ماهرخ ابراهیمپور- خبرنگار حوزه تاریخ| ایلات و عشایر در تاریخ ایران تا روزگار معاصر همواره اهمیتی فراوان داشتهاند. نگاهی به سلسلههای حکومتی و دگرگونیهایی بزرگ که در تاریخ کشور رخ داده است، این مساله را بیان میدارد. اهمیت و نقش عشایر اما با حرکت جامعه به سوی تجدد کاهش یافت. برخی برنامههای حکومتی در یک سده اخیر موجب شد عشایر آرامآرام به حاشیه رانده شده، با ادامه آن روند حتی برای ادامه بقای خود به تلاشی توانفرسا روی آورند. جامعه روستایی ایران نیز با اصلاحات ارضی به مشکلاتی دچار و با تغییرات ناخواسته در ساخت درونی آن، با مسایلی روبهرو شد که مهاجرت روستاییان را به شهر در پی داشت؛ یک کوچ بزرگ که پیامدهایی بسیار بر گسترههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور گذارد؛ به ویژه سیستم کشاورزی ایران را در دهههای بعد با بحرانهای گسترده روبهرو کرد.
جواد صفینژاد، پژوهشگر برجسته و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، آنگونه که خود یاد میکند به همراه زندهیاد نادر افشار نادری از دهه ١٣٤٠ خورشیدی به میان عشایر مرکزی ایران رفته و تاکنون به پژوهش و تالیف درباره این قشر از جامعه ایرانی مشغول بوده است. دستاوردهای پژوهشی و نگاشتههای وی با نکتهبینیهایی ژرف و ویژه همراه است. «روایت نو» پیش از این با دو گفتگوی دیگر در حوزه مسایل عشایری با دکتر بهرام امیراحمدیان با تیتر «برشی از ویژگیها و تاثیرهای زندگی جامعه کوچنشین در تاریخ ایران» و دکتر کیانوش کیانی هفتلنگ با عنوان «نگاهی به پیشینه جامعه کوچنده در تاریخ ایران» کوشیده است مسایل حوزه را در گفتوگو با اندیشمندان و پژوهشگران به بررسی بگذارد. گفتوگو با استاد صفینژاد نکتههایی جذاب درباره دگرگونیهای جامعههای عشایری و روستایی در تاریخ ایران دربردارد. وی بیشتر رویکرد خود را بر چگونگی تزلزل زندگی عشایری در دوره پهلوی و تحلیل عوامل آن متمرکز کرده است. این پژوهشگر برجسته برای بررسی تزلزل مورد اشاره به مشاهدههای خود به ویژه در دوره پهلوی دوم استناد میکند. با این حال، بررسی جامعه عشایری در محضر صفینژاد بدون نقبزدن به جامعه روستایی ممکن نیست. وی برای مقایسه این دو گونه زندگی در جامعه ایران به هر دو شیوه اشاره میکند و با اشاره به آسیبهایی که دو برنامه بزرگ «تختهقاپوی عشایر» و «اصلاحات ارضی» به کشور به ویژه زندگی عشایری و روستایی وارد آورد، به واکاوی آن آسیبها میپردازد.
جناب صفینژاد! تفاوتهایی طبیعتا میان شیوههای گوناگون زندگی انسان در گذر تاریخ وجود داشته است. اگر دو قالب زندگی «عشایری» و «روستایی» را به عنوان رایجترین شیوهها پیش از شکلگیری شهر در تاریخ تمدن در نظر بگیریم، میان این دو چه تفاوتهایی میتوان برشمرد؟
پایه و زیربنای فعالیت جامعه روستایی بر اساس آب و زمین شکل گرفته و فرهنگ جامعه بر اساس این اقتصاد غالب متبلور است. این فعالیت غالب در جامعه عشایری اما بر پایه مرتع و دام استوار است و فرآوردههای عمده آن نیز دامی به شمار میآید و فرهنگ جامعه نیز بر همین اساس جلوهگر است. اینها دو جامعه مستقلاند که زیربنای مستحکم اقتصادی مستقلی دارند. آب و زمین زیربنای اقتصادی غالب روستاییان بوده، محصول آن فرآوردههای کشاورزی است. همه چیز این جامعه، بر محور این شیوه اقتصاد میگردد و مسائل فرهنگی و روابط وابسته به آن نیز از این زیربنا سرچشمه میگیرد. مثلا وقتی زیربنای جامعهای بر قالب اقتصادی استوار شود، روبنای آن به هر شکل که باشد، از آن زیربنا متاثر است و برای همین چنین جامعهای را میتوان مستقل دانست. این یک واقعیت است که همه چیز روستاییان، در آب و زمین متبلور میشود؛ فرهنگ، معتقدات، تقدیس آب، نظامهای گوناگون آبیاری، گروهها و قشرهای آبیار، جستجوگران منابع آب یا همان مقنیها، همه به دلیل بهرهگیری بهینه از آب در روستاها پدیدار شدهاند. بنای جامعه عشایری اما بر مرتع و دام استوار شده و همه چیز در اینگونه جوامع از مرتع و دام متاثر است. مثلا فرهنگ نگهداری دام، تخصص در امور دامی، معتقدات و عشق و علاقه به دام، اصطلاحات دامداری، شیوههای کوچ، تغذیه دامها در کوچ، ساخت سنتی اجتماعی، ردههای قدرت، جنگها، شکستها و پیروزیها بر سر مرتع، نیاز به گسترش و قدرت در حفظ و نگهداری مرتع، شیوههای بهرهگیری از مرتع و فرهنگ برآمده ازآن، همه از مرتع و دام، آن هم به شیوه سنتی سرچشمه میگیرد. اگر این دو جامعه، ظواهر مشترک فرهنگی داشته باشند، این وضعیت از روابط اجتماعی متداول اخیر آنها برگرفته شده که از اوایل پهلوی به بعد صورت گرفته است و هیچیک از آنها بومی به شمار نمیآیند، مانند شیوه بهرهگیری از لباس! این اشتراکها از شهرها سرچشمه گرفتهاند و موضوعی است که بررسی آن به پژوهشی مستقل نیاز دارد. دو جامعه روستایی و عشایری بدینترتیب نمیتوانند جوامعی مشابه باشند، که، کاملا از هم جدا بوده، هر یک جامعهای مستقل تشکیل میدهند.
خان یا ایلخان در زندگی عشایری چه اختیارهایی داشتهاند؟
هر ایل، وحدت، جغرافیا و مرزهایی شناختهشده و مشخص دارد که عرف آن منطقه این شناخت را پذیرفته است. ساختار هر ایل، جایگاه وحدت سیاسی و نظامی طایفههایی گوناگون است که درون مرزهای سیاسی آن سکونت دارند و تابعیت آن ایل را پذیرفتهاند. سرپرست و فرمانروای ایل را در ایران، ایلخان و خان مینامیدند، اگر ایل، کوچک و کمقدرت بود، سرپرست آن را خان و اگر پهنه آن گسترده، پرجمعیت و دارای قدرت و سیاست فوقالعاده، ایلخان میگفتند. قدرت و تصمیمات ایلخان را میتوان با اختیارات پادشاه یک کشور کوچک مقایسه کرد. واژه ایلخان ریشه مغولی دارد و بالاترین قدرت در جوامع ایلی مغولی بوده است، از اینرو در منابع کهن قدرت ایلخان را با قدرت خاقان و شاهنشاه همراه آوردهاند. خان اما سرپرستی بود که در شاخهای از همان ایل عضویت و به تاریخ و فرهنگ آن ایل تسلط داشت. مقام خان موروثی بود و اعضای ایل به او اعتماد و اعتقاد کامل داشتند. خان مظهر قدرت و یکپارچگی ایل بود و بر همه کلانتران و طایفههای تابعه ریاست عمیق داشت. وی همچنین مسئول همه پیامدهای درون و بیرون و ایل بود؛ هرچند تصمیمات به صورت شورایی گرفته میشد و با مسئولیت خان به اجرا درمیآمد. همه زمینها، املاک و مراتع عشایری ایل، جزو تیول خان به شمار میرفت. او با واگذاری قطعاتی از آنها به ردههای پایینتر ایل و افراد تابعه، حق چرا و مالیاتهای زراعی میگرفت و در برابر پیامدها، امنیت افراد و اموال آنها را تضمین میکرد. خان با حکومت مرکزی ارتباط داشت و مالیات جنسی و نقدی سالیانه به حکومت میپرداخت که مقدار آن پیشتر مورد توافق طرفین قرار گرفته بود؛ در صورت رضایت حکومت مرکزی، حکم خانی و سرپرستی برای وی صادر و ابلاغ میشد و تخطی از فرامین میان دو طرف مشکلاتی برای خان پدید میآورد.
با توجه به پژوهشها و مطالعههایی که درباره زندگی عشایر در دوره پهلوی داشتید، به نظرتان زندگی آنها چه تعارضی با فرآیند نوسازی ایران در آن روزگار داشت؟
ایلات و عشایر در زمان سلطنت پهلوی اول تقریبا نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل میدادند. این وضعیت با در نظر گرفتن شیوه معیشت عشایر که استقلال و آزادی ویژه به آنها میبخشید، همچنین برخورداری از تسلیحات ساختار غالب سنتی، تحرک و پایبند نبودن به زمین از ویژگیهایی بود که موجب میشد عشایر آزادی خود را در برابر حکومت مرکزی حفظ کنند. این موضوع همراه با قناعت ویژه آنان و عادت به زندگی سخت، همراه با دسترسی به دام به عنوان وسیلهای برای تامین نیازمندیها، عشایر را در دستهای از اعضای جامعه جای میداد که میتوانستند از دیگر گروههای جامعه مستقل باشند. زندگی ایلی و عشایری بدینترتیب از دو جنبه با برنامههای نوسازی در دوره رضا شاه رویارویی داشت؛ یک، سبک زندگی اقتصادی مبتنی بر دامداری سنتی و دو، ساختار اجتماعی و سیاسی عشایر، که نقشی مهم در ساختار قدرت سیاسی داشت.
برنامه تختهقاپو کردن عشایر در دوره پهلوی اول، عشایر را با چه وضعیتی روبهرو کرد؟
نخست باید اشاره کنم که در دوره شانزده ساله حکومت پهلوی اول در ایران، اقداماتی برای نوسازی جامعه انجام پذیرفت که در پی آنها، دگرگونیهایی بسیار بر جامعه عشایری بسیاری تحمیل شد. پهلوی اول بدون در نظر گرفتن بنیادهای اقتصادی، فرهنگی و نظامی حاکم بر جامعه سنتی عشایر، تصمیم گرفت با سنتها رویارویی کند. وی ابتدا شورشهای عشایری را سرکوب و پس از آن با اِعمال زور آنها را خلع سلاح کرد و به یکجانشینی واداشت؛ سپس فرهنگ و سنتهای جامعه شهری را به آنها تحمیل کرد. اجرای این سیاستها با بیاعتنایی به مقتضیات زندگی ایلی و عشایری، نیز نبود برنامه جامع پیشرفت در حوزه عمل و دخالت و درک نادرست مجریان آموزشندیده و توجیهنشده که بیشتر رشوهگیر، خشن و زورگو بودند، به نارساییهایی جدی در میان ایلات و عشایر منجر شد. این سیاست و تصمیم شتابزده و بیپایه اما در میان عشایر چه واکنشهایی در پی داشت؟ نخست باید ببینیم آنها چگونه میزیستند. زمانی که عشایر تختهقاپو شدند، آن بخش که در ییلاق بودند، باید همانجا میماندند. آنها بر اساس این دستور، اگر در سردسیر بودند باید همانجا اسکان مییافتند. این اجبار در اسکان در شرایطی بود که وقتی شهریور آغاز میشد هوا به اندازهای سرد میشد که آبها یخ میبست و علوفهها پایان مییافت. آنها اگر به شکلی میتوانستند خودشان را گرم کنند اما توانایی گرم نگهداشتن دامها را نداشتند. دامها بنابراین در سرما تلف میشدند. پس ناچار بودند به سوی مناطق گرمسیری بروند، جایی که هوا گرم و علوفه فراهم بود. عشایر با این حال وقتی گرما افزایش مییافت، نمیتوانستند در گرما بماند، پس به مناطق سردسیر میکوچیدند. به این رفتوآمد ایلراه میگفتند. عشایر وقتی به سمت مناطق گرمسیری میرفتند، به آن مال پایین و وقتی به سمت مناطق سردسیر میکوچیدند، مال بالا میگفتند. رضا شاه در برنامه تختقاپو دستور داد، عشایر در هر نقطهای که هستند، اسکان داده شوند. اگر عشایر سرپیچی میکردند، آنها را با گلوله میزدند و جلوی حرکتشان را میگرفتند. عشایر از این رو در چنان تصمیمی، آسیبهای فراوان مالی دیدند و به همین دلیل در همان سالها در میان قشقاییها چند صد اسب، گاو و گوسفند زیر یخها ماندند و تلف شدند؛ سرما دام عشایر را از میان برد. با فرارسیدن بهار و آب شدن برفها و یخها، لاشه دامها بر سطح زمین پدیدار شد. اکنون قضاوت کنید آیا درست بود به زور سرنیزه عشایر را در مناطق سردسیر نگه دارند تا دامشان یخ بزند و از میان رود؟ همین وضعیت در مناطق گرمسیر دیده شد. دولت بر اساس قانون تخته قاپو عشایر را در مناطق گرمسیر نیز به ماندن واداشت و در این میانه اگرچه خود عشایر آسیبی چندان ندیدند، اما دامهایشان به دلیل گرمای بالا تلف شدند. رفتوآمد عشایر، پویایی و زندگی آنها را در پی داشت و نباید با یک تصمیم ناپخته آنها را به اسکان وامیداشتند.
پس از تختهقاپو کردن که به آسیبهای آن در میان عشایر اشاره کردید، در زمان پهلوی دوم نیز اصلاحات ارضی، جوامع عشایری و روستایی ایران را با مسایل دیگری روبهرو کرد. واکنش اینها به اصلاحات ارضی چه بود؟
اصلاحات ارضی فاجعهبار بود، زیرا نظام سنتی ایران را به جای بارور کردن، از میان برد. برای درک ژرفای پیامدهایی ویرانگر که اصلاحات ارضی بر جامعه روستایی برجای گذاشت، توجه به دورنمایی از این جامعه اهمیت دارد. زندگی در روستا بر پنج اصل آب، زمین، بذر، گاو و انسان استوار است. اگر این پنج اصل در یک جا گرد آیند، روستایی میتواند کشاورزی کند. هر کدام از این اصول نباشند، کشاورزی لنگ میماند. آب، اصل و زمین، تابع آن است؛ تا وقتی آب نباشد، زمین ارزش نمییابد. آب در روستا بدینترتیب اصل اولیه همه چیز است. آب، روان است و قناتها باید سالی یک بار لایروبی شوند؛ قناتها اگر لایروبی نشوند، پشته میاندازند. ارباب که سرمایهدار بود، در ساختار پیش از اصلاحات ارضی، بیدرنگ مقنی میآورد تا قنات را لایروبی کند، بدینترتیب خلا پدید نمیآمد و زندگی جریان مییافت. هنگامی که بر اثر اجرای اصلاحات ارضی، نظام اربابی از میان رفت، قناتها پشته انداختند و چون دهقانان پول نداشتند، قناتها نیز نابود و زمینها خشک شدند. روستاها و زمینها در پی این دگرگونیها با مسایل شگفت روبهرو شدند و روستاییان با رهایی زمینها به شهرها کوچیدند. هنگامی که به همراه نادر افشارنادری در دهه ١٣٤٠ درباره عشایر مرکزی کشور پژوهش میدانی انجام میدادیم، دستاورد پژوهشهای ما به گونهای منتشر میشد که تاریخ آن را به پیش از اصلاحات ارضی تغییر میدادند؛ ساواک نیز از انتشار هرگونه تحقیقی که تاریخ همان سال بر آن درج شده باشد، جلوگیری میکرد. حکومت میکوشید اینگونه جامعه یا زندگی مربوط به آن را به پیش از اجرای اصلاحات ارضی ربط دهد. همچنین به یاد دارم با آقای افشارنادری فیلمی با عنوان «بلوط در میان عشایر کهگیلویه و بویراحمد» ساختیم. زمانی که فیلم آماده نمایش شد برای آن تاریخی گذاشتند که به پیش از اصلاحات ارضی بازمیگشت. هدف این بود که بگویند جامعه ایران چنین شکلی داشته و شاه که اصلاحات ارضی کرده، آن جامعه پس از اصلاحات کمرنگ شده است. در حالی که من در دفترچه خاطراتام همه جزییات آن روزها را ثبت کردهام. در زمان پهلوی چه در تختهقاپو کردن عشایر چه در اصلاحات ارضی، با عشایر به گونهای برخورد شد تا آنها را نادیده بگیرند یا از صحنه حذف کنند. نشانه این مدعا آن بود که در سال ١٣٤٢ افراد حکومتی به میان عشایر میرفتند و دامهایشان را با هواپیما بمباران میکردند. البته هیچ روزنامهای در آن زمان نمییابید که درباره این اقدام حتی به اندازه یک خط نوشته باشد. بعدها وقتی با عشایر صحبت میکردم به این موضوع اشاره میکردند که دامهایشان با بمباران هوایی حکومت نابود شدند. این اقدامات در حالی انجام گرفت که عشایر نیز با اصلاحات ارضی مخالفت میکردند، زیرا اصلاحات ارضی، مراتع را ملی میکرد. مرتع جایی بود که گوسفندان عشایر در آن میچریدند. دولت با اصلاحات ارضی میکوشید مراتع را از دست آنان درآورد و آنها نیز مقاومت میکردند؛ گرچه مالکیت شخصی در میان عشایر وجود نداشت و مرتع در اختیار خان بود و هر کسی عضو شبکه خان بود، اجازه داشت به آنجا برود تا گوسفندانش بچرند. دولت اکنون با اصلاحات ارضی مدعی ملیشدن مراتع بود. عشایر نیز در برابر این کوشش مخالفت کردند. عشایر قشقایی و بختیاری در اعتراض به این تصمیم تقریبا متحد شده، با حکومت جنگیدند اما پیروز نشدند.
نظام اربابی در تداوم پویای زندگی روستایی نقش موثری داشت؟
همانگونه که به نقش خانها در میان ایلات و عشایر اشاره کردم، ارباب نیز در زندگی روستایی نقشی پررنگ داشت. سایه وی به گونهای بالای سرشان بود، اگر زن دهقان مریض میشد، پیش ارباب میرفت و ارباب نیز با پولی که میداد، آنها را به سمت درمانگاه روانه میکرد. پولی که ارباب به آنها میپرداخت، در یک دفترچه یادداشت و هنگام برداشت خرمن از حساب آنها کاسته میشد. نمونههایی از این دفترها موجود است. در پی آنم که بگویم با نظامی مشخص در این شیوه زندگی سروکار داریم. ارباب هر اندازه که دهقانان پول میخواستند به آنها میپرداخت اما این پول در موعد خرمن تسویه میشد. در کتاب «مونوگرافی روستای طالبآباد» به نقش ارباب به شکلی جزیی پرداختهام. در توصیف نقش ارباب در زندگی روستایی همین بس که گونهای رقابت پنهانی میان دهقانان رقم میزد. به عنوان نمونه ارباب در گوش دهقان نجوا میکرد که اگر امسال بازده در هکتار تو بالا برود، با خرج خودم ترا به مشهد میفرستم! دهقان نیز دلخوش به قول ارباب، شب و روز روی زمین کار میکرد. ارباب باز به دهقانی دیگر پنهانی میگفت که اگر امسال بازده هکتار تو بالاتر برود، برایت یک دست لباس گرم میخرم. او به شکلی سیاستمدارانه همه دهقانان را به رقابت وامیداشت. وی با فرارسیدن زمان برداشت خرمن، در برابر پرداخت وجهی ناچیز به سودی بالا دست مییافت. این رقابت در مناطق گوناگون روستایی وجود داشت. برای مثال روستاهایی در خراسان در سال آیینی به نام جشن غله میگرفتند. برگزارکنندگان جشن، کشاورزانی را که بازده هکتارشان بالاتر بود، در صدر مجلس مینشاندند و نامی ویژه مانند «سالار غله» بر آنها گذاشته، به مردم معرفی میکردند. مردم نیز به این فرد احترام گذاشته، کارهایش را راه میانداختند. «سالار غله» در مجالس بر صدر مینشست و ارباب نیز این فرد را احترام میکرد. سالار غله تا سال آینده این امتیازها را داشت. همه بنابراین سال آینده میکوشیدند این جایگاه را به دست آورده و حفظ کنند. همچنین در آن جشن، بر سر کشاورزی که برداشت گندماش از همه کمتر بود، یک کلاه شیپوری میگذاشتند که موجب میشد وی از خجالت از ده بیرون رود.
به زندگی کوچنشینی بازگردیم! شیوه کوچ در میان عشایر مرکزی چگونه بود؟
وقتی ایل آماده کوچ میشد، همه را با خود نمیبردند و برخی از افراد را در مبدا برجای میگذاشتند زیرا ممکن بود در نبودِ آنها دشمن بیاید و آن مکان را که برایشان مهم بود و در هنگام بهار باید بدانجا بازمیگشتند، تسخیر کند. معمولا سه خانوار با وجود زمستان سرد میماندند تا از آن مکان محافظت کنند. سه متر برف گاه در آنجا میبارید و خانههایشان را مدفون میکرد. وقتی سه خانوار مسوولیت حفظ مبدا ایل را برعهده میگرفتند، هر خانوار ایل دو راس گوسفند، چهار مرغ، یک مَن قند و مقداری برنج برجای میگذاشتند تا خانوارهای نگهبان زمستان را سرکنند. آنها از آغاز فصل سرما تا آمدن بهار که شش ماه زمان میبرد، در زیر زمین مکانهایی درست میکردند و سرما را از سرمیگذراندند تا ایل بازگردد. مردان نگهبان مسلح نیز اطراف را میپاییدند تا کسی غافلگیرشان نکند. سال ١٣٤٦ که به میان عشایر کوهرنگ رفته بودم، یکی از آنها تعریف میکرد از زمانی که برفی بسیار باریده بود، آنها حتی نمیتوانستند مردههای خود را دفن کنند یا اگر فردی به بیماری دچار میشد به سختی میتوانستند از میان برف و یخبندان بگذرند و بیمار را به نخستین مرکز درمانی برسانند.
زن در زندگی عشایری چه نقشی داشت؟
بسیاری از چیزها در زندگی عشایری تقریبا مشترک است. در یک جایی که دور هم چادر میزدند، به ١٠ چادر یک مال میگفتند. در آنجا ١٠ خانوار بودند که همه چیزشان مشترک بود. فردی که به آن مال تعلق داشت، میتوانست در یک چادر غذا خورده، در چادری دیگر بخوابد. یعنی همه چیز آنها به هم تعلق داشت و اگر جز آن بود زندگی دشوار میشد. تصور کنید هر خانوار به طور متوسط صد راس دام داشت! دوشیدن شیر این دامها برای زن خانواده زمانی زیاد میگرفت. اکنون ببینید یک مال که هزار راس دام داشت دوشیدن شیر دامها چه اندازه زمان میبرد؛ این در حالی بود که دامها باید دو بار در روز دوشیده میشدند. برای این کار مهم، ساختاری وجود داشت. زنها به ردیف مینشستند و هر زن سه چهار سطل در کنار دست میگذاشت و با علامتی که روی دام قرار داشت، شیر را میدوشید و کنار میگذاشت. شیردوشی بدینترتیب با همکاری زنان یک مال به سرعت انجام میشد. اینجا به اهمیت نقش زن در عشایر میتوان پی برد. اگر مردی در زندگی عشایری دام بسیار دارد، یا باید چند دختر داشته باشد یا دو زن اختیار کند تا بتواند زندگیاش را سامان دهد. زنان در اینگونه زندگی در کمک به اقتصاد خانواده نقشی مهم داشتند، حتی دو زن برای اداره زندگی با هم همکاری میکردند. همچنین اگر قرار بود دختر خانواده ازدواج کند، پدر خانواده راضی نمیشد دخترش را به مردی بدهد که دور از خانواده زندگی کند، که، داماد باید به خانواده همسر میپیوست تا دختر همچنان در دوشیدن دامها به خانواده خود کمک کند. زنان عشایر افزون بر این به شیوههایی گوناگون بر اقتصاد خانواده تاثیر میگذاشتند. اشتغال زنان در بخش صنایع دستی، یکی از مهمترین شیوههای تأثیرگذاری بود زیرا اشتغال در آن بخش افزون بر تامین بخشی از نیازهای خانوار، میتوانست یکی از منابع مهم درآمدی آنان نیز باشد.
افزایش سهم دهقانان در زمان مصدق چگونه بود؟ عمل کردن به این تصمیم در تغییر زندگی آنها موثر بود؟
مصدق میگفت در نظام ارباب- رعیتی که در آن زمان حاکم بود، اربابها باید ٢٠ درصد از محصولات کشاورزی را در اختیار شورای شاه قرار دهند که ١٠ درصد آن برای بهبود زندگی مردم هزینه و ١٠ درصد دیگر مستقیم به دهقانها داده شود. این خواسته اما متاسفانه پیگیری نشد. اگر افزایش سهم آنها اجرا میشد، در رونق زندگی دهقانان بسیار تاثیرگذار بود. فرض کنید سهم یک نفر ١٠٠ بود و پنج عامل (آب، زمین، بذر، گاو، نیروی کار) نیز در این سهم تاثیر داشت. همچنین نیروی کار ٦ نفر بود و هر عامل نیز ٢٠ درصد سهم داشت. اگر ٢٠ بر شش تقسیم میشد به نیروی کار ٣ درصد سهم میرسید. آیا سهم انسان با گاو باید یکی باشد؟ اینگونه بود که به دهقانان ٣ درصد و به اربابها ٩٧ درصد میرسید، با این روش تقسیم درآمد، دهقانان هر سال فقیرتر و اربابها سرمایهدارتر میشدند. با وجود مسائلی که با نظام اربابی در زندگی روستایی وجود داشت، این نظام قدیمی اما دوام و پویایی زندگی روستاییان را تامین میکرد. اگر برای تغییر این نظام تصمیم گرفته شده بود، باید از پیش، با برنامهریزی درست به فکر یک نظام جایگزین برای آن بودند تا زندگی روستایی به افول دچار نشود. اربابها در زندگی دهقانی سهمی بسزا داشتند. این ساختار بود که زندگی آنها را مدیریت میکرد؛ مدیریتی که به گونهای تدریجی در گذر هزارهها و سدهها شکل گرفته بود. زندگی دهقانی با نابودی نظام اربابی به مشکلاتی دچار شد، به ویژه آن که پس از کنارزدن نظام قدیمی، ساختاری دیگر جایگزین آن نشد.
١٠٩ سال پیش، برابر با چهاردهم دی ١٢٨٦ خورشیدی، روزنامه «صور اسرافیل» از جراید معروف، مهم و مؤثر صدر مشروطیت توسط جهانگیرخان شیرازی، قاسمخان تبریزی و با همکاری میرزا علیاکبرخان قزوینی (دهخدا) منتشر شد. صور اسرافیل اولین روزنامهای بود که در ایران به طور رسمی در کوچه و بازار به دست روزنامهفروشها به فروش میرسید.
درد در ناحیه کمر یکی از شایعترین ناراحتی ها در میان مردم جهان است. درد در ناحیه کمر می تواند ناشی از گرفتگی عضلات یا بروز مشکل در یکی از اندام های داخلی باشد. مشکلات کلیوی یکی از دلایل درد در ناحیه کمر هستند. مشکلات کلیوی می توانند بسیار جدی باشند و از این رو رسیدگی به موقع از اهمیت زیادی برخوردار است.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "لایف هک"، کلیه ها به عنوان تصفیه خانه های بدن فعال هستند و نقشی کلیدی در سلامت کلی انسان ایفا می کنند. نوشیدن آب یکی از راهکارهای کلیدی برای کمک به عملکرد درست کلیه ها است، اما همان گونه که مصرف ناکافی آب می تواند مضر باشد، مصرف بیش از اندازه آن نیز نتیجه مشابه به همراه خواهد داشت. پتاسیم نیز یکی دیگر ار مواردی است که می تواند بر عملکرد کلیه ها تاثیرگذار باشد. در حقیقت، هنگامی که دچار مشکلات کلیوی هستید باید میزان مصرف پتاسیم را کاهش دهید.
چرا پتاسیم خطرناک است؟
هنگامی که کلیه ها بیمار شده یا عفونت کرده اند، از کارایی آنها کاسته می شود. این به معنای آن است که کلیه ها نمی توانند پتاسیم اضافی را همانند گذشته از خون پالایش کنند. بر همین اساس، بدن با پتاسیم اضافی مواجه می شود و میزان بیش از اندازه از آن می تواند خطرناک باشد. پتاسیم بیش از اندازه در بدن می تواند موجب شکل گیری تهوع، ضعف عضلانی، گرفتگی عضلات، سردرگمی، عدم هماهنگی، و حتی نارسایی قلبی شود.
مواد غذایی سرشار از پتاسیم
از جمله مواد غذایی که محتوای پتاسیم بالایی دارند و در صورت ابتلا به مشکلات کلیوی باید از مصرف آنها پرهیز کرد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
آووکادو
کدو تنبل
سیب زمینی شیرین
لوبیا سفید
موز
اسفناج
زردآلو
جوانه بروکسل
حلزون
عدس
سیب زمینی
مواد غذایی با محتوای پتاسیم پایین
از جمله مواد غذایی کم پتاسیم که مصرف آنها مشکل آفرین نیست می توان به موارد زیر اشاره کرد:
سیب
بلوبری
نان تهیه شده از غلات کامل (سبوس دار)
کره
غلات
زیتون
پاستا
حُمُص
پنیر
البته در مصرف مواد غذایی با محتوای پتاسیم پایین نیز نباید زیاده روی کرد زیرا وعده های بزرگ از آنها می توانند همانند مواد غذایی سرشار از پتاسیم مشکل ساز شوند.
پتاسیم یکی از مواد مغذی مهم برای بدن محسوب می شود، اما در مصرف آن باید حد اعتدال را رعایت کنید، به ویژه اگر مشکلات کلیوی دارید. پس از رفع مشکل کلیوی می توانید با پزشک خود برای مصرف مواد غذایی با محتوای پتاسیم بالا مشورت کنید.




هر اندامی در بدن انسان از ریه ها تا استخوان ها، مغز، قلب، کبد، کلیه ها، معده، روده و پوست تحت تاثیر اسیدیته قرار می گیرد. بر همین اساس، اگر بدن شما بیش از اندازه اسیدی باشد، احساس خوبی نخواهید داشت.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "لیو لاو فروت"، هنگامی که بدن وارد حالت اسیدوز می شود، به محیطی خوب برای شکل گیری بیماری تبدیل می شود. هنگامی که وضعیت قلیایی بدن در سطح مناسب حفظ شود، التهاب مزمن که یکی از دلایل اصلی ابتلا به بسیاری از بیماری ها محسوب می شود، کمتر تجربه خواهد شد.
هنگامی که بدن در یک وضعیت اسیدیته مزمن قرار دارد، مواد معدنی از اندام های حیاتی و استخوان ها تخلیه می شوند تا اسید خنثی شده و از بدن خارج شود. این مساله یکی از دلایل روند افزایشی ابتلا به پوکی استخوان است. با تخلیه کامل مواد معدنی، جایگزینی برای آنها وجود ندارد و بدن هر چه بیشتر اسیدی می شود و شرایط برای ابتلا به بیماری هایی مانند سرطان فراهم می شود.
بیشتر غلات، لبنیات، سویا و گوشت اسیدی هستند. قهوه، الکل، غذاهای فرآوری شده، قند پالایش شده، جایگزین های قند و روغن های اصلاح شده ژنتیکی نیز بسیار اسیدی هستند. هنگامی که چیزی می خورید، مواد زائد اسیدی از سوخت و ساز این غذاها شکل می گیرند. این مواد زائد باید خنثی یا دفع شوند و در این شرایط است که غذاهای قلیایی به کار می آیند. آنها اسیدهای یک رژیم غذایی ناسالم را به معنای واقعی خنثی می سازند.
20 نشانه اسیدی بودن بیش از حد بدن شامل موارد زیر می شوند:
- مخاط / خلط زیاد
- سرفه مزمن
- درد قفسه سینه
- خستگی مزمن
- مشکلات سینوسی
- پوکی استخوان
- بیماری های عصبی مانند آلزایمر، پارکینسون و زوال عقل
- وضوح ذهنی کاهش یافته
- آسیب قلبی عروقی ناشی از پلاک های اسیدی - خطر افزایش یافته حمله قلبی و سکته مغزی
- عفونت های مثانه و کلیه
- نقص سیستم ایمنی بدن
- مشکلات پوستی مانند اگزما، آکنه، راش، و تمامی انواع درماتیت
- مشکلات مربوط به معده از جمله نفخ، سوء هاضمه، بازگشت اسید، و گاز بیش از حد
- عفونت های کاندیدا و مخمری
- افزایش وزن و/یا چاقی
- دیابت
- آلرژی
- سیاتیک و سفتی گردن
- پوسیدگی و حساسیت لثه
- درد مفاصل و درد عضلات
چرا بدن pH خود را تنظیم نمی کند؟
بدن این کار را انجام می دهد، اما باید بهایی را برای انجام آن پرداخت کند. تمامی بافت ها و مایعات بدن به استثنای معده قلیایی هستند. اگر بدن بیش از اندازه اسیدی شود، بافت های مختلف عناصر تشکیل دهنده قلیا را از بخش های دیگر بدن دریافت خواهند کرد و سپس محیطی با شرایط کمتر از حد مطلوب برای این بخش های اهدا کننده شکل می گیرد. در نتیجه، اگرچه بدن می تواند pH خود را تنظیم کند، اما بخش های دیگر باید بهای آن را پرداخت کنند.
برای قلیایی ساختن بدن چه کاری انجام دهیم؟
رژیم غذایی خود را تغییر دهید و اندکی سبک زندگی خود را اصلاح کنید. بدن شما برای بقا به کارهایی که خود شما انجام می دهید، وابسته است.
برای کاهش اسیدیته می توانید موارد زیر را مد نظر قرار دهید:
هر روز به میزان کافی آب تصفیه شده بنوشید. این کار به خروج هر چه سریعتر مواد سمی از بدن کمک می کند.
غذاهای اسیدی مانند مواردی که پیشتر به آنها اشاره شد را از رژیم غذایی خود حذف کنید. البته نیازی به حذف کامل تمامی آنها نیست، اما میزان مصرف خود را باید به حداقل برسانید. مواد غذایی مانند نوشابه های گازدار، ذرت بوداده، شیرینی ها، الکل، قهوه، سرکه سفید، شیرین کننده ها، گوشت، محصولات تهیه شده از گندم، تخم مرغ، ماهی، سویا و غذاهای دریایی می توانند اسید بیشتری در بدن شکل دهند.
مواد غذایی سبز بیشتری مصرف کنید. مواد غذایی سبز به طور معمول از توانایی قلیایی سازی بالایی برخوردار هستند. اسموتی های سبز، آب میوه های سبز، سالاد و غیره.
حالت عاطفی شما نیز بر سطح pH بدن تاثیرگذار است. خشم، ترس، و حسادت اسیدیته بیشتری در مایعات بدن ایجاد می کنند. با انجام مدیتیشن یا یوگا به کاهش استرس و کسب آرامش کمک کنید.
از مواد غذایی اصلاح شده ژنتیکی پرهیز کنید.
میزان مصرف مواد غذایی قلیایی ساز را بیشتر کنید. میوه و سبزیجات بهترین گزینه ها هستند و در کنار آنها مغزهای خوراکی، دانه ها، لوبیا و حبوبات قرار می گیرند.
نوشیدن آب لیمو نیز می تواند به ایجاد تعادل در سطح اسید کمک کند!
ایلنا: طرح جذب کارگزاران بیمه کشاورزی در دستور کار کمیسیون تلفیق قرار گرفتهاست.
کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی در تماس با ایلنا از ادامه پیگیریها و رایزنیها برای حل مشکلات خود خبر دادند.
کارگزاران میگویند: طرح جذب ما در قالب بند (ن) ماده ۴۱ برنامه ششم آمده و قرار است این طرح برای انجام اصلاحات هفته آینده، در اولین جلسه کمیسیون تلفیق مطرح شود.
این کارگزاران که ماههاست پیگیر وضعیت استخدامی خود هستند؛ میگویند: هفته گذشته طرح جذب پس از حمایت چند تن از نمایندگان برای بررسی و اصلاح بیشتر، به کمیسیون تلفیق منتقل شد و امیدواریم این طرح به زودی در مجلس مصوب شود.
از قرار معلوم، در مراجعاتی که کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی هفته گذشته به سازمان مدیریت و برنامهریزی داشتند، مسئولان سازمان به آنها گفتهاند که بایستی طرح جذب در مجلس پیگیری شود و اگر این طرح در مجلس تصویب شود، برای سازمان مدیریت نیز لازمالاجرا خواهد بود.
کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی که با وجود سالها سابقه و تخصص بالا، سالهاست سرگردانند و فاقد امنیت شغلی و بیمه هستند؛ میگویند: نیازمند حمایت نمایندگان مجلس هستیم و امیدواریم به زودی از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنیم.
ایلنا: سندیکای معلمان از تعطیلی تمامی مدارس به دلیل اعتصاب معلمان در روز سه شنبه در سراسر سرزمین های اشغالی فلسطین خبر داد
به گزارش ایلنا، سندیکای معلمان از تعطیلی تمامی مدارس به دلیل اعتصاب معلمان در روز سه شنبه در سراسر سرزمین های اشغالی فلسطین خبر داد.
به گفته مقامات سندیکای معلمان این اعتصاب و تعطیلی مدارس به علت شکست مذاکرات بین معلمان و وزارت دارایی رژیم صهیونیستی است.
معلمان می گویند که هزاران تن از آنان حقوق های خود را به دلیل نداشتن تفاهم با وزارت دارایی به طور کامل دریافت نکرده اند.
ایلنا: مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی می گوید: بهتر میبود اگر در طرح تحول سلامت، مصارف براساس منابع شکل میگرفت و از هزینههای نابجا جلوگیری میشد.
سید تقی نوربخش، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی در نشست روز گذشته (سیزدهم دی ماه) در جمع خبرنگاران گفت: از ابتدای اجرای طرح تحول سلامت، براساس تکلیف برنامه پنجم انتظارمان این بود که تزریق مالی با انضباط و کنترل مصارف همراه باشد.
وی با بیان اینکه در زمینه انضباط مالی اقدامات موثری انجام شد ولی نتیجه کاملا رضایتبخش نبود؛ گفت: از بسیاری از پرداختهای غیرمتعارف جلوگیری شد اما انتظار این بود که در زمینه کنترل مصارف، انضباط مالی بیشتری اجرایی شود.
نوربخش در ادامه بحث به مساله لزوم توازن منابع و مصارف درمانی پرداخت و گفت: سطح خدمات درمانی باید با توجه به منابع شکل بگیرد، در غیر این صورت هرچقدر هم تزریق منابع انجام شود باز هم ناکافی خواهد بود.
مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی ادامه داد: در زمینه طرح تحول سلامت، مصارف براساس منابع تنظیم نشده است و این عدم توازن تبعات بسیاری داشته است.
وی افزود: به دلیل هزینههای نابجا، در مواردی پرداختها به کادر سلامت نیز تحت الشعاع قرار گرفته؛ تاخیر در پرداخت دستمزدها یا کارانهها از عواقب همین هزینههای نابجاست. در حالیکه با انضباط مالی میتوان این هزینهها را به میزان زیادی کاهش داد.
نوربخش اظهار داشت: بنابراین در طرحهایی که در حیطه سلامت اجرایی میشوند، نمیتوان نامحدود منابع را افزایش داد؛ بلکه باید مصارف را ساماندهی کرد و این انتظاری است که بایستی براساس تکالیف برنامه پنجم، اجرایی شود.
وی در پایان تاکید کرد: سازمان تامین اجتماعی در کمک به طرح تحول سلامت که یکی از مطالبات به حق مردم، حاکمیت و نظام است، حداکثر تلاش خود را انجام داده و همواره حامی این طرح بودهاست.
ایلنا: عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی عقیده دارد در خوشبینانهترین حالت پیشنهاد ادغام درمان تامین اجتماعی در طرح تحول سلامت، بازیکردن با آتش است که باید به این بازی خاتمه داد.
به گزارش خبرنگار ایلنا،سهیلا جلودارزاده عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در تجمع امروز کارگران مقابل مجلس شورای اسلامی گفت: حتی اگر ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی خیانت نباشد باید آنرا نزدیک شدن به آتش دانشت و برای همین کارگران از حامیان آن میخواهند که دیگر با آتش بازی نکنند.
جلودارزاده که در تجمع کارگران و بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی مقابل مجلس شورای اسلامی سخنرانی میکرد، گفت: ما امروز با یک طرح غیرکارشناسی شده مواجه هستیم، از این جهت این طرح غیرکارشناسی شده است که با نیت خوب رئیس جمهور نیز آغاز شد اما با اجرای غلط دچار کمبود شد.
وی با بیان اینکه در ماههای گذشته فوق العاده پزشکان پرداخت نشده و وضع بیمارستانها در پذیرش بیماران مناسب نیست، تصریح کرد: طرح تحول سلامت با اتلاف منابع بودجه عمومی کشور موجب شد که خدمات درمانی مناسب به بیماران معطل شود و بسیاری از آنها از هم اکنون به خاطر بستری شدن در بیمارستانها و یافتن دارو بعدها معطل میشوند.
جلودارزاده در ادامه با بیان اینکه کارگران مرغی هستند که در عزا و عروسی سر آنها بریده میشود، تصریح کرد: منابع درمان کارگران تنها متعلق به خود آنهاست و از طرفی دولت برای ارائه خدمات مطلوب به بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی موظف است که بدهی خود را بازگرداند اما تاکنون علاوه بر اینکه این بدهی پرداخت نشده است با طرح مساله ادغام به کارگران و خانوادههای آنها فشار روانی وارد شده است.
وی در ادامه با اشاره به اینکه مدیرانی دردولت گذشته با شرایط خاص وارد این سازمان شدهاند و اموال آن را به غارت بردهاند ، گفت: اینکه مدیران تامین اجتماعی نتوانستند صندوق را به خوبی اداره کنند دلیل موجهی برای واگذاری بخش درمان تامین اجتماعی به وزارت بهداشت نیست. از این رو ما با الحاق داراییهای کارگران به بیمه سلامت مخالفیم و خواهان آن هستیم که کارگران خود اموالشان را مدیریت کنند نه اینکه مدیریت آن را به اشخاصی که ممکن است نیتهای سوء داشته باشند واگذار کنند.
وی با بیان اینکه ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی بازی کردن با آتش است، گفت: عدهای متوجه نیستند که طرح این مساله بازی کردن با آتش است از این رو به آنها هشدار میدهیم که به آتش نزدیک نشوند و با آن بازی نکنند.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در ادامه با اشاره به مساله همسان سازی حقوق بازنشستگان تصریح کرد: همسان حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با سایر صندوقها حق آنها ست و آنها نمیپذیرند که بازنشستگان یک صندوق با حمایت دولت و یا یک ارگان از آنها حقوق و مستمری بیشتری دریافت کند و لذا رعایت انصاف در این زمینه ضروری است.
جلودارزاده در پایان ضمن تاکید بر حساسیت جامعه کارگری در قبال اموال خود تصریح کرد: حساسیت جامعه کارگری در این زمینه موجب شده است که ما نمایندگان نیز در قبل حقوق آنها حساسیت مضاعفی داشته باشیم و اگر باز پس از تجمع امروز مساله ادغام مطرح شود در مقابل مجلس تجمع خواهیم کرد.
ایلنا: رئیس فراکسیون کارگری مجلس با غیر قانونی خواندن پیشنهاد ادغام درمان تامین اجتماعی، گفت: متاسفانه گروهی از نمایندگان مجلس با جانبداری از این طرح غلط، خود را در مقابل کارگران قرار دادهاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، علیرضا محجوب، رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی در تجمع امروز کارگران و بازنشستگان در مقابل مجلس حاضر شده بود، گفت: طرح ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی در شرایطی مطرح میشود که بودجه عمومی کشور صرف افزایش هزینههای پزشکی در بیمه سلامت شده است.
وی افزود: در چنین شرایطی تصویب ادغام درمان تامین اجتماعی، موجب میشود که بسیاری از بیمه شدگان نتوانند از خدمات بیمه سلامت استفاده کنند.
محجوب یادآور شد: در این شرایط طرح دوباره ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی که یک بار در کمیسیون تلفیق مجلس رد شده بود، این پرسش را در اذهان کارگران مطرح کرده است که چرا باید برای تصویب چنین موضوع خطرناک و غیر قانونی این همه اصرار وجود داشته باشد.
دبیرکل خانه کارگر با بیان اینکه بیماری و مشکلات پزشکی در سینین بالا به سراغ مردم میآید، تصریح کرد: صندوق درمان تامین اجتماعی چارچوب نظاممند شدهای برای حمایت از کارگران ایجاد کرده است تا آنها بتوانند در سنین بازنشستگی به خدمات درمانی مناسب و با کیفیت برخوردار شوند.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی افزود: هم اکنون بخشی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با جانبداری از طرحی که یک بار در کمیسیون تلفیق مطرح و رد شده است، مقابل جامعه کارگری کشور ایستاده اند، که این به نفع هیچ کس نیست و لذا احساس میکنیم که باید به صورت همه جانبهای در خصوص مداخله با این ادغام نافرجام ورود کنیم.
وی در ادامه با اشاره به مساله همسان سازی حقوق بازنشستگان گفت: در راستای اجرای عدالت در حق بازنشستگان، ضروری است تا همسان سازی حقوق بازنشستگان پیگیری و به سرانجام برسد.
وی در عین حال با اشاره به مشکلات بیمه کارگران ساختمانی تصریح کرد: هم اکنون صدها هزار کارگر ساختمانی در سراسر کشور بیمه نیستند و سازمان تامین اجتماعی موظف است که هر چه سریعتر نسبت به بیمه کردن آنان اقدام کند چرا که کارگران ساختمانی هم اکنون با مشکلات زیادی در این زمینه مواجه هستند که باید حمایت اجتماعی از آنان را تقویت کرد و بسط داد.
محجوب در پایان تاکید کرد: جامعه کارگری منتظر است که هر چه سریعتر مساله ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی به دست فراموشی سپرده شود چرا که اگر باز هم به این ماسله دامن زده شود جامعه کارگری آن را تحمل نخواهد کرد و تجمعات و اعتراضات خود را ادامه خواهد داد.
ایلنا: علی اصغر بیات رئیس کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی، تلاش برای ادغام صندوق درمان این سازمان را ظالمانه خواند/ ناصر برهانی از اعضای هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران ابزار امیدواری کرد که این موضوع با مخالفت نمایندگان مجلس از دستور کار خارج شود.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در ادامه تجمع امروز جامعه کارگری و بازنشستگان کشور مقابل مجلس شورای، علی اصغر بیات، رئیس کانون عالی بازنشستگان کشوری گفت: ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی ظلم بزرگی در حق سه میلیون بازنشسته و 40 میلیون جمعیت تحت پوشش این سازمان است.
این مقام صنفی افزود: کارگران و بازنشستگان کشور اندوختهای در صندوق درمان تامین اجتماعی دارند که به عناوین مختلف به یغما برده شده و حالا به نظر میرسد که با طرح دوباره ادغام قصد دست اندازی به این اموال دارند.
سرانه درمان کارگران باید به آنها پرداخت شود
وی با بیان اینکه این اموال صاحب دارد ، تصریح کرد: اموال کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی با هیچ منطقی قابل تصاحب نیست و قانون نیز چنین اجازهای به کسانی که خواستههای نامشروع دارند نمیدهد.
بیات با اشاره به در طرح ادغام در کمیسیون تلفیق مجلس تصریح کرد: کمیسیون تلفیق به خوبی تشخیص داده است که ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی مساله بیش از 40 میلیون نفر است از سویی سرانه درمان کارگران باید به آنها پرداخت شود که این نیز در سالهای گذشته صورت نگرفته است.
ادغام پیامدهای اجتماعی وخیمی برای کارگران به همراه دارد
در ادامه برنامه ناصر برهانی از اعضای هیئت مدیره کانون عالی شورای اسلامی کار با اشاره به رد طرح ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی در کمیسیون تلفیق مجلس گفت: در آن زمان با وجود فشارهایی که برای ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی وارد میشد این طرح رأی نیاورد چرا که کمیسیون تلفیق به خوبی پرده بود که ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی پیامدهای اجتماعی وخیمی برای کارگران خواهد داشت.
وی در ادامه با اشاره به اینکه وزارت بهداشت تصمیم نادرستی در خصوص ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی گرفته است، تصریح کرد: الحاق درمان تامین اجتماعی به برنامه ششم توسعه با فشارهایی صورت گرفته که منطقی نیست و امیدواریم که این طرح در مجلس رأی نیاورد.
باید برای مقابله با چنین خواستههایی تجمع کنیم
وی افزود: ضروری میبینیم که برای مقابله با چنین خواستههایی تجمع کنیم چرا که این خواستهها ممکن است در آینده در اشکال مختلف مطرح شود و باید از همین حالا جلوی مطرح شدن آنها را گرفت.
ایلنا: رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری به مدیران وزارت بهداشت و همفکران آنها توصیه کرد تا با انصراف از خواسته غلط ادغام درمان تامین اجتماعی در طرح تحول سلامت، از رویارویی و تقابل کارگران با دولت جلوگیری کنند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز گروههای مختلفی از کارگران همصدا و متحد، مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند تا ضمن اعلام اعتراض خود به طرح دوباره ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی در بیمه سلامت، پیگیر همسان سازی مستمری بازنشستگان و برطرف شدن مشکلات بیمه کارگران ساختمانی نیز باشند.
در ابتدای این مراسم حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری کشور گفت: ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی جامعه کارگری را مقابل دولت قرار میدهد لذا به دولت و وزارت بهداشت توصیه میکنیم که از بازی با روح و روان جامعه کارگری دست بردارند.
صادقی با اشاره به اینکه منابع صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی از عرق جبین نسلهای کارگران طی 62 سال گذشته اندوخته شده است، افزود: جامعه کارگری کشور اجازه نخواهد داد که عدهای بخواهند با لابیکردن و فشار بر مجلس منابع درمان آنها را تصاحب و به جیب ثروتمندان و پورشهسواران بریزند.
وی در ادامه با اشاره به حرکتهای عوام فریبانه وزارت بهداشت برای به تصویب رساندن ادغام درمان تامین اجتماعی در طرح بیمه سلامت گفت: اگر چه طرح تحول سلامت برای بهرهمند کردن محرومان از بیمه همگانی ایجاد شده اما خروجی عملکرد این طرح به نفع صاحبان ثروت بوده است و لذا جامعه کارگری کشور حاضر نیست حتی یک ریال از منابع درمان خود را در اختیار کاخنشینها قرار دهد.
وی با اشاره اینکه دولت مکلف است 3 درصد از منابع عمومی را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کند، تصریح کرد: دولت موظف بودکه بدهی 120 هزار میلیارد تومانی خود را به تامین اجتماعی پرداخت کند اما تاکنون یک ریال آن را هم پرداخت نکرده است که این با عدالت و انصاف سازگاری ندارد.
وی گفت: کارگران میپرسند که آیا این انصاف است که دولت حاضر نیست به وظیفه مالی خود در قبال سازمان تامین اجتماعی عمل کند؟
صادقی در ادامه با اشاره به وضعیت سایر صندوقها چون صندوق بازنشستگی ملی ، صندوق لشکری و صندوق فولاد گفت: این صندوقها وضعیت مناسبی ندارند و اعضای آنها هر روز مقابل مجلس تجمع میکنند.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری ادامه داد: تنها صندوقی که توانسته در 62 سال گذشته روی پای خود بایستد صندوق سازمان تامین اجتماعی است اما گویا وزارت بهداشت استقلال صندوق را تحمل نمیکند.
وی در ادامه با بیان اینکه طرح تحول سلامت در یک سال 11 هزار میلیارد تومان از منابع کشور را بلعید و به قهقهرا برده است، تصریح کرد: هر گونه تصمیمی برای سرپا ایستادن طرح تحول سلامت منوط به تامین منابع این طرح از سایر منابع مثل طرح هدفمند کردن یارانه که اگر این منابع از آن محل تامین شود دیگر وزارت بهداشت بهانهای برای دستاندازی به این صندوق ندارد.
صادقی با بیان اینکه طرح تحول سلامت طرحی دلسوزانه است، گفت: اجرای غلط این طرح را به مسیری کشانده است که امروز شاهد افزایش هنگفت هزینههای مربوط به بخش جراحی، هتلینگ و بستری هستیم و هم اکنون بسیاری از افرادی که از بیمه سلامت استفاده میکنند ساعتها برای بستری شدن معطل میشوند و این در شأن مردم این کشور که دلسوزانه در پای انقلاب ایستادهاند و مرارتها را تحمل میکنند نیست.
وی در ادامه با اشاره به اینکه طرح تحول سلامت کارگران را مقابل دولت قرار میدهد ، تصریح کرد : کارگران بر سر حفظ استقلال صندوق درمانی کارگران با احدی شوخی ندارند چرا که حق درمان رایگان از ابتداییترین حقوق آنها در ادوار مختلف اشتغال و بازنشستگی است.
وی با یادآوری اینکه کارگران پس از بازنشستگی و و رسیدن به دوران کهولت سن احتایج بیشتری به خدمات درمانی سازمان تامین اجتماعی پیدا میکنند، گفت: ادغام درمان تامین اجتماعی به معنی نابودی، فرصت دسترسی کارگران بازنشسته از خدمات درمانی رایگان است.
وی مدعی شد که چنین اقدامی را میتوان با خیانت به یکی از اصول ارزشی اسلام ، انقلاب و نظام برابر دانست.
صادقی در ادامه با بیان اینکه قطعا شورای نگهبان که به لحاظ قانونی بر طرحها و لوایح مجلس نظارت میکند با ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی مخالفت خواهد کرد، گفت : در برنامه ششم توسعه صبحتی از ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی نشده اما حالا عدهای از نمایندگان مجلس با هدایت وزیر بهداشت تصمیم گرفتند درمان غیرمستقیم کارگران را به طرح تحول سلامت در این برنامه الحاق کنند.
وی افزود: به نظر ما شورای نگهبان که از فقها و علمای حقوقدان تشکیل شده است ، با این ادغام که ناقض عدالت برای چهل میلیون نفر است مخالفت خواهد کرد.
وی با بیان اینکه دنبالهروی از خط نفاق به منزله ایستادن مقابل مردم و نظام است، گفت: از دولت میخواهیم که در مقابل این خواستههای نامشروع صبور باشند و تحت فشار قرار نگیرند چرا که حمایت جامعه کارگری را در پشت سر خود داشته و دارد.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با اشاره به طرح همسان سازی حقوق بازنشستگان گفت: حقوق بازنشستگان کشوری و لشکری بالاتر از حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی است و این بارها مورد اعتراض قرار گرفته است چرا که دریافتیهای بازنشستگان از یک قشر خاص نباید بیشتر از دریافتیهای سایر بازنشستگان باشد.
وی در ادامه با اشاره به مشکلات بیمه کارگران ساختمانی تصریح کرد: مساله بیمه کارگران ساختمانی مهم است و باید پیگیری شود و همان اندازه که مساله مقابله با ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی مهم است مساله بیمه ساختمان کارگری که از ضعیفترین اقشار کشور هستند مهم است و سازمان تامین اجتماعی باید هر چه سریعتر تکلیف کارگران ساختمانی بیمه نشده را مشخص کند.
صادقی در پایان با تاکید بر اینکه جامعه کارگری اعتراضات خود به ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی در سراسر کشور با برگزاری تظاهرات و تجمعها ادامه خواهد داد، گفت: منتظر نتیجه میمانیم تا مجلس ادغامها در خصوص ادغام صندوق درمان تامین اجتماعی را پایان دهد در غیر این صورت آمادهایم تا تجمعات بزرگتری را مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار کنیم.
روز گذشته در تهران سقوط یک کارگر جوان به چاهک آسانسور ، به مصدومیت او انجامید.
به گزارش ایلنا، روز گذشته سقوط یک کارگر جوان به چاهک آسانسور در اقدسیه تهران، به مصدومیت کارگر انجامید.
براساس اعلام سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران، این حادثه حوالی ساعت ۱۱ صبح دیروز، در یک مجتمع در حال احداث در اقدسیه رخ داده است.
ناصر کیانی رئیس ایستگاه ۶۱ آتش نشانی در این باره گفت: بنابراظهار دیگر کارگران این مجموعه، یک کارگر جوان در هنگام کار در طبقه منفی دو، به علت بیاحتیاطی و نبود حفاظ ایمنی در اطراف چاهک آسانسور، به داخل این چاهک در طبقه منفی شش سقوط کرده و از ناحیه دست وپا و قفسه سینه دچار مصدومیت شده بود.
وی افزود: آتش نشانان به سرعت خود را به طبقه منفی شش رساندند و این کارگر ۲۵ ساله ایرانی را که دچار مصدومیت شدید شده بود را با استفاده از تجهیزات ویژه نجات و برانکارد به طبقه همکف انتقال و برای مداوا در اختیار عوامل اورژانس قرار دادند.