تست الکل از نوزادان

تست الکل از نوزادان برای بررسی مصرف الکل مادران


Image copyrightSPL

پس از آن که نتایج پژوهش‌ها در بریتانیا از نوشیدن روزانه الکل توسط تعداد قابل توجهی از مادران باردار خبر دارد، پزشکان انجام آزمایش الکل از نوزادان تازه به دنیا آمده را مد نظر قرار داده‌اند.

نمونه‌برداری از صدها نوزاد متولد شده در بیمارستان سلطنتی کودکان پرنسس در شهر گلاسگو نشان داده است حدود ۴۰ درصد از مادران در دوران بارداری الکل نوشیده‌اند.

این تحقیق همچنین نشان داده است که ۱۵ درصد از مادران در دوران بارداری یک یا دو گیلاس کوچک در هفته مشروب نوشیده‌اند.

با وجود این، مرکز مشاوره مادران باردار بریتانیا اعلام کرده است که مادران باردار نیاز به 'حمایت' دارند و نه 'کنترل'.

همزمان دولت اسکاتلند با صدور اطلاعیه‌ای هشدار داده است مصرف الکل در دوران بارداری می تواند اثرات مزمن بر سلامت کودک بگذارد و هر قدر مصرف الکل در دوران بارداری بیشتر باشد، احتمال صدمه دیدن کودک بیشتر است.

پژوهش های قبلی هم نشان داده‌اند که حتی مصرف متعادل الکل در ماههای نخست بارداری می‌تواند بر سلامت جنین تاثیر منفی بگذارد.

با وجود این در تحقیق اخیری که در گلاسگو صورت گرفته استفاده گاه به گاه مشروبات الکلی مورد توجه محققان نبود و تنها در کنار آزمایش نوزادان، از مادران خواسته شد پرسشنامه‌ای را پر کنند که مربوط به سبک زندگی آنها بود.

ابهام در قوانین، ناقض حقوق بشر

ابهام در قوانین، ناقض حقوق بشر

صادق زیباکلام در نامه‌ای که روزنامه قانون آن را منعکس کرده خطاب به جواد لاریجانی معاون قوه قضاییه و دبیر ستاد حقوق بشر به موضوع روزنامه نگاران جوانی که به تازگی حکم های زندان سنگینی برای آنان تعیین شده پرداخته و نوشته:

جناب آقای دکتر لاریجانی عزیز، وقتی درمحاکماتی پشت درهای بسته عده ای ازروزنامه نگاران جوان کشورمان بدون آنکه مشخص شود که جرم‌شان چه بوده به زندان‌های طولانی محکوم می شوند ازسوی سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشرمحکوم شده و ایران متهم به نقض حقوق بشرمی شود، جنابعالی به همراه سایرمسئولان و مقامات معززکشوربلافاصله غربی ها را متهم به «استفاده ابزاری ازحقوق بشر» می‌کنید.می فرمایید که «ما چون مستقل هستیم»،«ماچون نمی‌خواهیم نوکرغربی‌ها باشیم،«ماچون اجازه تجاوز و چپاول منابع‌مان را به غربی‌ها نمی دهیم»،«ماچون به آمریکا و اسراییل نه گفته‌ایم» وسایر کلیشه هایی که همه‌مان با آنها آشنا هستیم،غربی ها چشم دیدن ما را ندارند و دارند از ما به‌واسطه استقلال و آزادگی‌مان انتقام می‌گیرند.

به نوشته این استاد دانشگاه: وقتی بنا به برخی گزارشات به استناد چنین محاکمات و محکومیت هایی در گزارشی ایران را یکی از بدترین کشورها درارتباط با وضعیت روزنامه نگاران و نویسندگان توصیف می‌کند جنابعالی آنان را «دلقک»،«شو‌ من»،«عروسک خیمه شب بازی»،«بی‌سواد»،«مزدور»،«هنرپیشه ناشی ورشکسته»،«آلت دست اربابان غربی» وغیره می نامید.گزارش‌ها را هم «بی‌اعتبار، مغرضانه و به استناد اطلاعات مراکزصهیونیستی، منافقین وایرانیان مخالف جمهوری اسلامی ایران» اعلام می فرمایید. در حالیکه آنان در طی ده‌ها صفحه گزارش وضعیت حقوق بشر را درایران جزء به جزء وفقره به فقره به‌دقت تشریح کرده اند.

در انتهای نامه دکتر زیباکلام آمده: فی‌الواقع حقوق بشرکه جای خود دارد، می توان پرسید که رفتار با این افراد، اززمان دستگیری و بازداشت آنها، تاشیوه نگهداری‌شان، تانحوه بازجویی و بازپرسی‌شان، تا محاکمات غیرعلنی‌شان، وتا سرانجام محکومیت های سنگین‌شان، آیا نقض آشکارآیین دادرسی و بسیاری از قوانین ومقررات کیفری خودمان نبوده است؟

خاطرات معلم‌ها

خاطرات معلم‌ها

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در ستون طنز شهروند به مناسبت روز معلم از معلمان اشخاص مشهور خواسته خاطرات خود را از شاگردانشان بیان کنند چنان که معلم مسعود کیمیایی گفته: کیمیایی بچه عجیب غریبی بود، هرچی پول توی جیبی داشت، برای رفقاش ساندویچ و نوشابه می‌خرید و همیشه هم خودش برای دوستاش نوشابه بازمی‌کرد، بعد به دوستاش می‌گفت با شیشه نوشابه بزنند توی سرش، بعد قیافه مظلوم به خودش می‌گرفت و میومد دفتر معلم‌ها و گریه می‌کرد و از نارفیقی بچه‌های کلاس می‌گفت!

معلم جمشید مشایخی: جمشید پسر بامرامی بود. توی کلاس هر کی صدا از خودش درمی‌آورد، هر کی درس نمی‌خوند، هر کی پای تخته فحش می‌نوشت، خلاصه هرکس هر شیطنتی می‌کرد، جمشید گردن می‌گرفت و معذرت‌خواهی می‌کرد!

معلم حداد عادل: غلام‌علی درسش خوب بود، خیلی هم لفظ قلم حرف می‌زد، ادبیاتش همیشه ٢٠ بود، ریاضیش هم با کمی اختلاف جزیی از ادبیاتش، ١٠ می‌شد!

معلم‌ هاشمی‌رفسنجانی: بهرمانی پسر عجیبی بود، ازش می‌پرسیدیم دو دو تا؟ خاطره می‌گفت! می‌گفتیم سلول چیه؟ خاطره می‌گفت! سوال می‌کردیم اکبر چرا مشقاتو ننوشتی، یک بغضی می‌کرد، یک ملچ مولوچی می‌کرد، باز خاطره تعریف می‌کرد!

معلم کوچک‌زاده: کوچک عادت‌های عجیبی داشت! خب درس نمی‌خوند! ما هم یا نمره بهش نمی‌دادیم یا می‌زدیم پس گردنش! درست دوساعت بعد توالت‌های مخصوص معلم‌ها پرمی‌شد از جملات عجیب و غریب! مثلا: «بله، چون بچه فقیری هستم و دلار ندارم به من نمره پایین دادید» یا «نمره ندادن به من نشانه چیست؟!» یا «آهای معلم بد، چقدر پس گردنی باید؟!» یا ......

بدون شرح !

بدون شرح !


کارتون محمد طحانی، نوآوران

مدیران خصولتی

مدیران خصولتی، انتصاب دولتی، مزایای خصوصی

 

با اجرای اصل چهل و چهار و آغاز خصوصی سازی در ادبیات مدیریتی کشور واژه جدیدی به نام خصولتی ایجاد شد .خصولتی ها مثل شتر مرغ هستند اگر بگویی شیر بده می گویند مرغیم واگر بگویی تخم بگذار می گویند شتریم .مزایای هر دوبخش را دارند و معایب آن را خیر در انتصاب مدیران خصولتی روابط بر ضوابط پیشی می گیرد و اصولا شایسته سالاری مد نظر قرار نمی گیرد (مگر موارد استثنا) امکانات گسترده دولتی در اختیار آنان است و محدودیتهای نظارتی وجود ندارد. حقوق مدیران شایسته و بهرور بخش خصوصی را دریافت می کنند ولی بهروری در کار نیست.خلاصه بخش خصولتی آخرین میخها را بر تابوت خصوصی سازی در کشور می زند.

 

احمد توکلی :

 به فلان مسئول عالی رتبه دولتی اعتراض کردم که چرا باید 35 میلیون تومان حقوق ماهانه دریافت کنی؟گفت من نه سهام دارم و نه کار اقتصادی می‌کنم و نه درس می‌دهم. اگر این حقوق را نگیرم باید این کار را رها کنم.گفتم مگر چقدر خرج داری که به کمتر از این راضی نیستی؟....حرف بینمان زیاد زده شد. آخر سر گفت به خاطر شما 7 میلیون تومان از حقوقم را کم می‌کنم و رفت." این در حالیست که عضو کمیسیون برنامه و بودجه  مجلس شورای اسلامی چند شب پیش در برنامه ویژه خبری از حقوق چهل تا پنجاه میلیون تومانی مدیران بانکی خبر داده بود.

در حالی مسئولان عالیرتبه دولتی به روایت آقای توکلی از دریافت حقوق سی و پنج میلیونی ناراضی هستند که حقوق یک کارگر با اینکه به فرموده رئیس جمهور برای اولین بار از تورم پیشی گرفته تنها به هشتصد و دوازده هزار تومان در ماه می رسد کارگرانی که هم سهام دارند هم کار اقتصادی می کنند و هم درس می دهند مردان و زنانی که سهام عدالت دارند ولی به فراموشی سپرده شده کار اقتصادی می کنند تا روزگار بگذرانند و درس مردی و مردانگی می دهند به آنان که حقوق روزانه شان بیش از یک ماه آنان است      .

اما سر منشا این مساله کجاست چرا این همه تفاوت در پرداخت وجود دارد مگر نظام هماهنگ حقوق بر پرداختهای دولتی نظارت ندارد؟

پس از اجرای اصل چهل و چهار و در راستای خصوصی سازی دولتها به جای رد دیون خود به طلبکاران، سهام شرکتهای تحت مالکیت خود را واگذار کردن به مرور صندوقهای بازنشستگی و بخشهای عمومی غیردولتی و... که از جمله طلبکاران دولت هستند مجموعه ای از شرکتهای ورشکسته دولتی را تحت تملک خود درآوردند. شرکتهایی که تا پیش از این از منابع عمومی تغذیه می کردند دیگر می بایست روی پای خود می ایستادند و هین امر باعث می شود که روزگار اداره این شرکتها سخت و سخت تر گردد پس از مدتی با اضافه شدن حجم بدهی ها شرکت ها به سمت تعدیل منابع انسانی قدم می گذارند ، بعد از تعدیل نیروی انسانی اگر شرکتها قدرت بازگشت به عرصه رقابت را نداشته باشند اعلام ورشکستگی میکنند واین نقطه آغاز مرثیه ای بزرگ است که عموما به سر بنگاههای کوچک و متوسط دولتی خصولتی سازی شده می آید.

اما قصه برای بنگاههای بزرگ متفاوت است. در صنایع بزرگ بخاطر ابعاد سیاسی و اجتماعی این بنگاهها معمولا تلاش می شود تا به هر نحو ممکن این مجموعه ها سر پا نگه داشته شوند که به عنوان مثال می توان به وام خرید خودرو در سال گذشته اشاره کرد. نکته قابل توجه این است که در اکثر این بنگاهها آنچه در هر صورت دچار هیچ خللی نمی شود پرداختهای مدیریتی و پاداش هیات مدیره و مواردی از این دست است حال اینکه ممکن است حقوق کارگران آن مجموعه مدتها باشد که پرداخت نشده .(البته موادی هم استثنا وجود دارد)

انتصاب مدیران و هیات مدیره ها در این شرکتها اصولا تابع روابط است برادر زاده فلان وزیر پسر فلان نماینده مجلس و افرادی از این دست افراد شایسته ای هستند که مدیریت این شرکتها را در دست می گیرند و چون این شرکتها دیگر خصوصی به حساب می آیند دیگر محدودیتهای دولتی در پرداخت حقوق را نخوهند داشت و می توانند حقوق مناسبی به این افراد شایسته پرداخت کنند.

اینگونه است که اگر از آنان بپرسی چرا شرکت تحت مدیریت شما بهرور نیست و ورشکسته است می گویند ما دولتی هستیم واگر از آنها بپرسی چرا حقوق چند ده میلیونی و پاداش عملکرد و پاداش هیات مدیره دریافت می کنید می گویند ما بخش خصوصی هستیم ما کار اقتصادی نمی کنیم ما سهام نداریم ما درس نمی دهیم و...

اینجااست که یاد آن مثل معروف می افتیم که

قربون برم خدا را         یک بام و دو هوا را

یک بر بوم زمستون     یک بر بوم تابستون

http://www.tabnak.ir/fa/news/585706/

زاکانی

 روایت زاکانی از یک پرونده فساد اقتصادی

 

علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی:

سال 83 وقتی وارد مجلس شدیم، بعد از بررسی اعداد و ارقام این موضوع، با نامه‌ای مواجه شدم که از وزارت خانه مسئول برخورد با این فساد صادر شده بود.نامه از این قرار بود که یکی از قاچاقچیان را به مبلغی معادل چهار برابر بودجه کشور در شش ماهه اول سال برای مبارزه با قاچاق متهم کرده بودند. معاون وزیر سال 83 گفته بود جلوی این قاچاقچی را بگیرند؛ آن هم برای یک جرم.یکی از جرم‌هایش این بود که مواد 12 ماه تاریخ مصرف گذشته را 24 ماه بعد استفاده کرده بود.گمرک هم از این قاچاقچی شکایت کرده بود. ابتدای سال 83 نامه دوم آمده بود که راه نشان داده بود که چطور می توانند شکایت شان را پس بگیرند.معاون وزیر فکر کرده بود آن قاچاقچی منتصب به یک جریان سیاسی کشور است که می‌تواند به ضررش باشد. این را به وزیر گفتم و وزیر در عین تعجبم گفت این از جناح شماست و به همین خاطر بخشیده است. بعد هم وزیر آمد مجلس و محکوم شد؛ وزیر بعدا هم گفت حرف شما درست است اما نمی‌توانم آن را جا به جا کنم.این موضوع یک فاجعه است. شش ماه مسئولان کشور دودنگی می‌کند اما قانون اجرا نمی‌شود.

فارس

خانم ها: شهروند درجه دو

در مجلس گذشته خانم ها به عنوان شهروند درجه دو دیده می شدند!

 

شهربانو امانی :

حضور زنان در هیات رئیسه مجلس، در هیات رئیسه موقت، در کمیسیون ها و... پیام مثبتی را به جامعه خواهد رساند. و این یک نقطه عطف و نقطه امیدی بود که به جامعه داده شد. جامعه نیز این نقطه امید را می بیند، و انشالله برای گام های بعدی تلاش بیشتری خواهد کرد. بسیاری از ستاد های انتخاباتی در این انتخابات را زنان می گرداندند. و زنان تلاش مضاعف تری را از خود نشان دادند. و این باید پاس داشته شود.در دوره گذشته نیز ۹ تن از بانوان کشور به عنوان نماینده مردم در مجلس حضور داشتند. نمایندگانی که به گفته بسیاری گام های موثری در مسیر گرفتن مطالبات مردم و همچنین حوزه زنان نداشتند. عملکرد خانم ها در دو مجلس گذشته، در واقع حساسیت جامعه را بیشتر کرد. ضمن اینکه منافع اجتماعی خانم ها تامین نمی‌شد و متاسفانه بانوان به عنوان شهروند درجه دو دیده می شدند، و چنین اندیشه و چنین تفکری در مجلس و به خصوص در بین نمایندگان زن مجلس نمایان بود.

سایت پارسینه 

اسدالله یکتا کار می خواهد فقط کار

بازیگری که نمی خواهد مسئولین زیر تابوتش را بگیرند

 

خانواده کدام وزیر 14 کارخانه دارد؟!/ احتمال ورود رهبری به پرونده مینو خالقی/ واکنش کاریکاتوری صداوسیما به انتقادها/ شهروندان درجه دوم در مجلس نهم!


پرویز پرستویی بازیگر سینما و تلویزیون:

 در صفحه اینستاگرام خود به مشکلات بازیگر کمدی پرداخت.وی نوشت:

سلام بر مدیران ومسئولین فرهنگ و هنر .سلام بر مردم شریف ایران .بد نیست حرف آخر اسدالله یکتا، هنرپیشه کمدی قدیمی سینما، که البته بعد از انقلاب هم فعال بوده ودر فیلم سینمایی بنام عشق شیشه ای .بنده در خدمتشان بودم.یعنی زمانیکه بنده پا به عالم بازیگری نگذاشته بودم ،ایشان باحضور خود درفیلم های کمدی کلی مردم را خندانده.واز بعد انقلاب در گوشه ای از میدان هفت تیر تهران،شرافتمندانه ،مشغول فروختن سیگار بوده وهست.وحالا حرف آخر این هنرمند زحمتکش را بشنوید:"حرف آخرم رابا صدای بلند می زنم که آی آقایان،ای مسئولان. اسدالله یکتا کار می خواهد فقط کار. و اگرحال امروز من برایتان مهم نیست وصدایم را نشنیدید، پس ازمرگم زیر تابوتم را نگیرید."

نیروهای شرکتی: عدم دریافت حقوق به موقع، حذف مرخصی استحقاقی و بیمه

کارگرانی که مرخصی استحقاقی و بیمه ندارند

 

نیروهای شرکتی روز به روز در حال افزایش در سطح کشور هستند اما بازرسی و برخورد با تخلفات متعدد بسیار ضعیف و در بسیاری موارد نیز وجود ندارد؛ به عبارت دیگر عدم دریافت حقوق به موقع، حذف مرخصی استحقاقی و بیمه گوشه‌ای از این چالش‌هاست.

شرکت‌هایی که برای سازمان‌ها و ارگان‌های‌ مختلف دولتی و عمومی کشور، خدمات متفاوتی ارائه می‌دهند، در ارائه مزایای شغلی به کارگران خود به طور کامل خودداری می‌کنند.نیروهای شرکتی معمولاً یا با عدم بیمه از سوی شرکت مذکور و یا عدم دریافت به موقع حقوق از وضعیت کاری خود گله‌مندند و از طرفی هم چاره‌ای جز ادامه همکاری به دلیل رکود در بازار کار ایران ندارند.از طرفی هم وزارت کار برای ساماندهی و کاهش تخلف در اینگونه کارگاه‌ها و شرکت‌ها بازرسانی را استخدام کرده است، اما حجم تخلفات به دلیل فقدان مقررات الزام‌آور، بسیار گسترده شده است.بر همین اساس، برای انتشار و پیگیری موضوع نیروهای شرکتی و کارگران پیمانکاری با دو مجموعه که کارگران و کارمندان شرکتی دارند، به عنوان جویای کار تماس گرفته‌ایم تا از شرایط استخدامی آنها مطلع شویم.

یک شرکت پیمانکاری شهرداری تهران: سه ماه یکبار حقوق می‌دهیم/ اضافه کاری اجباری است

به دنبال نارضایتی برخی از نیروهای این شرکت که به نام (شرکت یارا) معروف است، با سرپرست این مجموعه صحبت کردیم که این مصاحبه از طرف خبرنگار فارس به عنوان یک فرد جویای کار انجام شده است و هدف از انتشار این مطلب، کاهش مشکلات نیروهای شرکتی و افزایش امنیت شغلی این کارگران است.

سرپرست این مجموعه در پاسخ به اعلام نیاز ما به عنوان یک جویای کار، گفت: فعلاً نیاز به نیروی جدید نداریم، اما باید فرم‌های مربوطه را پر کنید.

ـ ساعت کاری از 7 صبح تا 7 بعدازظهر است و ساعت 3 و نیم به بعد، ساعات اضافه‌کاری محاسبه می‌شود؛ ساعات اضافه‌کاری به طور اجباری است و باید فرد شاغل در این ساعات حضور داشته باشد.

طبق قانون کار، هیچ کارفرمایی حق اجبار کارگر به انجام اضافه‌کاری ندارد،‌ مگر با رضایت آنان.

این شرکت همچنین اعلام کرده که سال گذشته بسیاری از کارکنان خود به دلیل تأخیر در مطالبات دستمزد، ترک کار کرده‌اند، چرا که دستمزد آنان به صورت هر سه یا چهار ماه یکبار پرداخت می‌شود، با این استدلال که شهرداری تهران با تأخیر مطالبات شرکت مذکور را می‌پردازد.این شرکت اعلام کرده که طبق قانون وزارت کار، دستمزد کارگران را پرداخت می‌کند و علاوه بر وظیفه‌ای که در خصوص شغل مربوطه (متصدی خانه دوچرخه) دارند، باید اقداماتی نظیر تعمیرات و نظافت این محل‌ها را برعهده بگیرند.

استخدام در این شرکت، با چک یا سفته 20 میلیون تومانی از سوی یک فرد شاغل که به تازگی می‌خواهد وارد بازار کار شود، امکان‌پذیر است و این در شرایطی است که شرکت رسماً اعلام می‌کند که هر سه ماه یکبار دستمزد می‌پردازد، در حالی که قراردادهای قانون کار، پرداخت دستمزد به صورت ماهانه است.

نگرانی کارگران شرکتی (نظم‌آوران حفیظ)/ مرخصی استحقاقی نداریم

یکی از کارگران نظم‌آوران حفیظ که به صورت شرکتی برای بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خدمات ارائه می‌کنند، گفت: در ابتدا اعلام کردند که یک ماه اول دستمزد باید نزد شرکت نگهداری شود، که با اعتراض کارگران، این موضوع منتفی شد.با وجود گذشته سه ماه، هنوز بیمه تأمین اجتماعی برای ما اعمال نشده و از طرفی اگر بیماری و یا مراجعه به بیمارستان نیاز باشد، دفترچه درمانی نداریم.پس از دو ماه از اشتغال در این شرکت، به شعبه تأمین اجتماعی اعلام شده رفتیم، اما اعلام کردیم که هیچ‌گونه لیست بیمه‌ای از جانب شرکت به تأمین اجتماعی ارسال نشده است. یکی دیگر از مشکلات کار در این مجموعه شرکتی ، عدم ارائه مزایای شغلی از جمله مرخصی می باشد.

طبق قانون کار، کارگران در ماه حق استفاده از 2.5 روز مرخصی استحقاقی دارند.

بنا بر ادعای این کارگر شرکتی، کارفرما اعلام کرده که امکان رفتن به مرخصی توسط این کارگران وجود ندارد و در صورت مرخصی هم باید فرد جایگزینی برای خود تعیین کند.این فرد، از نحوه برخورد کارفرمایان انتقاد کرده و اعلام می‌کند که در محل خدمت، هیچ فرد جایگزینی برای رفتن به مرخصی به دلیل نگهبانی از بانک یا مؤسسه اعتباری محل اشتغال وجود ندارد و حتی به سختی هم امکان مرخصی رفتن فراهم نمی‌شود.در خصوص قرارداد خود با شرکت ، در ابتدا قرار داد ما را 50 روزه اعلام کردند که قرارداد بعدی باید یکساله باشد، اما با گذشته سه ماه هنوز قرارداد جدید با ما نبسته‌اند.

طبق اعلام این نیروی شرکتی، پرداخت دستمزد براساس حداقل پایه وزارت کار است، اما مزایای بیمه تأمین اجتماعی ندارد.بنابر اعلام رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی کشور، 85 درصد کارگران کشور در حالت قراردادی و پیمانی به سر می‌برند، با این حال به دلیل نبود قانونی برای ساماندهی نیروهای شرکتی و پیمانی، این دسته کارگران با دغدغه عدم امنیت شغلی، اخراج و تامین معاش پس از بیکاری مواجه هستند.

منبع: فارس

حادثه بیمارستان اراک

 

 پزشک مقصر از کار منع شد

 

ایرج حریرچی سخنگوی وزارت بهداشت:

حادثه بیمارستان اراک در حال پیگیری است و ما به عنوان مدعی العموم طرح شکایت کردیم و پزشک مقصر نیز از کار منع شد، همکاران ما باید بدانند با توجه به گسترش رسانه‌های عمومی مختلف، در اتاق شیشه ای زندگی می‌کنیم.

در مورد حادثه اراک موضوع از جهات مختلف قابل توجه است. در درجه اول باید بدانیم که قصور پزشکی مختص بیمارستان‌های ما نیست و در همه جای دنیا رخ می‌دهد و اجتناب ناپذیر است.البته در صورت قصور پزشکی باید با آن برخورد شود؛ در مورد گزارش اراک نیز برخورد موقت با پزشک انجام شده و وی تا اطلاع ثانوی از فعالیت منع شده تا بررسی‌های لازم در این خصوص انجام شود.پرونده بیمارستان اراک نیز به مراجع قانونی و نظام پزشکی ارجاع داده شده است و باید منتظر بررسی‌ها و تعیین درجه قصور پزشک باشیم تا تصمیم نهایی در این مورد اتخاذ شود.

به گزارش وزارت بهداشت حریرچی در نشست خبری این هفته خود عنوان کرد: در موضوع اخیر هنوز خانواده بیمار شکایتی را مطرح نکردند و ما به عنوان متولی سلامت و مدعی العموم خود را موظف به بررسی این موضوع و شفاف سازی در این مورد دانستیم.با توجه به گسترش رسانه‌های مختلف عمومی رسمی و غیر رسمی و سرعت انتشار اخبار، همکاران ما باید توجه داشته باشند که ما در اتاق شیشه ای زندگی می‌کنیم و باید اخبار این حوزه در اسرع وقت به صورت شفاف و از مبادی رسمی در اختیار رسانه‌ها قرار گیرد.

گفتنی است، در برخی از رسانه‌ها عنوان شده است که مردی 74 ساله، پای شکسته خود را به تیغ جراحی سپرد اما پزشکان به اشتباه، به جای پای چپ، پای راست او را شکافتند که در نهایت، این امر جان او را گرفت. بیمارستان دولتی اراک یکی از مراکز قدیمی درمانی این شهر بوده که به لحاظ امکانات و خدمات پزشکی وضعیت مطلوبی ندارد. بسیاری از خطا‌ها و اشتباهات پزشکی گزارش نمی‌شوند و همین موضوع ارائه آمار دقیقی از میزان خطا و اشتباهات در حوزه پزشکی و درمانی را دشوار‌تر می‌کند.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/585625

بابک زنجانی

میزان دقیق بدهی بابک زنجانی مشخص شد

 

شرکت ملی نفت ایران :

 بابک زنجانی ۲.۶ میلیارد یورو به این شرکت بدهکار است اما قاضی صلواتی در دادنامه‌ صادره، متهم ردیف اول پرونده نفتی را به رد یک میلیارد و ۹۶۷ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو در حق شرکت نفت محکوم کرده است.

دادگاه در حکم خود، میزان رد مال زنجانی به شرکت نفت را چقدر اعلام کرده است ؟

رسول کوهپایه‌زاده :

هر کسی اعم از موکل یا شرکت نفت می‌تواند ادعا داشته باشد اما مستند، رأی دادگاه است هر چند که قطعی نشده باشد. در حکمی که قاضی صلواتی برای موکل صادر کرده، میزان بدهی مشخص شده و موکل به رد یک میلیارد و 967 میلیون و 500 هزار یورو محکوم شده است. بنابراین شرکت نفت می‌تواند ادعا کند که بدهی‌اش 10 میلیارد است و ما هم می‌توانیم ادعا کنیم بدهی نداریم اما ملاک، حکم دادگاه است.ارزش اموال داخلی موکلم در جلسه دادگاه از سوی معاون دادستان، دو هزار و 600 میلیارد تومان اعلام کرد که با یک حساب و کتاب سرانگشتی مشخص می‌شود که این اموال، 30 درصد بدهی موکل را پوشش می‌دهد اما وکیل شرکت نفت بدون دقت و صحت گفته اگر اموال به فروش برسد، یک ششم بدهی را هم پوشش نمی‌دهد.

پیگیری سهام شرکت «اونر ایر» که توسط «قدرت تنجل» امین اموال زنجانی به فروش رسیده است

با وکالت اخیری که 18 فروردین موکلم به شرکت نفت داد، پیگیری دوستان با سرعت بیشتری انجام شد. متأسفانه وکیل شرکت نفت اخیراً بیان خلاف واقعی داشته و گفته شرکت نفت با همکاری وزارت امور خارجه و گرفتن وکلای خارجی درصدد است طلب خود را از زنجانی وصول کند در حالی که خود زنجانی وکالت داد تا شرکت نفت بتواند در دادگاه‌های ترکیه اقامه دعوا کند؛ متأسفانه اینگونه تلقین شده که گویی زنجانی همکاری نکرده و شرکت نفت راساً وارد شده است. ما قبلاً می‌گفتیم چرخه برداشتن تحریم‌ها به کندی می‌چرخد و بانک‌ها با احتیاط با ما کار می‌کنند اما دوستان می‌گفتند شما بهانه می‌گیرید. الان خود آقای سیف می‌گوید از برداشته شدن تحریم ها هیچ چیزی نصیب‌مان نشده است و همه فعالان بخش خصوصی که هیج خط سیاسی ندارند و خود بانک‌ها می‌گویند هنوز نتوانستیم پولی منتقل کنیم و بدهی‌هایی که بقیه به شرکت نفت داشتند هنوز وصول نشده است.مشکلاتی که در این ارتباط داشتیم همچنان به قوت خود باقی است و آخرین اقدام موکل نیز، اعلام آمادگی برای واریز وجه به حساب یک بانک خارجی بود که کارگزار یورویی آن بانک، از دریافت وجه ممانعت کرد. در مجموع فضای کلی برای تبادلات بانکی واقعا فراهم نیست و این واقعیت غیرقابل انکار است.

خبرگزاری تسنیم 

احمد توکلی

یک وزیر به همراه اطرافیانش 14 کارخانه دارد

 

احمد توکلی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس :

وقتی مجلس مصوبه پرداخت وام ازدواج را تصویب کرد، حتماً در توان بانک‌ها بوده و می‌توانند پرداخت کنند. از این تسهیلات گاهاً سود دریافت می‌کنند و وقتی تقاضای کاهش این سود و یا پرداخت وام ۱۰ میلیونی ازدواج را به آن‌ها می‌دهند توجیه بانک‌ها این است که خرجمان زیاد است.

این تسهیلات را باید از محل قرض‌الحسنه جاری پرداخت کنند، البته بانک ملی هرچه سپرده قرض‌الحسنه دریافت می‌کند همان را نیز به عنوان تسهیلات قرض‌الحسنه پرداخت می‌کند و گاهی حتی ۴ درصد بیشتر می‌شود. در این میان، بانک‌های خصوصی هستند که به عنوان نمونه در سال ۹۰ مبلغ ۵۷۴ میلیارد تومان سپرده از مردم دریافت کرده و تنها ۲۵ میلیارد تومان آن را به پرداخت تسهیلات اختصاص داده‌اند. نظام بانکی برای کارمندان خودش تسهیلات ویژه ای در نظر می‌گیرد و تسهیلات با مبالغ بیشتر و همچنین اقساط بیشتر به آن‌ها پرداخت می‌کند.

چقدر از آمار کاهش ازدواج‌ها به عدم پرداخت تسهیلات ازدواج برمی گردد؟

به هر حال تشکیل زندگی مشکلات بسیاری دارد که یکی از آن‌ها نبود پول نقد است. ارزش پول نسبت به سال‌های قبل کمتر شده و بانک‌هایی که در ابتدا سه میلیون تومان به عنوان تسهیلات ازدواج پرداخت می‌کردند امروزه باید ۱۰ میلیون تومان پرداخت کنند که در توانایی بانک‌ها نیز هست و میزان سود آن‌ها خیلی کاهش پیدا نمی‌کند.

چرا سیستم بانکی در حال حاضر خوب عمل نمی‌کند و مردم اصلاً رضایت ندارند؟

شخصاً با تصمیمات مالی توسط مجلس موافق نیستم، چون باید شورای پول و اعتبار تصمیم گیری کند ولی اکنون که تصمیم گرفته نباید اعلام شود که پرداخت آن شدنی نیست. پرداخت وام ۱۰ میلیونی ازدواج کاملاً شدنی است و سود بانک‌ها پایین می‌آید ولی میزان آن‌ها آنچنان بالا نیست.

 برای مبارزه با فساد در این ۱۵ سال چقدر اجرا شد؟

هنوز کاملاً اجرا نشده و اگر شده بود که مقام معظم رهبری شعار امسال را اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل نام‌گذاری نمی‌کردند. یکی از شاخص‌های اقتصاد مقاومتی حذف فساد و سیستم موجود است.

 

رئیس پیشین مرکز پژوهش‌های مجلس بیان کرد: مقام معظم رهبری با ابلاغ سیاست‌های کلی تأکید بسیاری بر حذف فساد و سیستم موجود داشته‌اند. اکنون هم اعلام می‌کنند که اقتصاد مقاومتی هنوز به عمل نرسیده است پس فساد هم متأسفانه هنوز هست.

چرا برنامه اقتصاد مقاومتی که همه مقابل آن سر تعظیم فرود می‌آورند، هنوز اجرایی نشده است؟

فقط اعلام می‌کنند که سر تعظیم فرود می‌آورند ولی به دلیل وجود نداشتن عزم کافی به این برنامه عمل نمی‌کنند.

متأسفانه فسادها زیاد، شبکه ای و سیستماتیک شده‌اند و مسئولان نیز از زندگی ساده فاصله گرفته‌اند. وقتی مسئولان بخواهند در رفاه زندگی کنند مردمشان را بدبخت خواهند کرد ولی اگر قصد خدمت به مردم داشته باشند نباید خودشان را در نظر بگیرند.

وقتی که اشرافیت اداری و شخصی مثبت تلقی شود به ترتیب دوری از مردم و درک فقر مشکل شده، فساد و رشوه خواری پیدا می‌شود، دولت دخالت زیادی پیدا کرده و در اقتصاد نفتی باید از طریق دولت به جامعه پمپاژ شود آن وقت انحراف زیاد می‌شود، همچنین در نهایت با افزایش فسادها و کاهش مبارزه‌ها، فسادها نیز سیستماتیک می‌شود. وقتی فسادها در مجاری اداری و تصمیم گیری نفوذ می‌کنند در نتیجه مانع از مبارزه می‌شوند و عزم را از بین می‌برند.

آیا دادگاه بزرگ فساد مالی درست اطلاع رسانی شد؟

صدا و سیما باید اطلاع رسانی کند ولی به نظر من درست اطلاع رسانی نشده است. به نظر من شفاف عمل نمی‌کنیم در حالی که باید شفاف عمل کنیم، در غیر این صورت زحمات مبارزه کنندگان با فساد نادیده گرفته می‌شود.

اگر مسئولان حقوق بالا و بهترین مسکن را داشته باشند، دیگر چشمداشتی به بیت‌المال نخواهند داشت؟

کسی که بهترین خانه و حقوق را داشته باشد، این قدر حریص می‌شود که همه بیت‌المال را مثل گاوی با پوستش قورت می‌دهد.

اگر فرد انگیزه الهی و انسانی خودش را از دست داده و حاضر به نشستن در خانه ای لوکس با پول مردم فقیری که حتی پول تهیه داروی خود را ندارند، شد مطمئن باشید بیت‌المال را درست مصرف نخواهد کرد.

انحراف در منابع بودجه وقتی تشدید می‌شود که مسئولان کشور رفاه طلب شوند و همچنان که در مصرف منابع شخصی خود اسراف می‌کنند مطمئناً در تخصیص منابع ملی هم همین‌طور عمل خواهد کرد.

امام علی (ع) می‌فرمایند من به دو قرص نان اکتفا می‌کنم که اگر کسی در دورترین نقاط حکومتم گرسنه باشد بگوید که علی هم مثل من است. حالا ما این قدر ریاضت را نمی‌خواهیم ولی لااقل این‌طوری فساد نباشند.

اگر حقوق خوبی به مسئولان پرداخت شود آیا دستبرد به بیت‌المال کمتر می‌شود؟

اولاً با استقرار مسئولان دولتی در خانه های خوب و بزرگ دستبرد به بیت‌المال و ثانیاً چرا باید به کسی این‌طور بی اندازه مال بدهند و به فرد دیگری حتی به اندازه یک بیستم آن هم ندهند.

یکی از مسئولان حقوق ۳۷ میلیونی می‌گرفت که به وسیله معاون وی گفتم این کار را نکن و من هم چیزی نمی‌گویم. آن مدیر با توجیه اینکه در کارخانه سهامی ندارد برای خودش ۱۷۵ ساعت اضافه کار رد کرده بود در حالی که ساعت کاری افراد در ماه ۱۷۶ ساعت است. با چنین اضافه حقوق‌های بسیار بالایی دریافت کردن قطعاً راه کمک به آبدارچی که واقعاً اضافه کار هم می‌کند، بسته می‌شود. قصد مچ گیری نداریم بلکه با هدف اصلاح و در چارچوب قانون عمل می‌کنیم.

با وضع عروسی‌های اشرافی موجود فرزندان قشر کارگران یا کارمندان با دیدن آن‌ها چه حالی خواهند داشت؟

 حتی فرزندان خانواده های متوسط نیز با دیدن چنین اشرافی گری هایی فقر احساسی پیدا خواهند کرد. سه نوع فقر داریم؛ یکی فقر مطلق (حداقل‌های زندگی را نمی‌تواند تأمین کند)، فقر نسبی (در مقایسه با سایران تعریف می‌شود) و فقر احساسی داریم که فرد خودش را با همگنان خودش مقایسه می‌کند.

با دیدن این اشرافی گری حسرت در جامعه و غضب اجتماعی تربیت می‌شود و طبقات مقابل هم قرار می‌گیرند. همچنین سرمایه های اجتماعی کاهش و وحدت ملی نیز از بین می‌رود. حسادت اجتماعی شکل گرفته و طبقات نه تنها به یکدیگر کمک نمی‌کنند بلکه روبروی هم قرار می‌گیرند.

این‌گونه مسائل اشرافی گری از بالا شروع می‌شود و وقتی مردم باور خود را از دست داده و مسئولان را در زندگی‌های اشرافی گری ببیند، پیش خود می‌گوید که این مسئول با مالیات من در این خانه لوکس زندگی می‌کند و در نهایت مثلاً مالیات پرداخت نمی‌کنند.

تهدید راننده های ماشین‌های مدل بالا به خش انداختن روی ماشین برای دریافت پول پشت چراغ قرمزها توسط مردم عادی، چرا؟

چون مردم این افراد را محق به این اموال نمی‌دانند و اکثراً اعتقاد دارند که از راه حرام به دست می‌آید به خودشان حق می‌دهند که متنفر باشند.

چنین مسائل به ضرر سرمایه های اجتماعی می‌شود و تجملات از طریق اینکه منابع محدود تولیدی را به سمت تولید کالاهای اشرافی هدایت می‌کند در مقابل منابع کالاهای ضروری را کاهش می‌دهد. وقتی بازار کالاهای ضروری به دلیل گران شدن عوامل تولید دچار نقصان شود آن وقت کالاهای ضروری که مردم باید خریداری کنند گران‌تر می‌شوند.

اوایل انقلاب عکس این ماجرا مشاهده می‌شد، چون روحانیون و مسئولان ساده زیست بودند مردم نیز در مقابل قانع بوده و قناعت داشتند. البته مردم از همان قدیم حساس بوده و هستند و امروزه چون این اشرافی گری شایع شده احساس می‌کنند که حرف زدنشان فایده ای ندارد و در خودشان می‌ریزند.

 تردد خودروهای لوکس مناطق آزاد مثل اروند در مناطق فقیر و حاشیه نشین چه اثری بر روحیه مردم می‌گذارد؟

خشم و حسادت ایجاد کرده و سرمایه اجتماعی هم در مقابل آسیب می‌بیند.

چرا مجلس و وزارت نفت خیلی زود خود را از اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری یا همان نظام هماهنگ پرداخت خودشان را معاف کردند؟

عادلانه نبود و بلکه ظالمانه بود. این نظام هماهنگ پرداخت قبل از قانون خدمات کشوری بود و به همه قول تعویض این نظام ناهماهنگ پرداخت را تغییر دهیم.

آیا قراردادهای سفید امضای کارگرانی که با حقوق ماهانه ۴۰۰ هزار تومان فعالیت می‌کنند، عادلانه است یا خیر؟

رویی برای تبریک به کارگران ندارم و واقعاً چنین قراردادهایی عادلانه نیست. امام علی (ع) می‌فرمایند اگر پی ساختمان حکومتی از عدل و ستون‌های آن از عقل باشد خداوند دوستداران چنین حکومتی را یاری و دشمنان آن را خوار می‌کند.

بخشی از مشکلات‌مان همین است که عدالت نیست و فساد داغون کننده عدالت است. مبارزه با فساد هم شدنی است، چون خداوند درد بی درمان خلق نکرده و کشورهایی بوده‌اند که نسبت به ایران وضعیت بدتری داشتند ولی با تدبیر، عزم و اراده فهمیدند فساد همه چیز را زیر و رو می‌کند.بین پنج تا ۶ قانون خوب به منظور مبارزه با فساد در همین دوره مجلس تصویب شد که تسریع حق مردم را در پی خواهد داشت. برای نمونه قانون حمایت از امر به معروف و ناهیان منکر که باید حق مردم را از صدر تا به ذیل مورد انتقاد قرار داده و اشکالش را بگیرند، یکی از این قوانین است.ارتقای سلامت اداری و مبارزه با فساد، شفافیت در قراردادها، انتشار اطلاعات و دسترسی آزاد به آن‌ها و همچنین اینکه اسناد مرتبط با حق مردم باید به صورت شفاف اطلاع رسانی و آزادانه در اختیارشان قرار بگیرد نیز از دیگر این قوانین هستند.

چرا هویت و درآمد واردکنندگان خودرو و شرایط ورود به این کسب و کار شفاف نیست؟

منافع گروهی و صنفی مانع این کار شده و نمی‌گذارند. شورای پول و اعتبار فشار وارد کرده بودند که یک هزار میلیارد تومان اعتبار مازاد به شرکت‌های خودرویی پرداخت کنیم. اعتراض کردم و گفتم این‌ها که خودروساز هستند، ۳۰۰ میلیارد تومان سود بین سهامداران پرداخت کرده و بانک تأسیس می‌کنند، بنابراین نباید چنین اعتباری را به آن‌ها پرداخت کرد. البته در نهایت  ۵۰ درصد از این مبلغ را در دولت قبل تصویب شد ولی به هر حال مبارزه با فساد نتیجه دارد.

برای از بین بردن فساد دو کار خوب می‌توان انجام داد که کشورهای موفق آن‌ها را طی کرده‌اند؛ یکی اینکه ستاد مستقل از قوای موجود زیر نظر بالاترین مقام کشور تشکیل شده و دیگری اینکه نهادهای مردمی شکل بگیرد. در شرایطی که فساد بیداد می‌کند مردم نیز به دستگاه های نظارتی اعتماد نمی‌کنند و سازمان‌های مردم نهاد واسطه بین حکومت و عموم مردم می‌شوند.

الحمدالله تا به حال به من پیشنهاد دریافت و یا پرداخت رشوه را نداده‌اند، چون از من مأیوس هستند، چون برخی‌ها واقعاً قیمت ندارند.

چرا «م. الف» یکهو و ناگهانی اعدام شد؟

یکهو نبوده و پرونده‌اش سیر یک سال و نیمه را طی کرد. در نهایت قاضی رأی به اعدام وی صادر کرده و اصلاً یکهویی نبوده است.

یک متهم مشهور به انجام فساد که اخیراً از زندان آزاد شده، کلاس کارآفرینی برگزار می‌کند به نظر شما آیا دهن کجی به اقتصاد و کارآفرینی ایران نیست؟

نه تنها به اقتصاد کشور بلکه به ساختار قانونی هم دهن کجی است. یکی می‌خواهد راننده تاکسی شود ۱۰ بار آن را کنترل می‌کنند ولی کسی که فساد کرده و محکوم شده به راحتی امکان آموزش کارآفرینی را پیدا می‌کند. نباید به راحتی جواز داد و دستگاهی که مسئول صدور مجوز است، باید جلوی چنین کاری را بگیرد.

شب انتخابات از چند فساد بزرگ پرده برداری کردید و آیا این رونمایی‌ها تنها مختص به شب انتخابات است؟

من این کار را انجام ندادم. دوستان منصوب به ستاد من این کار را انجام دادند و کسانی بودند که از مجلس هفتم به این طرف با فساد مبارزه کرده و در این راه دادگاه رفته و محاکمه شدند. افرادی بودند که با گردن کلفت‌های صاحب قدرت و مکنت مبارزه کردند و روبروی آن‌ها ایستادند.

زاکانی چهار سال قبل این کار را کرده و محاکمه شده و نادران که با معاون رئیس جمهور درافتاد، مثل بنده برای این کار محاکمه شد.

چرا در چین مسئولان فاسد را اعدام و در ژاپن خودکشی می‌کنند ولی در ایران محاکمه بسیار طولانی شده و بعد هم مسئول متخلف برای خودش راست می‌گردد؟

طولانی شدن به ماهیت پرونده های مالی بستگی دارد و معمولاً دو تا سه سال طول می‌کشد.

برای مبارزه با فساد به ما مراجعه کنند به آن‌ها برای مبارزه با فساد کمک می‌کنیم. سمن‌های مردمی بر اساس قانون دادرسی کیفری جدید می‌توانند اعلام جرم کرده و ضمن حضور در جلسات دادرسی قادر به اعتراض در خصوص تمام نتایج دادرسی هستند. حتی طبق ماده ۱۱ بازرسی کل کشور می‌تواند با سازمان‌های مردم نهاد تفاهم‌نامه امضا کند.

در این دولت با مکاتبات منطقی و معقول از یک رانت هزار میلیارد تومانی جلوگیری کردیم. تلاش داشتند که محصولات پتروشیمی را از بورس کالا دربیاورند که با انجام یک کار کارشناسی و مکاتبه با معاون رئیس جمهور جلوی این رانت را گرفتیم.

وقتی مانع از انجام این کار شدیم یکی از وزرا اعلام کرد کسی که این کار را انجام می‌دهد، سوسیالیست است. بعد با بررسی مشخص می‌شود که این وزیر به همراه دختران و دامادهایش نزدیک به ۱۴ کارخانه دارند.

وقتی دولت اعلام می‌کند برای قطع یارانه ثروتمندان قادر به شناسایی آن‌ها نیستیم چرا شما اصرار به انجام این کار دارید؟

 یک حرفی به دولت زدیم و به کمیسیون اقتصاد نامه ای برای کنترل حساب‌های بانکی نوشتیم. هرچند حساب‌های بانکی حریم شخصی افراد است ولی دولت، ممیز مالیاتی، مسئول مبارزه با پولشویی، قاضی و بازپرس نامحرم نیستند و در تمام دنیا این کار انجام می‌شود.

خدا رو شکر می‌کنم که مسئول مالیاتی کشور اعلام کرد این کار شروع شده و این‌طور مالیات حقه کشور گرفته می‌شود و این کار به نفع همه مردم است. کسانی که مستحق هستند نیز شناسایی شده و می‌توان به آن‌ها حتی بیشتر یارانه داد.

اگر بخواهیم وارد عوامل فساد خیز شویم خیلی برنامه‌ها می‌توان اجرا کرد. البته نظام پرداخت ناعادلانه یکی از زمینه های گسترش فساد و آلوده شدن کارمندان دولت است. توکلی در واکنش به این سئوال که آیا می‌توان با درآمد حلال به ثروت بالایی رسید و کارآفرین نمونه شد، گفت: خیلی دشوار است، البته در هر قاعده ای استثنا وجود دارد.

منبع: مهر

کارتون

سیر نزولی!


کودکان کار

کودکان کار


آشنایی با جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

تنبیه دانش آموز هرگز

بلد نیستم دانش آموزان را تنبیه کنم!

«سید علی محمودی» یک معلم ساده و ۲۵ سال سابقه مقطع ابتدایی است که در یکی از کوچکترین و ساده ترین مدارس جنوب شهر تهران در یک زیرزمین تدریس می کند.



 شهرها همیشه به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می شوند که هیچ شبیه به هم نیستند. نیمه شمالی درخت دارد. هوای تازه دارد. ساختمان های بزرگ و بلند دارد. بهارها گل دارد و زمستان هایش برف دارد طوری که مدرسه هایش تعطیل می شوند. اما ما بی شباهت به مدرسه های نیمه شمالی شهر با حیاط های بزرگ و کلاس ها پر پنجره و پرنور هوس کردیم «روز معلم» را به یکی از مدارس کوچک و نفسگیر پایتخت در جنوب شهر برویم. مدرسه ای که دانش آموزانش خاطره های زیادی از تعطیلی روزهای برفی ندارند اما تا دلتان بخواهد به خاطر آلودگی هوا مدرسه نرفته اند.مدرسه ای که در زیر زمینش چند  کلاس برگزار می شود. کلاس هایی که سکو ندارد. پنجره ندارد. هنگام گرما کولر ندارد. اما ۳۰ دانش آموز شلوغ و پرسرو صدا دارد که در نفسگیری مساحت ۱۰،۱۲ متری اش، تمام هیجان های روزهای کودکی شان را سرکلاس فریاد می کشند و خوشحالند جای تمام امکاناتی که ندارند، معلمی دارند که پراز قصه های تازه است. پر از حرفهایی که نظیرش را جایی نمی شنوند. هوای خوشی هایشان را دارد و عیدها را مشق نمی دهد. قرار روز معلممان را با «سید علی محمودی معلم محبوب و ساده کلاس چهارم دبستان سید مصطفی ارشاد در جنوب تهران گذاشتیم.

هر روز صبح قرآن می خوانیم

آقای محمودی متولد ۱۵ اسفند ۱۳۴۹ است درست در تاریخی که «سیدعلی رضوی» یکی از دانش آموزان کلاس چهارم به دنیا آمده است. حالا از اول سالی هردو به این موضوع حسابی افتخار می کنند. برنامه کلاس از این قرار است که صبح ها بچه ها اول یک مقداری خوراکی می خورند تا اگر صبحانه نخورده اند جبران شود. بعد آقای معلم ساعتش را کوک می کند و ۲۰ دقیقه قرآن می خوانند. این برنامه آنقدر دقیق است که بچه ها تاکنون توانسته اند دوبار قرآن های کتاب درسی شان را دوبار ختم کنند و از این موضوع خوشحالند. فضای کلاس و درس ها پر از قصه است. آقا معلم هیچ درسی را بی قصه نمی گذارد وقتی می پرسم چه چیزهایی یادتان است؟ هیچ دو نفر قصه تکراری را مثال نمی زنند. یکی از بچه ها بلند می شود و می گوید قصه های آقای محمودی را هر روز برای خانواده و حتی فامیل هایشان تعریف می کند.

بد رفتاری با دانش آموز عاقبت بدی دارد

آقای معلم زندگی اش را در این مدرسه گذاشته است. هرچیزی که سرکلاس اتفاق می افتد را حکمت و یا نتیجه کار خودش می داند. اینکه مثل اینکه هر ساختمانی می روند کلاس های زیر زمین به او می افتد حتما حکمتی دارد. اگر کوچکترین اتفاق دلخراشی در مدرسه برایش بیفتد آن را بسط می دهد با اتفاقات مدرسه که مبادا با کسی بد رفتاری کرده باشد. اما آقای محمودی خاطره ای دارد که هربار آن را تعریف کند بغضش می شکند: « چندین سال قبل یک دانش آموزی داشتم واقعا اذیت می کرد. آنقدر اذیت می کرد که یک بار از روی عصبانیت با پشت دستم چندباری توی صورتش زدم. بعد از این اتفاق می خواستم سرکلاس آزمایشی با چراغ الکلی انجام دهم. در مدرسه هیچ کس کبریت نداشت. حتی یکی دو نفر از کادر مدرسه هم که سیگاری بودند هم فندک همراهشان بود. شاید باورتان نشود رفتیم سوپرمارکت نزدیک مدرسه که آن هم نداشت. خلاصه انگار قسمت نبود ولی من آنقدر اصرار کردم که کبریت را جای دورتری پیدا کردیم. وقتی چراغ الکلی را روشن کردیم بعد از چند لحظه یکی از دانش آموزان میز را هل داد و افتاد روی دست من. من هم برای اینکه در کلاس اتفاقی نیفتاد باهمان وضعیت چراغ را در حیاط بردم تا به شیرآب برسم در عرض ۵ دقیقه تمام دستم تاول زد. بدون آنکه کیفم را بردارم خانه رفتم دستهایم را شستم و یک پارچه رویش پهن کردم. مادرم وقتی دستهایم را دید جا خورد. گفتم چرا چیزی نمی گویی.فوری رفتیم بیمارستان سوانح سوختگی و گفتند سوختگی عمیق است. تمام تاول دستهایم را قیچی کردند. من با آن وضعیت مادرم یک کیسه برایم دوخته بود که با آن درس می دادم. بعدها فهمیدم چه کار خطرناکی می کردم. حتی دکتر گفت این چه کاریست اگر عفونت کند باید دستت را قطع کنیم. بد رفتاری با یک دانش آموز و اصرار برای استفاده از چراغ الکی کار دستم داد.»

آقای محمودی دوستت داریم

روی میز آقای معلم چند دسته گل و هدیه است. بچه ها روی تخته هم روز معلم را تبریک گفته اند و حالا خوشحالند که به بهانه روز معلم نه امتحان دارند و نه قرار است مشق بنویسند. آقای محمودی بیرون می رود. بچه ها همه می خواهند درباره اش حرف بزنند و بگویند چرا معلم ۴۶ ساله شان را دوست دارند؟ یکی از بچه ها دستش را بالا می برد و می گوید: « چون کتک نمی زند.»، آن یکی که مدام این پا و آن پا می کند با ذوق می کند: « چون روزهای عزاداری و عید مشق نمی دهد. می گوید بروید و عزاداری کنید.» یکی هم پشت بندش ادامه می دهد: « چون خیلی قشنگ نقاشی می کند.» بچه های تند تند ادامه می دهند: « بعضی معلم ها وقتی عصبانی می شوند فحش می دهند. آقای محمودی اصلا اینطوری نیست. حتی بعضی هایشان حسابی می زنند. اما ما خیلی شلوغ کنیم می گوید لنگ پا وایسا (خنده) یا اینکه جریمه می دهد. مثلا می گوید ۱۰۰ بار از روی فلان چیز بنویس اما بعد می گوید ۲۰ تا»، « چون برامون قصه میگه، ما رو نمی زنه»، « چون امروز وقتی بهش هدیه دادیم و تبریک گفتیم گریه ش گرفت.» وقتی تعریف و تمجید از آقای محمودی بالا می رود بچه ها شروع به دست زدن می کنند و نامش را صدا می زنند.

معلم مثل ناخداست

قصه ها پای ثابت تدریس های آقای محمودی است. او آنقدر در حافظه اش قصه دارد که می تواند تمام درسهای بچه ها را با قصه یاد بدهد. وقتی می پرسم معلم باید چه ویژگی داشته باشد جواب می دهد: « معلم باید عالم باشد. متاسفانه بعضی معلم ها خودشان دنبال یادگیری نیستند. معلم مثل ناخداست. هرچقدر هم کشتی خوب باشد ناخدا اگر ناتوان باشد مسیر به جای درستی ختم نمی شود.» آقای معلم بعد از این حرف شروع می کند به تعریف قصه ای در نقد بعضی معلمین که حسابی به مذاق بچه ها خوش می آید: « یک بار مادر یکی از دانش آموزان به مدرسه می آید. مدیر مدرسه بعد از دیدن ولی می پرسد شما؟ ولی هم جواب می دهد «گاو» هستم. مدیر حسابی تعجب می کند و معلم مربوطه را احضار می کند. معلم دوباره می پرسد شما؟ ولی دانش آموز دوباره جواب می دهد «گاو» هستم پدر همان دانش آموزی که شما سرکلاس به او گفتید «گوساله» بعد مشخص می شود پدر دانش آموز چه سمت عالی رتبه ای دارد.» بچه ها با شنیدن این حرف حسابی می خندند و دوباره ذوق می کنند که سال تحصیلی شان رو به اتمام است اما هنوز از معلم خوش اخلاقشان حرف بدی نشنیده اند.

حتما تا به حال شنیده اید که اولیای یک مدرسه به خاطر تنبیه شدن فرزندشان به مدرسه بیایند. اما این موضوع برای آقای محمودی برعکس است. آقای محمودی خیلی کم پیش آمده تنبیه کند. به قول دانش آموزان حتی وقتی جریمه هم می دهد طوری نیست که تنبیه به حساب بیاید. وقتی دلیل این موضوع را می پرسم می گوید: « نمی دانم واقعا نمی توانم این کار را انجام بدهم.» احساساتی بودن آقای محمودی را می توان از برخورد با سیدمحمدعلی پسر ۷ ساله اش فهمید. محمد علی دانش آموز همین مدرسه است و زنگ های تفریح را با پدرش می گذراند. وقتی آرام کنار پدرش ایستاده و درباره گلهای روی میز حرف می زند. پدرش احساساتی می شود و رویش را می بوسد و بغض می کند. بعد سمت ما بر می گردد و می گوید: « ببخشید من خیلی پسرم را دوست دارم واقعا از دیدنش حالم دگرگون می شود.» احساساتی بودن معلم مهربان مدرسه ارشاد را می توان از تمام خاطراتش فهمید. مخصوصا زمانی که نام شهدا وسط می آید و یکی از بچه ها برایش تعریف می کند که کسی خواب دیده که سرکلاس عموی شهیدش ایستاده بود.

آقای محمودی یکی از چندین هزار معلم زحمتکش است که هر روز در تنگی هوای یک مدرسه کوچک نفس نفس می زند اما سعی می کند خاطره های خوبی را در ذهن دانش آموزانش بسازد و هنگام درس طوری در صورت شاگردانش نگاه می کند و از شیطنت هایشان خوشحال است که انگار روی چشم هایش راه می روند. برای همین دل تنبیه کردن ندارد به خصوص اینکه ایمان دارد کوچکترین اتفاق در مدرسه بر تمام زندگی اش تاثیر دارد.

مهر

همجنس بازی

همجنس بازی مستحق مجازات دنیوی نیست

 

سلمان العوده مبلغ وهابی سعودی:

همه کتاب های آسمانی همجنس بازی را گناه می‌دانند.

این (عمل) مستلزم مجازاتی در دنیا نیست بلکه گناهی است که انسان در زندگی آینده آن را به دوش می‌کشد، و این براساس قول صحیح در اسلام است که انسان آزاد است هر طور می خواهد رفتار کند، اما باید عواقب آن را برعهده بگیرد.

همجنس بازی، انسان را از اسلام خارج نمی کند اما اگر فرد دارای افکار یا احساسات همجنس بازی باشد یا علاقه بسیاری به آن داشته باشد، اسلام علنی کردن یا به رخ کشیدن آن را تشویق نمی کند.

در مقابل، فعالان سعودی با ایجاد هشتگی در تویتر بیان اینگونه سخنان از طرف کسی که او را "دارای ارزش علمی و دینی زیاد و اثری بزرگ در بیداری و اصلاح جوانان" دانستند، محکوم کردند.

کارگرآنلاین

سقوط و مرگ 2 کارگر

سقوط و مرگ 2 کارگر در پتروشیمی ایلام

 

مدیرعامل شرکت پتروشیمی ایلام:

 سقوط از ارتفاع جان 2 کارگر پتروشیمی ایلام را گرفت.

در یازدهم و دوازدهم اردیبهشت‌ماه سال جاری به سبب اینکه یکی از همکاران به نام مرادجان قبادی در داربست بندهای حرفه‌ای پیمانکاری پتروهنگام حضور داشت هنگام جابه‌جایی بر روی تیر افقی بتونی که عرض آن 70 سانتیمتر بوده است برای برداشتن تخته و الوار اقدام کرده که تعادل خود را از دست می‌دهد و از ارتفاع 10 متری سقوط می‌کند.

در دوازدهم اردیبهشت‌ماه نیز نفر کمکی جوشکار به نام علی کاظمی برای جمع کردن برزنت محافظ اقدام می‌کند که تعادل خود را از دست می‌دهد و منجر به حادثه سقوط و فوت وی می‌شود.

 

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/465709

تجمع معلمان پیش‌دبستانی

تجمع معلمان پیش‌دبستانی مقابل مجلس

 

تعدادی از معلمان و آموزش‌دهندگان مقطع پیش‌دبستانی برای چندمین بار و در اعتراض به وضعیت استخدامیشان در مقابل درب مجلس تجمع کردند و خواستار تعیین تکلیف هرچه سریع‌تر در این‌خصوص شدند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/465718

روز جهانی کارگر

روز جهانی کارگر در آمریکا

 

هزاران نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات روز جهانی کارگر در لس آنجلس که غالب آنها از لاتین تبارها و مهاجران به آمریکا بودند علیه دونالد ترامپ شعار داده و سیاست های او در زمینه مقابله با مهاجران را محکوم کردند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/465661