فروش کودک 6 ماهه بخاطر 150 هزار تومان!
مریم در اتاقی 9 متری در زیر زمین ساختمانی در جنوب تهران همراه فرزندانش زندگی میکند. «محمد» فرزند بزرگ و هشتساله مریم، به اجبار پدر معتادش مدرسه نمیرود. پای او به شدت ورم کرده و عفونتی شدید دارد. حسن در چهار سالی که به دنیا آمده است، هیچ واکسنی نزده و زمینه ابتلا به هر بیماریای را دارد. پدر گفته رضا را فروخته؛ آن هم به قیمت «150 هزار تومان»!
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/465168
اولین اعتراض و تظاهرات دانش آموزان در تاریخ ایران
مهر 1306
به مناسبت 12 اردیبهشت روز معلم
(سالروز کشته شدن دکترخانعلی مقابل مجلس 1340)
آموزش رایگان و برابر یکی از حقوق بدیهی و اساسی همه کودکان و یکی از خواستهای صنفی معلمان آگاه و مبارز و همچنین دانش آموزان بوده و هست. بر همین مبنا خصوصی سازی و پولی کردن آموزش و پرورش همواره مورد اعتراض دانش آموزان، والدین آنان و معلمان قرار گرفته است. یکی از اولین اعتراضات به این مساله در مهر 1306 رخ داد.
در 12 مهر 1306 دانش آموزان در تهران در اعتراض به قانون اخذ شهریه از دانش آموزان، از رفتن به سر کلاس ها خودداری کردند و تمامی مدارس تعطیل شد.
در آن سال تدین در کابینه مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه بود. وی در نظام آموزش و پرورش دست به یک رشته اصلاحات زده بود. از جمله این اصلاحات این بود که ورزش به عنوان یک ماده درسی در برنامههای کلاسی گنجانده شد و به تصویب مجلس هم رسیده بود. بخشی از برنامه اصلاحی وی نیز اخذ شهریه از دانش آموزان "متمول" بود که اعلام این برنامه به اعتراض گسترده ای منجر شد.
در اواخر تابستان 1306 شورای عالی معارف تصویب کرد که کلیه شاگردان مدارس اعم از ابتدایی و متوسطه و عالی، جز آنان که بیبضاعتاند، باید شهریه بپردازند و مبلغ شهریه بدین شرح تعیین شده بود:
ـ کلاس اول، مدارس ابتدایی ماهی یک تومان و هر کلاس بالاتر یک قران اضافه.
ـ کلاس اول، مدارس متوسطه ماهی شانزده قران و هر کلاس بالاتر دو قران اضافه.
ـ مدارس عالی در سال سی تومان و به سه قسط.
و مشمولان یکی از شرایط زیر، از پرداخت شهریه معاف شده بودند:
ـ اولاد معلمانی که ده سال سابقه معلمی دارند.
ـ شاگردانی که در امتحانات دوره ابتدایی در ردیف عشر اول قبول شدگانند.
ـ شاگردانی که در امتحانات دوره متوسطه در ردیف خمس اول قبول شدگانند.
ـ شاگردانی که پدرشان در راه وطن کشته یا ناقصالعضو شده است.
قرار بر این بود که نظامنامه ای جهت اجرای این تصویبنامه توسط هیاتی مرکب از معاون اداره کل معارف، رئیس اداره تفتیش و رئیس تعلیمات ابتدایی تنظیم شود. اما این کار به سرانجام نرسید جرا که دانش آموزان در اعتراض به این مساله از رفتن به کلاس خودداری کردند و همه مدارس عملاً تعطیل شد. در این میان، اعتراضات در دارالفنون بسیار شدید بود. دانش آموزان این مدرسه به سردستگی میرزا ابوالفضل خان (ابوالفضل آل بویه) روز چهارشنبه دوازدهم مهر 1306 در محل وزارت معارف جمع شدند. این اعتراض به حق دانش آموزان با مقابله ماموران شهربانی روبرو شد و ماموران اقدام به پراکنده کردن آنان کردندکه در مقابل دانش آموزان نیز بر خواسته خود پافشاری کردند. اعتراضات دانش آموزان و والدینشان به حدی گسترده بود که اجرای تصویبنامه شورای عالی معارف به رای مجلس متوقف شد.
خبر این اعتراض در روزنامه اطلاعات در شماره 12 مهر 1306 خود طی مقاله ای به نام «اجتماع محصلین در وزارت معارف» منتشر شد. در این مقاله آمده است:
وقتی دانش آموز را وادار میکنند که یا شهریه بده و یا ورقه بی بضاعتی و گدایی خود را در دست داشته باش، هیچکس حتی آنهایی که در نهایت استیصال امرار معاش میکنند ممکن نیست در پای میز رئیس، اقرار به تنگدستی و بیبضاعتی کنند و ثابت کنند که آه در بساط ندارم و نمیتوانم خرج تحصیل طفل خود را بدهم. زیرا این باعث میشود که صدها طفل به خاطر آبرو از اشتغال به تحصیل باز بمانند.این گونه صرفه جوییها با آن اظهار علاقه شاه و مجلس و دولت که مدعی توسعه و ترقی معارف و تحصیل عمومی هستند، تناقض دارد و شورای عالی معارف نباید اصلاحات را از شهریه گرفتن مدارس شروع کند.
منابع:هزار و یک حکایت، محمود حکیمی، جلد 4، انتشارات قلم، به نقل از: اقبال یغمایی، «سیامین وزیر معارف»، ماهنامه آموزش و پرورش، بهمنماه 1352، ص 302
روزنامه اطلاعات، مورخ 12 مهر 1306.
۵۰ هزار سرایدار مدرسه مشمول طرح رتبه بندی نیستند؟
۵۰ هزار سرایدار مدرسه داریم که هیچ کدام مشمول رتبهبندی نیستند. به دنبال راهکار جدیدی هستیم که افزایش حقوق این گروه را نیز عملیاتی کنیم.
خبرگزاری ایسنا
محمد بطحایی، معاونت توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش:
با توجه به مصوبه هیئت وزیران و مجوز سازمان مدیریت و برنامهریزی از ابتدای سال ۹۵ فقط متصدیان ۱۵ عنوان شغل تخصصی، فوقالعاده ویژه بند ۱۰ ماده ۶۸ قانون مدیریت خدمات کشوری را دریافت میکنند و برای سایر افراد طرحی تهیه شده است تا آنها نیز مشمول افزایش حقوق شوند که جلسات تخصصی در این رابطه در حال برگزاری است تا به نتیجه مدنظر برسیم.
نیروهای خدماتی در آموزش و پرورش از جمله سرایداران:
ما سرایداران مدارس مشمول طرح رتبهبندی قرار نگرفتهایم، آیا همکاران خدمتگزار مدارس، فرهنگی نیستند؟ در سه سال گذشته تا کنون از هیچ گونه افزایش حقوقی که از طرف وزارت آموزش و پرورش شامل حال معلمان شده است، بهره ای نبردهایم، گفتند رتبهبندی شامل افرادی میشود که سرکلاس درس حاضرند اما ما اولین نفر وارد محیط مدرسه میشویم و به جای کلاس درس در آبدارخانه، سالن و حیاط مدرسه حضور داریم.
خبرگزاری تسنیم
مراسم روز جهانی کارگر در ایران
شنبه, ۱۱ام اردیبهشت, ۱۳۹۵
مراسم روز جهانی کارگر با راهپیمایی هزاران کارگر تهرانی برگزار شد.
ضرورت اصلاح قراردادهای موقت کار
مطالبات صنفی ازجمله اصلاح قراردادهای موقت کار
به رسمیت شناخته شدن حق آزادی فعالیتهای صنفی
اصلاح قراردادهای موقت کار از طریق اجرای کامل تبصرههای ۱ و ۲ ماده ۷ قانون کار، حمایت از کالاهای ایرانی وعملیاتی شدن تولید و اقتصاد مقاومتی، توجه به مطالبات صنفی کارگران و معلمان و به رسمیت شناخته شدن حق آزادی فعالیتهای صنفی کارگری از جمله خواستههایی صنفی است که کارگران راهپیمایی کننده از طریق حمل پارچه نوشته و یا سردادن شعار، تحقق آن را از دولت خواستار شدهاند.به صورت مشخص گفته میشود که یکی از شعارهای شرکت کنندگان در این راهپیمایی «رئیس جمهور ما برس به فریاد ما» است.
حضور کارگران کارخانه روغن نباتی قو
همچنین بنابر مشاهدات خبرنگاران ایلنا در جریان راهپیمایی امروز گروهی از کارگران کارخانه روغن نباتی قو نیز حضور دارند که با حمل تابلو نوشتههایی خواستار رسیدگی دولت به مشکلات این واحد صنعتی شدهاند.
حداقلها را از نیروی کار گرفتهاند
حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در مراسم راهپیمایی روز جهانی کارگر:
امروز روز مبارزه کارگران است. روزی که کارگران شیکاگو در سال ۱۸۸۶ به خیابانها آمدند تا بگویند سرمایهداری فقط زمانی میتواند به حیات خود ادامه دهد که دولت آمریکا حقوق کارگر را به رسمیت بشناسد.آن زمان فضا به گونهای بود که کارگران شیکاگو به تنگ آمدند و پوزه نئولیبرالیسم را به خاک مالیدند تا ۸ ساعت کار و مقاولهنامههای بنیادین حقوق کارگر را بپذیرد.اما ما میخواهیم بگوییم چرا در کشور اسلامی، ما باید شاهد نابسامانیها در حوزه روابط کار باشیم؛ چرا تعیین مزد مکفی برای نیروی کار با موانع جدی روبرو است. ما آمدهایم بگوییم حداقلها را از نیروی کار گرفتهاند.
کارگران با ۱۵ ساعت کار هنوز شرمنده خانواده هستند
ما شاهد دور بطلان در روابط کار در تامین اجتماعی هستیم نه شاهد امنیت شغلی و تامین معاش بازنشستگان. کجای دنیا نیروی کار ۱۵ ساعت، ۱۷ ساعت کار میکند ولی جزو دهکهای پایین جامعه است.مگر نه اینکه کار شرافت است پس چرا نیروی کار باید شرمنده خانوادهاش باشد.
نیازمند تحول در نظام مزدی هستیم
دولتها هرگز خودشان را متعهد به اجرای وظایفی که در قبال کارگران داشتهاند ندانستهاند، ما انتظار داریم دولت روحانی با زبان خوشتری با ما سخن بگوید، به عنوان نمونه گرچه به رسمیت شناختن حق راهپیمایی بدون مجوز برای کارگران قابل تقدیر است اما کافی نیست. اولین خواسته ما نگاه توام با تکریم و حفظ جایگاه نیروی کار است. پس از آن ما نیازمند تحول در نظام مزدی هستیم.
به اسم قرارداد موقت بردهداری میکنند
نظاممند کردن قراردادهای موقت یکی دیگر از خواستههای محوری ماست چرا که در ایران با نام قرارداد موقت بردهداری میکنند . جای بسی تاسف است که بازرسی وزارت کار نیز جلوی این بردهداری نوین را نمیگیرد.
مشکلات موجود در حوزه بازنشستگی
دولتها با بیتوجهی زمینه ورشکستگی تامین اجتماعی را فراهم آوردهاند؛ چرا دولت گذشته با ۷۰۰ میلیارد درآمد، مطالبات تامین اجتماعی را پرداخت نکرد و دقیقا به خاطر همین کسری بودجههاست که اکنون ۲ ماه از سال جدید گذشته ولی هنوز تکلیف افزایش مستمری بازنشستگان معلوم نشده است.
بزرگترین چالش سال ۱۴۰۰ بحران صندوقهای بیمهای خواهد بود
ما در زمینه مطالبات تامین اجتماعی بزرگترین طلبکار دولت هستیم ولی دولتها برای ما ارزنی ارزش قائل نیستند و ما همینجا هشدار میدهیم که اگر مشکل صندوقهای بیمهای حل نشود بزرگترین چالش سال ۱۴۰۰ بحران تامین اجتماعی و صندوقهای بیمهای خواهد بود.اگر منافع ملی در اولویت باشد سازمان تامین اجتماعی به حقش میرسد و مشکل واحدهای تولیدی حل میشود.امیدوارم رسانهها پیام ما را به مجلسیان برسانند. چرا که اگر به مطالبات ما باز هم بیتوجهی شود تجمع بعدی ما مقابل مجلس شورای اسلامی خواهد بود.
جامعه کارگری حق تجمع را از کسی گدایی نمیکند
علیرضا محجوب دبیرکل خانه کارگر رئیس فراکسیون کارگری مجلس (که در جمع کارگران تهرانی شرکت کننده در مراسم راهپیمایی روز جهانی کارگر حضور داشت):
امروز به این منظور جمع شدهایم تا با ایستادگی حق خود مبنی براینکه کارگران برای گرامیداشت روز جهانی کارگر به به مجوز نیازی ندارند را ثابت کنیم.جامعه کارگری حق تجمع را از کسی گدایی نمیکند و این اجازه را نمیدهند که کسی این حق را از آنها بگیرد. از اینرو از تمام کسانی که در نهایت، امروز این خواسته قانونی را به رسمیت شناختند تشکر میکنیم. امیدواریم مسوولان فرمایشات رهبری را محقق کنند. مقام معظم رهبری تمام مسائل را گفتند که گویا و کامل بود و ما از مسئولان چیزی بیشتر از سخنان مقام معظم رهبری نمیخواهیم و امیدواریم همین فرمایشات ایشان را محقق کنند.
بیش از ۴۰۰ هزار نفر فاقد امنیت شغلی هستند
انعقاد قراردادهای موقت و حجمی
همه ما کارگران یک هدف مشترک داریم و آن امنیت شغلی است امروز بیش از ۴۰۰ هزار نفر فاقد امنیت شغلی هستند و در آینده بیش از ۱ میلیون نفر دیگر به این آمار اضافه میشود.دیوان عدالت اداری ملزم است که رای خود را درخصوص تبصره ۱ و ۲ ماده ۷ باطل کند زیرا مهمترین عارضه ما امنیت شغلی است.
مشکل سالخوردگی در دهههای آینده
کمیته امداد امام خمینی در یکی از گزارشات خود آماری ارائه کرده که مطابق این آمار تا سال ۱۴۱۵ حدود ۲۵ درصد از جمعیت کشور در سنین سالخوردگی قرار دارند که متاسفانه هیچ اندیشهای برای آنها نشده است. از اینرو معیشت یکی از مشکلات ماست و موانع فراوانی پیش روی ما از جمله استمرار اشتغال و معیشت کارگران وجود دارد. بزرگترین آرمان مجموعه خانه کارگر جلب رضایتمندی کارگران است، امروز کارگران شاغل و بازنشسته در وضعیتی قراردارند که نمیتوانند رضایتمندی خود را اعلام کنند و تلاش ما باید جلب رضایتمندی آنها باشد. از اینرو بنده از تمام دستگاههای اجرایی میخواهم ما را در تحقق این مهم یاری برسانند.
ایلنا
فاصله 187 درصدی دستمزد و معیشت کارگران
وعده افزایش 20 هزار تومانی حق مسکن محقق نشد
اولیا علی بیگی رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور:
ارزیابی نحوه تعیین دستمزد سال 95
به طور قطع حقوق سال 95 کارگران بر اساس شرایط اقتصادی کشور تعیین شده است و متأسفانه بین تورم و سبد هزینه خانوار کارگری فاصله بسیاری وجود دارد.در جلسات بررسی دستمزد به جای 330 قلم کالای مورد اشاره بانک مرکزی، 33 قلم کالای تأثیرگذار در نظر گرفته شد که سپس به ٢٨ کالا کاهش پیدا کرد.در همین راستا رقم 2 میلیون و 200 هزار تومان هزینه ماهانه سبد خانوار تعیین شد، اما متأسفانه این رقم با مبلغ 812 هزار تومانی که به عنوان حداقل دستمزد سال 95 تصویب شد، فاصله 187 درصدی دارد.فاصله 187درصدی دستمزد تا هزینه خانوارها حاکی از معیشت سخت کارگران در کشور است.پیش از این و با توجه به افزایش ناچیز دستمزد کارگران، وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی افزایش 20 هزار تومانی حق مسکن کارگران را در جلسه مطرح کردند که متأسفانه گویا بر اساس آخرین اظهارات وی این وعده به مرحله اجرایی شدن نمی رسد.متأسفانه وزیر کار افزایش این مبلغ را به یک فرصت مناسب ارجاع داده اند که امیدواریم این زمان به زودی اعلام و افزایش حق مسکن در فیش حقوقی کارگران اعمال شود.
http://www.yjc.ir/fa/news/5586958
شاهزادههای پایتخت که با هلیکوپتر جولان میدهند

اسب سفید معروف و نجیب که سوار بر آن پسرکی شاهزاده رویاهای خویش را میربود امروز با غول های آهنی چشم و هم چشمی و تجملات میخرد.
این روزها جوانانی که در آستانه ازدواج و آغاز زندگی مشترک هستند یک دغدغه مشترک دارند و آن هم هزینه های سر سام آور برگزاری مراسم ازدواجشان است . در این بین افرادی هستند که به واسطه چشم و هم چشمی مراسم خود را هر چه با شکوه تر برگزار می کنند و البته ککشان هم گزیده نمی شود و افرادی هم هستند که با وجود وضعیت مالی متوسط و حتی ضعیف که در واقع توانایی برپایی یک مهمانی ساده را هم ندارند ، زیر بار قرض و وام های کلان می روند تا بتوانند جشن گران قیمتی برپا کنند.
حال سوال اینجا است چه اندازه طرز فکر اقوام و آشنایان برای برگزاری مراسم ازدواج اهمیت دارد؟ برگزاری جشن باشکوه به چه قیمتی؟ یک شب به یاد ماندنی ارزش سختی های آینده زندگی مشترک را دارد؟
**یک جشن ساده دست کم چقدر هزینه دارد؟
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد ، که نزد خدای عزوجل محبوب تر و ارجمند تر از ازدواج باشد. به نظر می رسد هزینه سنگین مراسم های عروسی که این روز ها گریبان گیر دختران و پسران جوان شده است باعث کم رنگ تر شدن عمل به این سنت پیامبر یعنی امرمقدس ازدواج شده است.
اما این روزها موسسه های خیریه زیادی هستند که برای ترویج ازدواج آسان در بین جوانان اقدام به احداث " کانون ازدواج آسان" کرده اند.
بدین گونه که جمعی از افراد نیکوکار تمام خدماتی که یک مراسم عروسی احتیاج دارد، از پذیرایی مهمانان و کارت دعوت گرفته تا فیلمبرداری و عکاسی و حتی لباس عروس را تقبل می کنند و کلیه این خدمات با حداقل قیمت به جوانان ارائه می شود.
با یکی از کانون های ازدواج آسان تماس گرفتیم و جویای شرایط رزرو کردن شدیم.
متصدی کانون در رابطه با نحوه ارائه کارشان به ما گفت : برگزاری یک عروسی در تالارهای سطح شهر هزینه هایی اعم از میوه ، شیرینی ، شام ،اتاق عقد ، و... زیادی دارد که ما همه آن بجز هزینه ورودی سالن یا همان تالار را بر عهده می گیریم.
وی ادامه داد: منوی غذایی ما برای تمام افراد یکسان است و درواقع هزینه کامل یک شب عروسی که شامل؛ لباس عروس و داماد، آرایش عروس، عکاسی و فیلمبرداری، پذیرایی از مهمانان (شام، شیرینی،میوه) و کارت عروسی برای هر 100 نفر معادل 750 هزار تومان می باشد و برای هر نفراضافه تر 5 هزارتومان دیگر نیز دریافت می شود.
**تالار های معمولی چقدر به جیب می زنند؟
با وجود اینکه 4 ، 5 سالی از راه اندازی طرح " ازدواج آسان" می گذرد، ولی هنوز هم هستند جوانانی که برای استقبال از آن پیش گام نشده اند.
در واقع آن ها ترجیح می دهند عروسی نسبتا با شکوهی را در تالار های معمولی و در حد اعتدال سطح شهر برگزار کنند و خرج و مخارج آن را نیز به صورت کاملا آزاد یعنی بدون اعمال تخفیفات موسسه های خیریه بپردازند.
به اتفاق، یکی از تالار های نیمه تجملی حومه تهران، کرج، که دارای 3 پکیج کامل عروسی (یعنی سه سطح برگزاری) است را بررسی می کنیم؛ این تالار دارای 7 منوی غذایی شامل ( زرشک پلو، کباب لقمه، شیرین پلو، جوجه کباب، باقالی پلو با گوشت و مرغ، خوراک زبان، ته چین) است که شما 3 نوع انتخاب دارید.
پیش غذا و دسر شامل ( ماست و خیار ، 3 نوع سالاد مثل سالاد الویه، سالاد فصل، سالاد ماکارانی ، ژله، نوشابه، دوغ، آب معدنی، بستنی، شیرینی تر و خشک، میوه) است.
از دیگر خدمات این سالن؛ ماشین عروس همراه با گل آرایی آن (آزرا، تویوتا کمری، ماکسیما،مگان، ... ) است و دوخت و تحویل لباس عروس،دسته گل عروس،کارت دعوت عروسی به همراه کروکی،سفره عقد بعلاوه دیزاین و چیدمان در سه سطح سوپر ویژه، ویژه، ساده،عکاسی و فیلمبرداری همراه با نورپردازی و موزیک زنده،منوی متوسط انتخابی شما برای هر 100 نفر 10 میلیون تومان در نظر گرفته می شود.
گفتنی است هزینه برگزاری عروسی در دیگر باشگاه و سالن ها، تالارها و البته باغ تالار های تهران و حومه از 8 تا 20 میلیون تومان متغییر است که متوسط آن ها نیز چیزی در حدود 10،12 میلیون تومان برای شما آب می خورد.
**مراسم عروسی در حد فوتبالیست ها!
در حالی برگزاری مراسم آغاز زندگی مشترک برای جوانان امروز یک دغدغه محسوب می شود که بعضا افرادی هستند که توانایی برپایی مراسم ساده و در حد یک جشن مختصر را هم ندارند اما دیده می شود که مراسم های پر زرق و برقی در تالار و هتل های معروف و لوکس پایتخت می گیرند که البته نیتی به جز چشم و هم چشمی در پشت آن نیست.
صحبت از جشن های عروسی پر هزینه و سر سام آوری است که متقاضیان آن ثروتمندان و به اصطلاح بالای شهر نشینان هستند.
**یکی از معروف ترین مجموعه های پذیرایی خاورمیانه
بسیار لوکس است و معماری کم نظیری دارد و در شمال شرق تهران واقع شده که بسیاری از ثروتمندان کشور نیز مراسم های خود را در آن جا برپا می کنند. رزرو کردن این سالن کلاسیک و مجلل بستگی به تاریخ و روز مورد نظر شما دارد و هزینه آن از این بابت متغییر است.
برگزاری یک جشن عروسی با مهمان هایی تا سقف 200 - 300 نفر، فقط در وسط هفته امکان پذیر است که ورودی هر نفر 205 هزار تومان است.
لازم به ذکر است که این مجموعه فقط هزینه سفره عقد را از شما دریافت می کند و هزینه پکیج عروسی شامل ( منو غذایی، میوه، شیرینی، عکاسی و فیلم برداری، گل آرایی، موسیقی و خواننده و ... تمام خدماتی که برای یک عروسی لازم است) به صورت مجزا برعهده شخص شما می باشد.
یکی از ترفند های این مجموعه پذیرایی این است که در روز های تعطیل و آخر هفته نیز کمتر از 500 مهمان تقبل نمی کند.
برای برگزاری جشن عروسی خود در این تالار دست کم 50 میلیون تومان آن هم به جز هزینه پکیج عروسی باید پرداخت کنید.
**برگزاری عروسیِ هوایی پولدارها در تهران
گاهی تجلمات و چشم و هم چشمی دیگر مرزی را قائل نمی شود تا جایی که امروز برای برگزاری یک جشن عروسی شیک و به یاد ماندنی در تهران، عروس و دامادهای پولدار پایتخت نشین، به ماشین عروس آن هم آخرین مدل خودروی خارجی راضی نمی شوند و برای آمدن به تالار عروسی سوار هلی کوپتر می شوند.
ترفندهای سودآوری برخی از مسئولین و گرداننده های تالارهای عروسی هر روز در حال به روزتر شدن است و هربار پیشنهادات جالب و غیر منتظره خود را برای برگزاری یک جشن عروسی به یادماندنی به شما می دهد که اجاره هلی کوپتر نیز جزء مواردی است که برای خاص تر شدن جشن عروسی زوج های جوان پیشنهاد می شود.
وقتی غول های آهنی که جایگزین اسب های نجیب سفید ذهن دختران ما شده باید هم خرج های سر سام آور جایگزین مهر و لطافت زنانه دختران ما شود که سرانجام کار محبت معجزه گرا و قناعت سعادت گشا با اوامر پادشاهانه و تجملات پوچ قرینه می گردد.
گفتنی است،اگرچه افرادی که مراسم عروسی خود را غرق در چنین تجملاتی برپا می کند جزء قشر مرفه جامعه محسوب می شوند و با پرداخت این هزینه های هنگفت ذره ای از نظر مالی دچار نوسان نمی شوند ولی در این بین افرادی هستند که به واسطه چشم و هم چشمی هایی از این جنس، آینده زندگی مشترک خود را به پرداخت وام و قسط جشن ازدواجشان گره می زنند و ممکن است در همان ابتدای راه به جای آنکه از طعم شیرین زندگی جدید لذت ببرند کامشان تلخ شود اما این تلخ شدن به چه قیمت است؟!
گزارش از افتتاحی
http://www.yjc.ir/fa/news/5587093
حقوق ماهیانه یک کارگر پول توجیبی یک روز وزیر کار است
افزایش 14 درصدی حقوق کارگران
نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه:
کدام مسئول می تواند با حقوق ۸۰۰ هزار تومانی کارگری زندگی کند؟ حقوق ماهیانه یک کارگر پول توجیبی یک روز وزیر کار است، آقای ربیعی حقوق یک ماه کارگران را در عرض یک روز خرج میکنند. سال گذشته سازمانهای مختلف حداقل درآمد برای یک زندگی 4 نفری را 2.5 میلیون تومان اعلام کردند اما آیا برای کارگران این مبالغ پرداخت میشود؟
تسنیم
به مناسبت روز کارگر
اهمیت اثبات «ناشی از کار» بودن حادثه برای کارگران
فرشاد اسماعیلی پژوهشگر حقوق کار و تامین اجتماعی:
« ناشی از کار» وصفی است که در رابطه کارگری و کارفرمائی، برخورداری از بسیاری از حمایت های قانونی را با خود به همراه بیاورد. « ناشی از کار» وصفی است که در کارگاه معمولا همراه با « حادثه » می آید.. تفاوت حادثه ناشی از کار با حادثه غیر ناشی از کار تفاوت در حمایت هایی است که می تواند در زندگی کارگران سرنوشت ساز باشد.
همواره شنیده اییم که حادثه خبر نمی کند. این به معنای غیر قابل پیش بین بودن حادثه است؟
قانونگذار به کارفرمایان می گوید حادثه اگرچه قابل پیش بینی نیست اما قابل پیشگیری است. حادثه برای کارگران معمولا هنگامی خبر نمی کند و هولناک اتفاق می افتد کهکارفرمایان مقررات و ضوابط فنی و بهداشتی را رعایت نمی کنند و آنجاست که مسئولیت کیفری و حقوقی یقه شان را می گیرد.
همه فعالان حوزه کارگری می دانند که آمار حادثه ناشی از کار آمار تکان دهنده ایی است. دو رویکرد در مواجهه با حادثه ناشی از کار میتوان اتخاذ کرد. یکی رویکرد پیشگیری که بیشتر بحث فنی است با پشتوانه حقوقی و یکی رویکرد اثباتی که بحث حقوقی است با پشتوانه فنی.
رویکرد پیشگیرانه یا رویکرد اول برای بازدارندگی حوادث ناشی از کار به وظایف کارفرما اشاره خواهد کرد. یعنی به ماده 91 و 95 قانون کار.
مطابق ماده کار 91 :" کارفرمـایـان و مسئولان کلیـة واحدهای موضـوع مادة 85 ایـن قانـون مکلفند بـر اساس مصوبات شورای عالـی حفاظت فنی برای تأمین حفاظت و سلامت و بهداشت کارگران در محیط کار ، وسایـل و امکانات لازم را تهیه و در اختیـار آنـان قـرار دهنـد. چگونگـی کـاربـرد وسایـل فـوق الـذکـر را بـه آنــان بیاموزند و در خصوص رعایـت مقـررات حفـاظتی و بهـداشتی نظارت نمـاینـد.افـراد مذکور نیـز ملزم بـه استفاده و نگهداری از وسایـل حفاظتی و بهداشتی فردی و اجرای دستور العملهای مربـوطه کارگاه می باشنـد." به عبارتی تهیه و آموزش و نظارت سه و وظیفه کارفرمایان برای تامین حفاظت و سلامت و بهداشت کارگران و در یک کلام پیش گیری از حادثه ناشی از کار برای کارگران است.
ماده 95 قانون کارمی گوید :" مسئـولیـت اجـرای مـقــررات و ضوابط فنی و بهداشت کار بـر عهـدة کـارفرمـا یا مسئولین واحد هـای موضـوع ذکـر شـده در مـادة 85 ایـن قانون خـواهـد بـود. هـر گـاه بـر اثـر عـدم رعایـت مقررات مذکور از سـوی کـارفــرما یـا مسئولین واحد ، حادثـه ای رخ دهـد ، شخص کـارفرما یـا مسئول مـذکـور از نظـر کیفـری و حقوقـی و نیـز مجـازاتـهـای مندرج در ایـن قانون مسئـول اسـت."
اما از وظایف کارفرمایان و ماده 95 قانون کار که بگذریم و به فضای بعد از حادثه و به وریکرد دوم برویم با یکی از مسائل حقوقی مواجه می شویم که می تواند بسیار به درد کارگران بخورد و اسلحه حقوقی مناسبی در دستان کارگران برای دفاع حقوقشان در برابر قانون باشد، بحث های حقوقی که پیرامون اثبات یا تحقق ناشی از کار بودن حادثه مطرح است.
به همین خاطر این یادداشت تلاش می شود به مناسبت روز کارگر بحثی پیرامون حادثه ناشی از کار مطرح کند و تحلیل هایی ارائه کند که بتواند بعد از وقوع حادثه عملا به درد کارگران بخورد.
مطابق ماده 60 قانون تامین اجتماعی:" ـحوادث ناشی از کار حوادثی است که درحین انجام وظیفه و به سبب آن برای بیمه شده اتفاق میافتد. مقصود از حین انجام وظیفه تمام اوقاتی است که بیمهشده در کارگاه یا مؤسسات وابسته یا ساختمانها و محوطه آن مشغول کار باشد و یا به دستور کارفرما در خارج از محوطه کارگاه عهدهدار انجام مأموریتی باشد.اوقات مراجعه به درمانگاه و یا بیمارستان و یا برای معالجات درمانی و توانبخشی و اوقات رفت و برگشت بیمهشده از منزل به کارگاه جزء اوقات انجام وظیفه محسوب میگردد مشروط بر اینکه حادثه در زمان عادی رفت و برگشت به کارگاه اتفاق افتاده باشد حوادثی که برای بیمهشده حین اقدام برای نجات سایر بیمهشدگان و مساعدت به آنان اتفاق میافتد حادثه ناشی از کار محسوب میشود."
بنابر این، برای اینکه حادثه ناشی از کار به حساب بیاید و کارگر بتواند از حمایت های موجود استفاده کند سه شرط می بایست فراهم گردد:
الف) حادثه در حین انجام وظیفه باشد: در حین انجام وظیفه از نظر قانونگذار در چهار وضعیت یا موقعیت محقق می گردد.
1) اوقاتی که بیمه شده در کارگاه یا موسسات وابسته یا ساختمان ها و محوطه آن مشغول کار باشد.
شرط در حین انجام وظیفه بودن در این مورد محقق است اما ناشی از کار بودن حادثه نیازمند احراز رابطه سببیت بین کار موظف و حادثه است. بنابر این چنانچه وقوع حادثه با وظیفه شغلی کار گر بیمه شده هیچ ارتباطی نداشته باشد، حادثه ناشی از کار تلقی نخواهد گردید.
2) تمام اوقاتی که بیمه شده به دستور کارفرما خارج از محوطه کارگاه عهاده دار انجام ماموریتی باشد.
باید توجه داشت که در این مورد نیز دستور کارفرما می بایست در چارچوب عادی، معمول، متعارف، مناسب و مقتضی بین کارگر وکارفرما صادر گردیده باشد و عرفا نیز به عنوان کار واگذار شده قابل دفاع باشد.
3) اوقات مراجعه به درمانگاه یا بیمارستان و یا برای معالجات درمانی و توانبخشی.
ضرورت زمان و علت مراجعه می بایست اثبات شود و می بایست در زمان عادی و مسیر عادی اتفاق بیفتند. بنابر این ساعات شروع و پایان فعالیت روزانه و فاصله زمانی اقامتگاه بیمه شده از کارگاه و وسیله نقلیه مورد استفاده جهت رفت و برگشت بسیار مهم خواهد بود. اوقات رفت و برگشت بیمه شده از منزل به کارگاه وعادی بودن و متعرف بودن مسیر بسیار تعیین کننده خواهد بود.
4) زمان اقدام برای نجات سایر بیمه شدگان.
وقایعی که برای بیمه شده به علت حادثه ناشی یا غیر ناشی از کار اتفاق می افتد و سایر بیمه شدگان برای نجات او اقدامی می کنند و در جریان نجات دهی، حادثه ایی اتفاق می افتد این حادثه برای فرد نجات دهنده ناشی از کار محسوب می شود هرچند با کار موظف وی مرتبط نباشد.
ب) به سبب انجام وظیفه باشد: حادثه در راستا و جهت انجام وظیفه و مرتبط با کار کارگران و یا وسایل و ابزار ها و ماشین هایی باشد که وی با آن کار می کند یا به عبارت دیگر بین وقع حادثه و کار موظف بیمه شده رابطه مستقیم وجود داشته باشد.
ج)ناگهانی بودن حادثه: این شرط نکته ایی دارد و نکته این است که ناگهانی بودن، حادثه را از بیماری مستمر قطعا جدا خواهد کرد. به این معنا که بیماری قابل پیش بینی است و همین مورد درباره حادثه هم مصداق دارد و اگر حادثه از منظر کارگر قابل پیش بینی باشد دیگر شرط لازم برای ناشی از کار بودن را از دست می دهد.
اما همه این عوامل و شرایط برای اثبات ناشی از کار بودن حادثه توسط بازرسین سازمان تامین اجتماعی بر اساس گزارش بازرس کار، نظریه پزشکی قانونی، گزارش حادثه توسط نیروی انتظامی گزارش کارشناس بهداشت و اوضاع و احوال خاص حاکم بر قضیه به دست می آید.
بنابر این نکات و اشارات و سرنخ هایی که دربحث های بالا آورده شد و داده شد، می تواند به کارگران کمک کند تا بتوانند از خود دفاع کنند که چرا حادثه ایی که برایشان اتفاق افتاده است ناشی از کار بوده است.
http://www.tabnak.ir/fa/news/582414
روز کارگر، هیچ کارگری نباید سر کار برود
فرشاد اسماعیلی پژوهشگر حقوق کار و تامین اجتماعی:
روز 11 اردیبهشت یا 1 می؛ روز کارگر. روز ی که بسیاری از کارگران آمریکایی دست به اعتصاب زدند و به دنبال کاهش ساعت کاری و نزدیک کرد نش به استانداردهای ساعت کاری در روز بودند. اعتصاب هایی در قرن نوزدهم برای مهار ساعت های بی رویه کار. دستاورد این اعتصابات کاهش ساعت کاری کارگران به هشت ساعت و به رسمیت شناخت آن در طی سالهای بعد در قطعنامه های بین المللی و بسیاری از کشورهای جهان و جشن گرفتن و تعطیل کردن این این روز برای کارگران بود.
قانونگذاران ما نیز این روز را به رسمیت شناخته و به همین مناسبت در ماده 63 قانون کار 11 اردیبهشت را از تعطیلات رسمی کارگران به حساب آورده است. اما متاسفانه با تخلف کارفرمایان این « حق تعطیلی »را از کارگران سلب می شود و عملا بسیاری از کارگران از این «حق تعطیلی» قانونی بی بهره مانده اند. مطابق ماده 62 قانون کار روز جمعه ، روز تعطیل هفتگی کارگران با استفاده از مزد می باشد.
بنابر این روز جمعه مطابق قانون روز تعطیل کارگران محسوب می شود اما متاسفانه در بسیاری از مشاغل کارفرمایان کارگران را بر خلاف قانون ملزم به حضور در کارگاه می نمایند. با این حال در تبصره یک ماده62 آمده است که :تبصره 1- در امور مربوط به خدمات عمومی نظیر آب ، برق ، اتوبوسرانی و یا در کارگاه هایی که حسب نوع یا ضرورت کار و یا توافق طرفین ، به طور مستمر روز دیگری برای تعطیل تعیین شود همان روز در حکم روز تعطیل هفتگی خواهد بود و به هر حال تعطیل یک روز معین در هفته اجباری است ."
مطابق قسمت دوم تبصره فوق در کارگاه هایی که حسب نوع یا ضرورت کار و یا توافق طرفین ، به طور مستمر روز دیگری برای تعطیل تعیین شود همان روز در حکم روز تعطیل هفتگی خواهد بود.
قانونگذار در این تبصره آمده است و ضرورت کار و یا توافق طرفین را برای تغییر روز تعطیل کارگران به رسمیت شناخته و اعتبار قانونی بخشیده است. به عبارت دیگر در صورت نبودن این تبصره از ماده 62، هرگونه توافق یا ضرورت کار نمی توانست مبنای معتبر و قانونی برای تغییر روز تعطیلی کارگران در کارگاه ها باشد و این تنها اعتبار قانون است که آن توافق را به رسمیت شناشانده است.
به عنوان مثال بیشتر و غالب روزنامه نگاران و خبرنگاران روزنامه ها در ایران به دلیل اینکه شنبه روزنامه منتشر می شود روز جمعه را در کارگاه یا دفتر روزنامه هستند و مطابق ضرورت یا نوع کار روز تعطیل آنها پنجشنبه محسوب می شود.
با این حال قانونگذار در ادامه ماده برای کارگرانی که در روز جمعه کار می کنند یا به عبارت دیگر روز تعطیلی در هفته ندارند نیز تعیین تکلیف نموده است و کارفرمایان را ملزم به اضافه مزد نموده و بیان داشته است که کارگرانی که به هر عنوان به این ترتیب روزهای جمعه کار می کنند، در مقابل عدم استفاده از تعطیل روز جمعه (40%) اضافه بر مزد دریافت خواهند کرد.
همه این مقرره ها که قانونگذار در جهت حمایت از حقوق کارگان وضع کرده و بسیاری از کارگران از آن بی اطلاع هستند و بسیاری از کارفرمایان آن را رعایت نمی کنند، همگی شان و اعتبار اجرایی خود را از قانون بودن خود می گیرند. به عبارت دیگر در صورتی که قانونگذار در این موضوعات سکوت کرده بود هر گونه توافق طرفین خلاف قانون و فاقد ضمانت اجرایی بود. اما قانون گذار در ماده 63 قانون کار ماده ایی را در حمایت از کارگان وضع نموده است که مقید به هیج کدام از این شرایط و قیود نیست و بعبارتی به هیچ وجه توافق پذیر نیست و بالای توافق ایستاده است.
مطابق متن صریح ماده 63 قانون کار ماده 63:" علاوه بر تعطیلات رسمی کشور ، روز کارگر (11 اردیبهشت) نیز جزو تعطیلات رسمی کارگران به حساب می آید ." یکی از مسائل یا مشکلاتی که در این موضوع پیش آمده است این است که بسیاری از کارفرمایان حاضر نیستند که کارگاه خود را در این ورز تعطیل کنند و کارگران را بااجبار وادار به حضور در کارگاه می نمایند. این در حالی است که 11 اردیبهشت هر سال، تعطیل رسمی و قانونی کارگران در کشور محسوب می شود و استفاده از این حق توسط کارگران به هیچ وجه ملتزم تعطیلی کارگاه نمی باشد.
کارگرانی که که موضوع استفاده از این تعطیلی رسمی و قانونی هستند تعریف مشخص قانونی دارند که غیر قابل خدشه است و مفهوم قانونی کارگر یکی از مهم ترین مفاهیم قانون کار بوده و هیچگاه نمی توانند محل نزاع تفسیر و اختلاف برای مشمول یا غیر مشمول بودن بودن قانون باشند.
ماده 3 قانون کار در مقام تعریف کارگر به معنای قانونی آن بر آمده و بیان می دارد که کارگر کسی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد، حقوق و سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می کند.
مضاف بر آنکه حتی ملاک کارگر شمردن یک فرد تنها و تنها نوع رابطه حقوقی فرد با طرف دیگر کار است و حتی تمام وقت یا پاره وقت بودن آن تاثیری دراین موضوع ندارد. چرا که ماده 39 قانون کار در تایید آن به مزد یا مزایای نیم وقت یا ساعتی کارگران اشاره می کند.
اما یکی از مشکلات کارگران در خصوص کارگاه هایی است که نیروهای استخدامی رسمی و نیروهای قراردادی در یک کارگاه و در کنار هم مشغول به کار می باشند. متاسفانه کارفرمایان به دلیل اینکه کارگاه برقرار است و کارمندان کارگاه سر کار می آیند اجازه استفاده کارگران از این تعطیلی را نمی دهند. در حالی که 11 اردیبهشت روز تعطیلی کارگران است و قرار نیست کارگاه هم تعطیل باشد تا کارگران از این حقشان بتوانند استفاده نمایند.
یکی دیگر از مشکلات را همین روزنامه نگاران دارد. بیشتر و غالب روزنامه نگارن کشور قرارداد های موقت معین کتبی یا شفاهی دارند و همه مشمول قانون کار بوده و کارگر محسوب می شوند. یکی از مسائل این روزنامه نگاران این است که که به دلیل اینکه در طول هفته روزنامه منتشر می شود و 11 اردیبهشت تعطیلی عمومی نیست اجازه استفاده از این روز تعطیل را به کارگران نمی دهند. یا استدلال می کنند که در قرارداد نیامده است یا بعضا حتی توافق می کنند که این روز را کارگر باید در کارگاه حاضر باشد.
همه این ادعاهای کارفرمایان همانطور که در بالا اشاره کردیم خلاف قانون است. خلاف قانون به این معنا که قانون قطعا متنی بالا تر از متن قرارداد است. وقتی قانون می گوید 11 اردیبهشت روز تعطیل کارگران محسوب می شود و به صورت مطلق هم گفته است و هیچ تبصره ایی هم در ادامه آن نیامده است یعنی اینکه این حق قابل توافق نیست. حتی از شرایط استثنایی که قانونگذار برای روزهای جمعه قائل بود در تعطیلی 11 اردیبهشت خبری نیست. بدین معنا که حتی اگر نوع کار هم ضرورت داشته باشد کارفرما نمی تواند کارگر را از داشتن این حق قانونی خود سلب نماید.
بنابر این شغل یا فعالیت حرفه ایی فردی که در کارگاهی کار می کند و در قبال آن دستمزدی دریافت می کند تاثیری در مصداق کارگر بودن او نخواهدداشت. توافق یا ضرورت و نوع کار در استفاده این حق قانونی کارگران تاثیری نخواهد داشت. آنچه اهمیت دارد و موثر است نوع رابطه حقوقی فرد با کارفرما است و اینکه در برابر کار دستمزدی دریافت کند و رابطه تبعیتی بین ایشان وجود داشته باشد. یعنی کارگر به درخواست کارفرما یا نماینده او در کارگاه مشغول به کار شده باشد.
با این ویژگی ها تبعا ممکن است فردی پزشک یا پرستار باشد و با بیمارستان یا درمانگاه یا کارگاه خاصی، قرارداد موقت معین داشته و نهایتا کارگر به حساب بیاید. مهندس متخصص که در کارخانه قراداد موقت معین منعقد نموده است کارگر به حساب می آید. روزنامه نگاری که برای روزنامه کار می کند و حتی قرارداد شفاهی دارد کارگر محسوب می شود، خبرنگاری که برای یکی از سایت های خبری کار می کند و هیچ قرارداد کتبی هم ندارد به واسطه اینکه دستمزدی دریافت می کند و کارفرمایی دارد و از او تبعیت میکند کارگر محسوب می شود.
بدین ترتیب، می تواند یک پزشک یا پرستار یا مهندس یا خبرنگار مشمول قانون کار باشند و همین که مشمول قانون کار بودند از حمایت های قانونی این قانون برخوردار خواهند بود و یکی از این حمایت های بحث تعطیلات رسمی است و یکی از این تعطیلات روز 11 اردیبهشت یعنی روز کارگر است . روزی که هیچ کارفرمایی حق ندارد به دلیل برقرار بودن کارگاه کارگران را از استفاده از آن منع کند و در صورت منع کارفرمایان در استفاده کارگران از این روز تعطیل، قطعا کارفرمایان مرتکب تخلف قانونی شده اند.
http://www.tabnak.ir/fa/news/584594
دستگیری دانشجویان معترض به نظام آموزشی شیلی در جریان تظاهرات دانشجویی در شهر سانتیاگو

ایجاد امنیت شغلی مهمترین اقدام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
علی ربیعی وزیرتعاون، کار و رفاه اجتماعی:
همدلی و همزبانی جامعه و کارگران و درایت دولت و تدابیر رهبر معظم انقلاب توسعه کشور را دست یافتنی خواهد ساخت.امسال به آموزش فنی و حرفهای مرکز توجه بیشتر خواهد شد و برهمین اساس آموزش سیار به روستاها برده میشود.معتقدیم هر روستا و نقطه این کشور دارای مزیتهای فراوانی است، با توجه به برنامه ریزیهای انجام شده و شناسایی ظرفیتهای و استعداد یابی این مزیتها با آموزش گسترش خواهند یافت.مهارت افزایی جامعه کارگر را یکی از برنامههای تدوین شده است،مهارت افزایی برای همه با جدیت و قوت هرچه بیشتر دنبال خواهد شد.یکی ازمهمترین اقدامهای پیش روی وزرات تعاون، کار و رفاه اجتماع را ایجاد امنیت شغلی برای کارگران است.رهبر معظم انقلاب برافزایش امنیت شغلی کارگران تاکید دارند وامسال با جدیت بیشتر این موضوع پیگیری خواهد شد.خارج کردن صندوق تامین اجتماعی ازصندوقی که تنها حقوق پرداخت کند یکی دیگر از برنامههای امسال است.صندوق تامین اجتماعی را تبدیل به صندوقی پاک و در خدمت بازنشستگان و زندگی شایسته برای آنان خواهیم کرد.همه کارگران حاشیهای را مشمول خدمات درمانی خواهیم کرد.بیمه شدن بیش از ۱۰ میلیون نفر از جامعه کارگری در بخش رفاهی تاکنون انجام شده است. این کارگران به صورت غیررسمی بودهاند که تحت پوشش قرار گرفتهاند و این روند با جدیت بیشتر ادامه خواهد یافت.با تامین بودجه مناسب برای بیمه فراگیر همه کارگران ایران اقدام خواهد شده و تلاش میشود امسال کارگرانی که به طور غیر رسمی کار میکنند رسمی شده و از مزایای آن بهرهمند شود.توانمند سازی جامعه کارگری یکی از برنامههای امسال است و برنامههای اشتغال آفرینی با جدیت دنبال خواهد شد.به بدخواهان ایران اسلامی نشان خواهیم داد که نه تنها در منطقه خود را به رتبههای ممتاز خواهیم رساند بلکه میتوانیم با توجه به اینکه باثباتترین کشورمنطقه هستیم آثارفرامنطقهای هم داشته باشیم که این امر مستلزم تغییرات ساختاری زیادی است که کارگران و تولید گران سربازان اصلی آن هستند.تغییرهای نگرشی و فرهنگی نخستین مورد از تغییرهای ساختاری است و باید جامعه تولید گرا به جای جامعه برمحور رانت و مصرف گرایی قرار گیرد.اقتصادمقاومتی داروی بیبدیل برای رسیدن به جامعه تولید گرا است که تفاوت آنها ارزشمند شدن نیروی کار در این جامعه خواهد بود و هرکه داده و ارزش بیشتری برارزش افزوده جامعه اضافه کند و در تولید ملی نقش بیشتری داشته باشد محترمتر خواهدبود چه از طریق فکر و چه از راه بازو خود باید بیشتر ارج داشته باشد نه صاحبان پولهایی که مشحص نیست از کجا امده است.کسانی بدون زحمت صاحب ثروت شده و هنگامی که میخواهند یارانه آنها را قطع کنند فریادشان بلند میشود . درجامعه تولید گرا احساس مسوولیت افزایش یافته و حمایت از تولید داخلی بیشتر خواهد بود.خواستارمدیریت کالاهای وارداتی هستیم و بر تولید گرا شدن جامعه تاکید داریم تا جامعه به تعالی برسد.
حمایت از کسانی که سرمایه خود را نه در ربا خواری بلکه در تولید به کار گرفتهاند
همه تلاش خود را برای فراهم کردن زمینه برای تولید کنندگان به کار خواهیم گرفت.در قبال جوانانی که نیازمند کار هستند مسوول هستیم ، سال گذشته و امسال را برایجاد اشتغال انبوه تاکید کرده و حرکت به سمت مهارت افزایی را آغاز کردهایم.امروز با تدابیر صورت گرفته توسط دولت شاهد ثبات اقتصادی هستیم که اقتصاد در آن پیش بینی پذیر شده است خاطرنشان کرد: دیگر کسی در صف ارز و سکه نمیایستد و سیاست مهار تورم نشان داده که سیاست موفقی بوده است.
کاهش هرساله تاثیرگذاری ارز خارجی بربودجه
سخت کوشی به همراه عقلانیت و مدارا برای حل مسایل ایران درکنار همه ایرانیان شعار دولت است.
روز کارگر امسال متفاوت با سالهای گذشته است
امسال مفهوم کارگر از ابعاد بالا و والاتری برخودار خواهد بود.امسال با کمک همه کارگران و تولید گران کشور هرماه یک خبر در باره افزایش میزان تولید بهتر و با کیفیتتر در کشور خواهیم داشت.باید جایگاههای بالاتری در منطقه و فرامنطقه کسب کنیم و این بدست نمیآید مگر در سایه همدلی و همکاری آحاد جامعه که خواهیم توانست موفقتر باشیم.
ایلنا
یادداشت محمد علی گودینی برای روز جهانی کارگر:
خدا هم کارگر است
![]()
«محمد علی گودینی» کارگر از کار افتاده کارخانه تعطیل شده «قوه پارس» و نویسنده داستانهای کارگری «تلار پذیرایی پایتخت»، «زنی با کفشهای مردانه»، «سیلاب»، «نورد» و «اژدها وارد میشود» در یادداشت پیشرو که برگرفته مشاهدات وی از مناسابت روابط کار در سالهای قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی راجع به حق تعطیلی کارگران در روز جهانی کارگر مینویسد.
۱. اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در اغلب کشورها، تعطیل رسمی است! یازدهم اردیبهشت، روز کارگر، در ایران، یک روز شعاری و سر کاری است!
قبل از انقلاب، روز کارگر در ایران تنها یک روز تشریفاتی بود. پیش از پیروزی انقلاب، در یازدهم اردیبهشت هر سال، در برخی واحدهای صنعتی که نماد صنعت مونتاژ وابسته محسوب میشد، تعدادی از کارگرهای گزینش شده، کاسکت بر سر و لباس کار یک دست پوشیده، زیر نظارت مستقیم عوامل کارفرمایی که خود از وابستگان رژیم بود، با نظمی خاص، مراسمی سمبلیک را در مکان محدودی برگزار میکردند. هم زمان رسانههای تبلیغاتی رژیم، به منظور استفاده موردی و به نفع خود، بهره لازم را از آن اجتماع کوچک میبردند! حال آنکه آن مراسم تشریفاتی، در واقع هیچ سود مادی یا آگاهیبخشی و آشنا شدن کارگر ایرانی با حقوق قانونی و صنفی خود در پی نداشت. از این روی کارگر ایرانی که در بعضی واحدهای صنعتی مهمتر، غیر از یک نماینده کارگر که علیالظاهر منتخب کارگران بود، ولی در مواردی، عامل کارفرما از کار درمیآمد، آشنایی چندانی هم با وظیفه قانونی خود و حقوق کارگران نداشت!
در سالهای پایانی آن رژیم، انتخابات سندیکایی هم در تعدادی از واحدهای صنعتی و البته، زیر برق سرنیزه مأمورهای ژاندارمری برگزار شده بود ولی در عمل، آن سندیکاها هم به علت کنترل شدن توسط کارفرمای وابسته یا عوامل مخفی رژیم، نه تنها قادر نبود کارگر را با حقوق قانونی خود آشنا کند که خود اعضای برگزیده شده آن هم از اساس به وظیفه و حقوق اولیه خود آشنا نبودند!
این ناکارآمدی نمایندگان کارگران تحت کنترل و زیر فشار تهدید یا در معرض تطمیع کارفرما یا سندیکاهای بدون اطلاع از وظایف قانونی خود. انتخاب شده زیر سرنیزه مأمورهای رژیم، در کنار ماده ۳۳ قانون کار (ماده سی و سه قانون کار به کارفرما این اجازه را میداد حتی در صورت اینکه از قیافه یا لباس کارگر خوشش نیاید یا هر علت دیگر، او را از کار اخراج کند) که از ابزار برنده در دست کارفرما بود، از یک سو و عوامل مخفی یا علنی، انتظامی درون کارخانجات صنعتی که بسته به اهمیت و بزرگ و کوچکی واحدهای کارگری، توسط درجهداران بازنشسته ژاندارمری یا افسران ارشد بازنشسته به خدمت گرفته شده، به جهت در کنترل داشتن اوضاع صنایع، دست به دست هم داده بود تا در واحدهای صنعتی مونتاژ، کمتر کارگری با حقوق کاری و قانونی و صنفی خود آشنایی لازم را داشته باشد!
شرایط نابهسامان، زمانی آشکارتر میشود که بدانیم کارگرهایی که مشغول بودند، درصد بالایی از آنها، بیسواد یا کمسواد بودند! کمتر کسی تخصص لازم و توانایی فنی را داشت، به گونهای که در چنان موقعیتی، بودند افرادی که تنها با داشتن مدرک تصدیق ششم ابتدایی، به عنوان سرپرست و سرکارگر، مشغول میشدند. حتی کسانی با مدرک سیکل اول (کلاس نهم) صاحب عنوان جنرال فورمن میشدند!
۲. با پیروزی انقلاب اسلامی و لغو شدن خود به خود ماده ۳۳ قانون کار از یک سو و خارج شدن فشارهای روحی و روانی تحت نظر بودن از جانب عوامل مخفی و علنی و خبرچینهای کارفرما در محیطهای صنعتی، کارگران برای زمان کوتاهی، هوای تازه و نسیم آزادی را در واحدهای کارگری استشمام کردند. با این حال دیری نپایید که عوارض وابستگی صنعت مونتاژ و تبلیغات دروغین رژیم شاهنشاهی برای رسیدن به دروازههای تمدن بزرگ توهمی، طبل تو خالی از آب درآمد. به خاطر کمبود مواد اولیه وارداتی، واحدهای صنعتی مونتاژ، خیلی زود مشکلات وابستگی به بیگانه خود را بروز داد و برای همگان نمایان شد. با آشکار شدن ملموس این حقیقت تلخ، خیلی زود، کام کارگران امیدوار شده به تحولات انقلاب، رو به تلخی نهاد! ظاهر شدن این واقعیت، با سرازیر شدن خیل عظیمی از روستاییانی که به هوای زندگی بهتر، دست به مهاجرت گسترده به شهرها و به ویژه پایتخت، زده بودند، خواب خوش و رویای شیرین پیروزی انقلاب را بر کارگرانی که فوج فوج شغل یا مزایای سابق خود را از دست میدادند، همراه با روند فزاینده تورم و گرانی و کمبود اجناس و ارزاق روزانه، به کابوس مبدل میشد. این عوامل با شروع جنگ تحمیلی، برای سایر صنایع که به خاطر مزایای نسبی و حمایتهای علنیتر دولتی، تا آن زمان در حاشیه امنی قرار داشتند، تشدید شد و از آن پس سایه سنگین کمبود مواد اولیه و خطر از دست رفتن شغل و به وجود آمدن ناامنی شغلی، تاریکتر شد.
از این طرف با وجود تلقین شعارهایی از قبیل «عرق کارگر همانند خون شهید مقدس است»، «خدا هم کارگر است» و «دست کارگر را باید بوسید» یا جایگزینی شوراهای اسلامی کار به جای سندیکاهای نیمبند قبلی. در نهایت با کم رنگ شدن و از رونق افتادن دوران چنین شعارهای زیبایی، تشویشها، جای آرامش و امیدواری کوتاهمدت جامعه کارگری را گرفت.
از طرفی با توجه به جولان دادن گروهکهای تروریستی و ترورهای کور و هدفمند و نیاز به فداکاری بیشتر، همین قشر دست پینه بسته کارگر که با اعتصابها یا شرکت در تظاهرات خیابانی و حمایت از تشکیل حکومت اسلامی، نقشی بهسزا در به پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کرده بود، بدون توجه و اطلاع از نیات سوءعدهای از دستاندرکاران انقلاب، تنها به خاطر حمایت از یکپارچگی کشور و با توجه به شرایط ویژه تحمیل شده بر مملکت و هجوم صدام دیوانه به مرزهای میهن عزیز و حمایت وهابیون تازی از بعثیهای وحشی، در کنار ادامه فتنهگری گروهکهای مزدور بیگانه یا تجزیهطلب و پزهای روشنفکری بر جای مانده از دوران طاغوت و... خون غیرتشان به خروش درآمد و پا به پای بسیجیان و جهادگران، راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شدند و در کنار ارتشیان و پاسداران، به دفاعی جانانه از انقلاب و کشور پرداختند. هر روز خون پاکشان، با خون مطهر دیگر رزمندگان شهید در مرزهای عزت و شرف، درهمآمیخت. برخی به جمع جانبازان پیوستند. تعدادی نیز در بند اسارت دشمن گرفتار شدند.
۳. از آنجایی که مفهوم و تعریف روز کارگر، برای کارگران در قبل از انقلاب، هیچگاه معنای واقعی خود را پیدا نکرده بود، پس از پیروزی انقلاب هم، کارگران تا بخواهند متوجه حقوق صنفی خود و مبنای گرامیداشت روز جهانی خود باشند، با آتشافروزیهای گروهکهای فتنهگر مزدور و سپس مواجهه با جنگ تحمیلی، با فداکاری از سهم خود کوتاه آمده بودند. از طرفی به خاطر ماهیت دینستیزی گروهکهای چپ و راست، آنهایی که قصد داشتند با شعارهای دهان پرکن، کارگر مسلمان را فریفته و به مسلک پوشالی خود، جذب کنند ولی کارگر مسلمان و انقلابی، با همه کاستیهای موجود، به تبلیغات آشکار و پنهان مزدوران و پادوهای قدرتهای بزرگ وقعی ننهادند. اما در عوض با اعتماد افراطی به مسؤولان انقلابی و مذهبی، تنها به اعتبار و به خاطر وجود با برکت امام امت، به این افراد و وعدههای نسیهشان خوشبین و گردن نهاده بودند!
کارگران پاکنهاد و پاکنیت، در آن دشواریها و مرارت کشیدنها، سالها انتظار تغییر شرایط را داشتند ولی روز کارگر که از راه میرسید، در خلأ بلاتکلیفی گرفتار میشدند. از کاری بودن روز یازدهم اردیبهشت یا تعطیل بودن آن روز، سر درنمیآوردند. از این روی کارگرها در روز جهانی کارگر، طبق معمول به محل کار خود وارد میشدند. از لحظه ورود، در بلاتکلیفی اعصاب خردکنی گرفتار میآمدند. گروهی لباس کار میپوشیدند. بعضیها حتی زحمت تعویض لباس را هم به خود نمیدادند. افرادی مرخصی میگرفتند. در این بلبشوی تحمیلی، دستههای کوچکی هم به هوای جشن روز کارگر، به سمت محلهای تجمعی که هر سال مشخص میشد، میرفتند. در مجموع، در چند سال اول پیروزی انقلاب، یک اعلام وجود نیمبندی، از حضور نصفه نیمه خودجوش کارگران پایتخت در سطح شهر یا در رسانههای نوشتاری و شنیداری و تصویری، به نمایش درمیآمد.
۴. کارگرها نقش عمدهای در پیروزی انقلاب اسلامی داشتند. کارگرها در دوران جنگ تحمیلی، سنگر به سنگر همراه رزمندگان جنگیده بودند. کارگرها جبهه تولید و جبهه دفاع مقدس را به هم پیوند داده بودند. کارگرها سختترین شرایط زندگی و دوران تحریمها را به همراه خانواده کمبضاعت خود، به جان خریده بودند. با فارغ شدن کشور از سختیهای شرایط دفاع مقدس و جنگ تحمیلی، آنهایی که سالهای سال برای جلب نظر قشرهای مردم، شعار دفاع از کارگران و قشرهای آسیبپذیر را سر داده بودند و وعدههای نسیه حواله کرده بودند، وقتی شرایط را بر وفق مراد خود دیدند، به عوض عمل به وعدههای حواله شده و به جای دلجویی از همان کارگرهای فداکار، شرایطی به وجود آوردند تا با ساکت کردن آنها، قانون کاری را که با عنایت امام راحل به سرانجام رسیده بود، بایکوت کردند.
چنین بود، زمانی که قشر کارگر خوشباور تا به خود بیایند، به چشم خود دیدند، هر روز و در هر گوشهای، کارخانهای با عنوان واگذاری به بخش خصوصی، تعطیل و سپس با تغییر کاربری، از لیست صنایع خارج شد.
کارگر سادهدل، زمانی به خود آمده بود جولان آقازادههایی را دید که با رانت نابه حق باباهای آنچنانیشان، با واردات انحصاری به ریش میلیونها کارگر تحصیلکرده جویای کار نسل انقلاب، خندیدند و چنان آنان را در منگنه گذاشتند کهگاه افرادی با مدرک لیسانس و بالاتر، مجبور به دستفروشی در متروها و بیآرتیها و اتوبوسهای شرکت واحد و سر چهارراهها و هر جایی که چشم مأمورهای شهرداری را دور ببینند، همان جنسهای نامرغوب وارداتی را بفروشند.
آری، یازدهم اردیبهشت، در تقویمهای کاغذی، در ایران هم روز کارگر نام دارد. آری، هزاران، هزار کارگر تحصیلکرده ایرانی که اجباراً بدون اظهار مدرک تحصیلی خود با کمترین حقوق و مزایا، تحت استثمار فرصتطلبها هستند.
۵. نتیجه: امروزه در بیشتر کشورهای جهان، اول ماه مه، روز جهانی کارگر، تعطیل رسمی است اما در یازدهم اردیبهشت، روز کارگر در ایران، دانههای داغ و درشت عرق شرمندگی کارگر بیکار شده و بیکار مانده در برابر زن و فرزند، از پیشانیشان، بر جوهر شعارهای تهی از حقیقت میچکد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم اعتراف کنیم. کارگر ایرانی، روزی به نام کارگر ندارد! اما همین کارگر، عاصی شده از نابرابریها، خدایی دارد که خودش کارگر است و سر منشأ همه امور است. این امیدواری، خود فرصتی برای باور کارگر ایران است!
http://www.ilna.ir/
انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران در آستانه روز جهانی کارگر:
رفع مشکلات اقتصادی، در گرو تحقق مطالبات کارگران است
روزنامه نگاران "کارگران بخش خدمات فرهنگ"
با کاهش روزافزون قدرت خرید نیمی از جامعه و برخوردارنبودن از تشکل های مستقل و کارآمد به منظورمشارکت در تصمیم گیری ها، بهبود وضعیت اقتصادی امکان پذیر نیست.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
اول ماه مه روز جهانی کارگر است. در این روز کارگران سرتاسر جهان با یکدیگر برای تغییر وضعیت ناعادلانه خود متحد می شوند.
بر خلاف باور عمومی و رایج توسط مقام ها و رسانه های رسمی کشور، عنوان «کارگر» فقط به کارکنان بخش های تولیدی و کارخانه ای و یا کارهای بدنی اطلاق نمی شود.
بر اساس تعریف و موازین بین المللی همه کسانی که درگیر تولید هر نوع کالا و خدمات هستند، در قبال کار خود دستمزد دریافت می کنند و با درآمد ناشی از کار خود هزینه زندگی شان را تامین می کنند در گستره مفهوم کارگر قرار می گیرند.
از این رو شفاف سازی و روشنگری افکار عمومی در زمینه تعریف «کارگر» و پرداختن به جوانب و ابعاد آن از جمله وظایف کلیدی اهل قلم، رسانه ها و روزنامه نگارانی است که خودشان نیز کارگران بخش «خدمات فرهنگی» محسوب می شوند.
هم اکنون بیش از 13 میلیون کارگربیمه شده در کشور وجود دارد که بخش عمده ای از آن ها دارای حقوق های حداقلی هستند. اگر کارگران فاقد پوشش بیمه ای را نیز به آن ها اضافه کنیم با در نظر گرفتن شمار خانوار در ایران، بیش از نیمی از جمعیت را کارگران تشکیل می دهند.
دستمزدهای پایین، قراردادهای موقت کار، نبود امنیت شغلی و نداشتن تشکل های مستقل کارگری از مهم ترین مشکلات نیمی از افراد جامعه است که همواره شاهد کاهش روز افزون قدرت خرید و افزایش شکاف میان هزینه های زندگی و قیمت تعیین شده نیروی کار جسمی و فکری خود هستند.
در زمانه ای که «وضعیت اقتصادی کشور» مهم ترین مانع افزایش دستمزد نیروی کار عنوان می شود کمتر رسانه ای است که به رسالت مستقل خود عمل کرده و عنوان کند که بهبود وضعیت اقتصادی هر کشور در گروی غنا بخشیدن به سطح زندگی انسانی شهروندانش است و با کاهش روزافزون قدرت خرید نیمی از جامعه و برخوردارنبودن از تشکل های مستقل و کارآمد به منظورمشارکت در تصمیم گیری ها قابل تحقق نیست.
انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران ضمن گرامیداشت روز جهانی کارگر معتقد است رفع مشکلات تولیدکنندگان اصلی جامعه نیازمند عزم و اراده جدی این طبقه است که جز با سازماندهی و تشکل یابی مستقل آن ها امکان پذیر نیست.
روزنامه نگاران و اهل قلم می توانند با بررسی و ریشه یابی مشکلات پیش رو، از سویی به روشنگری و آگاهی بخشی دیگر زحمتکشان یاری رسانند و از سوی دیگر به تغییر وضعیت موجود کمک شایانی کنند.
http://www.ilna.ir/
مرگ ۳ کارگر جوان بر اثر سقوط در چاه فاضلاب
روز گذشته سه کارگر ۲۵، ۳۰ و ۳۵ ساله به علت سقوط به درون چاه فاضلاب کارخانه بسته بندی گوشت مرغ و ماهی و استنشاق گاز چاه فاضلاب، در کاشان جان خود را از دست دادند.
کارگر ۲۵ ساله که برای تخلیه وارد چاه فاضلاب شده بود، بر اثر استنشاق گاز دچار خفگی شد، ۲ کارگر دیگر نیز که برای نجات جان وی تلاش کرده بودند با سقوط در چاه دچار خفگی شدند و هر ۳ نفر جان باختند.
به گفته مدیر روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری کاشان گروه امداد و نجات از دو ایستگاه آتش نشانی برای انتقال اجساد از درون چاه به محل حادثه اعزام شدند و کارگران جان باخته را به خارج از چاه منتقل کردند.
ایلنا
به مناسبت اول ماه مه برابر با 12 اردیبهشت 1395 روز جهانی کارگر
مروری بر جریان شعر کارگری در ایران؛
شعر کارگری، دستاوردِ انقلاب مشروطه
شعرهایی با رنجِ مضاعف
![]()
توجه به مضامین اجتماعی و مردم طبقهی کارگر در شعرهای شاعران پیش از مشروطه یا اصلا وجود نداشت یا در چنان لفافهای بهصورت کمرنگ دیده میشد که کمتر به عنوان شعر اجتماعی و مردمی بین عامهی مردم جایی برای خود دستوپا میکرد. درواقع شعر و شاعری در پیش از مشروطیت عموما تحتالحمایهی دربار و پادشاه بود و به همین دلیل محتوا و مضامین بسیاری از اشعار آن دوره درونمایهای سرشار از مدح پادشاهان دارند یا نهایتا به توصیف طبیعت، معشوقه و شراب، بیان افکار عارفان و پند و اندرز بزرگان میپرداخت. اصولا هنر و فرهنگ و ازجمله ادبیات و شعر ایران تا پیش از پا گرفتن نهضت مشروطه و دورانی که به عصر بیدارى معروف است، همچون سایر مواهب و امکانات تنها در اختیار یا حتی انحصار طبقهی خاصی از مردم قرار داشت.
تولد شعر کارگری در ایران همزمان با مشروطه
پیش از مشروطه در شعر و داستان فارسی سخنی از کارگر و طبقهی ضعیف جامعه نبود یا تنها به صرف توصیهای خیرخواهانه به حاکمان و اربابان از آنها میخواست کمی هم به فکر رعایای خود باشند تا هم پایههای حکومتشان دچار تزلزل نشود و هم در دیار باقی در بهشت الهی جای داشته باشند. اما همزمان با بلند شدن زمزمهی مشروطه؛ چهرهی فرهنگى ایران هم تحت تاثیر عوامل متعدد فرهنگى، اجتماعى و سیاسى دچار دگردیسی شد و ادبیات و شعر در کنار تغییرات اساسی که از منظر فرم و ساختار با آن مواجه میشود، چرخشی قابل تامل بهسوی مردم و بیان دردها و خواستهای بطن جامعه دارد تا در کنار مایاکوفسکی، ناظم حکمت، برتولت برشت، لویی آراگون، پابلو نرودا، یانیس ریتسوس و...، شاعران ایرانی نیز به سرودن دربارهی طبقهی کارگر مشغول شوند.
محمد مهدیپور و محمد خاکپور در مقالهای مفصل با نام «تاملی در محتوا و مبانی جمالشناختی ادبیات کارگری» که به زیر و بم شعر کارگری و انواع آن در دورههای زمانی مشروطه، رضاشاه و پهلوی دوم پرداخته است، این حوزهی شعری را دستآوردی از انقلاب مشروطه معرفی کردهاند.
در کل شاعران فارسى دورهی مشروطه را عمدتا در سه گروه ادبى عمده دستهبندی میکنند:
گروه شاعران جناح سنتگرا مثل ادیب الممالکفراهانى، ملکالشعراى بهار و علیاکبر دهخدا که با آگاهى لازم و پیوند تام و تمامى که با سنتهاى ادبى ایران داشتند، همچنان به زبان فاخر و پرصلابت گذشته و استفاده از عروض و سنن موسیقی شعری تاکید داشتند.
گروه شاعران مردمى مثل سیداشرف الدین گیلانى (نسیم شمال)، ابوالقاسم عارف قزوینى، ایرج میرزا و میرزاده عشقى که چندان خود را به موازین ادبی گذشته پایبند نکردند و با انتخاب زبان کوچه و بازارى و صمیمیتى که به همین دلیل در کارهایشان دیده میشد، مقبولیت عام در جامعه یافتند.
گروه شاعران کارگرى که متاثر از انقلاب کارگرى روسیه و اندیشههاى کارگرى آن زمان؛ نیازها و محرومیتهاى توده مردم و طبقهی کارگر را موضوع اصلى شعرهای خود قرار دادند و دفاع از حقوق محرومانِ رنجور وجه غالب مضمامین آثارشان شد. ابولقاسم لاهوتى و فرخىیزدى از مهمترین شاعران کارگری در عصر مشروطه بودند. در یک دستهبندی اختصاصیتر هم میتوان اشعار کارگری را در زیرگروههایی با رویکردهای ملیگرایی و ناسیونالیستی، ترغیب برای زندگی بهتر و بهبود شرایط اجتماعی و رویکرد سوسیالیسممحور جای داد.
فرخییزدی مثل عارف، عشقی و بهار با آرمانهای مشروطه همراه و همگام است ولی با درک عمیق از مناسبات پنهان اجتماعی و سازو کار نظام سلطه صراحتا به بیان آنچه که تضییع حقوق طبقهی کارگر نام دارد؛ میپردازد:
آنچه را با کارگر سرمایهداری میکند
با کبوتر پنجهی باز شکاری میکند
میبرد از دسترنجش گنج اگر سرمایهدار
بهر قتلش از چه دیگر پافشاری میکند
و حتی در جایی اعلام میکند که مبارزه طبقاتی را تنها راه رستگاری جامعه است:
توده را با جنگ صنفی آشنا باید نمود
کشمکش را بر سر فقر و غنا باید نمود
در صف حزب فقیران اغنیا کردند جای
این دو صف را کاملا از هم جدا باید نمود
تا مگر عدل و تساوی در جهان مجری شود
انقلابی سخت در دنیا به پا باید نمود
ابوالقاسم لاهوتی را میتوان نخستین شاعری معرفی کرد که رنجها و شکستهای کارگران در شعرهایش نمود یافته است. لاهوتی که سرود «انترناسیونال» را به عنوان مهمترین سرود جنبش کمونیستی به فارسی آهنگین برگرداند، در شعرهایش خود را یک کارگر معرفی میکند:
من کارگرم، کارگری دین من است دنیا، وطن است و زحمت، آیین من است
گفتم به عروس فتح، کابین تو چیست؟ گفت: آگهی صنف تو کابین من است
یا در اشعار دیگری بر تاکید مجدد با کارگر معرفی کردن خود؛ آگاهی طبقاتی را به زبانی ساده برای کارگران شرح میدهد:
من از عائلۀ رنجبرم
زادهی رنجم و پروردهی دست زحمت
نسلم از کارگران
حرف من اینکه: چرا کوشش و زحمت از ماست
حاصلش از دگران؟
این جهان یکسره از فعله و دهقان برپاست
نه که از مفتخوران!
در شعر ابوالقاسم لاهوتی، کارگر برای رسیدن به خواستههایش اندیشه انقلابی دارد و اهل تضرع نیست و تودههای فقیر به مبارزه و قیام علیه استبداد فراخوانده میشوند:
ای رنجبر فقیر معصوم،
تا چند ز حق خویش محروم؟
بیدار بشو، بس است غفلت!
تا کی به مرارت و مذلت؟
او حتی در یکی از اشعارش صراحتا تاکتیک مبارزه طبقاتی را شعار میدهد و از نیاز به تشکیلات کارگری سخن میگوید:
چیست قانون کنونی، خبرت هست از آن؟
حکم محکومی ما!
بهر آزاد شدن، در همهی روی زمین
از چنین ظلم و شقا
چارهی رنجبران وحدت و تشکیلات است!
البته در برخی موارد شاعران گروه دوم نیز سرودههایی با مضامین کارگری از خود به جای گذاشتهاند، مثل شعر «کارگر و کارفرما» از ایرج میرزا:
شنیدم کارفرمایی نظر کرد
ز روی کبر و نخوت کارگر را
روان کارگر ازوی بیازرد
که بس کوتاه دانست آن نظر را
بگفت ای گنجور این نخوت از چیست؟
چو مزد رنج بخشی رنج بر را
من از آن رنج بر گشتم که دیگر
نبینم روی کبر گنج ور را
تو از من زور خواهی من ز تو زر
چه منت داشت باید یکدگر را
تو صرف من نمایی بدرهی سیم
مَنَت تاب روان نور بصر را
منم فرزند این خورشید پرنور
چو گل بالای سر دارم پدر را
مدامش چشم روشن باز باشد
که بیند زور بازوی پسر را
زنی یک بیل اگر چون من در این خاک
بگیری با دو دست خود کمر را
نهال سعی بنشانم در این باغ
که بیمنت از آن چینم ثمر را
نخواهم چون شراب کس به خواری
خورم یا کام دل خون جگر ر ا
ز من زور و ز تو زر، این به آن در
کجا باقی است جا عجب و بطر را؟
فشانم از جبین گوهر در آن خاک
ستانم از تو پاداش هنر را
نه باقی دارد این دفتر نه فاضل
گهر دادی و پس دادم گهر را
به کس چون رایگان چیزی نبخشند
چه کبر است این خداوندان زر را؟
چرا بر یکدگر منت گذارند
چو محتاجند مردم یکدگر را
یا ملکشعرای بهار در شعری دربارهی دستبرد سرمایهداران و استثمارگران به دستمزدها و حاصل کار کارگران میگوید:
هیچ با حاصل دهقان نکند سیل ملخ
آنچه با حاصل این ملک نمودید امسال
برزگر گرسنه و جیش بریتانی سیر
شهر بیتوشه و اردو ز خورش مالامال
کاسب و شهری و زارع همگی حیرانند
کز کجا توشه رسانند به اهل و به عیال
بهار در شعری دیگر مجدد گریزی به رنجهای کارگران میزند و اینگونه میسراید:
ای مفتخوران مفتخوری تاکی و تا چند
کو حس و حمیت؟!
ای رنجبران دربدری تاکی و تا چند
بیچاره رعیت!!
میرزادهی عشقی هم در سرایش چندین و چند شعر خود به کارگران پرداخته است ازجمله در شعر زیر که «کلاه نمدی»ها را استعارهای از کارگران قرار داده و سروده است:
حق شما را کنند ضایع و پایمال
گـﺮ ﻛـــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــﺪ ﻗﻴـــﺎم و ﻛﻮﺷـــﺶ ﻣﺎﻫـــﺎ
کوشش ماها، پی حقوق شماهاست
به که به ماها، کمک کنید شماها
بنده قلم دستم است و دست شماها
بیل و کلنگ است ای کلاه نمدیها!
..از چه کنارید ای کلاه نمدیها؟
دست در آرید ای کلاه نمدیها!
کمکم شعر کارگری به عنوان شاخهای از شعر مدرن فارسی که نمونهاش را در ادبیات کلاسیک سراغ نداریم مجالی میشود برای شرح رنج و مشقت طبقهی کارگر. البته شعر کارگری در کنار ورود به موضوعاتی نظیر فقر و غنا، تبعیض اقتصادی، اختلاف طبقاتی و هر آنچه که مربوط به اقتصاد عمومی میشود؛ نقش کلیدی کارگران در جامعهی مدرن نیز تاکید دارد و در آثاری حتی کارگران را به قیام علیه استثمار و فئودالیته نیز فرامیخواند.
در همین مسیر پروین اعتصامی نیز اگرچه نه با نگاه «اقتصاد سیاسی» و «سندیکایی-کارگری»، ولی با تکیه بر عواطف اخلاقی و انسانی و با زبان تمثیل و خاص خود غم رنجبران را میخورد و برای آنها شعر میگوید:
پیشه آنان، همه آرام و خواب
قسمت ما، درد و غم و ابتلاست
حاصل ما را، دگران میبرند
زحمت ما زحمت بیمدعاست
از چه، شهان ملک ستانی کنند
از چه، بیک کلبه ترا اکتفاست
گشت حق کارگران پایمال
بر صفت غله که در آسیاست
کار ضعیفان ز چه بیرونق است
خون فقیران ز چه رو، بیبهاست
عدل، چه افتاد که منسوخ شد
رحمت و انصاف، چرا کیمیاست
علی امینینجفی (پژوهشگر مسائل فرهنگی) در مقالهای با عنوان «جایگاه کارگران در شعر معاصر فارسی» یادآور شده که البته هرچند پروین اعتصامی هم کاملا میداند که تنها همدردی کافی نیست، پس محرومان را به اعتراض و خیزش علیه ساختارهای نظام سیاسی و اجتماعی روزگار خویش نیز فرامیخواند:
تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر؟
ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر
از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی
چند میترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر؟
حاکم شرعی که بهر رشوه فتوی میدهد
کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر
جمله آنان را که چون زالو مکندت خون بریز
وندرآن خون دست و پایی کن خضاب ای رنجبر!
جایگاه کارگران در اشعار مدرن فارسی یا سپید
در شعر مدرن فارسی یا شعر سپید هم نگرشهای توجه به طبقهی کارگر از همان ابتدای شکلگیری این سبک شعری جریان داشت. به عنوان مثال آنطور که علی امینینجفی در مقالهی خود همچنین اشاره کرده؛ نیما یوشیج به عنوان پدر شعر نو در شعرهای «خانواده سرباز»، «محبس»، «خارکن»، «شهید گمنام»، «مادری و پسری»، «منظومۀ مانلی»، «کار شب پا» و ...، زندگی روزمره زحمتکشان و کارگران به تصویر کشیده است. امینینجفی با تکیه بر نمونههایی تصریح میکند که نیما نیز در شعرهایش از زحمتکشان سخن رانده و گاهی آنها را به طغیان و قیام نیز میخواند:
در درون تنگنا، با کورهاش، آهنگر فرتوت
دست او بر پتک
و به فرمان عروقش دست
دائماً فریاد او این است، و این است فریاد تلاش او:
" ـــ کی به دست من
آهن من گرم خواهد شد
و من او را نرم خواهم دید؟
آهن سرسخت!
قد برآور، باز شو، از هم دوتا شو، با خیال من یکیتر زندگانی کن!"
زندگانی چه هوسناک است، چه شیرین!
چه برومندی دمی با زندگی آزاد بودن،
خواستن بیترس، حرف از خواستن بیترس گفتن، شاد بودن!
او به هنگامی که تا دشمن از او در بیم باشد
( آفریدگار شمشیری نخواهد بود چون)
و به هنگامی که از هیچ آفریدگار شمشیری نمیترسد،
ز استغاثههای آنانی که در زنجیر زنگ آلودهای را میدهد تعمیر...
بر سر آن ساخته کاو راست در دست،
میگذارد او (آن آهنگر)
دست مردم را به جای دستهای خود
او به آنان، دست، با این شیوه خواهد داد
ساخته ناساخته، یا ساختهی کوچک،
او، به دست کارهای بس بزرگ ابزار میبخشد
او، جهان زندگی را میدهد پرداخت!
به گفتهی علی امینینجفی، نیما حتی پا را فراتر میگذارد و در منظومههای بلند «ناقوس»، «مرغ آمین» و «سوی شهر خاموش» یک انقلاب با شکوه را به تصویر میکشد.
او در شعر معروف داروگ به تعبیری تفاوتهای دهقانان و کارگران در ایران و شوروی را مدنظر دارد و میگوید:
خشک آمد کشتگاه
در جوار کشت همسایه
گر چه می گویند: "میگریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران."
قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومهی تاریک من که ذرهای با آن نشاطی نیست
و جدار دندههای نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش میترکد
ـــ چون دل یاران که در هجران یاران ـــ
قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
این پژوهشگر مسائل فرهنگی همچنین تاکید دارد که همنوایی با آرمان محرومان در آثار بیشتر شاعران پیرو نیما یوشیج ازجمله احمد شاملو (بامداد)، اسماعیل شاهرودی، سیاوش کسرایی، نادر نادرپور، نصرت رحمانی، منوچهر آتشی، منوچهر نیستانی، اسماعیل خویی و... نیز دیده میشود.
منوچهر نیستانی از شاعران نسل دوم پیروان نیما نیز در شعری با نام «کارخانه» که به زعم م. آزاد شاید تنها شعر موفق کارگری در شعر امروزی فارسیست که شعر «درهای کارخانه» کارل سندبرگ را به یاد مخاطب میآورد؛ سروده است:
اینجا
هر دکمهای به منبع برقیست متصل،
کار تلاش آهن و بازوست
هر گوشه پیلواری، پولاد،
روی زمین چوب
خفتهست و دود عالم، با اوست
با سینهها رفاقت دیرین صبر و سل
اینجا،
گلهای لفظهای شما را
- نارسته از لبان
توفان پرغریو هزاران چرخ،
از دودکش، به خارج انبار میبرد.
اینجا،
انبار انفجار مدامی پر از صداست،
بازی بیصدای لبان، پیک قلبهاست،
هر سینه، کورهای، وز صد یاد مشتعل
یاد غروب
درهای آهنی بر روی پاشنه میچرخند
مردان چرب خسته،
بیحرف
دسته دسته، بیرون میآیند...
یاد غروب و خانه ....
- چه خوب، آه!
لم دادن و تمدد اعصاب،
با چای داغ، و شام لب حوض،
فریاد بچهها،
برخورد دیگ و قاشق مطبخ
و آنگاه، خواب،
خواب ...
چشمان نمیتوانند این دود را شکافت...
بعد از پیروزی انقلاب هم در سایه تشکلهای صنفی و سیاسی، شعر کارگری جدیتر از گذشته دنبال شد منوچهر شیبانی، نصرت رحمانی، خسرو گلسرخی، سعید سلطانپور، محمد مختاری، عمران صلاحی و سایبر هاکا و... پرچم شعر کارگری را افراشته نگاه داشتند.
در تازهترین نمونههای شعر کارگری سایبر هاکا که این روزها شاید تنها شاعر این حوزه باشد، در کتاب «میترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم» سروده است:
همیشه دوست داشتم
ساعتها در ارتفاعی بالاتر از شهر بایستم
و در انبوه ساختمانها دنبال خانه کسی بگردم
که دوستش دارم
برای همین کارگر شدم!
یا این شعر که همزمان فقر و ایمان را در خود جای میدهد:
پدرم کارگر بود
مرد باایمانی که هر بار نماز میخواند
خدا از دستهایش
خجالت میکشید.
اما و اگرهای شعر کارگری فارسی
هر نوع توجه صرفا دلسوزانه برای کارگر یا تاکید بر رعایت حقوق کارگر از سوی کارفرما و سرمایهدار، لزوما شعر کارگری نیست. سادگی، ارائهی تصویری زنده از فضاهای عینی زندگی کارگری، بازتاب غیرکلیشهای آرزو و شکست و خشم، دوری از هرگونه معصومنمایی و کلیگویی دربارهی قشر کارگر و تمجیدهای دهان پرکن و خر رنگ کن از او و… از مهمترین مولفههایی هستند که به اعتقاد این دسته از کارشناسان ادبی؛ باید در شعری که با پسوند شعر کارگری از آن یاد میشود؛ وجود داشته باشد.
عباس سلیمیآنگیل در یادداشتی تحت عنوان «نشستن کنار گود» که به شعر کارگری در ایران پرداخته؛ نوشته است: «نخستین و آشکارترین نقطه ضعف شعر کارگری زبان فارسی این است کارگر در این شعرها ابژهای بیش نیست. شاعر با تمام صداقتش یک گوشهای مینشیند و از کارگر انتزاعی و تخیلی خود چهرهای مقدس و اسطورهای میسازد. تصویری معصومانه همراه با کلیگویی دربارهی رنجبران. هرچند عنصر صمیمیت گاهی چاشنی کار میشود. شعر آرمانخواه معاصر هرگاه که از مبارزان انقلابی و آگاه و از انسانهای پویا و از خود گذشته سخن میگوید، به اوجی کممانند میرسد. شعری نخبهگرا میشود، پیامد منطقی جریان شعر فارسی و آموزهها و نظریههای روز میشود و شعری مدرن. به همین دلیل است که مخاطب شعرِ دگرگونیطلبِ فارسی در طول چندین دههی اخیر، قشر تحصیل کرده، آگاه و دانشگاه دیده است. مخاطب این شعر کارگری نبود که پایان روز و هفته و ماه، برای گرفتن دستمزدش و پرسه زدن در خیابان لالهزار و کابارهی سوسن و آزیتا و یا سرک کشیدن به خیابان جمشید لحظهشماری میکرد و هنوز هم مخاطبی نیست که حقوق سر ماهش را قسط یخچال ساید بای ساید و نمایشگرهای (LCD) میدهد. مخلص کلام اینکه: شعر کارگری فارسی شعری ناموفق، اما مبارزنواز و شعری موفق است؛ شعری که از کاشفان فروتن شوکران سخن میگوید.»
علایی نیز در توضیح المانها و نمادهای مهم در شعر کارگری یادآور میشود: مهمترین مولفههای شعر کارگری پرداختن به زندگی کارگران از زاویهای است که هدف رشد و تعالی این قشر از جامعه باشد. در ادبیات کارگری نباید از قشر کارگر بهعنوان موجودات ضعیف و ناتوان یاد کرد. در اینکه هستی اجتماعی انسان مرهون کارگری و کارگران است شکی نیست پس دستکم با به تصویر کشیدن بیعدالتیهایی که بر اینها میرود در انواع هنرها از نمایش و فیلم گرفته تا شعر و داستان یکی از ملزومات اعتلای جامعه انسانی است. اگر کسی هم دغدغه پرداختن به مسئله کارگر را در شعر یا داستان خود داشته باشد به راحتی میتواند با استناد به نمونههای خوبی که در اشعار داخلی و خارجی داریم؛ آثار خود را خلق کند.
او مهمترین مسئله در پرداختن به حوزه کارگری در شعر و داستان را؛ طرح موضوعات مرتبط با کارگران از دریچه ایجابی و مثبت میداند و تصریح میکند: آنچه که باید در شعر کارگری شاهد آن باشیم این است که آنها را تاریخساز و آیندهساز نشان دهد مثل آنچه که چاپلین در فیلم عصر جدید خود به تصویر میکشد او در این فیلم گرچه بر مشکلات و ظلمی که به طبقه کارگر میشود تاکید دارد اما آینده و سرنوشت تاریخ را نهایتا از آنِ کارگران نشان میدهد.
منبع:http://www.ilna.ir/