کارگری

 

قرارداهای موقت و بیکاری کارگران پیامد دیگر جهانی شدن

 

اسلاوی ژیژک، فیلسوف و نظریه پرداز سیاسی انعقاد قرارداهای موقت و کارگران بیکار را از جنبه های دیگر جهانی شدن و عامل ظهور دیوارهای نامرئی تازه می داند.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379296


 

"تعاونی" اهرمی برای افزایش مشارکت جمعی و رفع نیازهای فرودستان

 

یک کارشناس اقتصادی معتقد است: علیرغم عدم اعتقاد دولت های پس ازجنگ به ضرورت احیای تعاونی ها، این ظرفیت فراموش شده قانون اساسی می تواند به تقسیم عادلانه سود و رفع معضل بیکاری بیانجامد.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379450


 

تعویق 6 ماه مطالبات 54 کارگر کارخانه «ورق‌کاران تبریز »

 

منابع کارگری از پرداخت نشدن بیش از 6 ماه از دستمزد سالهای 94 و 95 به همراه عیدی سال 94کارگران کارخانه «ورق کاران تبریز» خبر می‌دهند.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379492


 

غفلت دولت زمینه‌ساز حادثه آق‌دره شد/ مدیریت روابط کار در شرایط بحران الزامی است

 

یک کارشناس حقوقی معتقد است: عدم توجه دولت و نهادهای مربوطه به مطالبات کارگران و فقدان مدیریت صحیح روابط کار، زمینه ساز بحران های جدی می‌شود که حادثه آق دره یک نمونه از این بحرانهاست.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379462


 

معوقات مزدی کارگان ستاره خلیج فارس پرداخت نشده است

 

کارگران پیمانکاری پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بندرعباس با وجود گذشت سه ماه از سال جدید مطابات مزدی خود را دریافت نکرده‌اند.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379553


 

مانع‌تراشی دولت در بهبود معیشت کارگران و بازنشستگان/دولت به فیش‌های حقوقی مدیران توجه کند

 

عضو کمیته مرکزی حزب اسلامی کار گفت: دولت توجه لازم را به فیش‌های حقوقی چند صد میلیونی فرادستان دولتی ندارد و به‌جای آن سعی دارد در افزایش مستمری بازنشستگان و افزایش دستمزد کارگران مانع تراشی کند.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379515


 

نارضایتی آتش‌نشانان در فاز 14 عسلویه

 

در پی نارضایتی‌های کارگری در فاز 14 عسلویه دامنه این اعتراضات صنفی به آتش نشانان این مجتمع صنعتی نیز کشیده شده است.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379436


 

نگرانی کارگران ارج از تعطیلی کامل برند 80 ساله

 

دوماه پس از انتشار خبر تعطیلی ارج، کارگران ارج از تعطیلی کامل خط تولید و بیکاری یکی از قدیمی‌ترین برندهای لوازم خانگی ابراز نگرانی کردند.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379579


 

کارخانه «آهن وفولاد لوشان» با بیش از 180کارگر تعطیل شد

 

یک منبع خبری در کارخانه «آهن وفولاد لوشان » از تعطیلی این واحد تولیدی و بیکاری بیش از 180 کارگر این کارخانه خبر داد.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379587


 

وزیر کار گزارش شفافی از کارگران آق دره و بافق به مجلس ارائه کند

 

نماینده مردم تهران درمجلس با تاکید بر لزوم به رسمیت شناختن حق اعتراض کارگران گفت: وزیر کار باید گزارش شفافی از مشکلات کارگران در شهرستان های تکاب و بافق به مجلس ارایه کند.

http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-379593

بدون شرح !

بدون شرح !


روز جهانی اهدای خون

رنگ آمیزی پله های ساختمان سجون در شهر سئول در روز جهانی اهدای خون


الماس بزرگ 1109 قیراطی

رونمایی از الماس بزرگ 1109 قیراطی برای حراج در لندن. قیمت پایه این الماس بزرگ 70 میلیون دلار است


تظاهرات علیه اصلاح قانون کار

ادامه تظاهرات علیه اصلاح قانون کار فرانسه – پاریس


تظاهرات علیه کمبود آذوقه

تظاهرات علیه کمبود آذوقه در پایتخت ونزوئلا – کاراکاس


ابراهیم حاتمی‌کیا

هشدار رهبری در زمینه فرهنگ توجه نشود، باز هم فریاد می‌کشم


حاتمی‌کیا در برنامه «راز»:

 

خبرگزاری تسنیم: کارگردان فیلم «چ» با بیان اینکه این فیلم بازگشت به انقلاب است، گفت: «چ» واکنشم به وضع موجود است، اما مواجهه با این فیلم به‌گونه‌ای صورت می‌گیرد که انگار دارند درباره مسئله‌ای در کوبا حرف می‌زنند.

 

ابراهیم حاتمی‌کیا در برنامه تلویزیونی «راز» که شب گذشته از شبکه چهارم سیما پخش شد، گفت: نه تنها درباره فیلم چ بلکه سایر فیلم‌هایم هم می‌توان این سوال را که آیا پیش بینی استقبال گسترده از فیلمم را می کردم یا خیر، مطرح کنیم؛ البته این مسئله استقبال آرزوی ماست ولی چگونگی عملیاتی شدن آن را نمی‌توان دغدغه خود در طول ساخت فیلم قرار دهیم.

ساخت فیلم را همیشه مثل سبدی که در رودخانه نیل می‌اندازیم تصور می‌کنم؛ یعنی ساخت فیلم باید انجام شود ولی باید برای استقبال از آن توسط مخاطبان به خدا توکل کرد.

هر فیلمی که ساخته می‌شود باید جذابیت، قصه گویی و حرف زمانه خود را در برگیرد، ولی مسئله مهم این است که منظورمان از ساخت فیلم چیست و به دنبال چه می‌گردیم و باید مرز مهم بودن محتوا، فرم و یا ابلاغ پیام مشخص شود؛ چرا که برخی فیلم‌ها در لحظه جواب می‌دهند و باعث سرگرمی مخاطب می‌شود و برخی دیگر در طول زمان جای خود را در بین تماشاگر باز می‌کند و می‌توان از آن به عنوان سردمدار یک حرکت یاد کرد.

ساختن «چ» ریسک بود

چون تا به حال چنین تجربه‌ای نداشتم و از جنگ با افرادی که شناخت‌های متفاوت از چمران داشتند، می‌ترسیدم؛ چرا که باید به آنها حرف مستقل خودم را می‌گفتم و قطعا این موضوع مسائل مختلفی را می‌طلبد.

 انتخاب مقطع زمانی برای ساخت فیلم «چ»

تحقیقاتی که درباره ساخت این فیلم انجام داد از ابتدای تولد یا شهادت چمران بود و انتخاب مقطع زمانی برای ساخت فیلم بر عهده خودم بود. یک مقطع زمانی زندگی او در آمریکا، مصر، تونس، لبنان و اوایل انقلاب و قبل از جنگ و مقطع زمانی آخر دوران زندگی او در جنگ است، اخلاقم این است که به دنبال مسائلی برویم که کمتر درباره آنها صحبت شده است.

ساخت مقطع زمانی شهید چمران در دوران جنگ با وجود جای کار بسیار، ولی انگیزه من نبود، مقطع زمانی آمریکا هم برایم قشنگ نبود، مقطع زمانی مصر هم با وجود زیبایی فراوان و لبنان هم دغدغه اصلی‌ام نبود و احساس کردم دوران اوایل انقلاب که به دلیل جنگ خیلی کمتر درباره آن صحبت شده به نظرم مقطع مناسبی برای ساخت فیلم بود.

«چ» تمام چمران نیست؛ جرات نکردم اسم «چمران» را انتخاب کنم

اینکه عده‌ای از من سوال می‌کنند چرا اسم فیلم را «چ» گذاشتم به خاطر محافظه کار بودنم است، به عبارت دیگر جرات نکردم بقیه واژه‌های «چمران» را بگویم؛ چرا که در 48 ساعت نمی‌توانستم تمام شخصیت این شهید را نشان دهم.

فیلم «چ» جنگ بین آرمان‌ها و آدم‌هایی است که مدعی این مسئله هستند و دغدغه‌ام صحبت از این افراد است؛ یعنی معتقدم با این دسته از آدم‌ها چه انقلابی و چه ضدانقلابی بهتر می‌توانم ارتباط برقرار کرده و دیالوگ کنم. مسئله مهم این است که مسائل دوران قبل از جنگ حلقه پاک شده کشور است و وقتی فیلم برای عده از جوانان پخش شد همه از اتفاقاتی که در فیلم نشان داده شده بود، تعجب کردند.

نیاز امروزمان را در آن دوره زندگی چمران دیدم؛ او هم «عقل» است، هم «قدرت»

همیشه به این مسئله فکر می کردم که وقتی می‌خواهم تاریخ را روایت کنم باید کدام بخش از آن را به تصویر بکشم که حرف زمان حال را جواب دهد و نسبت به آینده تنظیم‌ام کند، زمانی فیلمنامه چمران شکل گرفت که دیدم یک انسانی با این مشخصات که شهرت‌اش به چریک بودنش، است در پاوه به قصد ختم به خیر کردن طوفان‌های انقلابی آمده بود و این مسئله را احساس کردم که این حرف زمان حال‌مان است.

قد این موضوع که چرا این مقطع زمانی را انتخاب کردم وظیفه منتقدان انقلابی است؛ البته من به عنوان یک هنرمند حس کردم که نیاز به نوعی عقلانیت داریم و این عقلانیت را در چمران که هم عقل داشت و هم قدرت دیدم.

 «چ» دو بخش دارد: «مذاکره برای صلح» و «جنگ برای صلح»

قسمت اول فیلمنامه مذاکره برای صلح و قسمت دوم جنگ برای صلح است؛ قطعا رسیدن به صلح، با جنگ معنی ندارد ولی باید این اتفاق در پاوه رخ می‌داد؛ با علم به همه آنها چ را ساختم، البته نمی‌دانم چقدر این فیلم به سر منزل مقصود رسیده است.

هیاهوهای اتفاق افتاده پیرامون «چ»

زمانی که دیده‌بان را ساختم ایران قطعنامه 598 را قبول کرده و شرایط روحی و روانی بدی داشتیم، ولی در آن فیلم سعی کردم به این مسئله بپردازم.

 اشاره به آیه‌ای درباره صلح حدیبیه

 در «دیده‌بان» مطرح کرده‌ام که الان ایران در صلح حدیبیه است ولی تا چه اندازه باید به آن پایبند باشیم؟ و وقتی در فیلم، دیده‌بان گرفتار شد حتی گرای خودش را داد تا دشمنان به همراه خود از بین بروند؛ برای فیلم «مهاجر» واکنشم این بود که نیروهایی که در جزیره‌ها می‌جنگیدند را عده‌ای رها کرده‌اند و به کارهای دیگر پرداخته‌اند و مهاجر در سال 68 و فضایی که بر اثر رحلت امام ایجاد شده بود، به وجود آمد.

«چ»، واکنشم به وضع موجود است

این فیلم واکنش من به وضع موجود است که باید به گذشته و داشته‌هایمان برگردیم، آن دوران در ارتباط با قضیه پاوه که 5 تا 10 هزار نفر برای محاصره آن شهر آمده بودند تنها عده‌ای محدود مقابل آنها بودند و احساس کردم این مسئله، مسئله اصلی سینما نیست.

من به خود فیلم «چ» واکنش نشان دادم، متاسفانه این واکنش اینگونه تعبیر شد که چون این فیلم جایزه نگرفته، من چنین کاری کرده‌ام؛ در حالی که بسیاری از فیلم‌هایم مثل بوی «پیراهن یوسف»، «برج مینو» و... اصلا اعتنایی به آنها نشده بود، ولی حس می‌کردم که جریان فرهنگی و سکانداران سینما اصلا مسائلی مانند پاوه و چمران را فراموش کرده‌اند و نسبت به آن حساسیت ندارند.

متاسفم که وضعیت فرهنگ به جایی رسید که خود رهبری به میدان آمدند

متاسفم از اینکه وضعیت فرهنگی به جایی برسد که رهبری خودشان مستقیما به این مسئله اشاره کنند و امیدوارم مسئولان تنها با یک ابلاغیه و بیانیه موضوع فرهنگ و دغدغه های رهبری را تمام نکنند.

انتظار دارم مسئولان بعد از دید و بازدیدهای نوروزی درباره نکات مورد توجه رهبری در حوزه فرهنگ تشکیل جلسه بدهند، مسئله من سینما نیست، بلکه من قبل از اینکه فردی سینمایی باشم، خود را مدافع چنین جریان‌ها و مسائلی می‌دانم؛ از این رو باید این مسائل گفته شود.

درباره چمران و پاوه طوری حرف می‌زنند که انگار مسئله‌ای در کوبا بوده

متاسفانه چمران و مسائل از این دست، دغدغه افراد نیست، آنها طوری درباره چمران صحبت می‌کنند که گویی در حال صحبت از مسئله‌ای در کوبا هستند، در حالی که ما از کشورمان صحبت می‌کنیم، کشوری که تصورمان این بود به محض باز شدن درهای مذاکره به سرعت مشکلات حل می‌شود، ولی می بینیم که اینگونه نیست.

ملت و جامعه آرمانی دشمنان زیادی دارد و دشمنان انبوه ما نشان دهنده بزرگی ماست؛ از این رو نشان دهنده چنین مسائلی در سینما جلوه دارد.

یک برهه تاریخی مسئله اصلی مردم این بود که آیا ملاک از سوزن عبور می‌کنند یا خیر، احساس می‌کنم سینمای حال حاضر ما نیز به این مشکل دچار شده است؛ البته این مسئله ربطی به فیلمسازان ندارد و  سکانداران فرهنگی باید پاسخگوی این مسئله باشند.

«چ»، بازگشت به انقلاب است

به عبارت دیگر 34 سال بعد از انقلاب من به 5 ماه اوایل انقلاب برگشتم و از این دست مسائل در کشور زیاد داریم که باید سینماگر کشور این موضوعات را به مسائل روز کشور تبدیل کند.

اگر الان شهید چمران زنده بود، نمی دانستم در کدام جایگاه قرار دارد، با این حال قطعا وی درباره مسائل امروز کشور تحلیلی داشت و به نظرم سینماگر هم باید از مسائل روز تحلیلی داشته باشد و با توجه به آنها کاری کند.

همچنان مانند دوره «آژانس شیشه‌ای»، مسئله اصلی‌ام جامعه امروز است

مسئله اصلی ام جامعه است، چرا که در ایران اتفاقاتی رخ می دهد که مهم است، به طور مثال وقتی مسئله مذاکره یا عدم مذاکره به شدت در رزق مردم تاثیر می‌گذارد؛ چرا سینما نباید به آن وارد شود. متاسفانه سینماگران می‌گویند که چون موانعی وجود دارد چنین فیلم‌هایی نمی‌سازیم در حالی که ما تشکیلات زیادی از حوزه هنری گرفته تا فارابی را داریم که هر کسی می‌تواند هر سوژه‌ای را که بخواهد بسازد.

امسال فیلمی جنگی‌ای ساخته شده که خود تشکیلات نظامی و بسیج روی آن سرمایه‌گذاری کرده اند، حال باید دید چقدر می‌توانند از آن دفاع کنند.

هیاهیوی جشنواره فیلم فجر

از افتادن در آن وضع متنفر بودم ولی وظیفه خود می‌دانستم که مسائلی را مطرح کنم. من گاهی اوقات جیغ می‌زنم و هیاهو به پا می‌کنم که این جیغ نشان دهنده مشکلاتی است؛ متاسفانه وقتی حرف می‌زنم عده‌ای می‌گویند حاتمی‌کیا که خوب خورده و برده است، ولی اینگونه نیست و باید مسائل را مطرح کنیم.

 باید افرادی باشند که از جشنواره فیلم فجر صحبت و انتقاد کنند، این جشنواره مانند سینمای جنگ است و باید برای این نوع از سینما هم این اتفاق رخ دهد؛ چرا که وظیفه سینمای جنگ، ساخت فیلم های این حوزه است.

 «آژانس شیشه‌ای»

این یک فیلم اجتماعی است ولی به مسئله جنگ هم می‌پردازد؛ به عقیده‌ام سینمایی که بیشتر به مردم نزدیک باشد، سینمای موفق‌تری خواهد بود، متاسفانه روی این مسائل کار نشده و امیدوارم بعد از صحبت‌های رهبری درباره فرهنگ شاهد اتفاقات و تحلیل‌های جدیدی در این حوزه باشیم.

انتظار داریم افراد ناله‌هایم را تحلیل کنند، متاسفانه به جای تحلیل، افرادی می‌گویند که حاتمی‌کیا هر طور که دلش خواسته فیلم می‌سازد و هر مقدار هم پول می‌خواهد در اختیارش بوده است.

اگر به هشدار رهبری  در خصوص فرهنگ توجه نشود، من باز هم جیغ می‌کشم

متاسفانه همیشه مسئولان فرهنگی عقب‌تر از ما بوده‌اند، سینماگران همیشه با دغدغه فیلم ساخته‌اند و نگرانیشان هم تایید اثرشان بوده؛ چرا که گاهی فیلم‌هایی ساخته شده که مورد قبول واقع نشده است. مسئولان جدید فرهنگی عنوان کرده اند که می‌خواهند حرف‌های نگفته در سینما گفته شود که امیدوارم این اتفاق بیفتد؛ چرا که اگر به هشداری که رهبری  در خصوص فرهنگ داده اند، توجه نشود، من باز هم جیغ خواهم کشید.

بخشی از هیاهوهای برپا شده مربوط به مسائل سینمایی و شهرت و ... است و نگرانی اصلی‌ام این است که مسئولان فرهنگی هم گول این مسائل را بخورند؛ به طور مثال وقتی قطاری در هندوستان از ریل خارج می‌شود عده‌ای دنبال مشکل می‌گردند و عده‌ای هم مرتاضی را می‌بینند که باعث این اتفاق شده؛ سینمای ما هم همین طور است.

به اعتبار خون شهدا فیلمساز شدم

سینمای انقلاب و دفاع مقدس را باید هر بار تحلیل کنیم، زمانی که وارد سینما شدم، لباس سپاه به تن داشتم  و برای این لباس گریه کردم، حال من به اعتبار خون شهدا فیلمساز شده‌ام و عده‌ای دیگر هم تهیه کننده، با این حال متاسفانه آنها تحلیل کننده فیلم‌هایی هستند که جای تاسف دارد.

جریان فرهنگ، جریان دیپلماسی وزارت خارجه‌ای نیست

اگر در درون خودمان، خودباختگی رخ دهد، فاجعه است، جریان فرهنگی دیپلماسی وزارت خارجه‌ای نیست؛ چرا که در دیپلماسی گاهی لبخند معنی دیگری می‌دهد و نباید دغدغه‌های دیپلماسی وارد فرهنگ شود. در واقع صداقت در مسئله فرهنگ مهمترین مولفه است و باید دید که آیا مسئله انقلاب و شهدا دغدغه‌مان هست یا خیر.

 فیلمساز باید به مسائل دفاع مقدسی بپردازد و این نیاز به حمایت دارد؛ البته نمی‌گویم که فیلم‌های طنز و اجتماعی نباشد؛ چرا که قطعا این دسته از فیلمها هم برای جامعه مفید است؛ ولی من نسبت به استراتژی کشور احساس غریبی دارد، البته منظور این نیست که باید به من جایزه بدهند یا خیر ولی باید به آنها توجه کرد. باید تحلیل کنیم که اصلا جشنواره فیلم فجر ما جشنواره فجر انقلاب است یا خیر. اینگونه مسائل بزنگاه‌هایی است که نیاز به تحلیل دارد؛ آیا این جشنواره همه فیلم هایی که درباره انقلاب و فجر است را در خود جای می‌دهد یا خیر.

ادبیاتمان، ادبیات انقلاب نیست

اسکار به فیلم 12 سال بردگی تعلق می‌گیرد، آمریکایی‌ها از طریق اسکار دادن به این فیلم به این جریان فیلمسازی و کمپانی‌ها نشان می‌دهد که هنوز موضوعات مثل تبعیض‌نژادی در این کشور اولویت دارد؛ در حالی که در ایران اینگونه نبوده و ادبیات‌مان، ادبیات انقلاب نیست و این مسئله خطرناکی است.

غایت دوستان، اسکار است؛ آیا فیلم دفاع مقدسی و انقلابی را برای اسکار می‌فرستیم؟

 این در حالی است که مهندسی ما با این نگاه همراه نیست؛ به عبارت دیگر فیلم‌هایی که به اسکار می‌فرستیم از جنس دفاع مقدس و انقلاب نیست و مشکلم در سینما این است؛ اعتقاد دارم باید مهندسی فرهنگی در کشور ایجاد شود.

تا به حال به جشنواره عمار نرفته‌ام، دلیل اینکه عمار احساس می‌کند در جشنواره فیلم فجر جایی ندارد، چیست؟ متاسفانه این موضوعات در کشور مطرح نیست؛ همچنین وقتی به اختتامیه برلین رفتم متوجه شدم که اصلا جریان ما در آن جایی ندارد.

سینمای جشنواره‌ای

 این سینما یعنی بازاری که یکسری مولفه‌ها دارد و فیلم‌های خاصی را می‌طلبد که اگر این مولفه‌ها در آنها رعایت شود، امکان رفتن فیلم به جشنواره‌های دیگر بالا است؛ البته عده‌ای این نوع سینما را دوست دارند.

برخی همکاران مانند مسئولان وزارت خارجه حرف می‌زنند

برخی از سینماگران می‌گویند که ما نیازمند رابطه با غرب و آمریکا هستیم؛ در حالی که هنوز نیاز داخل را پاسخ نداده‌ایم. هنوز کسی نمی‌تواند بگوید چرا فیلم‌های ده نمکی فروش‌های میلیاردی دارد و هر دفعه مسئله‌ای را در این خصوص مطرح کرده‌اند؛ گاهی گفته‌اند چون بازیگرانی آنچنانی داشت، گاهی گفته‌اند چون این فیلمش ادامه دهنده فیلم قبلی بوده است؛ در حالی که اینگونه نیست و تا زمانی که تحلیل درستی از بی‌رغبتی مردم به سینما نشود، ده‌نمکی را فردی تک‌یافته می‌دانند و انواع حرف‌ها را به وی وارد می‌سازنند.

ده‌نمکی، غریب‌الغربا است

به خاطر یک بغض و مسئله سیاسی و حال عقبه ده‌نمکی چرا جلوی این فرد را می‌گیرید و تحلیل نمی‌کنید؛ معتقدم بخشی از موفقیت ده‌نمکی به خاطر غریب الغربا بودنش، است.

وقتی وارد سینمای دفاع مقدس نمی شویم و آن را تحلیل نمی کنیم، باید بگوییم که سینمای جشنواره ای زنده باد، چرا که این سینما با کمترین هزینه فیلم می سازد و حتی سازندگانش می‌توانند با تور به کشورهای دیگر هم سفر کنند؛ در حالی ما با این کار سینما را ویران کرده‌ایم. چه تعداد از بزرگان سینمای جشنواره‌ای عاقبت به خیر شده‌اند؟ بسیاری از آنها نه در کشورهای دیگر جایی برای ماندن دارند و نه دیگر توانایی برای ساخت فیلم در کشور را دارند.

جای ژنرال آوینی در فرهنگ و سینمای امروز خالی است

جریان نقد در کشور جریان ترجمه‌ای است، الگو را از کشورهای غربی گرفته‌ایم و با این الگو فیلم‌های ایرانی را تحلیل می‌کنیم، در حالی که مردم اینگونه به سینما نگاه نمی‌کنند.

فیلمی به اسم چ را ساختم و قطعا هیاهوهایی هم برپا شده است، در حال حاضر جای شهید آوینی را  برای ارائه یک تحلیل درست از ناله‌هایم خالی می بینم؛ زمانی که وی زنده بود حتی درباره مسائل زندگی‌ام هم با وی صحبت می‌کردم ولی الان چنین کسی را در اطرافم ندارد.

در حال حاضر نیز افرادی هستند که قلم در دستشان است، با این حال کسی مثل شهید آوینی که قلمی قدرتمند داشته باشد، وجود ندارد که در طوفان‌های شدید فعلی ساحل را به ما نشان دهد. البته زمان شهادتش این خلاء را احساس نکردم ولی امروزه حس می‌کنم.

آوینی؛ منشور انتشار نور

وقتی شهید آوینی زنده بود، در بسیاری از محافل حرف درباره وی بود، چون شهید آوینی همیشه جلوتر از بقیه می‌ایستاد و همین مسئله باعث ایجاد مخالفت با وی شده بود. هنوز برخی از مقالات و مطالب شهید آوینی برایمان تازه است و به عقیده من، وی منشوری بود که انوار زیادی را در همه زمینه‌ها از خود ساطع می‌کرد که متاسفانه بخشی از آن‌ها را نادیده گرفته‌ایم.

فرهنگ رسمی ما به آوینی پیش از انقلاب نمی‌پردازد/ هبوط آوینی هم مقدس بود

شهید آوینی از مادرش اینگونه زاده نشد، بلکه مسیرها و فراز و فرودها و گناه‌هایی را پشت سر گذاشته و وی از جنس حضرت آدم است و حتی هبوطش هم مقدس بود و ما باید این مسائل را مطرح کنیم. در واقع متاسفانه فرهنگ رسمی به شهید آوینی قبل از انقلاب نمی‌پردازد و همین مسئله باعث می‌شود که افراد احساس کنند آوینی از اول اینگونه بوده و  نتوانند از وی الگو بگیرند.

آوینی می‌خواست قالبهای فرتوت فرهنگی را بشکند

گاهی انتقاداتی هم به نگاه انتخاب‌گرانه شهید آوینی شده بود و به همین دلیل عده‌ای با وی مخالفت می‌کردند؛ به عبارت دیگر شهید آوینی می‌خواست قالب فرهنگی را بشکند و همین مسئله باعث مخالفت‌های دیگران با وی شده بود.

شهید آوینی از نشان دادن چهره‌اش در تلویزیون و ... اکراه داشت، اظهار کرد: اعتقاد دارم که مسیر فیلمسازی شهید آوینی هم دستخوش تغییراتی بود؛ به عبارت دیگر وی در یک دوره‌ای با سینمای داستانی مخالف بود و متعقد بود که سینمای داستانی چون نسبتی با تخیل دارد و تخیل هم با وهم و فردیت انسان و نفس در ارتباط است، برای مخاطب گمراهی می آورد و عنوان می‌کرد این مسائل در سینمای مستند به حداقل می رسد؛ البته شهید آوینی بعد از تمام شدن جنگ به دلایلی به سمت سینمای داستانی سوق پیدا کرد.

ماجرای دفاع آوینی از فیلم  «از کرخه تا راین»

به خاطر دارم در دوران ساخت فیلم «از کرخه تا راین» که عده‌ای می‌گفتند که یک جانبازی وجود دارد که می‌خواهد به آلمان پناهنده شود ولی شهید آوینی در همان دوران با نوشتن مطلبی از این فیلم دفاع کرد و حرف‌های بسیار تکان‌دهنده و مسیرساز را زده بود و در آن فضا، نوشته این شهید خیلی به کمکم آمد. مطلب «هنر در مدرسه عشق امام خمینی(ره)» و نوشته شهید آوینی درباره فیلم «از کرخه تا راین» باعث شد که من راه را گم نکنم و فکر می‌کنم هنوز هم می‌توان حرف‌هایی از جنس آن فیلم را زد.

تا حرف می‌زنیم به چپی و راستی تقسیم می‌شویم

متاسفانه الان وقتی صحبت می‌کنیم به چپ و راستی تقسیم می‌شویم، در حالی که ما باید این مسائل را مطرح کنیم که اگر این اتفاق نیفتد، عده ای دیگر این حرف ها به گونه ای متفاوت خواهند گفت.

سینمای اشراقی

شهید آوینی در این حوزه می‌گفت قرار نیست برای فیلمبرداری از یکدیگر جلو بزنید بلکه فقط دلتان را پاک کنید، قطعا این حرف‌ها را یک روحانی نمی‌تواند بزند و فقط از کسی که در این حوزه کار کرده، انتظار می‌رود و شهید آوینی این مسئله را به بچه‌های گروه روایت فتح یاد داد.

جای ژنرال آوینی در سینما خالی است، وی به ما یاد داد که نباید کوتاه بیاییم و انشاالله فانونس‌های دریایی دیده شود تا در این طوفان گمراه نشویم. متاسفانه الان بسیاری از حرف‌ها را نمی زنیم تا کسی ناراحت نشود، در حالی که شهید آوینی اینگونه نبود و حرف‌ها را می زد و همین باعث ایجاد مخالفت‌هایی با وی شده بود.

 



رحیم‌پور ازغدی

حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های ما رضوی نیست/ظهور عقل جمعی الفبای تمدن‌سازی

 

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به اینکه عرفان امام رضا(ع) در حوزه‌های علمیه و در دانشگاه‌های ما موجود نیست، گفت: بدون تخصصی‌شدن و مشورتی‌شدن و ظهور عقل جمعی در عرصه‌های مختلف امکان ندارد بتوانیم با همه مکاتب و ادیان رقابت کرده و تمدن‌سازی کنیم.

 

حسن رحیم‌پورازغدی ظهر امروز در دانشگاه علوم اسلامی رضوی در رابطه با غربت آزاداندیشی در کرسی‌های آزاداندیشی اظهار کرد: در روایاتی که پیرامون زیارت ائمه(ع) وجود دارد آمده که بهشت به زائر اهل بیت(ع) واجب است که حق ائمه اطهار را به درستی بشناسد.

متأسفانه ما از این روایات فقط زیارت را شرط ورود به بهشت تلقی می‌کنیم و به بعد معرفت به حق ائمه اطهار(ع) توجهی نداریم.

یکی از حسنات اخلاقی امام رضا(ع) در مناظرات

امام رضا(ع) در مناظرات خود با نظریه‌پردازان مخالف در اوج آزادی و اخلاق می‌فرمودند هر کس با هر عقیده و اندیشه که خود اراده می‌کند می‌تواند به هر جای اسلام پرسشگری و نقد بدون هیچ نگرانی و اضطراب داشته باشد و پاسخ خود را دریافت کند.

حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های ما تا کنون نتوانسته‌اند به لحاظ عملی به این قدرت برسند و به لحاظ بیانی و نظری شاهد کرسی‌های خالی آزاداندیشی هستیم و این نشانگر این است که حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های ما رضوی نیستند.

هنگامی حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های ما رضوی می‌شوند که مانند امام رضا(ع) در فلسفه، کلام، حدیث، اقتصاد، سیاست، مدیریت، انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و در تمام مباحث عملی و نظری با تمام مکاتب و نظام‌های شرق و غرب حاضر به گفت‌وگو با رعایت آزادی و اخلاق باشند و در آن زمان می‌توان گفت زیارت امام رضا(ع) با معرفت‌شناسی آن امام همام شفاعت بهشت را برای ما به همراه دارد.

رعایت ادب، منطق، اخلاق، آزادی و آزاداندیشی در مناظرات امام رضا(ع)

بیماری که در حوزه و دانشگاه‌های ما وجود دارد این است که هیچ‌گاه احساس نکرده‌ایم به معرفت‌شناختی امام رضا(ع) نیازمند هستیم.

بدون تخصصی‌شدن و مشورتی‌شدن و ظهور عقل جمعی در عرصه‌های مختلف امکان ندارد بتوانیم با همه مکاتب و ادیان رقابت کرده و تمدن‌سازی کنیم.

بدون مناظره‌های سالم امکان تولید علم به طرز موثر و سرنوشت‌ساز نیست و اگر مدعی  علم، اصول، فقه، کلام و... هستیم باید به قواعد علمی توجه کرده و به آن عمل کنیم.

عمل نکردن ما به قواعد موانع فکری و فرهنگی دارد

اگر جلسات مناظره برگزار نشود رکود حاکم شده و قدرت علمی و نظری کاهش می‌یابد و این فقط به نفع مدیریت‌های راحت‌طلب و منفعت‌طلب است.

برخی از ملت‌ها پس از اشغال کشورشان توسط دشمن باز هم فرهنگ خود را از دست نمی‌دهند و پس از چند زمانی قدرت خود را می‌یابند؛ وقتی قدرت خلاقیت و فرهنگ در جامعه‌ای نباشد دشمن به راحتی می‌تواند نفوذ کند.

وی در ادامه به انسان‌هایی که به لحاظ محفوظات با نخستین تماس با دیگر مکاتب دینی یا سواری می‌دهند و یا متوجه سواری‌دادن خویش نمی‌شوند، اشاره کرد و افزود: بارها مشاهده کرده‌ایم فاضلانی که پس از 40 سال تحصیل به بازی گرفته‌ می‌شوند و این به دلیل سوال نکردن از ذهن و پویایی تعقل در آنان به وجود می‌آید.

در دانشگاه‌ و حوزه‌های علمیه ما باید افراد ریشه‌دار و عمیق که محدود نیز هستند اما خود یک امت به شمار می‌روند افزایش یابند.

تعبد به عنوان یکی دیگر از موانع

تعبدی که با تعقل و گفت‌وگو و اختلاف نظر منافات دارد اهل بیتی نیست چرا که قرآن یعنی علم‌محوری  و علم با پاسخ به سوالات پیدا می‌شود.

ایمان قبل از علم ایمان نیست و پس از آگاهی انسان‌ها تبدیل به مومن، کافر و یا منافق می‌شوند و لازمه آگاهی بحث و گفت‌وگو است.

علت اصلی  مخاطب یافتن گفتمان‌های غیردینی در جامعه‌ای دینی، رکود تولید علم و فکر در حوزه‌ها است.

اگر سبک زندگی دیگران در جامعه ما وجود دارد به دلیل عرضه نشدن به موقع و یا به قدر کافی نبودن سبک زندگی شیعی و عملی است که تولید نشده و یا اگر تولید شده توزیع نشده و این نشان از ضعیف بودن نظام تفکر جمعی و عرضه جمعی ما دارد.

 تعبد محصول تعقل است و اهل بیت (ع) برای مناظره شاگرد تربیت می‌کردند

  عقاید ما بسیار خام است و باید در فهم مفاهیم قرآن و اسلام، با هم به بحث و گفت‌وگو بپردازیم تا دریای عمیق قرآن و زندگی اهل بیت (ع) را دریابیم.

نتیجه  عدم برگزاری مناظرات در حوزه‌ها با وجود 100 تا 150 هزار طلبه، خالی بودن 80 درصدی عرصه‌های علمی حوزوی است.

ما مشکل مدرک نداریم

 از معضلات اجتماعی حکومتی ما مورد بررسی قرار ندادن سبک زندگی مردم است و بحث و مناظره و مطالعه انتقادی  در میان ما وجود ندارد.

باید در تنگنای مخالفان قرار گیرید تا عقل به پویایی برسد و حوزه باید در هر تخصصی در برابر هر دین و مکتبی دارای متخصصان بی‌شمار و درجه یک در فقه‌های اقتصادی، حقوقی، جزایی، بانکداری، خانوداه، هنر و رسانه و...باشد.

حب اهل‌بیت(ع) صرف سینه‌زنی و عزادرای و ... نیست و وظیفه علما تربیت متخصص علوم اسلامی است و اکنون متأسفانه دانشگاه‌های ما دارالترجمه بوده و حوزه‌های ما کارآمد نیستند و سنگرهای خالی مشهود است.

حوزه مشهد هنگامی رضوی می‌شود که هفته‌ای یک مناظره در عرصه‌های مختلف علوم اسلامی و اجتماعی و سیاسی و ... در آن برگزار شود تا تبادل نظر و نقد در راستای پیشرفت حاصل شود.

 حضرت علی(ع): بدون هم‌فکری و نقد یکدیگر نمی‌توانید به حقیقت برسید

در آداب مناظره  باید رعایت اخلاق صورت گیرد و تخریب افراد در مناظره صورت نگیرد و آمادگی تأثیرپذیری در مناظره‌کنندگان وجود داشته باشد.

یکی از آفات ما حس حسد و برتری است

 در مناظرات  با لجاجت وارد نشوید و انتقادپذیر باشید.

یکی از اهداف مناظره روشن شدن باطل به روش استدلالی است . مناظره اسلامی مناظره‌ای است که پس از تمام شدن آن یکی از مشکلات امت اسلامی حل شود.

 به روز نبودن سبک رساله‌نویسی در جامعه

 در رساله‌های ما حتی به لحاظ نگارش کاری برای به روز شدن انجام نشده تا نوجوانان ما در مدارس متوجه مطالب شوند.

خانه‌دارکردن مردم

خانه‌دارکردن مردم "افتخار" است نه "فاجعه"

 

علی نیکزاد وزیر راه و شهرسازی دولت دهم در واکنش به اظهارات آخوندی مبنی بر فاجعه‌آمیز خواندن مسکن مهر با تأکید بر اینکه مدعیان دلالی خرید هواپیما اسناد آن را در اختیار افکار عمومی قرار دهند، گفت: خانه‌دارکردن مردم "افتخار" است نه "فاجعه".

، وزارت راه و شهرسازی دولت یازدهم و در رأس آن عباس آخوندی طی سه سال اخیر بارها و بارها مسکن مهر را مورد شدیدترین انتقادات قرار داده و از بیان آن چیزی که به ذهنشان خطور می‌کند درباره این طرح ابایی نداشته‌اند. در آخرین نمونه آخوندی در صحن علنی مجلس گفت طرح مسکن مهر فاجعه‌آمیز بود و همزمان وزارت راه و شهرسازی قبل را درباره خرید هواپیما مورد تفقد قرار داد آن جایی که تأکید کرد:‌ «پیش از وزارت من برای خرید 6 فروند هواپیما توافقی صورت گرفت که با رقم مورد توافق اخیر برای خرید همان تعداد هواپیما 5 تا 7 میلیون دلار تفاوت دارد».

این مسائل را با وزیر پُرکار راه و شهرسازی دولت دهم در میان گذاشتیم. نیکزاد  با تأکید بر "فاجعه دانستن طرح مسکن مهر زیر سؤال بردن قانون و کمال بی‌انصافی است"، گفت:‌ وزارت راه و شهرسازی دولت یازدهم در حوزه مسکن عملکرد خاصی نداشته که بتوان نقد کرد به‌طور مثال؛ در 3 سال گذشته در خصوص احیای بافت فرسوده و ساماندهی حاشیه‌نشین‌ها چه کرده‌اند؟ در 3 سال گذشته در خصوص ساخت مسکن‌های حمایتی چه کرده‌اند؟ چند واحد مسکن اجتماعی ساخته‌اند؟

وی در واکنش به اظهارات مربوط به دلالی هواپیما نیز افزود: «اگر کسی مدعی بهره‌مندی 5 میلیون دلاری دلالان از خرید هواپیما در پیش از این دولت است، باید اسناد آن را بدون هیچ ملاحظه‌ای در اختیار افکار عمومی قرار دهد؛ ما حتماً از این موضوع استقبال می‌کنیم».

کارگری

بازداشت 24 کارگر شهرداری اهواز بعد از تجمع اعتراضی به پرداخت نشدن حقوق

 

خبرگزاری ایلنا - عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور خواستار تعیین تکلیف هرچه زودتر وضعیت کارگران بازداشتی شهرداری اهواز و تادیه مطالبات معوقه و تضمین امنیت شغلی آنها شد.

 

«علی خدایی» با یادآوری اینکه مطابق اخبار منتشر شده بیشتر از دو شبانه روز (48 ساعت) از بازداشت 24 کارگری که در اعتراض به پرداخت نشدن معوقات مزدی خود مقابل شهرداری اهواز تجمع کرده بودند، می گذرد؛ گفت: از تمامی مسئولان اداری و قضایی مربوطه در سطح کشور و استان خوزستان می‌خواهیم که هرچه زودتر مقدمات آزادی، وصول معوقات مزدی و امنیت شغلی این کارگران را فراهم کنند.

در شرایطی که افکار عمومی و به ویژه مزدبگیران هنوز تحت تاثیر محکومیت سنگین کارگران معدن طلای آق دره بوده و با شنیدن اخبار مربوط به درآمدهای نجومی مدیران مختلف غافلگیر‌تر می‌شوند؛ ماجرای بازداشت اخیر کارگران پیمانکاری شهرداری اهواز و وضعیت نامشخص آنها مایه تعجب و حیرت عمیق است.

این درحالی است که می‌شنویم حتی دستگاه قضایی حاضر به تایید برخوردهای سنگین قضایی با کارگرانی که صرفاً خواسته‌های صنفی خود را مطرح می‌کنند، نیست و بصورت رسمی و علنی اتفاق صورت گرفته را کج سلیقه‌گی می‌خواند.

آنطور که در سانه‌ها منتشر شده است؛ کارگران بازداشت شده تنها بابت پیگیری مزد معوقه خود تجمعی را در مقابل ساختمان شهرداری برپا کرده بودند اما عوامل شهرداری اهواز و پیمانکار مربوطه به جای آنکه پاسخگوی تعهدات انجام نشده خود باشند از طریق توسل به ضابطان قضایی برای پاک کردن صورت مسئله برآمدند.

حتی اگر تجمع دو روز پیش کارگران پیمانکاری شهرداری آبادان باعث برهم خوردن نظم عمومی باشد، مسئولان قضایی باید به جای برخورد با کارگران معترض شهرداری اهواز، پیمانکار مربوطه‌اش را به پرداخت دیون معوقه ملزم می‌کردند.

 

این فعال صنفی کارگری افزود: قطع یقین در منظر افکار عمومی این کارگران از تمامی اتهامات وارده تبرئه خواهند شد اما در مقابل این تصور قوت خواهد گرفت که اشخاصی حاضرند برای فرار از انجام تعهدات قانونی خود به هر وسیله‌ای ولو تشکیل پرونده قضایی برای تعدادی کارگر مزد نگرفته متوسل شوند.

سوریه

مولتی میلیونرهای سوری، در انتظار پایان جنگ در کشورشان

 

نابودی سوریه در طول پنج سال جنگ برابر با تمام جنگ‌های داخلی است که طی یک سده گذشته رخ داده است؛ تمامی شهرهای کوچک با خاک یکسان شده‌اند، جاده‌ها و خطوط آب رسانی قطع شده‌اند، مدارس و بیمارستان‌ها رو به ویرانی‌اند، میلیون‌ها تن کشته و آواره شده‌اند و یک اقتصاد 60 میلیارد دلاری از بین رفته است.

 

مولتی میلیونرهای سوری، در انتظار پایان جنگ در کشورشان (+عکس)

 

به گزارش ایسنا، نشریه اینترنتی ایندیپندنت در گزارشی به میزان تخریبی پرداخته است که سوریه طی این جنگ داخلی متحمل شده است و حالا ثروتمندان این کشور در سایر کشورهای جهان جنگ را به انتظار پایان نشسته‌اند تا به وطن برگردند و آن را از نو بسازند. در این گزارش آمده است: هنوز با وجود ادامه جنگ در ششمین سالش و بمباران مناطق تحت کنترل مخالفان که حالا جایشان را به بمباران مناطق تحت کنترل دولت داده‌اند، چشم‌انداز بازسازی کشور از رویای ولید زعبی، سرمایه‌گذار مسکن سوری پاک نشده است.

 

زعبی 51 ساله در حالی که در کافه هتلی در دبی نشسته است، می‌گوید: زمانی که ثبات داشته باشید همه چیز آسان است.

 

او به مذاکرات ژنو که بخشی از آن بوده است اشاره می‌کند و آن را یک "فیلم" توصیف می‌کند: زمانی که رشد از سر گرفته شود و مردم شروع به کار کنند شما در مسیر درست قرار گرفته‌اید.

 

این در حالی است که تنها خوش‌بین‌ترین سیاستمداران برای جنگ سوریه پایانی صلح‌آمیز پیش‌بینی می‌کنند. اما اگر این اتفاق بیفتد، این کشور به ثروتمندان خود نیاز دارد تا اقدامات بازسازی و اقتصادی را پیش از سرمایه‌گذاری شرکت‌های خارجی پیش ببرند. بر اساس برآوردها حدود 200 میلیارد دلار برای بازسازی اقتصاد سوریه به سطح پیش از جنگ، لازم است.

 

برای بازسازی اقتصاد سوریه چندین تن از فوق ثروتمندان سوری هستند که می‌توانند در این امر نقشی را ایفا کنند.

 

زعبی، یکی از اعضای کمیته عالی مذاکرات با سازمان ملل است که با بشار اسد، رییس‌جمهور سوریه مخالف است.

 

مولتی میلیونرهای سوری، در انتظار پایان جنگ در کشورشان (+عکس)

 

علاوه بر زعبی، ایمن اسفاری 57 ساله هم از سوری‌هایی است که برای بازسازی این کشور می‌توان روی کمک او حساب کرد. اسفاری مدیر عامل یک شرکت خدمات نفتی در لندن است. پس از او نیز می‌توان از انبیل کوزبری 79 ساله که مدیر یک شرکت تولیدکننده کاغذ در وین است به عنوان یکی از گزینه‌های کمک رسانی برای بازسازی سوریه یاد کرد.

 

اسفاری نیز یکی از مخالفان دولت بشار است و اما کوزبری زمانی با خاندان حاکم اسد روابط تجاری داشته است. اسفاری ترجیح داده است تا درباره احتمال حضورش در بازسازی سوریه اظهارنظر نکند اما کوزبری می‌گوید، آماده است تا در جنبه‌های بشردوستانه به بازسازی کشورش کمک کند.

 

سامر عبود، استاد مطالعات تاریخ و سیاست در دانشگاه آرکادیا درباره این کمک‌ها می‌گوید: این سرمایه‌گذاران به روند بازسازی مشروعیت بی حد و حصری می‌دهند.

 

ثروت و تاثیر احتمالی این افراد ذهن را به یاد رفیق حریری، نخست‌وزیر فقید میلیاردر لبنان می‌اندازد که پس از 15 سال از پایان جنگ داخلی در این کشور بازسازی بیروت و بقیه کشور را آغاز کرد.

 

مولتی میلیونرهای سوری، در انتظار پایان جنگ در کشورشان (+عکس)

 

از  زمان آغاز درگیری‌ها در سوریه تاکنون دست کم 280 هزار تن کشته شده‌اند، نیمی از جمعیت سوریه از خانه‌های خود گریخته‌اند و حدود 80 میلیارد دلار از ثروت این کشور از بین رفته است. در این میان دسترسی به توافق صلح پیش از ضرب‌الاجل‌های مختلف در بحران این کشور هر روز غیرممکن‌تر به نظر می‌آید. اما همواره نشانه‌ای از احتمال برقراری آرامش وجود داد که مذاکرات را به بزرگترین اقدام مورد نیاز برای حل این بحران تبدیل کرده است.

 

مولتی میلیونرهای سوری، در انتظار پایان جنگ در کشورشان (+عکس)

 

اسفاری معتقد است، تنها راه حل بحران سوریه دوران بلند‌مدت انتقال قدرت است. وی در مصاحبه ماه دسامبر خود با شبکه خبری بی‌بی‌سی کشورش را " بیماری " توصیف کرده بود که خونریزی می‌کند و در حال مرگ است و اگر مردم یک دوران انتقالی قابل اعتماد را پیش پای خود ببینند شاید بتوان گفت که هنوز تا پایان راهی مانده است.

 

وی تاکید کرده بود که نه دولت و نه مخالفان دیگر مشروعیت لازم سیاسی را ندارند. اما نمی‌توان گفت که با رفتن اسد سوریه بهشت می‌شود.

 

اسفاری هم‌چنین از سوری‌هایی چون خودش یاد کرده بود که اکنون در خارج از کشورشان به سرمی‌برند و برای سرمایه‌گذاری حاضرند به کشورشان بازگردند.

 

کوزبری که در دوران پیش از جنگ با خانواده‌ اسد همکاری تجاری داشته اما نسبت به اسفاری موضعی بی‌طرفانه‌تر دارد. او می‌گوید، سوریه به کارآفرینان پیشگام و نترسی نیاز دارد که تمایل دارند مخاطرات محاسبه شده بازسازی کشور را به گردن بگیرند.

 

مولتی میلیونرهای سوری، در انتظار پایان جنگ در کشورشان (+عکس)

 

زعبی، مهندس عمرانی که در دهه 80 کشورش را برای کاری در دبی ترک کرده بود اما می‌گوید، پایان جنگ برای بازگشت سوری‌ها به کشورشان کافی نیست بلکه باید دولتی شفاف و متعهد به قانون روی کار بیاید که آن‌ها برای بازگشت خود اطمینان یابند.

 

وی توضیح می‌دهد: پس از آن اولویت ساخت مدارس و موسسات پزشکی و بهداشتی برای میلیون‌ها کودکی است که بدون مدرسه مانده‌اند و جنگ تاثیرات متعددی در توانایی‌های آن‌ها داشته است.

 

زعبی می‌گوید: آن‌هایی که زمان آغاز جنگ 10 ساله بودند اکنون 15 سال دارند و برخی از آن‌ها غیر از کشتار و خون در اطراف خود ندیده‌اند. ما چه توقعی می‌توانیم از آن‌ها داشته باشیم؟ چگونه با آن‌ها برخورد خواهیم کرد؟

منبع: ایسنا

علمی و فناوری

معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری:

هر ویال داروی بیوتک معادل ۲۰۰ بشکه نفت درآمدزایی دارد


سورنا ستاری

 

به گزارش خبرگزاری مهر، سورنا ستاری معاون علمی رئیس جمهور در نشست «شرکت‌های دانش بنیان در حوزه صادرات» با بیان اینکه زیست‌بوم اشتغال و کارآفرینی موضوع مهمی است که باید راه درست خود را پیدا کند خطاب به شرکت های دانش بنیان صادر کننده گفت: شما راهی را رفته‌اید که در آن دولت را کنار گذاشته‌اید و این نکته بسیار مهمی است و با توجه به وجود حجم بالای نیروی انسانی در ایران می‌توان گفت پایه اقتصاد آینده کشور ما همین راه خواهد بود . باید اکوسیستم کارآفرینی و اشتغال درست شود، اگر این اتفاق صورت گیرد صندوق‌های خطر پذیربخش پژوهشی و غیره هم درست خواهد شد و اما اگر این اتفاق نیفتد نمی‌توانیم موفق شویم. وقتی ما یک داروی بیوتک را صادر می‌کنیم، هر ویال آن که تنها چند گرم است، معادل ۲۰۰ بشکه نفت برای ما درآمدزایی دارد و این کارآفرینی و ارزش آفرینی مد نظر ما است. دیگر با پول نفت نمی‌توان این کشور را اداره کرد. با خام فروشی نفت، زعفران، زرشک، منابع زیرزمینی و غیره نمی‌توانیم پیشرفت کنیم باید مواد خام ما با فکر و ایده به محصولی تبدیل شود که اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد. ما احساس کردیم وقتی می‌خواهیم دانشگاه‌ها را ارتقا دهیم، باید روی شرکت‌های دانش‌بنیان کار کنیم. این تغییر با شرکت‌های دانش‌بنیانی که اساتید دانشگاه‌ها و دانشجویان تأسیس می‌کنند اتفاق افتاده است.

ابراز رضایت از کاهش درصد وابستگی دولت به فروش نفت

ما باید از فرصت پایین رفتن قیمت نفت در کشور استفاده کنیم، وقتی قیمت نفت پایین می‌آید بهتر فکر می‌کنیم و در دولت تصمیم گیری‌های بهتری صورت می‌گیرد.

نایب رئیس هیات امنای صندوق نوآوری و شکوفایی با اعلام آمادگی برای حمایت از شرکت‌های دانش بنیان، به صندوق نوآوری و شکوفایی اشاره کرد و گفت: باید به این صندوق زمان بدهیم. این صندوق نمی‌تواند وام‌هایی با رقم بالا بدهد. صندوق نوآوری شکوفایی برای شرکت‌های کوچک طرح‌ریزی‌شده و  وقتی شرکت از یک سطحی بالاتر می‌رود باید سراغ سیستم بانکی برود.

معاون علمی و فناوری رییس‌جمهور ادامه داد: سعی شده تا سود صندوق هم در حد امکان کم باشد، البته صندوق نوآوری و شکوفایی هویتی کاملاً مستقل دارد و زیر نظر مستقیم من نیست. اما پیگیری کردیم تا این رقم پایین باشد. بخشی از این وام قرض الحسنه بوده و سعی شده است به میزانی که سود بانکی کاهش پیدا می‌کند نرخ سود این وام‌ها نیز پایین آورده شود.

اعلام آمادگی برای پیگیری پیشنهادهای صاحبان شرکت‌های دانش‌بنیان

تمام تلاش خودمان را می‌کنیم تا دولت در کارهای شما دخالت کمتری داشته باشد و بتوانید در یک فضای راحت حرکت کرده و به کار خود ادامه دهید.

بدون شرح !

بدون شرح !


کودکان خطرناک

 

 

کودکان خطرناک دنیا را بشناسید

 کودکان خطرناک


کودکان خطرناک

 

جنایت و دست به خطر زدن به سن و سال بستگی ندارد و گاهی از کسانی‌که انتظار خشونت نداریم، بدترین کارها سر می‌زند.

مجله مهر - شراره داودی: رشد ذهنی بچه‌ها از همان سنین پایین و کودکی شروع می‌شود و آنها می‌توانند خاطرات را ضبط کند. این بچه‌ها به راحتی اتفاقات اطراف خودشان را در ذهن ثبت می‌کنند و در ناخودآگاه‌شان تاثیر می‌گذارد. اگر کودکی در محیطی رشد کند که خانواده‌اش خشونت داشته باشد و مواد مخدر مصرف کنند، روی او هم موثر است و احتمال اینکه شبیه به خانواده‌اش شود، بسیار زیاد است. البته بچه‌ها هم به خشونت اطراف خودشان جواب می‌دهند و با خشم زیادی که در وجودشان جمع شده، برای مثال دست به کشتن حیوانات می‌زنند و اگر این موضوع ادامه داشته باشد، می‌تواند حتی گستره این ضربات را بیشتر کند تا جایی که بچه‌های کم سن و سال به آدم‌ها هم آسیب‌ بزنند، برای مثال با چاقویی وارد یک مغازه چرم فروشی شوند و دور از چشم دیگران همه چیز را پاره کنند و در نهایت هم حس خوبی از کاری که انجام داده‌اند داشته باشند.

 

این دسته از آدم‌ها از سنین پایین درگیر الکل و موادهای مخدر زیادی می‌شوند و این روند می‌تواند باعث زوال عقل آن‌ها هم شود. در ادامه این بچه‌ها با این که سن کمی دارند اما دیگر کودک نیستند و با مصرف مواد مختلف زیاد طی روزها و شب‌های پشت سر هم دست به جنایت‌هایی هم می‌زنند، دزدی و قاچاق از بیشترین موارد جنایت این بچه‌هاست، اما کدام‌یک از آن‌ها ممکن است دست به جنایت بزرگتر یعنی قتل بزند؟

 

در این گزارش با تعدادی از دختر و پسرهای کم سن و سالی که قاتل شده‌اند، آشنا می‌شوید.

 

اریک اسمیت

 

اریک در آستانه ۱۳ سالگی بود که دست به قتل زد! دوم آگوست ۱۹۹۳ مادر دِریک که کار داشت و به دنبال کسی می‌گشت که پسرش را از زمین بیسبالی که در آن بازی می‌کردند به خانه بیاورد و در میان بچه‌هایی که آن‌جا بودند، کوچکترین فرد اریک بوده و مادر هم به او اعتماد می‌کند. قدم زدن‌ اریک و دریک سرانجام خوشی ندارد و پسر ۱۳ ساله، پسرک را به جنگل می‌برد و بعد از اذیت و آزار او را به قتل می‌رساند. اریک به انجام این قتل اعتراف می‌کند، اما هرگز نمی‌گوید چرا این کار را انجام می‌دهد و در نهایت هم با محکوم شدن به قتل درجه دوم، ۹ سال را پشت میله‌های زندان می‌گذراند.

 

 

 

جاشوا فیلیپس

 

جاشوا اهل فلوریداست و زمانی‌که ۱۴ سال داشت، در سال ۱۹۹۸ همسایه ۸ ساله‌شان به نام مَدی را قتل رسانده بود. مدی که گم شده بود، همه به همسایه دیگر آن‌ها که سابقه زندان داشت شک کرده بودند و در این راه حتی جاشوا مشغول کمک به پلیس و خانواده مدی شده بود.

 

در روزهایی که همه دنبال مدی می‌گشتند، مادر جاشوا وقتی خانه را تمیز می‌کرده متوجه لکه‌ای نزدیک تخت‌خواب پسرش می‌شود و وقتی دقت می‌کند، زیر تخت جسد مدی را پیدا می‌کند که آشکارا ضربه‌های زیادی به او وارد شده و بدنش زخمی است.

 

داستان از این قرار بوده که جاشوا دخترک را برای بازی کامپیوتری به خانه دعوت می‌کند، بعد او را کتک می‌زند و به سرش ضربه‌های زیادی وارد می‌کند که از هوش می‌رود، بعد او را زیر تخت می‌برد اما مدی که به هوش می‌آید و سر و صدا می‌کند و جاشوا هم در این‌جا ضربه نهایی را با چاقو وارد می‌کند. جاشوا فیلیپس بدون هیچ رحم و بخششی به زندان می‌افتد.

 

 

 

اندرو راست

 

در ۱۴ سالگی اندرو راست کالیبر ۲۵ پدرش را از خانه برداشت و بعد از نوشتن یک یادداشت خودکشی از خانه بیرون می‌زند، همه فکر می‌کردند اندرو خودش را کشته است، اما در نهایت خبردار شدند که او در یک رستوران تفنگ را به سمت دو نفر از هم‌کلاسی‌ها و معلمش گرفته و هر سه را به قتل رسانده است. اندرو به ۳۰ تا ۶۰ سال زندان محکوم شده بود.


 

پاول هنری گینگریچ

 

سه پسر ۱۲ ساله در مرز ایالت میشیگان جمع شده‌اند و می‌خواهند فرار کنند، ناپدری یکی از پسرها متوجه نقشه آن‌ها می‌شود و جلوی‌شان را می‌گیرد. اما پسرها نقشه شوم‌تری در سر دارند، آن‌ها تفنگی را می‌دزدند و ناپدریِ کولت را می‌کشند. میان این سه نفر پاول زمان بیشتری در زندان ماند، به دلیل اینکه او کسی بود که ماشه تفنگ را کشیده بود.

 

 

 

لیونل تات

 

لیونل تات در امریکا رکوردی دارد که هیچ‌کسی دلش نمی‌خواهد داشته باشد، او تنها کسی است به زندان محکوم شده ولی هیچ آزادی مشروطی نداشته است. لیونل در سال ۱۹۹۹ زمانی‌که ۱۲ سال سن داشته، تیفانی ۶ ساله را به قتل رسانده است. او در ابتدا دروغ گفته که آن‌ها در حال کشتی گرفتن بوده‌اند و در حین بازی چنین اتفاقی افتاده است، اما تحقیقات نشان داد که لیونل با همه قدرت به تیفانی ضربه می‌زده که در اثر آن‌ها هم جمجمه او را شکسته بود و هم کبدش از درون پاره شده بوده است.

 

 

 

اندرو گولدن و میشل جانسون

 

گولدن و جانسون زمانی‌که ۱۳ و ۱۱ سال سن داشتند در اتوبوس مدرسه با هم دوست می‌شوند، در مدت زمان کوتاهی رابطه عمیقی با هم پیدا کردند و از علاقه‌مندی‌هایشان برای هم گفتند و هر دو دوست داشتند عضو باند جنایتکارانه‌ای شوند. همین زمینه‌ای شد تا یک روز هر دو با اسلحه‌هایی که از خانواده‌هایشان دزدیده بودند، به مدرسه بروند و به ۱۵ نفر شلیک کنند، از میان این افراد ۵ نفر شامل چهار دانش آموز و یک معلم زنده نماندند.

 

 

 

ماری بِل

 

ماری را زمانی‌که ۲۳ سال داشت، شناسایی کردند، او در ۱۱ سالگی دو قتل مرتکب شده بود که در زمان خودشان حل نشده باقی مانده بودند. او دو دختر چهار و سه ساله را خفه کرده بود و روی جسد دومی که سه ساله بود با قیچی حرف «M» را شکمش حک کرده بود. بعد از اینکه او را شناسایی کردند، هیچ قتل دیگری را به او ربط ندادند، این در حالی بود که در ۲۳ سالگی خودش دختر کوچکی داشته است.

 

 

 

جِس پومری

 

او متولد ۲۹ نوامبر ۱۸۵۹ بود و رکوردار جوان‌ترین کسی بوده که به قتل درجه اول محکوم شده است. جس در ۱۱سالگی بقیه بچه‌ها را اذیت می‌کرد و به همین دلیل او را به مدرسه‌ای برای اصلاح می‌فرستند. جس قرار بوده تا ۲۱ سالگی در مدرسه بماند، اما به دلیل رفتار خوبی که داشته،یک سال بعد از آن‌جا بیرون می‌آید. اما در مدت زمان سه سال بعد یعنی در ۱۵ سالگی یک پسر بچه چهار ساله را به قتل می‌رساند که جسدش را در خلیج پیدا می‌کنند. او سال‌ها در سلول انفرادی زندان می‌ماند و در نهایت در سن ۷۲ سالگی به مرگ طبیعی از دنیا می‌رود.

 

 

 

آمارجِت سادا

 

جوان‌ترین قاتل دنیا در هند زندگی می‌کند. آمارجِت سادا تنها ۸ سال در زمان ارتکاب جرم داشته است. مادر سادا در یک مدرسه تدریس می‌کرده و دختر ۶ ماهه‌اش را در آن‌جا می‌گذارد و می‌رود. اما بعد از اینکه پلیس بچه‌ را پیدا می‌کنند، قبل از اینکه تصمیم بگیرند با نوزاد چه کنند، ناگهان ناپدید می‌شود تا اینکه جسد بی‌جان او را نزدیک یک روستا پیدا می‌کنند. بعدها سادا اعتراف می‌کند که بچه را خفه کرده است و با یک سنگ به سر او کوبیده است.

 

مشکلات روانی باعث شده بود که سادا دست به قتل خواهر خودش بزند، پلیس‌ها همچنین کشف کردند که او پسر عموی ۹ ماه‌اش را هم به قتل رسانده است. در این صورت می‌توان او را وحشتناک‌ترین قاتل جوان دانست که به طور یقین هرگز دوباره نور خورشید را نخواهد دید.

 

 

توزیع غذای خیریه برای افطار

باز شدن در مرکز توزیع غذای خیریه برای افطار – فلسطین


یک نیروی شورشی مخالف حکومت سوریه

یک نیروی شورشی مخالف حکومت سوریه در منطقه ای در حومه شهر دمشق


یک نیروی شورشی مخالف حکومت سوریه

یک نیروی شورشی مخالف حکومت سوریه در منطقه ای در حومه شهر دمشق


عذر خواهی بابت اتفاقات پیش آمده و دریافت‌های چند ده میلیونی برخی مدیران

نوش داروی عذرخواهی

 

در کشور ما نظام پرداخت حقوق و دستمزد

به هیچ‌وجه عادلانه نیست. حداقل دستمزدی که برای یک کارگر در نظر گرفته می‌شود، مبلغی در حدود 800 هزار تومان است در حالی که به عقیده برخی کارشناسان، رقم خط فقر در ایران حدود 3میلیون و 200هزار تومان است. با این اوصاف تعداد بسیار زیادی از خانواده‌های ایرانی به طور قطع زندگی را در وضعیتی زیر خط فقر سپری می‌کنند. در چنین شرایطی و با این میزان فقر که در جامعه بیداد می‌کند و مشکلات مالی و اقتصادی که برای اقشار عادی جامعه وجود دارد، چندی پیش انتشار فیشهای حقوقی مدیران بیمه مرکزی، در فضای مجازی و جامعه موجی ایجاد کرد که در پی آن رییس کل بیمه مرکزی از سمت خود استعفا کرد. به دنبال این مورد چند روز پیش نیز فیش حقوقی یکی از مدیران بانکی کشور منتشر شد که حاکی از رقم حدود 200 میلیون تومانی حقوق این فرد بود. در چنین شرایطی این سوال پیش می‌آید که دریافت چنین ارقامی در سطح مدیران در کشور واقعا چه توجیهی می‌تواند داشته باشد. به دنبال این پیشامدها سخنگوی دولت در اقدامی غیرمنتظره در یک برنامه تلویزیونی از مردم بابت اتفاقات پیش آمده و دریافت‌های چند ده میلیونی برخی مدیران عذرخواهی کرد. این عمل سخنگوی دولت را باید به فال نیک گرفت زیرا وقتی اشتباهی در جامعه رخ می‌دهد همین که شجاعت عذرخواهی از سوی مسئولان وجود داشته باشد برای مردم باعث دلگرمی است. چه خوب است که فرهنگ عذرخواهی کردن در شرایطی که اشتباهاتی آن هم به این بزرگی انجام می شود، در کشور ما نهادینه شود و روی خطاهایی که در رده مدیران رخ می‌دهد سرپوش گذاشته نشود زیرا از طرفی وقتی یک فرد مسئول می‌پذیرد در موردی اشتباه کرده است این امید به وجود می‌آید که در راه رفع اشتباه خود قدم بردارد و همچنین سعی در عدم تکرار آن داشته باشد. از سوی دیگر شفافیت و روراستی مسئولان با مردم در هر شرایطی حق مردم است و خوب است که مسئولان این نکته را درنظر داشته باشند که مردم حق دارند از آنچه در جامعه رخ می‌دهد، مطلع باشند.

حقوق‌های میلیونی؛ ظلم به دولت

نوبخت رفتار آن دسته از مدیران دولتی را که از روزنه‌های قانونی استفاده کرده و پاداش‌های چند ده میلیونی می‌گیرند را ظلم به دولت دانست و گفت دولت در برابر این افراد از کیان و حیثیت خود محافظت می‌کند. او همچنین از مردم عذرخواهی کرده و از اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری و بستن روزنه‌های قانونی خبر داد که دیگر به موجب آن دریافت پاداش‌های چند ده میلیونی توسط مدیران بانکی و بیمه‌ای میسر نخواهد شد. رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، درباره‌ قوانینی که به موجب آن دریافت‌های چند ده میلیونی برخی مدیران بیمه و بانک، پرداخت شده، اظهار کرد: هیچ‌یک از قوانین و مقرراتی که طبق آن، این حقوق‌های بالا پرداخت شده، مصوب دولت یازدهم نبوده است. درواقع قانون مدیریت خدمات کشوری، قانون برنامه سوم ،پنجم و... که روزنه های دریافت های بالا به موجب آنها ایجاد شده، همه مصوب دولت‌های قبل است و نکته اینجاست که ممکن است این مدیران در سال‌های قبل نیز چنین درآمدهایی داشته‌اند ولی اکنون که سال پایانی دولت یازدهم است، توجه و دقت بیشتری بر حقوق این مدیران شده است. همچنان که ممکن است تا انتخابات ریاست جمهوری آینده، از این موارد ‌ده‌ها مورد داشته باشیم. قانون مدیریت خدمات کشوری، حقوق و مزایای کارکنان دولت را مشخص می‌کند.

توضیح قوانین حقوق و مزایا

حقوق ومزایا از سه جزء تشکیل می‌شود؛ حقوق ثابت، فوق‌العاده مستمر و غیر مستمر. جمع این سه بخش با اضافه کار، دریافتی فرد را تشکیل می‌دهد. اکنون طبق قانون حداقل و حداکثر حقوق مشخص شده ولی ممکن است برخی دستگاه‌ها به خود اجازه دهند از فوق‌العاده‌های غیر مستمر یا پاداش‌ها دریافت بیشتری داشته باشند. به این ترتیب که مثلا طبق قانون تجارت، شرکت‌هایی که تابع قانون تجارت هستند به هیات مدیره اجازه می‌دهند به میزان سود خالص پاداش دریافت کنند. این‌ موارد را دیگر دولت تصویب نمی‌کند بلکه مجوز آن از قانون به مجمع عمومی سازمان ها داده شده است. دولت یازدهم برای محدود کردن قوانین مربوط به این پرداخت مصوبه‌ای را در سال ۹۳ داشته است، ما قانونی را تحت عنوان قانون تنظیم تصویب کرده‌ایم که حتی سقف مقدار ناخالص دریافتی را هم تعیین کنیم. طبق این مصوبه حداکثر دریافتی نباید بیش از 10 برابر کف باشد. با این توضیح تحت هیچ شرایطی نباید دریافتی بالای 10 میلیون وجود داشته باشد. ولی متاسفانه در ماده ۱۱۷ قانون خدمات کشوری به تعدادی از دستگاه‌ها اجازه داده شده که مقررات خاصی داشته باشند. حدود یک سال است که روی قانون مدیریت خدمات کشوری کار کرده‌ایم و آن را در مجلس دهم ارائه خواهیم کرد و انتظار داریم این مجلس قانون خدمات کشوری را که اکنون به صورت آزمایشی اجرا می‌شود، اصلاح کند. در این قانون پرداخت‌ها ناعادلانه است. من بارها اعلام کرده‌ام که از نظر دولت نظام پرداخت غیر عادلانه است. اکنون همه تلاش دولت بر این است که تمامی راه‌های سوءاستفاده از قوانین و مقرراتی که از دولت پیش وجود داشته و دستگاه‌ها طبق آن به تناسب برداشت‌ها و اختیاراتی که داشته‌اند از آن استفاده کرده‌اند، را ببندیم. دولت علاقه‌مند به اجرای عدالت است. آنچه باعث شد بانک‌ها و بیمه‌ها وبرخی شرکت‌ها پاداش‌هایی بدهند که خود ما نیز آن‌ها را قبول نداریم، مجوزات قانونی است که در قوانین مختلف به دستگاه‌ها داده شده است. ما زمانی تلاش کردیم قانون هماهنگ نظام پرداخت داشته باشیم ولی دستگاه‌ها  یکی یکی جزو مستثنی‌ها قرار گرفتند. اکنون نیز به نظر ما منشاء قانونی که به برخی دستگاه‌ها اجازه داده است که از پاداش ها به این شکل استفاده کنند قانون مدیریت خدمات کشوری است که با همکاری‌های ما با مجلس دهم، ساماندهی قانون مدیریت خدمات کشوری در دستور کار است و به موجب آن این تبعیض‌ها برداشته خواهد شد.

http://www.ghanoondaily.ir/daily/detail/69578

نوآوری‌های قانون جدید بیمه

نوآوری‌های قانون جدید بیمه بررسی شد

تاخیر شرکت‌های بیمهمساوی جریمه

 

وحید قاسمی عهد/ وکیل پایه یک دادگستری

قانون جدید بیمه اجباری خسارت وارده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه در مورخ 20 اردیبهشت95 از سوی مجلس شورای اسلامی تصویب و در مورخ 29 اردیبهشت 95 از سوی شورای نگهبان تایید شد. این قانون سرشار از نوآوری‌است.از خلاصه کردن عنوان قانون که پیشتر به«قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث» نامگذاری شده بود تا توسعه مفهوم حادثه و افزایش تعداد مواد و عناوین قانون همگی در این قانون جزو نو آوری‌ها و تازه های قانون جدید هستند. در این مجال به اهم نو آوری‌های این قانون که بعضا مثبت و منفی هستند اشاره می‌کنیم.با توجه با اینکه مواد این قانون از ٣٠ماده به ٦٦ ماده افزایش یافته است بررسی همه نو آوری‌های قانون جدید در این مقال میسور نیست. لذا به اهم نوآوری های قانون جدید راجع به روابط بین بیمه گر، بیمه‌گذار و زیان دیدگان(اشخاص ثالث) می پردازیم.

  پرداخت دیه بدون توجه به جنسیت

اولین قانون در خصوص بیمه اجباری وسایل نقلیه در سال ١٣٤٧  تحت عنوان «قانون بیمه مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث»  به تصویب رسید که بعدا پس از طی ٤٠ سال و مشخص شدن نقاط مثبت و منفی آن در سال ١٣٨٧ اصلاحات اساسی در آن صورت پذیرفت. مهم‌ترین اصلاحات آن قانون که اکنون در حال اجرا است، عبارت بودند از تعیین سقف تحت پوشش خسارت‌های بدنی که معادل دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام و دوم، پرداخت برابر خسارت و دیه بدون توجه به جنسیت و مذهب شخص ثالث خسارت دیده بود. قانون جدید ضمن حفظ نو آوری‌های آن قانون خلأهای قانونگذاری در این زمینه را نیز رفع کرده است.

  توسعه مفهوم حادثه

نخستین اصلاحی که در قانون جدید به چشم می خورد توسعه مفهوم حادثه است.حادثه در تبصره۵ ماده ١ قانون قدیم  چنین تعریف شده بود «منظور از حوادث مذکور در این قانون، هرگونه سانحه‌ای از قبیل تصادم، تصادف، سقوط، واژگونی، آتش‌سوزی و یا انفجار وسایل نقلیه موضوع این ماده و نیز خسارتی است که از محمولات وسایل مزبور به اشخاص ثالث وارد شود». این تعریف تا حد بسیار زیادی موسع می‌کرد. اما در قانون جدید در بند پ  ماده ١ تعریفی بسیار موسع از حادثه بیان شده است. به تعبیر این بند، مراد از حوادث: «هرگونه سانحه‌ ناشی از وسایل نقلیه موضوع بند (ث) این ‌ماده و محمولات آنها از قبیل تصادم، تصادف، سقوط، واژگونی، آتش‌سوزی و یا انفجار یا هر نوع سانحه ناشی از وسایل نقلیه بر اثر حوادث غیرمترقبه» است. عبارت بر اثر حوادث غیرمترقبه به مفهوم حادثه ملحق شده است.حادثه غیر مترقبه یا فورس ماژور از لحاظ حقوقی حادثه غیر قابل پیش‌بینی، غیر قابل دفع و خارجی است. از مصادیق آن می‌توان به حوادثی چون سیل، طوفان و زلزله اشاره کرد. در قوانین بیمه کشورهای بیگانه تلاش وافی جهت خروج این دسته از خسارات در شمول پوشش‌های بیمه‌ای صورت پذیرفته است.

 با توجه به این واقعیت که شرکت‌های بیمه درخصوص بیمه‌های شخص ثالث عموما زیانده هستند وجود این تعریف از حادثه می‌تواند شرکت‌های بیمه را به ورشکستگی کامل برساند.تصور کنیم چنانچه بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله  اشاره کرد که در ایران به ‌طور کرات اتفاق می‌افتد و موجب برخورد اتومبیل در حال پارک به شخص یا مالی  می شود  که طبق تعریف ارائه شده شرکت بیمه مسئول پرداخت خسارت است. حال چنانچه فاجعه ای چون سونامی صورت پذیرد با برخورد خودروهای متوقف به ساختمان‌ها و اشخاص شرکت‌های بیمه متعهد به پرداخت خسارت هستند. به این ترتیب می توان گفت قانونگذار مسئولیت دارندگان وسایل نقلیه را همچون مسئولیت ناشی از غصب مسئولیت مطلق تلقی کرده و از هیچ یک از تئوری های مسئولیت محض یا مسئولیت ناشی از تقصیر پیروی نکرده است. در مقام تفسیر صحیح و قاعده‌مند مفهوم حادثه باید گفت به نظر می‌رسد در تدوین این بند مسامحه‌ای از سوی قانونگذار صورت پذیرفته و به‌جای عبارت «بجزء»از «بر اثر»استفاده کرده است.

  بیمه شخص ثالث شامل راننده نیست

بر اساس بند «ت» ماده ١ قانون تازه تصویب شخص ثالث هر شخصی است که به سبب حوادث موضوع این قانون دچار خسارت بدنی یا مالی شود به‌استثنای راننده مسبب حادثه. به این ترتیب راننده مقصر حادثه از شمول شخص ثالث خارج می شود و قراردادبیمه وی را تحت پوشش خسارت قرار نمی‌دهد. قانونگذار جهت بهره مندی رانندگان شرکت‌های بیمه را مکلف به انعقاد قرارداد بیمه حوادث به میزان دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام کرده است. این نوع نوآوری از سوی قانونگذار تحسین بر انگیز است.(ماده ٣ قانون بیمه اجباری سال٩٥)

  اعمال تخفیفات به نفع دارنده بیمه

در گذشته تخفیفات به خودرو تعلق می گرفت بی آنکه مشخص شود دارنده یا راننده آن چه کسی است. اما طبق تبصره ماده ٦ قانون جدید کلیه تخفیفاتی که به‌واسطه «نداشتن حوادث منجر به خسارت» در قرارداد بیمه موضوع این قانون اعمال شده باشد، متعلق به انتقال‌دهنده است. انتقال‌دهنده می‌تواند تخفیفات مذکور را به‌وسیله نقلیه دیگر از همان نوع، که متعلق به او یا متعلق به همسر، والدین یا اولاد بلاواسطه وی باشد، منتقل کند. این مقرره گامی رو به پیش است اما کامل نیست. زیرا، از لحاظ بیمه ای و ارزیابی ریسک مهم شخص راننده است که در اینجا توجهی به آن نشده است.

  عدم توجه به تعهدات پیش قراردادی بیمه گذار

طبق مواد ١٢و١٣قانون بیمه مصوب ١٣١٦ بیمه گذار دو تعهد پیش قراردادی (که هردو ناشی از اصل حسن نیت هستند) را از سبد تعهدات بیمه گذار حذف کرده است. به‌طور خلاصه در این دو ماده بیمه گذار دو تعهد با عناوین تعهد به خودداری از اظهار نادرست و تعهد به ارائه اطلاعات را  دارد. در تبصره٢ ماده ٧ قانون جدید این دو تعهد حذف شده است.

  جلوگیری از سوءاستفاده‌های بیمه گران

در گذشته بیمه گران با توجه به خلأهای قانونی و اینکه پرداخت دیه در ابتدای سال با پرداخت دیه در انتهای آن سال با یک نرخ صورت می‌پذیرفت بعضا با دادن وعده پرداخت در انتهای سال موجب می شدند که زیان دیدگان راضی شوند که با کسر بخشی از خسارت رضایت بی قید و شرط خود را اعلام کنند طبق تبصره ماده ٩ قانون جدید«اخذ هرگونه رضایتنامه از زیان‌دیده توسط بیمه‌گر و صندوق مبنی بر رضایت به پرداخت خسارت کمتر از مزایای مندرج در این قانون ممنوع است و چنین رضایتنامه‌ای بلااثر است».

 افزون بر این، قانونگذار جهت پرداخت خسارت به زیان دیدگان و جلوگیری از تعلل بیمه‌گران در پرداخت دو نوآوری جدید را در دستور کار خود قرار داده است.

  پرداخت ظرف ١٥ روز

یک-وفق ماده31 قانون بیمه اجباری جدید«بیمه‌گر و صندوق حسب مورد مکلفند حداکثر15 روز پس از دریافت مدارک مورد نیاز، خسارت متعلقه را پرداخت کنند».

  تعلق خسارت تاخیرتادیه

 دو- همان گونه که گفته شد، از آنجایی‌که پرداخت دیه در ابتدای سال یا انتهای آن تغییری در میزان تعهدات بیمه گران نداشت و در هر صورت آنها متعهد به پرداخت یک میزان دیه و خسارت بودنداین امر در اصل مشوقی برای بیمه‌گران جهت تاخیر در پرداخت بود. هرساله بیمه گران در روزهای پایانی سال بخش عمده ای از تعهدات خود را پرداخت می کردندبه این صورت که اگر زیان دیده مراجعه می‌کرد خسارت بدنی را به وی پرداخت می‌کردند و الا مبلغ را به حساب صندوق دادگستری واریز می‌کردند. جهت جلوگیری از این دست از مشکلات و ملاحظه حقوق اشخاص ثالث در ماده ٣٣قانون جدید بیمه اجباری پیش بینی شده است:«چنانچه بیمه‌گر یا صندوق به رغم کامل بودن مدارک، تکلیف مقرر در ماده (31) این قانون را انجام ندهند و در پرداخت خسارت تاخیر کنند و یا بیمه‌گر تکلیف مقرر در ماده (32) این قانون را انجام ندهد، به پرداخت جریمه‌ای معادل نیم در هزار به‌ازای هر روز تاخیر در حق زیان‌دیده یا قائم‌مقام وی محکوم می‌شود».

  تغییر در مفهوم شخص ثالث

در قوانین گذشته منظور از شخص ثالث، هر شخصی است که به سبب حوادث وسایل نقلیه موضوع این قانون دچار زیان های بدنی و یا مالی شود به استثنای راننده مسبب حادثه اما در قانون جدید بین ثالث های داخل خودرو و خارج از آن تفاوت وجود دارد.

براساس ماده ١٢ قانون جدید، تعهد ریالی بیمه‌گر در قبال زیان‌دیدگان داخل وسیله نقلیه مسبب حادثه، برابر حاصل‌ضرب ظرفیت مجاز وسیله نقلیه در سقف تعهدات بدنی بیمه‌نامه با رعایت تبصره ماده (9) و ماده (13) این قانون است.در مواردی که به علت عدم رعایت ظرفیت مجاز وسیله نقلیه، مجموع خسارات بدنی زیان‌دیدگان وسیله نقلیه مقصر حادثه بیش از سقف مذکور باشد مبلغ خسارت مورد تعهد بیمه‌گر به نسبت خسارت وارده به هر یک از زیان‌دیدگان بین آنان تسهیم می‌شود و مابه‌التفاوت خسارت بدنی هر یک از زیان‌دیدگان توسط صندوق تأمین خسارت‌های بدنی وفق مقررات مربوط پرداخت و مطابق مقررات این قانون از مسبب حادثه بازیافت می‌شود.

  پرداخت از صندوق تامین خسارت‌های بدنی

به این ترتیب، در صورتی‌که زیان دیدگان به هر تعداد، خارج از وسیله نقلیه باشند این بیمه گر است که کلیه خسارات را پرداخت می‌کند. اما چنانچه ثالث‌ها داخل خودرو باشند به تعداد ظرفیت مجاز از سوی بیمه گر پرداخت می‌شود. مثلا اگر ظرفیت مجاز خودرو ٤ نفر باشد اما ٥ نفر در آن باشند بیمه گر به هریک چهار پنجم خسارت  را پرداخت می کند و ایشان برای دریافت یک پنجم باقی مانده باید به صندوق تامین خسارت‌های بدنی مراجعه کنند. این امر از این جهت که بار مالی شرکت‌های بیمه را کاهش می‌دهد تا حدودی قابل توجیه است ولی از آنجایی‌که زیان‌دیدگان را با دو متعهد روبه‌رو می سازد مخالف هدف حمایتی قانونگذار نسبت به ثالث است.

http://www.ghanoondaily.ir/daily/detail/69553