ضریح ١١ تنی حضرت عباس در کربلا
ضریح جدید حضرت عباس، فرزند امام اول و از شخصیتهای مقدس شیعیان، در کربلا رونمایی شده است.
به گزارش ایرنا این ضریح ١١ تن وزن دارد و در عراق ساخته شده است.
یکی از اعضای تیم ساخت این ضریح :
در ساخت آن ۲ هزار و ۴۰۰ کیلوگرم نقره و ۴۱۰ کیلوگرم طلای ۲۲ عیار به کار رفته است.
به غیر از چهرههای مذهبی و سیاسی عراقی، چهرههایی هم از ایران به مراسم رونمایی ضریح رفتند که محمد محمدی ری شهری و ابراهیم رئیسی از آن جملهاند.
میوههای قاچاق دوباره آمدند!
طرح مبارزه و جمع آوری میوه های قاچاق، مدتی است به دست فراموشی سپرده شده و همین موضوع موجب افزایش مجدد میوههای قاچاق در بازار شده است.
حسین مهاجران رییس اتحادیه میوه و سبزی فروشان:
با توجه به اینکه در چند ماه اخیر و به ویژه هفته های پایانی سال گذشته طرح مبارزه با میوههای قاچاق در بازار شدت گرفت، شاهد کاهش عرضه میوه های قاچاق در بازار بودیم اما ظاهرا کنترل و حساسیت در این زمینه تضعیف شده و به دنبال آن میزان عرضه میوههای قاچاق دوباره افزایش یافته است.
پرتقال مصری، در صدر میوههای قاچاق
در حال حاضر بیشترین میوه قاچاق در بازار، پرتقال مصری است، از دیگر میوههای قاچاق میتوان به انگور شیلی، گلابی چینی، لیموترش برزیل، سیب سبز فرانسوی، اژدها و آواکادو از ترکیه اشاره کرد.از حدود هفته آینده هلو از ساری، زردآلو از شیراز و کاشان و گیلاسهای پیشرس نیز از حاشیه تهران وارد بازار میشوند.در حال حاضر هر کیلوگرم گوجه سبز ساوه و گرمسار 12 تا 15 هزار تومان، گوجه سبز کاشان 3000 تا 7000، چغاله بادام ریز 13 تا 15 هزار تومان، چغاله بادام درشت 8000 تا 10 هزار تومان و هندوانه 600 تا 1200 تومان در میادین میوه و ترهبار به فروش میرسد.هر کیلوگرم ملون 1500 تا 2500 تومان، توتفرنگی 14 تا 15 هزار تومان و طالبی که میزان آن بسیار کم است 2500 تا 3000 تومان و پرتقال 3000 تا 5500 تومان فروخته میشود.در میادین میوه و تره بار هر کیلوگرم سیب 3000 تا 4500 تومان، خیار گلخانهای 800 تا 2000 تومان، خیار جیرفتی 600 تا 1000 تومان، خیار بوتهای 2500 تا 3500 تومان، گوجهفرنگی 1500 تا 2500 تومان، پیاز 600 تا 1000 تومان و سیبزمینی 500 تا 800 تومان قیمت دارد.
منبع: http://www.isna.ir/fa/news/95020401423
عضو هیات مدیره انبوه سازان تهران:
سید رضا قهاری، عضو هیات مدیره انجمن انبوهسازان استان تهران:
تصور اینکه بخش مسکن در نیمه اول سال جاری دچار رونق شود دور از ذهن است؛ با این حال نمیتوان منتظر کاهش قیمت مسکن شد و توصیه میکنم که متقاضیان مصرفی هماکنون اقدام به خرید کنند.با اینکه در این شرایط پیش بینی و ضعیت مسکن در سال 95 مشکل است اما به نظر نمیرسد در نیمه اول سال شاهد رونق این بخش باشیم.بعد از امضای برجام در سال گذشته از بعد روانی امیدواری برای رونق تولید و عرضه مسکن بیشتر شد اما حل مسائلی که تحریمها طی سالهای متمادی برای اقتصاد کشور ایجاد کردند نیازمند زمان است. به همین دلیل نمیتوان خیلی به تحرک بخش مسکن در نیمه اول سال جاری دلخوش بود.زمزمههایی که بعضا در مورد تجدید تحریمها میشود جو روانی منفی برای سرمایهگذاری در بخش مسکن ایجاد میکند،سرمایهگذاران و خریداران همواره به دنبال بهترین شرایط هستند. حال آنکه در وضعیت فعلی ثبات اقتصادی مشاهده نمیشود. به همین دلیل تولید و فروش در حالت تعلیق قرار دارد. البته سابقه نشان داده زمانی که ثبات اقتصادی در کشور ایجاد میشود مردم به سمت خرید هجوم میآورند که میتواند منجر به افزایش تا 10 درصدی قیمت مسکن شود.مشکلات بخش تقاضا ناشی از نبود تسهیلات بانکی کافی است، دولت دچار کسری بودجه است و منابع کافی در اختیار بانکها قرار ندارند. به همین دلیل نمیتواند به همهی تقاضاهای تسهیلات پاسخ دهد. این منجر به بیتحرکی بخش تقاضا در مسکن شده و در این وضعیت تولید توجیه اقتصادی ندارد.بخش اعظم منابع پولی کشور که می تواند به بخش مسکن تزریق شود در اختیار بخش خصوصی است که در شرایط فعلی، انگیزهی کافی برای سرمایهگذاری ندارد.مردم منتظر هستند تا قیمت مسکن کاهش یابد اما بعید است چنین اتفاقی رخ دهد؛ چرا که شیب کاهش قیمت کند شده است. درست است که در شش ماه اول سال نمیتوان به رونق مسکن امیدوار بود اما پیشنهادم این است که متقاضیان مصرفی اقدام به خرید مسکن کنند؛ چرا که مسکن احتمالا در نیمه دوم سال تا 10 درصد افزایش قیمت خواهد داشت.
منبع: http://www.isna.ir/fa/news/95020401562
برترین عکسهای اسکات کلی در سفر 342 روزه فضایی
اسکات کلی فضانورد اهل آمریکا، در یک مارس 2016، پس از 342 روز حضور مستمر در ایستگاه فضایی بینالمللی به زمین بازگشت.
اطلاعات مخابره شده از فضانوردان حاضر در این ایستگاه، به دانشمندان در درک هرچه بیشتر تاثیرات حضور طولانی مدت انسان در فضا، کمک میکرد. به آن دلیل که دانشمندان باید اطلاعات دقیقی از فرآیند تغییرات سیستم بدن و سلامتی آن در حضور طولانی مدت در خلا و شرایط خارج از سطح زمین مییافتند. از اهداف اصلی این تحقیقات، ارسال فضاپیمای سرنشین برروی سطح مریخ است.
اما در کنار این طرحهای تحقیقاتی، اسکات کلی نیز سعی بر نمایش هرچه بیشتر و متفاوتتری از زمین و عوارض موجود در آن از پنجرههای ایستگاه فضایی داشت. عکسهای وی طرفداران زیادی را در دنیای اینترنت و به خصوص شبکههای مجازی پیدا کرد. وی علیرغم ثبت عکسهای بسیار با شکوه، شیطنتهایی نیز در تهیه عکس و فیلمهای خود نمود.
برترین عکسهای اسکات کلی در سفر 342 روزه فضایی
شفق قطبی صبحگاهی
.jpg)
***
هدیه کریسمس

***
راهپیمایی فضایی موفقیتآمیز

***
میوههای فضایی

***
آلودگی نوری دبی
.jpg)
***
آماده شدن برای بازگشت به خانه

ساخت سلول خورشیدی که از حباب صابون سبکتر است
دانشمندان سلولهای فتوولتائیکی ساختهاند که به صورت باورنکردنی نازک و انعطاف پذیرند و آنقدر سبک هستند که میتوانند بدون ترکیدن حباب صابون روی آن قرار بگیریند. سلولهای به این سبکی و نازکی از لباسهای هوشمند گرفته تا بالونهای هلیومی در هر وسیله ای قابل استفاده هستند.

ولادیمیر بولوویچ از دانشگاه MIT یکی مخترعین این وسیله میگوید: "این وسیله میتواند آنقدر سبک باشد که شما حتی متوجه وجود آن روی پیراهن یا لپ تاپ خود نشوید."
این ویژگی است که دستآورد آنها را تا این اندازه هیجانانگیز کرده است، هرچند که این دستآورد هنوز در مرحله اثبات نظریه قرار دارد. کلید خلق سلولهای جدید فرآیندی بوده که دانشمندان برای تولید همزمان خود سلول، لایه زیرین و پوشش حفاظتی آن را ابداع کردهاند.
یکی از مزایا این است که تولید همزمان سلول و لایه زیرین آن باعث حفاظت سلول در برابر گرد و غبار و سایر آلایندهها میشود. برای ایجاد لایه زیرین و پوشش محافظ از یک پلیمر انعطافپذیر معمولی به نام پاریلن و برای تولید لایه اولیه جذب کننده نور از یک ماده ارگانیک به نام دی بوتیل فتالات (DBP) استفاده شده است.
برخلاف روشهای مرسوم تولید سلولهای خورشیدی، کل این فرآیند در یک محفظه خلاء، در دمای اتاق و بدون استفاده از هرنوع حلال و مواد شیمیایی مضر انجام میشود. برای تولید همزمان لایه زیرین و سلول خورشیدی از تکنیکهای رسوب بخار (Vapour deposition) استفاده شده که در آنها گرما، فشار و واکنشهای شیمیایی یک پوشش بسیار نازک از یک ماده خاص ایجاد میکنند.
به گفته تیم دانشگاه MIT چیزی که این کشف را تا این اندازه مهم کرده تکنیک آن است نه موادی که مورد استفاده قرار گرفته است. سلولهای بسیار نازک و انعطافپذیری که به این روش تولید می شوند تنها یک پنجاهم موی انسان و یک هزارم سلولهای فتوولتائیک امروزی ضخامت دارند اما کارایی آنها در تبدیل نور خورشید به الکتریسیته به همان اندازه سلولهای کنونی است.
در حقیقت این سلولها ممکن است بسیار نازکتر ازآن باشند که در عمل بتوان از آنها استفاده کرد. جوئل جین یکی دیگر از محققین این پژوهش میگوید: "اگر شما کمی محکم فوت کنید ممکن است آن را باد ببرد."
به گفته ابداع کنندگان این فرآیند – که سالها برای تکمیل آن وقت صرف کرده اند- با استفاده از این روش لایه گذاری مبتنی بر خلاء، سلولهای خورشیدی را میتوان روی پارچه، کاغذ یا هر ماده دیگری رسوب داد. در ارتفاعات یا در فضا که وزن از اهمیت زیادی برخوردار است، این سلولها میتوانند نقش بسیار مهمی را بازی کنند هرچند که تولید آنها در مقیاس انبوه تا چند سال آینده میسر نخواهد شد.
نتایج این مطالعه در نشریه Organic Electronics. منتشر شده است.
منبع: sciencealert.com
چاپگرهای های سه بعدی، تهدیدی برای اختراعات

معضل استفاده و حق نشر اختراعات با استفاده از چاپگرهای سه بعدی، بسیار پیچیدهتر از مشکلات به وجود آمده از عدم رعایت قوانین کپی رایت مربوط به نسخههای دیجیتال آلبومهای موسیقی خواهد بود.
Napster یا Grokster را به یاد دارید ؟ هردوی این سیستمها به کاربر اجازه اشتراک گذاری فایلهای کامپیوتری را میداد که در این میان باعث نقض قانون کپی رایت میشد. حال فرض کنید بهجای آلبوم موسیقی بتوانید یک شی واقعی را دانلود کنید! مثلا یک شی از فیلمهای علمی تخیلی! دکمه را فشار دهید و آن را تحویل بگیرید! این سناریو پیش از این نیز به حقیقت تبدیل شده است. با وجود پرینترهای سه بعدی شما میتوانید فایل CAD از یک شی را دانلود کنید تا این فایل دستور ساخت یک شی سه بعدی را به چاپگر شما بدهد. چون فایلهای CAD دیجیتال هستند، بهراحتی مانند فیلم و موسیقی، در اینترنت به اشتراک گذاشته میشوند. همانطور که رسانههای دیجیتال درگیر نقض قوانین کپی رایت هستند، سیستم اختراعات نیز با نقض قانون کپی رایت بهصورت گسترده درگیر خواهد بود؛ اما چالش یک جزء کلیدی از سیستم نوآوری است.
کارخانه در نوک انگشتان شما
تولید افزاینده! به این معنی است که چاپ سه بعدی این اجازه را میدهد تا کاربر در خانه شی فیزیکی تولید کند. چاپگر قطعات کوچکی از مواد را لایه به لایه چاپ میکند تا کل جسم را تشکیل دهد. چاپ سه بعدی میتواند اشیاء پیچیده نظیر قطعات موتور موشک، بافتهای بدن انسان نظیر گوش مصنوعی و یا حتی تفنگ را تولید کند.
دور زدن محافظت از اختراعات
اختراعات اسناد واقعی صادر شده توسط دولتاند. به این اختراعات هرچند کوچک ولی پراهمیت همانند یک هنر بها داده میشود. ثبت اختراع باعث اختصاصی شدن حق به مالک، ساخت، استفاده، فروش یا انتقال آن میشود. این حق اختصاصی رقبا را خارج از گود نگه داشته و این اجازه را به مالک میدهد تا اختراعش را تجاری سازی کند. اگر مردم این حق اختراع را دور بزنند، ارزش اختراع به شدت کاهش پیدا میکند و انگیزه مهم ثبت اختراع را تضعیف خواهد کرد.هر نسخه کپی از این اختراع باعث از دست رفتن یک فروش بالقوه توسط مخترع میشود. برای جلوگیری از این نقض، مخترع باید آگاه باشد که شخصی با استفاده از چاپگرهای سه بعدی در حال تولید اختراع ثبت شده وی است. این یک ماجرایی بسیار طولانی است چراکه این چاپگرها به شدت در مصارف خانگی و صنعتی گسترده شدهاند. مالک اختراع میتواند از کسانیکه نقض قانون کپی رایت را تسهیل میکنند شکایت کند. این افراد میتوانند فروشندگان چاپگرهای سهبعدی، تولیدکنندگان فایلهای CAD ، سایتهای اشتراک گذاری فایلهای CAD که دستورات لازم به چاپگر را میدهند، باشند.قانون کپی رایت انگیزه و قصد نقض این قانون را نیز ممنوع کرده است. Grokster خود قانون کپی رایت را نقض نکرد ولی مطمئنا به مردم برای نقض این قانون کمک کرد. دادگاه، Grokster را بخاطر القای نقض قانون تعطیل کرد. این اتفاق ممکن است برای موضوع ثبت اختراع نیز رخ دهد. یک مشکل بزرگ با این دیدگاه وجود دارد. نقض ثبت اختراع نیاز به اطلاعات دقیق از اختراع دارد. برای موسیقی هرکسی میداند که این آلبوم کپی شده است ولی درمورد وسایل خاص اینچنین نیست. صدهاهزار اختراع در حال حاظر موجود است و بهید خواهد بود که تمام اختراعات را بتوان کپی کرد. برای مثال فرض کنید یک دندانپزشک یک روکش پلاستیکی جدید برای دندان اختراع و ثبت میکند. مستقلا دندانپزشکی دیگر با همان ایده و فایل CAD از روکش مذکور وجود دارد. او فایل را با دوستان خود که چاپگر سه بعدی دارند به اشتراک میگذارد و همه آنها شروع به چاپش میکنند. دوستان این دندانپزشک نیز این فایل را با دوستان خود به اشتراک میگذارند و قضیه به همین طریق ادامه پیدا کند. هرکس که این روکش را چاپ کند ناقض قانون است اما پزشک اول چگونه همه آنها را پیدا کند؟ پس دندانپزشکی که فایل CAD خود را منتشر میکند، باید مانند یک مامور ثبت اختراع مراقب اختراعش باشد که این کارعملا غیر ممکن است.
ممکن است فایلهای CAD به تنهایی باعث نقض قانون شوند؟
به گفته پروفسور لوکاس از دانشکده حقوق دانشگاه Champbell، دادگاهها برای مقابله با این معضل باید بیشتر روی فایلهای CAD تمرکز کنند تا شی چاپ شده. ممکن است فایلهای CAD به عنوان نسخه دیجیتال ناقض قانون عمل کنند؟ فردی که فایل CAD مربوط به یک اختراع را میفروشد، باید ناقض قانون شناخته شود چراکه این فایل کل ارزش اختراع را داراست. اما اگر کسی فایل را داشت ولی به فروش نرساند چه؟ سیستم ثبت اختراع همواره دیگران را تشویق به بهبود اختراع قبل میکند، بنابراین داشتن فایل CAD بهصورت دیجیتال باعث بهبود تلاشها برای ارتقا اختراع قبلی است. هنوز معلوم نیست که دادگاه اقدام به رسیدگی به این مسائل بکند یا نه ولی چیزی که اجتناب ناپذیر است این است که چاپ سه بعدی سیستم ثبت اختراع موجود را تغییر خواهد داد. طنز بزرگ این است که یکی از بزرگترین اختراعات زمان ما در نهایت باعث تضعیف موتور اصلی اختراعات یعنی سیستم ثبت اختراع خواهد شد.
منبع: scientificamerican.com
سند شش دانگ الاغ
تصویر ارائه شده جزء قدیمی ترین اسناد صادره در کشور است.
سند زیر جزء قدیمی ترین اسنادی است که در کشورمان صادر شده است.اما نکته جالب این است که این سند که در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی صادر شده و متعلق به یک الاغ است.


اعتصاب کارگران شرکت مخابراتی ورایزن در آمریکا
بیش از ٤٠ هزار تن از کارگران و پرسنل شرکت مخابراتی ورایزن (Verison) در آمریکا، در اعتراض به آینده ای که مدیریت برای آنها در نظر دارد، که پرمخاطره و تیره و تار است، دست به اعتصاب زده اند. در سالهای اخیر شرکت فوق هزاران تن از پرسنل خود را از کار بیکار و کار آنها را بر حجم کار بقیه کارگران اضافه کرده است. در چند ماه گذشته در مذاکرات بر سر قرارداد جدید، مدیریت خواهان کاهش دستمزد، کاهش بیمه ها و باز گذاشتن دست شرکت در واگذار کردن بخشهایی از شرکت به شرکتهای قراردادی شده است. کارگران اعتصابی وریزان در نامهای از همه خواستهاند که نامههای اعتراضی به مدیریت شرکت نوشته و در کنار و حمایت کننده این کارگران باشند.
بابک زنجانی اعدام نمیشود!
امیرعباس سلطانی :
در این پرونده ردپای 10 مقام مسئول دیده می شود که هنوز تعیین تکلیف نشده اند.در این پرونده بازگشت بیت المال که در کار نیست از این رو باید دستگاه قضا دست های پشت پرده را رو کند.در صورتی که در فرصت مقتضی دستگیری رضا ضراب در ایران صورت می گرفت بسیاری از نقاط کور پرونده فساد نفتی اکنون باز شده بود.تنها نگرانی ما در خصوص پرونده متهم نفتی پاک کردن صورت مسئله است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582707
***
هشدار؛ از خوردن این نوع هندوانه اجتناب کنید
شاید شما نیز شنیده باشید که برخی از هندوانهها در برخی شهرهای جهان از جمله شهرهای قسمت شرق چین (یعنی جنوب و شرق ایران نیست؟) باز و ترکبرداشته هستند و فروشندگان، باز بودن آن را نشان از رسیدگی هندوانهها قلمداد میکنند؛ در حالی که مزرعهداران به هندوانه ها دوزهای چشمگیری از مواد شیمیایی رشد دهنده در هوای شرجی و مرطوب تزریق و روانه بازار می کنند.
برخی از پرورشدهندگان هندوانه و مزرعهداران با تزریق مواد شیمیایی قصد بزرگتر و سنگینتر جلوه دادن هندوانهها را دارند تا از این طریق بتوانند بیشتر سود کنند و هندوانهها را گرانتر بفروشند؛ در حالی که نمیدانند با این کار چه آسیبی به سلامت افراد وارد میکنند.
در واقع آنها از مادهای به نام فورکلرفنورون، نوعی سیتوکین استفاده میکنند که سرعت رشد میوهها و اندازه آنها را دو چندان میکند و حالت طبیعی و سالم آنها را از بین میبرد. این کار ناپسند و در بسیاری از شهرهای کوچک جهان به خصوص در کشور چین شایع است و باید هرچه زودتر این قبیل اقدامات خطرناک و صادرات این میوهها به نقاط دیگر متوقف شود.
در این شرایط، گاهی میوه آنچنان بزرگ میشود که میترکد. علاوه بر هندوانه، میوههای دیگری همچون کیوی و خربزه نیز دستخوش چنین تغییرات مضرری میشوند که اقدامی غیرقانونی تلقی میشود. این اقدام سبب افزایش سطح مسمومیت میوهها، کاهش کیفیت و سالم بودن میوهها میشود و موجب برخی تغییرات هورمونی در بدن انسان میشود.
منبع:http://tabnakbato.ir/fa/news/34368
***
ازدواج اجباری و دسته جمعی کودکان هندی
انتشار تصاویر اردواج دسته جمعی کودکان در یک شهر هندوستان در شبکه های اجتماعی این کشور واکنش افکار عمومی را در پی داشته است. به نقل از سی ان ان ترک این ازدواج های دسته جمعی در دو روز و در جریان جشنواره سنتی " آکشایا تریتیا " در شهر " چیتو گار" هند به وقوع پیوسته است.
در این تصاویر برخی کودکان که به اجبار در سنین 5 تا 10 سالگی عروس یا داماد شده اند در حال گریه هستند و والدین شان به آنها دلداری می دهند.
بر اساس گزارش ها این ازدواج بین 6 زوج کودک و در طی دو روز به وقوع پیوسته است.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/463465
انقلابی جدید در انرژی خورشیدی
فیزیکدانان خواص جدید رادیکال را در یک نانومواد کشف کردهاند.
این کشف جدید امکانات جدیدی را برای سلولهای ترموفوتوولتاتیک بسیار کارآمد فراهم میکند که میتواند حرارت را گرفته و آن را به برق تبدیل کند.
یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه ملی استرالیا و دانشگاه برکلی کالیفرنیا یک ماده جدید مصنوعی و یا فراماده را کشف کردند که در هنگام حرارت دیدن به طرز غیر معمولی میدرخشد.این یافتهها میتواند یک انقلاب در توسعه سلولهایی باشد که میتوانند حرارت تابیده شده را به برق تبدیل کنند.دکتر سرگئی کروک از مدرسه تحقیقاتی فیزیک و مهندسی اظهار کرد: سلولهای ترموفوتوولتاتیک نیروی بالقوه آن را دارند تا بسیار کارآمدتر از سلولهای خورشیدی باشند.این فراماده جدید بر موانع مختلف غلبه کرده و میتواند به رمزگشایی از نیروی بالقوه سلولهای ترموفوتوولتاتیک بپردازد.سلولهای ترموفوتوولتاتیک بیش از دو برابر کارآمدتر از سلولهای خورشیدی معمولی هستند. آنها به نور مستقیم خورشید برای تولید برق نیاز نداشته و در عوض میتوانند حرارت را به شکل اشعه مادون قرمز از محیط اطراف خود جذب کنند.فرا ماده این تیم تحقیقاتی، از ساختارهای نانومقیاس کوچک طلا و فلورید منیزیم تشکیل شده که گرما را در جهتهای خاص میتاباند.در مقایسه با مواد استاندارد که حرارت خود را در تمام جهات در یک طیف گستردهای از طول موج مادون قرمز منتشر می کنند، هندسه این فرا ماده همچنین میتواند طوری بهینهسازی شود که تابش را در محدوده طیفی خاصی بیرون دهد. این امر باعث میشود که این ماده جدید برای استفاده به عنوان یک ساتع کننده همراه با یک سلول ترموفوتوولتاتیک مناسب باشد.این پروژه در زمان کشف خواص شگفتآور این فرا ماده جدید توسط دکتر کروک آغاز شد. سپس تیم تحقیقاتی دانشگاه ملی استرالیا با دانشمندان دانشگاه برکلی کالیفرنیا که تخصص منحصر به فردی در ساخت این مواد داشتند آغاز به کار کرد.دکتر کروک گفت: تیم دانشگاه برکلی برای ساخت این مواد از امکانات فناورانه استفاده کردند.
اندازه یک بلوک ساختمانی منحصر به فرد از این فرا ماده آنقدر کوچک است که میتوان بیش از 12000 عدد از آن را یک تار موی انسان جای داد.
این پژوهش در مجله Nature Communications منتشر شده است.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/463471
در شهرهای سیلزده، مردم چگونه زندگی میکنند؟
حالا خیلی از روستانشینان خوزستان، روی پشتبامها زندگی میکنند، چون خانههایشان را آب گرفته و امروز در نخستین روز از برداشت گندمهایشان، به سوگ زمینهایشان نشستهاند که فقط آب گلآلود است و سنبله گندمهای کاشتهشدهشان در گل فرو رفته. امروز، برای آنها عزای عمومی است. به فاصلهای نهچندان دورتر، روستاهای لرستان هم که سیل به جانشان افتاد، یک هفتهای میشود که آب ندارند. تانکرهای آبرسانی برایشان کافی نیست.
سیلی که دو روز آخر هفته گذشته آمد، ٢١ استان را درگیر کرد و جان هفت نفر را گرفت.
در میان همه این ٢١ استان وضع خوزستان، لرستان و ایلام از همه بحرانیتر بود.
طغیان رودخانه دز از اواخر هفته گذشته، منجر به آبگرفتگی و خسارت به ٥٠ روستا در شهرستان شوش و دزفول در شمال خوزستان شد.
«امین»، پزشک ساکن اهواز میگوید: «سیل در شهر اهواز، خسارت چندانی وارد نکرد، اما به مناطق نزدیک شوش و روستاهای اطراف آن، خسارت زیادی وارد کرد، حتی ما شنیدیم که آنقدر تردد سخت بود و راهها بسته شده بود که مردم را با بالگرد از روستاها خارج کردند.» او ادامه میدهد: «آب رودخانه کارون، پس از سیل، حدود دو متر بالا آمده و روی نیمکتهایی که کنار رودخانه قرار دارند را گرفته. هنوز هم وضع به همان صورت است. جز این، شهر به روال عادی برگشته و مردم مشکلی ندارند.»
رضا ساکن دزفول: «سیل خسارت زیادی به زمینهای کشاورزی وارد کرد. آنها که در حاشیه رودخانه دز زندگی میکردند، همه دچار مشکل جدی شدند، خانههایشان را آب گرفته و زمینهای کشاورزیشان از بین رفته است. ساکنان این مناطق خسارت سنگینی از نظر مالی دیدهاند.»
«مردم این مناطق گندم، ذرت و صیفیجات کشت میکنند که در این سیل تمام این محصولات از بین رفت. همه اینها درحالی بود که اکنون در فصل برداشت قرار داریم، یعنی از اول اردیبهشتماه باید نخستین برداشت گندم انجام میشد، اما متاسفانه امروز اهالی این مناطق در سوگ زندگی از دسترفتهشان نشستهاند.»
«رسول» از اهالی دزفول، میگوید: «سیل که آمد، سه شهر دزفول، شوشتر و شوش بیش از همه آسیب دیدند. در شوشتر هم شعیبیه بیشترین آسیب را دیده. در این منطقه نزدیک به ١٨ روستا وجود دارد که همه آنها زیر آب رفتند و از همه مهمتر کشاورزیشان از بین رفت.»
«نیروهای ستاد بحران و امدادی خیلی ضعیف عمل کردند. مردم روستاهای شوش در محاصره آب هستند. بیشتر ساکنان و خانوادههای این روستا به شهر منتقل شدهاند و تنها یک نفر بهعنوان نگهبان باقی مانده که همان یک نفر باید روی پشتبام بماند.»
نصب نکردن سیلبند برای زمینهای کشاورزی، انتقاد دیگری است که از سوی این شهروند دزفولی اعلام میشود: «اگر برای زمینهای کشاورزی سیلبند نصب کرده بودند، این اتفاق رخ نمیداد. البته بهجز این موضوع، نکته دیگر این است که کشاورزانی که در سالهای گذشته زمینهایشان را بیمه کرده بودند، هنوز نتوانستهاند خسارتشان را بگیرند، بنابراین بیمه کردن زمینها هم فایدهای ندارد.»
به گفته او، در شهر اهواز هم بر اثر وقوع سیل، آب رودخانه کارون بالا آمده و ساختوسازهای غیرمجازی که در حریم رودخانه انجام شده، همه زیر آب رفت.
«موذنی» از ساکنان شهرستان شوشتر است. او که از نزدیک شاهد آبگرفتگی خانهها و خراب شدن زمینهای کشاورزی بود، از وضع ساکنان این شهرستان گلایه زیاد دارد: «متاسفانه در روستاهای بخش شعیبیه، امکان تردد وجود ندارد. مردم تمام خانهها را خالی کردهاند. آنها که توانستند به شهر بروند رفتند، مابقی یا در مدرسهها زندگی میکنند یا روی پشتبامها. تعدادی هم در مناطق مختلف چادر زدهاند.»
به گفته او، وضع زندگی مردم به شدت ناراحتکننده است. آنها در تامین نیازهای اولیهشان مشکل زیاد دارند. غذای مورد نیازشان را هم مردم مناطق دیگر میآورند.
یکی از شهروندان پلدختر میگوید: «بیش از یک هفته است که زندگی به جانمان حرام شده و با قطع شدن آب بر اثر طغیان رودخانه، زندگیمان مختل شده. ما حتی آب برای استحمام گرفتن نداریم و از سلامت آب آشامیدنی که تهیه میکنیم، مطمئن نیستیم.» به ما گفتهاند ١٥ تانکر در سطح پلدختر توزیع شده اما جز یکی، هیچکدام را ندیدهایم. این تانکر هم آنقدر دور است که باید برای رسیدن به آن سوار تاکسی شد، اما همه که نمیتوانند هر روز هزینه رفتوآمد بدهند. از سوی دیگر، آب معدنی هم الان دو برابر قیمت شده. مغازهداران سوءاستفاده کردهاند و آبها را گران کردهاند. این وسط مردم ماندهاند با بیآبی.»
شهروند دیگری میگوید: «برای تهیه آب آشامیدنی باید مسافت طولانی را تا شرکت آب و فاضلاب شهر طی کنیم، تازه وقتی هم به آنجا میرسیم آب تانکر تمام میشود.»
کیانی ساکن دیگر پلدختر است. او هم میگوید: «ما تاکنون تانکرهای آبرسانی و بستههای آب معدنی را در روستای خود مشاهده نکردهایم و برای تامین آب مجبور به استفاده از آب چشمههای اطراف روستا هستیم.»
شغل مردم روستاهای پلدختر، فقط کشاورزی است. آب رودخانه که طغیان کرد و سیل همه چیز را با خود برد، زندگی اهالی روستاها هم به هم ریخت. به گفته یکی از اهالی این منطقه، بارندگیهای اخیر و سیلی که آمد، حتی ادارات دولتی ازجمله دبستان ابتدایی، دبیرستان و مرکز مخابرات آن که در حریم رودخانه هستند را خراب کرد.
مردم ایلام: «خسارت سیل زیاد بوده، هم به ساختمانها و خانههای مردم و هم زمینهای کشاورزی. درحال حاضر ما در فصل برداشت گندم بودیم که این اتفاق افتاد. قبل از آن هم بارش تگرگ داشتیم که خسارت زیادی به زمینهای کشاورزی و محصولات آن وارد کرد.»
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582430
کشف یک سیاره در منظومه سهخورشیدی
تصور کنید صبح زیبایی را آغاز کردهاید با سه خورشید درخشان در آسمان. اگر میتوانستید روی سیاره KELT-4Ab زندگی کنید، صبح را به این صورت میدیدید.
به گزارش پایگاه اینترنتی «ساینس دیلی»، دانشمندان سیستم «سهستارهای» را کشف کردهاند که ۶۸۵ سال نوری از زمین فاصله دارد و نکته عجیب و غیرمعمول در مورد آن وجود سیارهای با مدار گردشی پایدار در مدار آن است.
سیستمهای چند ستارهای در جهان کاملا رایج و معمول هستند و تخمین زده میشود که تقریبا نیمی از کل ستارگان بخشی از آن هستند. اما نکته قابل توجه در کشف جدید وجود یک سیاره است.
ستارهشناسان همیشه در جستجوی «سیارههای فراخورشیدی» هستند که به دور دیگر ستارگان میچرخند. این کار را به وسیله رصد یک ستاره و دیدن اینکه آیا نور آن ستاره محو میشود یا نه انجام میدهند. اگر این اتفاق بیفتد به این معنی است که سیارهای از جلوی آن ستاره عبور کرده است.
به گزارش یونایتد پرس اینترنشنال، دانشمندان تاکنون هزاران سیاره فراخورشیدی را کشف کردهاند که بیشتر آنان دو ستاره داشتند.
کشف جدید حکایت از وجود یک سیاره غول پیکر گازی داردکه از حیث اندازه یک و نیم برابر مشتری در منظومه شمسی است.
KELT-4Ab
تنها به دور یکی از سه ستاره خود به نام KELT-A میچرخد و این چرخش سه روز طول میکشد. دو ستاره دیگر این سیستم به دور یکدیگر میچرخند. گردش یک دور کامل این جفت ۳۰ سال طول می کشد. از سوی دیگر چرخش آنها به دور ستاره اصلی این سیستم چهار هزار سال طول میکشد.
اینگونه سیارهها که «مشتری داغ» نامیده میشوند پدیده تازه کشفشدهای نیستند و دانشمندان نخستین سیاره رااز این نوع را در سال ۱۹۹۵ کشف کرده بودند. اما این کشف به هرحال مهم است زیرا اطلاعاتی در موردشکلگیری، حرکت و تکامل این سیارهها به دست میدهد.
تلسکوپ KELT ستارگان درخشان را در بخشهای وسیعی از آسمان رصد میکند و در جستجوی سیارههایی است که مدار چرخش بسیار نزدیکی به ستارگان دارند. زمانی که ستاره KELT-A هر چند روز یکبار محو میشد دانشمندان به این نتیجه رسیدند که سیارهای به دور آن درحال چرخش است.
پایگاه اینترنتی «گلوبال نیوز» به نقل از پروفسور جاستین کرپ یکی از اعضای گروه کشف KELT-4Ab میگوید «ما به دنبال یافتن این نکته هستیم که چگونه سیارهها در مکان نهایی درون مدار چرخش به دور ستارگان قرار میگیرند. تا اواسط دهه ۹۰ دانشمندان بر این عقیده بودند که سیارههای بزرگ گازی را تنها میتوان در فاصلهای بسیار دور از مدار ستارهای که به دور آن می چرخند یافت، مانند سیاره مشتری که در منظومه شمسی وجود دارد. اما کشف جدید این فرضیه را به کلی تغییر داد».
برخی نظریهها حاکی از است که سیارههای غولپیکر گازی که مدار بسیار نزدیکی به خورشید خود دارند، به خاطر خارج شدن از مدار اصلی خود اینچنین به خورشیدشان نزدیک شدهاند و احتمالا یک سیاره دیگر آنها را مدار اولیهشان بیرون انداخته است.
منبع: دانش و فن فارسی RF
شکنجه یک زن و 2 دخترش
آنها 21 روز غذا نخوردند اما هنوز زندهاند

اعظم زنده است، اعظم بعد از 21 روز شکنجه توسط شوهرش، هنوز زنده است؛ او و دخترانش 21 روز آب و غذا نخوردند، اما هنوز زندهاند؛ هدیه و هانیه دختران پنج و هفت ساله او هنوز نفس میکشند، اما دیگر هیچوقت از صدای زنگ در خانه خوشحال نمیشوند.اعظم هر شب که میخواهد بخوابد تمام 21 روز شکنجه را در خاطراتش مرور میکند، مرور میکند که چگونه شوهرش توانسته او را با چاقو آزار دهد، مرور میکند که وقتی آب را به زور در دهانش میریخته چقدر دیگر میتوانسته نفس بکشد، او هر شب که میخوابد به یاد شبهایی میافتد که درون یک صندوق فلزی بدون اکسیژن و در بسته قرار میگرفته و پاهایش میسوخته به دلیل اینکه شوهرش زیر صندوق آتش روشن میکرده است.اعظم میخواهد بخوابد، اما خیال دخترانش نمیگذارد؛ او حالا که میتواند بدون ترس از کسی به راحتی نفس بکشد، به یاد خفه شدن دخترش با دستان شوهرش میافتد، اعظم شبها صدای گریههای هدیه را به یاد میآورد و فقط گریه میکند.حالا اعظم زنی است که اگر نیروی انتظامی دیرتر به دادش میرسید، او نیز مرده بود، اعظم زنده است، اما زندگیاش به تصمیم دادگاه بستگی دارد به دلیل اینکه دادگاه اعلام کرده اگر حتی وثیقه 20 میلیون تومانی برای شوهرش بیاورند، او از زندان آزاد میشود.
روایت «اعظم»...
اعظم یک زن 30 ساله با دیپلم انسانی، یکی از مثالهای تمام زنانی است که مورد خشونتهای وحشتناک شوهر معتادش قرار گرفته و حالا منتظر است تا ببیند دادگاه در مورد شوهر او چه تصمیمی میگیرد.او وقتی دارد با من صحبت میکند دستانش را با روسری بلندی که دارد، میپوشاند، نمیخواهد من برشهای عمیق دستش را که شوهرش با لبه شکسته سینی فلزی به وجود آورده، ببینم، او نحیف و لاغر است و ترس عجیبی صدا و نگاه او را فراگرفته است؛ چهرهاش مات و مبهوت مانده، چشمانش خیره به روبهرو و ذهنش در دنیای دیگری سیر میکند، به سختی میتواند با ما ارتباط برقرار کند.صورت و گردنش پر است از علائم سوختگی که حالا بعد از 10 روز فاصله از شکنجه 21 روزه، هنوز نیز خوب نشدهاند؛ اعظم سه و دخترانش یک شبانهروز به علت جراحات وارده در بیمارستان بستری بودهاند؛ در توصیف اینکه چگونه حرف میزند تنها کافیست بگویم حرف که میزند، بعید است «بغض» نکند.اعظم و شوهرش 12 سال است که با هم زندگی میکنند و در این مدت انواع خشونتها را نسبت به اعظم انجام داده تا حدی که پیش از این اتفاق، اعظم سه بار مدرک پزشکی قانونی گرفته و اقدام به شکایت کرده است، اما بعد از آن به علت ترس از تهدیدات شوهرش و بی پدر شدن بچههایش، شکایتهای خود را پس گرفته است.به گفته اعظم، شوهرش از ابتدای ازدواج مواد مصرف میکرده است، در اوایل تریاک و بعد از آن کریستال و شیشه.روز دوم فروردین همین امسال بوده که پدرشوهر اعظم که با آنان زندگی میکرده است، برای سفر کوتاهی به قوچان رفته و بعد هم شوهر اعظم، زن و بچههای خود را به طبقه پایین خانه برده، پردهها را کشیده و شروع به تهدید، آزار و اذیت آنان میکند، او زنش را به میله گازی در اتاق پشتی میبندد و دست و دهانش را نیز با دستمال میبندد تا صدایی از او به گوش همسایهها نرسد.در مدت 21 روزی که اعظم و دخترانش در خانه محبوس بودند، هیچ غذایی نبوده که حتی دختران از آن بخورند، پدر بچهها هم وقتی از خانه بیرون میرفته است، در را قفل میکرده تا کسی نتواند به خانه وارد یا از آن خارج شود.به گفته خود اعظم شکنجهها و آزارهایی که توسط شوهرش دیده است بسیار وحشتناک بوده و اصلا کار یک انسان با روان سالم نبوده است، شوهرش او را داخل صندوق فلزی میانداخته و درش را قفل میکرده تا از نبود اکسیژن خفه شود.گاهی اوقات نیز زیر صندوق، اجاق گازی را روشن میکرده و پاهایش را میسوزانده، یکی دیگر از شکنجههایش این بوده که پارچهای را آتش میزده و بر روی بدن برهنه همسرش میانداخته است؛ با چاقو تمام بدن اعظم را برش میزده و بعد او را بر روی سیمان پشتبام خانه میکشیده تا حدی که لباسش پاره میشده و جراحتهای بدی برمیداشته است.در مجموع، این 21 روز میگذرد و یک شب شوهرش مردی غریبه را به خانه میآورد، او که توهم خیانت داشته است به مرد غریبه میگوید که تو همسرم را میشناسی و با هم رابطه داشتهاید، مرد که اوضاع زن و بچهها را میبیند به بیرون رفته و به پلیس زنگ میزند؛ به هر حال بعد از پنهان شدن و فرار کردن شوهر اعظم، پلیس او را گرفته و به بازداشتگاه میبرد، اعظم و دو دختر نیز توسط اورژانس اجتماعی به بهزیستی واگذار میشوند.اعظم وقتی دارد از تهمت شوهرش به خود، حرف میزند، انگار درد بیشتری میکشد، انگار نمیتواند با این موضوع کنار بیاید و میگوید فقط خدا شاهد است که چه اتفاقاتی افتاده، میگوید:«از ابتدای ازدواج هر زمان که به بیرون میرفت در خانه را قفل میکرد، دیگر نمیدام چه بگویم».
«هانیه» و «هدیه»
هانیه دختر بزرگتر اعظم تازه وارد هشت سال شده است و هدیه دختر کوچکترش پنج سال دارد، هانیه باید امسال کلاس اول خود را میگذراند، اما بعد از اینکه دو ماه به مدرسه رفته، پدرش دیگر به او اجازه مدرسه رفتن نداده است.فک و سه دندان هانیه در مدت زندانی بودن در خانه، توسط کسی که شاید به تردید آن را پدر خود بداند، شکسته است، هدیه هم توسط پدرش کتکهای زیادی خورده است؛ به گفته مادرشان، این دو دختر در زمان 21 روز زندانی بودن، هیچ غذایی نخورده بودند، پس از دستگیر شدنشان توسط پلیس و مداخله اورژانس اجتماعی، به حمایت و موافقت سازمان بهزیستی خراسان رضوی، این دو دختر به یک مرکز خیریه نگهداری از کودکان بیسرپرست به نام«سراج رضوی توس» منتقل میشوند.علی صدری، یکی از اعضاء هیات مدیره مرکز نگهداری سراج رضوی توس است، خوشبختانه او این خانواده را از قبل میشناخته و توسط او و حمایتهای بهزیستی استان، کارهای اداری انتقال و نگهداری دختران و رسیدگی به اعظم سریعتر انجام شده است، به گفته صدری، دختران بعد از آزاد شدن از خانه به مرکز نگهداری رفته و تحت رواندرمانی قرار گرفتهاند.او میگوید که حال دختران از نظر روحی بهتر شده، اما هنوز وقتی صدای در را میشنوند، از اینکه شاید پشت در کابوس پدر در انتظارشان باشد، میترسند، هانیه و هدیه وقتی به پارک میروند، از اینکه ممکن است پدرشان را ببینند واهمه دارند.
روایت خواهرشوهر از شکنجه ها
«اگر برادرم بفهمد اعظم اینجاست و ما از او نگهداری میکنیم، حتما هم من و هم فرزندانم را میکُشد، او رحم ندارد، تنها کسی است در خانواده که موجب سرافکندگی ما شده است، آنقدر مادرم را کتک زد، که او را هم کشت؛ پدرم را هم میزند و همه را تهدید به قتل میکند، اینها سخنان نسرین، خواهرشوهر اعظم است، البته «نسرین» اسم مستعار است زیرا از اینکه حتی نام کوچکش در گزارش بیاید واهمه دارد، او تنها نفری است که حاضر شده به اعظم کمک کند و از او نگهداری کند.نسرین اظهار میکند: «پدر و مادر اعظم فوت کردهاند؛ چند روز پیش به برادر اعظم زنگ زدم و گفتم اینچنین اتفاقی برایش افتاده است، برادرش در مقابل حرفهای من نه اینکه کاری نکرد بلکه گفت فرض کنید من مردهام و بعد گوشی تلفن را قطع کرد»، نسرین علاوه بر اینکه خواهرشوهر اعظم است، دخترعمه او نیز هست.او میگوید: یک بار که اعظم برای قهر به خانه آنان آمده بود، شوهر اعظم برای آشتی کتابی را کادوپیچ کرده و فرستاده بود، اما زمانی که کتاب را بازکردیم در میانش چاقویی را به نشانه تهدید دیدیم.نسرین معتقد است برادرش به خاطر موادی که مصرف میکند دچار توهم شده است، میگوید یک بار که با من تماس گرفته بود، اصرار داشت بگوید مردی غریبه پیش من است و با من ارتباط دارد، او در خصوص «وحشیگریهای برادرش» میگوید که شوهر اعظم بینی او را شکسته و حتی مقعد او را با چاقو پاره کرده است، با اینکه در خانه قفل بوده، از هانیه دختر بزرگش میپرسیده وقتی من نبودم، چه کسی به خانه آمده، وقتی هم که جوابی از او دریافت نمیکرده گلوی او را تا حدی فشار میداده که به خفگی و کبودی میرسیده است.نسرین ادامه میدهد: «وقتی میخواستیم اعظم را به بیمارستان ببریم، متوجه شدیم که شوهرش تمام مدارک شناسایی او را سوزانده، شوهر اعظم به دوستانش گفته است که شب آخر میخواستم هر سهشان را بکشم، در چاه بیندازم و آتش بزنم بعد هم بگویم که خودشان از خانه رفتهاند و قهر کردهاند».نسرین هنوز نگران است از اینکه برادرش چند روز آینده از بازداشت آزاد میشود زیرا در طی روزهای گذشته یکی از دوستانش برای آزادی او وثیقهای را تهیه کرده بود، اما خوشبختانه دادگاه این وثیقه را نپذیرفته بود.اعظم و دخترانش سه وکیل برای دفاع از حق خویش دارند، این وکلا در تلاشند تا پرونده را از دادگاه کیفری به جنایی منتقل کنند تا در خصوص جرم او، مجازات سنگینتری تعلق بگیرد، در غیر این صورت، شوهر اعظم با یک وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد میشود.
برخی زنان همیشه به دلیل دلسوزیهای خود که گاه نابهجا است، موجب میشوند این خشونتها روز به روز بیشتر و خطرناکتر شوند، در بسیاری از موارد ترس و بیپناهی زنان موجب خشونت بر علیه آنان میشود؛ علاوه بر ترس از خشونتهای بعدی، ترسهای بیجا و بیآبرویی نیز بر افزایش و گسترش خشونت علیه زنان، دامن میزند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/463611
رسیدگی دولت به مطالبات اپراتورهای پستهای فشارقوی برق

جمعی از نمایندگان مجلس با امضای طوماری خطاب به محمد باقر نوبخت، ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، خواستار رسیدگی به مطالبات کارگران پست های فشار قوی برق شدند.
در این نامه که به امضای چند تن از نمایندگان مجلس رسیده از پیمانی بودن، عدم امکان ارتقاء شغلی و محرومیت از کلیه مزایای حقوقی و رفاهی به عنوان مشکلات این اپراتورها نام برده شده و آمده است: باتوجه به تخصصی و حاکمیتی بودن کار در شبکههای انتقال نیروی برق، طبق اصل 44 قانون اساسی بند (ج) ردیف (5)، شبکههای انتقال برق از خصوصیسازی مستثنی شدهاند. با توجه به موافقت نمودن وزارت نیرو با جذب نامبردگان و همچنین جلسات متعدد در کمیسیونهای انرژی و اجتماعی در راستای یکسانسازی حقوق و مزایای نامبردگان با نیروهای رسمی و پیمانی و نیز باتوجه به درخواست وزارت نیرو طی نامه به شماره 530/48585/94 مورخ 13/11/94 از سازمان مدیریت و برنامهریزی در رابطه با تخصیص قرارداد کارگری دائم برای نامبردگان، موضوع در شورای عالی اداری سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در دستور کار قرار گیرد و نتیجه به اطلاع نمایندگان مجلس برسد.
ایلنا
«چرا ایمان در حال زوال است؟»
بررسی کتاب «جهل مقدس» نوشتۀ اولیویه روآ
آلن وولف
یک قرن است جامعهشناسان از خود میپرسند آیا دین در عرصۀ زندگی عمومی دوام خواهد آورد؟ بر خلافِ نسل گذشته، متفکران معاصر غالباً از احیای دوبارۀ دین در جامعه سخن گفتهاند. اولویه روآ، اسلامشناس مشهور فرانسوی، چندان موافق نیست. او معتقد است بنیادگرایی، با ادیان سنتی تفاوتهای فراوانی دارد.

مراسم مدیتیشن بوداییان در حضور دانشآموزان آمریکایی، راسل برند، دیوید لینچ و بری زیتو در صف اول مراسم.
به عقیده اولویه روآ، اسلامشناس مشهور فرانسوی، اگر دین در جهان مدرن در حال زوال است، فرهنگ هم با همین روند مواجه است. از یکطرف با چندفرهنگگرایی روبهروئیم: بزرگداشتِ تنوع، تا حدی که همۀ فرهنگها، با نگاه و احساسی یکنواخت، منحل و بیمصرف میشوند. از این مهمتر، جهانیسازی را داریم که ایمانِ واقعیِ جهان امروز است، و همه سنتهای محلی را زیر یوغ قواعد بازار کشیده است. زیر نفوذ این دو، چهبسا دین تمام پیوستگیهایش را با فرهنگی که محمل آن بوده است از دست بدهد. جاکارتا، پایتخت پرجمعیتترین کشور مسلمان جهان، هشتهزار کیلومتر دورتر از شهر مقدسِ مکه است، و در عین حال، خود مکه هم بیشترِ ویژگیهای فرهنگ عربی خود را از دست داده است.
مرجع: NYTimes
«با لبخند کارکردن» چگونه به زنان آسیب میرساند؟

مباحث نابرابریِ جنسیتی در محیط کار، اغلب روی نشانههای آشکاری از نبود توازن میان زن و مرد تمرکز دارند: نابرابری دستمزد، تاوان مادری یا فقدان مرخصی با حقوق و... . اینها همه، مسائل مهمی هستند که اگر حل شوند، وضع زنان بهبود خواهد یافت. اما چیزی که سختتر میتوان به آن پرداخت و ابعادش را مشخص کرد، این است که آن چه جامعهشناسان «کار عاطفی» نامیدهاند، به چه روشهایی موجب تقویت نابرابری جنسیتی در محیط کار میشود.
ویژگی کلیدی اقتصاد مدرن و چیزی که باعث تفاوت آن با گذشته شده است، این است که خروجی بسیاری از کارها نامرئی شده است.
آرلی هاکشیلید در کتاب اندیشهآفرین خود، "قلب مهارشده"، توضیح میدهد که انتقال از اقتصادِ مبتنی بر تولید به اقتصادِ مبتنی بر خدمات، چگونه باعث کالایی شدن عواطف شده است. بحث هاکشیلد این است که کارکنان در مشاغل خدماتی ، برخلاف مشاغل تولیدی، کالای اقتصادی ملموسی تولید نمیکنند. درعوض از آنها خواسته میشود که «خدمت خوب» عرضه کنند. نحوۀ تعریف و پذیرفتهشدنِ این عبارت نشان میدهد که سازمانهای خدماتی از کارکنانشان انتظار دارند وضعیتی عاطفی را در خودشان و دیگران ایجاد کنند و بفروشند.
«کار عاطفی» به چه روشهایی موجب تقویت نابرابری جنسیتی در محیط کار میشود.
این مسئله انبوهی از سؤالات را ایجاد کرده است: وقتی سازمانها میتوانند از کارکنان بخواهند احساس شادی و اشتیاق و رضایتمندی داشته باشند تا چک حقوق ماهیانهشان را دریافت کنند، چه کسی صاحب عواطف است؟
هاکشیلد دست میگذارد روی کاری که در صنعت هواپیمایی صورت میگیرد. او نحوۀ فروش تجارب عاطفی مهمانداران به مسافرن را مستند کرده است. مهمانداران باید مطمئن شوند که مسافران احساس مورد توجه بودن و امنیت دارند؛ نه اینکه صرفاً بادامزمینی یا نوشیدنی تعارف کنند. آنها احساس تمکین را در خود جمع میکنند و هرگونه حس آزردگی و اذیت و عصبانیت را که ممکن است در پاسخ به مسافرانِ پرتوقع یا بیادب بروز کند، سرکوب میکنند. حرفههای دیگر نیز عواطف دیگری را به خدمت میگیرند. مثلاً شرخرها، ترغیب میشوند که با تظاهر به تخاصم و ستیزه، بدهکاران را وادار به پرداخت وجه کنند. این هنجارهای ناهمگونِ عاطفی بسیار حائز اهمیت هستند؛ چراکه میتوانند نابرابریهای جنسی را بازتولید کنند. همانطور که هاکشیلد اشاره میکند، این که از زنان خواسته میشود عواطف سنتی زنانه بروز دهند، بسط دهندۀ این ایده است که برخی مشاغل، مختص زنان و برخی دیگر مختص مردان هستند. بنابراین، مهمانداریِ هواپیما، با همۀ انتظاراتِ رسیدگی به مسافران، شغلی معمول برای زنان تلقی میشود؛ درحالیکه خلبان یا مسئول کنترل پرواز بودن برای یک زن ممکن است تا این حد مناسب به نظر نرسد.
کار عاطفی در صنعت هواپیمایی همچنین پیامدهایی نامطلوبی برای کارکنانی که از اقلیت ها هستند، دارد. گرچه این پیامدها در سازوکارهایی بسط مییابندکه با آنچه هاکشیلد درکتابش توصیف میکند، متفاوتاند. لواندا اونزِ جامعهشناس،در بررسی خلبانان و مهمانداران سیاهپوست، کار عاطفیِ پرتنش و تقریباً مستمری را مشاهده کرد که در پاسخ به عبارتهای نژادپرستانۀ مسافران و همکاران بود.
برای مثال یک مسافر سفیدپوستِ زن، به خلبانی سیاهپوست نزدیک میشود تا بگوید از پرواز با او میترسد؛ چراکه دیدن تبلیغات فیلم «هواپیمای روح»، با بازی اسنوپ داگ، متقاعدش کرده است که او مانند رپری که حشیش کشیده باشد، هواپیما را به پرواز درمیآورد. یک بار دیگر هم مسافری در محوطۀ ورودی میگوید: من خوش ندارم این کاکاسیاه هواپیمای ما را براند. فراتر از همۀ اینها، کارکنان سیاهپوست هواپیمایی، اظهار میکنند که برای اثبات صلاحیتشان، در معرض سؤالات بیشمار همکارانشان قرار گرفتهاند.
شرکتهای هواپیمایی برای مقابله با چالشهای مشخص نژادپرستانه که کارکنان رنگینپوست با آن مواجهاند، برنامهای ندارند. به همین علت این کارکنان اغلب مجبور میشوند تا سطح بیشتری از کار عاطفی را بهتنهایی به دوش بکشند. این مسئله گاهی اوقات ناشی از حرفها و رفتارهای دیگر کارکنان سازمان است.
قطعاً کار عاطفی به صنایع هواپیمایی محدود نمیشود. جنیفر پایرس، جامعهشناسی در دانشگاه مینسوتا، دریافت که در مشاغل حقوقی، توقع انجام کار عاطفی دربارۀ زنانِ شاغل در هر بخش از این رشته صدق میکند. بهعبارتدیگر، عموماً به وکلای مرد اجازه داده میشود و حتی از آنها توقع میرود که سلطهجو و قدرتطلب باشند؛ درحالیکه این موضوع به وکلای زن تسری نمییابد. آنها اگر بخواهند با این هنجارهای عاطفی همسو شوند، دائماً توبیخ میشوند. درعینحال، طبق توصیف دستیارهای حقوقی زن، از آنها انتظار میرود که در مقابل وکلایی که اغلب هم مرد هستند، محترمانه و حمایتآمیز رفتار کنند؛ اما دستیاران مرد در معرض چنین هنجارهایی نیستند. بنابراین حتی زمانی که زنان در مشاغل مردانه فعالیت میکنند نیزتوقعات عاطفی که بهدرستی زنانه تصور میشود، همچنان به نحوی وجود دارد و کار را برای زنان سختتر میکند. یک بار دیگر بخش پنهانِ این کار، باعث میشود کمتر به چشم بیاید وگرنه زحمتِ آن کمتر نیست.
علی الظاهر کار عاطفی در اقتصادی که مشاغل خدماتی در آن شایعاند، عادی و معمول به نظر میرسد. ولی همانطور که بسیاری از پژوهشها نشان میدهند، فشار ناشی ازایجاد حالتهای خاص عاطفی ممکن است برای برخی کارمندان نسبت به سایرین طاقتفرساتر باشد. وقتی بحث از نابرابریهای مختلفِ محیط کار مانند شکاف دستمزد و فقدان تنوع در مشاغل خاص به میان میآید، بسیار حیاتی است که دربارۀ این موضوع بیندیشیم: کارِ مخفی چقدر در تعیینِ اینکه کار چگونه صورت گیرد و چه کسی فرصت انجام آن را بیابد، مهم است؟
منبع: آتلانتیک
زنان در کدام محیط شغلی رضایت بیشتری دارند؟

وبسایت فیریگودباس:
زنان در آن دسته از محیطهای کاری که با ایشان برخوردی صمیمی و دوستانه میشود، رضایت شغلی بیشتری را دارند.
مؤلفههایی که با احساس بهروزی شغلی زنان همبستگی معنادارتری دارند، به دو دسته تقسیم میشوند: زنان با سیاستهای حمایت از خانواده موافقند و علاقمندند سایر زنان را در مناصب ریاستی ببینند.
فیریگودباس در سال ۲۰۱۵ راه اندازی شد و به «گلاسدور زنان» و «فریادی برای سیاستهای مرخصی زایمان» معروف شد. مجموعهدادههای این سایت به «جوانان و ثروتمندان» گرایش دارد: تقریباً ۶۵درصد پاسخدهندگان به نظرسنجیهای سایت، کمتر از ۳۵ سال دارند و ۷۳درصد درآمدی بیش از پنجاههزار دلار در سال را گزارش کردهاند.
زنانی که معتقدند در محل کارشان با هر دو جنس برخورد عادلانهای صورت میگیرد، رضایت بسیار بیشتری از محل کارشان دارند تا زنانی که خلاف این را گزارش دادهاند.
مشاهدۀ تنوع جنسیتی در ردههای بالای مدیریتی، دستکم باعث میشود زنان دربارۀ کارفرماهایشان بهتر فکر کنند.
مؤلفۀ دیگری که با آن میتوان میزان رضایت شغلی را پیشبینی کرد، «خانوادهدوستی» و «فرهنگ برقرارکردن تعادل میان کار و زندگی» است.
۸۳درصد افرادی که نمرۀ ۵ دادهاند و از شغلشان راضی هستند، گفتهاند کارفرماهایشان برای «خانوادهدوستی» اهمیت قائلاند؛ در مقابل فقط ۳۰درصد ناراضیانی که نمرۀ ۱ دادهاند چنین عقیدهای دربارۀ کارفرماهایشان دارند.
مزیّت مرخصی زایمان یکی از شاخصهای بسیار مناسب و مستقلی است که نشان میدهد زنان در چه مراکزی به کارشان علاقهمندند. یک نمودار جالبتوجه نشان میدهد که تقریباً نصف کسانی که در نظرسنجی فیریگودباس نمرۀ ۱ دادهاند، فقط ۶ هفته مرخصی گرفتهاند؛ درحالیکه بیش از ۶۰درصد کسانی که نمرۀ ۵ دادهاند، ۱۲ هفته یا بیشتر مرخصی گرفتهاند.
قطعاً سردرآوردن از مؤلفههایی که در رضایت شغلی زنان نقش دارند، مشابه سیاستهایی نیست که در پیِ محیط کاری منصفانه و امکان موفقیت زنان هستند.
زنان بهخاطر کارِ گروهیای که با مردان انجام میدهند، امتیاز نمیگیرند. اما با تمام اینها برای پروژههای فمینیستی و نیز کارفرمایانی که تلاش میکنند از استعداد زنان بهره ببرند، هنوز مفید است که تلاش کنند بفهمند دقیقاً چه چیزی باعث میشود زنان احساس کنند در کار خود درحال رشدکردن هستند. برخی مؤلفههایی که در بررسی فیریگودباس برجسته شده است، میتواند برای شادتر و عادلانهتر کردنِ محل کار برای زنان کلیدی باشد مثل سیاستهایی که از هماهنگکردن کار با فعالیتهای زندگی حمایت میکنند.
http://tarjomaan.com/vdci.zayct1a3ubc2t.html