گزارشی از مشاهدات عینی بازداشتیِ یک روزه در ندامتگاه بزرگ تهران
۲۴ ساعت لعنتی
گروه حقوق و قضا
هیچ یک ازما علاقه ای نداریم روزی گذرمان به زندان بیفتد اما همگی کنجکاو هستیم بدانیم در زندان بر زندانیان چه می گذرد و روزهای زندان چگونه شب میشود، البته همه میدانیم زندان دیگر یک سیاهچاله مخوف در اعماق تاریکی نیست و زندانی یک مددجوست و زندانبان مسئول نگهداری او.مددجو دارای حق و حقوق و محروم شدن از زندگی در جامعه مجازات اوست نه چیزی بیش از آن، هرچند این یک روی سکه است. کافی است 24 ساعت با یک زندانی همراه شوید تا ببینید در دنیای مدرن زندانبانی امروز ایران چه بر سر یک زندانی می آید.
یک بیابان بزرگ در جنوبیترین قسمت استان تهران میزبان زندان بزرگ تهران است. آدرس روی کاغذ سرراست است، جاده قدیم قم، پلیس راه حسن آباد، جاده چرمشهر، کیلومتر ۵، شهرک صنعتی بیجین، مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ معروف به بزرگ ترین زندان خاورمیانه،که طی مسیر ۵ کیلومتری زندان تا جاده، سهم هر زندانی در زمان آزادی است.زندانی بزرگ با جیره روزانه فقط 2 ساعت آب که بسیار بی کیفیت است و مناسب برای نوشیدن نیست. آنچه میخوانید گفت وگوی « قانون» با یکی از افرادی است که برای 24 ساعت مهمان زندان بزرگ تهران بوده و از آنچه در این 24 ساعت بر او گذشته، میگوید.
2 ساعت پشت درهای زندان
همراه مامور بدرقه زندان با طی مسافت طولانی به زندان رسیدیم اما خبری از ورود به زندان نبود. در این گرمای سرسام آور هوا 2 ساعت بیرون زندان در بیابان در انتظار باز شدن درهای آن ماندیم. وقتی اجازه ورود دادند نیز 7 ساعت انجام کارهای اداری برای رفتن به قرنطینه طول کشید.
اما در این 7 ساعت چه رخ داد
صبح برای شرکت در دادگاه با لباس رسمی یعنی کت و شلوار حاضر شدم و در نهایت قاضی قرار کفالت صادر کرد تا انجام امور اداری کفیل زمان مان تمام شد به ناچار برای 24 ساعت راهی زندان شدم. در پرونده نیز قرار کفالت ذکر شده و زندانبان حتی این را می دانست که روز بعد بنده آزاد خواهم شد و این یعنی من مرتکب جرم بزرگی نشده بودم که اگر هم شده بودم مستحق توهینهایی که شنیدم، نبودم.
توهینهای مکرر
هر سربازی که به ما می رسید هر چه از دهانش در می آمد نثار زندانیان و از جمله بنده میکرد. نه حرمت سن و سال و ریش سفید را می دانستند چیست و نه از اخلاق بویی برده بودند. به هرحال در ابتدای ورود تصور بر این است که 24 ساعت زندان آن هم در قرنطینه نباید خیلی هم سخت باشد اما وقتی وارد شدم هر لحظه برایم چون کابوسی گذشت.
دریافت پول نقد وصدور کارت بانکی
به محض ورود گفتند هر چه دارید به صندوق امانت بدهید. ساعت، کلید ،گردنبند ،تسبیح و ... را از ما گرفتند. بعد گفتند نمیتوانید پول نقد به زندان ببرید.
بانک پاسارگاد شعبهای در قسمت ورودی زندان دارد که از صبح تا ساعت 8 شب فعال است و با دریافت پول زندانیان برای آنها کارت صادر میکند تا بتوانند مایحتاج خود را در زندان تهیه کنند.کارت را تهیه کردیم.
قیچی کردن کت یک میلیونی
مرحله بعدی تعویض لباس بود.گفتند لباسها را در بیاورید و درعین ناباوری جوراب بنده به سطل آشغال منتقل شد. نوبت به کفشها رسید که آن هم نصیب سطل آشغال شد با اینکه 500 هزار تومان ارزش داشت وراضی بودم به یک نیازمند داده شود تا اینکه به سطلآشغال بیندازند.
نکته جالب بعدی این بود که کت یک میلیون تومانی من را با قیچی تکه تکه کردند.وقتی پرسیدم چرا چنین می کنید گفتند شاید مواد مخدر یا چیزی در آن پنهان کرده باشی. در کمال تعجب کت را نابود کرده وبه سطل آشغال انداختند.
حداقل کت را به یک نیازمندم میدادند. یک دیوار مهربانی بیرون زندان بگذارند اینها را آنجا نصب کنند. قیچی کردن و به سطل انداختن چه دردی را دوا می کند.هرچند با توجه به اینکه در پرونده قرار کفالت بنده قید شده بود و زندانبان می دانست فردا من آزاد خواهم شد میتوانستند لباسها را درانبار بگذارند تا یک روز بعد به خودم بدهند. عدم تعبیه انباری برای لباسهای افرادی چون من که فقط یک یا چند روز در زندان هستند، یک سوء مدیریت است و توجیهی ندارد.
کوتاه کردن موها
مرحله بعدی سلمانی بود. این بار زیر بار نرفتم. به هرحال سنی از من گذشته و سالهاست با مو و محاسن بلند زندگی کردهام. به دوستان،همسایگان و اقوام بگویم چه شده یکشبه موهایم را زده ام. آبرویی برای من در محل می ماند آن هم برای یک شب در قرنطینه بودن نه چند ماه و یک سال زندان، قرار بود فقط یک شب در قرنطینه باشم چرا باید محاسن و موهایم را می زدند. با اعتراض بسیار رئیس زندان لطف و آرایشگر پرسنل را صدا کرد تا فقط موهای سر را مقداری کوتاه کنند که حداقل خیلی نامرتب و زشت نشود که البته در نهایت کامل کوتاه کردند.
کارت بانکی بی اعتبار
بعد از 7 ساعت وارد بند شدم.بعد از یک روز دوندگی و خستگی خریدن آب و یک تکه نان امری دور از ذهن نبود اما گفتند نمی توانم خریدی داشته باشم زیرا کارت پاسارگاد تا3روز فعال نمی شود.
سود کلان بانک پاسارگاد در زندان
200 تا 300 نفر ورودی روزانه این زندان، همه پول نقد خود را به بانک می دهند تا 3 روزهم این پول در بانک بدون حق استفاده می ماند. اگر نگاهی به ارقام بیندازیم سود کلانی را برای بانک خواهیم دید.به هرحال گرسنه وتشنه مانده بودم و اگر لطف سایر زندانیان نبود خدا می داند چه بر سر منِ پیرمرد می آمد. یکی از عجایب زندان داشتن جیره روزی 2 ساعت آب غیر قابل شرب است، فقط در این زمان می توان از سرویس بهداشتی استفاده کرد. اگر زندانی دچار سوء هاضمه و بیماری سوء هاضمه و... باشد چه باید کند؟ برای حل این مشکل هم مجبور به خرید آب معدنی بودیم اماکارت اعتباری ما فعال نبود.
بالاخره شب تاریک زندان سحر و قرار کفالت بنده پذیرفته شد اما مشکلات جدید شروع شد. زمان آزادی زندانیان شب است و ساعت 20:30 اسامی زندانیانی که قرار است آزاد شوند،اعلام میشود.
سوختن کارت بانکی
به محض اعلام اسامی کارت بانک پاسارگاد می سوزد.یعنی کارتی که نتوانسته ام با آن خریدی انجام دهم می سوزد و حتی نمیتوانم کارت را به زندانیانی که طی 24 ساعت گذشته لطف کرده و آب وغذا برای من خریده بودند هدیه کنم تا لطف شان جبران شود.
پولی پس داده نمیشود
بعد از اعلام اسامی برای دریافت وسایل و پول خود رفتیم اما از آنجایی که ساعت کار بانک و امانتداری ساعت 8 شب است و اسامی زندانیان ساعت30 :8 اعلام میشود، از دریافت امانت مانند کلید، ساعت ،پول نقد از بانک و...خبری نیست. زندانی بدون پول با یک جفت دمپایی در بیابان تاریک رها می شود به امید اینکه ماشینی از سر خیرخواهی او را تا شهر برساند. شاید بنده به همسرم نگفته باشم زندانی شده ام .بعد از 24 ساعت نیمه شب با دمپایی بدون کت، موهای کوتاه شده، بدون پول وسایر وسایلم بروم خانه، بگویم کجا بوده ام؟ چه بر سر زندگی مشترک چند ساله من خواهد آمد؟
هزینه دمپایی زندانیان
البته در باب فلسفه دمپایی یک توضیح جالب این است که زندان بزرگ روزی 300 نفر ورودی دارد این زندان یعنی روزی 300 جفت دمپایی پلاستیکی نیازدارد. اگر قیمت هر جفت دمپایی 5 هزار تومان باشد، میشود روزانه یک میلیون و 500 هزار تومان. در ماه چیزی حدود 45 میلیون تومان هزینه همین دمپاییهای پلاستیکی است که زندانی را با آن راهی خانه می کنند. یا لباس زیر و حوله ای که برای یک شب به ما دادند و بسیارهم نامرغوب بود کلی هزینه برای زندان دارد در حالی که برای بازداشت موقتیها کاربردی ندارد.
به هرحال ساعت 10 شب از زندان خارج شدم، بماند با چه سختی بدون پول و وسایلم، به خانه بازگشتم. هنوز هم کلید دفتر و میز کار بنده در بخش امانات زندان است،از طرفی پول هم در بانک پاسارگاد است و در ماه مبارک رمضان هم نمی توانم تا زندان بزرگ بروم ،کم نیستند زندانیانی که شرایط مرا دارند.
حال تصور کنید زندانی ای از همدان، اصفهان، قم یا شهری غیر تهران باشد و نیمه شب آزاد شود یا باید صبح در بیابان بماند تا مسئولان بانک و امانتداری بیایند یا باهزار بدبختی به شهرش برود تا در فرصتی دیگر بازگردد که بسیاری از زندانیان فرصت نمی کنند باز گردند وپول ومدارک خود را تحویل بگیرند که این خودحجم بالایی از درآمد را برای بانک در پی دارد. جالب است بدانید شعبات داخل شهر بانک پاسارگاد هم جوابگو نیستند و فقط باید به زندان مراجعه کرد.
ای کاش بانک پاسارگاد پاسخگوی این رفتارخود باشد؛ اگر کارت الکترونیکی صادر میکند شرایط استفاده و بهره مندی آن را برای مددجو فراهم کند و زمان خروج از زندان یک دستگاه خودپرداز باشد مابقی پول را به مددجو بدهد.اگر اراده برای پرداخت پول زندانیان باشد انتخاب راه و روش منطقی کار سختی نیست.
http://www.ghanoondaily.ir/daily/detail/69381/24
***
نقدی بر تفویض اختیارات ضابطان به شهروندان عادی
در تبصره یک مــاده 45 قانــون آیین دادرســى کیفرى مصوب1392 آمده است «...چنانچه جرائم موضوع بندهاى (الف)، (ب)، (پ) و (ت) مــاده (302 (این قانــون به صورت مشهود واقع شود، در صورت عدم حضور ضابطان دادگسترى، تمام شــهروندان مى توانند اقدامات لازم را براى جلوگیرى از فرار مرتکب جــرم و حفظ صحنه جرم به عمــل آورند...»که در این مورد باید گفت در این تبصــره اختیارات ضابطیت به شهروندان عادی جامعه تفویض شده است. اما بــا توجه بــه اینکه قانونگــذار با ظرافت و حساســیت تحســین برانگیز، تکالیف ضابطان و احراز وصف ضابطیت را در حصر و محاق و تابع موانع و محدودیت های انحراف ناپذیر دانسته، به ناگاه در چرخشــی عجیب از مواضع سختگیرانه پیشین خود دست برداشته و یکی از شگفتی های قانونگذاری طی سالیان اخیر را رقم می زند . شگفتا که این ابتکار و خلاقیت منفی، چیزی نیســت جز تفویــض اختیــارات ضابطیت به شهروندان عادی جامعه و شگفتا اینکه شهروندان عادی و فاقد مهارت و دانش حقوقى، چگونه در برخورد و مواجهه با جرائم موضوع ماده 302 قانون آیین دادرسى کیفرى، باید اولا به قید فوریت تشخیص دهند که جرم ارتکابى از مصادیق مصرحه در ماده 302 این قانون باشد؟! (تکلیف مالایطاق) دوم مشــهود بودن جرم را چگونه باید احــراز کنند؟ یک شهروند عادى چه برداشتى از مشهود بودن یا نبودن یک جرم مى تواند داشته باشد؟ ســوم قید و اطلاق عبارت «تمام شــهروندان»،به معناى تجویــز و تفویض اختیــارات موســع به جمیع شــهروندان آن هم بدون احراز شایســتگى و صلاحیــت اخلاقى ، علمى و تجربــى لازم خواهد بــود که فى نفســه تجویــزى مهلک و ســهمگین بوده که باب ســوء اســتفاده و تبانــى و تجاوز به حریــم خصوصــى و حیثیــت مردمــان جامعــه را به هر بهانه اى مى گشاید!! چهارم این تساهل و تسامح تقنینى، چگونه با سختگیرى فوق در باب احراز سمت و شایســتگى ضابطیت قضایى قابل توجیه بوده و این تناقض چگونه قابل جمع است؟! پنجم اینکه حدود و ثغور اختیارات تفویض شــده به قید عبارت « ...اقدامات لازم را براى جلوگیرى از فرار مرتکب جرم و حفظ صحنه جرم به عمل آورند...» تا کجاست؟ آیا شهروندان حق بازداشت مظنون را دارند؟ آیا حق تحدید آزادى متهم را دارند؟ آیا حق دارند براى جلوگیرى از فرار متهم، متوسل به زور و درگیرى فیزیکى شوند؟ شهروندان دقیقا چه اقداماتى را براى حفــظ صحنه جــرم باید انجــام دهند؟! اگــر متهم بى گناه تشــخیص داده شــود، تکلیف این خســران و تعدى چه مى شــود؟ آیا شــهروندان در قبــال این تجویــز قانونى که به تعدى و هتــک حرمت و زیــان یک شــهروند بى گناه انجامیده، مســئولیتى مدنى یا کیفرى خواهنــد یافت؟ !اگر شــهروندان متعدى اظهار بى اطلاعى کرده و مجوز عملیات ارتکابى خویش را اختیارات مطلق تفویضى توسط قانونگذار اظهــار کنند،تکلیــف چیســت؟!محدوده زمانــى انجــام اقدامــات لازم در فرض عــدم حضور ضابطان دادگســترى تا کجاست؟ اگر در نتیجــه درگیــرى فیزیکى، جراحــت و صدمه اى جسمانى به شهروند داوطلب وارد شد، چه کسى ضامن است؟ اگر متهم فرضى، براى رهایى از مسئولیت صدمات احتمالى وارده به شهروند داوطلب، اســتناد به عذر دفاع مشروع کند، آیا چنین ادعایى بر فرض اثبات مراتب و مدارج دفاع، اعتبارى دارد؟شهروندان عادى جامعه چگونه باید مهارت هاى به دام انداختن مجرمان احتمالى را بیاموزند؟ به نظر مــى رســد رویکــرد نویــن قانونگــذارى در این حوزه،عمدتا ترجمان و استنباطى ناقص و نارسا از «سیاست جنایى مشــارکتى» باشــد، آنجا که نظام عدالــت کیفری ، قائل به نقش آفرینــى مثبت جامعه مدنى در فرآیند کشــف و تعقیــب جرم بوده و مى کوشــد شــهروندان جامعــه را در فرآیند تعقیــب و اجراى عدالت قضایى مداخله و مشــارکت حداکثرى دهد. در این راستا باید گفت امروزه با وصف استحاله اجتماعات بشــرى و حکومت هاى سیاسى به سمت و ســوی حاکمیت شــهروندان بر سرنوشــت خویش ؛ مشارکت شــهروندان به قلمروی عدالت کیفرى نیز تسری پیدا کرده و بدین سان نقش تعاملى و مشارکتى افراد اجتماع،در پاسخ به پدیده جنایى نیز گسترش یافته اســت و از این رو، دولت تنها مرجع انحصاری برای واکنش در قبال پدیده مجرمانه نیســت. با این حال باید گفت مقنن کیفرى ایران، در الگوبردارى صواب و شایسته از این رهیافت و تجربه غیر بومى،گرفتار خطا و اشــتباه شده و نتوانسته آن گونه که باید و شاید،یافته هاى ذهنى خویش را به نحو مطلوب و اقناع کننده اى جامه عمل بپوشاند. امیدوار است مشارکت شهروندان، به مستمسک و دستمایه اى واهى به منظور سوء اســتفاده و انتقام جویى و تسویه حساب هاى شخصى مبدل نشود.
منبع: روزنامه قانون 22 خرداد
مهناز مظاهری، مدیر مسئول قانون به دنبال اعلام شکایت سازمان زندان ها، در پی انتشارگزارشی با عنوان« ۲۴ ساعت لعنتی» تحت تعقیب قضایی قرار گرفته است.
روزنامه قانون روز ۲۲ خرداد گزارشی از مشاهدات عینی بازداشت یک روزه در ندامتگاه بزرگ تهران را منتشر کرد که در آن گزارش، به مواردی از توهین به بازداشت شدگان، قیچی کردن لباس فرد بازداشت شده، استفاده از کارت بانکی خاص در بازداشتگاه و مواردی از این دست اشاره کرده بود.
روزنامه قانون پس از توقیف موقت در سال ۹۱، از اردیبهشت سال ۹۳ دور جدید انتشار خود را آغاز کرده است.
آب شدن یخ های قطبی

بازی کودکان با تکه ای باقی مانده از کوه یخی آب شده در ساحل شهر "نووک" در گرینلند.
" نووک " پایتخت و بزرگ ترین شهر گرینلند است. گرینلند 60 هزار جمعیت بومی و دانمارکی دارد.
گرینلند ناحیه ای خودگردان از دانمارک است که به دلیل واقع شدن در اقیانوس منجمد شمالی با کو ه ها و صفحات یخی بزرگ احاطه شده است، اما در سال های گذشته افزایش دما و گرمایش زمین، بسیاری از یخ های این منطقه را آب کرده است.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/474335
مشکل کارخانه ارج چیست؟

اعلام خبر تعطیلی کارخانه ارج (یکی از قدیمیترین کارخانههای تولیدی در داخل) که البته تکذیب هم شده بار دیگر بهانه برای طرح این مسئله شده که ضعف بخش خصوصی و سوء مدیریت در اقتصاد ایران، فضا را برای چنین وضعیتی در کارخانهها و صنایع بزرگ فراهم کرده است.
به گزارش خبرنگار ایسنا، کارخانه ارج قدیمیترین و از معروفترین کارخانههای تولید لوازم خانگی ایرانی است. این کارخانه طی چند سال اخیر با مشکلات مالی زیاد و همچنین کهنه شدن تجهیزات و ماشین آلات مواجه بوده است. در نهایت روز گذشته اعلام شد "این کارخانه به دلیل این مشکلات تعطیل شده است"؛ هرچند که بلافاصله این موضوع از سوی مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری گروه توسعه ملی تکذیب و اعلام شد که این خبر فضاسازی رسانهای بوده است.
به گفته حنیفی در دو سال گذشته به منظور ادامه فعالیت این کارخانه 200 میلیارد ریال از سوی گروه توسعه ملی به آن پرداخت شده است.
اظهارات حنیفی در حالی است که غزنوی، سخنگوی انجمن تولیدکنندگان لوازم خانگی معتقد است با توجه به اینکه کارخانه ارج تولید روزانه ندارد و تجهیزات آن به روز نشده است، محصولات آن از کیفیت و تنوع مناسبی برخوردار نیست و به همین دلیل بازار خوبی هم ندارد. بنابراین اینکه گفته شود کارخانه تعطیل شده، پر بیراه نیست، زیرا تولید به معنی فعالیت بخشی از ظرفیت اسمی یک کارخانه است که اکنون کارخانه ارج این شرایط را ندارد.
اما آنچه جدا از واقعیت داشتن یا نداشتن تعطیلی کارخانه ارج و اظهارات متفاوت در این زمینه، درست به نظر میرسد مسئله رکود، بحرانهای مالی و افزایش هزینههایی است که بسیاری از کارخانههای صنعتی قدیمی در زمینههای مختلف را به تعطیلی یا مرز تعطیلی رسانده است.
محسن جلال پور – رییس اتاق بازرگانی ایران – به بهانه تعطیلی کارخانه ارج توضیحاتی را در این باره ارائه کرده است.
جلال پور میگوید هر چند اخبار ضد و نقیضی از تعطیلی کارخانه ارج به گوش میرسد اما شاید پاسخ به این پرسش که چرا چنین روزگاری بر ارج و واحدهای شبیه آن، می گذرد بسیار لازم باشد.
به گفته رییس اتاق بازرگانی ایران، آن چه به نظرمی رسد این است که سلب مالکیت این کارخانه و سپردن مدیریت آن به مدیران حقوق بگیر و دولتی و فراز و نشیب مدیریتی در طول سال های گذشته باعث شد روند زوال در این کارخانه طی شود و به چنین روزی مبتلا شود.
وی تصریح میکند که اگرچه فضای کسب و کار کشور متاثر از تصمیمات متفاوت و گاها متناقص سیاست گذاران است، اما مدیریت کارآمد بخش خصوصی و همچنین مالک واقعی که خود، دلسوز مال و اموال خود باشد، حتما نمی گذارد آخر و عاقبت برندی همچون ارج به زوال انجامد. ضمن آنکه برندهای فراوانی داریم که هم اکنون مالکیت و مدیریت آن توسط بخش خصوصی اداره می شود و در همه این سال ها با وجود همه مشکلاتی که بر بنگاه داری ایران گذشته، به زحمت خود و شرکتش را سرپا نگه داشته و همچنان مشغول تولید است.
به گفته جلال پور، زوال ارج بیش از هرچیز ناشی از سیاست های نادرست سلب مالکیت در سال های گذشته است که در همان دوران مخالفان فراوانی داشت اما به هرحال، پیشرفت و شرکت های بزرگی را به کام سوء مدیریت دولتی انداخت.
همچنین سید رضی حاجی آقا میری - رییس کمیسیون توسعه صادرات اتاق بازرگانی - نیز در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، مشکلات به وجود آمده برای کارخانه ارج را مشکلی عمومی برای بسیاری از کارخانهها توصیف و تصریح میکند که در سالهای اخیر بسیاری از کارخانهها تعطیل شده اند یا در آستانه تعطیلی هستند.
میری اظهار کرد که کارخانه ارج به دلیل قدمت و معروف بودن و وجهه نوستالژیکش شکل نمادین پیدا کرده و امروز برای طرح یک مسئله اجتماعی ملی مورد توجه قرار گرفته است.
به گفته وی، چنین اتفاقاتی بهانهای است که متوجه باشیم که به بخش خصوصی بها داده نمیشود و ادامه دولتی بودن اقتصاد نتیجه خوبی نخواهد داشت.
رییس کمیسیون توسعه صادرات اتاق بازرگانی معتقد است که باید از تجربه بها دادن به بخش خصوصی عبرت بگیریم و اگر تعطیلی این کارخانه صحت داشته باشد دولت میتواند با مبلغی خاص یا پرداخت یارانه، آن را احیا کند و به صاحب اولیه آن بازگرداند تا مجددا احیا شود یا راه دیگر این است که این کارخانه به بخش خصوصی و یک فعال اقتصادی موفق واگذار شود.
وی افزود: اگر یک فعال اقتصادی این کارخانه تحویل بگیرد میتواند برند ارج را دوباره زنده کند و شاهد تولیدات مرغوب ایرانی و با کیفیت مناسب این کارخانه باشیم و حتی امکان صادرات آن هم فراهم شود.
علی خدایی ـ عضو کانون عالی شوراهای اسلامی کار نیز در این باره به خبرنگار ایسنا، گفت اینکه تصور کنیم تنها با اختصاص وام و تزریق نقدینگی مشکل کارخانهها و بنگاههای اقتصادی حل می شود، اشتباه است. چرا که تزریق وام تنها یکی از موارد است و در بازار تقاضا، مشتری و عواملی دیگری هم تاثیرگذار است.
وی با اشاره به اخبار منتشر شده در خصوص وضعیت کارخانه ارج اظهار کرد که در قضیه کارخانه ارج اولین عامل، سوء مدیریت بوده است. چرا کارخانه سالهای سال با تکنولوژی فرسوده و قدیمی حرکت کرده و نوسازی ماشین آلات و تجهیزات در هیچ سیستمی معقول نبوده است.
خدایی معتقد است که ارادهای برای نجات تولید ملی وجود ندارد و امروز بسیاری از کارخانههای ما به انبار محصولات کرهای تبدیل شدهاند و دیگر اثری از کارگران نیست، چون وانتهای حمل بار به جای آنها تردد می کنند.
یک مقام مسئول کارگری مطرح کرد
اکنون زمان اخراج کارگران نیست!

دبیرکل کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران کشور معتقد است: تنها راه برون رفت از مشکلات اقتصادی بها دادن به بخش خصوصی و تعاونی و حمایت از تولیدکنندگان است.
هادی ابوی در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، با ابراز تاسف از اخبار منتشره مبنی بر تعطیلی کارخانه ارج، گفت: اکنون شرایط دیگر به گونه ای نیست که اخراج و تعدیل نیروی کار را در پیش بگیریم و خط تولید را متوقف کنیم زیرا چندصد کارگر که از کار بیکار شوند شهر دچار تنش میشود و به دنبال آن آشفتگی و هرج و مرج بر اقتصاد و جامعه حاکم می شود.
وی تاکید کرد: باید به جای سنگ اندازی، بنگاهها را تشویق و حمایت کنیم و موانع را از پیش پای تولید کننده برداریم تا هم قدرت رقابت پیدا کند و هم صادرات کشور تقویت شود.
این مقام مسئول کارگری متذکرشد: هم اکنون در دولت کارگروههای اشتغال تشکیل جلسه می دهند و شورای عالی اشتغال هم مواردی را از تصویب میگذراند اما در خروجی مصوبات با سنگ اندازی برخی بانکها در پرداخت تسهیلات مواجه میشویم و تزریق اعتبار به بنگاههای راکد آنقدر طول میکشد که در سراشیبی ورشکستگی و تعطیلی قرار میگیرند .
ابوی در ادامه با بیان اینکه وزارت کار متولی اشتغال نیست، اظهار کرد: درست است که تامین شغل با وزارت کار نیست و همراهی و همکاری دولت و بخش خصوصی و همه سازمانها و دستگاهها را می طلبد اما بحث ما این است که سیاستگذاری و هدایتگری و تسهیلگری با وزارت کار است و باید تلاش کند تا سیاستها معطوف به سمت ایجاد اشتغال و رونق بازار کار باشد.
او معتقد است: همانطور که بحث اقتصاد مقاومتی به یک فرمانده واحد نیاز دارد در بحث اشتغال نیز وجود یک فرمانده واحد ضروری است.
دبیرکل کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران کشور متذکر شد: در طول سه سال اخیر بدنه دولت جذب و استخدامهای بسیاری داشته است اما این همه جذب از کجا صورت گرفته است و عمده کسانی که جذب شدهاند فارغ التحصیل دانشگاهی بودند یا جویندگان کار؟
ابوی گفت: اگر امروز واردات و صادرات و تولید دچار مشکل می شوند ناشی از سیاستگذاریهایی است که در پیش گرفته شده است از این رو معتقدم تنها راه برون رفت از مشکلات و گرفتاری های اقتصادی، بهبود تولید و رونق اشتغال بها دادن و توجه به بخش خصوصی و تعاونی است.
در آستانه کاهش سود و رقابت برای جذب سپرده
زیرآب زنی در حد شبکه بانکی!
در آستانه کاهش مجدد سود بانکی و زمزمههای تغییر نرخ در بانکها، رقابت برای جذب سپرده با نرخهای موجود شدت گرفته است و بانکها ترجیح میدهند به هر طریقی در روزهای آخر مشتری جذب کنند حتی با زیرآب زدن رقبا.
به گزارش خبرنگار ایسنا، کاهش دوباره نرخ سود بانکی به فاصله کمتر از ۴ ماه و به گونهای متفاوت از گذشته در حال رخ دادن در شبکه بانکی است. یکی از بانکهای خصوصی در این باره پیشقدم شد و از روز قبل - یکشنبه - نرخ سود سپرده یکساله را از ۱۸ به ۱۶ درصد کاهش داد و ظاهرا قرار است این موج در تمامی بانکها و به تدریج ادامه دار باشد.
بر این اساس در حالی که ظاهرا قرار بود امروز نیز برخی دیگر از بانکهای خصوصی برای کاهش سود اقدام کنند مراجعه به شعب بانکها نشانی از تغییر نرخ نداشت، اما با حواشی همراه بود.
اغلب شعب بانکهای مختلف گر چه نرخ ۱۸ درصدی را به عنوان سود سالانه سپرده اعلام میکنند، ولی این احتمال را هم عنوان کردند که ممکن است به زودی نرخ سود تا دو درصد کاهش پیدا کند، بنابراین مشتری اگر قصد سپردهگذاری دارد بهتر است هرچه سریعتر در این باره اقدام کند. حتی در مواردی حاضر بودند در رفتاری خلاف اخلاق حرفه ای برای جذب سپرده بیشتر فعالیت و پیشینه بانکهای رقیب را نیز تحت تاثیر قرار داده و مشتری را از تصمیم برای سپرده گذاری در برخی بانکها به ویژه بانکهای خصوصی منصرف کنند.
در یکی از موارد وقتی عنوان شد که برخی بانک های خصوصی در نرخ های سود تغییراتی ایجاد کرده و یا اینکه با شرایط مناسبی سود سپرده می پردازند یکی از مدیران شعب بانک های بزرگ که ظاهرا خصوصی شده است، در واکنشی عنوان کرد که این قبیل بانکها را کنار گذاشته و به آنها اعتماد نکنید. اگر میخواهید حساب سپرده و مطمئن داشته باشید در همین بانک ما اقدام کنید!
جالب این بود که همین مدیر شعبه درحالی که دربانک های مخاطب وی به هیچ عنوان و با هر مبلغی سود پرداختی از ۱۸ درصد مصوب شورای پول و اعتبار بیشتر نیست، حاضر بود که بر خلاف ضوابط بانک مرکزی با افزایش مبلغ سپرده گذاری سودی بالاتر از ۲۰ درصد به مشتری بپردازد.
برخی دیگر نیز اگر نمی توانستند نرخ سود سپرده را بیش از ۱۸ درصد پرداخت کنند پیشنهاد سپردهگذاری در صندوق های سرمایه گذاری بانک خود را مطرح می کردند به گونهای که سودی بالاتر از ۲۲ درصد نیز در این صندوق ها قابل دریافت است. این درحالی است که در ابتدای کاهش سود در مرحله فعلی با توافقات انجام شده بین بانکها با بانک مرکزی قرار بود صندوقهای سرمایهگذاری بانکها به منظور حذف رقابت در جذب سپرده پایان دهند.
گر چه تقریبا در تمامی بانکها سود سالانه همان ۱۸ درصد است، ولی نرخ روز شمار بدون در نظر داشتن کف مبلغ تا ۲۰ درصد نیز قابل پرداخت بود. اما در مجموع عموم بانکها سعی در ترغیب مشتری برای بازکردن حساب تا قبل از تغییر نرخ سود داشته و طرح های مختلف خود و مزایای آن را برای مشتری مطرح میکنند. این در حالی است که کاهش سود تا ۱۶ درصد و در فاصله اندکی نسبت به تغییر قبلی می تواند تهدیدی برای خروج سپرده از بانکها و حرکت آن به سمت محل های سودآور دیگر باشد.
http://www.isna.ir/news/95031714246
"ری ریورا" دی جی کلوپ شبانه اورلاندو در شوک حادثه در صبح پس از پایان گروگانگیری

قله دماوند از لنز ناسا

این بار لنز دوربین های ناسا تصویری زیبا از قله دماوند را شکار کردند.
به گزارش باشگاه خبرنگارن جوان؛ رشته کوه البرز بلندترین قله خاورمیانه را در خود جای داده است.
دماوند بلندترین قله آتشفشانی آسیا است گفته می شود ارتفاع این قله بیش از 5000 متر است.
این کوه زیبا به دلیل صلابت و استواری با برجایش در داستان های حماسی ایرانی نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. ناسا این بار دماوند را اینگونه معرفی کرد.
http://www.asriran.com/fa/news/474236
علیاصغر بیچاره؛ مرگ در روز تولد

به گزارش عصر ایران، علیاصغر بیچاره خیلی زود، وارد بازار کار شد. روزی از کنار عکاسخانهای میگذشت و جویای کار شد. با پادویی آغاز کرد اما وقتی 12 یا 13 سال داشت، کارگاه خود را دایر کرد. کپی عکسهای فیلم دختر لر، او را با سینما آشنا و اولین عکساش از روحانگیز، بازیگر فیلم، او را وارد دنیای عکاسی فیلم کرد.
در 38 فیلم کار عکاسی کرده و حدود 20 فیلم هم بازی کردهاست. آنچه علی اصغر بیچاره را مشهور کرده، آرشیو بزرگی از عکسهای فیلمهای ایرانیاست که کمنظیراند. همچنین اون آرشیوی از نخستین دوربینهای عکاسی که وارد ایران شده داشت و از سوی دیگر عکسهای بسیار کم یابی از شخصیتهای فرهنگی نگهداشته است.
طی چندسال گذشته بیچاره، به دلایلی ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت اما یکی از آرزوهایش، برپایی موزهای از عکسها و آرشیوش در تهران بود.
http://www.asriran.com/fa/news/474061
ابراز همدردی با قربانیان حادثه تیراندازی اورلاندو آمریکا – سائوپائولو برزیل

طوفان مریخی

ناسا به تازگی تصاویر خیره کنندهای را از طوفان عظیم گرد و غبار بر روی سطح سیاره سرخ به نمایش گذاشته است.
پس از سالها تحقیق دانشمندان ناسا سه طوفان منطقه ای مجزا را کشف کردند که به صورت متوالی و در طول تابستان و بهار در نیمکره جنوبی مریخ رخ میدهد.
ذرات کوچکی که همراه با طوفانهای خورشیدی به جو مریخ میرسند، گازهای موجود در این لایه را پر انرژی کرده و سبب گریز آن ها به کهکشان می شوند.
هیدروژن، اکسیژن و دی اکسید کربن، ترکیباتی هستند که از جو مریخ منتشر میشوند.
این سازمان فضایی همزمان در حال تجزیه و تحلیل الگوهای فصلی مریخ است.
یک سال مریخی برابر با دو سال بر روی زمین بوده و تغییر در دمای ثبت شده در شش سال اخیر مریخ به این مشاهدات منجر شده است.
دماهای ثبت شده از این سیارهها نشان دهنده اثرات مستقیم و غیر مستقیم از طوفان گرد و غبار در جو مریخ است.
سازمان فضایی آمریکا این طوفانهای بزرگ را به A ، B و C طبقه بندی کرده است.
منبع: http://www.asriran.com/fa/news/474004
کشف بقایای فسیل ۷۰۰ هزار سالۀ انسان های کوتوله

بیگ بنگ: پژوهش های باستان شناسان در جزیره فلورس اندونزی منجر به کشف بقایای فسل ۷۰۰ هزار ساله ی انسان موسوم به هومو فلورسینسیس(Homo floresiensis) شد که عموما با نام هابیت یا انسان های کوتوله شناخته می شوند.
پژوهش های باستان شناسان در محوطه تاریخی ماتا منگا در جزیره فلورس اندونزی منجر به کشف شش دندان و بقایای آرواره انسان مشهور به هومو فلورسینسیس یا هابیت شد. این استخوان ها برای یک انسان بالغ و دو کودک است که متعلق به زمانی حدود ۷۰۰ هزار سال پیش هستند. در همین رابطه گرت وان دنبرگ از پژوهشگران دانشگاه وولونگونگ و تیمی از شاگردان وی با بررسی این بقایای فسیل شده احتمال می دهند که این انسان ها متعلق به گونه ای از انسان های راست قامت یا هومو ارکتوس ها باشند که حدود ۳۰۰ هزار سال در این منطقه زندگی کرده اند. این انسان ها قادر به تولید محصولات معدودی بوده و دارای حجم مغزی نسبتا کمی هستند.
وان دنبرگ در این رابطه اعلام کرد: این انسان ها قادر به تولید ابزارهای سنگی بودند و نمی توان آنها را کودن و بی هوش فرض کرد. این فسیل ها در زیر بقایای مواد آتش فشانی برای صدها هزار سال حفظ شده و نسبتا سالم باقی مانده اند. کاوش های تیم پژوهشی فوق در این محوطه باستانی ادامه داشته و دانشمندان امیدوارند تا شواهد بیشتری از انسان های منقرض شده موسوم به هابیت کشف کنند.
گونه انسانی موسوم به هومو فلورسینسیس در بخش هایی از کشور اندونزی زندگی می کرده اند و قد آنها حداکثر سه فوت ( برابر با نود و یک سانتیمتر ) بود. این موضوع سبب شده است تا از این گونه انسانی منقرض شده با عنوان هابیت ها یا انسان های کوتوله یاد شود. در این مطالعات مشخص شد که دندان های این پسرعموهای کوتوله انسان امروزی، دارای ابعاد و ساختاری تقریبا مشابه با انسان مدرن بوده و می توان شباهت های متعددی را بین این گونه انسان های کوتوله و انسان های گروه هومو و انسان مدرن مشاهده کرد.
پژوهشگران همچنین با تجزیه و تحلیل یافته های خود به این نتیجه رسیده اند که انسان های موسوم به هابیت، گونه ای از انسان ها هستند که از شاخه انسان های مدرن منشعب شده و احتمالا از نوادگان انسان های راست قامت یا هومو ارکتوس ها هستند. این انسان ها برای مدت زمانی طولانی در جزایر اندونزی که دارای منابعی محدود بود، زندگی کرده اند. در خاتمه گفتنی است بیشترین بقایای هومو فلورسینسیس در جزیره فلورس در کشور اندونزی کشف شده و این گونه انسانی در حدود ۱۲ هزار سال پیش منقرض شده است. جزئیات بیشتر این پژوهش درنشریه ی nature منتشر شده است.
منبع: بیگ بنگ
علت خشک شدن زاینده رود
سیدیوسف طباطبایینژاد امام جمعه اصفهان:
در اصفهان وضعیت حجاب بد است. عکسهایی به دفتر من رسیده است که زنان در کنار زایندهرود خشک مثل اروپا عکس گرفتهاند همین کارها را میکنید رودخانه که خشک شد بالا دست آن هم خشک می شود.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/473603
وضعیت اسفبار کارگران و کارخانه ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی ایران/ 18 ماه حقوق نگرفته ایم
رئیس شورای اسلامی کار شرکت ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی ایران گفت: کارگران ماشین آلات صنعتی 18 ماه است که حقوق نگرفته اند و امیدمان از پیگیری مسئولان استان هم ناامید شده است.
آن ها اعلام کرده اند که تنها به 150 نفر از کارگران نیاز دارند و بقیه باید تسویه حساب کرده و از شرکت خارج شوند.
دادگستری حاضر بود شرکت را به ازای یک ریال به گروه تراکتورسازی واگذار کند تا آن ها چرخ های کارخانه را راه بیاندازند و حقوق کارگران را بدهند، اما آن ها این را هم نپذیرفتند و از طرف ما بنویسید "لیاقت" این کار را نداشتند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/473511
مرگ تلخ خانواده ۴ نفره در گیلان
این خانواده اهل شهرستان تاکستان در استان قزوین بودند که پس ازسفر به ماسال چادر زده بودند.راز مرگ این خانواده هنگامی فاش شد که ساکنان منطقه با گذشت 3 روز از اقامت آنها هیچ رفت و آمدی در چادر ندیدند.
سه روز قبل بود که یک خانواده 4 نفره به منطقه ییلاقی آمده و در این منطقه چادر زدند اما با گذشت سه روز هیچ صدایی از چادر به گوش نمیرسد یا رفت و آمدی دیده نمیشود.
آنان وقتی بعد از چند بار صدا زدن ساکنان داخل چادر صدایی نشنیدند وارد چادر شده و با صحنه بسیار غم انگیزی روبهرو شدند؛ فضای داخل چادر مملو از دود زغال و چوب بود و پدر و مادر و فرزندان خردسال شان بیجان کف چادر افتاده بودند.
متأسفانه مرد 32 ساله، همسر 24 ساله، پسر 9 ساله و نوزاد چهار ماهه شان قربانی رعایت نکردن اصول ایمنی شدند.
این خانواده چهار نفره اهل قزوین که برای مسافرت به ییلاق ماسال آمده بودند بر اثر گازگرفتگی ناشی از منواکسیدکربن زغال در چادر مسافرتی دچار خفگی شدند.
چهارعضو این خانواده بر اثر استنشاق گاز منو اکسید کربن حاصل از سوختن زغال چوب سه روز قبل ازکشف اجسادشان جان باختهاند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/596612
کارگران کمپرسورسازی تبریز از کمیته امداد استمداد مالی کردند
در نتیجه تاخیر و تعلل 4 ماهه دستمزد کارگران کارخانه کمپرسورسازی تبریز، شماری از کارگران شاغل در این واحد صنعتی با ارسال نامهای از کمیته امداد شهرستان تبریز درخواست کمک مالی و غذایی کردند.
در این نامه که به امضای شماری از کارگران کارخانه کمپرسورسازی رسیده و رونوشت آن نیز به مدیران استانداری آذربایجان شرقی، فرمانداری و اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی شهرستان تبریز ارسال شده است خطاب به رئیس کمیته امداد شهرستان تبریز آمده است: با توجه به اینکه کارگران کارخانه کمپرسورسازی تبریز حدود 4 ماه حقوق معوقه دارند و در تنگنای شدید مالی هستند و هیچگونه اقدامی از طرف مدیران این کارخانه برای حل مشکلات مالی کارگران زحمتکش صورت نمیگیرد و با توجه به قرار گرفتن در ماه ضیافت الهی و نیاز مبرم کارگران این کارخانه به حمایت از طرف این سازمان خیر، خواهشمند است دستور فرمائید در صورت امکان حداقل جیره مناسب غذایی به کارگران این کارخانه اختصاص داده شود.
یکی از کارگران کارخانه کمپرسورسازی تبریز گفت: بیش از بیست و یک روز است که با اعتراض در محوطه کارخانه به دنبال دریافت مطالبات مزدی خود هستیم اما کسی پاسخگوی ما نیست و به مشکلاتی که در زمینه دریافت نکردن 4 ماه حقوق برایمان به وجود آمده؛ فکر نمیکنند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/473513
پژوهشگران: انسان دو بار گرگ را اهلی کرد
این که سگ بهترین دوست انسان، زیرگونه اهلی گرگ است روشن است. آن چه روشن نیست این است که گرگ چگونه اهلی شد. تحقیقات جدید نشان میدهد که اهلی شدن گرگ در دو منطقه صورت گرفته است.
از مدتها پیش این موضوع که سگ در اروپا اهلی شده یا در آسیای شرقی مورد مناقشه بوده است. اینک تیمی تحقیقاتی در دانشگاه آکسفورد بریتانیا با بررسیهای ژنتیکی به این نتیجه دست یافته که سگ در هر دوی این مناطق اهلی شده است.
بر اساس این کار مطالعاتی، سگهای امروزین از گرگهایی منشاء گرفتهاند که در دو منطقه اروپا و خاور نزدیک جدا از هم زندگی میکردهاند.
تا کنون بسیاری از دانشمندان تصور میکردند که سگ تنها یک بار اهلی شده و بعد از اهلی شدن در زیستگاههای انسانها گسترش یافته است.
تیم پژوهشی بینالمللی فوق به ریاست گرگر لارسون ژنهای حدود ۶۰ سگ را که بین ۱۲هزار تا هزار سال پیش میزیستهاند، با ژنهای حدود ۲۵۰۰ سگ امروزین مقایسه کرده است. نتیجه این قیاس که در مجله علمی ساینس به چاپ رسیده این است که نیاکان اولیه سگهای دوران معاصر اروپا و آسیا پیش از این در مناطقی منفک از یکدیگر میزیسته و جداگانه تکامل پیدا کردهاند.
رانده شدن گونه اروپایی
بررسیها بر روی بقایای سگی که حدود ۲۸۰۰ سال پیش در ایرلند میزیسته نتیجه برجستهای در این تحقیقات به دست داده است. مقایسه ژنهای این سگ با سگهای اروپایی امروزین نشان میدهد که سگهای اروپا و آسیا در آن زمان با یکدیگر تفاوت بارزی داشتهاند.
ترکیب این دو زمانی آغاز شد که سگهای آسیایی همراه انسانها به اروپا مهاجرت کرده و در برخی مناطق سگهایی که پیش از این در آن جا زیست میکردهاند را راندهاند. این نتیجه با یافتههای باستانشناسی نیز مطابقت دارد.
هر دوی این بررسیها نشان میدهد که ۱۰ هزار سال پیش هم در اروپا و هم در آسیا سگها میزیستهاند. تنها در آسیای مرکزی است که تا کنون وجود سگها در ۶ هزار سال قبل ثابت شده است.
منبع: دانش و فن فارسی DW
محرومیت یک سوم ساکنان کره زمین از دیدن زیباییهای شبانه آسمان
حدود ۸۰ درصد ساکنین زمین زیر آسمانهای شبانه آلوده به نور زندگی میکنند. در اروپا و آمریکا ۹۹ درصد شهروندان در این شرایط قرار دارند. دانشمندان اطلسی مجازی ساختهاند که میزان آلودگی نوری را در سراسر کره خاکی نشان میدهد.
تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که حتی در صافترین شبهای سال هم بیش از یک سوم ساکنین کره زمین نمیتواند کهکشان راه شیری را ببیند. علت این امر آلودگی نوری است. وجود نورهای مصنوعی باعث روشن شدن بیش از حد محیط میشود که به آن به اصطلاح آلودگی نوری گفته میشود. میزان این نوع آلودگی در برخی نقاط از جهان به حدی زیاد است که ساکنین این مناطق دیگر نمیتوانند آسمان تاریک شبانه را تجربه کنند.
دانشمندان با استفاده از تصاویری با کیفیت بالا که به وسیله ماهوارهای متعلق به سازمان ملی هواشناسی آمریکا تهیه شده است موفق به ساخت اطلسی از کره زمین شدند که میزان آلودگی نوری در سراسر کره زمین را نشان میدهد. نخستین نسخه این اطلس ده سال پیش توسط همین تیم تحقیقاتی تهیه شده بود. اما نسخه جدید که روز جمعه (۱۰ ژوئن/۲۱خرداد) در اختیار عموم قرار گرفته است با استفاده از تکنولوژیهای جدید و پیچیده جزئیات بیشتری را در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
به گفته دانشمندان شرکتکننده در این پژوهش با افزایش جمعیت کره زمین و گسترش مناطق شهری بخشهای بیشتری از کره زمین از دیدن ستارگان و زیباییهای آسمان در شب محروم میشوند.
سنگاپور: آلودهترین شهر به نور
بر اساس نتایج این پژوهش میزان آلودگی نوری در سنگاپور به حدی رسیده است که در این شهر چشم انسان هرگز امکان تطبیق یافتن با نور شب را نخواهد یافت. استفاده گسترده از نور مصنوعی جلوی دید آسمان شبانگاهی شهروندان کشورهای دیگری چون کویت، عربستان سعودی، کره جنوبی، اسرائیل و آرژانتین را گرفته است.
اما همه ساکنین کره زمین زیر آسمانهای آلوده به نور زندگی نمیکند. ماداگاسکار، چاد و جمهوری آفریقای مرکزی جزو کشورهایی هستند که آسمانشان تا حد زیادی هنوز از نورهای مصنوعی پاک است. در این کشورها بیش از ۷۵ درصد جمعیت زیر آسمانهای خالی از نور مصنوعی زندگی میکنند.
ابعاد این نوع آلودگی در برخی نقاط از جهان به حدی رسیده است که ساکنان آن برای رویت آسمانی صاف و ستارگان میبایست کیلومترها از شهر خارج شوند. به گفته دانشمندان در منطقهای در نزدیکی شهر قاهره در کنار رود نیل دیدن حتی ذرهای از کهکشان راهشیری هم غیرممکن شده است.
مناطق دیگری که رویت حتی بخشهای کوچکی از کهکشان راه شیری در آنها به امر محال تبدیل شده است بخشهایی از بلژیک، آلمان، بیجینگ، هنگکنگ و شهرهای لندن، بوستون و واشنگتن را شامل میشود. ساکنین پاریس تنها در فاصله ۸۰۰ کیلومتری از مرزهای این شهر میتوانند زیر آسمانی فاقد آلودگی نوری قرار بگیرند.
بزرگترین خطر: بیتفاوتی
اما نگرانیهای مربوط به آلودگی نوری تنها مربوط به زیبایی آسمان در شب نیست. پژوهشها نشان میدهند که نورهای مصنوعی میتوانند ساعت زیستی بدن انسان را تغییر دهند و در نهایت باعث آسیبپذیرتر شدن افراد در برابر مشکلاتی چون افسردگی، دیابت، بینظمی خواب، اضافه وزن و سرطان پستان شوند. این نگرانی درباره حیوانات هم صادق است.
استفاده از لامپهای خیابانی که نور آنها تنها به سمت پایین هدایت میشود و یا با استفاده از حسگرهای حرکتی نور آنها در ساعات کمترافیک شب کاهش مییابد از جمله روشهاییهستند که برای کنترل میزان آلودگی نوری تا کنون به کار گرفته شدهاند. اما به اعتقاد دانشمندان این پژوهش این اقدامات در برابر سرعت افزایش جمعیت کره زمین بسیار ناچیزاند. از نظر این دانشمندان اما بزرگترین خطر در این ارتباط بیتفاوت شدن نسبت به این نوع آلودگی است.
منبع: دانش و فن فارسی DW
تحقیق جدید: داروی سرطان پستان را باید ۱۰ سال استفاده کرد
۱۳۹۵/۰۳/۲۲
زنانی که سرطان پستانشان مداوا شده است، باید تا ده سال، از داروهای مخصوص استفاده کنند تا سرطان به آنها بازنگردد. در حال حاضر زنان پنج سال از این داروها استفاده میکنند.
به گزارش گاردین، نتایج یک تحقیق مفصل تازه نشان میدهد که پنج سال برای مقابله با مراجعه و پیشگیری از بازگشت سرطان کافی نیست و نیاز به درمانهای طولانیتری برای زنان نجاتیافته از سرطان پستان است.
سرطان سینه، که بیشتر در زنان دیده میشود اما حدود یک درصد از مردان به آن مبتلا میشوند، تبدیل به یک بیماری معمولی شده که محدود به مرزهای جغرافیایی نمیشود و هر سال حدود یک میلیون و هفتصد هزار نفر به این بیماری مبتلا میشوند.
در حال حاضر در سراسر جهان، پس از درمان این سرطان، زنان دارویهای هورمونی را برای متوقف کردن استروژن در بدن و بازگشت دوباره سرطان استفاده میکنند. اما به خاطر عوارض جانبی این داروها و همینطور بهتر شدن حالشان، بسیاری از این افراد در همان سالهای اول، استفاده از داروها را متوقف میکنند.
اما تحقیقی که نتایج آن در مجله علمی پزشکی نیوانگلند منتشر شده و در یک کنفرانس مهم درخصوص داروهای مبارزه با سرطان در شهر شیکاگو هم عرضه شد، به پزشکان پیشنهاد میکند که از بیماران نجاتیافته از سرطان بخواهند برای یک دهه کامل از داروهای مهارکننده آروماتاز استفاده کنند؛ مهارکنندههای آروماتاز گروهی از داروهای هورمونی هستند که توسط زنان بعد از درمان سرطان پستان استفاده میشود.
در حال حاضر هر ساله چهل هزار زن در بریتانیا که انواع شایع سرطان پستان را پشت سر گذاشتهاند از داروهای مهارکننده آروماتاز استفاده میکنند. برای زنانی که هنوز به سن یائسگی نرسیدهاند داروی دیگری به نام تاموکسیفین هم تجویز میشود. اما این داروها اثرات جانبی قوی دارند.
به عنون مثال تاموکسیفین میتواند عوارضی مانند حس گُرگرفتگی، حالت تهوع، کاهش میل جنسی، و تغییرات سریع خُلقی را در پی داشته باشد. مهارکنندههای آروماتاز هم میتوانند عوارضی مانند درد مفصل و شکنندگی استخوان را در پی داشته باشند.
اما با وجود همه این عوارض جانبی، تحقیقات نشان میدهد زنانی که به مدت ۱۰ سال تاموکسیفین مصرف کردهاند نسبت به زنانی که فقط پنج سال از این دارو استفاده کردند کمتر با بازگشت سرطان مواجه بودهاند. تحقیقات دیگر نشان میدهد که امکان بازگشت سرطان پستان حتی تا بیست سال بعد از درمان اولیه وجود دارد؛ بنابراین مصرف دارو حتی بعد از مداوای کامل سرطان به شدت توسط پزشکان توصیه میشود.
منبع: دانش و فن فارسی RF
حق آرایش
آرایش غلیظ شرط ادامه کار در بعضی بیمارستان های خصوصی تهران. خبری غافلگیر کننده که ظاهرا چند ماه و اندک سالی است در برخی درمانکده های خصوصی رواج یافته است. ادعایی که حکایت از بروز تخلف در بعضی بیمارستان های خصوصی تهران دارد و اینکه برخی بیمارستان های بخش خصوصی در تهران، پرستاران خانم خود را با پرداخت مبالغی تحت عنوان «حق آرایش» آنهم خارج از پرداخت های قانونی و البته بدون اینکه ردی از این پرداخت در فیش حقوقی شان باقی بماند، مجاب به داشتن رنگ و لعاب های آنچنانی و اصطلاحا انجام آرایش های غلیظ می کنند تا شاید از این طریق بیماران بیشتری حاضر به طی کردن ادامه درمانشان در این بیمارستان ها شوند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/473892