میتوانم 2.5 میلیون تومان یارانه بدهم
شهرام جزایری:
من همچنان عقیده دارم میتوانم ماهی دو میلیون و 500 هزار تومان را به هر ایرانی برای یارانه نقدی بپردازم. کار نشدنیای نیست.وی انتقادهای زیادی به عملکرد تیم اقتصادی دولت دارد و بهصراحت تکرار میکند خیلی از سیاستگذاران و مدیران اقتصادی را در این دولت و دولت قبلی قبول ندارد. محمدباقر نوبخت هم از نظر جزایری انسان فرهیختهای است اما انتقادهایی جدی به ناتوانی و عملکرد او دارد. جزایری معتقد است نباید حرکات پوپولیستی احمدینژاد را دولتهای بعدی ادامه دهند.
روزنامه وقایع اتفاقیه
دولت قبل شاید تا چند ماه دیگر بشود "دولت وقت"!
حمید رسایی نماینده مردم تهران و نایب رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی با اشاره به مصادره 2 میلیارد دلار از اموال مسدود شده ایران در آمریکا بر اساس حکم دیوان عالی این کشور اظهار داشت:
معاون اول محترم رئیسجمهور به جای پاسخگویی درباره رفتار توهینآمیزی که آمریکاییها در چند سال اخیر پیش گرفتهاند و دائماً در حال تهدید، توهین و چپاول حقوق و اموال و امکانات ملت ایران هستند، این بار هم با فرافکنی مشکلات را گردن دولت قبل انداخت. به دلیل حاکم بودن دیپلماسی التماسی، آمریکاییها در آینده بیش از این دست در جیب ملت ما خواهند کرد، اینکه دولت فعلی همه مشکلات کشور را گردن دولت قبل بیندازد، پاسخ کهنه و چندشآوری شده و دیگر برای مردم قانعکننده نیست، دولتیها باید بگردند بهانه جدیدی پیدا کنند، چون آن دولت قبل شاید تا چند ماه دیگر شد دولت وقت.
خبرگزاری فارس
پوست الکترونیکی بدن شما را به نمایشگر تبدیل میکند
۱۳۹۵/۰۲/۰۵
پژوهشگران دانشگاه توکیو به روشی برای توسعه فناوری پوست الکترونیکی جهت تبدیل آن به نمایشگر، دست یافتهاند.
به گزارش پایگاه خبری «ساینس رکوردر» پوست الکترونیکی – همانطور که از نامش بر میآید – یک پوشش الکترونیکی است که میتوان آن را روی پوست شخص قرار داد. این قطعه الکترونیکی بسیار نازک و انعطافپذیر است.
پوست الکترونیکی فقط دو میکرومتر ضخامت دارد و تقریبا هیچ وزنی ندارد و قادر به نشان دادن احساساتی مثل اضطراب نیز هست. حتی میتوان آن را در زمینههای پزشکی مانند اندازهگیری نبض یا مقدار اکسیژن خون نیز بهکار برد.
همچنین این نمایشگر در مقایسه با دیگر دستگاهها به مدت طولانیتری کار میکند. در آنها میتوان از چراغ LED استفاده کرد که چند روز دوام میآورند. این نمایشگر درخشان در مقایسه با دیگر پوستهای الکترونیکی به انرژی کمتری احتیاج دارد.
این تیم تحقیقاتی عقیده دارد پوست الکترونیکی آینده ارتباطات است.
تاکائو سومیا استاد دانشگاه توکیو و عضو این تیم تحقیقاتی میگوید «اختراع گوشیهای موبایل روش ارتباط برقرار کردن ما را تغییر داده است. اگرچه این وسایل ارتباطی کوچک و کوچکتر می شوند اما هنوز مجبور به حمل آنها هستیم. تصور کنید نمایشگرهایی وجود دارند که میتوانیم آنها را به بدنمان بچسبانیم و حتی قادر به نشان دادن احساساتمان از طریق آنها هستیم».
پژوهشگران زمان زیادی است که در حال توسعه و بهبود فناوری پوست الکترونیکی هستند. این فناوری جدید علاوه بر انعطافپذیری فوقالعاده، لایههای ارگانیک و غیرارگانیک سطح درونی آن را از صدمات ناشی از آب و هوا مصون نگه میدارند. این امر افت کیفیت را متوقف میکند و از نفوذ رطوبت به درون وسیله جلوگیری میکند.
به گزارش «لایو ساینس» وسایل الکترونیک ارگانیک که از پلیمرهای کربنی ساخته میشوند بسیار سبکتر و انعطافپذیرتر از وسایل الکترونیکی رایج هستند که از مواد غیرارگانیک مثل سیلیکون و طلا ساخته میشوند. اما LEDها و حسگرهای نوری ارگانیک به طور معمول در معرض هوا کیفیت خود را از دست میدهند، بنابراین به پوشش های حجیم نیاز دارند که به نوبه خود انعطافپذیری این وسایل را کاهش میدهد.
نمایشگرهای الکترونیک ارگانیک تا به حال با استفاده از مواد شیشهای یا پلاستیکی ساخته میشدند و انعطافپذیری آنها به دلیل ضخامت زیادشان محدود بود. این مواد بیش از چند ساعت در معرض هوا دوام نمیآورند.
به عقیده سومیا کاربردی کردن وسایل الکترونیکی پوستی ممکن است جای گوشیهای هوشمند را در آینده بگیرد.
منبع: دانش و فن فارسی RF
طنز
دستاوردهای برجام و جیب آنها
آیدین سیارسریع:
دلواپس گفت: چرا دستاوردهای برجام را نمیبینیم؟ گفتم: فقط سه ماه گذشته برادر، صبر کن. گفت: سه ماه زمان کمی نیست. ما در همین سه ماه کلی تحریم میآوردیم برای کشور. گفتم: که البته تأثیری نداشت، نه؟ گفت: خیلی جالب است. گفتم: چی جالبه؟ گفت: تحریم در آن هشت سال تأثیری نداشت ولی در این سه ماه دارد! خیلی هم احساس میشود. گفتم: فکر نمیکنی اون سالها سِر شده بودیم؟ گفت: نه، با تدبیر دولت قبل احساس نمیکردیم. گفتم: داروی خاصی میزدین؟ لغو شدن قطعنامههای شورای امنیت آثار مذاکره نبود؟ گفت: قطعنامه یک تکه کاغذ است. ما هم میتوانستیم برویم پاره کنیم و برگردیم. گفتم: بسیار خب. دور کردن سایه جنگ و کاهش تنش با کشورها چی؟ گفت: ما با هیچ کشوری تنش نداشتیم، فقط میگفتیم انگلیس جزیرهای کوچک است و اصلاً حساب نیست، امریکا باید نابود شود، اتحادیه اروپا بحران یورو دارد و رو به سقوط است. گفتم: پررنگ شدن نقش ایران در روابط بینالمللی چی؟ اینو دیگه انصافاً ببین. گفت: نقش ما در آن هشت سال هم پررنگ بود. شما نگاه کن ما داشتیم با کومور و اریتره و ونزوئلا متحد میشدیم که در میدانهای جهانی بازی کنیم. گفتم: تیم نونهالان رو به میدانهای جهانی میبردین بهتر نبود؟ گفتم: شما فرض کن به یه کشوری نفت میفروشی... مثلاً به هند... در ازاش چی میگیری؟ گفت: فیلم هندی؟ گفتم: نه. گفت: بدلکار و وسایل جلوههای ویژه؟ گفتم: نه! گفت: دیگه برنج... خدا خیرت بده. گفتم: نه دیگه برادر. پول باید بگیری. گفت: آهااا... خدا از دهنت بشنوه. شما بعد از برجام پولی میبینی؟ این دستاوردهای برجام کجاست؟ چرا من هر چی دست میکنم توی جیبم دستاوردهای برجام رو نمیبینم؟ گفتم: آهااان! مشکل مالی داشتی. گفت: داداش دو میلیارد دلار دستیداری بدی؟ گفتم: نه متأسفانه، بلوکه شده! عصبانی شد و گفت: پس این برجام به چه دردی میخوره! اه! برایش طشت یخ آوردم. صدای «پیسسس» شدیدی برخاست!
روزنامه ایران
سانسور
"کارل مارکس با هر شکلی از سانسور به این دلیل مخالفت میکرد که مطبوعات آزاد "آینهی معنوی است که در آن مردم میتوانند خود را ببینند، و بررسی خود نخستین شرط خردمندی است."
درک مارکس از بدیل سرمایه/ پیتر هیودیس؛ ص 68 مترجمان: حسن مرتضوی، فریدا آفاری. تهران، روزبهان، 1393
زندگی با پارازیت!
ابوالقاسم قاسم زاده :
بعد از یک سال دیگر سخنی از پارازیت های زیان آور نیست.از همان اول که این ماجرا افشا شد دو جریان در کار بودند، یکی انتشار پارازیت در کور کردن برخی امواج و انتشار امواج مخابراتی با فرکانس قوی را موجب شیوع بیماریهای سرطانی و سکتههای قلبی و مغزی دانستند و دیگری پارازیت را امری عادی معرفی میکردند که پیآمدهای تخریبی چندانی ندارد!تشکیل گروه بررسی با مدیریت وزیر بهداشت و درمان که باعث شد تا موضوع پارازیت رنگ و بوی سیاسی بگیرد. از آن پس هیچ ارگان و وزارتخانهای به صورت رسمی مسئولیت انتشار امواج پارازیت را نپذیرفت و دستور انتشار پارازیت همچنان در محاق ماند. به خصوص که محمل قانونی برای چنین اقدامی به دست نیامد و نمایندگان مجلس نیز به اقدام انتشار پارازیتها اعتراض کردند. آرایش دکلهای مخابراتی در سطح شهر تهران برای پوشش امواج تلفنهای همراه، سربر آوردن دکلها در بالای کوههای اطراف تهران برای پارازیتانداختن بر روی برنامههای شبکههای خارجی و … چنان عیان و نمایان گردید که از وزارت مخابرات تا بقیه ارگانهای دیگر به ناچار اصل خبر را انکار نمیکردند، که زندگی با پارازیت است.حالا هیچ مسئولی، مسئولیت انتشار امواج غیراستاندارد بهداشتی و پارازیت را نمیپذیرد و همچنان زندگی با پارازیت ادامه دارد و ضرایب آماری پزشکی از رشد فزاینده مرگ بر اثر سکتههای مغزی، قلبی و رشد انواع و اقسام بیماریهای سرطان خبر میدهند. زندگی با پارازیت همچنان ادامه دارد و امواج پارازیت تا درون خانههای مردم حضور فعال دارد. دیگر نه وزیر بهداشت و درمان کاری و اعتراضی به ادامه امواج زیانبار برای سلامتی مردم دارد و نه رئیس سازمان محیط زیست بر گزارشهای کارشناسان درباره زیانهای انتشار پارازیت تاکید میکند و سخنی میگوید.
روزنامه اطلاعات
مرگ کارگر افغان در عمق 25 متری چاه
کارگر 35 ساله افغان به علت ریزش چاه جانش را از دست داد.
روز گذشته در یک خانه شخصی چاهی به عمق 25مترحفر شده که به علت بی احتیاطی چاه ریزش کرده و کارگر 35 ساله افغان در داخل چاه گرفتار و جان سپرد.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/464214
قیمت بنزین؛ موضوع تمامنشدنی
شهروند روزنامه هلال احمر:
به نظر میرسد که برخی از نمایندگان و جناحهای سیاسی بهویژه در مجلس ایران هیچ علاقهای ندارند که از اموری که اصولا ربطی به حکومت ندارد یا حداقل در حوزه سیاستگذاری است و نه اجرا، پای خود را بیرون بکشند. این جماعت به جای آنکه امور بیربط با وظایف دولت را کنار بگذارند و به مسائل اصلی سیاستگذاری بپردازند، این امور حتی اگر حل شده و مرده باشند را دوباره زنده و به حوزه وظایف دولت وارد کرده و تمام توان و انرژی دولت و حتی مجلس را مستهلک میکنند؛ نمونهاش قیمتگذاری سوخت است.
یکی نیست از قانونگذاران محترم بپرسد کجای دنیا دولت و مجلس هر روز خود را درگیر مسائل قیمتگذاری کالاهای گوناگون میکنند؟ کجای دنیا انواع و اقسام فسادهای ریزودرشت و اتلاف منابع را بر اثر قیمتگذاری به جامعه خود تحمیل میکنند؟ بهطور قطع ممکن است در شرایطی و آن هم مقطعی، قیمتگذاری منافعی هم داشته باشد، ولی یک تصمیم را براساس منفعت آن اتخاذ نمیکنند، بلکه باید براساس موازنه هزینه و منافع آن سنجیده شود.
دونرخی یا چندنرخی شدن کالاها ذاتا بد و خسارتآفرین است و پس از سالها که دولت توانسته این بلا را از اقتصاد و انرژی کشور دور کند، به یکباره و دوباره مواجهه با قیمتگذاری و سهمیهبندیای میشویم که هیچ منطق روشنی ندارد و صرفا از روی لجبازی است. وقتی که دولت طرفدار دونرخی شدن سوخت نیست، چه اصراری است که نمایندگان مجلس این کار را انجام دهند؟ اگر قصد افزایش درآمد دولت وجود دارد، طبیعی است که معادل همان رقم مورد نظر به قیمت سوخت اضافه شود.
خاک سردشت سرطانزاست؟
36 سال از جنگ عراق و ایران میگذرد اما بلایایش همچنان بر سر آن سایه افکنده است. ایران می رود تا خاطرات جنگ را از ذهن نسلهایش بیرون کند اما سرنوشت نسل های آینده سردشت همچنان به خاک آلوده به خون پدرانشان گره خورده است.
«هفتم تیر ماه سال 66 سردشت. 9 ساله بودم که بمباران شد. در گرمای تابستان در کوچه با دوستانم بازی می کردم که ناگهان صدای بمبی شنیده شد. مادرم از خانه دل آشفته و گریان به کوچه دوید و من و برادر بزرگم آوات و دو برادر دیگرم هیمن و سعید را به حیاط خانه برد. آب و برق خانه قطع بود و تنها چاه خانه ها آب داشت. پدرم که برای کمک به مردم به اطراف سرچشمه رفته بود در آنجا گرفتار شد. به دنبالش رفتیم. در کوچههای و خیابانهای سردشت خواهرانم را دیدیم. خواهرم آرزو، خواهر کوچکم را در آغوش داشت و فریاد می زد: «پدر. پدر. پدر ناپدید شده!» من و خواهرم به میدان رفتیم مردی که تمام بدنش ورم کرده و سوخته بود اسم ما را صدا می کرد و فریاد میزد: کمکم کنید. به جلو رفتیم، پدرم در آنجا افتاده بود. من و خواهرم پدر را نشناختیم. برادرم که یک سطل آب در دست داشت تمام آب را به بدن پدر پاشید تا دردش تسکین یابد. آمبولانس آمد. پدرم را بردند. من و خواهر و برادرم فقط گریه می کردیم که مادر آمد. پرسید چی شده که خواهرم ماجرا را برایش شرح داد. مادر سراسیمه ما را به خانه برد در اتاقی حبس کرد و چند سطل آب آورد روی هر کدام ما پاشید. حالا چندین سال است که از آن زمان میگذرد و ما همچنان با درد شیمیایی به خود میپیچیم.»
اینها تنها روایت یک بازمانده به نام آزاد ابراهیمی از دوران حملات شیمیایی رژیم بعثی عراق در سردشت است. سردشت تنها قربانی جنگ بی رحمانه ایران و عراق نبوده و نیست، سردشت تنها فجیع ترین و بی رحمانه ترین آنهاست. در حملات شیمیایی ۱۱۰ نفر از ساکنان شهر سردشت کشته و ۸ هزار تن دیگر در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند. بمبهای شیمیایی اما قربانیان بی شمار دیگری را در هور، الهویزه، جزیره مجنون، شلمچه در خوزستان، روستای بان زرده در شهرستان دالاهو در کرمانشاه و شهر سردشت در آذربایجان غربی به کام مرگ کشاند. هرچند سالهای سال است که از آن ماجرای تلخ میگذرد اما کارشناسان میگویند خاطرات تلخ آن روزها تا 100 سال دیگر همچنان بر خاک سردشت باقی خواهد ماند.
سایه مرگ همچنان بر سر سردشتیان
29 سال از سرفههای خون آلود سردشتیان میگذرد اما کارشناسان همچنان میگویند خاک سردشت آلوده به گازهای شیمیایی است. سازمان محیط زیست در سالهای ۸۵ تا ۸۸ بررسیهایی را برای پالایش خاک سردشت انجام داده اما فعالیتها پس از آن متوقف شد چرا که مین های به جای مانده از دوران جنگ مخاطره ای برای جان کارشناسان محیط زیست بود. کارشناس مسئول دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست هم در این باره می گویند که مستقیما نمی توانند در این رابطه اقدام کند و همکاری وزارت دفاع و نیروهای مسلح برای این کار ضروری است.
دکتر سروش مدبری، مدیر پیشین دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست آذرماه سال گذشته در رابطه با آلودگی خاک سردشت پس از گذشت 29 سال از آن اتفاق گفته است: نقاط زیادی از خاک کشور ما زمان جنگ مورد حمله شیمیایی قرار گرفت. صدام از مواد شیمیایی استفاده میکرد و تلاش داشت از موادی در سلاحها استفاده کند که اثرگذاری بیشتری داشته باشد و مخربتر باشد. موادی که به هر حال شیمیایی هستند و هرچه ماندگاری بیشتری داشته باشند اثرش در طبیعت هم ماندگارتر میشود.
سرطان میتواند ناشی از خاک آلوده باشد؟
براساس آنچه کارشناسان بیان میکنند گاز خردل و گازهای دیگر بکار رفته در بمب های شیمیایی در دوره 8 ساله جنگ در شرایط ایده ال 100 تا 400 سال در خاک پایداری می مانند. حالا با وجود ریز گرد هایی که گاه و بی گاه به جنوب کشور و مناطق شیمیایی سرک میکشند، وجود خاکهایی که به انواع گاز های شیمیایی آلوده باشند میتوانند سرطان را مهمان خانه های مردمانی کند که سالهای سال است با درد زندگی میکنند.
دکتر سروش مدبری، مدیر پیشین دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست در گفت و گوی خود با مهر مطالعه در رابطه با آلودگی احتمالی خاک منطقه ای چون سردشت سازمان محیط زیست را متولی مطالعات و پالایش خاک میداند. او در این رابطه گفته است: مسئولیت هر نوع آلودگی با سازمان محیط زیست است. در قانون ما هرکسی جایی را آلوده میکند خودش موظف است هزینههای رفع آلودگی را بدهد اما در این مورد خاص موضوع متفاوت است. این مطالعات در زمره وظایف سازمانی دفتر بررسی آلودگی آب و خاک سازمان حفاظت از محیط زیست میگنجد.
با این حال کارشناسان محیط زیستی در این رابطه می گویند: ما تا خروج کامل نظامیان و پاکسازی مناطق نمیتوانیم برای پایش خاکهای آلوده مناطق جنگی کاری انجام بدهیم. از سوی دیگر گازهای خردل و گازهای شیمیایی واقعا بیش از ۱۰۰ سال در خاک پایداری دارند ولی این در خاکهای اولیه و تا عمق ۳۰ سانتیمتر اول خاک نیست و به بحثهای ژئوشیمیایی و زمینشناسی بر میگردد.
با وجود این، آنگونه که مدبری بیان کرده است، متاسفانه در سالهای اخیر مطالعاتی در رابطه با آلودگی یا عدم آلودگی خاک به مواد شیمیایی انجام نشده که بر اساس آن بتوان گفت که اکنون این مواد در خاک سردشت وجود دارند یا نه ولی مواد شیمیایی مواد ماندگاری هستند و طی چرخه عمر خودشان گاهی از یک ماده به ماده دیگری تبدیل میشوند که آن ماده ثانویه ممکن است حتی خطرناکتر از ماده اولیه هم باشد و این احتمال می رود که این مواد خطرناک در خاک آن مناطق وجود داشته باشد.
با این حال دکتر لادن رضی، کارشناس مسئول بررسیهای آلودگی خاک سازمان حفاظت محیط زیست موضوع آلودگی خاک سردشت را جزو اولویتهای سازمان دانسته و گفته است که سازمان محیط زیست نمیتواند مستقیماً در این رابطه عمل کند و این کار باید در قالب فعالیت مشترک با وزارت دفاع و نیروهای مسلح باشد.
به اعتقاد رضی تعیین اینکه آلودگیهای کنونی خاک ناشی از عملیات جنگی است یا خیر به مهر توضیح داده است: از نظر فنی وقتی میخواهند خاک را تعریف کنند تنها تا عمق ۳۰ سانتیمتر را خاک میگویند که این خاک هم مرتب دستخوش تغییر میشود. این همان خاک حاصلخیزی است که محصولات کشاورزی از آن عمل میآید. بعد از آن دیگر لایههای زمینشناختی و سنگ بستر است و بحث آلودگی آن هم به آلودگیهای ژئوشیمیایی و زمینشناسی منطقه برمیگردد. ما وقتی آلودگی خاک را بررسی میکنیم همان ۳۰ سانتیمتر اول را بررسی میکنیم که در آن هم دیگر عملا اثباتش خیلی سخت است که بخواهیم چیزی پیدا کنیم.
او با تایید اینکه در عمقهای بیشتر هم راههایی برای بررسی آلودگی هست، گفته است: از طریق آزمایشهای ویژهای میتوانند این بررسی را انجام دهند. آبهای زیرزمینی، ایزوتوپها و لایهبرداریهایی که در منطقه هست را میتوان با روشهای مربوط به ژئوشیمیایی و زمینشناسی منطقه مورد آزمایش قرار داد. سازمان زمینشناسی اگر بخواهد به مطلب ورود پیدا کند میتواند از طریق یک سری آزمایشهای خاص رادیوایزوتوپی مطلب را بررسی و اثبات کند.
رضی با اعلام اینکه آلودگی ممکن است به لایههای پایینتر منتقل شود، بیان کرده: وقتی آلودگی در لایههای زمینشناختی نفوذ پیدا کند موضوع از نظر خطرات سلامتی رفع شده است مگر اینکه قرار باشد به دلیل عملیات ساختمانی یا صنعتی خاصی گودبرداری عمیق انجام شود که در این صورت پیشنهاد میشود نمونهبرداری و آنالیزهای خاصی انجام بشود تا موضوع قابل پیشبینی باشد.
به این ترتیب بحث آلودگی شیمیایی خاک سردشت در کشاکش نهادهای مسئول باقیمانده است. با همه این ها اما نفس سردشت هنوز زخمی و قربانی گازهای شیمیایی جنگ است. چشم انتظار دستی که گره بوروکراسی سردرگم بررسی و رفع آلودگی خاک سردشت را بگشاید.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/583565
خاک سردشت سرطانزاست؟
36 سال از جنگ عراق و ایران میگذرد اما بلایایش همچنان بر سر آن سایه افکنده است. ایران می رود تا خاطرات جنگ را از ذهن نسلهایش بیرون کند اما سرنوشت نسل های آینده سردشت همچنان به خاک آلوده به خون پدرانشان گره خورده است.
«هفتم تیر ماه سال 66 سردشت. 9 ساله بودم که بمباران شد. در گرمای تابستان در کوچه با دوستانم بازی می کردم که ناگهان صدای بمبی شنیده شد. مادرم از خانه دل آشفته و گریان به کوچه دوید و من و برادر بزرگم آوات و دو برادر دیگرم هیمن و سعید را به حیاط خانه برد. آب و برق خانه قطع بود و تنها چاه خانه ها آب داشت. پدرم که برای کمک به مردم به اطراف سرچشمه رفته بود در آنجا گرفتار شد. به دنبالش رفتیم. در کوچههای و خیابانهای سردشت خواهرانم را دیدیم. خواهرم آرزو، خواهر کوچکم را در آغوش داشت و فریاد می زد: «پدر. پدر. پدر ناپدید شده!» من و خواهرم به میدان رفتیم مردی که تمام بدنش ورم کرده و سوخته بود اسم ما را صدا می کرد و فریاد میزد: کمکم کنید. به جلو رفتیم، پدرم در آنجا افتاده بود. من و خواهرم پدر را نشناختیم. برادرم که یک سطل آب در دست داشت تمام آب را به بدن پدر پاشید تا دردش تسکین یابد. آمبولانس آمد. پدرم را بردند. من و خواهر و برادرم فقط گریه می کردیم که مادر آمد. پرسید چی شده که خواهرم ماجرا را برایش شرح داد. مادر سراسیمه ما را به خانه برد در اتاقی حبس کرد و چند سطل آب آورد روی هر کدام ما پاشید. حالا چندین سال است که از آن زمان میگذرد و ما همچنان با درد شیمیایی به خود میپیچیم.»
اینها تنها روایت یک بازمانده به نام آزاد ابراهیمی از دوران حملات شیمیایی رژیم بعثی عراق در سردشت است. سردشت تنها قربانی جنگ بی رحمانه ایران و عراق نبوده و نیست، سردشت تنها فجیع ترین و بی رحمانه ترین آنهاست. در حملات شیمیایی ۱۱۰ نفر از ساکنان شهر سردشت کشته و ۸ هزار تن دیگر در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند. بمبهای شیمیایی اما قربانیان بی شمار دیگری را در هور، الهویزه، جزیره مجنون، شلمچه در خوزستان، روستای بان زرده در شهرستان دالاهو در کرمانشاه و شهر سردشت در آذربایجان غربی به کام مرگ کشاند. هرچند سالهای سال است که از آن ماجرای تلخ میگذرد اما کارشناسان میگویند خاطرات تلخ آن روزها تا 100 سال دیگر همچنان بر خاک سردشت باقی خواهد ماند.
سایه مرگ همچنان بر سر سردشتیان
29 سال از سرفههای خون آلود سردشتیان میگذرد اما کارشناسان همچنان میگویند خاک سردشت آلوده به گازهای شیمیایی است. سازمان محیط زیست در سالهای ۸۵ تا ۸۸ بررسیهایی را برای پالایش خاک سردشت انجام داده اما فعالیتها پس از آن متوقف شد چرا که مین های به جای مانده از دوران جنگ مخاطره ای برای جان کارشناسان محیط زیست بود. کارشناس مسئول دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست هم در این باره می گویند که مستقیما نمی توانند در این رابطه اقدام کند و همکاری وزارت دفاع و نیروهای مسلح برای این کار ضروری است.
دکتر سروش مدبری، مدیر پیشین دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست آذرماه سال گذشته در رابطه با آلودگی خاک سردشت پس از گذشت 29 سال از آن اتفاق گفته است: نقاط زیادی از خاک کشور ما زمان جنگ مورد حمله شیمیایی قرار گرفت. صدام از مواد شیمیایی استفاده میکرد و تلاش داشت از موادی در سلاحها استفاده کند که اثرگذاری بیشتری داشته باشد و مخربتر باشد. موادی که به هر حال شیمیایی هستند و هرچه ماندگاری بیشتری داشته باشند اثرش در طبیعت هم ماندگارتر میشود.
سرطان میتواند ناشی از خاک آلوده باشد؟
براساس آنچه کارشناسان بیان میکنند گاز خردل و گازهای دیگر بکار رفته در بمب های شیمیایی در دوره 8 ساله جنگ در شرایط ایده ال 100 تا 400 سال در خاک پایداری می مانند. حالا با وجود ریز گرد هایی که گاه و بی گاه به جنوب کشور و مناطق شیمیایی سرک میکشند، وجود خاکهایی که به انواع گاز های شیمیایی آلوده باشند میتوانند سرطان را مهمان خانه های مردمانی کند که سالهای سال است با درد زندگی میکنند.
دکتر سروش مدبری، مدیر پیشین دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست در گفت و گوی خود با مهر مطالعه در رابطه با آلودگی احتمالی خاک منطقه ای چون سردشت سازمان محیط زیست را متولی مطالعات و پالایش خاک میداند. او در این رابطه گفته است: مسئولیت هر نوع آلودگی با سازمان محیط زیست است. در قانون ما هرکسی جایی را آلوده میکند خودش موظف است هزینههای رفع آلودگی را بدهد اما در این مورد خاص موضوع متفاوت است. این مطالعات در زمره وظایف سازمانی دفتر بررسی آلودگی آب و خاک سازمان حفاظت از محیط زیست میگنجد.
با این حال کارشناسان محیط زیستی در این رابطه می گویند: ما تا خروج کامل نظامیان و پاکسازی مناطق نمیتوانیم برای پایش خاکهای آلوده مناطق جنگی کاری انجام بدهیم. از سوی دیگر گازهای خردل و گازهای شیمیایی واقعا بیش از ۱۰۰ سال در خاک پایداری دارند ولی این در خاکهای اولیه و تا عمق ۳۰ سانتیمتر اول خاک نیست و به بحثهای ژئوشیمیایی و زمینشناسی بر میگردد.
با وجود این، آنگونه که مدبری بیان کرده است، متاسفانه در سالهای اخیر مطالعاتی در رابطه با آلودگی یا عدم آلودگی خاک به مواد شیمیایی انجام نشده که بر اساس آن بتوان گفت که اکنون این مواد در خاک سردشت وجود دارند یا نه ولی مواد شیمیایی مواد ماندگاری هستند و طی چرخه عمر خودشان گاهی از یک ماده به ماده دیگری تبدیل میشوند که آن ماده ثانویه ممکن است حتی خطرناکتر از ماده اولیه هم باشد و این احتمال می رود که این مواد خطرناک در خاک آن مناطق وجود داشته باشد.
با این حال دکتر لادن رضی، کارشناس مسئول بررسیهای آلودگی خاک سازمان حفاظت محیط زیست موضوع آلودگی خاک سردشت را جزو اولویتهای سازمان دانسته و گفته است که سازمان محیط زیست نمیتواند مستقیماً در این رابطه عمل کند و این کار باید در قالب فعالیت مشترک با وزارت دفاع و نیروهای مسلح باشد.
به اعتقاد رضی تعیین اینکه آلودگیهای کنونی خاک ناشی از عملیات جنگی است یا خیر به مهر توضیح داده است: از نظر فنی وقتی میخواهند خاک را تعریف کنند تنها تا عمق ۳۰ سانتیمتر را خاک میگویند که این خاک هم مرتب دستخوش تغییر میشود. این همان خاک حاصلخیزی است که محصولات کشاورزی از آن عمل میآید. بعد از آن دیگر لایههای زمینشناختی و سنگ بستر است و بحث آلودگی آن هم به آلودگیهای ژئوشیمیایی و زمینشناسی منطقه برمیگردد. ما وقتی آلودگی خاک را بررسی میکنیم همان ۳۰ سانتیمتر اول را بررسی میکنیم که در آن هم دیگر عملا اثباتش خیلی سخت است که بخواهیم چیزی پیدا کنیم.
او با تایید اینکه در عمقهای بیشتر هم راههایی برای بررسی آلودگی هست، گفته است: از طریق آزمایشهای ویژهای میتوانند این بررسی را انجام دهند. آبهای زیرزمینی، ایزوتوپها و لایهبرداریهایی که در منطقه هست را میتوان با روشهای مربوط به ژئوشیمیایی و زمینشناسی منطقه مورد آزمایش قرار داد. سازمان زمینشناسی اگر بخواهد به مطلب ورود پیدا کند میتواند از طریق یک سری آزمایشهای خاص رادیوایزوتوپی مطلب را بررسی و اثبات کند.
رضی با اعلام اینکه آلودگی ممکن است به لایههای پایینتر منتقل شود، بیان کرده: وقتی آلودگی در لایههای زمینشناختی نفوذ پیدا کند موضوع از نظر خطرات سلامتی رفع شده است مگر اینکه قرار باشد به دلیل عملیات ساختمانی یا صنعتی خاصی گودبرداری عمیق انجام شود که در این صورت پیشنهاد میشود نمونهبرداری و آنالیزهای خاصی انجام بشود تا موضوع قابل پیشبینی باشد.
به این ترتیب بحث آلودگی شیمیایی خاک سردشت در کشاکش نهادهای مسئول باقیمانده است. با همه این ها اما نفس سردشت هنوز زخمی و قربانی گازهای شیمیایی جنگ است. چشم انتظار دستی که گره بوروکراسی سردرگم بررسی و رفع آلودگی خاک سردشت را بگشاید.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/583565
چگونه از هک شدن WiFi جلوگیری کنیم؟
یک کارشناس نرمافزار گفت: نرمافزاری به نام «اندورید دامپر» که چند وقتی است وارد بازار شده، رمزگذاری بر Wi-Fi را مورد تهدید قرار داده است.
حسین سلیمانی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه معمولا روند هک کردن Wi-Fiها زمان زیادی نیاز دارد، عنوان کرد: در روند هک کردن Wi-Fi باید تمامی ترکیبهای پسوردها و کدها را حدس زد، اما با استفاده از تکنیک جدید میتوان موانع امنیتی مودمهای Wi-Fi را دور زد و تقریبا بلافاصله به رمز عبور آن دسترسی پیدا کرد.
این کارشناس افزود: روند هک کردن در مودمهای قدیمی شایعتر است؛ چراکه این نوع مودمها از پشتیبانی کمتری برخوردار هستند و در برابر تکنولوژیهای جدید آسیبپذیری بیشتری دارند و نرمافزار اندروید دامپر که شناخته شدهترین نرمافزار برای هک Wi-Fi است، جزو 10 اپلیکشن برتر و پربازدید در دنیا بوده که به سادگی با هک آدرس مک مودم یا هر دستگاه سختافزاری دیگری اقدام به هک Wi-Fi میکند.
وی، راهکار ساده و عملی برای برای جلوگیری از هک شدن Wi-Fi در مقابل این نرمافزار را انتخاب رمزهای پیچیده دانست و تاکید کرد: انتخاب رمزهای پیچیده و تلفیقی از کاراکترها میتواند راهکاری مهم برای مقابله با این امر باشد. همچنین روش دیگر این است که قابلیت WPS را خاموش کنند. کاربران میتوانند گزینههای مربوط به WPS را در صفحه تنظیمات مودم پیدا کرده و آنرا خاموش کنند.
سلیمانی با اشاره به تکنیک WPS و روشی که برای هک انتخاب کرده است، خاطرنشان کرد: این روش به هکرها اجازه میدهد تا بسیار سریعتر از گذشته، رمز عبور شبکههای بیسیم را بیابند و در این روش هکرها به جای تلاش برای یافتن PIN کد مودم که ساعتها به طول میانجامد، بر اساس برخی پردازشهای آفلاین خاص، با اولین حدس خود به رمز عبور دست خواهند یافت. تمامی مراحل مورد نیاز برای یافتن رمز عبور به این روش، تنها یک ثانیه بیشتر زمان نخواهد گرفت.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/464197
نشانههای یک زمین خواری توسط شهرداری!
به نظر شما زمین خواری از کجا شروع میشود و نشانه های آن چیست؟ آیا این گونه است که زمین هایی با وسعت زیاد به ناگاه تغییر کاربری داده میشوند و کار ساختوساز در آنها بدون نصب تابلویی آغاز میشود؟ وظیفه ما در این خصوص چیست؟
به گزارش پارسینه یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر که ساکن یکی از خوابگاههای این دانشگاه در محدوده مرکزی شهر تهران است، تصاویری در اختیارمان قرار داده که به شدت ابهام برانگیز هستند. اینقدر که اگر سریع مورد بررسی قرار نگرفته و تلاش برای رفع این ابهامات آغاز نشود، ممکن است کار ساختمانی آغاز شده و جبران مافات سخت یا حتی غیر ممکن شود.
از این رو از سخت و گاه غیرقابل جبران بودن تبعات آغاز کار ساختمانی میگوییم که با مرور موارد فراوان مشابه، به یاد خواهیم آورد جز در مواردی معدود و استثنایی، ساختوسازهای غیرقانونی به تخریب منجر نشده و در نهایت به جریمه منجر میشود. آن هم در شرایطی که متخلف دولتی یا ارگان ها و نهادهای خاص نباشند که در اینصورت، همان جریمه نیز درکار نخواهد بود.
ماجرا از این قرار است که یکی از زمین های بازی احداث شده در شرق میدان ولیعصر(عج) در منطقه 6 تهران که با چمن مصنوعی مفروش شده و از احداث آن بیشتر از 14 ماه نمیگذرد، دستخوش تغییراتی شده و به سرنوشتی نامعلوم دچار شود. این را میشود از جمع کردن چمن مصنوعی این زمین ورزشی 400 متر مربعی و محصور کردن پیرامون آن با گونی و نوار زرد رنگ محوطه کارگاهی دریافت.
این در حالی است که برای دایر کردن این زمین ورزشی، بی شک هزینه های زیادی صورت گرفته و حتی تلاش شده با اجرای نقاشی های دیواری متناسب با آن، نگاه ها به سمت آن معطوف شود. رویکردی که احتمالا به زودی تغییر خواهد کرد و حتی ممکن است با از بین بردن تصاویر ورزشیِ نقاشی شده روی دیوارهای مجاور این زمین ورزشی، برای پنهان کردن اتفاقاتی که قرار است در این پهنه عمومی شهر تهران رخ دهد، تلاش شود!
اتفاقا یکی از نکات جالب توجه در این ماجرا نیز همین جاست. اینکه بخشی از فضای عمومی شهر که در سرانه ورزشی ساکنان تهران لحاظ شده و با همین عنوان در نقشه تفصیلی پایتخت به ثبت رسیده، بی هیچ تابلو و پلاکاردی، به ناگاه برچیده میشود تا زمین آن کاربری دیگری پیدا کند. کاربری ای که ممکن است تبدیل این زمین ورزشی به انبار یا کارگاه پروژهای باشد و به مدت چند سال یا بیشتر ساکنان این محله را مواهب زمین ورزشی محروم کند، یا از آن بدتر، به ساخت ساختمانی منجر شده و برای همیشه اهالی منطقه را در حسرت زمین ورزشی بگذارد.
اتفاقی که امیدواریم در پی درج این خبر درباره آن شفاف سازی شود و بر این اساس اعلام میکنیم آمادگی درج پاسخ مسئولان شهرداری در این خصوص را داریم؛ به این امید که اشتباه کرده باشیم و منظور ایشان از جمع آوری چمن های مصنوعی و محصور کردن این زمین ورزشی، چیزی غیر از تغییر کاربری این زمین، به هر منظور باشد!
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/583428
طنز
ببار ای سنگ ...
شهرام شهیدی :
شایعه شده آن دسته از بازیکنان تیم پرسپولیس که خدمت سربازی نرفتهاند مدت خدمتشان کاهش پیدا میکند. یعنی در واقع شما همین که از جهنم ورزشگاه تختی زنده بیرون آمدهاید دوره آموزشی را تمام کردهاید.- حتما شما هم شنیدهاید که معمولا اسم افراد کم و کچلی مثل من را میگذارند زلفعلی ؟ انتخاب نام تختی برای ورزشگاه اهواز هم واقعا همچین مصداقی داشت. یعنی گذاشتن نام یک پهلوان بامرام و با اخلاق روی ورزشگاهی که هفته پیش منصوریان و این هفته پرسپولیسیها حسابی در آن گرفتار شدند، از جمله شوخطبعیهای تاریخ است.
از این به بعد بازی دو تیم در عربستان برگزار شود تا تماشاگران مجبور شوند برای انجام مراسم کامل فوتبال، سنگهایشان را سمت عربستان پرت کنند.
- یک پیشنهاد دیگر هم این است که بازی در ورزشگاه غدیر برگزار شود و تماشاچیها برای تماشا بروند ورزشگاه تختی.
- میشود از این طریق و با جمعآوری سنگهای پرتاب شده در حین بازی به افزایش صادرات سنگ کمک کرد. اصلا از این طریق میتوان دیگر دنبال حق پخش صداوسیما هم نبود و از طریق سنگ درآمدزایی کرد.
اعتماد
پرونده بابک زنجانی به دادگاههای ترکیه رسید
اولینبار نام «قدرت تنجل»، تاجر ترکیهای، در جلسه بیستم محاکمه متهمان نفتی (بابک زنجانی، مهدی شمسزاده و حمید فلاح هروی) مطرح شد.
به استناد اوراق پرونده که در سازمان بازرسی، دادسرای تهران و دادگاه انقلاب مطرح و بخشی از اتهامات متهمان رسیدگی و رأی صادر شده است، «مهدی شمسزاده»، بازرگان ایرانیالاصل مقیم دوبی در سال 92 اقدام به افزایش سرمایهگذاری خود در بخش حمل و نقل ترکیه کرده است و این افزایش سرمایهگذاری را از طریق خرید خط هوایی Onur که یک شرکت حمل و نقل هوایی خصوصی است، انجام داده است. سرمایه استفاده شده برای این کار، برابر با 250 میلیون دلار اعلام شده است.
این بازرگان ایرانی علاوه بر سهام شرکت هوایی مذکور، اقدام به خرید نیمی از سهام شرکت حمل و نقل جادهای ulusoy-varan کرد که سرمایه مورد نیاز برای خرید این سهم برابر با 100 میلیون دلار بوده است.
این بازرگان ایرانیالاصل بعد از خرید 7 هواپیما برای خط هوایی Onur Air ترکیه، این هواپیماها را به شرکت ایرانی تأسیس شده به وسیله بابک زنجانی منتقل کرد. در همان ایام، انتخاب به نقل از روزنامه «وطن» چاپ ترکیه نوشت: ترکها شرکت هواپیمایی Onur Air را در سال 2013 به قیمت 250 میلیون دلار به «قدرت تنجل»، تاجر ترک و «مهدی شمسزاده» فروختند اما بعد از آن اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه خریدار واقعی این شرکت، «بابک زنجانی»، صاحب شرکت هواپیمایی قشم بوده است.
البته بعد از آن و پس از بازداشت بابک زنجانی در ایران، شرکت «انور ایر» دچار مشکلات مالی شد و به دنبال آن «جان کرت باگانا»، صاحب اصلی شرکت هواپیمایی «انور ایر»، بعد از فروش این شرکت در حوزه گردشگری شروع به کار کرد و تصمیم گرفت بار دیگر این شرکت را خریداری کند. به همین دلیل به تهران آمد و با شرکتی که معادل سازمان صندوق بیمهگذاری سپردههای پسانداز ترکیه است، برای خرید مجدد این شرکت مذاکره کرد. گفته شده این شرکت به قیمت 105 میلیون دلار یعنی نصف قیمت اصلی این شرکت هواپیمایی به صاحب اولیه فروخته شده است. به غیر از جان کرت باگانا که مجدداً این شرکت را خریده است، «قدرت تنجل» و «مهدی شمسزاده» هر سه سهامداران جدید شرکت انور ایر هستند.
نقش قدرت تنجل در معاملات متهمان نفتی
در بیستمین جلسه محاکمه متهمان نفتی، قاضی صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به مهدی شمسزاده (متهم ردیف دوم) گفت: در اسناد مالی شرکت از محل هزینهکرد، 235 میلیون دلار بابت خرید شرکت «انور ایر»، 33 میلیون دلار بابت خرید 4 فروند هواپیما برای قشم ایر، 39 میلیون دلار خرید هواپیما، 25 میلیون دلار خرید 5 فروند هواپیمای دیگر، 50 میلیون دلار هزینه انبارداری در مالزی، 18 میلیون دلار خرید دو فروند کشتی هزار و 700 کانتینری و 110 میلیون دلار پرداخت به پیمانکاران ثبت شده است.
قاضی صلواتی در ادامه دادگاه خطاب به متهم ردیف دوم پرونده نفتی گفت: آقای شمسزاده! توضیحات شما درباره «انور ایر»، دادگاه را قانع نکرد. 5 درصد از سهام این شرکت را به عنوان حقالزحمه دریافت کردید و 44 درصد نیز جداگانه به نام شما شده بود، چراکه تابعیت انگلیسی داشتید. 51 درصد باقیمانده نیز به اسم یک تبعه ترک به نام قدرت تنجل به شرط امانت واگذار شد که بعدها در پشت پرده این تبعه ترک به شما وکالت میدهد و در نتیجه 100 درصد شرکت «انور ایر» به نام شما بوده است.
متهم ردیف دوم پرونده نفتی پاسخ داد: این قضیه امکان ندارد. طی قراردادی قرار شده بود آقای قدرت تنجل در امور عملیاتی و مدیریتی شرکت حق دخالت نداشته باشد اما به عنوان یک سهامدار در جلسات سهامداری خانمی به نام «مروه» به عنوان نماینده وی در جلسات شرکت میکرد. حق تصمیمگیری با من بود و «قدرت تنجل» طبق قراردادی که امضا شده بود، حق دخالت در امور عملیاتی و مدیریتی شرکت نداشت.
قاضی صلواتی خطاب به متهم گفت: چطور ممکن است سهام به اسم تنجل باشد و شما تصمیم بگیرید؟ مهدی شمسزاده پاسخ داد: چون قرار شده بود قدرت تنجل شریک خاموش باشد.
تعرض قُدرت تُنجِل به اموال زنجانی در ترکیه
«رسول کوهپایهزاده» وکیل بابک زنجانی در دیماه سال گذشته در گفتوگو با خبرگزاری صداوسیما گفت: قدرت تنجل شریک زنجانی در ترکیه اموال وی را تصاحب کرده است. همزمان با آغاز تحریمها، موکلم قراردادی صوری با قدرت تنجل منعقد میکند که در آن زمان بخشی از اموال وی به نام این شریک ترکیهای سند میخورد.
کوهپایهزاده ادامه داد: پس از طولانی شدن مدتزمان بازداشت بابک زنجانی، قدرت تنجل اموال موکلم را مورد چپاول و تعرض قرار داد.
وکیل متهم ردیف اول نفتی با بیان اینکه وکلای خارجی زنجانی از این مسأله مطلع شدهاند، افزود: تصاحب اموال زنجانی از سوی تنجل به پلیس اینترپل گزارش شده و از این طریق، مسأله پیگیری خواهد شد.
پرداخت 17 هزار و 700 میلیارد تومانی بابک زنجانی
سازمان تأمین اجتماعی با صدور اطلاعیهای در خصوص شکایت این سازمان از بابک زنجانی، از صدور دادنامه اصلاحی و رأی به محکومیت زنجانی به رد مال و بازگرداندن پنج فقره چک به ارزش بیش از 17 هزار و 700 میلیارد تومان به سازمان تأمین اجتماعی خبر داد.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/463964
ما نژاد پرست نیستیم؟
حادثه فجیع قتل ستایش دختر افغانستانی در ورامین
صادق زیباکلام:
نژادپرستان اروپایی، خارجیها یا مهاجران را اعم از آفریقاییها، اعراب، یهودیها، مسلمانان و..ا نژادهای پست میدانند که نباید به کشور «متمدن» آنها راه داده میشدند و حالا هم که آمدهاند صرفنظر از آنکه پناهنده شدهاند یا به اشکال دیگری در آن کشور حضور دارند، باید اخراج شوند. نژادپرستی در میان برخی از ما ایرانیان هم چنین است.
سفیدپوستان نژادپرست، کمتر به صورت مستقیم میگفتند نژاد آنها برتر است اما تعریفوتمجیدها از نژاد آنها مشخص میکرد آنها سرآمد بشریت هستند. در ایران نیز اینگونه است. ادبیات نژادپرستی برخی از ما ایرانیها مستقیم بیان نمیکند ما ایرانیها از همه نژادها و مردمان دیگر برتریم بلکه تعریفوتمجیدهایی که از ایرانی میشود عملا این نتیجه را به دست میدهد که ما ایرانیان برتر از دیگران هستیم. بهعنوانمثال گاهی ادبیاتی که توسط برخی چهرهها و شخصیتهای ما استفاده میشود، تأکید و اصرار زیادی روی بزرگبودن، متمدنبودن و صفات برتر دیگری از این دست برای ایرانیان میکند.
روی دیگر سکه نژادپرستی ما ایرانیان، تحقیر نژادها و اقوام دیگر است؛ از جوکهایی که برای اقوام ساکن در ایران میسازیم وقتی فرزندی که از پدری افغان و مادری ایرانی دنیا آمده نمیتواند شناسنامه داشته باشد و به زبان سادهتر نمیتواند ابراز هویت کند واقعا چه عنوانی باید به آن داد؟ چشمان معصوم «ستایش» را نمیتوانیم دیگر ببینیم اما شاید برق آن چشمان بیگناه برای بسیاری از ما، این پرسش را به وجود آورد که آیا بسیاری یا دستکم برخی از ما، واقعا نژادپرست نیستیم؟
شرق
غیرت
«گفت: دولت در سمنان به منتقدان حمله کرده که چرا پیروزی بزرگ برجام را نمیبینند؟
گفتم: ولی همین دولتمردان دستاندرکار اذعان میکنند که برجام تقریباً هیچ دستاوردی نداشته است و میگویند در حالی که ایران همه تعهداتش را انجام داده، آمریکا به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده است.
گفت: ایشان گفته است؛ چرا باید توان ایران را دست کم بگیریم؟!
گفتم: باز هم، همین دولتمردان هستند که توان ایران را در حد تولید آبگوشت بزباش معرفی میکنند و میگویند باید از خارج مدیر وارد کنیم و آمریکا را کدخدا میدانند و...!
گفت: خطاب به منتقدان گفتهاند «غیرت و تعصب دینی شما کجا رفته است»؟!
گفتم: خب! اگر غیرت و تعصب دینی در میان بود که، چوب حراج به تأسیسات هستهای کشورمان نمیزدند، در مقابل عهدشکنی آمریکا مقاومت میکردند، اجازه چپاول 2 میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده را نمیدادند و...
گفت: نمردیم و معنی غیرت را هم فهمیدیم! حالا این غیرت مورد نظر آقایان دقیقاً در کجای کار است؟!
گفتم: چه عرض کنم؟!... از شخصی که قرار بود کاری را ظرف 2 ساعت انجام بدهد ولی چند ساعت از موعد مقررگذشته بود و هنوز هیچ کاری نکرده بود، پرسیدند؛ ساعت چنده؟ و طرف با عصبانیت گفت؛ ساعت به چه دردی میخوره؟ آدم باید غیرت داشته باشه! »
روزنامه کیهان