عکس


عکس برتر محرم 95


شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (320)

من دیگر در سینمای ایران کاری نخواهم کرد

 سایه سیاست در عرصه فرهنگ اجازه نمی‌دهد، امور فرهنگی مسیر طبیعی خود را طی کند.

 فریبرز عرب‌نیا این روزها در خارج از کشور به سر می‌برد و در هیچ پروژه سینمایی حضور ندارد. او از سینمای ایران و مدیریت بسیار ناراضی و گلایه‌مند است. بازیگر  نقش شهید چمران در فیلم سینمایی «چ» و مختار در «مختارنامه» روز اول محرم در گفت‌وگویی درباره وضعیت حضور خود در سینمای ایران و همچنین بازپخش‌های چندین‌باره مجموعه «مختارنامه» و به سرانجام نرسیدن همکاری‌ دوباره‌اش با داود میرباقری سخن گفت. این شاید اولین گفت‌وگوی مفصل فریبرز عرب‌نیا است که پس از سال‌ها پیرامون مباحث مختلف انجام شده است.
 
 فریبرز عرب‌نیا: دیگر در این سینما کار نخواهم کرد


در حال حاضر مشغول پرداختن به امور زندگی هستم. بیشتر وقتم صرف آشپزی و خانه‌داری می‌شود و سامان دادن به کارهای جان‌یار و کمک به او در کارهایش اولویت زندگی‌ام است. اوقات فراغتم را نیز به ورزش و مطالعه می‌پردازم.

زمانی که من بیرون از ایران هستم، تقریباً از سینما بی‌خبر می‌شوم و از طریق اینترنت و فضای مجازی پیگیر اتفاقات می‌شوم و موضوعات را دنبال می‌کنم. اما فیلمنامه‌ای با نام «هجرت» موجود هست که یکی دو سال پیش روی آن کار می‌کردم و به پیشنهاد برخی از دوستان در کشور سوئد آماده شد که موضوعی درباره  مهاجرت دارد. قرار بود این پروژه تابستان گذشته اجرایی شود که به خاطر شرایط من و قراردادم با پروژه «ماه تی‌تی» متاسفانه به سرانجام نرسید و فصلش هم گذشت. امیدوارم سال دیگر بتوانم آن را انجام بدهم.

 از فیلم «گاهی» اصلاً راضی نیستم. خروجی کار بسیار ضعیف از آب درآمده است؛ به دو دلیل خیلی مهم: اول اینکه تهیه‌کننده و کارگردانش اشخاصی نابلد بودند! نتیجه‌اش هم می‌شود این که با وجود زحمت عوامل و انرژی که گذاشتیم، کار بسیار سطحی از آب درآمده است و ایراداتی فاحش دارد.

درباره «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» نمی‌توانم هیچ نظری بدهم چون هنوز نتیجه کار را ندیده‌ام. اما در مورد اینکه می‌تواند موفق باشد، ندیده هم می‌توانم بگویم که چرخه اکران در ایران و موفقیت در فروش فیلم به عوامل  زیادی بستگی دارد که این عوامل متاسفانه نه سینمایی و فرهنگی و نه هنری هستند. در حال حاضر تاثیرات ویرانگر سیاست است که بر روی حیات سینما سایه افکنده و روی فروش فیلم‌ها تاثیر می‌گذارد.

برای بازپس‌گیری حق و حقوقم از فیلم‌های «آخرین بار کی سحر را دیدی» و «گاهی»بعد از یک سال و چندین ماه دوند‌گی در ایران و خارج از ایران نهایتاً کار به جایی رسید که خانه سینما و شورای حل اختلاف، حق را به بنده دادند. طرفین دعوا را که آقای امیر پورکیان (فیلم «گاهی») و آقایان فرزاد موتمن و سعید عصمتی(«آخرین بار کی سحر را دیدی؟!») بودند ملزم به پرداخت دیون‌شان‌ به اینجانب کردند. درنهایت وقتی کار به ارشاد رسید این وزارت‌خانه کم کاری کرد و من به حقم نرسیدم.

درهمین راستا آخرین بار با آقای فرجی صحبت کردم که قول‌هایی شنیدم مبنی براینکه جلوی اکران این فیلم‌ها گرفته می‌شود تا حساب‌شان را تسویه کنند، اما این اتفاق هم نیفتاد.

هردو فیلم «گاهی» و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» اکران شد و می‌شود و متاسفانه به نظر می‌رسد ما همچنان باید از حقوق خودمان بگذریم اگرچه حق با ماست. دلیل آقایان درباره فیلم «گاهی» این بود که با حکم قوه قضاییه، حکم خانه سینما بلااثر می‌شود و نکته جالب و تاسف‌برانگیز ماجرا هم این است که آن حکمی که امیر پورکیان به ارشاد ارائه داده، یک فتوکپی بدون امضا است! دوستان در ارشاد حتی به خودشان زحمت ندادند که از او بخواهند حکم اصلی را ارائه بدهد و فقط منتظر هستند تا با کم‌ترین نشانه‌ای مسئولیت را از دوش خودشان بردارند.

به گفته حقوق‌دان‌هایی که با آنها مشورت کردم، آن حکم مشکوک و ایرادات جدی قضایی دارد. یکی از ایرادات این است که من را مجهول الآدرس اعلام کردند درحالی که از بنده سه نشانی در پرونده موجود است؛ از جمله نشانی که خانه سینما هم حکم را به آن ارسال کرده است. معلوم است که آقای پورکیان و دوستان از غیبت من استفاده کردند و ادعایی مخدوش را به قاضی‌ رساندند که این قاضی به نظر نه از سینما خبری داشته و نه از حضور من در خارج از ایران و آدرس‌هایم در کشورم.

یکی دیگر از ایرادات این است که نوشته‌اند متن به امضای فرد رسیده نه هیئت مدیره درحالی که یک هیئت، شورای حل اختلاف بوده است و... همه اینها را کنار بگذاریم ارشاد بی‌توجهی غیرمسئولانه کرده است که حتی اگر حکم درست باشد هم زمانی برای اعاده دادرسی و تجدید نظرخواهی در حکم وجود دارد و حکم هنوز قطعی نیست که آنها نسبت به این بند بی‌توجه بودند.

نمی‌دانم چطور به آموزه‌های دینی‌مان نگاهی ندارند که حتی یک کشور هم با کفر ممکن است حیات داشته باشد، اما با ظلم نه و این یک ظلم مشهود است و در این موضوع حق مسلم من خورده ‌شد. مسئولان، فیلم در چرخه اکران کم دارند و برای همین حاضر هستند هر فیلمی را اکران کنند و در این راستا با ساده‌انگاری حقوق کسانی مثل من را زیر پا می‌گذارند. در کل باید بگویم تنها بزنگاه برای رسیدن من به حقم ارشاد بود که آن هم به لطف بعضی از مدیرانش از دست رفت، این میزان از تعهد و وظیفه‌شناسی را به آنها تبریک می‌گویم و برای خود و همکارانم متاسفم.
 
 فریبرز عرب‌نیا: دیگر در این سینما کار نخواهم کرد

گفته می‌شد در پروژه جدید داود میرباقری به نام «ماه تی تی» حضور خواهید داشت اما این همکاری به نظر منتفی شد، چرا؟

من با تهیه‌کننده قرارداد منعقد کرده بودم و آماده شده بودیم که برای اقامت پسرم و تحصیلش راه‌حل‌هایی پیدا شود تا من بتوانم هفت ماه با این پروژه همراه باشم اما متاسفانه به نظرم رسید که این پروژه توان انجام تعهدات را ندارد. درنهایت با تایید حدس بنده از طرف تهیه‌کننده متوجه شدیم نه تنها قول‌هایی که به بنده داده شده که حتی بر امضاهایی که در قرارداد وجود داشت هم جای شک و شبهه بود. برای همین من ترجیح دادم دوستی‌ها حفظ شود و مشکل دیگری برایم پیش نیاید.
 
خیلی بی‌پرده باید بگویم برای سه  فیلم آخری که کار کردم بلااستثناء دستمزدم را کامل دریافت نکردم و این انگار یک رویه عادی در سینما و تلویزیون شده است. من ترجیح دادم دوباره دچار این معضل نشوم به خاطر اینکه شکل زندگی‌ام و اقامت پسرم و تحصیلش در خارج از کشور اجازه همچنین مسائلی به من نمی‌دهد، برای همین از پروژه «ماه‌تی‌تی» جدا شدم.

هنرمندان اغلب نسبت به این موضوع که به ناحق مورد داوری و قضاوت قرار می‌گیرند گلایه می‌کنند این گلایه ها از وقتی بیشتر شد که نشریه یالثارات اول نسبت به پوشش هنرمندان در جشن حافظ و حالا به سه نفر از سینماگران شاخص هتاکی و توهین کرده است ، شدت گرفت. شما به عنوان یکی از بازیگران مهم سینمای ایران در این باره واکنش یا اظهارنظری ندارید؟

نظری ندارم، اما به شکل خیلی کلی می‌توانم بگویم که متاسفانه این گردابی که هنرمندان در آن مشغول غرق شدن هستند به این دلیل است که تنها از زاویه سیاست به مسائل نگاه، و فرهنگ نادیده گرفته می‌شود. برخوردها همه سیاسی است و کنش‌ها همه براساس منافع سیاسی است. اگر کنشی انجام بشود قطعاً سیاسی است و اگر انجام نشود هم باز سیاسی است.

متاسفانه به ریشه‌ها پرداخته نمی‌شود؛ ریشه‌ها یعنی اصلاح قوانین سینمایی، یعنی ایجاد قوانین جدید در مجلس و گذراندن آن از تصویب برای همه نهادها، ریشه‌ها یعنی تعریف درستی از فرهنگ و نگاه ما به آن و اینکه اساساً چه توقعی از آن داریم. ریشه‌ها یعنی اینکه تمام فرهنگ را در مقابله با سینما و موسیقی و نابودی دیده‌ایم. مسائلی که باید از ابتدا در مدارس به بچه‌ها آموزش داده شود مثل نحوه رابطه با دیگران، رانندگی، بهداشت، نگهداری از محیط زیست، اخلاق پهلوانی و.... کاملاً نادیده گرفته می‌شود و همه چیز صرفاً از زاویه سیاست و سیاست‌زده‌گی دارد به قهقهرا می‌رود.

امیدوارم با این اتفاقات مسئولین به خودشان بیایند و کاری بکنند. این مسائل و توهین‌ها مستقیماً مرتبط با بهداشت روانی و ناهنجاری‌هایی است که اگر کمی مسئولین سیاست را کنار بگذارند و به مسائل انسانی توجه نشان بدهند شاید شاهد تغییرات مثبت باشیم.
 
به نظرم می‌آید که در همه عرصه‌ها به خواب غفلت فرو رفته‌ایم و خیلی ارزش‌ها فراموش شده است. امیدوارم مسئولینی که همچنان با دغدغه‌مندی بدون توجه به منافع شخصی یا حزبی‌شان با صداقت دارند زحمت می‌کشند و به رضایت خالق و مخلوق فکر می‌کنند بتوانند بیشتر از قبل در کارشان موفق باشند.

من یک آدم فرهنگی هستم و علاقه‌ای ندارم حرف سیاسی بزنم، اما به واسطه دغدغه‌های فرهنگی‌ام حضور ویرانگر سیاست را در این عرصه، پررنگ‌تر از هرچیزی می‌دانم. متاسفانه در زمینه فرهنگی، دولت اصلاً و به هیچ عنوان موفق نبوده و عقب‌گرد داشتیم؛ این دیگر اظهرمن‌الشمس است. بیش از هرچیز به نظر می‌رسد که همیت دولت در سیاست‌های وزارت ارشاد مورد غفلت واقع شد. امیدوارم این رویه هرچه سریعتر اصلاح شود چون تمام این مسائل ریشه فرهنگی دارد. خودخواهی‌ها، بی‌توجهی به دیگران، ظلم ، فساد و... همه و همه به خاطر فقر فرهنگی است.
 
این انتقادات هم به معنی زیرسوال بردن دولت اقای روحانی نیست و حرف‌های من در مواجهه با مسائل فرهنگی در این دولت زده شد و شئون دیگر را زیر سوال نمی‌برم و شاید لازم باشد بگویم که من مثل دوره قبل بازهم به آقای روحانی رای خواهم داد، مگراینکه شخص بهتری نسبت به این کاندیدا پا به عرصه بگذارد.

وقتی هنور بعد از بارها پخش «مختارنامه» را می‌بینم که مخاطبین با شوق نگاه می‌کنند و بازی من و سریال هم برای‌شان تکراری نشده قطعاً باعث خوشحالی من است. اما از چند جهت هم موجب نگرانی‌ام می شود به جای اینکه بگویم ناراحت می‌شوم باید تاکید کنم که نگران می‌شوم چرا که در درجه اول این موضوع نشان دهنده این است که تولیدات خوب انجام نمی‌شود و اصطلاحاً کفگیر به ته‌ دیگ خورده است.

دومین موضوعی که نگرانم می‌کند این است که ممکن است این مجموعه به جهت تکرار زیاد به قول شما لوث شود. اما چیزی که بیشتر نگرانم می‌کند این است که بازهم نگاه سیاسی - عقیدتی بر موضوع سایه انداخته؛ نگاهی که هنر را موظف می‌داند و برایش کارکرد متصور است و آن کارکرد را هم در معنی کردن فرهنگ به صورت خیلی محدود و فقط با توجه خطوط قرمز تلویزیون و ارشاد  پیش می‌برد نه نگاه و دغدغه‌مندی فرهنگی.

وقتی به ریشه‌یابی این پدیده هم برسیم که قطعاً همگی نگران‌تر می‌شویم وقتی ندانیم این نگاه با سرنوشت کشور ما چه خواهد کرد. درنتیجه با عنوان همه این نگرانی‌ها باید بگویم امیدوارم وقتی که «مختارنامه»  نزد مردم عادی شد و  از آن استقبال نکردند این مجموعه دیگر پخش نشود. 

فریبرز عرب‌نیا: دیگر در این سینما کار نخواهم کرد

از نگاه من اصلا ما سینمایی نداریم به معنای اینکه وقتی مخاطبان، فروش و تولید قابل دفاع وزین مثل تک‌ستاره‌ها می‌آیند و می‌روند این دیگر اسمش سینما نیست چون جریان نیست، اتفاق است؛ یک اتفاق نادر. اما در جریان تولید مداوم حرفه‌ای خواه ناخواه آثار قابل دفاع و وزین هم بیرون می‌آید چون در آن شرایط کارگردانان سینما با تعداد بیشتری و بازیگران و عوامل متعدد در حال اجرای فیلمنامه‌های متنوع و براساس سلیقه ها و گروه‌های سنی مختلف جامعه خواهند بود نه فقط با اهداف و جهت‌گیری‌های صرفاً حکومتی.

سینمایی که کارهای فرمایشی داشته باشد و اتفاقات تک‌ستاره‌ای، سینمای مداوم و صاحب حیات نیست. مثل بچه‌ای است که نشسته است و هرچند ماه یک بار بلند می‌شود و دوباره می نشیند؛ این کودک سالم نیست چون نشسته است، فعلاً که نشسته است امیدواریم کمی بعد کلاً ‌نخوابد.

با صراحت اعلام می‌کنم که تا وقتی مسئولین فعلی ارشاد از وزیر تا مدیران میانی بر سرکار هستند، من دیگر در سینمای ایران کاری نخواهم کرد. از همه بیشتر هم خودم متاسف هستم اما این تنها راهی هست که برای مقابله با این اتفاقات دارم. دوستی می گفت در دوره قبل هربار به ارشاد می‌رفتی با جواب «نه» برمی‌گشتی اما در این دولت پاسخ «آره» می‌گیری اما کارت انجام نمی‌شود. این تلخ‌کامی‌اش بیشتر است. آنچه که برمن می‌رود نماد و سمبلی است از آن چیزی که برهمه ما سینماگران می‌رود.
 
به این جهت من صرفاً به خاطر نشان دادن اعتراضم درمورد بی‌توجهی مسئولین ارشاد به حقوق هنرمندان و آینده‌شان و مصائبی که درگیرش هستند دیگر با این مدیریت کار نخواهم کرد. حتی اگر با رای دادن دوباره من به آقای روحانی دوباره همین سیاست‌ها در ارشاد باشد، باز هم پایم را به سینما نمی‌گذارم و کار نخواهم کرد. برای همه همکارانم از همین جا آرزوی موفقیت می‌کنم. امیدوارم بتوانم برای کشورم و مردم و فرهنگ ایران عزیز فردی مفید باشم.

ببینید من باز تاکید می‌کنم که با این سیاست‌های ارشاد دیگر در سینمای ایران کار نخواهم کرد؛ یعنی تولیدی که در داخل ایران باشد و براساس قواعد وزارت ارشاد و چرخه اکران و مسائل حقوقی مرتبط با آن (از جمله شکایات) صورت بگیرد. وقتی رویه این باشد بله دیگر کار نخواهم کرد؛ البته شاید بتوان این را هم گفت که درحال حاضر دیگر کارگردانی که بخواهد این‌قدر من را وسوسه کند که در فیلمش نقشی بازی کنم وجود ندارد و تولیدات اینقدر ترغیب کننده نیستند.
 
فقط می‌ماند همان آقای فرهادی که آن هم قطعاً اگر در یک پروسه تولید جهانی باشد صد در صد بدون فکر پاسخ مثبت خواهم گفت. اما اگر آن پروژه داخل ایران باشد و براساس فیلمنامه مصوبی ارشاد و درگیر چرخه و شورای اکران و با این مدیران باشد، بله، قطعاً خواهم گفت: نه!

زن گریمیمور

گریم را می توان به نوعی جادوی سینما نامید. بارها و بارها پیش آمده که چهره بازیگران با استفاده از این کار به طور کامل تغییر کرده و یا حتی شبیه به موجودات افسانه ای شده است.


 از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد

کاربرد این روش تنها در صنعت سینما نیست و اشخاص با سلیقه های متفاوت می توانند این هنر را دنبال کنند. به همین دلیل می خواهیم به خبری جالب در این رابطه بپردازیم.

«لوسیا پیتالیس» (Lucia Pittalis) هنرمندی ایتالیایی است که می تواند با استفاده از گریم، خودش را به شکل شخصیت های مشهور درآورد. وی برای این کار ساعت ها زمان صرف می کند و تصاویر خود را در حساب اینستاگرامش به اشتراک می گذارد. هنرمند و نقاش ۴۵ ساله به علت علاقه شدید به رنگ ها، شیفته گریم شد و تصمیم گرفت این کار را دنبال نماید.

وی در این رابطه توضیحاتی ارائه نموده که در ادامه آن ها را با یکدیگر می خوانیم:

من ۴ سال پیش در شب هالووین تصمیم گرفتم خودم را به شکل شخصیت های مشهور درآورم. برای نخستین کار شخصیت «لیمی کِلمیستر» (Lemmy Kilmister) را انتخاب نمودم و نتیجه به حدی رضایت بخش بود که حتی دوستانم نیز به اشتباه افتادند. من علاقه زیادی به این کار دارم و می توانم تعجب دیگران را برانگیزم. اگر فردی از نزدیک به چهره ام نگاه کند، احتمالا به نقاشی روی صورت من پی خواهد برد، اما اشخاصی نیز وجود دارند که واقعا مرا با هنرمندی دیگر اشتباه می گیرند. یکی از جالب ترین اتفاقات، اشتباه یک گروه موسیقی در دعوت من به عنوان گیتاریست بود، زیرا من خودم را شبیه او درآورده بودم.

معمولا سه تا پنج ساعت زمان می برد تا خانم لوسیا چهره اش را دگرگون سازد. وی از ابزارهای حرفه ای تئاتر استفاده می کند که علی رغم نتیجه مطلوب، هزینه زیادی به همراه دارد.

در ادامه نگاهی به این تصاویر و هنر خانم پیتالیس می اندازیم.
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 
 
از دنیل کریگ تا جانی دپ؛زنی که با گریم خودش را به هر شکلی در می آورد 

تاثیر زمان بر چهره

وبسایت روزیاتو - حسام حداد: بابی نیل ۳۶ ساله بود که متوجه شد چقدر شبیه یکی از عکس های خود در ۶ سالگی است. همین شباهت ساده کافی بود تا برای درست کردن عکس های مرکب الهام بگیرد.

او از تکنیک های مدرن استفاده کرد تا عکس های قدیمی را با عکس های جدید پیوند دهد.

بابی نیل آدامز در سن ۶ و ۳۶ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد

بابی نیل می گوید: در تاریکخانه هر دو عکس را به یک اندازه در آوردم و پرینت گرفتم. همین که عکس ها خشک شدند آن عکسی که جدید تر بود را پاره کردم و روی عکس قدیمی گذاشتم و با چسب چسباندم.

بابی نیل آدامز این کار را برای ده ها عکس دیگر انجام داد. در ادامه می توانید کارهای بابی نیل آدامز را ببینید.

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
لورنا در ۷ و ۲۵ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
کریس در ۱۲ و ۴۵ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
کریستین در ۷ و ۴۱ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
سیلوانو در ۱۲ و ۵۱ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
ایزی در ۴ و ۳۶ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
نیک در ۹ و ۳۳ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
کلی در ۱ و ۲۸ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
کریستین در ۶ و ۴۱ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
سیمون در ۸ و ۳۲ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
تورنادو در ۲ و ۳۷ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
دن در ۷ و ۳۵ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
کوین در ۳ و ۳۳ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
جاناتان در ۸ و ۳۳ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
وارنر در ۶ و ۳۳ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
سیلوانو در ۸ و ۵۱ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
ری در ۵ و ۵۰ سالگی

نمایش زیبای تاثیر زمان بر چهره افراد
کتی در ۶ و ۳۶ سالگی

80 کرم در گوش

پزشکان بیمارستانی در هند طی یک عمل جراحی موفق شدند 80 کرم را از داخل گوش یک دختر 4 ساله بیرون کشیدند.

80 کرم از گوش این دختر بیرون کشیده شد +تصاویر

80 کرم از گوش این دختر بیرون کشیده شد +تصاویر

این دختر 4 ساله در روستایی در هند زندگی می‌کند و حشره‌ای که در آن مناطق زندگی می‌کند و به فضاهای تاریک و کثیف علاقه دارد داخل گوش او رفته بوده است و در گوش او تخم‌ریزی کرده بود.

80 کرم از گوش این دختر بیرون کشیده شد +تصاویر

80 کرم از گوش این دختر بیرون کشیده شد +تصاویر

در روز 8 اکتبر بود که پدر و مادر این دختر 4 ساله او را برای معاینه گوشش که درد می‌کرد به بیمارستان آوردند و پزشکان این بیمارستان بعد از انجام معاینات این قضیه را اعلام کردند.

80 کرم از گوش این دختر بیرون کشیده شد +تصاویر

متخصص گوش و حلق و بینی این بیمارستان بعد از انجام معاینه روی این دختر گفت که حشره مذکور به داخل این دختر بچه نفوذ کرده است و در آنجا 80 تخم گذاشته است که این کرم‌ها بعد از مدتی از تخم بیرون آمدند و باعث آزار دادن گوش دختر شده‌اند.

مورچه


 مورچه در حال نوشیدن برف


تصویر کم نظیر از یک مورچه درحال نوشیدن قطره برف

پای انسان


تصویر پای انسان در کفش پاشنه بلند با اشعه ایکس


111

آمار واقعی طلاق اعلام نمی‌شود

 مشکلات اقتصادی خانواده‌ها را تهدید می‌کند


آمار واقعی طلاق اعلام نمی‌شود/ مشکلات اقتصادی خانواده‌ها را تهدید می‌کندمحمد کاظمی، نایب رئیس کمیسیون حقوقی‌وقضایی مجلس شورای اسلامی : کتمان آمار واقعی طلاق به دلایل مصلحت جویانه مشکلی راحل نمی‌کند،  دغدغه مردم کشور آمار واقعی طلاق نیست بلکه آنها به دنبال حل مشکلاتی هستند که در حال حاضر با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند بنابراین چه آمارها واقعی باشد چه غیر واقعی، آنها حقیقت را در اطراف خود خواهند دید.

 به جای کتمان آمار واقعی باید به دنبال اهداف مهمتر و تدوین برنامه‌های تأثیر گذار در کاهش طلاق باشیم.

 با ریشه‌یابی علت افزایش طلاق متوجه خواهیم شد که نابسامانی اقتصادی از مهمترین دلایل آن است بنابراین تقویت سرمایه‌گذاری و بنیه اقتصادی کشور در کاهش طلاق نقش بسزایی دارد و ادامه روند فعلی تهدید بزرگی در تخریب و نابودی خانواده به شمار می‌رود.

نایب رئیس کمیسیون حقوقی‌وقضایی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه متأسفانه مشکلات کشور به شوخی گرفته می‌شود، گفت: بهتر است یک مسئول عالی رتبه به دفتر نمایندگان مجلس مراجعه کند و از نزدیک شاهد درخواست‌ها و مشکلات مردم قرار گیرد زیرا مدیران ارشد باید از نزدیک نابسامانی‌های جامعه را لمس کنند تا در انجام وظایف خود جدی‌تر باشند.

جامعه عاری از جرم

امیری‌اصفهانی خواستار شد

اگر اعتیاد در شکل تجاهر ظاهر شود، جرم است

اعتیاد

نشست تخصصی و کاربردی «روش شناسی راهکارهای پیشگیری و مقابله با آسیب های اجتماعی» با مشارکت معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه در دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش ایسنا، در این نشست مهدی امیری‌اصفهانی قائم مقام معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه عنوان کرد: رسالت انقلاب اسلامی، زمینه سازی برای ارتقای انسان در نقطه اوج کرامت خود و ایجاد نظام پیشرفته و عاری از جرم است که به طور ویژه در قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است. دولت به معنی عام (کل حاکمیت) وظیفه دارد زمینه های جامعه عاری از آسیب را فراهم کرده و رشد فضائل اخلاقی و دور ساختن آحاد جامعه از هر نوع تباهی را در دستور کار داشته باشد.

وی افزود: اما از طرفی تلاش دشمنان نظام جمهوری اسلامی  بر این مبنا استوار است که این هدف را مخدوش کند و می بینیم در سال های گذشته واژه‌های تکان دهنده‌ای از طرف مقام معظم رهبری مثل شبیخون فرهنگی، غارت فرهنگی، قتل عام فرهنگی و ناتوی فرهنگی مورد تاکید قرار گرفته است.

امیری اصفهانی اضافه کرد: در حالی که در قانون اساسی توصیف شده نظام اسلامی می خواهد انسان را به کمال برساند به تعبیری ماموریت نظام اسلامی فرا ملی است؛ لذا اساساً در این نظام، جرم پذیرفته نیست و با این نگاه، پیشگیری از وقوع جرم، باز تولید گفتمان نظام اسلامی است، یعنی اگر از این منظر نگاه کنیم موضوع در اعتقاد ما قرار می گیرد و این یک رکن است.

قائم مقام معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه گفت: البته امروزه در دنیا اثبات شده که رویکرد مقابله ای تنها راه حل خروج از بحران های اجتماعی و روابط نامناسب و گسترش ناهنجاری ها نیست و قطعاً «پیشگیری» با دامنه گسترده تری نسبت به «مقابله» مورد توجه قرار گرفته است.

وی خاطرنشان کرد: دانشگاه‌ها در امر پیشگیری از آسیب های اجتماعی پیشرو هستند و انتظاری که از آنها وجود دارد این است که در حوزه جنگ نرم افسران ارشد باشند و پیوند بین آسیب ها، مطالعات و پیشگیری یک ضرورت است. همه آحاد جامعه حق دارند در یک جامعه عاری از جرم زندگی کنند  و سوال اینجاست که برای احقاق حق زندگی در جامعه سالم چه باید بکنیم؟

امیری اصفهانی ادامه داد: گاهی جرم زائیده آسیب اجتماعی است، مثل طلاق که جرم نیست و فی نفسه آسیب اجتماعی است اما طلاق جرایم زیادی را ممکن است باعث بشود یا اعتیاد اگر در شکل تجاهر ظاهر شود جرم است و زمینه های آسیب را در خانواده ایجاد می کند و ارتباط بین جرم و آسیب اجتماعی مهم است و غفلت از آن خیلی مهمتر است.

این مقام مسئول یادآور شد: جرم به خودی خود شکل نمی گیرد و یک فرایند منتهی به وقوع آسیب می شود. پس هم شکل فرایندی دارد و هم چند وجهی و پیچیده است و به یک حوزه مرتبط نمی شود و شناخت وجوه آن ضرورت دارد و باید مورد توجه جدی قرار گیرد.

وی در ادامه افزایش اعتماد عمومی و ارائه تصویر مناسب از نظام را یکی از الزامات پیشگیری از آسیب های اجتماعی دانست و گفت: اعتقاد و باور به پیشگیری در همه بخشهای حاکمیت یک ضرورت است. همچنین جدی نبودن سیاست های کلان در امر پیشگیری از جرم و آسیب های اجتماعی کاملا محسوس است؛ چراکه خود سیاست های کلان وحدت آفرین هستند.

امیری اصفهانی اضافه کرد: پیشگیری محقق نمی‌شود الا با پرهیز از بخشی نگری و توجه جدی به موضوع فرابخشی بودن پیشگیری و بین بخش‌های مختلف باید همگرایی شکل بگیرد تا از اسراف منابع جلوگیری شود.

قائم مقام معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه همچنین خاطرنشان کرد: توجه به پیشگیری رشد مدار با توجه به جمعیت جوان و نقشی که در آینده برای راهبری جامعه دارند و ارتقای آگاهی های عمومی و اطلاع رسانی از وضع موجود از الزامات جدی امر پیشگیری است.

وی در پایان پیشگیری را با توجه به سخنان مقام معظم رهبری یک امر علمی دانست و به عنوان یک مطالبه از دانشگاهیا ن خواست تا قوه قضاییه را در این مسیر همراهی کنند.

فروشِ نوزاد ۴۰ روزه

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : انتشار یک آگهی عجیب اینترنتی برای فروش نوزاد ۴۰ روزه به قیمت ۵۰۰۰ یورو، پلیس آلمان را حیرت‌زده کرد.

پلیس شهر "دویسبورگِ" آلمان در جستجوی سرنخ آگهی فروش یک نوزاد دختر در یک سایت اینترنتی تجاری است.

ردیابی آگهی، آدرس خانه والدین کودک را نشان می‌دهد اما پدر و مادر بچه خود را بی‌خبر از همه چیز معرفی می‌کنند و مدعی هستند که فرد دیگری از اشتراک اینترنتی آنها استفاده کرده است.

این آگهی روز سه‌شنبه ۱۲ اکتبر در سایت تجارتی eBay از سوی فروشنده‌ای با نام کاربری "یخچال" منتشر شده است. اعلان نیم‌ساعت روی سایت بوده تا یکی از کارکنان سایت آن را می‌بیند و متعاقب آن، آگهی فیلتر و پلیس خبردار می‌شود.

شوکِ آگهی فروشِ نوزاد ۴۰ روزه در اینترنت‌ + تصویر
 
به گزارش دویچه‌وله، عکس نوزاد ۴۰ روزه با چشم‌های کنجکاو خیره به دوربین، پیوست آگهی و قیمت پیشنهادی ۵۰۰۰ یورو بوده است.

پلیس، چهارشنبه ۱۳ اکتبر برای بازبینی محل، وارد خانه والدین نوزاد می‌شود. آنها بازجویی می‌شوند اما دخالت در آگهی فروش را رد می‌کنند. طفل با حکم اداری به یک مرکز مخصوص نگهداری منتقل می‌شود.

اسم بچه "ماریا"ست و در آگهی با زبان آلمانی "شکسته بسته" نوشته شده که طفلی ۴۰ روزه به همین اسم فروخته می‌شود. عبارت بی‌معنایی با عنوان "die mich mehr Atf" نیز در آگهی بوده که پلیس نتوانسته از آن رمزگشایی کند.

پدر و مادر بچه، پناهجو و به ترتیب ۲۸ ساله و ۲۰ ساله هستند. در این خانه یک نفر دیگر از اعضای خانواده زندگی می‌کند. پلیس نگفته که نسبت او با والدین بچه ۴۰ روزه چیست.

از زمان کشف این آگهی تا روز گذشته (جمعه) ۱۴ اکتبر، هنوز روشن نشده که چه کسی پشت نام "یخچال" قرار دارد.

پلیس به موضوع تجارت انسان ظنین است و احتمال استفاده فردی دیگر از اتصال اینترنتی والدین کودک را از نظر دور ندارد. با این همه در درجه اول بحث بر سر این است که موضوع جدی بوده یا یک شوخی بی‌مزه!
منبع: ایسنا

بیمه ای خدمات روان پزشکی


نبود چتر بیمه بر سر خدمات روان پزشکی


رئیس انجمن روان پزشکان ایران با تاکید بر لزوم پوشش بیمه ای خدمات روان پزشکی در ایران گفت: درحال حاضر به غیر از داروهای بیماران روان پریش، هیچ یک از خدمات روان پزشکی پوشش بیمه ای ندارند.
دکتر احمد جلیلی در نشست خبری سی و سومین کنگره سالانه انجمن علمی روان پزشکان ایران اظهار کرد: مشکل اصلی روان پزشکان و بیماران روانی در ایران نبود پوشش بیمه ای واقعی در این زمینه است؛ این درحالی است که بیماری های روانی نقش اساسی در بروز بیماری های جسمانی دارند.
وی توضیح داد: مطالعات زیادی نشان داده اند که عامل اصلی بروز بیماری های قلبی و عروقی، بیماری های گوارشی و مغز و اعصاب در بسیاری از موارد بیماری های روانی بوده است؛ بنابراین در صورت درمان به موقع بیماری های روانی که یکی از الزامات آن پوشش بیمه ای هزینه های درمانی آن است، می توان از بروز اینگونه بیماری های مزمن پیشگیری کند.
جلیلی ادامه داد: به عنوان نمونه بیمه ها هزینه های سنگین جراحی های مغز را می پردازند اما از پرداخت هزینه های اندک روان پزشکی که می تواند از بروز بیماری های حاد مغزی پیشگیری کند، ممانعت می کنند.
جلیلی با تاکید بر لزوم درمان بیماری های روانی برای پیشگیری از بیماری ها اظهار کرد: امروزه موضوع مهم در روان پزشکی، روان پزشکی جامعه نگر است به این معنا که باید تلاش شود به جای اینکه بیماران به روان پزشکان مراجعه کنند، روان پزشکان به میان مردم بروند و با شناسایی بیماران نیازمند و درمان به موقع آنها از بروز بسیاری از تبعات اجتماعی و خانوادگی آن پیشگیری کنند.
رئیس انجمن روان پزشکان ایران خاطرنشان کرد: حدود 25 درصد جوامع مختلف به نوعی به بیماری های روانی مانند پرخاشگری، بی حوصله گی، اختلالات خواب و عصبانیت مبتلا هستند که نیاز به درمان های پزشکی دارند.

باستان‌شناسی


عضو گروه دوران تاریخی پژوهشکده باستان‌شناسی

درباره «ارنی هرینک» که بتازگی درگذشت
ایران‌شناسِ ایران‌دوست
اندوهی دیگر، اندوهی برای باستان‌شناسی و ایران‌شناسی؛ آری دنیای ایران‌شناسی یکی دیگر از فعال‌ترین اعضای خویش و ایران یکی دیگر از دوستان و دوستداران بین‌المللی خود را از دست داد. پروفسور «ارنی هرینک» (Ernie Haerinck) استاد بازنشسته کرسی باستان‌شناسی مشرق‌زمین در دانشگاه گان (Ghent) در کشور بلژیک به علت بیماری سرطان درگذشت. ارنی هرینک پژوهشگری ممتاز در باستان‌شناسی ایران باستان بود، او در زمینه مفرغینه‌های لرستان، خاستگاه و گاهنگاری آنها نظریات بکر و بدیعی داشت؛ ثمره پژوهش‌های او در این باره در مجلدات گزارش‌های باستان‌شناسی لرستان چراغ راه پژوهشگران آینده خواهد بود؛ او همچنین درباره باستان‌شناسی و تاریخ عهد باستان پسین (Late Antiquity) تألیفات ارزشمندی  دارد.
او در سال‌های اخیر، سردبیری مجله ایرانیکا آنتیکوا (Iranica Antiqua) را برعهده داشت. نشریه‌ای با سابقه 31 سال که یکی از مجلات معتبر و مهم پژوهشی در حوزه تاریخ و تمدن ایران باستان است و هر سال یک شماره از سوی انتشارات پیترز (Peeters) منتشر می‌شود و اداره کنندگان آن، هیأت علمی گروه هنر و باستان‌شناسی شرق زمین در دانشگاه گان بلژیک است. او در جوانی برای باستان‌شناسی به ایران آمده بود و بدین ترتیب، با مرگ او، نسلی از باستان‌شناسان اروپایی که کاوش در ایران را از سر گذرانده بودند، رو به افول نهاد. هرینک یکی از بهترین شاگردان و سپس همکاران زنده‌یاد لویی واندن‌برگ (۱۹۲۳-۱۹۹۳) ایران‌شناس و باستان‌شناس پیشرو و صاحب سبک بلژیکی بود و در منش و کنش علمی و ایران‌دوستی پیرو و دنباله‌رو او به‌شمار می‌آمد.
طی چند دهه گذشته هرینک با همکاری تنی چند از دیگر شاگردان واندن‌برگ کار سترگ انتشار دنباله‌های کتابشناسی تحلیلی باستان‌شناسی ایران باستان (Bibliographie analytique de l'archéologie de l'Iran Ancien) را که واندن‌برگ آغاز کرده بود، ادامه دادند و به گنجینه دانش ما در این باب افزودند.  هرینک که بیش از 40 سال از عمر گرانسنگ خود را مصروف پژوهش‌های باستان‌شناسی کرد، چیزی در حدود 20 جلد کتاب و 150 مقاله به یادگار گذاشت. از جمله آثار ترجمه شده او می‌توان به کتاب «سفال ایران در دوره اشکانی» نام برد که توسط حمیده چوبک به فارسی ترجمه شده است. واپسین نوشته علمی او درباره باستان‌شناسی ایران درباره سفال‌های پیشااسلامی حوزه رودخانه کر در استان فارس است.

رنگ سال

انتخاب رنگ سال 2017




رنــــگ ســــال 2017، Violet Verbena (بنفش گل شاهپسند به زبان فارسی) انتخاب شد. سو وادن، مدیر بازاریابی رنگ شرکت شروین-ویلیامز می‌گوید رنگ در تاریخ مدرن و کلاسیک به معنی بهنگام بودن است و درباره علت انتخاب هرساله رنگ توضیح داد: رنگ، نشان دهنده یک مسیر جدید در این جامعه خسته و در حال رشد است. جامعه خنثی نیاز به زیبایی دارد و رنگ امسال ترکیب گرمی و سردی را با یکدیگر دارد و یک رنگ فوق‌العاده و همه کاره را به وجود آورده است. ما باید بگوییم، این رنگ قطعاً یک تعادل بین جسور بودن و لطافت داشتن است. با این رنگ حتی اگر آن را با یک رنگ قرمز روشن یا آبی یا دیگر رنگ‌ها را ترکیب کنید شمایل زیبایی  به دکوراسیون خانه خود می‌بخشید و میهمانان خود را به وجد خواهید آورد.

موشکافی از پیکان وانت

مکاشفه
رمزگشایی از راننده وانت جنجالی!




پیمان مقدم

نمی‌دانیم شما تصویر وانت پیکانی سفیدرنگ را که از خیابان اصلی وارد کوچه‌ای ورود ممنوع شده و به شکلی دیوانه وار خود را به خودروهای مسیر می‌کوبد تا راه را باز کند دیده‌اید یا نه؟ در روزهای گذشته این فیلم در فضای مجازی دست به دست می‌شد و گمانه زنی‌های بسیاری درباره هویت راننده ابراز شد. اینکه طرف محکوم فراری است، سارق بانک است یا حال عادی نداشته و... ما از آنجایی که بنا نداریم نظرات کشکی بدهیم قضیه را خوب موشکافی کردیم:
1- شاید راننده وانت از پیمانکاران طرف قرارداد شهرداری بوده و خبر داشته که زمین زیر کوچه مزبور سست و در آستانه نشست و فروریختن است. شاید وانت هم متعلق به شهرداری بوده و طرف هراس داشته که در صورت نشست زمین مجبور است خسارت وانت را هم از جیب بدهد. به‌همین دلیل به‌صورت جنون آمیزی تلاش می‌کرده جان و مالش را بردارد و بگریزد که خب به طورکل معادلاتش غلط بوده و گند بالا آورده...
2- شاید راننده رامین رضائیان بازیکن مغضوب پرسپولیس بوده که هر کاری می‌کند مربی در ترکیب جایی برایش ندارد. تازه پس از آخرین بازی پرسپولیس هم جناب مربی گفته بروید از مربی تیم ملی بپرسید که چرا فلانی بازی می‌کند. رامین هم وقتی این جمله را شنیده زمین و زمان دور سرش چرخیده و پریده پشت نخستین ماشینی که دم دستش بوده و رفته تا از سرمربی تیم ملی سؤال کند.
3- شاید راننده یکی از مدعیان تصدی پست وزارت ارشاد بوده. در حالی که هنوز نه به بار است و نه به دار و جناب وزیر هم فرموده‌اند که بعداً معلوم می‌شود، برخی دوستان خیلی عجله دارند که گزینه احتمالی باشند. پس بعید نیست سوار وانت شده تا بلکم زودتر خودش را به پاستور برساند و همزمان با گوشی تلفن همراه اخبار را مرور می‌کرده که این‌طور به در و دیوار کوبیده و حواسش نبوده.
4- شاید راننده مذکور سردبیری بوده که آنقدر از مطلب درج شده در نشریه‌اش عصبانی است که همه عابران پیاده و سواره را نویسنده آن مطلب می‌دیده و دوست داشته سر به تن‌شان نباشد. البته بهتر بود سردبیر محترم قبل از سوار شدن پشت پیکان وانت، مطلب را دقیق‌تر می‌خواند و جلوی چاپ را می‌گرفت.
5- شاید راننده وانت جناب فریبرز عرب نیا بوده. آنقدر که این روزها رسانه ملی مختارنامه و مشتقاتش را پخش مجدد کرده، دود از کله جناب‌شان بلند شده. با توجه به اینکه استاد عرب نیا به تازگی هم فرموده‌اند تا مدیران فرهنگی دولت فعلی از بالا به پایین بر سر کار باشند در هیچ فیلمی بازی نمی‌کند، دیگر عنان اختیار از کف داده و همچون مختار بر پشت مرکب سفید نشسته تا خودش رأساً مدیران خاطی را تنبیه کند.
نکته انحرافی: جناب پروفسور سمیعی با تشکر از همه کاربران فضای مجازی اعلام کرده‌اند که داده تازه‌ای به دانش‌شان افزوده شده چرا که تا به حال اصلاً نمی‌دانستند پیکان وانت هم وجود دارد؛ فکر می‌کردند فقط پراید و سمند وانت شده اند! ایشان فرموده‌اند که راننده وانت به خاطر آموختن این معلومات تازه، ایشان را بنده خود ساخته و یک وعده جراحی مغز و اعصاب میهمان پروفسور هستند.

دوقلوها ی دو سر، 4 دست و دوپا

تولد دوقلوهای به هم چسبیده دوپا


دوقلوهای نارس که از شکم به هم چسبیده‌اند پس از تولد در بیمارستان کالج پزشکی داکا در بنگلادش از سوی والدین‌شان رها شدند.
به گفته معاون درمان بیمارستان، دوقلوها دارای دو سر، 4 دست و دوپا هستند که تحت نظر پزشکان قراردارند.«عبد غفور» گفته: این دوقلوها هفته پیش به دنیا آمده‌اند اما پدر و مادرشان آنها را نمی‌خواهند. به همین خاطر آنها در حال حاضر هیچ سرپرستی ندارند و مسئولان وکارکنان بیمارستان به آنها رسیدگی می‌کنند.

آدم‌ها یی شبیه اشیا


آدم‌ها خاکستری‌اند


به هر دلیل، ذهنیت ما ایرانی‌ها (مثل بسیاری از جوامع که در معرض فلسفه یونانی و ارسطویی بوده‌اند) یک ذهنیت صفر و یکی است. یعنی تصور ما بر این است که یک گزاره یا درست است یا نادرست و یک رفتار اجتماعی نیز یا کاملاً درست است یا کاملاً نادرست. بر اساس این منطق، آدم‌ها شباهت زیادی به اشیا دارند.


دکتر مهراب صادق‌نیا
دکترای جامعه‌شناسی فرهنگ