امن ترین مکان برای زنجانی زندان است!
امیرعباس سلطانی نماینده مردم بروجن(با اشاره به تلاش وزارت نفت برای بازگرداندن بدهیهای زنجانی به این وزارتخانه):
زنگنه به هزار و یک دلیل به دنبال به نتیجه رسیدن پرونده زنجانی است.وزیر نفت به غیر از دلایل اقتصادی و مالی پرونده زنجانی، دلایل دیگری دارد که با به نتیجه رسیدن پرونده زنجانی به آن دست پیدا میکند.عضو کمیته پیگیری پرونده زنجانی در مجلس در ادامه با اشاره به تلاش وزیر نفت برای دریافت حکمی مستقیم از بابک زنجانی برای فروش اموالش در کشورهایی نظیر تاجیکستان، مالزی و ترکیه است. زنجانی ابتدا میگفت که این حکم را در اختیار زنگنه میگذارد که در ادامه دیدیم مجددا وی دبه کرد، بنابراین زنجانی تاکنون به هیچوجه حاضر نشده تا بدهیهای خود را تسویه کند. بنده معتقدم وقتی زنجانی حاضر نیست با قید ضمانت آزاد شود، این بدین منظور است که وی حتما در خطر بوده و اعتقاد دارد که امنترین مکان برایش زندان است.
باشگاه خبرنگاران
***
واکنش معاون زنگنه به مصوبه بنزینی مجلس
عباس کاظمی معاون وزیر نفت :
اعتقادی به عرضه بنزین چند نرخی نداریم، هم اکنون به عرضه کارتی بنزین نیازی نیست. در صورتی که دولت ابلاغ کند، ملزم به اجرا خواهیم بود اما اعتقادی به دونرخی بودن بنزین نداریم. با توجه به شرایط کنونی پیشنهادمان تک نرخی ماندن بنزین است و دلیلی نمیبینیم که بنزین چند نرخی عرضه شود.
مهر
***
۳ آمار متناقض از صادرات نفت
مرور سخنان اخیر چند تن از مسئولان ارشد دولت علاوه بر اینکه نشاندهنده تناقضات آشکار در خصوص میزان صادرات نفت است، این شبهه را تقویت میکند که بخشی از سهم پالایشگاههای داخلی صادر میشود.
از صحبتهای ذکرشده این آمار قابل برداشت است:
میزان صادرات نفت پس از برجام
1-رئیسجمهور: 2 میلیون و 100 هزار بشکه
2-وزیر اقتصاد: 1 میلیون و 700 هزار بشکه
3-معاون اجرایی رئیسجمهور: 2 میلیون بشکه
***
اعلام جنگ مجلس بحرین علیه ایران!
مجلس رژیم بحرین که خود یکی از حامیان تروریسم و ناقضان حقوق بشر در منطقه به شمار می رود در بیانیه ای خواستار اعلان جنگ کشورهای عربی در مقابل آنچه تروریسم ایران و جنبش حزب الله لبنان خواندند، شدند. پایگاه الایام بحرین نوشت: نمایندگان مجلس این کشور در نشست اخیر خود خواستار توقف آنچه اقدامات و رفتارهای ایران و حزب الله در قبال کشورهای عربی به ویژه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خواندند، شدند.بنابر این گزارش نمایندگان مجلس بحرین ضمن ادعای دخالت ایران و حزب الله در امور و سیاست های منامه، از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و اتحادیه عرب خواستند که موضعی مشترک برای مقابله با تهدیدات اتخاذ کرده و علیه آنچه تروریسم ایران و حزب الله خواندند اعلان جنگ کنند.
***
راهکار عارف برای دور دوم انتخابات
محمدرضا عارف، رئیس شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان:
باید انتخابات را تهرانیزه کنیم، مرحله اول را پیروزی مردم می دانیم. مرحله دوم باید پیروزی گفتمان ما باشد. گفتمان ما گفتمان انقلاب است.با جمعبندی که از دور اول انتخابات داشتیم امیدواریم که حضور مردم در دور دوم تکمیل کننده دور اول باشد.
جماران
***
کنایه های ظریف به عربستان
ظریف، وزیر خارجه :
حاصل 22 ماه دیپلماسی بیسابقه – توافق تاریخی (برجام) – در ماه ژانویه رسما اجرایی شد. با این حال علیرغم این دستآورد مهم، واقعیت نگرانکننده آن است که ما اکنون با چالشی بزرگتر مواجه شدهایم.آنهایی که زمانی پشت دود ناشی از بحران ساختگی برنامه صلحآمیز هستهای کشور من پنهان شده بودند، بر ماجراجوییهای خسارتبار خود افزودهاند. اینان از سر استیصال، به چیزهایی پناه بردهاند که همه ما باید طی سالهای آتی و شاید دهههای بعد با آنها زندگی کنیم.برخی از کسانی [کشورهایی] که علیه برجام دست به تحریک میزدند آشکارا تلاش کردند تا منطقه را به ورطه جنگ فاجعهبار دیگری بکشانند.آنها همه تلاش خود را بهکار گرفتند – و به کار میگیرند – تا متحدین غربشان را قانع کنند که به تابوی عدم همکاری با ایران بازگردند. آنها بارها با بیاعتنایی واضح به قوانین بینالمللی، به بالابردن تب حمله نظامی و حتی هستهای به کشور من پناه بردند.آنها به شکل هشدارآمیزی، برخی حتی بر حمایت خود از افراطیگرایی شبهنظامی افزودند، با این باور که این افراطگرایی میتواند ابزاری برای حصول اهداف کوتاهمدت سیاسی باشد. نتایج فاجعهبار این تلاشها برای همه به وضوح قابل مشاهده است.این بازیگران در حالی که بخش زیادی از دلارهای نفتی مردم خود را صرف تسلیحات نظامی کردهاند، بختهای سیاسی خود را با همان سرعتی که قیمت نفت نزول میکند، از دست میدهند.در عین حال، افراطگرایانی که آنها به بار آوردهاند دیگر تنها برای دیگران در منطقه تولید وحشت نمیکنند بلکه تمام جهان را دچار وحشت کرده و حتی دست کسانی که به آنها غذا دادهاند را هم گاز میگیرند.
ناگفتههای خواهر «بابک زنجانی»
روند بازداشت برادرش بابک تا صدور حکم پرونده پرداخت
نوبهار زنجانی، یکی از خواهران بابک زنجانی:
دی ماه 92 بود و تب و تاب رسانهها روز به روز بیشتر و بیشتر میشد. تمام دوستان و آشنایان به محض اینکه ما را میدیدند خطر را گوشزد میکردند. با برادرم صحبت میکردیم و میگفتیم همه میگویند تو باید مراقب باشی. حواست به اوضاع کارهایت هست؟ همه میگویند نباید خودت را رسانهای کنی و از رسانهها باید دور شوی. ما را دعوت به آرامش میکرد و میگفت مشکلی نیست و خیالتان راحت باشد.
بابک خیلی اهل توضیح دادن نبود و مسائل کاری خود را اصلا بازگو نمیکرد. کلاً آدم توداری بود و اصلا اهل اینکه دوستان و همکارهایش را ببینیم نبود. به خاطر همین سر از کارهایش در نمیآوردیم و ما هم دخالت نمیکردیم. تا زمانی که نامش در لیست تحریمها قرار گرفت و از تلویزیون اسمش را شنیدیم، نمیدانستیم مشغول دور زدن تحریمهاست. چون به کارهایش مسلط بود و به او اعتماد داشتیم ولی خودمان از طریق صحبتهای دوستان و آشنایان خیلی نگران بودیم.
دهم دی ماه شد. مادرم زنگ زد و از شدت گریه نمیتوانست صحبت کند. من سر کار بودم. آن موقع در مجموعه VIP مشغول به کار بودم. خودم را به خانه رساندم. اورژانس مقابل درب خانه بود. بین مادرم و برادرم وابستگی شدیدی وجود داشت زیرا بابک کلاً آدم بیآزاری بود و فرزند صالح پدر و مادرم بود. گویا برادرم تماس گرفته بود و به مادرم گفته بود چند روزی نمیتواند خانه بیاید و مادرم غش کرده بود. بنده خدا برادرم دوباره چند دفعه زنگ زده بود و دیگر مادرم نتوانسته بود صحبت کند. به راننده برادرم زنگ زدم و ایشان هم تایید کرد که چندین ساعت همانجا که بابک را پیاده کرده، ایستاده ولی هنوز نیامده است. از دو ساعت بعد سایتها قیامت کردند که میلیاردر نفتی بازداشت شد. میلیارد نفتی بازداشت شد.
بابک دوباره تماس گرفت و گفت مشکلی نیست و زندگی عادی و شخصی خود را داشته باشید و به کارهای من هم دخالت نکنید و فقط مراقب سلامتی خودتان باشید. چند روز گذشت تا اینکه یکی از مدیرهای بابک تماس گرفت و گفت به دادسرا بیایید. از دادسرا به خانه برگشتیم و نمیدانستیم چکار باید بکنیم. بابک به مادرم زنگ زده بود، مادرم گفته بود که دادسرا بودیم. بابک گفته بود مگر نگفتم هیچ کجا نروید. مدتی گذشت تا اینکه متوجه شدیم پرونده به محل دیگری در بازپرسی کارکنان دولت منتقل شده است. پس از یک ماه بیاطلاعی از بابک، هم دلتنگ شده بودیم هم نگران؛ زیرا نه تلفنی زده بود و نه خبری از او داشتیم زیرا گهگاهی تماس میگرفت.
پس از مدتها که فکر میکنم حدود سه ماه بعد از بازداشت بود، توانستیم بابک را ملاقات کنیم. متوجه شدیم در اتاقی در اوین به سر میبرد. به ملاقات رفتیم اما اجازه ورود به کل خانواده ندادند و فقط من و مادرم رفتیم. بازپرس کنار ما نشسته بود و هنوز بابک را نیاورده بودند. بازپرس به ظاهر آدم مرتبی بود و به ما گفت راجع به چیز دیگری جز احوالپرسی با او صحبت نمیکنید.
بعد از مدتی بابک را آوردند. با لباس خودش بود. بابک کلاً آدم خوش خنده و مهربانی است. همیشه در بحرانها با روحیهترین فرد است خیلی طبیعی با بحرانها برخورد میکند. همیشه لبخند به لب دارد و کلاً آدم خوشرویی است. فکر کنم 20 دقیقه کنار هم بودیم. مادر از بابک پرسید پسرم حالا چه میشود؟ بابک گفت مرا چهار ماه زودتر از زمان مقرر و تعهدم بازداشت کردند. انشاءالله درست میشود. بازپرس گفت دیگر برویم زیرا من جلسه دارم و وقت تمام است. همدیگر را محکم بغل کردیم و بوسیدیم. بابک هم شانه و دست مادرم را بوسید و او را به آرامش دعوت کرد.
بعضیها میگویند بابک در زندان از امکانات خاص برخورداره، در حالی که اینطور نیست.
آن موقع هنوز وکیل نداشتیم. بازپرس گفته بود وکیلی را در این مرحله نمیپذیرد. از یکی از مدیران بابک پرسیدم اینکه بابک زودتر از زمان موعد بازداشت شده چه معنایی دارد؟ به من گفت بابک طی قراردادی با وزارت نفت، یک چک تاریخ اردیبهشت 93 به آنها داده است و در صورتی که آن چک به هر دلیلی دچار مشکل میشد باید طبق قوانین چک برخورد شود اما قبل از اینکه زمان سر رسید چک برسد یا شکایتی از سوی نفت یا اشخاص حقیقی یا حقوقی علیه بابک صورت گیرد، بازداشتش کردهاند.
عید از راه رسید دلتنگیها بیشتر و بیشتر میشد و طاقت خانواده کمتر و کمتر. حالمان خیلی بد بود. بابک عاشق عید بود و همیشه حال و هوای عید را خیلی دوست داشت و هر سال در خانه مادرم در لواسان جمع میشدیم و آنجا دید و بازدید میکردیم . بابک تقریبا آدم سنتی بود و بیشتر با اقوام معاشرت میکرد تا دوستان. افراد خیلی زیادی را میشناخت و در ارتباط بود ولی دوستانش معمولا دوستان کاری بودند و کمتر پیش میآمد با دوستانش در منزل و محیط خانواده رفت و آمد کند.
از یک طرف بیخبری و از طرف دیگر اخبار رسانههای ایرانی و خارجی اذیتمان میکرد؛ همه با هم و یک صدا به بابک حمله می کردند. طوری شده بود که هر کسی که میخواست نامش شنیده شود، حرفی راست یا دروغ از بابک میزد. یکی میگفت خواهر ندارد؛ یکی می گفت یک خواهر دارد؛ یکی میگفت 3 خواهر دارد؛ یکی میگفت در زندان است؛ یکی میگفت در هتل به سر میبرد؛ یکی میگفت او را در شمال دیدیم؛ یکی میگفت همسر دارد، یکی میگفت با پسرش دوست است.
همه هر چه دل تنگشان میخواست درباره بابک میگفتند تا شاید سر در بین سرها در بیاورند؛ از کارگردان گرفته تا نمایندگان از بابک میگفتند. شکایت هم نمیتوانستیم بکنیم و خودش هم که وکیل نداشت. آنقدر از بابک بیخبر بودیم که تا یکی از پرسنل شرکت از او خبر میگرفت، بدو بدو به ما اطلاع میداد. در نهایت پس از گذشت مدت کوتاهی از بازداشت، دادستانی در مجموعههای بابک مستقر شد. این موضوع باعث خشنودی ما بود که حداقل از مجموعهها محافظت و کمتر دچار آسیب و فروپاشی میشوند. بعد از مدتی شنیدیم بابک به خواسته خودش اموالش را واگذار کرده و سردفتری که همیشه با قوه قضائیه کار میکرده داخل زندان رفته و بابک فقط اموال و داراییهای خودش را به قائم مقامش واگذار کرده و نامهای هم فرستاده مبنی بر اینکه اموال خانواده متعلق به خودشان است و جزو داراییهای من محسوب نشود. زمان خیلی بدی بود.
پس از مدتی قائممقام بابک، اموال او را طی وکالتنامهای تامالاختیار به نماینده نفت واگذار کرد و دادستانی برای هر مجموعه فردی را معرفی کرد تا طی قرارداد تغییر و تحول، شرکتها به مدیران منتخب شرکت نفت واگذار شود. من و خواهرم مالک ملک VIP واقع در شهرک غرب بودیم. خواهرم فقط شریک ملکی من بود و من به تنهایی در آن ملک مدیرعامل بودم. بعد از واگذاری شرکت VIP در همان دفترخانهای که از برادرم وکالت گرفته بودند، شرکت را تماما و کمال به همان فردی که قائم مقام واگذار کرده سپردم اما همچنان مالک ملکم بودم. هر چه تلاش کردم برای خارج شدن شرکت از ملکم به جایی نرسیدم. نامه زدم. اقدام قانونی کردم اما هر کاری میکردم تا نامههای دادستانی میآمد متوقف میشد. آخر مجبور به شکایت شدم که در حال رسیدگی است. خلاصه اینکه از حضور متصرفین در مجموعهام شرعاً، اخلاقاً و قانوناً راضی نیستم وامیدوارم خداوند حق را به حقدار برساند.
بابک دچار تیکهای عصبی شده بود و در صورتش این تیکها پدیدار بود. این را در روزهای دادگاهش متوجه شدیم. خبرنگاران داخل دادگاه بودند افراد مهربانی بودند؛ گهگاهی لبخندی از سر دلسوزی و همراهی به همدیگر هدیه میکردیم. بعضی روزها میگفتند بابک خیلی خوب دفاع کرد. بعضی روزها میگفتند عصبی بود. از روی خبرهای رسمی بعضی دیگر خبرهای حاشیهای جور میکردند مثلا میگفتند خودکارش چه شکلی بود؟ کفشی که به پا دارد چه رنگی بود؟ چه طوری زومکنهایش آنقدر مرتب بود؟ یا میگفتند زنجانی اتاق فکر دارد و راهنمایی میگیرد و به او مشاوره میدهند. چرا خندید؟ چرا دفاع کرد؟ چرا از کنترل خارج شد و... . بعد از مدتها داشتیم بابک را چند ساعت متوالی میدیدیم و به نظر چقدر عوض شده بود. دیگر آن بابک صبور نبود. خیلی عصبی شده بود.
زمانی که پرونده به دادگاه رسید، شرایط خیلی بهتر بود. هفتهای یک یا دو بار زنگ میزد. روزنامه داشت و هفتهای یکبار او را ملاقات میکردیم. روند دادگاه به نظر روند خوبی بود. بر عکس زمان بازرسی درب اتاق قاضی به روی ما و به خصوص وکیل باز بود. اغلب اوقات که به دادگاه میرفتیم میتوانستیم قاضی را ببینیم. در جلسات داخل اتاق قاضی من و خواهرم هم بودیم؛ قاضی با بابک رفتار خوبی داشت مثلاً یک بار بابک داشت به یکی از نمایندگان بانک مرکزی نحوه انتقال پول را توضیح میداد و صندلی کم بود اما قاضی از اتاق دیگری برای بابک صندلی آورد و همیشه بابک را به آرامش دعوت میکرد. همیشه قاضی به ما میگفت که چقدر بابک عصبی است. ایشان راست میگفت؛ بابک خیلی عصبی شده بود و دائما میگفت حرفایم را نمیفهمند و نمیدانم چگونه توضیح دهم. من از شرق میگویم اینها از غرب متوجه میشوند. این جلسات تا میآمد به نتیجه برسد موضوع از یک طرف لو میرفت و مجموعهها و بانکهای ذینفع خارجی، شانه خالی میکردند و دوباره راه جدید و جلسه جدید. هر کسی توی جلسه چیزی میگفت. یکی روشها را قبول میکرد یکی قبول نمیکرد.
همیشه در ملاقاتها میگفت نمیخواهند حرفهای مرا بپذیرند و برایم این رفتارشان عجیب است که یا خودشان را به آن راه میزنند یا نمیخواهند بشنوند یا شاید هم نمیخواهند این مشکل حل شود. تعداد افرادی که حرفهای بابک را رد میکردند زیادتر بود و من و خواهرم هم اطلاعی از امور بانکی بینالمللی نداشتیم. فقط بابک بود و وکیلش. خلاصه که مثل همین روزها بابک میگفت سوئیفت انجام نمیشود، اما آقایان میگفتند میشود و ما مرتب انجام میدهیم؛ دقیقا عین همین روزها از یک طرف اصرار و از طرف دیگر انکار.
روزی که حکم را اعلام کردند آقای کوهپایهزاده (وکیل بابک زنجانی) تماس گرفت و گفت مادر و پدر را از تلویزیون دور کنید زیرا متاسفانه حکم بدی دادند و سعی در ایجاد آرامش داشت. آقای کوهپایهزاده فرد متین و باهوشی است و با برادرم علاوه بر ارتباط وکیل و موکل، دوستی دارند. کلاً بابک در این پرونده وکلای زحمتکشی دارد؛ خانم رضایی وکیل خارجی بابک هم دو ماه برای حل این موضوع دائما از این کشور به آن کشور میرفت و شاید بالغ بر 10 سفر را طی کرد و جلسات سنگین و متعددی را پشت سر گذاشته و مثل خواهر از هیچ کمکی دریغ نکرده است. آقای کوهپایهزاده هم همیشه سعی در همراهی و محبت به ما داشتند. کلاً بعضی مدیران خارجی و دوستان خارجی بابک بیشتر همراهی و کمک میکنند شاید چون ترسی ندارند. بلافاصله بعد از تماس آقای کوهپایهزاده، بابک تماس گرفت. حالم خیلی بد بود. نمیدانستم چگونه حکم رو بگم. بعد از شنیدن حکم بابک گفتم «وای به مامان و بابا چی بگیم؟». بابک گفت ناراحت نباشین من این پول را برمیگردانم و وضعیت اینگونه نمیماند و باید این پول برگردد. به بابک گفتم نکنه این پول برگردد و حکم را اجرا کنند گفت این پول دینی هست که بر گردن دارم و باید پرداخت کنم. واقعا دلش میخواهد این کار را انجام بدهد. به قول آقای کوهپایهزاده اولین کسی که سعی در پرداخت پول دارد و از ته دل میخواهد این کار انجام شود، بابک است. حتی بابک وقتی که با وکیل خارجی خود صحبت کرد گفت که پیگیری را ادامه بدهند و نباید خللی در کارها صورت بگیرد. همیشه تصمیمش به پرداخت پول است و راهکارهای مختلفی را طی کرده. هنوز هم با این حکم تصمیم به پرداخت دارد و میگوید این پرداخت بیشتر جنبه آبرو و اعتبارم را دارد. نمیدانم صلاح است پرداخت شود یا خیر؟ حق بابک اعدام نیست، برادرم مهره کلیدی دور زدن تحریمها بود.
از همه مردم میخواهیم کمکمان کنند زیرا حق بابک اعدام نیست. بابک در زمان تحریمها خیلی زحمت کشید و میلیاردها پول وارد ایران کرد حالا چگونه میگویند قصد ضربه زدن به نظام را داشته است. تمام دشمنان ایران در خارج برای او پروندهسازی کردند زیرا مهره کلیدی در دور زدن تحریمها بود. علاوه بر این، انعکاس این حکم قطعاً روی اموال خارجی بابک تاثیرگذاره و نمیدانم تکلیف آنها چه میشود. نمیدانم باید چه کرد. این اموال نه از بدهی کم میشود و نه دست ما به آنها میرسد.
منبع: ایسنا
ناگفتههای خواهر «بابک زنجانی»
روند بازداشت برادرش بابک تا صدور حکم پرونده پرداخت
نوبهار زنجانی، یکی از خواهران بابک زنجانی:
دی ماه 92 بود و تب و تاب رسانهها روز به روز بیشتر و بیشتر میشد. تمام دوستان و آشنایان به محض اینکه ما را میدیدند خطر را گوشزد میکردند. با برادرم صحبت میکردیم و میگفتیم همه میگویند تو باید مراقب باشی. حواست به اوضاع کارهایت هست؟ همه میگویند نباید خودت را رسانهای کنی و از رسانهها باید دور شوی. ما را دعوت به آرامش میکرد و میگفت مشکلی نیست و خیالتان راحت باشد.
بابک خیلی اهل توضیح دادن نبود و مسائل کاری خود را اصلا بازگو نمیکرد. کلاً آدم توداری بود و اصلا اهل اینکه دوستان و همکارهایش را ببینیم نبود. به خاطر همین سر از کارهایش در نمیآوردیم و ما هم دخالت نمیکردیم. تا زمانی که نامش در لیست تحریمها قرار گرفت و از تلویزیون اسمش را شنیدیم، نمیدانستیم مشغول دور زدن تحریمهاست. چون به کارهایش مسلط بود و به او اعتماد داشتیم ولی خودمان از طریق صحبتهای دوستان و آشنایان خیلی نگران بودیم.
دهم دی ماه شد. مادرم زنگ زد و از شدت گریه نمیتوانست صحبت کند. من سر کار بودم. آن موقع در مجموعه VIP مشغول به کار بودم. خودم را به خانه رساندم. اورژانس مقابل درب خانه بود. بین مادرم و برادرم وابستگی شدیدی وجود داشت زیرا بابک کلاً آدم بیآزاری بود و فرزند صالح پدر و مادرم بود. گویا برادرم تماس گرفته بود و به مادرم گفته بود چند روزی نمیتواند خانه بیاید و مادرم غش کرده بود. بنده خدا برادرم دوباره چند دفعه زنگ زده بود و دیگر مادرم نتوانسته بود صحبت کند. به راننده برادرم زنگ زدم و ایشان هم تایید کرد که چندین ساعت همانجا که بابک را پیاده کرده، ایستاده ولی هنوز نیامده است. از دو ساعت بعد سایتها قیامت کردند که میلیاردر نفتی بازداشت شد. میلیارد نفتی بازداشت شد.
بابک دوباره تماس گرفت و گفت مشکلی نیست و زندگی عادی و شخصی خود را داشته باشید و به کارهای من هم دخالت نکنید و فقط مراقب سلامتی خودتان باشید. چند روز گذشت تا اینکه یکی از مدیرهای بابک تماس گرفت و گفت به دادسرا بیایید. از دادسرا به خانه برگشتیم و نمیدانستیم چکار باید بکنیم. بابک به مادرم زنگ زده بود، مادرم گفته بود که دادسرا بودیم. بابک گفته بود مگر نگفتم هیچ کجا نروید. مدتی گذشت تا اینکه متوجه شدیم پرونده به محل دیگری در بازپرسی کارکنان دولت منتقل شده است. پس از یک ماه بیاطلاعی از بابک، هم دلتنگ شده بودیم هم نگران؛ زیرا نه تلفنی زده بود و نه خبری از او داشتیم زیرا گهگاهی تماس میگرفت.
پس از مدتها که فکر میکنم حدود سه ماه بعد از بازداشت بود، توانستیم بابک را ملاقات کنیم. متوجه شدیم در اتاقی در اوین به سر میبرد. به ملاقات رفتیم اما اجازه ورود به کل خانواده ندادند و فقط من و مادرم رفتیم. بازپرس کنار ما نشسته بود و هنوز بابک را نیاورده بودند. بازپرس به ظاهر آدم مرتبی بود و به ما گفت راجع به چیز دیگری جز احوالپرسی با او صحبت نمیکنید.
بعد از مدتی بابک را آوردند. با لباس خودش بود. بابک کلاً آدم خوش خنده و مهربانی است. همیشه در بحرانها با روحیهترین فرد است خیلی طبیعی با بحرانها برخورد میکند. همیشه لبخند به لب دارد و کلاً آدم خوشرویی است. فکر کنم 20 دقیقه کنار هم بودیم. مادر از بابک پرسید پسرم حالا چه میشود؟ بابک گفت مرا چهار ماه زودتر از زمان مقرر و تعهدم بازداشت کردند. انشاءالله درست میشود. بازپرس گفت دیگر برویم زیرا من جلسه دارم و وقت تمام است. همدیگر را محکم بغل کردیم و بوسیدیم. بابک هم شانه و دست مادرم را بوسید و او را به آرامش دعوت کرد.
بعضیها میگویند بابک در زندان از امکانات خاص برخورداره، در حالی که اینطور نیست.
آن موقع هنوز وکیل نداشتیم. بازپرس گفته بود وکیلی را در این مرحله نمیپذیرد. از یکی از مدیران بابک پرسیدم اینکه بابک زودتر از زمان موعد بازداشت شده چه معنایی دارد؟ به من گفت بابک طی قراردادی با وزارت نفت، یک چک تاریخ اردیبهشت 93 به آنها داده است و در صورتی که آن چک به هر دلیلی دچار مشکل میشد باید طبق قوانین چک برخورد شود اما قبل از اینکه زمان سر رسید چک برسد یا شکایتی از سوی نفت یا اشخاص حقیقی یا حقوقی علیه بابک صورت گیرد، بازداشتش کردهاند.
عید از راه رسید دلتنگیها بیشتر و بیشتر میشد و طاقت خانواده کمتر و کمتر. حالمان خیلی بد بود. بابک عاشق عید بود و همیشه حال و هوای عید را خیلی دوست داشت و هر سال در خانه مادرم در لواسان جمع میشدیم و آنجا دید و بازدید میکردیم . بابک تقریبا آدم سنتی بود و بیشتر با اقوام معاشرت میکرد تا دوستان. افراد خیلی زیادی را میشناخت و در ارتباط بود ولی دوستانش معمولا دوستان کاری بودند و کمتر پیش میآمد با دوستانش در منزل و محیط خانواده رفت و آمد کند.
از یک طرف بیخبری و از طرف دیگر اخبار رسانههای ایرانی و خارجی اذیتمان میکرد؛ همه با هم و یک صدا به بابک حمله می کردند. طوری شده بود که هر کسی که میخواست نامش شنیده شود، حرفی راست یا دروغ از بابک میزد. یکی میگفت خواهر ندارد؛ یکی می گفت یک خواهر دارد؛ یکی میگفت 3 خواهر دارد؛ یکی میگفت در زندان است؛ یکی میگفت در هتل به سر میبرد؛ یکی میگفت او را در شمال دیدیم؛ یکی میگفت همسر دارد، یکی میگفت با پسرش دوست است.
همه هر چه دل تنگشان میخواست درباره بابک میگفتند تا شاید سر در بین سرها در بیاورند؛ از کارگردان گرفته تا نمایندگان از بابک میگفتند. شکایت هم نمیتوانستیم بکنیم و خودش هم که وکیل نداشت. آنقدر از بابک بیخبر بودیم که تا یکی از پرسنل شرکت از او خبر میگرفت، بدو بدو به ما اطلاع میداد. در نهایت پس از گذشت مدت کوتاهی از بازداشت، دادستانی در مجموعههای بابک مستقر شد. این موضوع باعث خشنودی ما بود که حداقل از مجموعهها محافظت و کمتر دچار آسیب و فروپاشی میشوند. بعد از مدتی شنیدیم بابک به خواسته خودش اموالش را واگذار کرده و سردفتری که همیشه با قوه قضائیه کار میکرده داخل زندان رفته و بابک فقط اموال و داراییهای خودش را به قائم مقامش واگذار کرده و نامهای هم فرستاده مبنی بر اینکه اموال خانواده متعلق به خودشان است و جزو داراییهای من محسوب نشود. زمان خیلی بدی بود.
پس از مدتی قائممقام بابک، اموال او را طی وکالتنامهای تامالاختیار به نماینده نفت واگذار کرد و دادستانی برای هر مجموعه فردی را معرفی کرد تا طی قرارداد تغییر و تحول، شرکتها به مدیران منتخب شرکت نفت واگذار شود. من و خواهرم مالک ملک VIP واقع در شهرک غرب بودیم. خواهرم فقط شریک ملکی من بود و من به تنهایی در آن ملک مدیرعامل بودم. بعد از واگذاری شرکت VIP در همان دفترخانهای که از برادرم وکالت گرفته بودند، شرکت را تماما و کمال به همان فردی که قائم مقام واگذار کرده سپردم اما همچنان مالک ملکم بودم. هر چه تلاش کردم برای خارج شدن شرکت از ملکم به جایی نرسیدم. نامه زدم. اقدام قانونی کردم اما هر کاری میکردم تا نامههای دادستانی میآمد متوقف میشد. آخر مجبور به شکایت شدم که در حال رسیدگی است. خلاصه اینکه از حضور متصرفین در مجموعهام شرعاً، اخلاقاً و قانوناً راضی نیستم وامیدوارم خداوند حق را به حقدار برساند.
بابک دچار تیکهای عصبی شده بود و در صورتش این تیکها پدیدار بود. این را در روزهای دادگاهش متوجه شدیم. خبرنگاران داخل دادگاه بودند افراد مهربانی بودند؛ گهگاهی لبخندی از سر دلسوزی و همراهی به همدیگر هدیه میکردیم. بعضی روزها میگفتند بابک خیلی خوب دفاع کرد. بعضی روزها میگفتند عصبی بود. از روی خبرهای رسمی بعضی دیگر خبرهای حاشیهای جور میکردند مثلا میگفتند خودکارش چه شکلی بود؟ کفشی که به پا دارد چه رنگی بود؟ چه طوری زومکنهایش آنقدر مرتب بود؟ یا میگفتند زنجانی اتاق فکر دارد و راهنمایی میگیرد و به او مشاوره میدهند. چرا خندید؟ چرا دفاع کرد؟ چرا از کنترل خارج شد و... . بعد از مدتها داشتیم بابک را چند ساعت متوالی میدیدیم و به نظر چقدر عوض شده بود. دیگر آن بابک صبور نبود. خیلی عصبی شده بود.
زمانی که پرونده به دادگاه رسید، شرایط خیلی بهتر بود. هفتهای یک یا دو بار زنگ میزد. روزنامه داشت و هفتهای یکبار او را ملاقات میکردیم. روند دادگاه به نظر روند خوبی بود. بر عکس زمان بازرسی درب اتاق قاضی به روی ما و به خصوص وکیل باز بود. اغلب اوقات که به دادگاه میرفتیم میتوانستیم قاضی را ببینیم. در جلسات داخل اتاق قاضی من و خواهرم هم بودیم؛ قاضی با بابک رفتار خوبی داشت مثلاً یک بار بابک داشت به یکی از نمایندگان بانک مرکزی نحوه انتقال پول را توضیح میداد و صندلی کم بود اما قاضی از اتاق دیگری برای بابک صندلی آورد و همیشه بابک را به آرامش دعوت میکرد. همیشه قاضی به ما میگفت که چقدر بابک عصبی است. ایشان راست میگفت؛ بابک خیلی عصبی شده بود و دائما میگفت حرفایم را نمیفهمند و نمیدانم چگونه توضیح دهم. من از شرق میگویم اینها از غرب متوجه میشوند. این جلسات تا میآمد به نتیجه برسد موضوع از یک طرف لو میرفت و مجموعهها و بانکهای ذینفع خارجی، شانه خالی میکردند و دوباره راه جدید و جلسه جدید. هر کسی توی جلسه چیزی میگفت. یکی روشها را قبول میکرد یکی قبول نمیکرد.
همیشه در ملاقاتها میگفت نمیخواهند حرفهای مرا بپذیرند و برایم این رفتارشان عجیب است که یا خودشان را به آن راه میزنند یا نمیخواهند بشنوند یا شاید هم نمیخواهند این مشکل حل شود. تعداد افرادی که حرفهای بابک را رد میکردند زیادتر بود و من و خواهرم هم اطلاعی از امور بانکی بینالمللی نداشتیم. فقط بابک بود و وکیلش. خلاصه که مثل همین روزها بابک میگفت سوئیفت انجام نمیشود، اما آقایان میگفتند میشود و ما مرتب انجام میدهیم؛ دقیقا عین همین روزها از یک طرف اصرار و از طرف دیگر انکار.
روزی که حکم را اعلام کردند آقای کوهپایهزاده (وکیل بابک زنجانی) تماس گرفت و گفت مادر و پدر را از تلویزیون دور کنید زیرا متاسفانه حکم بدی دادند و سعی در ایجاد آرامش داشت. آقای کوهپایهزاده فرد متین و باهوشی است و با برادرم علاوه بر ارتباط وکیل و موکل، دوستی دارند. کلاً بابک در این پرونده وکلای زحمتکشی دارد؛ خانم رضایی وکیل خارجی بابک هم دو ماه برای حل این موضوع دائما از این کشور به آن کشور میرفت و شاید بالغ بر 10 سفر را طی کرد و جلسات سنگین و متعددی را پشت سر گذاشته و مثل خواهر از هیچ کمکی دریغ نکرده است. آقای کوهپایهزاده هم همیشه سعی در همراهی و محبت به ما داشتند. کلاً بعضی مدیران خارجی و دوستان خارجی بابک بیشتر همراهی و کمک میکنند شاید چون ترسی ندارند. بلافاصله بعد از تماس آقای کوهپایهزاده، بابک تماس گرفت. حالم خیلی بد بود. نمیدانستم چگونه حکم رو بگم. بعد از شنیدن حکم بابک گفتم «وای به مامان و بابا چی بگیم؟». بابک گفت ناراحت نباشین من این پول را برمیگردانم و وضعیت اینگونه نمیماند و باید این پول برگردد. به بابک گفتم نکنه این پول برگردد و حکم را اجرا کنند گفت این پول دینی هست که بر گردن دارم و باید پرداخت کنم. واقعا دلش میخواهد این کار را انجام بدهد. به قول آقای کوهپایهزاده اولین کسی که سعی در پرداخت پول دارد و از ته دل میخواهد این کار انجام شود، بابک است. حتی بابک وقتی که با وکیل خارجی خود صحبت کرد گفت که پیگیری را ادامه بدهند و نباید خللی در کارها صورت بگیرد. همیشه تصمیمش به پرداخت پول است و راهکارهای مختلفی را طی کرده. هنوز هم با این حکم تصمیم به پرداخت دارد و میگوید این پرداخت بیشتر جنبه آبرو و اعتبارم را دارد. نمیدانم صلاح است پرداخت شود یا خیر؟ حق بابک اعدام نیست، برادرم مهره کلیدی دور زدن تحریمها بود.
از همه مردم میخواهیم کمکمان کنند زیرا حق بابک اعدام نیست. بابک در زمان تحریمها خیلی زحمت کشید و میلیاردها پول وارد ایران کرد حالا چگونه میگویند قصد ضربه زدن به نظام را داشته است. تمام دشمنان ایران در خارج برای او پروندهسازی کردند زیرا مهره کلیدی در دور زدن تحریمها بود. علاوه بر این، انعکاس این حکم قطعاً روی اموال خارجی بابک تاثیرگذاره و نمیدانم تکلیف آنها چه میشود. نمیدانم باید چه کرد. این اموال نه از بدهی کم میشود و نه دست ما به آنها میرسد.
منبع: ایسنا
خوراکی های مرگ آور مغزی را بشناسید
میدانستید مغز شما در اثر مصرف خوراکیهای نادرست تحلیل می رود و می میرد؟ آیا با مشکل عدم تمرکز یا "مهمغزی”، که احساس کمبود حافظه و از دست رفتن سطح هوش و توانایی ذهنی است، مواجه هستید؟ این موضوع ممکن است به این دلیل باشد که شما مواد خوراکی را مصرف میکنید که به نابودی سطح هوش شما منجر میشوند. از این غذاهای مضر برای مغزتان دوری کنید و دوباره احساس باهوشبودن داشته باشید.
میدانید کدام دسته از خوراکیها تاثیر مستقیم روی توانایی تمرکز شما دارند؟ مغز و بدن هر دو تحت تاثیر تغذیه و سوءتغذیه هستند. از این رو، برخی موادغذایی فقط تاثیر منفی روی بدن ما دارند، اما دستهای دیگر هم برای بدن و هم برای مغز مضر هستند. اگر میخواهید همزمان سالمتر و باهوشتر باشید از خیر غذاهایی که در عملکرد شناختی شما اختلال ایجاد میکنند بگذرید.
در ادامه فهرستی از خوراکیهای ناسالم آمده است که باعث نابودی مغز میشود.
۱. الکل
این واقعیتی انکارناپذیر است که الکل برای مغز مضر است. در واقع، الکل قوهی تشخیص را تحت تاثیر قرار میدهد، واکنشها را کند میکند، حافظه را مختل میکند و به رشد سلولهای مغزی آسیب میرساند. به همین دلیل الکل در صدر فهرست خوراکیهای قرار میگیرد که باید از آنها اجتناب کرد. الکل صدمات جدی به کبد میزند و باعث انتشار سم توکسین در مغز میشود. و نیز خطر ابتلا به اختلال شناختی را افزایش میدهد.
۲. قند و موادغذایی دارای قند مصنوعی
قند برای حافظه بسیار مضر است. پژوهشهای اخیر علمی نشان داده است که مصرف بیش از حد مواد قندی باعث کاهش سطح یک مادهی شیمیایی به نام BDNF در مغز میشود. این ماده عامل رشد سلولهای عصبی مغزی است و در شکلگیری حافظه به شما کمک میکند. بدون این ماده، مغز شما توانایی به خاطرسپاری اطلاعات و یادگیری بیشتر موضوعات را ندارد. کمبود این مادهی شیمیایی افسردگی و زوال عقلی را نیز در پی دارد. علاوه بر این، شیرینکنندههای مصنوعی، مانند آسپارتام و اسپلندا، آسیبهای دائمی به سیستم عصبی وارد میکنند.
۳. هله هوله
پژوهشی در دانشگاه مونترال به این نتیجه دست یافت که مصرف تنقلات باعث اختلال در تولید و سطح دوپامین در بدن میشود که هورمون شادی است. و مصرف خوراکیهای بیهوده جلوی تولید دوپامین را میگیرد و در نتیجه باعث افسردگی میشود. واضح است که فقدان کالری و مواد مغذی لازم در این نوع مواد خوراکی، مثل ویتامینهای ضروری و موادمعدنی مغز را برای تفکر خوب آماده نمیکند. باید از هرگونه خوراکی فاقد ارزش غذایی واقعی به منظور حفظ هوشیاری و سلامت مغز اجتناب شود.
۴. خوراکیهای فراوری شده
خوراکیهای فراوری شده حاوی مواد افزودنی، رنگ، مواد نگهدارنده، و طعمدهندههای مصنوعی باعث آسیب رساندن به کارکردهای طبیعی بدن میشوند. چرا که دقیقا این مواد، ارزش غذایی ندارند. بسیاری از این مواد مصنوعی که در غذاهای فرآوری شده استفاده شوند در واقع میتوانند باعث از دست رفتن حافظه و آسیب به سیستم عصبی مرکزی شوند. تا جایی که میتوانید از غذاهایی که مواد نگهدارنده دارند و یا یکبار از حالت انجماد و بستهبندی خود خارج شدهاند دوری کنید.
۵. خوراکیهای پرنمک
غذاهای شور نه تنها برای فشار خون شما مضر هستند، بلکه پژوهشها نشان میدهند رژیم غذایی با سدیم زیاد باعث اختلال در عملکرد شناختی میشود. همچنین غذاهای شور اشتیاق شما را برای صرف نمک بیشتر میکند که این امر خود منجر به تغییر ادراک شما و توانایی مقاومت در برابر گرسنگی میشود. وقتی که شما مقدار زیادی نمک مصرف میکنید باعث یک حواسپرتی و گیجی عمیقی در شما میشود. غذاهای سرشار از نمک مثل انواع محصولات کنسروی مانند ترشیجات هستند.
۶. غلات گلوتنی
دکتر دیوید پرلماتر یکی از پزشکان نویسندهی کتاب پرفروش "تغییرات مغزی” معتقد است گلوتن و کربوهیدراتها به مغز شما آسیب میرسانند. مصرف خوراکیهای که گلوتن یا شاخص بالایی از قندخون را دارند ممکن است باعث بروز علائمی نظیر زوال عقل، کاهش میلجنسی، افسردگی، سردردهای مزمن، اضطراب، صرع، و اختلال نقصانتوجه و بیشفعالی شود.”
۷. گوشتهای فرآوری شده
از گوشتهای فرآوری شده که ممکن است حاوی مقادیر زیادی مواد نگهدارنده یا نیترات سدیم باشد دوری کنید. این فهرست شامل هاتداگ، کالباس، بیکن، و سوسیس همه از پروتئینهای فراوری شده هستند. علاوه بر این، در نظر داشته باشید بسیاری از گوشتها که از دامپروریهای صنعتی میآیند حاوی فراوری بقایای حیوانات است. در بسیاری از دامپروریهای صنعتی حیوانات با آنتیبیوتیک و هورمون تحتدرمان هستند، که در نهایت در گوشتی که شما میخورید موجود است. این مواد "زائد” خطر ابتلا به سرطان را با قرار دادن بدن در معرض تاکسین افزایش میدهد.
۸. چربیهای ترانس
از چربیهای ترانس همیشه باید اجتناب شود چرا که آنها نه تنها باعث افزایش وزن میشوند، بلکه سلولهای مغزی را هم نابود میکنند. وقتی شما طی یک مدت طولانی خوراکیهای حاوی چربیهای ترانس مصرف میکنید باید بسیار مراقب باشید. چرا که ممکن است باعث کوچکشدن حجم مغز شما شود. چربیهای ترانس سلولهای مغزی را نابود میکنند و کلسترول موجود در آنها باعث انسداد شریانهای قلبی و در نهایت قرار گرفتن در معرض ریسک بالایی برای سکتهی مغزی میشود.
۹. خوراکیهای فست فودی
بسیاری از مردم باور نمیکنند. اما خوراکیهای فستفودی حاوی مقادیر بسیار زیادی شکر، مواد افزودنی، و مواد نگهدارنده است. این نوع خوراکیهای نه تنها باعث میشوند شما میل به خوردن غذای بیشتری داشته باشید بلکه منجر میشوند تا رادیکالهای آزاد از طریق مواد مصنوعی به بدن شما وارد شوند همچنین پژوهشها نشان میدهند فستفودها عامل افت نمرات تحصیلی کودکان نیز میشوند.
۱۰. خوراکیهای سرخ شده
بسیاری از غذاهای سرخ شده نه تنها شامل MSG (منو سدیم گلوتامات) هستند بلکه باعث انسداد شریانهای قلبی نیز میشوند.
MSG
یک مادهی بحثبرانگیز است که به آسیب مغزی منجر میشود، و عامل انسداد سرخرگها و در نتیجه آسیب دائمی مغزی از طریق سکتهی مغزی است. مصرف بیش از حد گلوتامات ممکن است به مرگ سلولهای مغزی و اختلال فرآیندهای عصبی در بدن منجر شود.
با اجتناب از مصرف این خوراکیهای، شما ممکن است اثرات واکنش سریعتر، حافظهی بهتر و تمرکز بالاتر را احساس کنید.
انفجار یک جرقه خورشیدی در تصاویر ناسا

رصدخانه دینامیک خورشیدی ناسا که از سال 2010 تاکنون بطور مستمر به پیگیری حرکات و تغییرات خورشید میپردازد، اخیرا یک جرقه خورشیدی سطح متوسط در فضا منتشر کرده است.
این جرقه در روز 17 آوریل (29 فروردین) از یک لکه قلب مانند در خورشید منفجر شد.
جرقههای خورشیدی، انفجارهای قدرتمند تابشی هستند که از مناطق تیرهای موسوم به لکه خورشیدی در فضا منتشر میشوند. تابشهای مضر جرقهها قادر نیستند از جو زمین عبور کرده و بطور فیزیکی بر انسانهای روی زمین تاثیر بگذارند اما انواع شدید آنها میتوانند جو زمین در لایههایی که سیگنالهای ارتباطی و جیپیاس در آنها سفر میکنند، اختلال ایجاد کنند.
به گفته ناسا این جرقه در کلاس M6.7 بود. جرقههای کلاس M یک دهم اندازه شدیدترین جرقهها هستند. اعداد نشانگر اطلاعات بیشتری در مورد قدرت جرقه هستند. یک جرقه M2 دو برابر شدیدتر از M1 است.
ناسا همچنین گزارش کرد که این جرقه از یک ناحیه دارای فعالیت مغناطیسی پیچیده بر روی خورشید موسوم به منطقه فعال 2529 نشات گرفته که طی چندین روز گذشته از یک لکه بزرگ تاریک موسوم به لکه خورشیدی برخوردار بوده است. این لکه خورشیدی طی هفته گذشته با حرکت آرام بر روی خورشید، تغییر شکل و اندازه داده بود. در بیشتر اوقات این لکه بقدری بزرگ بود که بدون بزرگنمایی از زمین قابل مشاهده بود و اکنون بزرگی آن به اندازه پنج زمین است.
این لکه بزودی از روی صورت خورشید گردش کرده و از منظر زمین دور خواهد شد. دانشمندان این گونه لکههای خورشیدی را برای درک بهتر عامل ایجاد آنها و انفجار گاه وبیگاه جرقه خورشیدی بررسی میکنند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582367
ساخت کوچکترین موتور جهان
یک تیم از فیزیکدانان آلمانی موفق به ایجاد کوچکترین موتور در جهان شدند.
در این موتور یک اتم کلسیم جایگزین پیستون و شاتون شده است. این موتور که از یک اتم کلسیم الکتریکی نیرو میگیرد، به طور متوسط بازده ترمودینامیکی معادل یک موتور خودرو دارد.
موتورهای مبدل حرارتی، انرژی حرارتی را به مکانیکی تبدیل می کنند که موتور خودرو یک نوع از آن است.
دانشمندان در دانشگاه یوهانس گوتنبرگ ماینز آلمان (JGU) در همکاری با فیزیکدانان نظری دانشگاه نورنبرگ (FAU)، موفق به ایجاد یک یون کلسیم شدند که یک میلیون بار کوچکتر از یک تار موی انسان بوده و در یک دام پاول خطی محدود شده است. آنها سپس برای راه اندازی موتور حرارت و سرما را به یون اعمال کردند. دام پاول وسیلهای است که اتمها را به دام انداخته و آنها را در یک میدان نیروی انرژی الکتریکی محبوس میکند.
لازم به ذکر است که دلیل نام گذاری این وسیله، "ولفگانگ پاول" مخترع آن است که پس از ثبت این اختراع، آن را دام پاول نامگذاری کردند. وی برای این اختراع جایزه نوبل فیزیک را در سال 1989 دریافت کرد.
شکل هندسی یک دام پاول مخروطی بوده و اندازه ابتدا و انتهای آن با هم برابر نیست. حرارت توسط تحریک نویز الکتریکی و سرما از طریق یک لیزر که دائما روشن است در این دام ایجاد میشود.
شکل هندسی این دام باعث میشود که این یون با گرم شدن در یک میدان الکتریکی در ابتدا و انتهای این دام نوسان پیدا کرده و سپس خنک شود.
نیروی ایجاد شده از این فرآیند متناسب با دما بوده و می توان آن را ذخیره کرد و از آن برای به حرکت درآوردن یک نوسانگر در برابر اصطکاک استفاده کرد.
محققان این پژوهش ادعا میکنند که بازده ترمودینامیکی این موتور جدید در مقایسه با موتورهای احتراقی که بازده 25 درصدی دارند، در حدود 28 درصد است.
آنها امیدوارند که در آینده بتوانند بازده این موتور را در جهت افزایش کارآیی آن بالا ببرند.
نتایج حاصل از این پژوهش در مجله Science منتشر شده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582200
دایناسورها پیش از برخورد سنگ آسمانی 'رو به زوال بودند'
یک مطالعه تازه حاکیست که دایناسورها ۵۰ میلیون سال پیش از آنکه برخورد یک سیارک عظیم به زمین کاملا آنها را منقرض کند رو به افول بوده اند.
این ارزیابی به مشاجره جاری درباره وضعیت دایناسورها، هنگام برخورد یک سنگ ۱۰ کیلومتری به زمین در حدود ۶۶ میلیون سال قبل، دامن می زند.
تیم محققان می گوید که این موجودات در دراز مدت دچار افول بودند چون نمیتوانستند خود را با تغییرات زمین سازگار کنند.
نتایج این مطالعه در نشریه پیانایاس (PNAS) چاپ شده است.
محققان بقایای فسیلی دایناسورها از زمان ظهور آنها در حدود ۲۳۱ میلیون سال پیش تا زمان انقراض آنها را تحلیل کردند.
گونه های تازه ابتدا با سرعتی انفجاری تکامل می یافتند. اما در حدود ۱۶۰ میلیون سال قبل این فرآیند کند شد و در نهایت از ۱۲۰ میلیون سال قبل افت جمعیت گونه ها شروع شد.
دکتر مانابو ساکاموتو، فسیل شناس در دانشگاه ردینگ، که سرپرستی تحقیقات را به عهده داشته گفت: "ما انتظار چنین نتایجی را نداشتیم."
"هرچند آنها در نهایت در اثر برخورد سیارک به زمین منقرض شدند، اما از ۵۰ میلیون سال پیش از برخورد سیارک روند نابودی آنها شروع شده بود."
الگوی ضد و نقیض
تحلیل دکتر ساکاموتو نشان می دهد که سرعت زوال ساروپادهای گردن دراز از باقی دایناسورها بیشتر بود، درحالی که جمعیت تروپادها یعنی گروهی که شامل تی-رکس است، با سرعت کمتری رو به افول بود.
دکتر کریس وندیتی، زیست شناس تکاملی از دانشگاه ردینگ که از دیگر محققان این مطالعه است، گفت:
دیدگاه عمدتا پذیرفته شده جاری این است که دایناسورها تا زمان برخورد سنگ آسمانی با قدرت حکمفرمایی می کردند و آن برخورد بود که باعث انقراض آنها شد.و درحالی که این مسلما صحیح است، آنچه ما دریافتیم این بود که آنها از مدت ها پیش از آن درحال افول بودند.
دکتر وندیتی معتقد است که آن سیر نزولی ۵۰ میلیون ساله، دایناسورها را بیشتر در برابر فاجعه های طبیعی که پس از برخورد سیارک اتفاق افتاد آسیب پذیر کرد.
او گفت: "اگر آنها همچنان قدرتمندانه بر زمین مسلط بودند، احتمالا شاید از آن فاجعه جان به در می بردند."
مطالعه ای که دو سال قبل منتشر شد نیز حاکی بود که بعضی گونه های دایناسورها درحال زوال بودند، اما فقط برای چندین میلیون سال پیش از برخورد سیارک به زمین. تحقیقات تازه حاکیست که آن زوال ده ها میلیون سال پیشتر شروع شد و گریبان گونه های خیلی بیشتری را گرفت.
چرا دایناسورها رو به زوال بودند؟ هیچ کس نمی داند اما یک احتمال ناتوانی آنها در سازگار شدن با تغییرات محیطی است.
فشار تکاملی
شرایط ۲۳۰ میلیون سال قبل هنگام ظهور دایناسورها ایده آل بود. هوا از قطب تا خط استوا گرم و همه جا سرسبز بود.
اما با سرد شدن آب و هوا و تغییر سطح آب دریاها، دایناسورها احتمالا در معرض فشارهای تکاملی تازه ای قرار گرفتند.
دایناسورها و پستانداران تقریبا همزمان تکامل یافتند، اما دایناسورها برای بیش از ۱۰۰ میلیون سال حکمفرما بودند.
تصور عمومی این است که برخورد سیارک به زمین راه را برای غالب آمدن پستانداران فراهم کرد. اما براساس مطالعه تازه پستانداران حتی بدون برخورد آن سیارک هم احتمالا حاکم می شدند.
پروفسور مایک بنتون از دانشگاه بریستول که از دیگر نویسندگان این مقاله است به بی بی سی گفت: "آب و هوای جهانی بی وقفه سردتر می شد. دایناسورها به آب و هوای خیلی گرم تکیه داشتند اما پستانداران بهتر خود را با هوای سرد تطبیق می دهند."
منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی
بهرهبرداری از ویرایش ژنتیکی برای 'بریدن ترمز سیستم ایمنی مقابل سرطان'
دانشمندان متخصص سرطان موفق به اصلاح ژنتیکی سیستم ایمنی بدن موش شده اند به طوری که به تومورها حمله کند؛ آنها از این شیوه به عنوان راهی برای بریدن ترمز سیستم ایمنی مقابل سرطان یاد می کنند.
وظیفه سیستم ایمنی بدن دفاع در برابر عفونت ها و غدد سرطانی است، اما تومورها موفق به متوقف کردن حملات سیستم ایمنی می شوند.
تیم محققان در دانشگاه کالج لندن دیانای سلولهای سیستم ایمنی را طوری دستکاری کردند که مقابله آنها با سلول سرطانی متوقف نشود.
کارشناسان می گویند که این ایده باید در انسان هم آزمایش شود، اما حتی در موش هم تحولی هیجانانگیز است.
در سال های اخیر بهره برداری از سیستم ایمنی بدن برای نبرد با سرطان یکی از مهیجترین رشته های پزشکی بوده است.
بخش بزرگی از این تحقیقات صرف کشف حقه های شیمیایی می شود که تومورها برای از کار انداختن سیستم ایمنی سوار می کنند.
طبقه ای از داروها به نام ''چکپوینت اینهیبیتور''ها مثل پمبرولیزوماب و نیوولوماب هستند که حقه تومورها را مسدود می کنند و هم اکنون برای بیماران تجویز می شوند.
این داروها در برخی بیماران به نتایج خیره کننده منجر می شود اما می تواند باعث عوارض جانبی شود چون کل سیستم ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد.
شیوه ای که هماکنون درحال آزمایش است یکی از این حقه ها را خنثی می کند تا مانع از کار افتادن سیستم ایمنی شود، اما فقط آن دسته از سلول های ایمنی را دستکاری میکند که به سرطان حمله می کنند. یعنی باقی سلول های ایمنی دست نمی خورند.
در آزمایش ها به روی موش، دانشمندان سلول های مهاجم تی - که بافت های سرطانی را می بلعند - را از درون تومور استخراج کردند.
سپس با استفاده از پیشرفته ترین فناوری ویرایش ژنتیکی، دیانای در داخل سلول های تی اصلاح شد به طوری که سرطان ها نتوانند مانع حمله آنها شوند.
دانشمندان می گویند که با این کار به اصطلاح 'ترمز سلول ایمنی را می برند.'
در آزمایش ها به روی دو سرطان، ملانوما و فیبروسارکوما، درصد بقای موش ها از کمتر از ۲۰ درصد طی ۶۰ روز بدون درمان، به بیش از ۷۰ درصد با درمان، افزایش یافت.
دکتر سرجیو کوزادا، از محققان در این مطالعه، گفت: "این کشفی هیجان انگیز است و بدان معنی است که ممکن است راهی برای دور زدن سیستم دفاعی سرطان داشته باشیم."
داروهای موجود همه سلول های ایمنی بدن را دستکاری می کنند که دارای عوارض جانبی است، درحالی که شیوه تازه فقط سلول هایی را تغییر می دهد که به سرطان می رسند.
منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی
چرا انسانها تکهمسری شدند؟
چرا انسانها به تکهمسری روی آوردند؟ چه چیز باعث شد که بر خلاف بقیه حیوانات، انسانها تصمیم گرفتند که فقط با یک نفر رابطه جنسی داشته باشند؟ اخلاق؟ مذهب؟ عشق؟
اما پاسخ هیچ کدام از اینها نیست.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، گروهی از پژوهشگران میگویند آنچه باعث روی آوردن انسانها به تکهمسری شده نه عشق بوده و نه اخلاقیات. بلکه ترس از میکروبها و باکتریها و مریضیهای جنسی باعث شده که انسانها رابطه جنسیشان را محدود کنند.
این پژوهشگران میگویند که بیماریهای مقاربتی، اجداد انسانها را قانع کرده که بهتر است تنها یک شریک جنسی برای زندگیشان داشته باشند.
پژوهشگران کانادایی و آلمانی دریافتهاند که در زمانهای ماقبل تاریخ وقتی مردمان شکارچی در روستاها و شهرها مستقر شدند و به کشاورزی روی آوردند، مریضیهای مقاربتی شیوع زیادی یافته که باعث مرگ بسیاری از اجداد انسانها شده است. شیوع بیماریهای مقاربتی غیر از مرگ و میر باعث از بین رفتن قدرت بارداری در زنان و مردان هم میشود. این بر میزان رشد جمیعت یک گروه انسانی تاثیر اساسی دارد. به عقیده این دانشمندان، کند شدن زاد و ولد و کاهش جمیعت باعث شده که انسانها تصمیم بگیرند که رفتار جنسیشان را عوض کنند.
این پژوهشگران یک مدل ریاضی از تقسیم جمیعتی گروههای شکارچی و شیوع احتمالی بیماریهای مقاربتی در میان آنها تهیه کردند. آنها از این مدل برای تشریح چگونگی گسترش بیماریهای مقاربتی و هزینه سنگین این بیماریها بر گروههای بزرگتر یکجانشین استفاده کردند.
این دانشمندان میگویند که در گروههای کوچکتر، کمتر از ۳۰ نفر، خطر شیوع و اپیدمی شدن بیماریهای مقاربتی وجود نداشته و برای همین چند همسری (که در آن مردان بیش از یک زن داشتند) در گروههای کوچک رواج داشته (و هنوز هم دارد) اما در گروههای بزرگتر، برای کنترل بیماریها، تکهمسری به صورت یک هنجار اجتماعی به افراد اجبار شد.
نویسنده این تحقیق، کریس باچ از دانشگاه واترلو کانادا میگوید که این تحقیق نشان میدهد که چگونه زیست بوم انسانها و همینطور عواملی چون شیوع بیماری «تاثیر بسیار مهمی بر ساخت هنجارهای اجتماعی و به طور خاص قضاوتهای گروهی» داشته است.
البته باچ اضافه میکند که این یافتهها به این معنی نیست که اگر داروهایی برای بیماریهای مقاربتی در زمانهای ماقبل تاریخ وجود داشته، مردمان به تکهمسری روی نمیآوردند. او میگوید «جامعههای مدرن بسیار پیچیدهتر هستند...و احتمالا بیشتر از یک دلیل برای توجیه اجبار هنجار تکهمسری در طول تاریخ وجود داشته است. این حرف خامی است اگر بگوییم که بنیان ازدواج و تکهمسری برچیده خواهد شد و چند همسری دوباره رواج خواهد یافت اگر مشکل بیماریهای مقاربتی را حل کنیم.»
منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی
قطع درختان برای خدمت به مردم!
فرماندار آستانه اشرفیه:
قطع درختان برای توسعه خدمات بیشتر به شهروندان شهرستان بوده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582515
***
مین، جان دختر 10 ساله را گرفت
روز گذشته (سهشنبه) دختری 10 ساله در اطراف روستای قدرتآباد (سابله) از توابع بخشداری بستان، بر اثر انفجار مین، جان خود را از دست داد.
روستای قدرتآباد از جمله روستاهای پاکسازی شده از مین است!!!
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582562
***
ضرر فاسد شدن ۱۰ هزار تن پرتقال ذخیره
در حالی که هنوز خبر دفن و معدوم سازی ۱۷۰۰ تن سیبزمینی فراموش نشده است، بیش از ۱۰ هزار تن پرتقال در سراسر کشور که برای تنظیم بازار شب عید ذخیره شده بود، به علت بی تدبیری و عدم توزیع در وقت مناسب، فاسد شد و از بین رفت.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582480
***
اعتصاب کارگران کویتی به داد قیمت نفت رسید
هزاران کارگر نفتی کویت برای سومین روز در روز سه شنبه دست از کار کشیدند و نسبت به برنامه اصلاحات پرداخت به بخش عمومی اعتراض کردند. این امر تولید نفت این کشور را به 1.5 میلیون بشکه در روز کاهش داد.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/582307
جامعه بشری در ۲۰ سال آینده، به چه چیزهایی دست خواهد یافت؟
بیل گیتس:
"ابتکار در زمینه انرژی"
باید راهی ارائه شود که بتوان هزینهها را پایین آورد و از شر گازهای گلخانهای نیز خلاص شد. صحبتهای بیل گیتس برگرفته از اتفاقات اخیر پیرامون نیاز به معجزهای در زمینه انرژی مطرح شده است. ابتکار در زمینه انرژی تنها در صورتی ممکن خواهد شد که موسسههای عمومی و خصوصی بر روی آن ریسک کنند.
"پیشرفتهای پزشکی"
مسئله دوم نیز پیشرفتهای پزشکی برای مقابله با بیماریهای خطرناک نظیر فلج اطفال، مالاریا، ایدز و سل خواهد بود. این بیماریها را یا باید کاملا ریشهکن کرد و یا باید احتمال شیوع آن را نزدیک به صفر رساند. دانش میتواند به این جایگاه دست یابد. او معتقد است که فلج اطفال، سرخک و اوریون به طور کامل از بین خواهند رفت و تا ۳۰ دیگر هم هیچ خبری از سرطان نخواهد بود.
"آموزش"
مسئله سوم این است که آموزش بهبود یابد. به معلمان باید کمک کرد تا بهتر درس دهند و به دانشآموزان نیز باید آموخت که چه مهارتهایی برایشان مفیدتر است.
بنیاد گیتش پیشتر کارش را شروع کرده و از تدریس سفارشی سازی شده حمایت میکند. این بنیاد از مدرسان خلاق، پویا و مشتاق حمایت میکند.
تصویر واقعی و شگفت انگیز با رنگ روغن

«الومید» نیجریهای این نقاشیها را به طوری خلق کرده که گویی کودکان در حال نگاه کردن به لنز دوربین هستند و مستقیما به شما نگاه میکنند.او از آب استفاده کرده چرا که در زبان و فرهنگ مادریاش آب هیچ دشمنی ندارد.«الومید» نقاشی را از سن 4 سالگی آغاز کرد و از سال 2005 به صورت حرفهای وارد این عرصه شد. این نقاش 35 ساله برای نقاشیهایش از مردم خود الهام میگیرد و زندگی کسانی که اطراف او هستند را به تصویر میکشد.
http://tabnakbato.ir/fa/news/34302/
7 نکته درباره گشت نامحسوس 7000 نفری
گشت نامحسوس ارشاد، با سازماندهی 7 هزار نفر قرار است مردم تهران را تحت نظر قرار دهد و برای بدحجابان تشکیل پرونده دهد.
در این باره نکات زیر قابل تأمل است:
1 - چه بر سر جامعه آمده است که 37 سال بعد از انقلاب اسلامی، در پایتخت جمهوری اسلامی ایران، 7 هزار نفر را سازماندهی کرده اند که در خیابان ها، مردم را بپایند و علیه آنها گزارش دهند که فلانی صدای ضبط ماشین اش بلند بوده یا موهایش از زیر روسری، بیرون زده بود و آرایش فلان دختر کذا بود و لباس بهمان زن، چنان!
2 - مسؤولانی که "گشت نامحسوس" را طراحی کرده اند، آیا اصطلاح " اعتماد اجتماعی" را نشنیده اند و آیا به این فکر کرده اند که گشت نامحسوس، چه آسیب وحشتناکی به اعتماد اجتماعی می زند؟ چقدر قرار است بدبینی افراد به یکدیگر در جامعه پمپاژ شود؟
این طرح قرار است چه دستاورد ارزشمندی داشته باشد که به قربانی شدن تتمه اعتماد اجتماعی در جامعه امروز ایران می ارزد؟!
3 - اساساً مگر قرار است این طرح دستاوردی هم داشته باشد؟ اگر برخوردهای سلبی جواب داده بودند، باید تا کنون که انواع برخوردها از شلاق و جریمه و بازداشت و ... صورت گرفته، نتیجه مطلوب حاصل می شد که نشده و از این به بعد هم نخواهد شد.
آزموده را آزمودن خطاست و شگفتا که "راه هزار بار رفته و نرسیده" را باز هم می روند!
4 - گفته اند که مکانیزم کار این 7 هزار نفر این گونه است که اگر خانمی در خودرویی حجابش کامل نباشد یا صدای موسیقی اش بیش از حد بلند باشد و ... ، پلاک خودرو را به مقر پلیس گزارش پیامک می کنند و پلیس مالک خودرو را احضار می کند و اگر شخص نرود، پلیس به در خانه اش می رود... .
واقعاً این چه کاری است؟ وانگهی، پلیسی که دهها و صدها مسؤولیت سنگین از تأمین امنیت شهرها و روستاها و جاده ها و مرزها گرفته تا مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر و شناسایی باندهای تبهکار و نظم دادن به رانندگی و ... دارد آیا واقعاً این همه وقت مازاد دارد که هر روز به گزارش 7 هزار نفر ، فقط در تهران رسیدگی کند، احضاریه بفرستد، پرونده تشکیل دهد، بازجویی کند، اگر نرفتند، نیرو بفرستد به در خانه ها و ... ؟! اگر هر نفر از این 7 هزار نفر، روزی فقط 3 گزارش بفرستند، روزانه 21 هزار پرونده علیه شهروندان تشکیل می شود و پلیس مجبور است ماهانه بیش از 600 هزار پرونده را بررسی کند!
واقعاً چه خبر است؟
5 - این 7 هزار نفر کیستند؟ آیا آنقدر قابل اعتماد هستند که بشود اطمینان صد در صدی داشت که هر آنچه گزارش می دهند، عین واقعیت است؟ و اساساً قابل اعتماد بودن افراد نیز از منظر حقوقی، ثابت کننده ادعا نیست و باید ادله حقوقی اثبات هر اتهامی در میان باشد. لذا اگر یکی از این افراد بگوید که صدای موسیقی فلان ماشین بلند بود و صاحب ماشین بگوید نبود، چگونه می خواهند ثابت کنند؟ مگر آن که ضوابط حقوقی را نادیده بگیرند که انتظار نمی رود هیچ دادگاهی چنین کند.
6 - اگر این 7 هزار نفر، آنقدر قابل اعتماد هستند که به صرف یک پیامک شان، سیستم پلیس وارد عمل می شود و علیه شهروندان این کشور، پرونده تشکیل می دهد، یک پیشنهاد عالی برایشان داریم: کشور در عرصه های گوناگون به بازرسان و حافظان امین نیازمند است. این افراد معتمد را آموزش دهند و از آنها برای مبارزه با رشوه خواری، اختلاس، زمین خواری و حفاظت محیط زیست استفاده کنند که در این عرصه ها، بسیار بیشتر به وجودشان نیاز است.
7 - و سر آخر این که رفتارهای دوگانه با شهروندان تا کی می خواهد ادامه یابد؟ چگونه است که همین زنان و دختران با همین پوشش و سر و وضع، در 22 بهمن و انتخابات، قدر می بینند و شریف و عزیز خوانده می شوند ولی در روزهای دیگر، متهمانی که سر و کارشان با پلیس است و بگیر و ببند؟!
http://www.asriran.com/fa/news/463159/7
تجمع اعتراضی بازنشستگان فولاد مقابل مجلس
بازنشستگان فولاد و معلمان حقالتدریسی مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.
بازنشستگان فولاد در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و پاداش بازنشستگیشان از حدود دو سال پیش، تجمعات خود مقابل مجلس را آغاز کردهاند.
معلمان حقالتدریسی هم در اعتراض به عدم اجرای مصوبه مجلس مبنی بر جذب معلمان حقالتدریسی مقابل مجلس تجمع کردهاند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/462576
***
کشف 7 هزار لیتر مشروبات الکلی در تهران
«حیدر فتاحی» دادستان عمومی و انقلاب پردیس :
شناسایی یک کارگاه تولید مشروبات الکلی.با صدور دستور ورود به مخفیگاه، 7 هزار و 650 لیتر مشروبات الکلی کشف شد.محل مورد نظر کارگاه مشروب سازی بوده و آلات و ادواتی که برای تهیه مشروبات الکلی به کار میرفت در این کارگاه کشف و ضبط شد.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/462579
***
بیرونآوردن گاز استریل از بدنبیمار، پس از ۱۴سال!
گاز استریل با قدمت ١٤ سال که از عمل سزارین در بدن بیمار باقی مانده بود، طی عمل جراحی خارج شد.
این بیمار که زنی حدودا ٤٠ ساله بود در طول این ١٤ سال مرتبا به تب های طولانی مدت ناشی از عفونت دچار می شد تا اینکه در هفته جاری با تشدید بیماری و عدم بهبودی با آنتی بیوتیک به پیشنهاد پزشک معالج به انجام سی تی اسکن مبادرت می کند و راز این عفونت طولانی و خطای کادر درمان قبلی برملا می شود.
این عمل به مدت پنج ساعت به طول انجامید و حال عمومی بیمار خوب و رضایت بخش اعلام شده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/581535
خودکشی با قرص به برنج به خاطر مخالفت با ازدواج
حجتالاسلام قاسمپور، دادستان رباطکریم :
24 فروردین ماه پسر و دختری حدوداً 30 ساله خود را با داروهای غیرمجاز مسموم کردند که این اتفاق منجر به مرگ دختر شد و پسر همچنان در کما و بیهوشی است. در تحقیقات نخست مشخص شده این دختر و پسر با قرار قبلی اقدام به این کار کردهاند و پیش از این با یکدیگر رابطه دوستی برقرار کرده و قصد ازدواج داشتند که خانواده پسر با این وصلت مخالف بودند.خودکشی در خانه مستقل دختر اتفاق افتاده که وی مطلقه و صاحب یک فرزند بوده است. برای این موضوع پرونده تشکیل شده و در حال حاضر در دادسراست و تحقیقات در این مورد ادامه دارد.خودکشی با قرص به برنج به خاطر مخالفت با ازدواج
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/462560