بعد از مرگ، چه اتفاقاتی در بدن خواهد افتاد؟
![]()
حمیده خادم زاده

خیلی از ما ترجیح میدهیم که فکر خود را با چنین سوالی مشغول نکنیم. رویارویی با واژگانی مانند «مرگ»، «جنازه»، «جسد» و مواردی این چنینی که در حالت طبیعی چندان خوشایند به نظر نمیرسد. اما اگر از منظر علمی به ماجرا نگاه کنیم شاید جالب باشد که بدانیم بعد از مرگ، چه بر سر جسم ما خواهد آمد. با زومیت به دنبال کشف این معما باشیم.
خانم «هالی ویلیامز» یک متصدی کفن و دفن است. او از تجربهاش در آمادهسازی جسد فردی به نام جان میگوید:
آماده کردن جان نیاز به زور کمی دارد. معمولا هر چه جسد تازهتر باشد، کار من راحتتر میشود.
هالی بازوی جان را بلند کرده و به آرامی انگشتان، آرنج و مچ او را خم میکند. ویلیامز آرام و شمرده صحبت میکند و از ماهیت شغل خود راضی و خوشحال است. او از کودکی با بدن اجساد سر و کار داشته است و تقریبا روزی یک جسد میدیده است. حالا او ۲۸ سال دارد و در یک موسسهی مراسم تدفین جنازه در شمال تگزاس مشغول به کار است. طبق تخمین ویلیامز، وی تاکنون ۱۰۰۰ جسد را آمادهسازی کرده است.
او باید اجساد را از منطقهی دالاس تحویل بگیرد و برای مراسم تدفین آماده کند.
بنا به گفته ی ویلیامز: «بیشتر اجساد ما مربوط به خانه سالمندان هستند. اما گاهی اوقات با اجسادی مواجه میشویم که مرگ آنها به علت زخم ناشی از شلیک گلوله یا تصادف اتومبیل بوده است. ما ممکن است گاهی اوقات با مواردی مواجه میشویم که در تنهایی مردهاند و جسد آنها بعد از روزها و هفتهها به دست ما میرسد. در این حالت بدن در مراحل میانی تجزیه است و همین کار من را سختتر میکند.»
جان حدود ۴ ساعت پیش فوت کرد. او بیشتر عمرش را از لحاظ بدنی نسبتا سالم بود. و تمام زندگی کاریاش را در میدانهای نفتی تگزاس مشغول به کار بود. موقعیت شغلی او ایجاب میکرد که دائما در حرکت و تکاپو باشد. از این رو از لحاظ بدنی در حالت قابل قبولی قرار داشت. جان ۵۷ ساله، ۱۰ سالی بود که سیگار کشیدن را کنار گذاشته بود و در مصرف نوشیدنی افراط نمیکرد تا این که در یک صبح سرد ژانویه، دچار حملهی قلبی شدیدی شد، روی زمین افتاد و در جا فوت کرد.

حالا جان روی میز فلزی ویلیامز به صورت دراز کشیده قرار دارد و بدنش با یک یک ملافهی سفید، سرد و زمخت پوشیده شده است. رنگ پوست خاکستری متمایل به ارغوانیاش از علائم شروع تجزیهی بدن است.
سری اول فیلم «پدرخوانده» را به خاطر دارید؟ جایی که دون کورلئونه از دوست خانوادگیشان میخواهد، جنازهی تیرباران شدهی پسرش «سان» را به شکلی درآورد که بتواند آن را به مادرش نشان دهد. کار ویلیامز هم همین است. او به ظاهر اجساد شکل مطلوبتری میدهد تا دوستان و بازماندگانشان در مراسم تدفین، آخرین تصویری که از عزیز خود میبینند، تصویری خوشایند باشد.
سوال اینجاست که علت تغییر چهره بعد از مرگ چیست؟ و سوال مهمتر این که بعد از مرگ، چه تغییراتی در بدن اتفاق خواهد افتاد؟
هضم خود به خود
جدا از این که «بدن مرده» یک جسد رو به فاسد شدن است، هنوز هم علائمی از زندگی در آن جریان دارد. گروهی از دانشمندان (که تعدادشان رو به افزایش است)، یک جسد در حال فساد را سنگبنای شکلگیری یک اکوسیستم گسترده و پیچیده در نظر گرفتهاند که پس از تجزیه شدن، نوعی تکامل را تجربه میکند.
تجزیهی جسد، چند دقیقه بعد از مرگ طی فرآیندی به نام «اتولیز» یا هضم خود به خود شروع میشود. وقتی ضربان قلب میایستد، زمان کوتاهی بعد از آن سلولهای بدن از اکسیژن محروم میشوند و اسیدیتهی آنها زیاد میشود. سپس طی یک سری واکنشهای شیمیایی، سمی ایجاد شده و در داخل سلولها تجمع مییابد. این آنزیمهای سمی شروع به هضم غشاهای سلولی کرده و پس از متلاشی کردن آنها، به بیرون از سلول نشت میکنند. این مرحله معمولا، ابتدا در کبد و مغز شروع می شود. چرا که کبد مملو از آنزیم بوده و مغز هم حجم زیادی آب درون خود دارد. در نهایت، تمام بافتها و ارگانها شروع به تخریب شدن، میکنند. سلولهای خونی آسیبدیده از رگهای پاره شده خارج میشوند و با کمک نیروی جاذبه، در مویرگها و رگهای کوچک تهنشین خواهند شد. در این مرحله رنگ پوست جسد تغییر میکند.

دمای بدن هم بسته به دمای هوای اطراف افت پیدا خواهد کرد. سپس حالت «ریگورموریتس» یا «سختی مرگ» شروع میشود. در این حالت پلکها، فک و ماهیچههای گردن سفت و سخت میشوند. پس از آن نوبت به سفت شدن تنهی بدن و دیگر اندام است. وقتی انسان زنده است، بافتهای ماهیچهای به کمک دو رشتهی پروتئینی اکتین و میوزین میتوانند منقبض شوند. پس از مرگ، این بافتها منبع انرژی خود را از دست میدهند. در نتیجه این رشتههای پروتئینی قفل میشوند که نتیجهی آن سفت شدن ماهیچهها و قفل شدن مفاصل است.
هر قسمت از بدن ما چه در حالت زنده و چه مرده، میزبان تعداد زیادی باکتری است و نوع باکتری هر قسمت با قسمت دیگر تفاوت دارد! روده، پایتخت باکتریهای داخل بدن است و حدود میلیاردها باکتری با ۱۰۰ گونهی مختلف در آنجا سکونت دارند. این موضوع یکی از بحثهای مورد علاقهی پژوهشگران "میکروبیوم" است. میکروبیوم عبارت است از کلیهی باکتریها، قارچها و میکروبهایی که در یک بخش از بدن تجمع یافتهاند.
میکروبیوم روده یکی از داغترین موضوعات تحقیقاتی در حوزهی زیستشناسی است؛ چرا که نقش بسیار مهمی در سلامت انسان دارد. منشاء بروز خیلی از بیماریها مانند اوتیسم، افسردگی، سندروم روده تحریک پذیر (IBS) و چاقی در همین موضوع میکروبیوم نهفته است. با این حال، اطلاعات اولیهی ما از این باکتریهای مهمان محدود است. ضمن این که اطلاعات ما از این که بعد از مرگ چه اتفاقی برای آنها میافتد هم چندان روشن و معلوم نیست.
در ماه اوت ۲۰۱۴، یک دانشمند ترکی تبار کالبدشناسی به نام "گولناز جوان" در دانشگاه ایالتی آلاباما در مونتگمری به همراه همکارانش اولین نتایج حاصل از مطالعات خود در این زمینه را با نام تانتومیکروبیوم "thanatomicrobiome" منتشر کردند. (کلمهی تانتو، یک واژهی یونانی بوده و به معنای مرگ است).
جوان میگوید: "بیشتر کالبدهایی که بررسی میکنیم، مربوط به پروندههای جنایی هستند. چند مورد هم، مرگ به علت خودکشی، قتل، مصرف بیش از حد مواد مخدر یا تصادف اتومبیل بودهاند.ما نمونههایی از بافت اجساد را میگیریم. اما برای ادامه کار از نظر مسئله اخلاقی، نیاز به موافقتنامه و مجوزهای لازم داریم."
وقتی که زنده هستیم، بیشتر اندامهای داخلی بدن فاقد میکروب هستند. اما کمی بعد از مرگ، سیستم ایمنی از کار میافتد و میکروبها آزادانه در سراسر بدن پخش میشوند. معمولا اولین قسمت این فرآیند در محل اتصال بین روده کوچک و بزرگ شروع میشود. باکتریها شروع به هضم روده و بافتهای اطراف آن کرده و از داخل به خارج پیشروی میکنند. پس از آن، از مایع شیمیایی خارج شده از سلولهای آسیب دیده به عنوان یک منبع غذایی استفاده میکنند. هدف بعدی باکتریها، مویرگها هستند که پس از حمله به آنها وارد سیستم گوارش و غدد لنفاوی میشوند. کبد و طحال اولین مقر آنها برای گسترش یافتن است و سپس به سمت قلب و مغز میروند.
جوان و تیم همراهش، از کبد، طحال، مغز، قلب و خون ۱۱ جسد ، در فاصلهی زمانی ۲۰ تا ۲۴۰ ساعت پس از مرگ، نمونهبرداری کردهاند. آنها با استفاده از فناوریهای توالی DNA و ترکیب آن با بیوانفورماتیک، به تحلیل و مقایسهی میزان باکتری نمونهها پرداختند.
میزان باکتری در اندامهای مختلف یک شخص بسیار مشابه دیگر اندامها بود. اما میزان باکتری هر شخص با شخص دیگر تفاوت فاحشی داشت. این تفاوت میتواند ناشی از تفاوت میکروبیوم هر جسد و یا تفاوت در مدت زمان سپری شده از مرگ باشد. آزمایش قبلتری که بر روی موشها انجام شده بود، نشان داد که با گذشت زمان بعد از مرگ، میزان میکروبیوم نمونه به طور چشمگیری تغییر پیدا میکند. از آنجا که این میزان تغییر از یک روند قانونمند پیروی میکند، قابل اندازهگیری است. بدین صورت، محققان توانستند که میزان باکتری نمونهها را در یک بازهی زمانی ۳ روزه تا ۲ ماهه تخمین بزنند.
بررسیهای انجام شده توسط تیم جوان این گمان را مطرح کرد که تکثیر این باکتریها با تجزیهی بدن انسان شروع میشود. نتایج آزمایشهای آنها نشان داد که حدود ۲۰ ساعت طول میکشد که این باکتریها بعد از مرگ وارد کبد شوند و حداقل ۵۸ ساعت زمان لازم است که در کل اندامهای بدن گسترش پیدا کنند. بنابراین، بعد از مرگ، باکتریهای داخل بدن به شکل سیستماتیک در بدن پخش میشوند. از این رو مدت زمانی که طول میکشد تا باکتریها به اولین اندام داخلی نفوذ کنند، میتواند شاخصی برای اندازهگیری زمان سپری شده از مرگ باشد.
بنا به گفتهی جوان:"بعد از مرگ تغییراتی در ترکیب باکتریها به وجود میآید. مسیر حرکت آنها از قلب به سمت مغز است و آخرین بخشی که سراغش میروند اندامهای تناسلی است." در سال ۲۰۱۴، جوان و همکارانش موفق به دریافت یک حمایت مالی ۲۰۰/۰۰۰ دلاری از طرف بنیاد ملی علوم شدند تا تحقیقات خود را ادامه دهند. جوان در ادامه میافزاید: "ما میخواهیم با استفاده از روشهای تعیین توالی نسل بعد و بیوانفورماتیک، تعیین کنیم که کدام اندام برای تخمین زمان سپری شده از مرگ مناسبتر است. چرا که این موضوع هنوز برای ما شفاف نیست."
یکی از موارد معلوم این است که در هر مرحله از تجزیهی جسد با ترکیب متفاوتی از باکتری مواجه هستیم.
فساد جسد
در میان درختان کاج جنگل هانتسویل در تگزاس، حدودا ۶ جسد در مراحل مختلف فروپاشی قرار داده شدهاند. دو جسدی که تازه به این اجساد اضافه شدهاند، پوستی لکهدار و مایل به خاکستری رنگ دارند. استخوانهای قفسهی سینه و لگن خاصره قابل مشاهده هستند و گوشت آنها رو به فاسد شدن است. چند متر آن طرفتر هم جسدی اسکلتوار را میتوان دید که پوستش کاملا به استخوان چسبیده است و انگار یک لباس پلاستیکی براق پوشیده است. کمی دورتر، اسکلتهای دیگری دیده میشوند که کرکسها دور و بر آنها را فرا گرفتهاند. جسد دیگر داخل یک قفس چوبی و سیمی قرار گرفته است. این جسد آخرین چرخهی مرگ را طی میکند و تقریبا مومیایی شده است. چند قارچ بزرگ قهوهای رنگ روی شکم جسد رشد کردهاند.

برای اکثر ما دیدن اجساد در حال فساد، .در بهترین حالت ممکن ناراحتکننده و در بدترین حالت ترسناک و کابوسمانند است. در هر حال، برای کارکنان سازمان علوم کاربردی کالبدشکافی تگزاس دیدن هر روز این صحنهها عادی است. این سازمان در سال ۲۰۰۹ با فضایی به مساحت ۲۴۷ هکتار در جنگل ملی تحت مالکیت دانشگاه ایالتی هوستون (SHSU) افتتاح شد. در داخل این سازمان، یک فضای جنگلی متراکم پر درخت به مساحت ۹ جریب قرار دارد که اطراف آن با حصار سیمی ۱۰ فوتی مجهز به سیم خاردار، محافظت شده است.
در اواخر سال ۲۰۱۱ بود که دو پژوهشگر SHSU به نامهای "بوچلی" و "لین" دو جسد تازه را به آنجا انتقال دادند و آنها را همانجا رها کردند تا در شرایط طبیعی تجزیه شوند.
وقتی پدیده هضم خود به خود در حال شکلگیری است، باکتریها شروع به فرار از دستگاه گوارش میکنند و فساد جسد آغاز میشود. در این جا یک مرگ مولکولی اتفاق میافتد؛ چرا که بافتهای نرم به شکلهای گاز، مایع و نمک تجزیه میشوند. البته هنوز مراحل اولیهی تجزیه شروع نشده است. تجزیه وقتی شروع میشود که باکتریهای بیهوازی وارد عمل شوند.
در مرحلهی فساد جسد، نوع باکتریها از هوازی که نیاز به اکسیژن دارند، به بیهوازی که نیاز به اکسیژن ندارد، تغییر میکند. باکتریهای بیهوازی پس از تغذیه از قند موجود در بافتهای بدن، گازهای جانبی مانند متان، هیدروژن سولفید و آمونیاک تولید میکنند. تجمع این گازها باعث نفخ در شکم و دیگر قسمتهای بدن میشود.
بنابراین تغییر رنگ بدن ملموستر میشود. سلولهای خونی آسیبدیده نیز از رگهای متلاشی شده نشت میکنند و مولکولهای هموگلوبین توسط باکتریهای بیهوازی تبدیل به سولفوهموگلوبین میشوند. حضور این ماده در خون ساکن، باعث میشود که رنگ پوست به سبز مایل به سیاه متمایل شود.
با بالا رفتن فشار گاز داخل بدن، تاولهایی در سطح پوست ظاهر میشوند و به دنبال آن پوست شروع به شل شدن کرده و به سختی پیوند خود را بر روی چارچوب بدن حفظ میکند. در نهایت، گازها و بافتهای مایع شده از مقعد و دیگر سوراخهای خروجی بدن خارج میشوند. گاهی اوقات، فشار خروج این گازها و مایعات به حدی زیاد است که باعث پاره شدن بافتهای شکم میشود.
"نفخ" اغلب شاخصی برای شروع مرحلهی جدیدی از تجزیه محسوب میشود. نتایج یکی از مطالعات اخیر نشان داده است که در مرحلهی جدید، ترکیب باکتریها تغییر خواهد کرد.
بوچلی و لین، نمونههای باکتریهای موجود در بخشهای مختلف بدن را از ابتدای فرآیند فساد تا بعد از نفخ، جمعآوری کردند. سپس DNAهای موجود در باکتریها را استخراج کرده و آنها را فهرستبندی کردند.
بوچلی به عنوان یک حشرهشناس، علاقهی زیادی به حشراتی دارد که از اجساد به عنوان زیستگاه خود استفاده میکنند. او اجساد را یک اقامتگاه تخصصی برای حشرات مختلف مردهخوار میداند که کل مدت زندگی خود را اطراف جسد، سر میکنند.
کلونیزاسیون
کلونیزاسیون به معنای رشد و تکثیر عامل عفونی در میزبان است. وقتی که مایعات و گازهای بدن خارج میشود، جسد تسلیم طبیعت خواهد شد. در این مرحله، اکوسیستم جسد به صورت یک منبع غذایی، در خدمت میکروبها، حشرات و لاشخورها قرار میگیرد.
دو گونهی جانوری که سریعا با این اکوسیستم ارتباط نزدیکی برقرار میکنند، مگس لاشه و مگس گوشت (به علاوهی تخمهایشان) هستند. بوی به شدت بدی که از اجساد به مشام میرسد، ناشی از انتشار ترکیبات فراری است که باعث تغییراتی در پیشرفت فرآیند تجزیه میشوند. مگسهای لاشه با استفاده از گیرندههای مخصوص در شاخکهای خود، بو را تشخیص داده و جسد را پیدا می کنند. سپس روی جسد نشسته و در قسمتهای باز و بریدگیها شروع به تخمریزی میکنند.
هر مگس حدود ۲۵۰ تخم میگذارد که ظرف ۲۴ ساعت به کرم حشره تبدیل میشوند و با تغذیه از جسد در حال فساد، بزرگ و بزرگتر میشوند. پس از آن کرمها به شفیره و سپس مگس بالغ تبدیل میشوند و این چرخه تا زمانی که منبع غذایی برقرار باشد، تکرار خواهد شد.
در شرایط مناسب، شمار زیادی کرم حشره مشغول تغذیه از جسد هستند. این تراکم جمعیت، باعث ایجاد حرارت میشود و دمای داخل بدن به بیش از ۱۰ درجهی سانتیگراد خواهد رسید. در اینجا وضعیتی مشابه وضعیت پنگوئنهای قطب جنوب اتفاق میافتد و کرمهای حشره مجبور خواهند شد مانند پنگوئنها مدام در حال حرکت باشند. با این تفاوت که پنگوئنها برای گرم شدن تقلا میکنند؛ حال آن که تلاش کرمهای حشره برای خنکتر شدن است!
بوچلی در توضیحات خود میگوید: "دقیقا مثل شمشیر دولبه! اگر همیشه روی سطح بیرون باشی توسط پرندگان شکار خواهی شد و اگر به مرکز بروی، از گرما خواهی پخت! از این رو آنها مدام باید بین لبه و مرکز در حال رفت و آمد باشند "
حضور مگسها، توجه شکارچیان دیگری مانند کنهها، مورچهها، زنبورها و عنکبوتها را به خود جلب میکند. این شکارچیان تازهوارد یا از تخم و لارو مگسها تغذیه میکنند و یا یک همزیستی انگلوار را در کنار مگسها آغاز میکنند. کرکسها، لاشخورها و دیگر حیوانات بزرگ گوشتخوار هم ممکن است از این منبع غذایی بینصیب نمانند و خود را به موقع برسانند!
در نبود لاشخورها، کرمهای حشره هستند که مسئولیت از بین بردن بافتهای نرم را به عهده میگیرند. "کارل لینه" (کسی که گونه های جانوری را تقسیمبندی کرد) طی یادداشتی در سال ۱۷۶۷ نوشته است: "۳ عدد مگس به سرعت یک شیر، میتوانند جسد یک اسب را کاملا بخورند." شمار زیاد کرمهای حشره نیز همین قابلیت را دارند. عملکرد آنها آنقدر دقیق است که پس از تجزیهی کامل جسد، مسیر حرکتشان به شکل شیارهای عمیق در خاک پیرامون جسد قابل رویت است.
هر حشرهای که جذب یک جسد میشود علاقهی خاصی به میکروبهای رودهای دارد و خاک مناطق مختلف هم میتواند محلی برای زندگی گونههای مختلفی از این باکتریها باشد. احتمالا عواملی مانند دما، میزان رطوبت و نوع خاک در تعیین نوع این باکتریها نقش خواهد داشت.
همهی این میکروبها با یکدیگر در داخل اکوسیستم جسد ترکیب می شوند. مگسهایی که قبلا در جسد ساکن شده بودند، نه تنها به تخمریزی ادامه میدهند، بلکه برخی از باکتریهای دلخواه خود را به خود اختصاص میدهند. نکتهی دیگر این که بافتهایی که به صورت مایع درآمدهاند، از بدن خارج شده و امکان تبادل باکتریهای موجود در جسد و خاک زیر آن را فراهم میکنند.
وقتی بوچلی و لین نمونههای باکتریهای جسد را بررسی کردند، به این نتیجه رسیدند که نوع باکتریهای روی پوست جسد، با باکتریهای به جا مانده از مگسها و لاشخورها، یکی بوده است. بنا به گفتهی لین:"وقتی که یک جسد شروع به تخلیهی خود میکند، باکتریهای روده از آن خارج میشوند. از این رو بیشتر این باکتریها را در خارج از بدن مشاهده خواهیم کرد."
بنابراین، هر بدن مردهای یک امضای میکروبیولوژیکی دارد که منحصر به فرد خود آن بدن است. این امضا میتواند با گذشت زمان و شرایط مرگ تغییر پیدا کند. درک بهتر از ترکیب جامعهی باکتریایی، روابط بین آنها و تاثیر آنها بر همدیگر در هنگام فرآیند تجزیهی جسد به تیم کالبد شناسی و پزشکی قانونی کمک میکند که به اطلاعات بیشتری نظیر مکان، زمان و علت فوت شخص دستیابی پیدا کنند.
برای مثال، شناسایی رشتههای DNA مربوط به یک اندام خاص و یا نوع خاک موجود در جسد، به محققین و پژوهشگران کمک میکند تا برداشتهایی از صحنهی جنایت داشته باشند.
بوچلی میگوید: "تا به حال پازلهای مهم چند پروندهی قضایی با کمک حشرهشناسی به جوابهایی رسیده است". او امیدوار است که باکتریها حامل اطلاعات بیشتری باشند و بتوان از آنها به عنوان ابزاری برای تخمین زمان مرگ استفاده کرد. وی در ادامه افزود: "امیدوارم در ۵ سال آینده بتوانیم از باکتری به عنوان یک مدرک قابل استناد در دادگاه استفاده کنیم."
به این منظور، محققان مشغول جمعآوری فهرست انواع گونههای باکتری در داخل بدن انسان هستند و تفاوت باکتریهای اشخاص مختلف را بررسی می کنند. بوچلی میگوید: "دوست دارم اهداکنندهای اجازه دهد از باکتری بدن وی در دورانهای مختلف زندگی، مرگ و دوران تجزیه شدن بدنش نمونهبرداری کنم تا به مجموعهای داده از کل فرآیند زندگی تا مرگ، دست پیدا کنم."
تخلیهی بدن
"دنیل وسکات"، مدیر مرکز انسانشناسی دانشگاه ایالتی تگزاس در سن مارکوس میگوید: "ما به دنبال بررسی سیالات خروجی از بدن اجساد در حال تجزیه هستیم."
وسکات یک انسانشناس است که در زمینهی ساختار جمجمه تخصص دارد. او با استفاده از دستگاه میکرو-سیتی اسکنر ساختار استخوانهای یک جسد تجزیه شده را بررسی میکند. او همچین با دیگر گروهها نظیر حشرهشناسان، تیم میکروبیولوژی (از جمله جوان)، مهندسین رایانه و یک خلبان همکاری میکند تا با هدایت یک هواپیمای بدون سرنشین از مناطق مورد نیاز عکسهای هوایی تهیه کند.
بنا بر یک برآورد تخمینی، ۵۰ تا ۷۵% بدن انسان از آب تشکیل شده است و به ازای هر کیلوگرم از جرم انسان (بر مبنای خشک)، ۳۲ گرم نیتروژن، ۱۰ گرم فسفر، ۴ گرم پتاسیم و ۱ گرم منیزیم وارد خاک میشود. در ابتدا، نیتروژن سمی ناشی از آنتیبیوتیک داخل بدن، باعث از بین بردن قسمتی از پوشش گیاهی اطراف خواهد شد. این نیتروژن توسط حشراتی که گوشت را میخورند به خارج از بدن ترشح میشود. اما در نهایت خواهیم دید که تجزیه ی بدن برای اکوسیستمهای اطراف آن سودمند است. چگونه؟ آن طرف دیگر داستان را هم ببینید:
تودهی زندهی میکروبی در هنگام تجزیهی جسد گسترش پیدا می کند. کرمهای نماتود، در حین تجزیهی جسد مواد مغذی را از بدن انسان بیرون میکشند و همین موضوع باعث غنیتر شدن خاک و در نتیجه متنوعتر شدن پوشش گیاهی اطراف خواهد شد. تحقیقات به سمتی پیش میروند که بتوانند با استفاده از تغییر ترکیب خاک اطراف یک منطقه، راه حل جدیدی برای پیدا کردن مقتولهایی که در عمق کم خاک دفن شدهاند، پیدا کنند.
تجزیه و تحلیل خاک قبر نیز میتواند یکی دیگر از راه حلهای ممکن برای برآورد زمان مرگ تلقی شود.
دفن بدن در زیر خاک
در حرارت خشک بی امان یک روز تابستانی در تگزاس، جسد به جای تجزیه شدن، کاملا مومیایی خواهد شد. به این صورت که پوست سریعا تمام رطوبت خود را از دست میدهد و پس از آن کاملا به استخوانها میچسبد.
سرعت واکنشهای شیمیایی درگیر در این فرآیند به ازای هر ۱۰ درجه سانتیگراد افزایش دما، دو برابر خواهد شد. پس چنانچه دمای متوسط روزانهی هوا ۲۵ درجه سانتیگراد فرض شود، جسد پس از ۱۶ روز در مرحله ی تجزیهی پیشرفته قرار میگیرد. بنابراین بیشتر گوشت بدن از بین رفته است و انبوه زیادی از کرمهای حشره هم از جنازه دور شدهاند.

مصریان باستان به صورت اتفاقی آموختند که شرایط محیط چه تاثیری در تجزیه ی جسد دارد. در دوره "پردیناستیک"، قبل از ساخت تابوت و مقبره، آنها دور مردگان خود را پارچه میپیچیدند و آنها را مستقیم در شن و ماسه دفن میکردند. بدین صورت گرما مانع از فعالیت میکروبها میشد و چون جسد زیر خاک بود، حشرات نمیتوانستند به آن راه پیدا کنند. از این رو بدن مرده به خوبی حفظ میشد. بعدها مصریان به این خیال افتادند که مردگانشان بعد از مرگ زندگی بهتری داشته باشند. از اینرو شروع به ساختن مقبره کردند و اجساد را به جای این که مستقیم داخل خاک کنند، داخل قبر میگذاشتند. غافل از این که جنازه به دور از شن و ماسه سریعتر تجزیه میشود. پس چنین شد که آنها به فکر مومیایی کردن اجساد خود افتادند. مومیایی کردن شامل مراقبت از بدن با مواد شیمیایی است که سرعت فرآیند تجزیه را کم میکند.
با توجه به قوانین ترمودینامیک، انرژی نمی تواند ایجاد شود یا از بین برود، بلکه تنها میتواند از یک شکل به شکل دیگر تبدیل شود. تجزیهی یک بدن مرده و بازگشت تمام جرم او به هستی و تبدیل آن به انرژی، از مصادیق بارز این قانون طبیعت است.
منبع: http://www.zoomit.ir/2016/2/27/127505
چهرههایی که در تلویزیون ممنوع التصویرند
سحر قریشی
* نوع ممنوعیت: سحر قریشی ممنوع الکار است و نه ممنوع التصویر. درباره دومی یعنی عدم ممنوع التصویری قریشی می توان به بازپخش سریال «دلنوازان» اشاره کرد و البته پخش چهره و مصاحبه این بازیگر با واحد مرکزی خبر در پشت صحنه «رسوایی 2» که سال پیش روی آنتن رفت. ضمن این که چند تله فیلم هم از او روی آنتن رفته، البته این تله فیلم ها هیچ کدام محصول تلویزیون نبوده و در شبکه نمایش خانگی تولید شده و بعدها به تلویزیون فروخته شده اند. او در دوره ای ممنوع التصویر هم بود و برای همین سال 93 تصاویر این بازیگر از تیزر فیلم «آنچه مردان درباره زنان نمی دانند» حذف شد.
* نمونه های ممنوع الکاری: 10 روز پیش نام قریشی میان بازیگران سریال جدید سیروس مقدم «علی البدل» دیده شد اما روز گذشته الهام غفوری تهیه کننده سریال به مهر گفته: «سحر قریشی در این سریال حضور ندارد و ما هنوز درگیر مذاکرات هستیم و با صحبت هایی که با محسن تنابنده داشتیم به این نتیجه رسیدیم که تغییراتی در گروه بازیگران داشته باشیم.»
پیش از این هم سیروس مقدم در سریال «بچه های نسبتا بد» قصد داشت از قریشی دعوت به همکاری کند. آن زمان هم اسم این بازیگر در فهرست بازیگران به ثبت رسید اما چند روز مانده به شروع تصویربرداری، با ممانعت تلویزیون روبرو شد و تصمیم گرفت آیدا فقیه زاده را برای این نقش انتخاب کند. سال پیش حسین سهیلی زاده هم قصد داشت سریال «پریا» را با بازی قریشی تولید کند اما این همکاری شکل نگرفت.
* سابقه همکاری با تلویزیون: اگر چند اپیزود «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را فاکتور بگیریم، تنها همکاری جدی قریشی با تلویزیون سریال «دلنوازان» است که باعث شد نامش سر زبان ها بیفتد.
* دلیل ممنوع الکاری: به طور مشخص اعلام نشده چرا سحر قریشی اجازه همکاری با تلویزیون را ندارد اما تحلیلی هست که این اتفاق را با ماجرای زندگی شخصی و جدایی از همسر قبلی اش ربط می دهد.
* تحلیل: راستش ممنوع الکاری بازیگری در اشل خانم قریشی دور از شأن تلویزیون است و فقط به بازیگری امتیاز می دهد که از نظر فنی نقدهای منفی به او وارد است. نوع انتخاب های قریشی به سینمای بدنه و آن هم از نوع ضعیفش گرایش دارد و البته حضورش متضمن فروش شان نیست.
موفقیت نسبی او در فروش تله فیلم های شبکه خانگی را هم نباید به کل کارنامه این بازیگر تعمیم داد. قریشی حتی مثل دیگران مسئله سیاسی ندارد که به واسطه آن پشت در جام جم مانده باشد.
تلویزیون با این رویکرد فقط و فقط شأن و جایگاه خود را مخدوش می کند و بیهوده از خود چهره ای هولناک می سازد! اجازه دهد کارگردان ها از قریشی در سریال های شان استفاده کنند، عیار بازیگری او بهتر عیان می شود.
***
چهرههایی که در تلویزیون ممنوع التصویرند
فاطمه معتمد آریا
* نوع ممنوعیت: تا همین قبل عید، فاطمه معتمد آریا عملا ممنوع التصویر بود. سریال هایش از تلویزیون بازپخش نمی شدند و حتی تصاویرش از شبکه آی فیلم هم پخش نمی شد. زمان اکران فیلم «یحیی سکوت نکرد»، با اینکه عوامل سریال به برنامه هفت دعوت شدند، عملا خبری از معتمد آریا نبود. حتی با وجود اینکه معتمد آریا بازیگر نقش اصلی کار بود، در بخش های انتخابی برای نمایش در تلویزیون، خبری از او نبود.
با شروع نوروز اما وضعیت تغییر کرد. شبکه نمایش برای عید، سریال «آشپزباشی» را پخش کرد و بعد از آن هم شبکه آی فیلم همین روزها سریال «زیر تیغ» را در کنداکتور گذاشته. در واقع می شود گفت که معتمد آریا فعلا از ممنوع التصویری خارج شده و فقط ممنوع الکار است.
* سابقه همکاری با تلویزیون: از سال 70 و با سریال «گل پامچال» به مخاطبان تلویزیونی معرفی شد و بعد از آن با اینکه به طور کلی در تلویزیون کم کار بود اما چند سریال دیگر مثل «آرایشگاه زیبا»، «زیر تیغ» و «آشپزباشی» بازی کرد.
* دلیل ممنوع الکاری: بر اساس شنیده ها به دلیل گرایش های سیاسی، بعد از انتخابات 88، ممنوع الکار شد.
***
چهرههایی که در تلویزیون ممنوع التصویرند
جواد یحیوی
* نوع ممنوعیت: با اینکه تمام مجریان ممنوع الکار، در این چند وقت اخیر به تلویزیون بازگشتند، جواد یحیوی هیچ وقت این امکن را پیدا نکرد. یحیوی بارها برای بازگشت به تلویزیون و اجرا، اعلام آمادگی کرده اما انگار حساب تلویزیون با او پاک نشده. یک بار دو سال پیش اعلام شد که برنامه«جشن رمضان 92» را جواد یحیوی اجرا می کند. آنقدر این مسئله جدی بود که حتی یحیوی در فضای مجازی هم راجع به آن نوشت اما عملا این اتفاق نیفتاد و یحیوی نتوانست به عرصه اجرا برگردد. همچنان هم هیچ خبری از پایان ممنوع الکاری این مجری در میان نیست.
* سابقه همکاری با تلویزیون: از سال 76 با برنامه «طعم آفتاب» به تلویزیون آمد و تا سال 87 یکی از مجریان فعال این رسانه بود. او در این مدت، برنامه های مختلفی اجرا کرد و به عنوان مجری موفق توانست خودش را به اثبات برساند.
* دلیل ممنوع الکاری: حضور در ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری سال 88 باعث شد که تلویزیون تصمیم بگیرد او را ممنوع الکار کند.
***
چهرههایی که در تلویزیون ممنوع التصویرند
پگاه آهنگرانی
* نوع ممنوعیت: از آنجایی که پگاه آهنگرانی تا به حال تصمیمی برای بازی در هیچ سریالی نگرفته، نمی شود گفت که ممنوع الکار است اما به هر حال کسی که پخش تصویرش از تلویزیون ممنوع باشد، قطعا امکان همکاری با این رسانه را هم ندارد. پگاه آهنگرانی یکی از بازیگرانی است که حتی امکان نمایش تصویرش هم از تلویزیون وجود ندارد. همین اواخر زمان اکران فیلم «جامه دران»، تصویر آهنگرانی در تیزر فیلم هم به نمایش درنیامد و حتی اسمش هم از روی تیزر حذف شد. فقط چند صحنه کوتاه از پشت سر او گرفته شد و تمام. این بازیگر در این چند سال حتی یک بار هم به برنامه هفت دعوت نشده و خلاصه هیچ حضوری در این رسانه ندارد.
* سابقه همکاری با تلویزیون: آهنگرانی تا به حال هیچ حضوری در تلویزیون نداشته. البته بخش مهمی از این کمرنگ بودن در تلویزیون به عدم تمایل خود این بازیگر برای حضور در سریال های تلویزیونی برمی گردد.
* دلیل ممنوع الکاری: به دلیل گرایش های سیاسی که داشت و ساخت مستندی که به واسطه آن به مشکل برخورد.
***
چهرههایی که در تلویزیون ممنوع التصویرند
باران کوثری
* نوع ممنوعیت: آخرین بار دو سال قبل به عنوان مهمان در «کلاه قرمزی» حضور پیدا کرد و بعد از آن هم تکرار سریال «صاحبدلان» با بازی او از شبکه آی فیلم پخش شد اما به نظر می رسد تلویزیون این اواخر به این بازیگر حساسیت خاصی پیدا کرده. زمان اکران فیلم «کوچه بی نام» و «جامه دران» عملا تصویر او را از تیزرها حذف کردند. حتی برنامه هایی مثل سینما آی فیلم هم که درباره تمام فیلم ها، بازیگران و اتفاقات مهم سینمایی صحبت می کنند، اسم این بازیگر را حذف کردند. با اینکه کوثری سال گذشته برای «کوچه بی نام»[ سیمرغ گرفت و یکی از مهمترین بازیگران این فیلم به حساب می آید.
* سابقه همکاری با تلویزیون: اولین بار با سریال «صاحبدلان» در تلویزیون حضور پیدا کرد.س ال 87 در اولین برنامه کلاه قرمزی که بعد از سال ها تولید شد، یکی از اعضای ثابت بود و نقش خاله باران را بازی می کرد. در کلاه قرمزی 93 هم در یک قسمت حضور داشت.
* دلیل ممنوع التصویری: از آنجایی که تا همین دو سال قبل، در تلویزیون حضور داشته، ممنوع التصویری اش کاملا عجیب است.
***
چهرههایی که در تلویزیون ممنوع التصویرند
مهراب قاسم خانی
* نوع ممنوعیت: آنطور که پیداست مهراب قاسم خانی در تلویزیون ممنوع الکار است. با اینکه اعلام شده بود قاسم خانی گارگردانی مجموعه «دورهمی» را به عهده دارد و مدام تصاویری از آن در اینستاگرامش می گذاشت اما از همان قسمت اول، هیچ اسمی از او در تیتراژ برده نشد. حتی یکی از قسمت های مجموعه که مهراب به عنوان مهمان حضور داشت، با اینکه عکس هایش همه جا انتشار پیدا کرد، هیچ وقت از تلویزیون پخش نشد. قاسم خانی به دلیل این اتفاقات، همین اواخر از برنامه خداحافظی کرد و رفت.
* سابقه همکاری با تلویزیون: از همان ابتدا، هر کجا که پیمان قاسم خانی به عنوان نویسنده حضور داشته، اسم مهراب هم کنار او به چشم می خورد. بنابراین سالیان سال است که مهراب در سریال های تلویزیون حضور دارد.
* دلیل ممنوع التصویری: اصلا مشخص نیست اما این احتمال وجود دارد که بعد از ماجرای سفر به برزیل و حواشی که سر شلوارک پوشیدن بازیگران به میان آمد، این اتفاق افتاده باشد.
منبع: http://www.asriran.com/fa/news/464741/
ریزش آوار استخر کشاورزی در تهران جان یک کارگر را گرفت
سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران از تخریب دیوارهای یک استخر کشاورزی در جنوب تهران خبر داد و گفت: در این حادثه یک کارگر افغانستانی در زیر آوار جان باخت و دیگر کارگر افغان نیز بدلیل شدت مصدومیت روانه بیمارستان شد.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/464584
***
کوتاهی قد شدید ۷۷۰۰ کلاس اولی
معاون تشخیص سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور: بر اساس نتایج سنجش تحصیلی و آمادگی جسمانی نوآموزان بدو ورود به دبستان در سال تحصیلی جاری، ۷۷۶۸ کلاس اولی دچار کوتاه قدی شدید هستند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/584033
***
افزایش زمینخواریها در شرق تهران
عضو ناظر مجلس در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، با اشاره به فراوانی پدیده زمینخواری در شرق تهران گفت: اگر کسی در منابع طبیعی عامل نفوذی نداشته باشد، قطعا قدرت زمینخواری نخواهد داشت.
عزتالله یوسفیان ملا: در شرق تهران زمینخواری به طور فراوان اتفاق میافتد.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/584004
***
بازداشت یک نفر در پرونده واردات سیگار
رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس اعلام کرد: وزیر صنعت از طرف مدیر شرکت پای قرارداد واردات سیگار اسرائیلی امضا کرد و شنیدم دستور تمدید شش ماهه آن را نیز داده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/583927
***
تب برفکی جان 13 هزار دام را گرفت
رئیس سازمان دامپزشکی با اشاره به اینکه تا اسفندماه سال گذشته ۱۳هزار رأس دام از تب برفکی تلف شدند که این تلفات در فروردین ماه ادامه دارد، گفت: بابت تلفات بیماری تب برفکی حتی اگر یک رأس باشد از مردم عذرخواهی میکنم.
ما در سال 94 حدود 13 هزار رأس دام تلفات داشتیم که این رقم در مقایسه با موج بیماری سالهای گذشته که 41 هزار رأس بود کاهش یافته است.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/464290
***
هشدار وزیر بهداشت درباره سرطان و بیماری اعصاب
وزیر بهداشت ، وضع برخی بیماری ها در کشور را در مقایسه با کشورهای منطقه بسیار نگران کننده ارزیابی کرد.
وضعیت بیماریهایی همچون قلبی عروقی ، سکته های مغزی، اعتیاد، سرطان، بیماری های اعصاب و روان بسیار نگران کننده شده و در آینده نیز از مهمترین مشکلات اجتماعی کشور بهداشت و درمان خواهد بود.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/464382
تولد بزغاله ای شبیه انسان در مالزی

مالک یک واحد دامداری صنعتی در مالزی پس از تولد بزغاله ای که شبیه نوزاد انسان بود، جسد این بزغاله را به منظور انجام تحقیقات به کلینیک دامپزشکی تحویل داد.
روزنامه استار مالزی روز دوشنبه نوشت این بزغاله به فردی به نام 'ابراهیم باسیر' تعلق داشت که پشنهاد پرداخت پول از سوی برخی افراد به منظور خرید جسد این بزغاله را رد کرد.
وی اعلام کرد پس از اینکه شاهد تولد بزغاله ای بود که برخی از اندام های آن به کودک انسان شباهت داشت، متعجب شد.
به گفته این فرد مالزیایی، صورت، بینی، پاهای کوتاه و حتی شرایط نرم بودن بدن این بزغاله شبیه کودک انسان بود، اما موی قهوه ای روشنی که تمام بدن او را پوشانده بود، شباهت آن را به بزغاله نزدیک می کرد.
وی گفت: به رغم اشکال بدن این بزغاله که شبیه کودک انسان بود، اما هنگام تولد بند نافی وجود نداشت.
به گفته مالک این دامداری، این بزغاله احتمالا به دلیل قرار گرفتن در زیر دست و پای مادرش و یا شرایط دیگر جان خود را از دست داده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/583700
کارخانه قند ورامین تعطیل شد
در پی ادامه بحران مالی در کارخانه قند ورامین ، این واحد صنعتی به طور کامل تعطیل شدوحدود 285کارگررسمی وقرار دادی آن بیکار شدند.
کارخانه قند ورامین که یکی از معتبرترین واحد های تولید کننده قند کشوراست.
تعداد کارگران رسمی وقراردادی این واحد تولیدی را 285 نفر است از این تعداد کارگر حدود 200نفربصورت قراردادی فعالیت دارند که با آغاز سال جدید با اتمام قرار داد کار به دلیل عدم نیاز اخراج شده اند.
کارگران رسمی نیز که در آستانه بازنشستگی با مشاغل سخت وزیان آور هستند به دلیل مشکلات بیمه ای امکان بازنشسته شدن ندارند وبلاتکلیف شده اند.
کارگران قراردادی کارخانه نیز به دلیل نداشتن سابقه کار یک ساله با کارفرما براساس قوانین جدید بیمه بیکاری از امکان دریافت مقرری بیمه بیکاری محروم هستند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/464439
تیراندازی خونین در پارکینگ بیمارستان عرفان
مرد جوان وقتی با همسرش نتوانست به توافق برسد با شلیک گلوله به سمت او، خود کشی نافرجام کرد.
به گزارش میزان، ساعت 19 شب گذشته ماموران کلانتری 134 شهرک غرب در تماس با بازپرس ویژه قتل از تیراندازی خونین در بیمارستان عرفان خبر دادند.
بررسی های اولیه نشان میداد ساعتی قبل مرد 35 ساله به نام محمود با مراجعه به مقابل بیمارستان عرفان به انتظار همسرش که پرسنل اتاق عمل است، می ماند.
ساعت 19 با تعطیلی شیفت کاری بیمارستان، مرد جوان به همراه همسرش به پارکینگ بیمارستان رفته و سوار خودروی سمند نقره ای متعلق به زن جوان به نام فاطمه میشود. در حالی که زن جوان ماشین را روشن کرده بود تا حرکت کند، ناگهان همسر او اسلحه کمری کوچک را از جیبش درآورده وبه سمت همسرش نشانه می رود. زن جوان هر چه جیغ می زند نمی تواند مانع او شود و مرد 35ساله با شلیک دو گلوله به سر همسرش او را مجروح می کند. محمود سپس با قرار دادن اسلحه روی سرش یک گلوله نیز به سر خودش می زند.
در همان زمان نگهبان بیمارستان و پارکینگ متوجه صدای شلیک شده و سریع به پارکینگ روبه روی بیمارستان می رود وقتی نگهبانان بیمارستان به داخل خودرو سمند رفتند اسلحه در دست مرد جوان بود. بلافاصله زن و شوهر جوان به اتاق عمل منتقل شدند که سطح هوشیاری آنها بسیار پایین و حالشان بسیار وخیم گزارش شده است.
یکی ازهمکاران زن جوان گفت: فاطمه از چندی قبل با همسرش اختلاف داشت و همیشه با یکدیگر درگیر بودند. آنها یک فرزند دو ساله دارند که بیشتر مواقع در خانه مادربزرگش است. با مشخص شدن این موضوع بازپرس جنایی دستور تحقیقات بیشتر را صادر کرد.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/583885
جهش ژنتیکی سپر بلای شماری از محکومان به فلج یا مرگ
۱۳۹۵/۰۲/۰۶
دانشمندان میگویند انسانهایی را یافتهاند که نوعی جهش ژنتیک آنها را دربرابر بیماریهای فلجکننده یا مرگ محافظت میکند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این یافته که به وسیله بررسی ژنوم تقریبا۶۰۰ هزار نفر به دست آمده، روش جدیدی برای درمان فیبروز سیستیک و شماری از بیماریهای نادر و سخت مربوط به تغییرات خاص در یک ژن فراهم میکند.
افزون بر فیبروز سیستیک، که صدمات شدیدی به بسیاری از اعضای بدن از جمله ریهها و روده وارد میکند، این بیماریها شامل سندروم ژنتیکی فایفر (Pfeiffer syndrome) که باعث تغیر شکل نابهنجار استخوانها و سندروم اسمیت لملی اوپیتز(Smith-Lemli-Opitz syndrome) که باعث تغییر شکل ظاهری جمجمه و صورت و اختلالات رفتاری میشود، هستند.
اریک شات استاد دانشکده پزشکی «ایکان» نیویورک میگوید «اغلب مطالعات ژنتیک بر یافتن عامل بیماری متمرکز است، اما فرصتهای بسیاری در یافتن علل سالم ماندن مردم وجود دارد. سازوکارهای محافظتکننده بسیار بیشتر از آن چیزی که ما اکنون میشناسیم در طول میلیونها سال تکامل به وجود آمدهاند».
اریک شات که یک گروه ۳۰ نفره از پژوهشگران را هدایت میکند، اطلاعات حدود ۹۰۰ ژن از ژنوم هر فرد را بررسی کرد تا جهشهایی را که به صدها بیماری ژنتیک خاص منجر میشود، پیدا کند. این بررسی به انتخاب ۱۳ نفر انجامید که متغیرهای ژنتیکی داشتند که در حالت عادی باید به یکی از هشت بیماری فلجکننده منجر میشد، اما آنها سالم بودند.
در همین حال دانیل مک آرتور محقق ژنشناسی در بیمارستان ماساچوست، عقیده دارد این افراد نادر باید ترکیبی از عوامل ژنتیک و محیطی را داشته باشند که آنها را در برابر بیماریهای فلجکننده محافظت میکند.
این پژوهش در نیچر بیوتکنولوژی منتشر شده است.
منبع: دانش و فن فارسی RF
6 اختراعی که باید از آنها ترسید!
ما در عصری زندگی میکنیم که هر روز خبری از یک اختراع یا اکتشاف مهم میشنویم و همگی این اختراعات برای مقاصد بشردوستانه طراحی شدهاند اما باید از روزی ترسید که این اختراعات در مسیر غلط به کار گرفته شوند. امیدواریم این یادداشت باعث ترس شما نشود:
1. بمب اتم
نخستین بمب اتمی، بمبی پلوتونیومی (از نوع شکافتی) بود و در سال ۱۹۴۵میلادی در جریان جنگ جهانی دوم در آمریکا ساخته و در شانزدهم ژوئیهٔ ۱۹۴۵میلادی و در صحرای "آلاموگوردو" در "نیومکزیکو" آمریکا آزمایش شد. آمریکا تنها کشوری است که از بمب اتمی (شکافتی- اورانیومی) در هیروشیما و (شکافتی– پلوتونیومی) در ناکازاگی استفاده نظامی کرده است. شوروی نیز به عنوان ابرقدرت شرق در سال ۱۹۴۹ دارای بمب اتمی شد. همیشه ترس ار بمب اتمی گریبانگیر بشر بوده و جنگ سرد بین دولتها بر سر این بمب ادامه دارد که همگی امیدواریم این سلاح از روی زمین محو شود.

2. ربات
ربات یا روبوت دستگاهی مکانیکی برای انجام وظایف گوناگون است. یک ماشین که میتواند برای عمل به دستورات گوناگون برنامهریزی شود و یا یک سری کارهای ویژه انجام دهد. به ویژه آن دسته از کارها که فراتر از تواناییهای طبیعی و سرشتی بشر باشند. ما حتی روبات باعواطف نیز داریم اما این نکته قابل ذکر است که تعداد رباتها از تعداد نوع انسان بسیار کمتر است ولی باید از روزی نگران بود که رباتها بیشتر از نوع بشر شوند. فیلمهای "ماتریکس" و "نابودگر" را به یاد آورید سینما اگرچه یک نشانه است اما همیشه خطر جنگ با روباتها را یادآوری کرده است.

3. مهندسی ژنتیک
مهندسی ژنتیک، به مجموعه روشهایی گفته میشود که به منظور جداسازی، خالصسازی، وارد کردن و بیان یک ژن خاص در یک میزبان بکار میروند و نهایتا منجر به بروز یک صفت خاص و یا تولید محصول مورد نظر در جاندار میزبان میشود. این علم ترسناک که قابلیت تلفیق ژنهای مختلف و تولید انواع موجودات عجیب و غریب را نیز دارد ممکن است سربازان شکستناپذیر و مورچههای عظیم الجثه را تولید کند.

4. بیوتکنولوژی (زیست فناوری)
زیستفناوری را در یک تعریف کلی به کارگیری اندامگان یا ارگانیسم یا فرایندهای زیستی در صنایع تولیدی یا خدماتی دانستهاند و فنونی که از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر محصولات، ارتقا کیفی گیاهان یا حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسمها برای کاربردهای ویژه استفاده میکند. همگان خاطره ذرتهای بیوتکنولوژی را به خاطر دارند که موجب چه فاجعهای در آمریکا و مرگ صدها نفر شد.


5. شتاب دهنده ذرات
دستگاهی است که در آن ذرّات باردار (مانند: ذرات بنیادی، هسته اتمها یا اتمهای یونیزه شده، مولکولها یا قسمتهای مولکول) به وسیله میدانهای الکتریکی یا مغناطیسی تا سرعتهای بسیار زیادی شتابداده میشوند. به طوری که سرعت بسیاری از آنها، حتی تا نزدیکیهای سرعت نور میرسد. انرژی جنبشی ذره در این حالت به این ترتیب، به اندازه چندین برابر انرژی در حال سکون آن میباشد. این فناوری یکی از منابع انرژی در جهان آینده خواهد بود. تا اینجای کار خوب است اما اگر این انرژی از کنترل خارج شود میتواند موجب خسران بزرگی شود.

6. فناوری نانو
در واقع نانوفناوری فهم و به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستمهایی در این ابعاد است که اثرات فیزیکی جدیدی، عمدتا متاثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک، از خود نشان میدهند.
فناوری نانو کاربردهای گستردهای در دانشهای گوناگون دارد که از موارد مهم آن میتوان به کاربردهایش در پزشکی برای ساخت داروهای بدون اثرهای جانبی اشاره کرد که تنها بر یک بافت ویژه تاثیر میگذارند. از انواع کاربردها میتوان در ساخت نانو جورابها، نانو لولههای کربنی و … اشاره کرد و اگر این تکنولوژی در خدمت تولید یک دارو و یا ویروس سیاه بر ضد بشریت به کار گرفته شود باید واقعا از این اختراع ترسید.


داستان پیدایش گیوتین
گیوتین را یکی از مخالفین اعدام اختراع کرد
ژوزف گیوتین، امید داشت که استفاده از گیوتین مرگ را آسانتر کند.
نائومی روسو
ترجمۀ: محمد غفوری مرجع:
در فرانسۀ سدۀ هجدهم سه نوع مجازات برای محکومان به مرگ وجود داشت. اغلب مجرمان را به چوبۀ دار میآویختند گاهی آنان به مرگ با گردونۀ استخوانشکن محکوم میشدند. ولی تنها اشرافزادگانِ خاطی از این امتیاز برخوردار بودند که گردنشان را با شمشیر میزدند. شاید با دانستن این حقایق بهتر بتوانیم با دکتر ژوزف گیوتین همدلی کنیم؛ کسیکه در عین مخالفت با مجازات اعدام گیوتین را اختراع و استفاده از آن را در مجلس قانونگذاری تصویب کرد.
آتلانتیک — طبق افسانهها، روزی از روزهای ماه می ۱۷۳۸ در فرانسه، زنی که واپسین ایام بارداری خود را میگذراند و در حال رفتن به پایین خیابان سنته بود، ضجههای مردی را شنید که در گردونۀ استخوانشکن۱ شهر اعدام میشد. اعدام بدین طریق بود که فرد محکوم به مرگ را بر چرخی بزرگ میبستند و دست و پای او را از طرفین، همچون ستارۀ دریایی، میکشیدند. آنگاه با چوبدستی بدن وی را میکوفتند تا استخوانهایش خرد شود. بر اساس این داستان، فریادهای مرد چنان دردناک و تأثرآور بود که زن درست در همان لحظه و همانجا وضع حمل کرد.
اگر این داستان حقیقت داشته باشد، آنچه در آن تعریف شده، دربارۀ فردی صدق میکندکه طبق گفتۀ مورخان در همان روز پای به جهان گذاشته است. چنانکه مورخ فرانسوی، دنیل آراس، نوشته «وضعیتی که وی در آن تولد یافت، بر شهرت او در آینده تأثیری قطعی گذاشت». این کودک، یعنی ژوزف اینیاس گیوتین، بزرگ میشد تا یکی از مرگبارترین ابزارهای اعدام را در عصر خویش ابداع کند. اما پیش از آنکه گیوتین را اختراع کند، بخشی از عمر خویش را وقف اِعمال نفوذ [قانونی] علیه مجازات مرگ در فرانسه کرد.
گیوتین ابتدا برای مدت کوتاهی استاد ادبیات دانشگاه بوردو شد؛ اما پس از آن به پاریس رفت و به مطالعۀ پزشکی پرداخت. سپس در این شهر، به پزشکی فعال تبدیل شد و در آن اقامت گزید. در سال ۱۷۸۸، وی اعلامیهای نگاشت با عنوان «عریضۀ شهروندان زندۀ پاریس»۲؛ در آن اعلامیه خواستار آن شد که گروههای غیراشرافی نمایندگان بیشتری در هیئت قانونگذاری داشته باشند. این هیئت «مجلس طبقاتی»۳ نامیده میشد. سال بعد، عمدتاً بهعلت توجهی که در نتیجۀ «عریضۀ» مزبور نصیب وی شد، گیوتین در شمار نمایندگان مجلس قرار گرفت و حرفۀ سیاسی خویش را آغاز کرد.
گیوتین در مقام سیاستمدار، بیشتر فعالیت خود را بر اصلاحات پزشکی متمرکز کرد. وی همچنین از مخالفان مجازات مرگ بود. شاید چون دریافته بود که امحای یکبارۀ این نوع مجازات نامحتمل است، نیروی خود را برای انسانیترکردن و عادلانهترکردن آن صرف کرد. در آن زمان در فرانسه تنها اشرافزادگان خاطی از این امتیاز برخوردار بودند که گردنشان را با شمشیر میزدند؛ حالآنکه اغلب مجرمان به آویختن به چوبۀ دار محکوم میشدند. در برخی مواقع نیز محکوم به مرگ با گردونۀ استخوانشکن میشدند.
در دهم اکتبر ۱۷۸۹، گیوتین طرحی را به دولت فرانسه پیشنهاد و در آن توصیه کرد نوعی دستگاه گردنزنی، به ابزار رسمی برای اعمال مجازات مرگ تبدیل شود. در بدو امر، پیشنهاد وی توجه اندکی را به خود جلب کرد؛ اما در دسامبر همان سال، گیوتین در مجلس ملی۴ سخنرانیای کرد که سبب شد هم خود وی و هم ایدهاش شهرتی بینالمللی یابد. درحالیکه شور و هیجان بر او غلبه کرده بود، به مخاطبانش گفت: «اکنون من با این دستگاه، گردن شما را در طرفةالعینی میزنم؛ ولی اصلاً آن را احساس نمیکنید.»
روز بعد، نشریهای معروف در فرانسه، اظهارات گیوتین را در قالب ترانهای دستانداخت گرفت. این ترجمه از مجلهای انگلیسی، چمبرز ادینبورگ جرنال، در قرن نوزدهم برگرفته شده است:
این سیاستمدار
و پزشک
با خود اندیشید، واضح است
که بهدارآویختن، نه انسانی است
نه میهنپرستانه
و بالفور شیوهای مبتکرانه
ابداع کرد
تا انسانها را، بیآنکه عذابی ببینند، به قتل رساند
شیوهای که در آن نه طنابی بود و نه چوبهای
و جلادان را از میدان به در میکرد…
و آنگاه بیدرنگ
نبوغ او دستگاهی را طراحی کرد
که «بهسادگی» انسان را میکشد
همین و تمام
و ما به تقلید از نام او
این دستگاه را
«گیوتین» میخوانیم.
این لحظهای بود که نام گیوتین برای ابد، مترادف با گردنزنی میشد. آنگونه که ژورنال مجلس اشاره میکند، در نسخۀ کاملِ این ترانه از سه تنِ دیگر از سیاستمداران یاد شده بود که به اعضای داوطلب مجلس ملی معروف بودند. ازقضا همۀ این افراد از کسانی بودند که بعداً بهوسیلۀ گیوتین اعدام شدند و ازجملۀ آنها سرایندۀ همین ترانه، یعنی شوالیه دو شانسانتز بود.
علیرغم آنکه سخنان گیوتین در نزد عموم به تمسخر گرفته شد، تمام پیشنهادهای او در نهایت تصویب شد. در سوم ژوئن ۱۷۹۱، مجلس ملی دستوری صادر کرد مبنی بر اینکه دستگاه گردنزنیِ مزبور تنها ابزار برای اعدام قانونی مجرمان باشد و سیاستمداری به نام پییر لوئی رودره مسئول نظارت بر اجرای آن شد.
رودره در دهم مارس ۱۷۹۲ با گیوتین تماس گرفت و از او خواست که خود وارد عمل شود؛ اما هیچ سندی مبنیبر اینکه دکتر گیوتین این درخواست را پذیرفته است یا نه، وجود ندارد. درضمن، وی در آغاز تقلای زیادی کرد که افرادی را برای این کار استخدام کند؛ چون کسی حاضر به پذیرفتن ننگ کار با آن دستگاه نبود. رودره پس از دریافت نامهای که در آن کارورزانی با مواجبی گزاف برای کار با دستگاه پیشنهاد شده بود، به یکی از پیمانکاران احتمالیِ کار نوشت: «هرچند بهواقع تعصب وجود دارد؛ اما من پیشنهادهایی از کسان دیگری دارم… بهشرط اینکه… فاش نشود که آنها با این وسیله کار میکنند.»
سرانجام رودره با یک فرد آلمانیتبار به نام توبیاس اشمیت به توافق رسید تا گیتوتین را به کار اندازد. در ابتدا دستگاه را با بریدن سر گوسفند، گوساله و اجساد انسانها آزمودند؛ نخستین انسانی که قربانی گیوتین شد، نیکلاس ژاک پلتیه بود که در سال ۱۷۹۲ گردن زده شد. از این زمان، گیوتین تا دو سدۀ دیگر رایج بود؛ یعنی تا هنگامی که مجازات مرگ در فرانسه، در سال ۱۹۸۱ ملغی شد، گیوتین بهعنوان ابزاری متعارف برای اعدام محکومانِ غیرنظامی باقی ماند. به نوشتۀ چمبرز ادینبورگ جرنال، دکتر گیوتین «تا واپسین لحظۀ حیاتش» بهسبب مشارکتش در ساخت این دستگاهِ آدمکشی «سخت تأسف میخورد».
بر خلاف این افسانۀ رایج که دکتر گیوتین خود با دستگاه همنام خویش به قتل رسید، وی در ۷۵سالگی به علل طبیعی درگذشت؛ بااینحال، افسانۀ مزبور چنان مقبولیت یافته بود که حتی فرهنگ معروف جانسن در مدخل مربوط به گیوتین این افسانه را بهعنوان واقعیت درج کرد. دوست گیوتین، آدم کلود بوروکه خود پزشک بود، در مراسم خاکسپاری گیوتین از این پزشک فقید این گونه تجلیل کرد: «چقدر درست است این نکته که سودرساندن به نوع بشر، بدون برخی پیامدهای ناخوشایندِ آن برای آدمی، دشوار است.»
پینوشتها:
[۱] breaking wheel
[۲] Petition of the Living Citizens of Paris
[۳] the Estates General
مجلس طبقاتی، مجلس قانونگذاری فرانسه تا سال ۱۷۸۹ بوده است. این مجلس نمایندگانی از روحانیون، اشراف و مردم عادی را دربرمیگرفت.
[۴] National Assembly
مجلسی که اعضای آن را مردم ازطریق انتخابات برمیگزیدند.
منبع: ترجمان
داستان پیدایش گیوتین
گیوتین را یکی از مخالفین اعدام اختراع کرد
ژوزف گیوتین، امید داشت که استفاده از گیوتین مرگ را آسانتر کند.
نائومی روسو
ترجمۀ: محمد غفوری مرجع:
در فرانسۀ سدۀ هجدهم سه نوع مجازات برای محکومان به مرگ وجود داشت. اغلب مجرمان را به چوبۀ دار میآویختند گاهی آنان به مرگ با گردونۀ استخوانشکن محکوم میشدند. ولی تنها اشرافزادگانِ خاطی از این امتیاز برخوردار بودند که گردنشان را با شمشیر میزدند. شاید با دانستن این حقایق بهتر بتوانیم با دکتر ژوزف گیوتین همدلی کنیم؛ کسیکه در عین مخالفت با مجازات اعدام گیوتین را اختراع و استفاده از آن را در مجلس قانونگذاری تصویب کرد.
آتلانتیک — طبق افسانهها، روزی از روزهای ماه می ۱۷۳۸ در فرانسه، زنی که واپسین ایام بارداری خود را میگذراند و در حال رفتن به پایین خیابان سنته بود، ضجههای مردی را شنید که در گردونۀ استخوانشکن۱ شهر اعدام میشد. اعدام بدین طریق بود که فرد محکوم به مرگ را بر چرخی بزرگ میبستند و دست و پای او را از طرفین، همچون ستارۀ دریایی، میکشیدند. آنگاه با چوبدستی بدن وی را میکوفتند تا استخوانهایش خرد شود. بر اساس این داستان، فریادهای مرد چنان دردناک و تأثرآور بود که زن درست در همان لحظه و همانجا وضع حمل کرد.
اگر این داستان حقیقت داشته باشد، آنچه در آن تعریف شده، دربارۀ فردی صدق میکندکه طبق گفتۀ مورخان در همان روز پای به جهان گذاشته است. چنانکه مورخ فرانسوی، دنیل آراس، نوشته «وضعیتی که وی در آن تولد یافت، بر شهرت او در آینده تأثیری قطعی گذاشت». این کودک، یعنی ژوزف اینیاس گیوتین، بزرگ میشد تا یکی از مرگبارترین ابزارهای اعدام را در عصر خویش ابداع کند. اما پیش از آنکه گیوتین را اختراع کند، بخشی از عمر خویش را وقف اِعمال نفوذ [قانونی] علیه مجازات مرگ در فرانسه کرد.
گیوتین ابتدا برای مدت کوتاهی استاد ادبیات دانشگاه بوردو شد؛ اما پس از آن به پاریس رفت و به مطالعۀ پزشکی پرداخت. سپس در این شهر، به پزشکی فعال تبدیل شد و در آن اقامت گزید. در سال ۱۷۸۸، وی اعلامیهای نگاشت با عنوان «عریضۀ شهروندان زندۀ پاریس»۲؛ در آن اعلامیه خواستار آن شد که گروههای غیراشرافی نمایندگان بیشتری در هیئت قانونگذاری داشته باشند. این هیئت «مجلس طبقاتی»۳ نامیده میشد. سال بعد، عمدتاً بهعلت توجهی که در نتیجۀ «عریضۀ» مزبور نصیب وی شد، گیوتین در شمار نمایندگان مجلس قرار گرفت و حرفۀ سیاسی خویش را آغاز کرد.
گیوتین در مقام سیاستمدار، بیشتر فعالیت خود را بر اصلاحات پزشکی متمرکز کرد. وی همچنین از مخالفان مجازات مرگ بود. شاید چون دریافته بود که امحای یکبارۀ این نوع مجازات نامحتمل است، نیروی خود را برای انسانیترکردن و عادلانهترکردن آن صرف کرد. در آن زمان در فرانسه تنها اشرافزادگان خاطی از این امتیاز برخوردار بودند که گردنشان را با شمشیر میزدند؛ حالآنکه اغلب مجرمان به آویختن به چوبۀ دار محکوم میشدند. در برخی مواقع نیز محکوم به مرگ با گردونۀ استخوانشکن میشدند.
در دهم اکتبر ۱۷۸۹، گیوتین طرحی را به دولت فرانسه پیشنهاد و در آن توصیه کرد نوعی دستگاه گردنزنی، به ابزار رسمی برای اعمال مجازات مرگ تبدیل شود. در بدو امر، پیشنهاد وی توجه اندکی را به خود جلب کرد؛ اما در دسامبر همان سال، گیوتین در مجلس ملی۴ سخنرانیای کرد که سبب شد هم خود وی و هم ایدهاش شهرتی بینالمللی یابد. درحالیکه شور و هیجان بر او غلبه کرده بود، به مخاطبانش گفت: «اکنون من با این دستگاه، گردن شما را در طرفةالعینی میزنم؛ ولی اصلاً آن را احساس نمیکنید.»
روز بعد، نشریهای معروف در فرانسه، اظهارات گیوتین را در قالب ترانهای دستانداخت گرفت. این ترجمه از مجلهای انگلیسی، چمبرز ادینبورگ جرنال، در قرن نوزدهم برگرفته شده است:
این سیاستمدار
و پزشک
با خود اندیشید، واضح است
که بهدارآویختن، نه انسانی است
نه میهنپرستانه
و بالفور شیوهای مبتکرانه
ابداع کرد
تا انسانها را، بیآنکه عذابی ببینند، به قتل رساند
شیوهای که در آن نه طنابی بود و نه چوبهای
و جلادان را از میدان به در میکرد…
و آنگاه بیدرنگ
نبوغ او دستگاهی را طراحی کرد
که «بهسادگی» انسان را میکشد
همین و تمام
و ما به تقلید از نام او
این دستگاه را
«گیوتین» میخوانیم.
این لحظهای بود که نام گیوتین برای ابد، مترادف با گردنزنی میشد. آنگونه که ژورنال مجلس اشاره میکند، در نسخۀ کاملِ این ترانه از سه تنِ دیگر از سیاستمداران یاد شده بود که به اعضای داوطلب مجلس ملی معروف بودند. ازقضا همۀ این افراد از کسانی بودند که بعداً بهوسیلۀ گیوتین اعدام شدند و ازجملۀ آنها سرایندۀ همین ترانه، یعنی شوالیه دو شانسانتز بود.
علیرغم آنکه سخنان گیوتین در نزد عموم به تمسخر گرفته شد، تمام پیشنهادهای او در نهایت تصویب شد. در سوم ژوئن ۱۷۹۱، مجلس ملی دستوری صادر کرد مبنی بر اینکه دستگاه گردنزنیِ مزبور تنها ابزار برای اعدام قانونی مجرمان باشد و سیاستمداری به نام پییر لوئی رودره مسئول نظارت بر اجرای آن شد.
رودره در دهم مارس ۱۷۹۲ با گیوتین تماس گرفت و از او خواست که خود وارد عمل شود؛ اما هیچ سندی مبنیبر اینکه دکتر گیوتین این درخواست را پذیرفته است یا نه، وجود ندارد. درضمن، وی در آغاز تقلای زیادی کرد که افرادی را برای این کار استخدام کند؛ چون کسی حاضر به پذیرفتن ننگ کار با آن دستگاه نبود. رودره پس از دریافت نامهای که در آن کارورزانی با مواجبی گزاف برای کار با دستگاه پیشنهاد شده بود، به یکی از پیمانکاران احتمالیِ کار نوشت: «هرچند بهواقع تعصب وجود دارد؛ اما من پیشنهادهایی از کسان دیگری دارم… بهشرط اینکه… فاش نشود که آنها با این وسیله کار میکنند.»
سرانجام رودره با یک فرد آلمانیتبار به نام توبیاس اشمیت به توافق رسید تا گیتوتین را به کار اندازد. در ابتدا دستگاه را با بریدن سر گوسفند، گوساله و اجساد انسانها آزمودند؛ نخستین انسانی که قربانی گیوتین شد، نیکلاس ژاک پلتیه بود که در سال ۱۷۹۲ گردن زده شد. از این زمان، گیوتین تا دو سدۀ دیگر رایج بود؛ یعنی تا هنگامی که مجازات مرگ در فرانسه، در سال ۱۹۸۱ ملغی شد، گیوتین بهعنوان ابزاری متعارف برای اعدام محکومانِ غیرنظامی باقی ماند. به نوشتۀ چمبرز ادینبورگ جرنال، دکتر گیوتین «تا واپسین لحظۀ حیاتش» بهسبب مشارکتش در ساخت این دستگاهِ آدمکشی «سخت تأسف میخورد».
بر خلاف این افسانۀ رایج که دکتر گیوتین خود با دستگاه همنام خویش به قتل رسید، وی در ۷۵سالگی به علل طبیعی درگذشت؛ بااینحال، افسانۀ مزبور چنان مقبولیت یافته بود که حتی فرهنگ معروف جانسن در مدخل مربوط به گیوتین این افسانه را بهعنوان واقعیت درج کرد. دوست گیوتین، آدم کلود بوروکه خود پزشک بود، در مراسم خاکسپاری گیوتین از این پزشک فقید این گونه تجلیل کرد: «چقدر درست است این نکته که سودرساندن به نوع بشر، بدون برخی پیامدهای ناخوشایندِ آن برای آدمی، دشوار است.»
پینوشتها:
[۱] breaking wheel
[۲] Petition of the Living Citizens of Paris
[۳] the Estates General
مجلس طبقاتی، مجلس قانونگذاری فرانسه تا سال ۱۷۸۹ بوده است. این مجلس نمایندگانی از روحانیون، اشراف و مردم عادی را دربرمیگرفت.
[۴] National Assembly
مجلسی که اعضای آن را مردم ازطریق انتخابات برمیگزیدند.
منبع: ترجمان
خلاصه ای از سخنرانی النور مارکس به مناسبت روز اول ماه مه
هاید پارک – چهارم ماه مه 1890
ما به این جا نیامده ایم تا کار احزاب سیاسی را انجام دهیم. ما به خاطر طبقه کارگر، برای دفاع از حقوق خودش و دست یابی به مطالبات خودش در این جا هستیم. من زمانی را به یاد می آورم که در تعداد اندکی ، حدود ده دوازده نفر ، با خواست لایحه هشت ساعت کار به هاید پارک آمدیم. اما ده دوازده نفر به صدها نفر و صدها نفر به هزاران نفر تبدیل شد تا این که ما امروز شاهد تظاهرات بزرگ و باشکوهی هستیم که تمام هاید پارک را فرا گرفته است. ما روبروی تظاهرات دیگری ایستاده ایم و من خوشحالم که می بینم توده عظیمی از مردم در طرف ما هستند. همه آن هائی از ما که نگرانی های اعتصاب کارگران بندر و به خصوص کارگران گاز را تجربه کرده و زنان و مردان و کودکانی را دیده اند که دور ما ایستاده اند ، اعتصابات را کافی می دانند و حال ما مصممیم که از طریق تصویب هشت ساعت کار روزانه در قانون ، ضمانت آن را تأمین کنیم. اگر چنین نکنیم در اولین فرصت آن ها این دست آورد را از ما پس خواهند گرفت. اگر ما به پیروزی ای که این روز بزرگ می تواند به راحتی به ما عرضه کند نرسیم باید فقط خودمان را سرزنش بکنیم. در این پارک، در این بعد از ظهر مردی هست (مایکل داویت) (1) که یک بار توسط گلادستون زندانی شده بود. اما آقای گلادستون اکنون بهترین روابط را با او دارد. دلیل این تغییر را شما چه می دانید؟ چرا حزب لیبرال یک مرتبه به سوی «حکومت ملی» برگشته است؟ (2) به این دلیل ساده که مردم ایرلند 80 نماینده به مجلس عوام فرستادند تا محافظه کاران را تقویت کنند. به همین طریق ما هم باید این اعضای لیبرال و رادیکال را اگر از برنامه ما پشتیبانی نکنند از مجلس به بیرون بیاندازیم. (3) من در این بعد از ظهر نه فقط به عنوان عضوی از اتحادیه کارگری بلکه به عنوان یک سوسیالیست با شما صحبت می کنم. سوسیالیست ها معتقدند که 8 ساعت کار روزانه ، قدم اول و عاجل ترین قدمی است که باید برداشته شود و هدف ما رسیدن به زمانی است که دیگر طبقه ای که نان دو طبقه دیگر را تأمین کند وجود نخواهد داشت؛ و جامعه از شر بیکاری چه در بالا و چه در پائین ، خلاصی خواهد یافت. ما امروز نه در پایان بلکه در آغاز مبارزه خود هستیم. کافی نیست که به این جا بیائیم و به نفع هشت ساعت کار روزانه تظاهرات برپا کنیم. ما نباید همانند بعضی مسیحی هائی باشیم که شش روز هفته را مرتکب گناه می شوند و روز هفتم به کلیسا می روند بلکه ما باید روزانه و به طور دائم در باره اهداف و آرمان هایمان صحبت کنیم و از مردان و به خصوص از زنانی که با آن ها در تماس هستیم بخواهیم که به صفوف ما بپیوندند و ما را در مبارزه یاری دهند.
«برخیزید همچون شیران بعد از یک خواب غفلت
در شماری شکست ناپذیر،
زنجیرهایتان را همچون شبنم روی زمین بریزید
زنجیرهائی که به هنگامی که در خواب بودید به دست و پای شما بسته شده –
شما بیشمارانید – آن ها در مقابل شما بسیار اندکند.»
منبع: Source: Eleanor Marx, Vol. 2, Yvonne Kapp, Pantheon, 1976;
HTML: for marxists.org in April, 2002.
توضیحات مترجم:
1- مایکل داویت یکی از رهبران سیاسی ایرلند بود.
2- «حکومت ملی» (Home Rule) نام جنبشی بود که ایرلندی های در مقابل استعمار انگلیس برپا کرده بودند. در سال 1890 وقتی بخشی از ایرلندی ها در پی سازش با انگلیس به تقویت محافظه کاران پرداختند، گلادستون به عنوان رئیس حزب لیبرال نیز برای تقویت حزب خود به ایجاد روابط حسنه با آن ها پرداخت.
3- النور در این جا بر ضرورت رسمیت دادن به خواست هشت ساعت کار روزانه کارگران از طریق مجلس تأکید می کند. در دوره وی شرایط به گونه ای بود که امکان مبارزه برای به تصویب رساندن چنین قانونی در مجلس وجود داشت.
"سعودی 2030"

هدف ازاین طرح چشم انداز، دست یابی به بودجه جدا از نفت در سال 2030 میلادی، هدفمندی یارانه ها و بهبود وضعیت اقتصادی عربستان سعودی است.
- اجرای سیستم اعطای گرین کارت (کارت سبز - اقامت دائم) به شهروندان خارجی با هدف جذب سرمایه گذاران خارجی
- باز شدن درهای عربستان سعودی برای سرمایه گذاری های خارجی در زمینه های مختلف به ویژه گردشگری
- پایان تکیه بودجه بر درآمدهای نفتی تا سال 2020
- ایجاد بزرگترین صندوق سرمایه گذاری به ارزش 2.7 تریلیون دلار ( 2.7 هزار میلیارد دلار )
- هدفمندی یارانه ها
- افزایش درآمدهای غیرنفتی با تکیه بر بخش هایی مانند معدن، مبادلات مالی - بانکی، بازرگانی، گردشگری، صنایع نظامی و ...
- افزایش خصوصی سازی/ افزایش سهم بخش خصوصی در اقتصاد عربستان سعودی
- خصوصی سازی بخش های دولتی به ارزش 400 میلیارد دلار
- کاهش هزینه های بخش جاری دولتی
- کاهش سهم درآمدهای نفتی در بودجه دولت از 75 درصد فعلی به حداقل ممکن در سال 2020
- خصوصی سازی 5 درصد از سهام آرامکو (شرکت ملی نفت عربستان سعودی)
- افزایش 100 میلیارد دلاری درآمدهای غیرنفتی
- حرکت به سمت افزایش رقابتی شدن اقتصاد عربستان سعودی، شفافیت اطلاعات و دسترسی به اطلاعات آزاد
- افزایش 60 درصدی میانگین درآمد هر خانواده سعودی در سال 2030
- ایجاد 6 میلیون فرصت شغلی
تصویب طرح
شاهزاده محمد بن سلمان جانشین ولیعهد عربستان سعودی، پسر ملک سلمان پادشاه سعودی، رئیس دفتر پادشاه و وزیر دفاع، مسؤولیت این چشم انداز:
قصد داریم صنایع نظامی و دفاعی را در داخل گسترش دهیم. این یکی از بخش های اشتغالزایی است. عاقلانه نیست عربستان سعودی سومین هزینه نظامی جهان را داشته باشد اما صنایع نظامی داخلی اش بسیار اندک باشد.در قراردادهای جدید نظامی با طرف های خارجی، حتما باید شرکت های داخلی نیز سهیم باشند.باید در قراردادهای خارجی و داخلی، شفافیت وجود داشته باشد. ارتش عربستان سعودی در زمینه هزینه ها در رتبه سوم جهان است اما در زمینه کیفیت، در رده 20 جهان است. برای مقابله با فساد مالی اداری، یکی از راه ها خصوصی سازی است. یارانه ها باید هدفمند شود. تنها طبقه متوسط و پایین باید از یارانه ها به ویژه یارانه آب و برق استفاده کنند.
http://www.asriran.com/fa/news/464326
ادعای خرازی درباره در خانه ماندن اصولگرایان هنگام جنگ!
محمدصادق خرازی، رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان، در همایش اصلاحطلبان آذربایجانشرقی در تبریز با اشاره به دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی:
ایران در انتظار جمعهٔ شما مردم آذربایجان است و اگر به اقتدار ایران مینگریم هر کدام از شما باید یک رسانه شوید و مردم را پای صندوق بیاورید.
پیام گفتمان اصلاحات در کشور
اصلاحطلبان از قافلهسالاران خمینی کبیر بودند و بزرگترین پیام اصلاحات، احیای مدینهالنبی بوده است. ما خواهان اعتلای شورای نگهبان هستیم، عدالت نمیتواند دائماً در زبان بعضیها باشد اما بدترین عملکرد را داشته باشند.
جمعه روز تجلی میعاد و وحدت ماست
اگر میخواهیم برای فرزندانمان زندگی کنیم و دغدغهٔ ایران را داریم چارهای نداریم جز اینکه نقش تاریخی خود را علیرغم همهٔ تلخیها با قدرت ایفا کنیم. ما راه به عقب نداریم زیرا راه ما رو به جلوست، اگر در مجلس انسانهای فهمیم و قدرتمند باشند روزگار خوبی در پیش خواهد بود.
خطاب به برخی اصولگرایان
تمام حکومت 8 ساله شما اهانت به مردم و تعدی به بیتالمال بود، ما متعلق به نظام هستیم و اگر زمانی زبانم لال جنگی رخ دهد شما در خانه خواهید بود و ما لباس رزم خواهیم پوشید.
ندای ایرانیان
نظر غرضی درباره یارانه 250 هزارتومانی
محمد غرضی :
هر قدر هم احمدینژاد تلاش کند رأی حسن روحانی بیشتر میشود. بیشترین رأی آقای روحانی از روستاها بود وی در شهر تهران 700 هزار رأی داشت دقیقا برعکس میرحسین موسوی. چراکه روستاها در دولت قبلی بیشترین آسیب را دیدند.
نظرتان درباره وعده یارانه 250 هزار تومانی چیست؟
حرف و وعده 250 هزار تومانی شیطانی است. مگر میشود به تک تک افراد جامعه مبلغ 250 هزار تومان داد؟ اصلا چنین پولی در جامعه وجود ندارد! اداره کشور به شعار ربطی ندارد بلکه به تجربه مربوط میشود.
آنا