فراموشکاری مسئولان

نه تنها قوانین و وظایف که واژه‌ها هم از فراموشکاری مسئولان در امان نیستند؛
خیابان را که یک بار بالا و پایین کنید، از همه قشر معتاد خواهید دید؛ پیر، جوان، خوشتیپ، ژنده پوش، مرد، زن و...؛ جامعه ای کامل از افرادی که چه قانون شکن خطابشان کنیم، چه بیمار و چه متجاهر، دیده نمی‌شوند و کسی کاری به کارشان ندارد.

به گزارش «تابناک»، این جملات که خواندید، نه در توصیف جایی در ینگه دنیا یا شاخ آفریقا، که در تشریح وضعیت یکی از قدیمی ترین محلات تهران نوشته شده اند؛ محله ای که نام از ایران باستان گرفته، ولی  آنچنان اوضاع و احوالش مدرن و امروزی است که جان دادن در خیابان هایش نیز به چشم کسی نمی‌آید؛ درست مثل فیلم های سیاهی که داستان برخی شهر هرت ها را روایت می‌کند!

صحبت درباره محله «شوش» است؛ محله ای در جنوب پایتخت بزرگ کشورمان که روزهای پایان هر هفته میزبان شمار زیادی از هموطنانمان است که از راه های دور و نزدیک خود را به آنجا رسانده اند تا در بازار ظروف کریستال و لوازم آشپزخانه آن قدم زده و اجناس مورد نیاز خود را با نرخی مناسب تأمین کنند و در طول هفته، بازارهای دیگر آن میزبان خریداران لوازم یدکی خودرو و قطعات دست دوم است؛ بازاری شلوغ که در کنار آن، واقع شدن محله در مسیر رفت و آمد برخی محلات، بر شدت ترافیک خیابان هایش می‌افزاید، ولی این همه جریان زندگی نیز نتوانسته مانع از شکل گیری پاتوق معتادان در این محله شود.

سراسر محله پر است از معتادانی که همه جا پخش اند؛ پیاده روها، کنج دیوارها، کنار جوی آب و...؛ جمعیتی که از استعمال مخدرهای گوناگون جلوی چشم کسبه، اهالی محل و رهگذران نیز ابایی ندارند و آنقدر در اعتیاد غرق هستند که در زمانی که نمی‌کشند نیز ابزار استعمال مخدر را در دست دارند.
 
 
 
اوضاع به قدری وخیم است که می‌توان بی اطلاع از مواد مخدر، انواع آن و نحوه استعمالشان قدم زدن در این محله را شروع کرد و به ساعت نکشیده، با کوله باری از اطلاعات در این خصوص، محله را ترک کرد. با انبوهی از خاطرات سیاه و رنج آور که بعید است از ذهن بینندگانِ تازه وارد به سادگی زدوده شود، چون نه طبیعی هستند و نه انسانی.

تصویر معتادانِ کارتن خوابی که مدتی است برخی پاتوق هایشان در محله هرندی یا همان دروازه غار نابود شده و بر شمارشان در شوش افزوده تا این پرسش پیش آید که آیا این موضوع قانونی و قابل قبول است؟ آیا حضور این همه معتاد که از استعمال مخدر مقابل چشم هیچ کسی ابایی ندارند و تمامی نیازهای اولیه و بدوی زندگی شان را در خیابان تأمین می‌کنند، با هیچ بند و ماده قانونی در تعارض نیست و شهروندان ساکن این محله و رهگذران حق شکایت در این خصوص را ندارند؟

عابرانی که قصد دارند از عرض خیابان عبور کرده و در پل هوایی با معتاد مواد فروشی مواجه می‌شوند که در حال بسته بندی و اصطلاحا «پک کردن» شیشه است، چطور؟ آیا حق ندارند نگران تأمین جانی خود باشند و انتظار داشته باشند مأموران انتظامی به این وضع پایان دهند؟ پس چگونه است که هیچ اتفاقی نمی‌افتد؟

مگر نه اینکه نیروی انتظامی موظف است به این مسائل ورود کرده و همان گونه که سخنگوی ناجا گفت، نسبت به جمع آوری معتادان متجاهر اقدام کند؟ مثل همان ایامی که تازه این لغت «متجاهر» را به کار می بردند، گوش شهروندان را به آن آشنا می کردند و با دستگیری معتادانِ بی خانمان و کارتن خواب، آن را این گونه معنا می‌کردند که طرحی در راستای گردآوری معتادان و اعزام ایشان به مراکز ترک اعتیاد و نگهداری است. نکند این لغت هم مانند مجموعه قوانینی که در این باره وجود دارند و سال هاست فراموش شده‌اند، به این بلای مسئولان دچار شده و از یاد رفته؟!

بحران آب

پیش از شروع چرایی جدی بودن بحران آب در ایران، باید پرسید آیا مردم و مسئولان ما آگاهی یا درک لازمی از بحران آب در ایران دارند یا خیر؟ بدون شک بسیاری از مردم  به غیر از مردمی که با این مسئله درگیر شده اند(آنهم در سطح بسیار محدود) از بلایی که قرار است بر سرشان بیایید و یا بلایی که سرشان آمده، اطلاع چندانی ندارند. اما در سطح دولتمردان و حاکمان چطور؟ این ها نیز دو دسته هستند. دسته ای از مسئولین و به ویژه نمایندگان مجلس که اصلا درکی از بحران آب در کشور ندارند و تصور می کنند که در کشور ما بحرانی به نام بحران آب وجود ندارد. دسته ای دیگر از مسئولین که اطلاعات کافی و یا اولیه در مورد این بحران و تبعات آن دارند نیز بنابه دلایل مختلف اراده ای برای مقابله با این بحران ندارند.

یکی از این دلایل این است که بسیاری از مسئولان ما نگاه بلندمدت در برنامه‌ریزی‌هایشان ندارند. نداشتن چنین نگاهی واقعا یک معضل است؛زیرا باعث می‌شود برنامه‌ریزی‌ها برای خوشامد امروزمان باشد و نه برای فردای خود و فرزندانمان. مردم هم معمولا برای کسی یا چیزی ابراز احساسات می‌کنند یا به طرفداری از آن می‌پردازند که به وضع فعلی‌شان مرتبط شود.

مردم ما باید بدانند که یکی از  بزرگ‌ترین مسائل امروز ما آب است. مسئله٣٠سال آینده‌مان هم بر سر آب است اما  شوربختانه هنوز هیچ سیاستی در زمینه آب نداریم. 

در طول 12 سال، دولتمردان و مجموعه حاکمیت چندین مرتبه پای میز مذاکرات هسته ای نشستند و شاید یکی از دستاوردهای حداکثری این مذاکرات که منتج به حصول «برجام» شد، جلوگیری از تحمیل یک جنگ خارجی بر کشور بود. اما آیا مسئولین و دولتمردان اراده ای برای جلوگیری از وقوع یک جنگ داخلی را دارند؟ از سوی دیگر مردم اراده ای برای جلوگیری از تحمیل خشونت بر خودشان را دارند؟

سوریه را ببینید... بیش از 300 هزار کشته و 6 میلیون آواره و زیرساخت های اقتصادی نابود شده و جامعه تکه تکه شده... آیا می دانید بحران سوریه از کجا و از کدام نواحی و بر سر چه چیزی شروع شد؟ بحران سوریه اگرچه ریشه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی دارد اما جرقه نهایی شروع بحران بر سر آب بود... جایی که عده ای در شهر «درعا» به خاطر کمبود آب و خشکسالی و از بین رفتن کشاورزی و زراعتشان اعتراض کردند و بحرانی شروع شد که یکی از ویرانگرترین و پیچیده ترین بحران های بعد از جنگ دوم جهانی است. بحرانی که همچنان ادامه دارد و هیچ دورنمای مشخصی برای حل آن وجود ندارد.

شاید درگیری چند ماه پیش بلداجی در استان چهارمحال بختیاری را یادمان باشد. درگیری هایی که منجر به زد‌ و خورد میان مردم و نیروهای انتظامی و امنیتی شد و چند قربانی بر جای گذاشت؟ آیا این نزاعی نبود که مسئولین را به فکر وادارد؟ 

 ﺍﻣﺮﻭﺯ « ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺟﻨﮓ » ﺩﺭ« ﺣﻮﺯﻩ ﺁﺏ » ﺍﺳﺖ.دشمنی ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ انرژی ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﯾﻤﻦ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺁﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً « ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ » ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. بدون شک اگر دشمنان ایران هوشیار باشند(که امیدوارم نباشند) و بر روی تشدید اختلافات آبی در ایران برنامه ریزی کنند، نه تنها امنیت ملی بلکه تمامیت ارضی کشور با خطر جدی مواجه خواهد شد. اگرچه باید گفت تشدید اختلافات آبی به صورت خواسته و یا ناخواسته توسط مقامات خودمان در حال اجرا شدن است و نیازی به برنامه ریزی دشمنان ندارد.

 ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ  جنگ آب ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺭﺥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ اگر این شرایط به همین صورت تداوم یابد، ﺗﺎ ده سال ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺷﺎﻫﺪ ﺟﻨﮓ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻧ ﻬﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﺁﻥ ﺧﻄﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ و تمامیت ارضی ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻭ بسیاری از ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ و حتی نخبگان فکری و دانشگاهی ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ و یا نسبت بدان بی تفاوت هستند.

دولتمردان و مردم اگر تصور می کنند با دعا و راز و نیاز مشکلات و کمبودهای آبی کشور حل می شود، باید منتظر باشند تا مادر طبیعت تمامشان را نابود کند. ما در حال بازی با آتش هستیم. آتشی به نام آب!!! در کشور ما هم اکنون بر سر این که چه کسی اصلاح طلب یا اصول گرا است، چه کسی برای انتخابات ثبت نام می کند و چه کسی تایید صلاحیت یا رد صلاحیت می شود بحث و جدل وجود دارد اما کسی در مورد این مسئله فکر نمی کند که  مادر طبیعت بی‌کار ننشسته است. به قول توماس فریدمن، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز، «طبیعت» اهل سیاست نیست. فقط قوانین فیزیک، زیست و شیمی را می‌داند و اگر این مردم مسیرشان را اصلاح نکنند، تمام‌شان را نابود می‌کند.

تنها «گرا»ی ناجی مردم و مسئولین ما در شرایط کنونی و در آینده نزدیک  «محیط‌زیست‌گرایی» است و اگر مردم و مسئولین در همکاری در مدیریت و حفظ منابع آبی  اهتمام مشترکی نداشته باشند بحران آب به انتظار مرگ تمام آن‌ها خواهد نشست.

کارگری

ایلنا: از پیشگاه آن رهبر حکیم و فرزانه استدعا داریم که اجازه ندهید آنچه را که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در زمان زعامت حضرتعالی به کارگران عطاء نموده را، دوباره از ما بگیرند.

به گزارش ایلنا، تشکلهای جامعه کارگری کشور در ارتباط با طرح ادغام درمان تأمین اجتماعی از رهبر معظم انقلاب(دامت برکاته) استمداد خواستند.

محضر مبارک مقام عظمای ولایت

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

سلام علیکم؛

رهبر معظم و معزز جمهوری اسلامی ایران باتوجه به تأکیدات مکرر حضرتعالی بر مقوله "حق‌الناس" و لزوم رعایت آن از سوی دولت و مجلس بدینوسیله به استحضار می‌رساند که اموال سازمان تأمین اجتماعی نتیجه دسترنج چند نسل کارگر می باشد که ما حاصل یک عمر تلاش خود را از نیم قرن قبل به امانت نزد سازمان تأمین اجتماعی قرار داده و خشت روی خشت گذاشته اند و بیمارستان و درمانگاه ساخته‌اند تا بتوانند نسل خویش و نسل‌های آینده خود را از نظر سلامت و درمان، معیشت و... تأمین نمایند.

خاطر عالی مستحضر است که رژیم سابق بخش درمان سازمان تأمین اجتماعی، که پاره تن او بود را از این پیکره جدا ساخت و خوشبختانه پس از انقلاب در زمان زعامت حضرتعالی این دست اندازی اصلاح گردید و بخش درمان تأمین اجتماعی به جایگاه اصلی خود بازگشت (قانون الزام مصوب سال 1368) و در واقع یکپارچگی سازمان تأمین اجتماعی در بخش بیمه درمان و بیمه بازنشستگی یکی از نتایج انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران بود.

متأسفانه چندی است که عده‌ای بدنبال این هستند که این میوه انقلاب را از سر سفره کارگران بردارند و کام ما زحمتکشان و تلاشگران عرصه تولید را تلخ نمایند.

مشخص نیست چرا عده ای در یکی از وزارتخانه های این دولت به دنبال این هستند که بر خلاف منویات جنابعالی در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی عمل نموده و درمان سازمان تأمین اجتماعی را که متعلق به نیمی از مردم است، را دولتی نمایند.
وقتی حضرتعالی بارها تأکید می فرمایند که بایستی کارها را به مردم واگذار کرد و اخیراً نیز در ارتباط با اصول و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی تأکید و تصریح فرموده اید که بایستی کار مردم را به مردم واگذار کرد، چرا عده ای می خواهند کار درمان کارگران را از دست کارگران خارج وآنرا دولتی کنند.

فلذا از محضر رهبر ارجمند و گرانمایه استدعا داریم که اجازه ندهید به حق الناس دست اندازی و با امانت کارگران اینقدر بازی شود و آنرا دست به دست بچرخانند.

رهبر کریم و فرزانه انقلاب؛ فارغ از مباحث فوق، ما به دولت و مجلس و بیت المال کاری نداریم و دولت و مجلس شورای اسلامی هر تصمیمی  می‌خواهند در خصوص منابع و اموال و املاک دولتی بگیرند و هر چند صباح یکبار آنها را ادغام و... کنند. ولی استدعا می کنیم اجازه ندهید با حق الناس و مال کارگران مثل گوشت قربانی و یا غنیمت رفتار کنند. هنوز جوهر اصول و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی خشک نشده است که شما در آن فرموده اید"اندازه دولت بایستی منطقی شود" ( بند6) چرا عده ای به خود اجازه می دهند بدنبال تصاحب و تصرف اموال کارگران باشند؟ وقتی که حضرتعالی در بند یک اصول و سیاستهای اقتصاد مقاومتی فرموده اید "به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیتهای اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاریهای جمعی"آیا زمینه ای بهتر و مناسبتر از سازمان تأمین اجتماعی بعنوان یک تعاونی اجتماعی ملی و فراگیر برای ایجاد مشارکت جمعی در جامعه می توان یافت؟ و چرا عده ای اصرار دارند بر خلاف منویات حضرتعالی عمل کنند؟

ولی امر مسلمین؛ حضرتعالی اخیراً در بند 42 سیاستهای کلی برنامه ششم صریحاً فرمان داده اید که "بیمه‌های تأمین اجتماعی پایه شامل درمان و بازنشستگی است" امری که در اصل 29 قانون اساسی نیز تصریح شده است، ولی مشخص نیست چرا عده ای در دولت و مجلس می خواهند در همان برنامه ششم حکمی را بگنجانند که درمان را از بازنشستگی جدا کنند؟! البته دولت محترم در لایحه چنین حکمی را قرار نداده است ولیکن متأسفانه وزارت بهداشت برخلاف لایحه دولت و برخلاف سیاستهای ابلاغی حضرتعالی برای برنامه ششم، ازطریق رایزنی با کمیسیون بهداشت و درمان مجلس بدنبال جدا کردن درمان سازمان تأمین اجتماعی است و اینجاست که بایستی عیار التزام به ولایت فقیه آقایان را با این عملکرد آنها سنجید.

در پایان از پیشگاه آن رهبر حکیم و فرزانه استدعا داریم که اجازه ندهید ما را به زمان شاه برگردانند و آنچه را که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در زمان زعامت حضرتعالی به کارگران عطاء نموده را، دوباره از ما بگیرند.

کارگری

به گفته مدیرعامل معادن فاریاب از۲۰۰ نفر کارگرتعدیل شده ۱۱۰ نفر به کار برگشت داده شدند که بار دیگر به دلیل شرایط بد فروش محصولات مجبور به ترک کار شدند.

به گزارش ایلنا، کارگران دعوت به کار شده معادن فاریاب کرمان بار دیگر بیکار شدند. «شمیمی» مدیر عامل معادن فاریاب در همین رابطه گفته است: با وجود تلاش‌های انجام شده، متأسفانه ۹ ماه پیش به دلیل عدم فروش و محصولات راکد مانده شرکت، مجبور به تعطیلی پالایشگاه شدیم.

او با اشاره به اینکه خیلی از نیروهای معدن کارآمد نیستند، اظهار کرد: امسال امکانی به وجود آمد که ۶۰ نفر از نیروهای برجسته و مجرب را از بین ۲۰۰ نفر اخراج شده را به کار برگردانیم.

شمیمی با اشاره به اخراج بسیاری از کارگران معدن‌ یادآور شد: از ۲۸۵ نفر کارگر موجود در معدن در واقع ۱۲۰ نفر از آنان نیاز به کار در شرکت بوده است.

کارگری

وجوه مربوط به کارانه کارکنان این مجتمع صنعتی دیروز واریز شد.

در پی انتشار خبر «قطع پرداخت کارانه شهریور ماه» کارکنان پتروشیمی پردیس در عسلویه، منابع کارگری ایلنا اعلام کردند، وجوه مربوط به کارانه کارکنان این مجتمع صنعتی دیروز واریز شد. 

آنان همچنین در خصوص «تقلیل رتبه شغلی دو تن از کارکنان این شرکت» گفتند، یکی از کارکنان این شرکت که تقلیل رتبه شغلی یافته بود نیز به سمت قبلی خود بازگردانده شده و به دیگری نیز به طور شفاهی اعلام شده است. 

بر اساس این گزارش، پیش از این ۸۰۰ تن از کارکنان پتروشیمی پردیس از ۲۷  تیرماه سال جاری در راستای تغییر زمان شیفت‌های کاری به ۷ روز کار ۷ روز استراحت اعتراض کرده بودند که این اعتراض با حضور نهادهای انتظامی منطقه ویژه منطقه پارس جنوبی- عسلویه چند روز گذشته پایان یافته بود. 

کارگری

تشکل‌های کارگری بین المللی خطاب به سازمان ملل:

چهار تشکل کارگری بین‌المللی در نامه‌ای خطاب به سازمان ملل خواستار رعایت حقوق صنفی کارگران شدند.

به گزار ش خبرنگار ایلنا، چهار تشکل کارگری بین‌المللی از جمله کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های صنفی (ITUC) در نامه ای خطاب به گروه کاری تجارت و حقوق بشر سازمان ملل خواستار رعایت حقوق صنفی کارگران در سراسر جهان شدند.

در این نامه، حق  ایجاد و عضویت در اتحادیه‌های صنفی و حق چانه زنی جمعی، از حقوق پایه ای و بنیادین کارگران شناخته شده است.

در ادامه این نامه آمده است: شرکت های فراملیتی، سرمایه داران و در مواردی دولت ها در بسیاری از نقاط جهان  این حقوق را به رسمیت نمی‌شناسند و به همین دلیل است که میلیون‌ها کارگر در سراسر جهان از ابتدایی‌ترین الزامات حیاتی و صنفی خود محرومند.

در این نامه از تمام دست‌اندرکاران خواسته شده که کارگران را با حربه اخراج و تهدید به بیکاری و تعقیب، از حقوق صنفی خود محروم نکنند و امکان کنشگری آزادنه را فراهم سازند.

قرار است این نامه در نشست سالانه سازمان ملل که چهارم و پنجم دسامبر در ژنو برگزار خواهد شد، بررسی شود.

کارگری

روز گذشته در اعتراض به بلاتکلیفی استخدامی؛

روز گذشته، مربیان پیش دبستانی استان گلستان برای چهارمین بار تجمع کردند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز گذشته (بیست و نهم مهرماه)، مربیان پیش دبستانی استان گلستان برای چهارمین بار در هفته گذشته تجمع کردند.

در این تجمع که مقابل استانداری استان گلستان انجام شد، حدود ۵۰ نفر از مربیان پیش دبستانی شرکت کردند.

پس از برگزاری تجمع، معترضان با مسئولان آموزش و پرورش و نمایندگانی از استانداری نشستی را برگزار کردند که در این نشست مقرر شد به وضعیت استخدامی مربیان پیش‌دبستانی در هفته آینده رسیدگی شود.

مربیان پیش‌دبستانی می‌گویند براساس بخشنامه دولت، خواستار جذب در آموزش و پرورش هستیم.

اقتصاد سیاه ایران

اقتصاد سیاه ایران چقدر است؟

برلوسکونی

موسسه ملی امار ایتالیا (ایستات) در گزارشی اعلام کرد که ارزش سالیانه اقتصاد زیر زمینی (سیاه) در این کشور برابر با 211 میلیارد یورو است.ارزش اقتصاد سیاه در ایتالیا برابر با 211 میلیارد یورو در سال است.به گزارش موسسه ایستات، ارزش اقتصاد زیرزمینی در ایتالیا در سال 2014 میلادی برابر با 211 میلیارد یورو، معادل 13 درصد از تولیدات ناخالص ملی ( یک تریلیارد و 620 میلیارد یورو) در این سال برآورد شده است.

از این میزان بیش از 194 میلیارد یورو ( معادل 12 درصد تولیدات ناخالص ملی) مربوط به اقتصادی زیر زمینی و زنجیره همراه آن و 17 میلیارد یورو (برابر با 1 درصد ) مربوط به فعالیت های غیر قانونی است. طی سال های 2011 – 2014 وزن اقتصاد زیر زمینی در ایتالیا از 12.4 درصد به 13 درصد تولیدات ناخالص داخلی افزایش پیدا کرده است. اداره آمار ایتالیا همچنین اعلام کرد که در سال 2014 میلادی سه میلیون و 600 هزار نفر به مشاغل سیاه پرداخته که بخش اعظم آن (دو میلیون و 595 هزار نفر) حقوق بگیر بوده است. ایستات افزود: ارزش سالیانه اقتصادی زیر زمینی در سال 2013 میلادی بیش از 206 میلیارد یورو ، در سال 2012 میلادی بیش از 205 میلیارد یورو و در سال 2011 میلادی بیش از 202 میلیارد یورو بوده است. اقتصادی زیر زمینی به مجموعه فعالیت هایی که بطور عمدی و به منظور مخفی کردن اطلاعات صحیح از اداره مالیات ها، اداره تامین اجتماعی و اداره آمار انجام می گیرد، گفته می شود. با این روش افراد سعی می کنند با ارائه اظهارنامه های مالیاتی غیر واقعی از پرداخت مالیات فرار کرده و یا کمتر مالیات پرداخت کنند. در حالی که ایران به دلایل گوناگون اقتصاد زیر زمینی یا همان اقتصاد سیاه گسترده ای دارد، اما هرگز تاکنون در این باره آمار دقیقی انتشار نیافته است. مرکز آمار ایران می تواند با مراجعه به کارشناسان آمار در نهادهای معتبر جهانی و آموختن محاسبات مرتبط با اقتصاد سیاه، کار را در ایران اجرایی کند.

دوقلوهای 14 ساله به هم‌چسبیده

دوقلوهای 14 ساله به هم‌چسبیده ای که تمام عمر در بیمارستان زندگی کردند

3

وانی و وینا فرزندان به هم‌چسبیده یک زوج هندی هستند که بعد از تولد به علت هزینه‌های سنگین جراحی از پس جداسازی دوقلوهایشان برنیامدند و حالا بعد 14 سال دکترها می‌گویند برای جراحی خواهران خیلی دیر شده و امکان موفقیت عمل بسیار کم است. 

دوقلوهای به هم‌چسبیده هندی تمام عمرشان را در بیمارستان گذراندند، چون هزینه نگهداری آنها در منزل برای خانوده بسیار گران تمام می‌شد و آنها توانایی پرداخت چنین هزینه‌هایی برای درمان و مراقبت از فرزندانشان را نداشتند. 

این خواهران دوقلو اکنون در بیمارستان نیلوفر حیدرآباد هند زندگی می‌کنند و جشن تولد خود را به همراه دوستان، پرستاران و پزشکان در همین بیمارستان برگزار کردند. 

فعالان حقوق بشر هند از کوتاهی دولت در مسئله درمان این دو خواهر شکایت دارند و معتقدند دولت به راحتی می‌توانسته با بودجه سلامت این دوقلوهای به هم‌چسبیده را درمان کند. 

در حالی‌که پزشکان درصد موفقیت عمل جداسازی این دو را کم می‌دانند، دو پزشک حاذق از لندن موفقیت این جراحی را 80 درصد تخمین زده‌اند. 


زبان

خلاصه کتاب "درآمدی بر روانشناسی زبان"  دکتر ضیاحسینی

 

فصل ششم: ادراک Comprehension

ادراک در طی دو مرحله در ذهن آدمی اجرا میشود: معنا سازی و فرآیند اجرا.

وقتی شنونده جمله ای را میشنود ابتدا واژه ها و ترتیب آنها و گروه واژه ها را شناسایی میکند و اینکار برای رسیدن به معنا یا تعبیر جمله است. پس از این شنونده بر اساس برداشت خود از بیان گوینده اقدام به انجام کاری برابر نیت گوینده میکند که به آن فرآیند اجرا گویند.

پس موقعیت گفتار و شرایط بین طرفین سخن در پی بردن به نیت گوینده، شنوده را یاری میدهد. برای رسیدن به معنی شنونده میبایستی به ژرف ساخت جمله گوینده برسد.

در فصل قبل گفتیم که گزاره یک واحد فعلی است با یک یا چند واحد اسمی که واحد فعلی آن اسمها را توصیف میکند. مثلا در "رامین کتاب را به مریم داد" واحد فعلی دادن است که دارای گزاره دادن است و واحدهای اسمی آن مریم و رامین کتاب هستند. در حقیقت تفاوت گزاره با جمله در اینست که گزاره واحد زمان ندارد.

 

شنونده در چهار مرحله از روساخت به ژرف ساخت جمله که منظور اصلی گوینده است میرسد:

1-     سخن خام را دریافت میکند و آنرا در حافظه فعلی خود نگاه میدارد.

2-     نمود آوایی را به گروه واژه ها (سازه های معنی دار) Constituents تبدیل میکند.

3-     با شناسایی گروه واژه ها گزاره های آنها را میسازد.

4-     وقتی گزاره ها را ساخت آنرا در حافظه کوتاه مدتش نگه میدارد و نمود آوایی را از حافظه کوتاه مدت خود بیرون میکند. با این کار ساختار آوایی واژگان از ذهن خارج شده و فقط معنای آنها میماند.

 

شنونده با پردازش گروه واژه ها به معنا میرسد و گروه واژه که سازه معنی دار است واحد دریافت کننده سخن برای شنونده است. 

 

شیوه های معنا سازی

دو شیوه برای معنا سازی وجود دارد: شیوه نحوی – شیوه معنایی

اساس شیوه نحوی راهبردهایی است که شنونده با کمک آنها سازه را در جمله شناسایی میکند. اما شیوه معنایی یعنی اینکه وقتی دو نفر با هم صحبت میکنند شنونده بتواند حرف گوینده را حدس بزند.

انسان برای معنا سازی از هر دو شیوه به صورت همزمان استفاده میکند. اما میزان بهره گیری از هر شیوه بستگی به متن سخن و میزان دانش پیشینه ای مشترک طرفین دارد.

 

برای درک جملات مبهم نظریات زیر وجود دارد:

1-     نظریه راه باغچه: یا نظریه یک معنایی – بر طبق این نظریه شنونده یک معنا را برای آنچه میشنود میسازد و اگر این معنا با ادامه جمله در تقابل بود به معنای دیگری رجوع میکند.

2-    نظریه چند معنایی: شنونده از جمله مبهم بیش از یک معنا میسازد اما بر پایه گفتگو معنای مناسب را انتخاب میکند.

3-    نظریه بی معنایی: شنونده از جمله مبهم هیچ معنایی برداشت نمیکند تا اینکه بافت سخن یکی از معنا ها را نمایان میکند.

4-    نظریه آمیخته: یعنی شنونده چند معنابرای جمله مبهم می سازد و سپس یکی را بر اساس بافت سخن انتخاب میکندو اگر بخش پایانی کلام با آن در تضاد بود معنای مناسب را بر اساس روساخت جمله واره قبلی میسازد.

زبان

خلاصه کتاب "درآمدی بر روانشناسی زبان"  دکتر ضیا حسینی

 نویسنده : مهدی سعیدی

فصل پنجم: روانشناسی و زبان

هدف از روانشناسی زبان مرتبط با دو مهارت شنیدن و سخن گفتن است در راستای سه هدف کلی زیر:

1-     انسان چگونه میشنود، درک میکند و به خاطر میسپارد؟

2-     چگونه گفته هایش را بیان میکند؟

3-     کودک برا یادگیری گفتگو (تولید گفتاری + درک شنیداری) چه مسیری را طی میکند؟

 

درک رابطه ساختار زبان و چگونگی پردازش گفتگو

برای ساختار یک جمله سه نکته باید لحاظ شود:

1-     ساختار = نقش زبان

2-     نقش = توصیف مفهومی که جمله قرار است انتقال دهد و به ساختار وابسته است.

3-     فرآیند= توصیف ابزار ها ، مواد لازم و فعل و انفعالات ذهنی که انسان برای تولید و درک گفتار بکار میبرد.

 

به این مثال توجه کنید:

سربازان جوان تازه نفس ارتش صدام را شکست دادند.

جمله فوق چهار نکته را بیان میکند که به آنها گزاره Preposition  گوییم. گزاره یک واحد معنایی است. گزاره های این جمله عبارتند از: سربازان جوان بودند – سربازان تازه نفس بودند – ارتش متعلق به صدام بود – سربازان این ارتش را شکست دادند.

 

هر گزاره دارای یک واحد فعلی و یک یا چند اسم است که یک رفتار یا حالت ساده مربوط به واحد فعلی خود را توصیف میکند.

با توجه به مطالب فوق پس میتوان نتیجه گرفت که سخن گفتن یعنی مفهوم را به آوا تبدیل کردن به بیان دیگر ژرف ساخت را به روساخت تبدیل کردن را گفتار گویند.

 

اگر ترتیب گزاره ها در جمله تغییر کند میتواند باعث تفاوت معنی گردد. به مثال بالا با ترتیب دیگر گزاره ها توجه کنید:

سربازان تازه نفسی که ارتش صدام را شکست دادند جوان بودند.

ترکیب گزاره ها در زبان بر اساس قواعد منظم زبانها و برای رعایت اصل اختصار در زبان است.

 

ترکیب گزاره ها از طرق زیر انجام میگیرد:

همپایه سازی Coordination: مفاهیم را به هم وصل میکند --- سربازان جوان و ارتش متعلق به صدام بود

موصول سازی Relativization: مفاهیم را توصیف میکند ----- سربازان تازه نفس جوان بودند

متمم سازی Complementization: مفاهیم را جایگزین میکند--- اینکه مریم در مهمانی شرکت کرد کار خوبی بود

 

جمله مبهم Ambiguous: جمله ها به واسطه ترکیب گزاره ها و کوتاه سازی روساخت مبهم میشوند.

 

 

نقش زبان: نقش اساسی زبان ارتباط است بر پایه سه عنصر گوینده، شنونده و نظام نشانه ای زبان. اما نقشهای اصلی زبان عبارتند از:

1-     کنش کلامی speech act: گوینده میخواهد نیتی را از طریق گفتارش به شنونده منتقل سازد.

2-     محتوای گزاره ای Propositional Content: گفتار گوینده میبایستی انتقال دهنده تفکر شنونده درباره موضوع باشد.

3-     ساخت درونمایه ای Thematic Structure : گوینده در زمان ایجاد ارتباط باید تصویری از ذهنیت شنونده داشته باشد.

 

ساخت درونمایه ای دارای سه نقش است:

-         اطلاعات قدیم و جدید: گوینده جمله خود را متناسب دانش شنونده بیان میکند.

-         مبتدا و خبر : قبل از مراجعه به دانش زبانی خود انسان تصمیم میگیرد که در باره چه چیز و چه کس سخن بگوید.

-         زمینه و نکته افزوده: زمینه برای آماده سازی شنونده و در جریان قرار دادن وی بیان میشود و نکته افزوده آن مطلبی است که قرار است انتقال یابد.

خیلی دیر فهمیدم که رامین مرا دوست دارد. ( خیلی دیر فهمیدم : زمینه    --    رامین مرا دوست دارد: نکته افزوده)

 

پردازش زبان

به این جمله دقت کنید:  رامین درخت را برید

این جمله به لحاظ ساختار شامل مبتدا ، خبر ، مفعول بی واسطه ، اسم ، فعل و گزاره است. و از لحاظ نقش دارای کنش کلامی مربوط به بیان حقیقت در حالت اخباری است.

 

فعالیتهای ذهنی دو گونه بررسی میشوند : 1) از طریق پاسخهایی که در شرایط ویژه بدست می آید

2) مدت زمان دریافت این پاسخها

 

زمان پاسخ دادن نشانگر فعالیتی است که ذهن برای تولید یا درک گفتار هزینه میکند.

زبان

خلاصه کتاب "درآمدی بر روانشناسی زبان"  دکتر ضیاحسینی

فصل سوم و چهارم

 

فصل سوم: ساختار مغز

مغز انسان شامل قسمتهای زیر است. در جلوی هر کدام خلاصه کار آن قسمت آورده شده است:

1-     سطح بیرونی cortex : تجزیه و تحلیل و کنترل حرکات ماهیچه ای و ارتباط با دانش پیشین

2-     زیر قشریsub- cortex : حرکات بازتابی ، کنترل تنفس و ضربان قلب

3-     مخچهcerebellum: حرکات عضلانی غیر ارادی

4-     جسم پینه ای corpus collosum: بافت عصبی بین دو نیمکره مغز را گوییم.

5-     نیم کره چپ: تجزیه و تحلیل و نماد سازی و کنترل حرکات و احساسات طرف راست بدن

6-      نیم کره راست: تجزیه و تحلیل و نماد سازی و کنترل حرکات و احساسات طرف چپ بدن

 

در رویه خارجی مغز شیار ها sulci و برآمدگی هایی gyri وجود دارد که این شیارها و برآمدگی ها به چهار lobe تقسیم میشوند:

لب پیشانی – لب گیجگاهی – لب پس سری – لب آهیانه

 

تفاوت مغر انسان و سایر پستانداران

1-     قشر مخ در مغز انسان وسیعتر است.

2-     بخش عظیمی از مغز انسان به کنترل حرکات دهان و زبان و آرواره اختصاص دارد.

3-     نسبت اندازه مخچه به مغز در انسان بزرگتر است.

4-     قشر مخ بر روی حرکان حنجره کنترل زیادی دارد.

 

 

نارسایی های زبانی

این نارسایی ها به دو دسته عمده تقسیم میشوند: الف) نارسایی هایی که ریشه زبانی دارند        ب) نارسایی هایی که مربوط به رابطه زبان و شناخت است.

 

لکنت زبان:

لکنت زبان میتواند شامل تکرار واج، سیلاب یا واژه و یا طولانی کردن یک واج باشد و علت آن گرفتگی در جریان هوا است

 

واژه پریشی:

این نارسایی به دو گونه آوایی و صوری وجود دارد. در حالت آوایی کودک نمی تواند قواعد حاکم بر ارتباط میان صورت واژه و آوای آنرا در ذهن بسازد و در حالت صوری کودک توانایی لازم برای درک واژه های هموزن (مثل خار و خوار) را ندارد.

 

نارسایی Down و درون گرایی Autism

این دو نارسایی رابطه میان زبان و شناخت را نشان میدهد.  این دو نارسایی بر چند گونه هستند:

 

اختلال ویژه زبانی Specific Language Impairment: هیچگونه اختلالی در کودک مشاهده نمی شود اما به اندازه همسالان خود از توانایی زبانی برخوردار نیست.

ویلیامز Williams: در این نوع از نارسایی زبانی کودک از لحاظ زبانی بسیار توانا است اما در تجزیه و تحلیل پردازشهای سطح درونمایه زبان مشکل دارند. یعنی اختلال ذهنی دارد اما زبانش کامل است.

 

سیوانت Savant: نابسامانی های شدید ذهنی دارند اما از استعداد های ویژه ای در امور دیگر مثل نقاشی یا موسیقی بهرهند هستند.

 

 

 

 

 

فصل چهارم: فراگیری زبان اول

 

در مورد فراگیری زبان اول سه فرضیه غالب و اصلی وجود دارد:

1-     فرضیه فطری گرایی

فراگیری زبان اول با وجود یک موهبت الهی مقدور است. فطری گرایان این دانش ذاتی در فراگیری زبان را LAD نامیدند.

 

2-    فرضیه محیط گرایی

آنها بر این باورند که فطرت انسان هیچ گونه توانایی ندارد مگر اینکه خمیره فطرت با نیروی محیط و تجربه شکل پذیرد.

رفتارگرایان از همین مکتب هستند.

 

3-    فرضیه پردازش توزیع شده موازی

آنها بر این عقیده هستند که یادگیری فرآیندی است که از ضعف و قدرت روابط میان شبکه پیچیده سلولهای مغزی در اثر تکرار انگیزش ها حاصل میشود. اینها برای موهبت فطری زبان هیچ ارزشی قائل نیستند.

 

اما در نهایت فرضیه کنش متقابل مطرح شد که بر طبق آن هم عوامل محیطی و هم موهبتهای فطری را در یادگیری زبان دخیل میداند. تحقیقات گیوون Givon و گروه زیسا Zisa در همین ارتباط است.

خلاصه شده توسط: مهدی سعید بنادکی

زبان


خلاصه کتاب "درآمدی بر روانشناسی زبان"  دکتر ضیا حسینی

فصل ۱ و ۲

 تعریف: علم روانشناسی زبان نحوه پردازش زبان را بررسی میکند و هدف این علم آنست که معلوم کند ارتباط میان گوینده و شنونده یا نویسنده و خواننده چگونه برقرار میشود. تمرکز روانشناسی زبان روی کاربرد زبان است و مواد خام لازم برای بررسی عبارتند از آنچه گوینده به زبان می آورد و نویسنده برروی کاغذ مینویسد. روانشناسان زبان میخواهند بدانند برای تولید زبان چه فعل و انفعالاتی داخل ذهن گوینده رخ میدهد.

 

اولین گام ها در راستای روانشناسی زبان با تحقیقات فودر و بیور در سال 1965 میلادی آغاز شد. این تحقیق بدین صورت بود که جملاتی را بروی نوار ضبط کرده و سپس صداهایی شبیه به تیک به آن اضافه کردند. این تیک ها در جاهای مختلفی از جمله ضبط شده بود اما نتیجه این بود که شنوندگان فقط صدای تیک هایی را میشنوند که در حد فاصل سازه ها ضبط شده بود. از این آزمایش این مورد اثبات شد که واحد دریافت کننده سخن سازه است.

 

در فصل دوم کتاب به بررسی زبان و گفتار پرداخته میشود و اینکه آیا این خصیصه گفتار مخصوص انسان است و اگر مخصوص انسان است تا چه حد از سایر فعل و انفعالات ذهنی وی متمایز است؟

 

 برای پاسخ به این دو سوال ابتدا ویژگیهای زبان بشری مورد بحث قرار میگیرد.

این ویژگیها عبارتند از: اختیاری بودن – نمادین بودن – نظامند بودن – دو وجهی بودن

چارلز هاکت در سال 1963 ویژگیهای زیر را برای زبان اعلام نمود:

مجرا – مختصات معنایی – یادگیری – ساختار – کاربرد

هریک از خصوصیات فوق شامل چند زیر شاخه است که در حقیقت خصوصیات ظریف تری از زبان است:

1-    مجرا

-         بکار گیری مجرای شنوایی گویایی

-         تعویض پذیری: شنونده میتواند گوینده نیز باشد

-         بازخورد کامل: گوینده میتواند پیام خود را اصلاح کند.

 

2-    مختصات معنایی

-  معنادار بودن: نمادها برای ارجاع به نشانه ها در جهان بکار میروند .     میز برای همه میزهای جهان میز است

-  قراردادی بودن

-  نا پیوسته بودن: زبان بر پایه واحدهای مستقل و قابل حرکت واژگان استوار است.

-  جابجایی: ارجاع به زمانها و مکانهای دیگر

3- یادگیری

-  انتقال فرهنگی

-  قابلیت یادگیری

 

4-    ساختار

-         خلاقیت: جملات جدید خلق میکنیم

-         دوگانگی الگو بندی: واج - تکواژ

-         وابستگی ساختاری: همه زبانها سازه سلسله مراتبی دارند.

 

5-    کاربرد

-         اختیاری بودن

-         ویژگی گری: رشته آوایی انسان برای ایجاد ارتباط است

-         کاربرد خود جوش: تولید گفتار به قصد قبلی نیازی ندارد.

-         نوبت گیری

-         دوپهلو گویی: کنایه

-         بازتابی بودن: زبان میتواند برای تفسیر بکار رود.

 

ویژگی های نظام ارتباطی حیوانات

-         تقلیدی است

-         میان واژه و مصداق رابطه ای وجود ندارد

-         فقط یک یا دو ویژگی زبانی دارد

-         زبان نشانه تفکر است و اگر حیوان زبان داشت میبایستی قادر میبود تا با یک زبان خیلی ساده ارتباط برقرار کند.

-         زبان با آنکه خیلی پیچیده است اما کودکان آنرا زود فرا میگیرند

 

از موارد فوق به پاسخ سوال اول میرسیم که زبان فقط مخصوص انسان است اما دانشمندان بسیاری کوشیدند تا به حیوانات نیز زبان بیاموزند اما در این کار اصلا موفق نبودند. آنها برای آزمایشات خود شامپازده ها را برگزیدند.

 

اهمیت یادگیری زبان توسط شامپازده ها چه بود؟

کودک در بدو تولد توانایی ذاتی برای زبان آموزی دارد که این را به اصطلاح UG یا دستور زبانی گوییم که براساس آن انسان قادر است الگوهای نهادین تمامی زبانها را کشف کند. اگر شامپازده هم میتوانست مقوله های معنایی را به درستی تشخیص داده و با ترتیب واژگانی صحیح بکار برد میتوان ادعا کرد که به اصول حاکم بر زبان دسترسی دارد.

 

پیدایش زبان

نظریات مختلفی در این زمینه وجود دارد. از آن جمله:

1-    تکامل مغز و جسم: انسان بعنوان موجودی اجتماعی به یک وسیله ارتباطی پیشرفته نیاز دارد

2-    تکامل زبان: همراه با پیشرفت اجتماعی انسان زبان وی نیز پیشرفت کرد.

3-    جهش بزرگ: زبان در اثر یک جهش اتفاقی در مغز انسان شکل گرفت.

 

نظریات دانشمندان در این باره یعنی پیدایش زبان

1-    اولبیک 1998 Ulbeak  : زبان نتیجه شناخت حیوانی است نه ارتباط میان حیوانات پس یک پدیده مستمر است.

2-    سوسور : پیش از زبان هیچ چیز مشخص نبود و انسان هیچ اندیشه ای نداشت.

3-    منزل Menzel: میمونها درک عمیقی از محیط زندگی خود دارند. آنها حتی ابزار سازی میکنند.

4-    پاسینگهام: پستانداران از طریق تقلید می آموزند.

5-    ویتن – بایرن: تقلب و جعل تحت عنوان تقلید و پنهان کاری در دنیای حیوانات وجود دارد.

 

نقش زیستی زبان Biological Function : ارزش زبان برای بقای جانداران

 

نوع دوستی Reciprocal Altruism : بر خلاف نظریه داروین انسان میتواند به دیگران کمک کند و انتظار داشته باشد که آنها نیز به او کمک خواهند کرد.

 

آخرین حلقه میان انسان و میمون پستانداری شبیه میمون بود و بعد از آن دو گروه انسان و میمون از هم جدا شدند. انسان با تغیراتی مثل روی دو پا راه رفتن ، آزاد شدن دستها، تغییر در نقش انگشت شصت، قطبی شدن مغز ، غلبه بر آتش، ابزار سازی و... توانست در محیط اطرافش تغییر ایجاد کند اما میمون خود را با محیط اطرافش وفق داد.

 

خلاصه شده توسط: مهدی سعید بنادکی 

 

کارگری

«اولیا علی بیگی» که در اردوی هیات های اجرایی خانه‌ کارگر در شهر چمخاله استان گیلان سخنرانی می‌کرد، گفت: جامعه کارگری با هیچ کس عقد اخوت نبسته و حمایت از دولت منوط به صیانت از حقوق کارگران است.

رئیس هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور به فریاد تظلم خواهی کارگران اشاره کرد و افزود: ظاهرا پس از سه ماه اعتراض، تلاش و فریاد تظلم خواهی کارگران در خصوص لایحه اصلاح قانون کار به گوش دولت نرسیده است.

علی بیگی افزود: اصلاحات ناصحیح در قانون کار به قلع و قمع صدای کارگران می انجامد از این رو مسئولیت دولت در قبال جامعه کارگری سنگین تر از گذشته است.

عضو هیات امنای سازمان تامین اجتماعی به ادغام صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی اشاره کرد و آن را مصداق دست اندازی به حق الناس دانست.

علی بیگی افزود: در این زمینه رئیس جمهور خود یک مجتهد است و به خوبی می‌داند که اموال کارگران در سازمان تامین اجتماعی حق الناس است و دست اندازی به آن تنها به اتلاف سرمایه‌های کارگران می انجامد.

بیست و نهم آبان‌‌ماه اعتراض‌ می‌کنیم

به گزارش خبرنگار ایلنا، علیرضا محجوب در گردهمایی دبیران اجرایی خانه‌های کارگر سراسر کشور گفت: در مجلس پیشین وقتی موضوع بررسی لایحه اصلاح قانون کار مطرح شد دستکم شش جلسه برگزارشد که نتیجه آن به پس فرستادن لایحه منجر شد.

وی با بیان اینکه در آن زمان اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس به اتفاق نتیجه گرفتند که دولت وقت بدون نظر همه جانبه شرکای اجتماعی در خصوص اصلاح قانون کار نسبت به نگارش لایحه اقدام کرده است ادامه بررسی لایحه مذکور را به صلاح ندانسته و آن را پس فرستاده است.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه لایحه‌ای که اکنون از شهریورماه سال جاری برای اصلاح قانون کار در مجلس مطرح است درست عین همان لایحه‌ای است که پیش‌تر از سوی مجلس وقت بازگردانده شده بود، گفت: این لایحه به صورت شکلی و محتوایی مغایر ماده 73 قانون برنامه پنجم توسعه است که در آن بر ضرورت اصلاح قانون کار در چارچوب گفت‌وگوهای سه‌جانبه، اشتغالزایی پایدار، گسترش حمایت‌های اجتماعی برای بیکاران، تقویت توان چانه‌زنی شرکای اجتماعی و به رسمیت شناختن حق صنفی کارگران تاکید شده است.

محجوب با بیان اینکه شخصیت حقوقی مجلس شورای اسلامی در تمامی ادوار قانونگذاری ثابت و ماندگار است، افزود: جای تعجب است که امروز همان لایحه معیوب و پس فرستاده شده دوباره از سوی دولت به مجلس بازگردانده شده است، درست است که در نتیجه انتخابات سال گذشته مجلس شورای اسلامی ترکیب نمایندگان مجلس تغییر کرده است اما ماهیت مجلس همانی است که در گذشته با بررسی کارشناسی به بازگرداندن لایحه معیوب اصلاح قانون کار رای داد.

لایحه اصلاح قانون کار به شدت ارتجاعی است

وی با بیان اینکه تمامی این صحبت‌ها را پیش‌تر در حضور هیات رئیسه مجلس به مسئولان ارشد وزارت کار گفته شده است، افزود: ممکن است آقایان در دولت مدعی شوند که با ارسال دوباره یک لایحه دست‌نخورده تخلفی صورت نگرفته و به لحاظ شکلی ترکیبات قانونی رعایت شده است اما در پاسخ به این دوستان باید بگویم که شما از نظر محتوایی همچنان قانون را نفی کرده‌اید.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با قبول این واقعیت که روابط کار و مناسبات کنونی کارگران و کارفرمایان به نسبت سال 69 (سال تصویب قانون کار) متحول شده است افزود: درست است که در نتیجه این تحول باید در قوانین کنونی بازبینی‌هایی صورت بگیرد اما آنچه که تاکنون برای دومین بار به عنوان لایحه اصلاح قانون کار توسط دولت‌ها تهیه و به مجلس فرستاده شده است به شدیدترین حالت ممکن جنبه ارتجاعی داشته و با هدف بازگرداندن مناسبات روابط کار به دوران قبل از تصویب نخستین قانون کار در سال 1337 است.

وی از شرایطی که در لایحه اصلاح قانون کار برای تشکیل کمیته انضباطی و تعیین دستمزد کارگران پیش‌بینی شده است به عنوان ناعادلانه‌ترین حالت ممکن تنظیم روابط کار یاد کرد و افزود: دستکم از افرادی مانند آقای نوبخت که مدعی‌ هستند تز دکترای اقتصاد خود را در رابطه با چالش‌های قانون کار تهیه کردند این انتظار را داریم که با توجه به آگاهی امروز جامعه کارگری برای بازبینی مقررات قانون کار اقدام بکند.

کوچک‌ترین حقی برای بازگشت دوباره کارگران به کار قائل نشده‌اند

وی افزود: دستکم به موجب مقررات سال 37 کارگران امکان دریافت رای بازگشت به کار از کمیته انضباطی و یا دریافت خسارت پایان کار را داشتند اما در لایحه کنونی به یکباره برای کارگرانی که به نسبت همکاران نسل قبلی خود آگاه‌تر شدند کوچک‌ترین حقی قائل نشدند.

لایحه اصلاح قانون کار به مقدمه‌چینی برای ذبح کارگران شباهت دارد

محجوب با بیان اینکه این لایحه به مقدمه‌چینی برای ذبح کارگران شباهت دارد، افزود: از میان مدعیان دفاع از اصلاح قانون کار هیچ‌کس نمی‌تواند توقع داشته باشد که جامعه کارگری در مقطع کنونی نسبت به اصلاح قانون کار سکوت پیشه کند.

کارگران در بیست و نهم آبانماه اعتراض خود را نشان خواهند داد

دبیرکل خانه کارگر با اشاره به پیش‌رو بودن سالروز تصویب قانون کار در بیست و نهم آبانماه گفت: قطعاً کارگران دراین خصوص از موقعیت پیش‌رو برای بیان اعتراضات خود استفاده خواهند کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع از سر گرفته شدن تلاش‌ها برای ادغام بخش درمان سازمان تامین اجتماعی در طرح تحول سلامت اشاره کرد و به کنایه گفت: ظاهراً جامعه پزشکی برای یافتن پول شامه تیزی دارند که اینطور برای دست‌اندازی به اموال کارگران در سازمان تامین اجتماعی اصرار می‌کنند.

درصددند جان و مال بیمه‌شدگان را همزمان تصاحب کنند

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مدیران وزارت بهداشت با همکاری کمیسیون بهداشت مجلس دور جدیدی را برای تصویب قانون دست‌اندازی به اموال صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی آغاز کردند، افزود: جامعه کارگری امروز نمی‌داند که از دست جامعه پزشکی به کجا شکایت کند چرا که ظاهراً سردمداران آنها درصدد برآمدند تا جان و مال بیمه‌شدگان را همزمان تصاحب کنند.

وی با بیان اینکه پیش‌تر با اعضای کمیسیون بهداشت در رابطه با ماهیت متفاوت منابع صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی صحبت کرده بود افزود: این صحبت‌ها از همان جنس صحبت‌هایی است که قبل‌تر به مدیران وزارت بهداشت یادآوری شده بود اما ظاهراً هنوز تمایل آقایان برای تفسیرهای غلط از قانون برقرار است.

به جای دست‌اندازی به منابع کارگران شرایط تفحص از طرح تحول سلامت را فراهم کنند

محجوب ادامه داد: اگر واقعاً دوستان کمیسیون بهداشت مجلس نسبت به تحول نظام سلامت جامعه علاقه‌مند هستند بهتراست به جای تلاش برای دست‌اندازی به صندوق درمان تامین اجتماعی شرایطی را فراهم کنند که مجلس بتواند از عملکرد مدیران وزارت بهداشت و اجرای طرح تحول سلامت تحقیق و تفحص کنند.

بودجه توسعه زیرساخت درمان را برای افزایش تعرفه‌های پزشکی هزینه کردند

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با یادآوری آنکه پیش‌تر مجلس برای توسعه زیرساخت‌های درمانی در مناطق محروم کشور موافقت خود را برای اختصاص بودجه‌ای 2700هزار میلیارد تومانی اعلام کرده بود، افزود: این بودجه از محل اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده تامین اعتبار شده بود اما در عمل به جای آنکه بابت ساخت بیمارستان در مناطق محروم اختصاص یابد برای افزایش تعرفه‌های پزشکی هزینه شد.

دبیرکل خانه کارگر نتیجه اجرای این طرح غلط را افزایش شکاف مزدی در میان کادر پزشکی و درمانی کشور دانست و افزود: به غیر از کارگران که پرداخت‌کننده اصلی منابع صندوق درمان سازمان تامین اجتماعی هستند اکنون بخش عمده‌ای از کادر درمانی کشور نیز نسبت به افزایش نابرابر درآمد پزشکان معترضند.

وی با یادآوری اینکه در نتیجه اجرای طرح تحول سلامت هزینه‌های سازمان تامین اجتماعی از حدود 4900 میلیارد تومان به بیش از 12 هزار میلیارد تومان رسیده است، افزود: ادامه اصرار مدیران وزارت بهداشت بر اجرای این سیاست غلط می‌تواند بار مالی هزینه های درمانی سازمان تامین اجتماعی را تا بیش از 18 هزار میلیارد تومان در سال افزایش دهد.

محجوب با بیان اینکه در برابر افزایش سیر صعودی هزینه‌های درمانی قدرت خرید هیچ گروه مزدبگیری افزایش نیافته است، افزود: اکنون ما به مدد اجرای غلط قوانین با پزشکانی مواجه هستیم که دستکم 200 میلیون تومان در ماه درآمد دارند اما حتی به اندازه سایر مزدبگیران مالیات پرداخت نمی‌کنند.

قبل از انقلاب منابع درمانی کارگران در وزارت بهداشت ادغام شده بود

دبیرکل خانه کارگر با بیان اینکه در سال های قبل از انقلاب نیز جامعه کارگران بیمه شده تامین اجتماعی تجربه ادغام منابع درمانی خود را در وزارت بهداشت داشته است، افزود: این وضعیت تا سال 68 ادامه یافت و کارگران فراموش نمی‌کنند در این سال وقتی مراکز درمانی خود را بازپس گرفتند در آنها حتی یک لامپ برای روشن کردن وجود نداشت.

طرح تحول سلامت دست کمی از لایحه ارتجاعی اصلاح قانون کار ندارد

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مسئله ادغام بخش درمان تامین اجتماعی در طرح تحول سلامت هیچ دستکمی از لایحه ارتجاعی و معیوب اصلاح قانون کار ندارد گفت: جامعه کارگری به همان اندازه و حتی بیشتر برای قانون کار اهمیت قائل است و نسبت به حفظ استقلال سازمان تامین اجتماعی احساس مسئولیت می‌کند.

سقوط دستمزد کارگران به یک‌سوم

به گزارش خبرنگار ایلنا، سهیلا جلودارزاده در همایش سراسری دبیران اجرایی خانه‌های کارگر ایران گفت: اگر لایحه معیوب قانون کار به تصویب برسد دستمزد کارگران تا یک‌سوم مزد کنونی سقوط پیدا خواهد کرد چرا که براساس شرایط جدید کارفرمایان دولتی و خصوصی اجازه می‌یابند تا به نام شرایط اقتصادی جلوی افزایش دستمزدها را بگیرند.

وی با بیان اینکه تا همین امروز به صورت غیر رسمی سیاست ممانعت از افزایش مزد سالانه کارگران توسط دولت‌ها اجرایی شده است، افزود: اگر جلوی این زیاده‌خواهی گرفته نشود نه تنها عموم کارگران دچار سقوط مزدی خواهند شد که حتی سایر افرادی که هم‌اکنون در بازار کار غیر رسمی رابطه مزدبگیری دارند متوجه زیان جدی خواهند شد.

جلودارزاده با یادآوری این واقعیت که با وجود حمایت‌های قانون کار بسیاری از افراد خصوصاً در میان زنان و دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر مجبورند به قیمتی کمتر از حداقل‌های قانونی کسب درآمد کنند، افزود: البته این مسئله در مناطق حاشیه‌ای و کمتر توسعه‌یافته چشمگیرتر است.

رئیس اتحادیه سراسری زنان کارگر ادامه داد: این شرایط در حالی است که ازسوی مقابل شاهد دست‌اندازی پزشکان برای تصاحب اموال سازمان تامین اجتماعی هستیم.

وی با اشاره به فاصله نجومی که میان درآمد 300 هزار تومانی یک کارگر شاغل در بازار کار غیر رسمی با دریافتی 300 میلیون تومانی یک پزشک وجود دارد، افزود: سکوت کارگران در این خصوص تبعات ناگوار بسیاری به دنبال خواهد داشت.

جلودارزاده افزود: این تغییرات اگر به تصویب برسند به مهر تاییدی برای بهره‌برداری از نیروی کار تبدیل خواهند شد چرا که در شرایط جدید به مزدبگیران کارگر هیچ سهمی از امنیت شغلی، امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی تعلق نخواهد گرفت.

رئیس اتحادیه سراسری زنان کارگر با بیان اینکه ممکن است درمیان نمایندگان مجلس افراد ناآگاهی از سر خیرخواهی به تصویب این اصلاحات جدید کمک کنند، افزود: جامعه کارگری در سراسر کشور باید نمایندگان مجلس را از عواقب خطرناک اصلاح قانون کار و ادغام منابع درمانی سازمان تامین اجتماعی مطلع کند.

وی در عین حال از حضور عوامل منسوب به دولت گذشته در بدنه دولت به عنوان زنگ خطر جدی یاد کرد و افزود: پربیراه نیست که طرح دوباره لایحه معیوب اصلاح قانون کار و ازسر گرفته شدن فشارها برای ادغام منابع درمان تامین اجتماعی را نتیجه حضور این افراد می‌دانیم.

تغییرات قانون کار تبعات ناگواری برای جامعه کارگری


عبدالرحمان تاج‌الدین معاون حقوقی و پارلمانی وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی در همایش امروز دبیران اجرایی خانه‌های کارگر سراسر کشور با بیان اینکه تغییراتی که برای قانون کار و ادغام منابع مالی سازمان تامین اجتماعی در نظر گرفته شده تبعات ناگواری را برای سازمان تامین اجتماعی به دنبال دارد، گفت: این وضعیت در نهایت به زیان جامعه بیمه‌شدگانی است که هم اکنون به اتفاق خانواده‌هایشان از خدمات سازمان استفاده می‌کنند.

وی مشخصاً بحث ادغام منابع مالی سازمان تامین اجتماعی را زنگ خطر تلقی کرد و افزود: در شرایطی هستیم که دولت یازدهم تلاش کرده تا در این سه سال سازمان تامین اجتماعی را به مسیر اولیه و قانونی فعالیت‌های خود بازگرداند.

تاج‌الدین با بیان اینکه مدیران کنونی سازمان تامین اجتماعی با پاک‌دستی تمام درصدد ارائه خدمات به بیمه‌شدگان هستند، افزود: سازمان تامین اجتماعی در دولت یازدهم حیاط خلوت هیچ گروه و دسته‌ای نیست و در حال حاضر سازمان تامین اجتماعی سیاست توسعه مراکز درمانی مستقیم خود را به صورت جدی دنبال می‌کند و از طریق ایجاد مراکز درمانی مختلف در مناطق کمتر توسعه یافته و محروم در صدد ارتباط مستقیم درمانی با جامعه بیمه‌شدگان است.

درباره ایرج افشار

ظرفیت و ظرافت یک انسان
استاد شفیعی کدکنی درباره ایرج افشار


بعد از سقوط سلطنت، در همین چند سال اخیر، روشنفکران و کتاب‌خوانان ایران تازه به این فکر افتاده‌اند که «ما حافظه تاریخی نداریم.» راست است و این حقیقت قابل کتمان نیست. در کجای جهان، در قرن بیستم، اگر فرّخی یزدی (غرض شخص او نیست، بلکه منظور شاعری آزاده و میهن دوست و شجاع از طراز اوست) کشته می‌شد، کسی از گورجای او بی‌خبر می‌ماند؟ نمی‌دانم شما تاکنون به این نکته توجه کرده‌اید که هیچ‌کس نمی‌داند جای به خاکسپاری فرخی یزدی کجا بوده است؟
 این دیگر قبر فرخی سیستانی نیست که مربوط به یازده قرن پیش از این باشد و بگویند در حمله تاتار از میان رفته است. فرخی یزدی در سال تولد من و همسالان من کشته شده است و شاید قاتلان او، که آن جنایت را در زندان قصر مرتکب شدند، هنوز زنده باشند. عمر طبیعی نسل قاتلان او چیزی حدود ۹۰ ـ ۹۵ سال است.
 چرا هیچ‌کس نمی‌داند که قبر فرخی یزدی کجاست؟ خواهید گفت: «شاید در فلان گورستانی بوده است که اینک تبدیل به پارک شده است.» در آن صورت این پرسش تلخ‌تر به میان خواهد آمد که چرا ما این چنین ناسپاس و فراموشکاریم که محلی که فرخی یزدی در آن مدفون شده است تبدیل به پارک شود و یک سنگ یادبود برای او در آن پارک نگذاریم؟

در کجای دنیا چنین چیزی امکان‌پذیر است؟ شاعری که مانند آرش کمانگیر، تمام هستی خود را در تیر شعر خود نهاده است و با دیکتاتوری بی‌رحم زمانه به ستیزه برخاسته است و در زندان‌‌ همان نظام با «آمپول هوا» او را کشته‌اند، چرا باید محل قبر او را هیچ‌کس نداند؟ خواهید گفت: «از ترس نظام دیکتاتوری آن روز، کسی جرأت نکرده است که آن را ثبت و ضبط کند.» همه می‌دانند که دو سال بعد از مرگ فرخی یزدی آن نظام دیکتاتوری «کن فیکون» شده است. چرا کسانی که بعد از فروپاشی آن نظام آن همه دشنام‌ها نثار بنیادگذارش کردند به فکر این نیفتادند که در جایی به ثبت و ضبط محل خاکسپاری فرخی یزدی بپردازند؟

محال را بطلبید


شعارِدانشجویانِ پاریسِ 1968

 «واقع‌بین باشید: محال را بطلبید!

 [Soyez réalistes, demandez l'impossible].


این شعار(شعارِ دانشجویانِ پاریسِ 1968)کاملاً صحیح است.

اگر واقع‌بین باشیم، اصلاحِ خرابی‌های جامعه سرمایداری نیازمندِ چیزی است ورای نیروهای نظامِ مسلط، و از این حیثْ محال. اما واقع‌بینی حکم می‌کند که باور کنیم جهان اصولاً بسیار بهتر از این می‌تواند باشد. آنان که اعتقاد به ممکن بودنِ دگرگونی‌های بزرگِ اجتماعی را دست می‌اندازند، خیال‌بافانی تمام‌عیارند.

رؤیابافانِ واقعی آنان‌اند که ادعا می‌کنند هیچ‌چیزی بیش از اصلاحِ گام‌به‌گام میسر نیست. این عمل‌گراییِ واقع‌بینانه همان‌قدر وهم‌زده است که کسی خیال کند زنِ پادشاه است. این قبیل افراد، همیشه در معرضِ این خطرند که تاریخ مچ‌شان را بگیرد. مثلاً بعضی ایدئولوگ‌های فئودال خیال می‌کردند نظامِ اقتصادیِ سرمایه‌داری «غیرطبیعی»تر از آن است که بتواند روزی همه‌گیر شود. در کنارِ ایشان، شخصیت‌های ناراحت و خودفریفته‌ای هم هستند که با خود خیال می‌کنند با صرفِ وقتی بیش‌تر و تلاشِ افزون‌تر، سرمایه‌داریِ جهانیْ سرانجام جهانی عاری از فقر و محرومیت به وجود خواهد آورد. به نظر ایشان، فقط از بدِ حادثه بوده که این اتفاق هنوز محقق نشده است. حواس‌شان نیست که نابرابری برای سرمایه‌داری همان‌قدر طبیعی است که خودشیفتگی و خودبزرگ‌بینی برای هالیوود.


پرسش‌هایی از مارکس

تری ایگلتون




خسارت ناشی از حمله حیوانات وحشی به اموال مردم

 خسارت ناشی از حمله حیوانات وحشی به اموال مردم را پرداخت می کنیم

 پنج‌شنبه 29 مهر 1395 
   
مصاحبه اختصاصی از معصومه ابتکار

رئیس سازمان محیط زیست کشور گفت: این سازمان خسارت ناشی از حمله حیوانات وحشی به محل اقامت یا ساکنان مناطق حفاظت شده را پرداخت می کند.


به گزارش ایسکانیوز و به نقل از ایرنا، معصومه ابتکار در جمع شماری از مردم روستای سهرین ضمن تشکر از اهالی این روستا در مراقبت از آهوان دشت سهرین، افزود: در صورتیکه خسارت وارد شده به ساکنان مناطق حفاظت شده ناشی از حمله حیوانات وحشی باشد، پس از بررسی کارشناسی مبلغ آن به افراد خسارت دیده پرداخت می شود.

او به شکایت و گلایه مردم این منطقه در زمینه ناتوانی برای بهره برداری های مختلف از زمین های دشت سهرین اشاره و تاکید کرد: این دشت پیش از این منزل آهوان بوده است و امروز اهالی منطقه باید با این موجودات مدارا کنند.
ابتکار افزود: تنها کاربری مجاز در این دشت کشاورزی است.
مردم روستای سهرین در سه راهی این روستا با متوقف کردن خودرویمعصومه ابتکار با وی به گفت و گو پرداختند.
دشت آهو خیز زنجان با وسعتی بیش از 30 هزار هکتار در ادامه دشت زنجان و در قسمت شمال شهر زنجان و تنها مأمن آهوان شمال غرب کشور است.
سهرین قسمتی از منطقه حفاظت شده سرخ آباد است که یکی از مناطق با ارزش و به عنوان آخرین زیستگاه آهوان شمالغرب و غرب ایران محسوب می شود.
معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان محیط زیست روز پنجشنبه برای نشست با اقشار مختلف مردم استان و گفت و گو در خصوص مسایل زیست محیطی، بازدید از دشت آهوان سهرین، شرکت در جلسه شورای اداری و دیدار با کارکنان اداره کل حفاظت محیط زیست زنجان به این استان سفرکرده است.