گورخوابها به صحبت نشستم. مشاهداتم از پدیده گورخوابی و حاصل گفتوگوهایم با پرویز، اجازه میدهد تا بخشی از واقعیت گمشدهٔ این پدیده را آشکار کنم.
پرویز به گفته خودش فروشنده پیشین لوازم صوتی و تصویری با وضعیت مناسب اقتصادی بوده که ابتدا به صورت تفننی و برای لذت از تریاک استفاده میکرده است. پرویز سپس با طرد خانوادگی ناشی از اعتیاد مواجه میشود، همسرش طلاق میگیرد و فرزندان دیگر حاضر به پذیرش پدری نیستند که بر اثر اعتیاد ثروت خود را از دست داده است. بدین سان بیخانمانی و کارتن خوابی پرویز اغاز میشود.
پرویز دو بار در کمپهای ترک اعتیاد بستری شده اما به قول خودش تحمل درد ناشی از عدم مصرف مواد مخدر را نداشته و کمپ ترک اعتیاد را ترک گفته است، چرا که در کمپ دسترسی به مواد مخدر امکان پذیر نیست و البته پرویز خارج از کمپ تبدیل به ناقل مواد میشود و میتواند کسب درامدی برای مصرف روزانه خود نیز داشته باشد.
با توجه به اینکه فشار کنترل خرید و فروش مواد در تهران بیشتر و دست یافتن به مواد گرانتر است، گورستان برای پرویز دو مزیت عمده دارد: رفتن به حاشیه شهر تهران که مکان بهتری برای دسترسی به مواد است و کسب درآمد احتمالی از مسیر انتقال مواد.
این روایت مختصر از چهار بعد فرد، خانواده، جامعه و دولت، مساله را قابل تامل میکند. پرویز بیکار نبوده و از شدت فقر راهی گورستان نشده است، بلکه وی قربانی بیهنجاری جامعه و مسیر لذت جویی از طریق مواد و طرد اجتماعی است. نظام سیاستگذاری را میتوان برای گسترش گرایش به مواد مخدر نقد کرد، اما هر آسیب اجتماعی، دارای سطحی از تأثیرگذاری عوامل فردی نیز هست. پرویز به اجبار معتاد یا رانده نشده، بلکه قربانی اقدام خویش در جامعهای که در ان رها شده نیز هست. شاید لذت مصرف برای فراموشی دردها و خاطرات گذشته در بهبهود نسبی عامل دیگری هم بوده باشد.
پرویز همچنین قربانی عدم حمایت خانوادگی است. خانواده به هر دلیل از وی حمایت نکرده است و در مقطعی وی به دلیل احتمال آسیب رساندن به منابع خانواده، طرد شده است. اگرچه نقد سیاستگذار و دولت در این عرصه نیز امکانپذیر است اما این واقعیت کتمانپذیر نیست که خانواده نیز کارکردهای حمایت اجتماعی گذشته خود را از دست داده است. کارکرد حمایت اجتماعی خانواده دیگر بدرستی عمل نمیکند. با تجریبات مطالعاتیام بر این باورم که خانواده نقش بیبدیلی در احیای انسانها دارد و مسئولیت اجتماعی در جامعه باید با اتکا به عمومیت یافتن ارزشهایی نظیر اعتماد و حمایت اجتماعی گسترش یابد. خانواده آغوش گرم و پشتیبانی با مهر برای فرد آسیب دیده نیست. همسر براحتی طلاق میگیرد و فرزند براحتی طرد میکند.
مشاهده میکنیم که گورخوابی پرویز، محصولی فردی-اجتماعی است که ترکیبی از گزینشهای فردی و عوامل ساختاری نظیر تمایل به مصرف مواد مخدر یا فرایندهای که منجر به تضعیف حمایت اجتماعی- خانوادگی شده، آن را پدید آوردهاند.
پدیده گورخوابی بخشی از فرایند اجتماعی- اقتصادی حاشیهنشینی نیز هست. مطالعات نشان میدهد که سه موج حاشیهنشینی را میتوان در شهری نظیر تهران متمایز کرد. موج اول حاشیه، ناشی از مدرنیزاسیون و تأسیس کارخانجات در تهران و در دسترس بودن زمین ارزان یا مجانی برای سکونت کارگران کارخانههای اولیه در ایران است. اینها حاشیهنشینهای ناشی از صنعتیشدن اولیه هستند. کارخانجات در اطراف منطقه غربی و شرقی راهآهن (افسریه، خاوران و جوادیه، خزانه) همین موج را تقویت کردهاند. موج دوم حاشیهنشینی از دهه چهل به بعد در اطراف جاده قدیم و مخصوص کرج و توأم با صنعتیشدن و مهاجرت کشاورزان از روستاها به تهران شکل گرفته است. موج سوم اما حاصل تبدیل شدن روستاهای اطراف شهرها به حاشیه شهری است، یعنی روستاهای موجود، حاشیه میشوند و غالباً کیفیت زندگی آنها سقوط میکند. محل جدید زندگی پرویز محصول موج سوم است.
موج سوم حاشیهنشین شدن پیآمدهای مهمتری دارد. روستا در موج سوم، بدلیل نبود کشاورزی دیگر مکانی اقتصادی نیست، فرایندهای مربوط به سبک زندگی تغییر کرده است. بیکاری و تغییر سبک زندگی سبب میشود همه مصائب شهر و از جمله آسیبهای اجتماعی آن بر سر روستا خراب میشوند. این گونه حاشیه، بر خلاف حاشیه موج اول، حاصل پیوند خوردن موقعیت حاشیهای به شهر، و از دست رفتن کل ویژگیهای مثبت شهری نشدن روستا است. پرویز و سکونتگاهی که در آن زندگی میکند مدلی از حاشیهنشینی است که گویی هنوز ابعاد مهم آن شناخته نشده است.
من معتقدم حاشیه به نوعی نیز ناشی از خلاقیت و توانمندی کسانی است که گویی از دولت ناامید شدهاند و چون دولت قادر به ساماندهی ایشان نیست، خودشان دست به کار میشوند. دولتها تا مدتها حاشیه را به رسمیت نمیشناسند و به طرق مختلف با آن مقابله میکنند، اما در انتها با تاخری طولانی (که حاشیه و مناسبات فرهنگی و اجتماعی آن کاملا شکل گرفته و دیگر امکان بازسازی و شکل دهی مطلوب وجود ندارد) حاشیه به رسمیت پذیرفته میشود و ارائه خدمات شهری (نظیر آب، برق و...) به آنها شروع میشود. واقعیت مهم در سیاست گذاری حاشیه نشینی مداخله به موقع دولت است.
مطالعه همین منطقه نصیراباد نشان میدهد وقتی دولت در چند کیلومتر دورتر در شهرک اندیشه با ارائه طرحهای کارشناسیشده مداخله به هنگام داشته؛ یک مکان کاملا قابل قبول پدید امده است. تفاوت کیفیت ساختوسازها و زندگی در شهرکهایی نظیر اندیشه و جاهایی نظیر نصیرآباد، نشان میدهد که مداخله دولتها تا چه اندازه میتواند مهم باشد. مداخله دیرهنگام دولتها برای تنظیمگری، قواعدگذاری و مبارزه با متخلفان، برای ساماندهی حاشیه، سبب ناکارامدی مداخلات و ایجاد مشکل در اداره انها میشود. بدین سان با نگاهی به نقش پدیدههای پیش گفته، سیاست گذاران، نخبگان و کنشگران اجتماعی باید ماهیت متفاوت موجهای سهگانه حاشیهنشینی را درک کنند و برای بهبود وضعیت آن برنامه منسجم داشته باشند.
مورد پرویز که با گزارش یک روزنامه به موضوع مهمی در سیاست رفاهی و اجتماعی کشور بدل شد، البته که میتوانست به گونه دیگری نیز دنبال شود. مواجهه منتقدانه با مسائل ضروری است، اما کنشگری ساحت دیگری است و مستلزم مشارکت شهروندی منتقدانه و فعال توأم با یکدیگر است. نقش جامعه در کلان آن در پدیده پرویز قابل تببین است. جامعهای که نسبت به رخدادها نوعی بیاعتنایی دارد، جامعهای که در مواجه با حوادث تلخ فقط به عکس برداری میپردازد (چندی پیش از تهیه فیلم خودسوزی که در فضای مجازی میچرخید برای فیلم بردار بیدغدغهای که به جای مداخله فقط به تصویر برداری مشغول بود متاسفم بودم)، جامعهای که فردگرایی منفی در آن اجازه مشارکت در حل مسائل اجتماعی را از انسانها گرفته است، نمیتواند نقشی در وقوع پدیدههایی از این دست نداشته باشد. به عبارتی بخشی دیگر از پرویزشناسی مربوط به اتفاقات مهمی است که در عرصه اجتماعی و تغییرات در نهادها و ارزشهای آن رخ داده است.
نکته آخر اینکه در بررسی پدیدههایی نظیر پرویز هم روانشناسی فردی، هم تغییرات خانواده، هم مسئولیت جامعه و هم عملکرد و سیاست گذاری دولت تاثیر گذار هستند و بدون در نظر گرفتن توامان این چهار گروه؛ تحلیل و واکاوی این پدیده امکان پذیر نیست. برای مواجهه با این پدیده نیز ایجاد زمینهها برای همراهی و نقش آفرینی ابعاد چهارگانه فوق ضروری است. انسانهای توانمند و امیدوار، خانواده پشتیبان، جامعه پویا و سیاست گذاری صحیح مسیری است که باید پیمود.
مصاحبه مجله همشهری 24 با استاد
تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۰
خیلیها شما را متهم میکنند که به جای یک نقد صریح و تند گاهی اوقات به بیادبی متوسل میشوید. چه تفاوتی بین بیادبی و نقد تند در نظر شما وجود دارد؟
به نظر من نقد تند و کند نداریم. نقد، نقد است. نسیه نیست. نقد یعنی نظر یک منتقد نسبت به اثری که دیده است. قطعا هر نقدی که میکنم سلیقه شخصیام است و سلیقه هم جزئی از نقد است. لحنی هم که به کار میبرم بخشی از نقد من است و علاقهای هم ندارم که آن را تغییر دهم. بیادبی و با ادبی به این معنی که بعضی از دوستان میگویند را نمیفهمم. بعضی از واژهها که به نظر بعضیها که ادعای ادب میکنند ولی یک ادب قلابی و کاذب دارند را هم قبول ندارم. افرادی که روی بعضی حرفهای من برچسب بیادبی میزنند خودشان بدترین بیادبیها را در کارهایشان به کار میبرند. مثلا در همین فیلم جرم که حرف من در موردش جنجال بیمورد درست کرد، بدترین الفاظ و فحش کوچه بازاری به کار گرفته شده و هیچ کس هم صدایش در نیامد. این بیادبی نبود. فقط شاید استفاده از این واژه در تلویزیون و از یک برنامه زنده مناسب نبود.
پس شما قبول دارید که به کار بردن این لفظ در تلویزیون و در برابر مردمی که در عرف آنها این کلمه کاملا مفهوم بدی دارد اشتباه بوده است؟
نه بحث اشتباه بودن نیست. چون این کلمه ممکن است در تلویزیون ما و از زبان وعاظ گوناگونی بیان شود و به هیچ کس هم بر نخورد، چون بحث فقهی قضیه را مطرح میکنند. من با به کار بردن این لفظ قصد توهین نداشتم و جالب است کسانی شروع به جنجالسازی کردند که از قبل هم با من و با نقد مسئله داشتند.
خیلی وقتها احساس میشود که شما قبل از اینکه برنامه هفت شروع شود با قصد تخریب یک فیلم و کارگردان آن وارد برنامه میشوید و اصلا دوست دارید که به هر قیمتی مخالف باشید.
قطعا من با فیلم بد مخالفت میکنم و به هیچ عنوان شوخی هم ندارم. فیلم بد از قبل خودش را تخریب کرده و من وظیفه دارم این تخریب را کامل کنم. وقتی فیلمی بد ساخته شده و توهین به شعور و سلیقه و زیبایی شناسی مخاطب است چرا من باید به آن لبخند بزنم؟ باید به شدت فیلمهای مستهجن تخریب شوند تا شاید کمتر شاهد ساخته شدن این گونه فیلمها در سینما باشیم.
ولی گاهی مشاهده میشود که موضع شما نسبت به بعضی فیلمها تبعیض آمیز است. یعنی در برابر بعضی فیلمها با کارگردانهایی خاص خیلی نرمتر برخورد میکنید. به همین دلیل نقدها گاهی بوی شخصی شدن میگیرد.
من در سینمای ایران همیشه به فیلم کار دارم نه به صاحب فیلم. هنوز ما به سینمایی نرسیدیم که بتوان از آثار به صاحبان اثر برسیم. در این مورد هم که شما میگویید به سه موردی که میدانم منظور شماست اشاره میکنم. در مورد اخراجیها 3 و مسعود ده نمکی هر آن چیزی که لازم بود بگویم را در برنامه هفت عنوان کردم با اینکه لحنم لحن همیشگی مسعود فراستی نبود. به نظرم اخراجیها 3 فیلم خوبی نیست. ده نمکی قبل از این فیلم دو فیلم قابل تحمل دارد ولی این فیلم اصلا در حد و اندازههای اخراجیها 1و 2 نبود. این دقیقا همان نظری است که در مورد مجید مجیدی دارم. معتقدم که بچههای آسمان فیلم بسیار خوبی است و این فیلمهای آخر فیلمهای خیلی بدی هستند. خوبی و بدی اثر است که لحن من را مشخص میکند و...
اما این حرفی که میزنید با حرف قبلی شما متناقض است. اگر اخراجیها 3 فیلم بدی است پس چرا این قدر نرمتر از بقیه با آن برخورد کردید؟
در اخراجیها 3 مجموعه اتفاقات فرهنگی و سیاسی جامعه تا حدودی بر لحن من اثر گذاشت. خارج از متن فیلم حاشیههای فراوانی وجود داشت. خیلیها این فیلم را بایکوت کردند و خیلیها دست به تحریم فیلم زدند. بدون اینکه ملاحظهای برای این فیلم بکنم. فقط لحن کمی تعدیل شد.
خب اصلا چرا این اتفاق باید بیفتد وقتی شما داعیه بیتعارفی با هر فیلم و اثری را دارید؟
برنامه هفت زنده است و ممکن بود هر حرفی که در مورد این فیلم زده میشد به سرعت جنبه سیاسی پیدا میکرد. من با این کارم سعی کردم که حساسیتهای بیرون از متن فیلم را وارد مباحث سینمایی نکنم. من نمیتوانم ادعا کنم که بدون توجه به حساسیتهای سیاسی و فرهنگی و التهابهای جامعه میتوانم رفتار کنم. این مسئله فقط در مورد من صدق نمیکند. خیلی از مواقع وجود یکسری شرایط خاص باعث میشود که هر آدمی نخواهد خودش را وارد مسائلی کند که به حیطه کاریاش مربوط نمیشود. در فیلم نفوذی هم تقسیم وقت به درستی تقسیم نشد. و من به خوبی فرصت نداشتم حرف هایم را بزنم و متاسفانه با اینکه معتقد بودم با فیلم بسیار بدی مواجه هستم ولی نتوانستم با آن وضعیت (که شامل خیلی مسائل میشد) به مخاطب بگویم این فیلم که داعیه جانبداری از دفاع مقدس را هم دارد که اصلا اینگونه نیست فیلم بسیار بدی است. مورد سوم هم فیلم ملک سلیمان بود. من در جشنواره فیلم فجر دو سال پیش که فیلم اکران شد نقد تندی برای این فیلم نوشتم ولی در لحن تلویزیونیام بسیار مودبانه برخورد کردم. معنی این قضیه این نیست که من رعایت صاحب فیلم را میکنم بلکه این مسئله حاصل مسائلی است که در جامعه وجود دارد و من با درک این فشارها باید بتوانم فیلم را در برنامه زنده هفت به صورتی نقد کنم که بعدها هم برنامه بتواند کارش را انجام دهد. اما من حرف اساسی خودم را در مورد اینگونه فیلمها میزنم ولی با لحنی که لحن واقعی خود من نیست.
پس شما با یک دید شخصی مبنی بر اینکه نقد صریح یک فیلم ممکن است با شرایط جامعه همخوانی نداشته باشد لحن خود را تغییر میدهید؟
بله. سعی میکنم لحنم را کنترل کنم و خیلی راحت و رک به قضیه نپردازم. ببینید سازش روی اصول نباید انجام شود. برای سازش نکردن روی اصول باید یاد بگیریم در صورت لزوم روی فروع سازش کنیم. کسی که این را نفهمد حتما روی اصول سازش میکند.
بازخوردهای مردم از دیدن یک فیلم تا چه حد بر نقدی که میکنید تاثیر گذار است؟
سعی کردهام در نقدهایم هم موضع مخاطب عمومی سینمای ایران باشم و این مسئله دغدغه است. اما به جز موارد خاصی که متاسفانه از دستم در رفته است خیلی جاها موضع مخاطب عام را فرموله میکنم و سعی میکنم که در کنارش مخاطب خاص را هم در نظر بگیرم. ضمن اینکه خیلی جاها به دلیل محدودیتهای زمانی و سایر مسائل که قبلا گفتم نظر من در حد اعلام موضع گفته شده و نتوانستهام موضع خودم را کامل و شفاف بیان کنم ولی در هر صورت چه در زمانی که اعلام موضع میکنم و چه در زمانی که حرفم را کامل میزنم بازخوردهای مردم در نوع نقد من تاثیر گذار است.
به نظر خودتان نقدی که شما انجام میدهید چه فرقی با دیگر منتقدان سینمایی دارد؟
اکثر منقدان ما خیلی با فیلمها تعارف دارند و نظر خود را در مورد یک فیلم شفاف بیان نمیکنند. اگر یک فیلم بد است خب با دلایل درست آن را نقد کنید. تعارف و ملاحظه کاری یا به اصطلاح یکی به نعل زدن یکی به میخ عادت من نیست. اصلا شخصیتم اجازه چنین کاری را به من نمیدهد. در ضمن روابط عمومی هیچ فیلمی نبودهام و نخواهم بود.
انتقاد مهمی که به شما وارد میشود این است که شما روی فیلمی که نقد میکنید تسلط ندارید یاخیلی از صحنههای فیلم را ندیده اید. حتی گاهی گفته میشود که شما در بعضی از این فیلمهای کمدی اصلا فیلم را نمیبینید. در حالی که یک منتقد برای نقد یک فیلم حداقل باید دو یا سه بار آن را ببیند.
به نظرم فیلمهای ایرانی در حد و اندازهای نیستند که با یک بار دیدن نتوانیم همه آن چیزی که قرار است در نقد باشد را بگوییم. من خیلی اوقات 10 دقیقه از یک فیلم گذشته و من آن را میبینم ولی هیچ چیز مهمی از دست ندادهام. فیلمهایی که به راحتی و با چند دقیقه دیدن دقیقا میشود فهمید که کل ماجرا و داستان تا به انتها چیست. مطمئن باشید اگر قرار نبود که در یک برنامه زنده تلویزیونی این فیلمها را نقد کنم قطعا نمیتوانستم دیدن هیچ کدام از آنها را تحمل کنم. مثلا فیلم خانم میلانی غیرقابل تحمل بود ولی من نشستم و یک ساعت و نیم فیلم را دیدم. فیلمی که نه افت و خیز دارد، نه درامی در آن شکل میگیرد و نه شخصیت پردازی درستی دارد. دیدن پنج دقیقه ابتدایی این فیلم برای من کافی بود ولی متاسفانه باز هم تحمل کردم و تا انتهای فیلم را دیدم. البته این مسئله را رد نمیکنم من بارها شده که سه دقیقه از یک فیلم را دیدهام و از سینما بیرون آمدهام و بعد هم گفتهام که فیلم بدی است. اما این مسئله در مورد فیلمهایی که قرار است در برنامه هفت نقد شوند صدق نمیکند. من بدترین فیلمهایی که یک منتقد میتواند در زندگیاش ببیند را به خاطر برنامه هفت تا آخر دیده ام. بعضی را هم که کامل ندیده ام، در جشنواره اصلا نقد نکرده ام.
برنامه هفت تنها برنامه نقد جدی فیلمهای سینمای ایران در تلویزیون است و شما خواسته یا ناخواسته به جایگاهی در تلویزیون رسیده اید که ممکن است نظر شما در خوب یا بد بودن یک فیلم بر تعداد مخاطب آن تاثیر بگذارد. با توجه به اینکه ما کلا 50 تا 60 فیلم در سینماها اکران میکنیم. این نقدهای تند شما ممکن است تاثیر منفی بر سینما رفتن مردم بگذارد. فکر نمیکنید این مسئله برای سینما خوب نیست؟
سوال بسیار خوبی است. این دغدغه دست اندرکاران برنامه هفت هم هست. به عنوان یک مخاطب جدی سینما یا منتقد خیلی خوشحالم که نظرم ممکن است حتی ذرهای بر فروش یک فیلم اثر گذار باشد. دست اندرکاران فیلم طلا و مس معتقدند که بعد از نقد من فروش فیلمشان تا حدودی افزایش پیدا کرده است و این برای من امتیاز بزرگی است. خب این خیلی خوب است که یک منتقد بتواند فروش یک فیلم خوب را بیشتر کند و صورت دیگر قضیه هم به همین صورت است. اگر نقد تند من برای یکسری فیلم مستهجن و مبتذل مثل همین بهاصطلاح کمدیهای بیارزش مخاطبان آن را کمتر میکند باز هم یک اتفاق بسیار خوب برای سینمای ایران است.
اگر مردم با یک نقد تند به دیدن فیلمهای بیهویت، توهین آمیز و ضد سینما نروند نشانگر این است که آرام آرام سطح شعور مخاطبان ما در حال افزایش است و در این حالت مطمئنا دیگر کسی نمیتواند هر آشغالی را به خورد مردم بدهد. خوشحالم که برنامه هفت توانسته تا حدی مرگ این فیلمهای مبتذل و شبه سینمایی را جلو بیندازد. کسانی که یک فیلم به اصطلاح کمدی را در 19 روز جمع میکنند و کنار شانههای تخم مرغ به مردم میدهند باید سطح خود را بالا ببرند وگرنه به زودی به بن بست بسیار بدی میخورند. این بن بست به نفع سینمای ایران است.
برای مخاطبان عام ایرانی معمولا کسانی که از موضع مخالفت در مسائل مختلف وارد میشوند خیلی جذاب ترند و دقت بیشتری هم به حرفهای چنین شخصیتهایی میکنند. گاهی احساس میشود شما دوست دارید با نقدهای تند و بیپروا و یکسری حرکتهایی که شبیه شومنهای تلویزیونی است نظر مخاطب عام را به خود جلب کنید.
در این زمینه که چقدر از حرفها و حرکات من شومنی است و چقدر واقعی، دفاع خاصی ندارم. اما برای کسانی که این مسئله دغدغه آنهاست پیشنهاد میکنم که بروند و نقدهای من در دهه شصت و هفتاد را بخوانند. رد پای مدل نقدهای امروز من در آن سالها به خوبی دیده میشود. حتی در خیلی از مواقع من بسیار تندتر از امروز بوده ام. نقدهایم در مورد مخملباف، کیارستمی، کیمیایی، هامون و حتی فیلم مادر علی حاتمی در آن سالها را بخوانید، آن نقدها خیلی تندند. لحن من هم جزیی از شخصیت من است. خارج از برنامه هفت، در خانه، پیش دوستانم و حتی در کلاس هایم هم همین هستم. هیچ وقت دوست نداشتم ژستی را بگیرم که مال خودم نیست یا حرفی را بزنم که به آن اعتقاد ندارم. ادای کسی را درنمی آورم و تمام آن چیزی که شما در صفحه تلویزیون میبینید حس واقعی و در لحظه من است.
شما معتقدید که حس و حرف هایتان در هفت حس همان لحظه است. برنامه هفت هم برنامه زندهای است که فقط همان حس لحظه شما را بدون هیچ کم و زیادی منتقل میکند. فکر نمیکنید بعضی مواقع با توجه به همان حس لحظهای حرف اشتباهی زده اید یا موضع اشتباهی در مورد یک فیلم گرفته اید؟
من تا این لحظه از هیچ کدام از نقدهایم پشیمان نیستم و معتقدم حتی به کار بردن تندترین کلمات و جملات که قبلا هم به آنها اشاره کردهام هیچ اشتباهی نکردهام که الان بخواهم از آن پشیمان باشم. تنها چیزی که از ان پشیمانم این است که در دو سه مورد متاسفانه مجبور شدم ملاحظه کاری کتم که دلایل آن را هم توضیح دادم.
فکر میکنید دلیل اینکه خیلی از منتقدان سینما موضع منفی به رویه شما گرفتهاند چیست؟
فکر میکنم مسئله روشن است. بگذریم. البته بعضی از منتقدینی که از دوستان خوب من هستند فقط در زمینه بعضی موضع گیری هایم با من اختلاف نظر دارند و این طبیعی است ولی در مورد بقیه برخوردهایی که میبینم بدون شک اساسش چیز دیگری است. چون من دارم کارم را بهدرستی انجام میدهم و خوب نقد میکنم.
به چه دلیل اینقدر مطمئن هستید که خوب نقد میکنید؟
چون به خودم اعتماد دارم. از سواد لازم برای کاری که انجام میدهم برخوردارم. بیشتر از خیلیها نسبت به سینمای کشورم دلسوزم و از همه مهمتر قدرت و جسارت بیان نقدهایم را دارم و پای آنها میایستم.
به نظر شما اگر برنامه هفت زنده نباشد چه اتفاقی برایش میافتد؟
کل خاصیتش را از دست میدهد.
در ایام عید برنامه طنزی پخش شد که بعضی از مجریان تلویزیونی را به صورت کمدی نشان میداد. یکی از شخصیتهایی که مردم به شدت از آن استقبال کردند آقای سفارتی بود که به نوعی کاریکاتور شما محسوب میشد. برخوردتان با این برنامه چگونه بود؟
تندی برنامه کم بود. باید خیلی تندتر از اینها من را میزد. حرکات فیزیکیاش تا حدودی شبیه به من شده بود. مثلا «سلام، مخالفم» خوب بود. عینک بازیاش خوب بود اما متن قوی در کار نبود. از همه مهمتر نسبت به نقد من محافظه کار بود، من از محافظه کاری خوشم نمیآید. خلاصه باید نقد را تاب آورد و در کنارش طنز را.
سرمقاله