- 29 آوریل 2016 - 10 اردیبهشت 1395
کشف حالت چهارم برای آب
محققین موفق شدند علاوه بر سه حالت موجود برای آب از حالت چهارم آن پرده بر دارند.
تا کنون سه وضعیت جامد، مایع و گاز برای آب متصور می شد اما پژوهشگران آمریکا توانستند با قرار دادن آب تحت فشار قوی شاهد حالت چهارم آن باشند.
با انجام این آزمایش در واقع مولکول های آب شکل کانالی را به خود گرفتند که دارای شش گوشه است و عرض هر کانال به اندازه ۵ اتم بود و هر کانال ظرفیت قرار دادن یک مولکول را در خود داشت.
نکته قابل توجه این است که مولکول های آب در آن فضای بسیار کوچک ویژگی از خود نشان دادند که فقط در مقیاس کوانتوم دیده می شود و به آن tunneling می گویند.
در واقع حالت tunneling کوانتومی یعنی اینکه ذره و در مقیاس آب، مولکول می تواند بر مانعی که در مسیر آن قرار گفته غلبه کند و در دو طرف آن بطور همزمان باشد.
برای ملموس کردن این تئوری می شود این مثال را زد که وقتی توپی را از بالای یک تپه رها می کنیم پایین می رود و تپه دوم بعنوان یک مانع برای آن به منظور رسیدن به آن طرف تپه محسوب می شود اما زمانیکه بحث tunneling کوانتوم مطرح می شود این توپ می تواند به راحتی به آن طرف تپه دوم که بعنوان مانع برای آن تلقی شده بود برود و حتی به داخل آن نفوذ کند و همزمان در هر دو طرف باشد.
در فیزیک کوانتوم اگر اتمی فاقد انرژی لازم باشد نمی تواند از روی یک مانع عبور کند. در واقع شرایط بوجود آمده برای مولکول های آب شرایطی شبیه به فیزیک کوانتوم را برای آن بوجود آورد که از آن حالت چهارم آب یاد می شود.
به عبارت دیگر اتم های اکسیژن و هیدروژن مولکول آب جدا می شوند و بطور همزمان دوباره در شش گوشه کانال حاضر می شوند.
نتیجه این تحقیق در نشریه Phsysical review Letters منتشر شده است.
تهاجم دولت احمدینژاد به ایران بدتر از تهاجم مغول بود
۱۵اردیبهشت , ۱۳۹۵
خسرو پوربخشنده، باستانشناس پیشکسوت :
در اینباره نامه مفصلی به آقای ملکزاده (آخرین رییس سازمان میراث فرهنگی در دولت دهم) جانشین آقای بقایی نوشتم که ایران چهار بار مورد تهاجم نظامی قرار گرفته بود، نخستین بار اسکندر حمله کرد که متأسفانه ما در کتابهای درسی از آن به عنوان اسکندر کبیر یاد میکنیم، در حالی که او نمیتواند برای ایرانیها کبیر باشد. همچنین پس از حمله مغول، آخرین تهاجم از سوی نسل فعلی در دورهی آقای بقایی صورت گرفت که بدتر از تهاجمهای گذشته است؛ چون برخی از اسناد گم شده دستنویس بودهاند و ما دیگر به آنها دسترسی نخواهیم داشت. در دوره ریاست بقایی در میراث فرهنگی نامهای نوشتم که هیچکس چون شما بیخبر از درون سازمان نبوده است، این موضوع برایش خیلی عجیب بود و پاسخی هم به نامهام نداد.تخریب فرهنگ یک ملت از سوی بیگانگان آنچنان دردناک نخواهد بود، اما اگر یک ایرانی این کار را انجام دهد، خطرناک و دردش بیشتر است. اگر به چین توجه کنید عدهی بسیاری را بعد از انقلاب به محاکمه کشیدند، اما در کشور ما سرانی که به فرهنگ یک ملت آسیب رساندند آزادانه میگردند و کسی آنها را محاکمه فرهنگی نمیکند. چرا چنین تهاجم فرهنگی انجام شد؟ نوع آرایش و پوششی که از غرب وارد میشود یک نمونه از تهاجم فرهنگی است. تهاجم فرهنگی از داخل صد مرتبه بدتر از تهاجم فرهنگی است که از خارج وارد میشود.در سال ۸۷ مأموریتی در ایستگاه شماره ۷ آتشنشانی بازار تهران به من محول کردند. آتشنشانی تصمیم گرفته بود ساختمان قدیمیاش را تخریب کند، زیرا به امکاناتی از جمله حمام، توالت و فضای بیشتر نیاز داشتند. هنگامی که قسمتی از ساختمان قدیم را تخریب کردند، سازمان میراث فرهنگی خواست که از نظر باستانشناسی در زمین آتشنشانی تحقیقاتی صورت بگیرد، در عین حال میراث فرهنگی مدعی بود که ضوابط فرهنگی هم در این محدوده باید حفظ شود، مثلا باید سردر آتشنشانی با معماری بازار همخوانی داشته باشد.یکی از کارشناسان میراث فرهنگی گفته بود، دیوار آجری مربوط به فاضلاب و جانپناه سیمانی در ساختمان آتش نشانی که روی آن را با آجر پوشانده بودند، باستانی است. هر چه مسئول آتشنشانی توضیح داده بود که این دیوار سیمانی را خودمان روی جانپناهی که در زمان جنگ ساخته شده بود کشیدیم، اما کارشناس مربوط به عقیده خودش پافشاری کرده بود که باید در ساختمان آتشنشانی کاوش صورت بگیرد. مدیر میراث فرهنگی وقت به من مأموریت داد که این موضوع را بررسی کنم. هنگامی که من از بنا بازدید کردم، شواهدی باستانی در این ساختمان ندیدم و برای اطمینان خاطر ترانشهای ایجاد کردم، اما باز هم شواهدی به دست نیاوردم. من هم با مسئولیت خودم نوشتم ساخت و ساز در این مکان از نظر باستان شناسی بلامانع است.من به استناد معرفی مدیر وقت میراث فرهنگی با آتشنشانی قرارداد بستم، بگذریم برای آنکه بتوانم حقم را بگیرم چه پیشنهاداتی به من شد. همزمان با این موضوع نرسیده به ساختمان آتشنشانی پاساژی در حال ساخت بود. در آن زمان که خاکبرداری انجام میشد، متوجه دیواری آجری در عمق بیش از ۳ متر از سطح زمین، به طول بیش از ۳ متر و ارتفاع ۲ متر که در دو جهت شرق به غرب کشیده شده بود، شدم و سفالهایی از دوره تیموری تا قاجار به شکل پراکنده در آنجا پیدا کردم. هنگامی که از شخص حاضر در محل پرسیدم آیا میراث فرهنگی از ساخت و ساز در این محدوده مطلع است؟ جواب داد ما فلان قدر هزینه کردهایم تا کسی این سوال را از ما نپرسد.در آن زمان هر واحدی که در زیرزمین این پاساژ وجود داشت را متری ۶ میلیون تومان میفروختند. من سفالهای دوره تیموری را که در آنجا وجود داشت، جمع کردم و به معاون پژوهشی وقت استان تهران تحویل دادم و گفتم باید یک ناظر در این محل بگذارید. اما اصلا مشخص نشد سفالها چه شد؟! بعد از آن روز متوجه شدم که دیگر دیواری وجود ندارد. اشتباه بزرگ من این بود که از آنجا عکسی نگرفتم. هنوز هم ساختمان قدیم ایستگاه شماره ۷ آتشنشانی پابرجاست و برای آن حریم ضوابط منظری در نظر گرفتند، در حالی که آنجا کاوش شد و با کندن آسفالت و حفاری به هیچ چیز نرسیدیم. اما برای پاساژی که در حال ساخت بود ضوابط منظری و دستور کاوش اعلام نشد! این سوال را باید از مسئولان پرسید، چطور میشود که یک پاساژ در دل بازار بدون ضوابط منظری با سه طبقه در زیرزمین و چند طبقه روی آن بالا میرود اما ایستگاه آتش نشانی در دل قطب اقتصادی تهران دستش به جایی بند نمیشود.
ایسنا
حقوق کودکان در جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
استفاده ابزاری از کودکان" محصول جامعه سرمایه داری
همزمان با روز جهانی کارگر، نشستی با حضور جمعی از کنشگران صنفی کارگری و فعالان حقوق کودکان کار و خیابان با موضوع عوامل موثر بر ایجاد کار کودک برگزار شد.
در این نشست که عصر روز گذشته به میزبانی انجمن طلوع بینشانها برگزار شده بود، «محمد قراگوزلو» درخصوص مزد، «پروین محمدی» در خصوص کار ارزان، کارگر خاموش، و «حسین میربهاری» در خصوص حقوق کودک سخنرانی کردند.
مزد
محمد قراگوزلو کارشناس اقتصادی:
در تعیین دستمزد 95 ، مجموعه کافرمایان دولتی و خصوصی با همراهی وزارت کار مبلغی کمتر از خط فقر تعیین کردند، اینکه سرمایهداری در ایران اجازه واقعی شدن دستمزدها را نمی دهد نتیجه مختل شدن روند فعالیتهای صنغای مولد و در عین حال حاکم شدن مناسبات سوداگری بر روابط اقتصادی است.چندی پیش در خبرها آمده بود که آقای احمد توکلی از یکی از مسئولین پرسیده بود ماهیانه چقدر حقوق میگیری و این فرد در پاسخ گفته بود 37 میلیون تومان و وقتی آقای توکلی اعتراض کرد این فرد به وی گفت با کمتر از این مقدار زندگی نمیگذرد.حال چگونه است که عده ای از افزایش دستمزد کارگران این همه واهمه دارند، خودشان مدعی هستند که با رقمهایی کمتر از 37 میلون تومان نمیتوانند زندگی کنند.خط فقر در حال حاضر رقمی در حدود سه و میلیون تومان است، کسانی که پرداخت چنین رقمی را به جای مزد تورم زاد و ناممکن میدانند، بدانند: بحران نقدینگی به موسسات اعتباری برمیگردد که در سالهای گذشته قارچ گونه رشد کردهاند و طبق آمارهای رسمی 75 درصد نقدینگی در اختیار کمتر از 15 درصد است و چندی پیش هم اعلام شد که حجم نقدینگی هزار هزار میلیارد تومان است.ساختار شورای عالی کار معیوب است،تاریخچه شکل گیری شورای عالی کار به زمانی برمیگشت که دولت های سیوسیال رفاهی در اروپا وجود داشتند. از این رو چون دولتهای امروز نسبتی با دولت های رفاه ندارند در نتیجه روح کارفرمایی بر آن حاکم است در نتیجه مصوبات شورای عالی کار شکست خورده است.
کار ارزان، کارگر خاموش
پروین محمدی فعال کارگری :
سرمایه داری ایران به دلیل ماهیت ویژه خود نتوانسته خودش را با جریان گردش سرمایه در دنیا هماهنگ کند، در این شرایط سرمایه داری بحرانهای ناشی از اقدامات تنشزای خود را بر دوش کارگران و اقشار محروم انداخته است و پس از آن سعی کرده است که صدای کارگران را خاموش کند.
عدم افزایش دستمزد در 8 سال جنگ ایران و عراق
جنگ بهانه ای بود که بازهم تحت تاثیر آن نسبت به افزایش مزد اقدامی نکنند.
ماده 7 قانون کار
علی رغم ظاهر مترقی که این قانون دارد اما توانسته اند به لطف گنجاندن بخشنامهها و آراء حقوقی به مجموعه مقررات قانون کار در عمل امنیت شغلی را قلع و قمع کنند از این رو امروز شاهدیم که 97 درصد از قراردادها موقت و سفید امضا هستند و بدیهی است که این بند قانون کار نیازمند اصلاح و بازنگری است. پس از تدوین قانون کار، رویکرد سیاستگذاریهای خرد و کلان در کشور در جهت تامین منافع کارفرمایان بوده است و برای همین امروز شاهد ارزان خری هرچه بیشتر نیروی طبقه کارگر هستیم.به این منظور کارگاههای زیر 5 نفر و 10 نفر را از شمول قانون کار خارج کردند و طرح استاد- شاگردی را دوباره احیا کردند.اجرای طرح هدفمندی یارانهها فقیران را فقیرتر و ثروتمندان را غنی تر ساخته است،دولت گذشته صرفا دنبال خالی کردن جیب مردم بود ضمن اینکه در موازات اجرای این طرح به دنبال آن بود که با افزایش هزینههای دیگر دستمزد را کاهش دهد.
افزایش 9 درصدی مالیات بر ارزش افزوده
ما مزد بگیران فقط به کاهش یا افزایش مزد توجه داریم اما سایر کسورات مثل مالیات بر ارزش افزوده را در نظر نمیگیریم در حالی که با احتساب افزایش 9 درصدی ارزش افزوده متوجه میشویم که مزد فقط 5 درصد افزایش یافته در حالی که مسئولان کنونی وزارت کار بر سر کارگران منت می گذارند که مزد را دو درصد بیشتر از تورم افزایش دادهایم.
عملکرد دولت روحانی در بحث افزایش دستمزد و امنیت شغلی
هم اکنون کارگران زیادی هستند که در کارخانهها با مزد 300 تا 400 هزار تومان کار میکنند. همچنین انبوهی از معلمان حق التدریس را داریم که دستمزدی بسیار پایین دریافت میکنند. در عین حال موج بیکاری افزایش یافته و نا امنی شغلی و قراردادهای موقت افزایش یافته است.
حقوق کودک
حسین میربهاری فعال حقوق کودکان در جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان:
چرکینترین نقطه جامعه سرمایه داری آنجایی است از کودکان در چرخه تولید ارزش استفاده میکند،خیلیها از من میپرسند که جنبش لغو کار کودک چه پیوندی با حقوق کارگران دارد.من در پاسخ به این افراد میگویم جنبش لغو کار کودک بخشی از جنبش لغو پایین نگهداشتن دستمزد است، زیرا سرمایه داری برای فرار از پرداخت همین دستمزد ارزان نیز از کودکان به عنوان ابزاری برای کار ارزان بهره میجوید.یکی دو دهه پیش وقتی از حقوق کودک صحبت میکردیم همه تعجب می کردند، با تصویب پیمان نامه های جهانی حقوق کودک توانستیم در این زمینه گامهای رو به جلویی برداشتیم. از این رو بنده اعتقاد دارم حقوق کودکان مقدم بر هر مصلحتی است.کار عنصری است که کودک را از چرخه طبیعی زندگی دور میکند و کودک را در سطح مزد بگیران و شاغلان جامعه قرار میدهد.چرا سیستم جامعه سرمایهداری کار را به کودکان تحمیل میکند،این سیستم برای بقای حیات چرکین خود نیاز به نیاز به نیروی کار ارزان و خاموش دارد که کودکان دقیقا این نیاز را تامین میکنند.وقتی دستمزد سرپرست خانواده پایین است باید از سایر هزینهها بزند و اولین کسی که آسیب میبیند کودکان هستند. پس به خوبی متوجه وابستگی این چرخه میشویم.
بی حجابی باعث بیماری روده ومعده می شود

آیتالله سیدابوالحسن مهدوی نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان وامام جمعه موقت اصفهان:
- بیماری روده و معده از بی حجابی آغاز میشود و به سایر اعضای بدن سرایت میکند بنابراین اگر انسان به سلامتی جسمی خود اهمیت میدهد، باید بهترین پوشش را که چادر مشکی است را به سر کنند.
- سلامت جسم، ارمغان پوشش کامل با چادر مشکی است،
- اگر افکار مردم در جامعه مشغول به شهوت شود، دیگر نمیتوانند بر روی کارهای خود تمرکز کنند.
- آموزش و پرورش باید بحث چادر را از مقطع اول ابتدایی الزامی کند، چرا که دانشآموزان از همان ابتدا با حیا بزرگ میشوند
- از عوامل مهم پرخاشگری و غضب دختران در منزل، بیحیایی است و این بیحیایی در مدارس رواج پیدا میکند.
- تمام مسئولان آموزش و پرورش باید بدانند که آنها در برابر بیحیایی دختران در آخرت مسئول و پاسخگو هستند
- آزادی فکر در اثر پوشش کامل برای انسان حاصل میشود و حیا، ارمغان پوشش کامل با چادر مشکی است
منبع : خبرگزاری فارس http://tnews.ir/news/1a6c44617290.html
باید منافع آمریکا را «تهدید کنیم»
۱۵اردیبهشت , ۱۳۹۵
اقدام آمریکا لقمه اول است و آمریکا دهان باز کرده تا اموال جمهوری اسلامی ایران را ببلعد، باید با همه توان با دشمنمان یعنی آمریکا مقابله کنیم.
حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان:
پولهای بلوکه شده جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا چه پیامدهایی در دوره پسابرجام دارد، آمریکا برای بلعیدن همه داراییهای جمهوری اسلامی ایران دهان باز کرده و مصادره ۲ میلیارد دلار لقمه اول است.در چند سال گذشته نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار در دادگاههای آمریکا علیه ایران حکم قضایی صادر شده و یا در مراحل پایانی صدور حکم است، بهعنوان مثال دادگاههای آمریکا بهبهانه دخالت جمهوری اسلامی ایران در حادثه ۱۱ سپتامبر کشورمان را به پرداخت ۱۰ میلیارد دلار محکوم کردهاند.سؤالی که پیش میآید این است که؛ حادثه ۱۱ سپتامبر یا حادثهای که در مرکز تفنگداران آمریکایی در لبنان اتفاق افتاده بوده چه ارتباطی به جمهوری اسلامی ایران دارد؟ این نشان میدهد که آمریکاییها بهدنبال این نیستند که اقدامی براساس قانون، شواهد و اسناد انجام دهند.بهتازگی آمریکاییها اعلام کردند که عربستان در حادثه ۱۱ سپتامبر دخالت داشته و در روزنامههای آمریکا به همین موضوع پرداخته شد، اما اوباما گفت «به مصلحت نمیدانیم که فعلاً به این موضوع پرداخته شود»، در حالی که از سوی دیگر علیه ایران اقدام خصمانه انجام میدهند.
آیا این اقدام آمریکا با برجام مغایرت دارد، دوستان ما (دولتیها) میگویند که با روح برجام مغایرت ندارد، سؤالی که مطرح میشود این است که؛ روح برجام چیست؟ درباره روح برجام اوباما بهصراحت میگوید که؛ «روح برجام تغییر رفتار ایران و تغییر جمهوری اسلامی ایران از یک کشور انقلابی به یک کشور عرفی است و تا زمانی که به این نتیجه نرسیم به چالشمان با این کشور ادامه میدهیم.»
باید دولت در مقابل این اقدام آمریکا چه کند، دولت محترم از سازمان ملل تقاضای مداخله کرده و دبیرکل سازمان ملل هم در پاسخ گفته که؛ «اگر شما داوری میخواهید باید آمریکا هم از ما تقاضا کند»، چرا؟ به این دلیل که اساساً مرجع رسیدگی به این دعاوی دیوان بینالمللی است و نتیجه مراجعه به دیوان هم از پیش مشخص است. از سوی دیگر در برجام کمیسیون حل اختلاف پیشبینی شده و در کمیسیون ۷ حق رأی وجود دارد که از این آراء یکی برای جمهوری اسلامی ایران است و ۶ رأی برای ۱+۵ است؛ از این رو نتیجه مراجعه به این کمیسیون هم از پیش مشخص است. بنده فکر میکنم تنها راه پیش روی این است که جمهوری اسلامی ایران هم منافع آمریکاییها را تهدید کند.جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با آمریکاییها امکانات فراوانی در اختیار دارد که میتواند از آنها استفاده کند، از جمله این اهرمها تسلط بر تنگه هرمز و خلیج فارس است که شاهرگ اقتصادی کشورهای غربی و آمریکا محسوب میشود. اگر این مقابله صورت نگیرد، آمریکا همواره این اقدامات خصمانه خود را ادامه میدهد.
برخی از مقامات دولت یازدهم مدعیاند که زمینه این سرمایهگذاری به دولت قبل برمیگردد، مسئله این نیست که این سرمایهگذاری از کجا شروع شد. آقای عراقچی اذعان کردند که این سرمایهگذاری در دولت اصلاحات صورت گرفته و در دولت قبل ادامه پیدا کرده است.
نکتهای که وجود دارد این است که مقامات دولت یازدهم همواره تأکید بر این موضوع دارند که برای اینکه خسارات و توطئههای آمریکا را بر مبانی اقتصادی کاهش دهیم بهتر است با آمریکاییها مشارکت اقتصادی داشته باشیم، بنابراین اگر آن سرمایهگذاری اشتباه بوده کار شما هم اشتباه است.
اینگونه اظهارات در گم و رها کردن یقه مجرم اصلی و انداختن توپ به داخل زمین خودمان است و باید همه توجهها و توانها صرف مقابله با دشمن اصلی یعنی آمریکا شود.
تسنیم
«روز جهانی آزادی مطبوعات»
نامه ۲۳۰ روزنامهنگار به حسن روحانی: پیگیر وضعیت همکارانمان باشید
سه شنبه, ۱۴اردیبهشت , ۱۳۹۵
«جناب آقای دکتر حسن روحانی
رییس محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تبریک بهمناسبت برگزاری موفقیت آمیز انتخابات مجلس شورای اسلامی
نزدیک به ۲۰۰ روز از بازداشت چند تن از مدیران رسانه و روزنامهنگاران کشور گذشته است. در همان ابتدای این دستگیری واکنش حضرتعالی در جلسه هیات دولت بارقهای از امید در دل اصحاب مطبوعات ایجاد کرد. با خود گفتیم رییسجمهور حافظ قانون اساسی کشور است و نمیگذارد حقی پایمال شود. اکنون پس از گذشت بیش از ۶ ماه برای ۴ نفر از همکارانمان در دادگاه بدوی به ریاست قاضی مقیسه مجموعا ۲۷ سال حکم صادر شده است و یکی دیگر از همکارانمان نیز بیش از دو ماه در بیمارستان قلب تهران بستری است و با مرگ دست و پنجه نرم میکند.
در برهه کنونی اینکه در دوران ۱۲۶ روز بازداشت، همکارانمان چگونه بازجویی شدهاند و چرا به وکیل دسترسی نداشتهاند مهم نیست. اینکه چرا علیرغم درخواستهای مکرر، دادگاه هیچ یک از روزنامهنگاران بصورت علنی برگزار نشد نیز مهم نیست. اینکه در برخی رسانههای تندرو انواع تهمت و افترا به آنها زده شد و به آبروی آنها و خانوادههایشان توجه نشد نیز مهم نیست. اینکه چرا علیرغم دستور بازپرس و صدور قرار وثیقه جهت آزادی و تسلیم سند به دستگاه محترم قضایی در همان روزهای نخست علیرغم انتظار، همکارانمان آزاد نشدند نیز مهم نیست. اینکه علیرغم تمام برنامههای زنده خبری، سخنرانیها، اخبار غیرموثق و … سرانجام از اتهام سنگین جاسوسی و نفوذ تبرئه شدهاند و به بهانههایی دیگر همچون اقدام علیه امنیت ملی و اجتماع و تبانی محکوم شدهاند هم مهم نیست.
مهم این است که شما رییس جمهور ما هستید و ما به «تدبیر و امید» رای دادهایم تا طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب «جذب حداکثری و دفع حداقلی» را شاهد باشیم نه بالعکس! به همین منظور از محضر حضرتعالی خواهشمندیم در این خصوص تدبیری بیاندیشید که از کلمه «نفوذ» خواسته یا ناخواسته سوء استفاده نشود و روزنامهنگاران بااستعداد سرزمینمان دوران جوانی خود را پشت میلههای زندان سپری نکنند.
با آرزوی توفیق روزافزون،
جمعی از روزنامه نگاران و اهالی رسانه ایران
زندگی مینو
عاقد گفت: عروس خانوم وکیلم؟
گفتند عروس رفته گل بچینه.
دوباره پرسید وکیلم عروس خانوم؟
- عروس رفته گلاب بیاره.
عاقد گفت: براى بار سوم مىپرسم؛ عروس خانم. وکیلم؟
عروس رفته...
عروس رفته بود.
پچ پچ افتاد بین مهمانها. مینو سیزده سالش بود؛ وراج و پر هیجان. بلند بلند حرف مىزد و غش غش مىخندید. هر روز سر دیوار و بالاى درخت پیدایش مىکردند. پدرش هم صلاح دید زودتر شوهرش دهد.
داماد (کمال) بددل و غیرتى بود و گفته بود پرده بکشند دور عروس.
مینو هم از شلوغى استفاده کرده بود و چهاردست و پا از زیر پاى خاله خانبانجىها که داشتند قند مىسابیدند، زده بود به چاک.
مهمانى بهم ریخت. هرکس از یک طرف دوید دنبال عروس. مهمانها ریختند توى کوچه.
مینو را روى پشتبام همسایه پیدا کردند. لاى طنابهاى رخت. پدرش کشانکشان برگرداندش سر سفره عقد. گفتند پرده بى پرده! نامحرمها رفتند بیرون. کمال مچ مینو را سفت نگه داشت.
عاقد گفت استغفرالله! براى بار دهم مىپرسم. وکیلم؟
پدر چشم غره رفت و مادر پهلوى شیرین یک نیشگون ریز گرفت. عروس با صداى بلند بله را گفت و لگد زد زیر آینه. زنها کل کشیدند و مردها بهم تبریک گفتند. کمال زیر لب غرید که آدمت مىکنم جووووجه و خیره شد به تصویر خودش در آینه شکسته.
فرداى عروسى مینو را سر درخت توت پیدا کردند. کمال داد درختهاى حیاط را بریدند. سر دیوارها هم بطرى شکسته گذاشتند. به درها هم قفل زدند. اسم عروس را هم عوض کردند. کمال گفت چه معنى دارد که اسم زن آدم شیرینى و شکلات باشد.
مینو شد زهره.
زهره تمرین کرد یواش حرف بزند. کمال گفت چه معنى دارد زن اصلا" حرف بزند؟ فقط در صورت لزوم! سوال کردند، جواب بده. آنهم طورى که دهانت تکان نخورد. آرامتر هم راه برو. طوری که دستهایت جلو و عقب نرود. به اطراف هم نگاه نکن، خبری نیست! یا پایین را نگاه کن یا روبرو.
زهره به تدریج شد یک آدم آهنى تمام عیار. فامیلها گفتند این زهره یک مرضى چیزى گرفته. آن از حرف زدنش، آن از راه رفتنش. کمال نگران شد. زهره را بردند دکتر. دکتر گفت یک اختلال نادر روانى است. همه گفتند از روز عروسى معلوم بود یک مرگش مىشود. الان خودش را نشان داده.
بستریش که کردند، کمال طلاقش داد.
خواهرها گفتند دلت نگیره برادر!
زهره قسمتت نبود. برایت یک دختر چهارده ساله پسندیدهایم به نام شربت.
منبع: http://sohrab92.blogfa.com/
۱۳۹۵/۰۲/۱۲
اگر از نوشیدنیهای الکلی استفاده کردهاید و احیانا بعضی وقتها زیاده روی هم، ممکن است تجربه فراموشی موقت هم داشته باشید. فراموشی موقت، به این معناست که فرد تمام یا بخشی از اتفاقاتی را که در زمان نوشیدن الکل افتاده است، به یاد نمیآورد.
با آنکه فراموشی موقت برای کسانی که الکل (آن هم به میزان زیاد) مینوشند، تجربه شایعی است، اما ما چیز زیادی درباره چرایی آنها و همینطور تاثیر دراز مدت آنها بر فرد نمیدانیم. اما به تازگی یک تحقیق جامع به بررسی تحقیقات انجام شده قبلی درباره تجربه فراموشی موقت در اثر نوشیدن الکل میپردازد. این بازنگری توسط «جامعه تحقیقات در مورداعتیاد به الکل» انجام شده است که روشنگریهای تازهای در خصوص تجربه فراموشی موقت به دست میدهد.
این بازنگری شامل بررسی ۲۶ تحقیق انجام شده در خصوص فراموشی موقت در اثر نوشیدن الکل است که در پنج سال گذشته انجام شده است. یکی از دستاوردهای این تحقیق نشان میدهد که میزان الکل مصرفی تنها یک عامل برای پدیدآمدن فراموشی موقت است. در حقیقت ویژگیهای زیستی بدن افراد مختلف عامل بسیار مهمتری در فراموشی موقت است. برای همین است که در میان افرادی که به یک اندازه الکل مینوشند، همه تجربه فراموشی موقت را ندارند. بلکه اغلب یک نفر است که سیاه مست میشود هیچ چیز را از شب قبل به خاطر نمیآورد.
اما در کنار علت روی دادن این فراموشی موقت، این تحقیق به بررسی اثرات آن هم میپردازد.
اغلب در زمان فراموشی موقت که در اثر نوشیدن الکل اتفاق میافتد، فرد دست به رفتار پرخطری میزند که ممکن است سلامت جسمی و روانیاش را به طور جدی به خطر بیاندازد. همینطور ممکن است دوستیها را از بین ببرد. هرچند این تحقیق میگوید که این فراموشیهای موقت ممکن است در طولانی مدت تخریبهای روانی بسیار جدی را برای فرد به همراه داشته باشند و باعث بروز علایم جدی بیماریهای روانی شوند.
فراموشی موقت وقتی اتفاق میافتد که میزان الکل خون (blood alcohol level) بیش از حد بالا میرود. بخشی از مغز که در هیپوکامپوس واقع است، به مصرف الکل حساس است. این بخش مغز مسئول شکل دادن به خاطرات ماست. میزان بالای الکل توانایی هیپوکامپوس برای ثبت خاطرات را کاهش میدهد. این به این معناست که فراموشی موقت لزوما به این معنا نیست که ما خاطرات زمان نوشیدن را «فراموش» کردهایم، بلکه درستتر این است که بگویم خاطرات در آن زمان شکل نگرفتهاند.
با آنکه این بازنگری، حقایق تازهای را از مسئله فراموشی موقت در اثر نوشیدن الکل به محققان میدهد، اما دانشمندان عقیده دارند که هنوز تحقیقات بسیار بیشتری برای درک کامل آن و همینطور تاثیرات کوتاه و دراز مدت آن لازم است.
دانش و فن فارسی RF


عصرایران؛ محمد مهدی حیدرپور - هنگامی که بحث درباره جستجوی اشکال مختلف حیات بیگانه مطرح می شود به نظر می رسد انحصار آن در اختیار سازمان فضایی آمریکا یا ناسا است. اما اقیانوس های سیاره زمین محیطی بسیار گسترده و زیر بررسی و کاوش هستند که هنوز بخش اعظم آنها نیز ناشناخته باقی مانده است. مسائل لجستیکی و همچنین مواردی محدودکننده مانند فشار خردکننده در اعماق آب ها از جمله عوامل موثر در دور از دسترس باقی ماندن آب های عمیق اقیانوسی هستند. با این وجود، طی کاوش های صورت گرفته تاکنون نیز کاوشگران با موجوداتی عجیب و غریب و شگفت انگیز مواجه شده اند که شاید تنها در تصورات ما و فیلم های علمیتخیلی جای داشته اند. در ادامه برخی از این بیگانگان که در سیاره زمین ساکن هستند معرفی می کنیم.
ماهی چشم بشکه ای

چشم بشکه ای ها دارای یک ویژگی فیزیولوژیکی بسیار متمایز شامل چشم های بشکه ای غیرمعمول زیر یک گنبد شفاف هستند.
قلابچه ماهی

قلابچه ماهیهای ماده به واسطه زائده ای که روی سر آنها رشد می کند و به نام اسکا (Esca) شناخته می شود، مشهور هستند. این زائده می درخشد و برای جلب توجه طعمه در آب های تاریک اعماق اقیانوس کاربرد دارد.
استارگیزر

از نظر فنی یکی از موجودات آب های عمیق دریا محسوب نمی شود ( برخی انواع در خانواده استارگیزر در آب هایی به عمق 350 فوت (106 متر) زندگی می کنند)، اما نگاه خیره ترسناک این ماهی ممکن است باعث شود آرزو کنید تا هرچه کمتر با آن برخورد داشته باشید. استارگیزرها دارای تیغ هایی سمی هستند و برخی انواع آنها توانایی تولید شوک الکتریکی را نیز دارند.
استارایتر (به نام دندان بد شکل نیز شناخته می شود)

ظاهر ترسناک دندان های ماهی استارایتر (Stareater) جای بحثی باقی نمی گذارد.
کوسه گابلین

شیوه غذا خوردن این کوسه منحصر به فرد است زیرا هنگامی که به طعمه نزدیک می شود دهان خود را به سمت جلو حرکت داده و با ایجاد جریانی مکشی طعمه به داخل دهان کوسه کشیده می شود. دندان هایی بسیار نیرومند نیز داخل دهان در انتظار طعمه نگون بخت هستند.
ماهی مرکب غول پیکر

به گفته نشنال جئوگرافیک، ماهی مرکب غول پیکر می تواند تا 33 فوت (10 متر) رشد کند.
عروس دریایی نومورا

عروس دریایی نومورا از جاندارن بزرگ جثه آب های عمیق است که می تواند تا 6.6 فوت (2 متر) رشد کرده و 400 پوند (181 کیلوگرم) وزن دارد.
افعی ماهی

افعی ماهی با چشمانی بی روح، شکل خاص دهان و دندان های بزرگ ترسناک خود جانداری با ظاهری وحشتناک است. یک گونه افعی ماهی که به نام اسلون شناخته می شود در سال 2002 عنوان بزرگترین دندان نسبت به اندازه سر برای یک ماهی را در رکوردهای جهانی گینس به نام خود ثبت کرد.
کوسه چین دار

اگر ظاهر اژدها مانند این جاندار ترسی در شما ایجاد نمی کند تنها کافی است تا نگاهی به دندان های خاص آن داشته باشید!
حباب ماهی

ظاهر شل و وارفته این جاندار خود گویای همه چیز است!
خودکشی به خاطر نداشتن هزینه پذیرش بیمارستان
این حادثه بعدازظهر جمعه در یکی از بیمارستانهای دولتی تهران رخ داد. به گفته شاهدان، مرد میانسال درحالیکه از درد بهخودش میپیچید، وارد بیمارستان شد تا پذیرش شود. مسئولان پذیرش اما گفتند که تاریخ دفترچهاش منقضی شده و او باید 300هزار تومان واریز کند تا پذیرش شود.
به نوشته همشهری مرد اما پولی همراهش نبود و هر چه او و همراهانش اصرار کردند که تا واریز شدن پول، او را پذیرش کنند، کسی گوشش بدهکار نبود. لحظاتی بعد مرد از درد روی زمین افتاد و در مقابل چشمان دهها شاهد میغلتید و فریاد میزد اما وقتی دید کسی به دادش نمیرسد، در نهایت خود را از طبقه سوم به پایین پرت کرد.
این حادثه افراد حاضر در این بیمارستان دولتی را شوکه کرد. برادر مرد میانسال ماجرای حادثه را اینطور توضیح میدهد: برادرم علی شفیعی نام دارد و در بویینزهرا زندگی میکند و راننده نیسان است. او حوالی ظهر جمعه دچار درد شدید شکم شد طوری که از شدت درد بهخودش میپیچید.
2 نفر از آشنایان به کمکش رفتند و او را با ماشین به تهران منتقل کردند تا به بیمارستان... برود. وقتی به بیمارستان رسیدند، برادرم دفترچهاش را داد اما گفتند که تاریخ دفترچه گذشته و باید 300هزار تومان پرداخت کند. برادرم گفت که بیمه است و تنها چند روز از تاریخ دفترچه گذشته و آنها میتوانند از سیستمشان استعلام بگیرند.
اما حرف مسئولان پذیرش یکی بود. آنها 300هزار تومان میخواستند. نه برادرم و نه همراهانش، پولی نداشتند. در آن زمان من برای رایگیری به روستایی دورافتاده رفته بودم و امکان این را نداشتم که این پول را کارت به کارت کنم. با خواهرم تماس گرفتند و او گفت که خودش را میرساند و پول را واریز میکند. اما با این حال برادرم هر چه اصرار کرد که تا رسیدن خواهرم او را پذیرش کنند، قبول نکردند.
دهها نفر دیدند که چطور برادرم از شدت درد روی زمین میغلتید و فریاد میزد. آنها حال برادرم را دیدند و کاری نکردند. تحمل درد آنقدر برایش سخت شده بود که در نهایت تصمیم گرفت خودش را از طبقه سوم به پایین پرت کند. درست چند دقیقه بعد از این حادثه بود که خواهرم به بیمارستان رسید اما دیر شده بود. این اتفاق هولناک در حالی رخ داد که بسیاری از مراجعهکنندگان به بیمارستان شاهد آن بودند و در تماس با همشهری این حادثه را تأیید کردند. علی شفیعی پس از این حادثه بهدلیل شدت جراحاتی که دیده بود به کما رفت و حالا در بخش مراقبتهای ویژه بستری است.
برادرش با گریه میگوید: بهخاطر 300هزار تومان، کاری کردند که برادرم چنین تصمیمی بگیرد. او متاهل است و 2بچه زیر 10سال دارد. حالا میگویند که او در کماست. یکی میگوید مرگ مغزی شده و دیگری میگوید دیگر امیدی به بازگشتش نیست. ما از بیمارستان شکایت کردهایم و امیدواریم مسئولان به این شکایت رسیدگی کنند. براساس این گزارش، تلاش زیادی شد تا با مسئولان بیمارستان درباره این حادثه گفتوگو شود اما تماسهای مکرر با بیمارستان بیفایده بود اما پرسنل بیمارستان اصل وقوع این حادثه را تأیید کردند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/585295
رواج یک پدیده خانمانسوز در ورزش ایران
حمله قلبی، عقیم شدن و ابتلا به سرطان از عوارض دوپینگ زیرنافی است؛ سخنگوی ستاد مبارزه با دوپینگ میگوید فقط 30 درصد ورزشکاران را میتوانیم کنترل کنیم!
اخیراً هم یک روش جدید که «دوپینگ زیرنافی» نام دارد، بین ورزشکاران مرسوم شده و گفته میشود راههای کنترل آن هم در کشورمان هنوز خیلی دقیق و پیشرفته نیست.
دوپینگ زیرنافی، روشی است که ورزشکار با تزریق مواد نیروزا در زیر یا دور ناف خود قدرت دوچندانی پیدا میکند. همچنین شنیده میشود از قرصهای تقویت قوای جنسی نیز بهعنوان مکمل این دارو استفاده میشود تا اثر داروی نیروزا را چند برابر کند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/585257
جامعهی آلترناتیویی
دیوید هاروی :
اگر ضد سرمایهداری هستید باید دنبال سیستمی باشید که دسترسی به تحصیلات، درمان، مسکن و نیازهای غذایی اولیه را برای همه ممکن میکند. نه سیستمی که به بعضی بیش از حد میدهد و بعضی دیگر را محروم میکنه. نتیجهی مستقیمی که من گرفتم این است که باید جامعهی آلترناتیویی ساخت که در آن ارزش مصرفی کالاها و خدمات حق مردم تلقی بشه و بخشهای وسیعی از مردم از حداقل استاندارهای نیازهای اولیه برخوردار بشوند.
دیوید هاروی مصاحبه با بی بی سی فارسی

شما را نمی دانم، امّا من سی، چهل سالی ست که نسبت به کلمۀ «علم»، هم دچارِ شکّ شده ام، هم دچارِ حسّاسیت. لابُد می خواهید بدانید که منظورم از «علم» که اصلش عربی است، همان «دانشِ» فارسی است؟ نه خیر! اگر به خاطرتان باشد، چند وقت پیش هم دربارۀ فرقِ «دانش» و «علم»، عرض و عریضه ای داشتم. امّا این بار می خواهم بگویم چرا دانستنِ این فرق خیلی اهمیت دارد.
به یادم می آید که چهل سال پیش در ایران، تلویزیونها مسابقه هایی می گذاشتند که پایه ش سؤالهایی از «اطّلاعاتِ عمومی» بود. اینجا، در انگلیس هم، تلویزیونها از این مسابقه ها می گذارند و همان طور که می دانید، به «اطّلاعاتِ عمومی» می گویند «جِنِرال نالج» (general knowledge). جنرال: «عمومی»، نالج هم، در این مورد، «اطّلاعات» (۱).
البتّه ما کلمۀ «نالج» انگلیسی را، به جای «اطّلاعات»، می توانیم به «دانش» (۲) ترجمه کنیم، و مثلاً بگوییم: «فلانکس دربارۀ کشورهای آمریکای لاتین دانشِ زیادی دارد!» (۳) امّا «دانشِ» این آدم دربارۀ کشورهای آمریکای لاتین هر قدر هم که زیاد باشد، این «دانشِ» اطّلاع هست، آگاهی هست، خبر هست، امّا «علم» نیست.
فارسی زبانها کلمۀ «دانش» و خویشاوندهاش، از جمله دانستن، دانایی، دانشور، و دانشمند را همیشه داشته اند، امّا از وقتی که با نظام آموزشهای تخصّصی و عالی در غرب آشنا شدند، با راهنماییِ عقل سلیم «نالج» انگلیسی را به آگاهی، اطّلاع، و دانش ترجمه کردند، و به کلمۀ «ساینسِ» (۴) انگلیسی که رسیدند، برای آن کلمۀ عربی «علم» را به کار بردند و در موردهایی هم ازجمع مکسّر آن، یعنی «علوم» استفاده کردند (۵).
تفاوتِ مفهومِ دو کلمۀ «نالج» و «ساینس»، یعنی تفاوتِ «دانش» و «علم» سؤالی ست که در سایتهای اینترنتی انگلیسی هم مطرح شده است، و جوابهایی، در یک جا مختصر، در یک جا مفصّل، به آنها داده اند. یکی از جوابهای ساده و مختصر، امّا نه جامع و مانع (۶)، این است که: «علم مطالعۀ اصولی جهانِ طبیعی و مادّی بر اساس آزمایش و مشاهده است، و دانش چیزهایی است که دربارۀ علم می دانیم.»
فردوسی طوسی که فرموده است: «توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود»، منظورش از «دانش» علم پزشکی، ریاضیات، نجوم، و مانند اینها نبوده است، آگاهی درست و عقلی و منطقی از ماهیت زندگی و عالم هستی بوده است (۷).
بنابراین اگر من و شما برویم مثلاً زبان انگلیسی یا عربی یاد بگیریم و آن قدر خوب یاد بگیریم که مثل رئیس دانشگاه «آکسفورد»، یا رئیس حوزۀ علمیۀ «الازهر» حرف بزنیم و بنویسیم، «دانش زبان» داریم، نه «علم زبان»، یعنی «زبان دان»، شده ایم، نه «زبان شناس» (۸).
بله، اگر چیزهایی را که کسهایی با فکرِ صد سال، هزار سال، یا چند هزار سالِ پیش گفته اند و خیال کرده اند، یا خواسته اند ما خیال کنیم که تا آخرِ عمرِ حیات و عمر زمین درست و معتبر و غیر قابل شکّ و تردید است، حفظ بکنیم و به دیگران پس بدهیم، نه علم داریم، نه عالم هستیم، چون علم «حفظ کردنی» نیست، «فهمیدنی» است. در حفظ کردن «فهم» آدم به کار نمی افتد، و گاهی حتّی از کار می افتد. در فهمیدنِ «علم» است که آدم شکّ می کند، سؤال می کند، پیش می رود و فکرش «علمیت» (۹) پیدا می کند.
میدیا پلیر را نادیده بگیر.راهنمای میدیا پلیر
۱- کلمۀ «اطّلاعات» در عربی «جمع مؤنّث اطّلاع» است، مثل «تظاهرات»، «عملیات»، «انتخابات»، امّا اینها در زبان فارسی در حالت «اسم جمع» (collective noun) به کار می رود. کلمۀ انگلیسی «information» که در لفظ مفرد است و معنی جمع هم دارد، اسم جمع است و آن را در لغتنامۀ انگلیسی به فارسی این طور معنی کرده اند: «اطلاع، اخبار، مفروضات، اطلاعات، سوابق، معلومات...»
۲- کلمۀ «نالج» (knowledge) که با «know» به معنی دانستن و شناختن همریشه است، معمولاً به معنی دانش، معرفت، آگاهی، دانایی، اطلاع، وقوف و مانند اینها به کار می رود، و با «ساینس» (science) مترادف نیست.
۳- جملۀ «فلانکس دربارۀ کشورهای آمریکای لاتین دانشِ زیادی دارد» می تواند در انگلیسی به این صورت گفته شود: He (she) has a vast knowledge about the Latin American countries
۴- «سایِنس» (science) در انگلیسی، همان طور که در متن اشاره شد، به معنی مطالعۀ اصولی جهانِ طبیعی و مادّی بر اساس آزمایش و مشاهده به کار می رود، و رشته های مختلف و متعدّد دارد، و به دارندۀ هر یک از آنها به طور عامّ «سایِنتیست» (scientist) می گویند. مثلاً «علم شیمی» در انگلیسی science of chemistry است و دارندۀ این علم «chemist» است.
۵- در فارسی تمایل اهل اصطلاح به این است که در بعضی موردها جمع مکسر عربی «علم»، یعنی «علوم» را به کار ببرند، مخصوصاً در مورد دانشکده هایی که این علمها را تدریس می کنند: علم سیاست، دانشکدۀ علوم سیاسی؛ علم پزشکی، دانشکدۀ علوم پزشکی؛ علم اجتماع، دانشکده علوم اجتماعی... ۶- در سایت « www.quora.com » در پاسخ به سؤال «فرق اصلی نالج و ساینس چیست، یکی از پاسخهای ساده و مختصر، امّا نه جامع و مانع این است: What is the main difference between knowledge and science? Science is systematic study of natural and physical world using experiments and observations. Knowledge is what you know about science.
۷- در اینجا برای کاربرد کلمۀ «دانش» در شعر کلاسیک فارسی چند نمونه از شاعرهای دیگر می آورم: [مولوی] - «این دانش من گشته بر دانش تو پرده / فریاد من مسکین از دانش و آگاهی». [ناصر خسرو] - «چو دانش نداری تو، در پارسایی / به سان لگامی بُوی بیدهانه». [سعدی] - «مَر خداوند عقل و دانش را / عیب ما گو مکن که نادانیم».
۸- در انگلیسی که من اندک دانشی از آن دارم، به علم زبان شناسی می گویند «linguistics» همان طور که به علم اقتصاد می گویند «economics»، امّا اسم خیلی از علمها با پسوند «-logy» و «-ology» ساخته شده است، مثل «biology» زیست شناسی؛ «geology» زمین شناسی؛ «psychology» روان شناسی؛ «sociology» جامعه شناسی؛ «archaeology» باستان شناسی.

ا
ILNAمراسم روز جهانی کارگر امسال در حالی در تهران برگزار شد که حضور تعدادی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در این مراسم تحمل نشد و به نوشته سایت این تشکل کارگری، دو تن از اعضای آن برای چند ساعت بازداشت شدند.
برخورد با اعضای سندیکاهای کارگری اتفاق تازهای نیست و برخی مسئولان در مناسبت های گوناگون، فعالیت سندیکایی در خارج از چارچوب های تعریف شده از سوی دستگاه های حکومتی را غیرقانونی دانسته اند. از جمله، دلاور نظری مدیر کل سازمانهای کارگری و کارفرمایی وزارت کار، در خرداد ماه ۱۳۹۴ گفت: "مطابق فصل ششم قانون کار، کارگران تنها مجاز به تشکیل یکی از سه تشکل شورای اسلامی کار، انجمن صنفی کارگری یا انتخاب نماینده کارگر هستند… بر این اساس با توجه به شرایط پیشبینی شده در قانون کار، هیچ تشکل کارگری دیگری در کارگاههای مشمول قانون کار مجاز به فعالیت نیست".
در سال ۱۳۸۸ و در کیفرخواست دادستان عمومی و انقلاب تهران نیز، سندیکای کارگری شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به عنوان یکی از بازوهای اجرایی "کودتای مخملی" در ایران معرفی شد.
فعالیت های سندیکایی مستقل، البته پیش از انقلاب ۱۳۵۷ هم در ایران تحمل نمی شد. با این حال، در فرهنگ کارگریِ آن زمان، از واژه سندیکا در تعریف تشکلهای کارگری استفاده میشد.
پس از انقلاب و به دنبال تغییراتی که وزارت کار در قانون کار و آییننامههای مربوط داد، واژه "انجمن صنفی" به جای "سندیکا" و در مرحله بعد "کانون" به جای" فدراسیون" و "کانون عالی" به جای "کنفدراسیون" استفاده شد.
در قانون موجود کار، کسب مجوزِ تاسیس، شرط اصلی تاسیس تشکلهای کارگری است. این در حالی است که به عقیده بسیاری از فعالان کارگری، تشکلهای پیشبینی شده در قانون کار به ویژه شوراهای اسلامی کار، به دلیل اشکالاتی همچون دخالت مدیران دولتی در تعیین نامزدهای این شورا به دشواری میتوانند نماینده واقعی کارگران باشند.
به عنوان نمونه مطابق قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، "تشخیص صلاحیت" کاندیداهای عضویت در این شوراهای به عهده هیأتی سه نفره است که یک عضو آن نماینده کارکنان و دو عضو دیگر، یعنی نماینده وزارت کار و نماینده وزارتخانه مربوطه (بسته به نوع فعالیت کارخانه یا کارگاه)، دولتی هستند.
در حال حاضر، حداقل ۴ تن از فعالان و اعضای تشکلهای مستقل کارگری در زندان به سر میبرند.
بهنام ابراهیمزاده، فعال کارگری به اتهام "امنیتی" به ۲۰ سال زندان محکوم شده است، جعفر عظیمزاده، دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران به اتهامی مشابه دوران محکومیت ۶ ساله خود را سپری میکند، محمد جراحی، فعال کارگری در تبریز به اتهام "تشکیل گروه غیرقانونی مخالف نظام، مشارکت در فعالیت تبلیغی علیه نظام، مشارکت در اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت و توهین به رهبری" به ۵ سال حبس محکوم شده است و فرزاد مرادینیا، فعال کارگری در سنندج و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، دوران دو ساله محکومیت خود را سپری میکند.
علاوه بر کارگران زندانی، برای محمود صالحی، علی نجاتی، رضا شهابی، ابراهیم مددی، داوود رضوی وعثمان اسماعیلی نیز احکام قضایی تازهای صادر شده است. حسن رسولزاده و جلیل محمدی دو فعال کارگری دیگر البته به تازگی با قرار وثیقه آزاد شدهاند.
مراسم روز جهانی کارگر در سال جاری در حالی برگزار شد که به نظر میرسد نسبت به مراسم مشابه سال گذشته محدودتر و کنترل شدهتر بود.
برگزاری این مراسم در فضایی بسیار محتاطانه صورت گرفت و قطعنامه پایانی آن، با جملاتی مرتبط به سخنان آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران در خصوص وضعیت کارگران شروع شد.
تجمع امسال در تهران تنها در برابر ساختمان تشکیلات مرکزی خانه کارگر در خیابان ابوریحان برگزار شد، در حالی که مراسم سال گذشته در چندین نقطه شهر و با جمعیتی بیشتربرگزار شده بود.
حسن صادقی، معاون دبیر کل خانه کارگر در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا در این ارتباط گفته است: "مجوزی که بتوانیم با گستردگی بیشتری راهپیمایی را برگزار کنیم نبود اما در حد هماهنگی مجوز داده شد".
با این حال به نظر برخی تحلیلگران، صرف برگزاری راهپیمایی روز کارگر در دومین سال پیاپی پس از ۸ سال توقف اجباری، تحولی قابل توجه به شمار می رود.
افزایش حقوق متناسب با تورم، امنیت شغلی و بالا بردن اشتغال، فصل مشترک خواستههای جامعه کارگری ایران در سال های اخیر است.
به گفته بسیاری از فعالان کارگری اما، همچنان یکی از مطالبات اولیه کارگران ایران، برخورداری از تشکلهای مستقل و برداشتن سایه سنگین دولت از سر این نهادهاست. مطالبه ای که به نظر میرسد تا تحقق آن، راه درازی وجود داشته باشد.
.پدر و مادرها میتوانند بدون بکار بردن لفظ آزار جنسی پنج نکته اساسی برای پیشگیری از آزار جنسی را به کودکان خود (پنج تا ۱۱ سال) یاد بدهند. برای چنین آموزشی پدر و مادرها نیاز ندارند که وارد گفتگوهای دشوار شوند یا فکر کنند چطور میتوانند چنین موضوع حساسی را به کودک خود یاد بدهند.
آنچه لازم است تنها پنج نکته است که با گفتگوهای ساده میتوان به کودک آموخت و به آنها میتوان قانون لباس زیر نام داد. اینکه چگونه این را به فرزندتان یاد بدهید به خود شما بستگی دارد، شما بهتر از هر کس دیگری میدانید چگونه این کار را انجام دهید؛ اما چند توصیه ساده:
Thinkstockهر چیزی که با لباس زیر (زیرپوش، شورت، زیرشلواری) پوشانده شود عضو خصوصی است. هیچکس حق ندارد به آنها دست بزند، هیچکس حق ندارد که بخواهد آن را ببیند، هیچکس حق ندارد درباره آن با شما حرف بزند. اگر چنین اتفاقی افتاد کودک باید نه بگوید.
به کودک یاد بدهید موقع حمام پدر و مادر و موقع درمان پزشک یا پرستار اجازه دارند به بدن او دست بزنند به شرط اینکه قبلا حتما از کودک اجازه بگیرند. در غیر این صورت هیچکس مجاز به چنین کاری نیست و کودک باید به هر کسی در این باره نه بگوید.
هیچکس اجازه ندارد کاری با بدن او بکند مگر در مواردی مثل حمام رفتن با پدر و مادر یا معاینه پزشک. اگر کسی چنین درخواستی کرد کودک حتما باید به فرد مورد اعتمادش این موضوع را اطلاع دهد.
نه گفتن را به کودک یاد بدهید. کودک حق نه گفتن دارد و باید به او یاد داد که این حق اوست و نباید از نه گفتن احساس خجالت یا ناراحتی کند. وقتی کودک نه گفتن را یاد بگیرد و آن را حق خود بداند، یاد میگیرد که اختیار بدن و احساساتش دست خودش است. بعنوان پدر و مادر گاهی شما مجبور میشوید که بر خلاف میل کودک رفتار کنید اما اگر کودک بتواند به اعضای خانواده نه بگوید یاد میگیرد که به دیگران هم نه بگوید. به کودک آموزش دهید به هر کس بخواهد با بدن او کاری کند نه بگوید و اصرار یا تطمیع یا هر روش دیگری نباید نه را عوض کند.
کودک باید یاد بگیرد درباره رازهایی که او را نارحت میکنند حرف بزند. به کودک باید یاد داد که بین راز خوب و بد تفاوت وجود دارد. رازهای خوب (مثلا خرید پنهانی هدیه) را میتوان مخفی نگه داشت اما رازهای بد را باید به فرد مورد اعتماد گفت. برای این کودک بتواند چنین کند باید اعتماد به نفس داشته باشد و این با زندگی در آسایش و امنیت حاصل میشود. بزرگترین ابزار کودکآزار مخفیکاری است؛ "این رازی بین من و تو است". کودک باید بداند هر رازی که ناراحتش میکند یا بر خلاف میلش است نباید راز باقی بماند.
اگر کودک احساس غم، نگرانی یا ترس میکند میتواند با بزرگسالی که به او اعتماد دارد این را در میان بگذارد. به کودک اطمینان خاطر بدهید که این احساسات منفی تقصیر او نیستند و بیان آنها هم برایشان دردسرساز نخواهد بود. مطرح کردن این ترسها و نگرانیها الزاما نباید فقط با پدر و مادر باشند، ممکن است این موضوعات با خواهر و برادر، دوست خانوادگی، معلم یا پزشک و روانشناس مطرح شوند.
یک کارآفرین استرالیایی به نام کریگ رایت می گوید که "ساتوشی ناکاموتو"، مخترع بیتکوین یا پول دیجیتال، در واقع اوست.
هفت سال و نیم پیش شخصی با نام مستعار "ساتوشی ناکاموتو" با انتشار مقالهای ایجاد این واحد پول دیجیتال و نحوه تولید و انتقالش را پیشنهاد کرده بود.
دو ماه بعد شبکه بیتکوین راه افتاد و خود ساتوشی ناکاموتو اولین سری آن را استخراج کرد. چندی بعد برای اولین بار یک نفر به طور غیرمستقیم با بیتکوین خرید کرد.
اما هویت واقعی "ساتوشی ناکاموتو" تا امروز مخفی مانده بود.
در تمام این سالها حدس و گمانهای فراوانی درباره هویت ساتوشی ناکاموتو زده می شد. بعضی فکر میکردند او دورین ناکاموتوی آمریکایی باشد.
اما حالا آقای رایت کلیدهای رمزگذاریای را به بیبیسی نشان داده که در نخستین نقل و انتقال بیتکوین از آنها استفاده شده بود.
اعضای سرشناس شبکه بیتکوین و اعضای گروه مرکزی توسعه آن هم پس از بررسی شواهد ارائه شده توسط آقای رایت، ادعای او را تأیید کرده اند.
از طرف دیگر گروهی از کاربران بیتکوین و متخصصان هم می گویند که بررسی این شواهد نتوانسته آنها را قانع کند.
بیتکوین واحد پولی است که نه سکه دارد و نه اسکناس. ارز رسمی هیچ کشوری نیست و به جای آنکه یک بانک مرکزی آن را ایجاد کرده باشد، افراد می توانند با حل مسئلههای ریاضی آن را استخراج کنند.
آقای رایت می گوید که قصد نداشته خود را معرفی کند و به دنبال شهرت و پول نیست. او می گوید که فقط می خواهد کار کند و کد و برنامه بنویسد و نمی خواهد وقت خود را در مقابل دوربین های تلویزیونی تلف کند.
اما در دسامبر سال ۲۰۱۵ مجله های وایرد و گیزمودو از آقای رایت به عنوان مخترع احتمالی بیتکوین نام بردند. این دو مجله ظاهرا به شواهدی دست پیدا کرده بودند که از آقای رایت سرقت شده بود و نشان دهنده نقش داشتن او در پروژه بیتکوین بود.
PAپس از انتشار این مقالات، مقامات در استرالیا به خانه آقای رایت یورش بردند، اما اداره مالیات استرالیا اعلام کرد که این یورش در پی تحقیقاتی دامنه دار در مورد پرونده مالیاتی آقای رایت بوده است.
در پی انتشار مقالات یاد شده در مجله های وایرد و گیزمودو، سایر رسانه ها هم مطالب متعددی در مورد آقای رایت منتشر کردند که به گفته او در بعضی از آنها اطلاعات ساختگی و نادرست زیادی دیده می شد.
او امیدوار است که با آشکار کردن نقش خود در اختراع بیتکوین، به این بحث ها خاتمه دهد.
آقای رایت می گوید: "در واقع من تصمیم نگرفتم، دیگران این تصمیم را برای من گرفتند. آنها زندگی را برای من، خانوادهام و همکارانم سخت کردند. من نه پول میخواهم، نه شهرت، نه ستایش. فقط میخواهم دست از سرم بردارند تا به کارم برسم".
طرفداران بیتکوین آن را راهی برای رهایی از سیستم بانکی، قوانین دست و پا گیر دولتها و انواع و اقسام محدودیتها، تحریمها و ردگیریها میبینند. ولی از نظر منتقدان آن، از جمله حکومتها و نهادهای امنیتی، بیتکوین راهی برای تبهکاران و گروه هایی مثل داعش است تا از چنگ قانون فرار کنند.