کشف ناخن یک دایناسور در کویر لوت

 کشف ناخن یک دایناسور در کویر لوت

 

ناخن یک دایناسور در کویر «لوت» کشف شد؛ هنوز مطالعات قطعی روی این یافته صورت نگرفته، اما گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن است که فسیل یافت شده، ناخن سرپنجه یک دایناسور باشد.

این ناخن حدود دو ماه پیش توسط زمین‌شناسان و کاشفان معدن در حاشیه‌ی کویر لوت، واقع در استان خراسان جنوبی پیدا شد. هنوز معلوم نیست صاحب این فسیل، چه نوع دایناسوری بوده و در چه دوره‌ای می‌زیسته است. مهم‌تر از آن قطعیت این‌که گونه‌ی یافت شده جزئی از یک دایناسور باشد تا کنون به اثبات نرسیده است.

شکل ناخن دایناسور کاملا مشخص است، ما آن را دو ماه پیش پیدا کردیم، اما تا کنون مطالعه‌ای روی آن صورت نگرفته و همه‌چیز در حد گمانه‌زنی است، مراکزی وجود دارد که می‌تواند این فرضیه را اثبات کند.

دایناسورها بین 60 تا 220 میلیون سال پیش زندگی می‌کردند، دقیقا همان بازه‌ی زمانی که سنگ‌ها و کانی‌های منطقه‌ای وجود داشته‌اند، پس امکان اکتشاف فسیل دایناسور در این منطقه وجود دارد.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/471566

مردی با دستی ۲۰ کیلویی

مردی با دستی ۲۰ کیلویی



 بابلو 25 سال دارد و اهل هندوستان است. او از بیماری «غول‌پیکری» رنج می‌برد و یکی از بازوهایش 20 کیلو وزن دارد و به‌طرز عجیبی بیش از حد رشد کرده به‌طوری‌که زندگی را برایش دشوار کرده است.

منبع:http://tabnakbato.ir/fa/news/38258

سیاست‌های لیبرالی5

فساد ناشی از سیاست‌های لیبرال، نفس تولید را به شماره انداخته است5)

 

چه باید کرد که تولید را به یک خواست عمومی تبدیل کرد؟

حسین راغفر :انتظار ما از دولت یازدهم این نبود که بیاید معجزه کند بلکه این بود که بیایند چند گزارش تهیه کنند و بخش‌هایی از شبه‌خصوصی‌ها و شبه‌دولتی‌ها را که مالیات نمی‌دهند و نبض اقتصاد را در دست گرفته‌اند، به مردم و مقام معظم رهبری گزارش دهد تا روش خود را اصلاح کنند. وقتی که برخی نهادهای نظامی و حاکمیتی مالیات نمی‌دهند،باعث می‌شود که جوان ما معتاد و سرخورده شود، چون شغلی برایش وجود ندارد. بعد اینها خلاف امنیت ملی است. یک جمعیت بزرگی قربانی این نظام اقتصادی شده‌اند، بیکارند و شغلشان را از دست دادند. زیر پل ملاصدرا مرکز توزیع مواد است و لذا ما در دانشگاه الزهرا مرتب تردد آدم‌های معتاد را از نزدیک می‌بینیم، به خصوص در زمستان که اینها به دنبال یک جای گرم هستند. در زمستانسال 93 یکی از کارگران را آنجا دیدم که پسر رعنای خانواده‌داری بود و بر اثر بیکار شدن به یک روز حال نذار و بیچاره‌ای تبدیل شده و معتاد شده بود. اینها قربانیان نظام به اصطلاح خصوصی‌سازی و آزاد‌سازی اقتصادی هستند. ما مخالف بخش خصوصی نیستم. اتفاقاً ما مدافع بخش خصوصی هستیم ولی آن بخش خصوصی که در قالب تعهدات اجتماعی کار کند نه آن بخش خصوصی که فقط به دنبال سود شخصی خود است. بخش خصوصی باید در بستری کار کند که امنیت اجتماعی در آن شکل گرفته باشد.اگر امنیت اجتماعی نباشد این اتفاق می‌افتد که طرف پورشه سوار می‌شود و آن یکی هم چاقو در دست می‌گیرد و سرچهار‌راه‌ها زورگیری می‌کند. همه جای دنیا نظام‌های حمایتی، نظام‌های تثبیت‌گر نظام اجتماعی است. اگر می‌خواهید امنیت داشته باشید، نمی‌شود از طرف دیگر فقر تولید کنیدو فقیر گسترش دهید و نابرابری‌های اجتماعی تا این حد فاحش باشد.سرمایه‌دار مسؤولیت اجتماعی دارد. او از فضای امنی که وجود دارد کسب سرمایه می‌کند و درمقابل آن متعهد است که مالیات بپردازد.البته منطق دست نامرئی و منطق منافع شخصی حکم می‌کند که بنده اگر می‌توانم رشوه بدهم و مالیات ندهم و این منطق شخصی است که من برای نفع خودم کار کنم و چیزی است که آقایان از آن صحبت می‌کنند. در حالی که آن چیزی که ما از آن صحبت می‌کنیم بازار اجتماعی است، یعنی بازاری که مسؤولیت اجتماعی خود را درک کند نه اینکه مسؤولیت غارت‌گری را برای خود تعریف کرده باشد. این همان چیزی که در قالب سرمایه‌گذاری رفاقتی صورت گرفته است.

این مسؤولیت دولت است که باید این بازار را بسازد و این نظام مالیاتی است که وظیفه دارد این سرمایه‌ را جمع‌آوری کند و این سرمایه‌های بادآورده را که بر زندوبند ایجاد شده، جمع‌آوری کند. امکان تداوم این وضعیت هم وجود ندارد و قطعاً با مشکل جدی روبه‌رو می‌شویم.

در روسیه و خیلی جاهای دیگر نیز چنین اتفاقاتی افتاده، بعد یک ملت را متهم می‌کنند که آنها آدم‌های مفت‌خور و زیر کار در رو هستند و الان دارند تاوان آن را می‌پردازند که اصلاً این طور نیست و اینها تحریف تاریخ است.این فرض وجاهتی برای نظام فاسد سرمایه‌داری ایجاد می‌کند. همه استنادات ایشان این است که انگلیس، آمریکا و آلمان چه کرده است که خیلی از اینها دروغ محض است. شما وقتی وارد لایه‌های عمیق اقتصاد این کشورها می‌شوید فساد وجود دارد ولی فساد سازمان‌یافته‌ای که خود دولت‌ها آن را کنترل می‌کند. بزرگترین بانک پول‌شویی دنیا بانک HHVCانگلیس است که مأمن مافیای دنیا است و هر کسی پول بادآورده دارد از این طریق خرج می‌کند. البته خیلی‌ها نمی‌دانند که جزیره‌ای در انگلیس است به نام جزیره جرزی بین فرانسه و انگلیس که مرکز پولشویی دنیا است. در این جزیره بیش از کل گردش بانک‌های سوئیس پول‌شویی صورت می‌گیرد. این‌ها بخشی از منابعی است که دولت انگلیس برای تثبیت نظام اجتماعی خود از دنیا جمع‌آوری می‌کند و به این اشکال مختلف درمی‌آورد و با نظام تبلیغاتی که در دست دارد خود را موجه جلوه می‌دهند ولی به این و آن تهمت می‌زند. بزرگترین کشوری که در دینا پول‌شویی می‌کند اسرائیل است ولی کسی جرأت نمی‌کند به آن اعتراض کند. همه جای دنیا پول‌شویی وجود دارد. مافیای روسیه پول‌های خود را به انگلیس می‌برند و آنجا خرج می‌کنند.آنها هم می‌دانند که این پول‌ها، پول کثیف است اما چون این پول‌ها تبدیل به سرمایه می‌شود و شغل ایجاد می‌کند چشم‌پوشی می‌کنند. بنابراین شنیدن بحث اخلاق از ایشان جالب است. کسی نگاه نمی‌کند که با هزینه‌های اینها می‌شود میلیون‌ها معتاد را در دنیا نجات داد. بزرگترین مافیای روسیه اعضای بدن انسان را می‌فروشند و اینها بی‌اخلاق‌ترین حرفه‌هایی است که بشر تاکنون به خود دیده اما محل‌های کسب سودهای بسیاری است برای دولت‌های سرمایه‌داری که تبهکاری را در آنها شکل داده‌اند.

در این خصوصی‌سازی‌ها عمده پتروشیمی‌ها را به اعضای یک حزب دادند در حالی که آنها حتی نمی‌دانستند که پتروشیمی چیست. این یک حرکت سیاسی است و خصوصی‌سازی و گسترش بخش خصوصی نیست.محصول این نظام سیاسی ما همین است.ما نگران فروپاشی هستیم. وقتی این جمعیت عظیم از کشور بیکار است بمب ساعتی است که کسی نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیافتد.

در کشور ما یک آمار می‌گوید 200هزار و مدیرکل آموزش و پرورش سیستان می‌گوید 100هزار دانش‌آموز واجد شرایط در سیستان هستند که به مدرسه نمی‌روند. خیلی رقم بزرگی است. یعنی جمعیت بزرگ از اینها در آینده‌ای نزدیک به قاچاقچی و ریگی‌های آینده تبدیل می‌شوند و ناامنی ایجاد می‌کنند برای مملکت.

منبع:

http://www.ilna.ir/

سیاست‌های لیبرالی4

فساد ناشی از سیاست‌های لیبرال، نفس تولید را به شماره انداخته است(4)

 

می‌خواهم روی نکته‌ای دوباره دست بگذارم که شما اشاره کردید و آن هم سرمایه‌داری رفاقتی است. چون الان یک بحث‌هایی مطرح می‌شود که تأثیری در ذهن مردم هم می‌گذارد. به نظرم می‌رسد که این بحث‌ها هدایت شده است. جریانی در مقابل این همه خمودگی اقتصادی شکل گرفته که هر بار حمله‌ای به چیزی تحت عنوان نهاد دولت انجام می‌دهد و از آن طرف هم مدام از بازار صحبت می‌کند که اگر مکانیزم بازار حاکم بود این اتفاقات نمی‌افتاد. شاید منظورشان همان پدیده عرضه و تقاضا و تأثیر قیمت است ولی به شکلی از بازار صحبت می‌کنند که انگار در ایران و در یک جایی که کسی ندیده، چیزی وجود دارد که تحت ظلم قرار گرفته و نمی‌تواند بیاد جلو و کاری برای نجات اقتصاد انجام دهد. رسانه‌های این جریان هم به شکل خیلی پرقدرت دارند عمل می‌کنند. این بازار کجا قایم شده و چرا چنین پدیده مظلومی در ایران وجود دارد؟

حسین راغفر :البته این یک حربه تاریخی است و فقط هم در مورد ایران نیست. به هر صورت بازار و دولت هر دو ظرفیت‌ها و کاستی‌هایی دارند. منتها اینها در یک بستر نهادی، متناسب می‌توانند عمل کنند. این همه نابه‌سامانی به جهت کج‌کاری‌های نهادی در کشور به وجود آمده است. مثال می‌زنم. نظام بانکی ما وضعیتش جوری است که 150هزار میلیارد تومان از اعتباراتش دیون معوقه است (شما مطمئن باشید آمار این طرفش هم وجود ندارد که مبالغ به مراتب بیشتر از این پرداخت کرده‌اند و آنها دارند برمی‌گردانند).این منابع به چه کسانی داده شده است؟فردی به اسم تولید قارچ صنعتی می‌رود وام می‌گیرد.برای پرداخت این وام تمام قوانین و مقررات بانکی که خیلی هم دقیق و خیلی هم جدی است را کنار می‌گذارند. این وام باید تدریجی پرداخت بشود یعنی مرحله به مرحله با ساخت و پیشرفت آن واحد تولیدی. اتفاقی که می‌افتد این است که فرد این پول را می‌گیرد، بعد می‌گذارد در یک بانک دیگر. با نرخ بهره 4 درصد این وام را گرفته و 22درصد از محل سپرده‌گذاری سود می‌گیرد. اگر فقط یک میلیارد تومان وام گرفته باشد، سالی می‌شود 180 میلیون تومان مابه التفاوت سود که در جیب او می‌رود و اتفاقاً اقساط و سود آن بانک را هم می‌دهد. هیچکس نیامده بگوید این پولی را که شما وام داده‌اید و قرار بود شغل تولید کند،چه شد. بخش خصوصی است دیگر. منتها می‌گویند این دخالت دولت است. معتقدم ما دولت نداریم و چیزی که وجود داشته یک شبکه توزیع امکانات و ثروت بین دوستان و رفقا و آشنایان است. نداشتیم برای اینکه دولت کارکردش در همه جا دنیا با کارکردش در نظام مالیاتی و بعد ارائه خدمات بخش عمومی معنا می‌دهد. وقتی شما خودتان می‌گویید من 180هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی دارم و 70 هزار میلیارد تومان جمع‌آوری می‌کنم یعنی 255هزار میلیارد تومان. کل بودجه جاری سال گذشته ما 170هزار میلیارد تومان بوده یعنی 80هزار میلیارد بیشتر ظرفیت درآمدی بوده که می‌توانستند با آن کلی خدمات ارائه کنند. هم‌زمان در ساختار اقتصاد بین 20 تا 30 میلیارد دلار قاچاق کالا دارید.در چنین ساختاری عرضم این است که بخش خصوصی چه معنایی می‌دهد؟باید دید چه کسانی منتفع هستند که همانهایی هستند که به اسم بخش خصوصی و شبه بخش خصوصی وجود دارند.اگر از تولیدکننده سوال کنید او به شما خواهد گفت و به نظر من راه‌حل دقیق‌تر را تولیدکننده به شما می‌دهد. ساختاقتصاد ما اصولاً این است که سهم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در بخش خدمات که عمدتاً به بخش واردات می‌آید اصلاً قابل مقایسه با بخش صنعت و تولید نیست. گزارشی را رادیو پخش می‌کرد و من هم از این طریق شنیدم. می‌گفت طرف سیب‌زمینی را کیلویی 200 تومان روی زمین می‌خرد، یعنی از تولیدکننده که بیچاره رفته جمع کرده و بسته‌بندی هم کرده 200 تومان می‌خرد ولی 3هزار تومان می‌فروشد. خب این اقتصادی است که با تولیدکننده‌اش اینجور برخورد می‌کند و بعد سود اصلی بیش از 10 - 20 برابری این وسط توزیع می‌شود و به دلالی می‌رود. نورث می‌گوید اقتصادی که به فعالیت‌های غیرمولد پاداش می‌دهد، در چنین اقتصادی تولید و تولید ناخالص داخلی صنعتی شکل نمی‌گیرد و خیلی طبیعی است. به تعبیر دیگر می‌گویند سرمایه به جایی می‌رود که بیشترین بازدهی را دارد. وقتی که در فعالیت‌های سفته‌بازی و دلالی بیشترین بازدهی هست، مگر کسی عقلش پاره‌سنگ برمی‌دارد.

درباره آن شعارها و رسانه‌ها هم متأسفانه شعارهایی که می‌دهند به نظرم عمده‌ترین دلیلش منافع شخصی‌شان است. یعنی آدم‌ها از موضع اجتماعی و اقتصادی خودشان این حرف‌ها را می‌زنند. چه کسانی این تعداد مجله و روزنامه که امروزه اندیشه اقتصادی راست را در کشور ترویج می‌کند، به مبتذل‌ترین شکل خودش منتشر می‌کنند؟ اینها از کجا تغذیه می‌شوند؟ چه کسانی اینها را حمایت مالی می‌کند؟ همین‌هایی که منتفعین وضع موجود هستند. اتفاقاً در وضعیت کنونی کسی که آسیب می‌خورد، بخش خصوصی واقعی است. آن شبه‌خصوصی‌ها برنده‌اند، کما اینکه شبه‌دولتی‌ها هم برنده‌اند. آن چیزی که آسیب می‌خورد و از همه بیشتر قربانی می‌شود در این سیستم، کسانی هستند که صادقانه می‌خواهند برای مملکت کار بکنند. می‌خواهند چیزی تولید کنند و این تولیدکننده بخش خصوصی است که آسیب می‌خورد.علت آن هم فساد بزرگی است که در بخش مالیات وجود دارد. در دورانی که تولید به رکود رفته،بانک‌های ما سودهای حداقل 40 تا 50درصدی براساس آمارهای خودشون در بورس داشتند.خوب راه‌حل چیست؟

راه‌حل یک نظام مالیاتی پویا و فعال و به‌روز است که مالیات بزرگی ازاین سودها بگیرد و در بخش تولید توزیع کند. در سال 2013 دولت آلمان بالغ بر 40 میلیارد دلار فقط به بخش تولید صنعتی کمک کرد، نه به بخش خدمات. اینها حمایت می‌کنند تا کارگرش بتواند کار بکند و واحد تولیدش بتواند با کشورهای دیگر رقابت کند. حمایت از تولید در همه جا دنیا صورت می‌گیرد و در ایران ما هم باید صورت بگیرد. منتها حمایت از تولید چگونه صورت گرفته است؟ به پتروشیمی‌ها خوراکی را که 13 سنت صادر می‌کردند به اینها دادند 3 سنت به اسم خوراک و سوخت. خوراک و سوخت هر دو گاز است. خوب اینها چه کار کردند. آمار سال 90 نشان می‌دهد که ما نفت خام را صادر می‌کردیم تنی 780 دلار و محصولات پتروشیمی را صادر می‌کردیم تنی 740 دلار. این قرار بود روی نفت ارزش افزوده بگذارد و صادر بکند. این یارانه عظیمی که اینها در سوخت گرفتند،سبب شده که 50درصد سود بورس کشور به خاطر سود شرکت‌های پتروشیمی باشد. وقتی که مجلس در بهمن 92 تصویب کرد که اینها باید قیمت سوختشان 13 سنت بشود، بازار بورس در ایران فرو ریخت. چرا فرو ریخت؟ برای اینکه اینها روی زد و بند و رابطه بوده که این سودهای بزرگ را نشان می‌دادند نه روی خلاقیت، نه روی نوآوری و نه روی ابتکار. جالب است همین محصولی که ما صادر می‌کنیم 740 دلار، رفته ترکیه و 2500 دلار همین تن را ارزش افزوده گذاشتند و به ما صادر کردند و این شده محصول نهایی.

سیاست‌های لیبرالی3

فساد ناشی از سیاست‌های لیبرال، نفس تولید را به شماره انداخته است(3)

 

خیلی‌ها از مباحثی همچون این سخنان شما استفاده می‌کنند و می‌گویند که این نشانه‌های یک اقتصاد دولتی است که در این سال‌ها وجود داشته و این را معرف یک اقتصاد دولتی می‌دانند. بحثم دفاع از اقتصاد دولتی نیست اما به نظر می‌رسد ما در اقتصاد مولفه دیگری هم داشته‌ایم تحت عنوان بازار.در ایران بازار کجا بوده وقتی این اتفاق می‌افتاد. آیا بازار هم یک شراکت خیلی عمده و بزرگ با دولت داشته و یک محیط خانوادگی بوده که یا حمایت می‌کرده یا سعی می‌کرده از تسهیلات بانک‌ها استفاده کند؟

حسین راغفر : ببینید ما از اقتصاد دولتی دفاع نمی‌کنیم ولی از کارکرد دولت به عنوان یک نهاد بسیار مؤثر در همه جای دنیا برای ساماندهی دفاع می‌کنیم.

ناظر بر عقلانیت؟

فقط ناظر نیست بلکه نهادسازی می‌کند. برای مثال در این چند ساله می‌بینید که حمایت‌های بزرگی دولت از صنایع خودروسازی کرده ولی این صنعت هیچ کاری نکرده و فساد بزرگی هم احتمالاً آنجاها رقم خورده که در گزارش مجلس هم بود که فاجعه است. دولت اصلاً برنامه‌ای برای حمایتش نداشته است. هیچ کجای دنیا این گونه نیست که به یک نهادی بیایند یارانه بدهند، بدون اینکه از آن توقعی داشته باشند. این موضوع درباره آنهایی که آن طرف به اسم بخش خصوصی پاداش صادراتی می‌گرفتند یا می‌گیرند یا یارانه‌های بزرگی را دریافت می‌کنند هم وجود دارد. اینها به خاطر این است که طرفین با هم ذینفعند. به زیان ملت عمل می‌کردند. ما دولت نداریم. این حرف مهملی است که در ایران زده می‌شود. ما دولت نداریم. ما یک ماشین بزرگ توزیع منزلت اجتماعی داریم. یکی می‌شود وزیر، یکی می‌شود معاون وزیر یکی می‌شود مشاور رئیس‌جمهور، یکی می‌شود معاون رئیس‌جمهور و یکی می‌شود مدیرکل.

ما بعد از جنگ دولت نداریم. نگرانی آدم‌هایی که درون دولت هستند، توزیع منزلت و فرصت‌های اجتماعی و قدرت بین یک شبکه خویشاوندی و فامیلی است که شکل گرفته و به این در اقتصاد سیاسی می‌گویند سرمایه‌داری رفاقتی که کاملاً شناخته شده است. این اتفاقی است که در ایران افتاده است. منتها در دوره آقای خاتمی علت اینکه فساد اینقدر گسترده نشده این است که فضای سیاسی کشور باز است. در دوران بعد از جنگ، بیشترین دوره‌ای که فضای سیاسی اینقدر باز است، دوره آقای خاتمی است. از لحاظ تعداد نشریات و همزمان احزاب مخالف به شدت و قدرت در مجلس و اینطرف و آنطرف ناظر بر دولت بودند. یعنی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این رقابت و نظارت وجود داشته. اتفاقی که در دوره آقای احمدی‌نژاد افتاد این بود که تمام احزاب سیاسی را از روز اول حذف کردند و لذا یک فضای انسداد سیاسی درست شد.

بیشترین تعداد توقف و تعطیلی رسانه و روزنامه در همین دوره اتفاق افتاد. بنابراین فضای سیاسی بسته شد. بعد از آن طرف هم درآمدهای ارزی به وجه بی‌سابقه‌ای در تاریخ ایران افزایش پیدا کرد. امکان چگونگی استفاده از این منابع هم به دولت واگذار شد به خاطر رقابت‌های سیاسی. یعنی هر ندانم‌کاری که در درون دولت اتفاق می‌افتاد، مجلس حتی اگر متوجه می‌شد، رویش را می‌کرد آن طرف یا اینکه همدلی می‌کردند و این سبب شد که منابع بزرگی آمد دست دولت.دولت هم قوانین رسمی کشور را از جمله قانون بودجه به اشکال مختلف نقض کرد. همیشه بودجه چند ماه بعد از سال تصویب می‌شد.

پیشتر هم گفته‌ام که ما شبه‌خصوصی داریم. یعنی اینکه طرف اسمش بخش خصوصی است اما می‌آید توی سیستم از یارانه‌های حاکمیت برخوردار می‌شود. در دوره‌ای که قیمت سوخت یک روستایی بدبخت (گاز و گازوئیل) یک باره چند برابر شد و روستایی ما نمی‌توانست به اندازه سوخت داشته باشد، سوخت پتروشیمی‌ها کماکان با یارانه پرداخت شد. فولاد را به اسم اصل 44 خصوصی کردند. همین فولاد 93 و 6 دهم یا 4 دهم درصد کل سهامش در اختیار نهادهای حکومتی است. پیشتر یک شرکت فولاد داشتیم که یک هیأت مدیره داشت، الان 12تا شرکت زیرمجموعه صاحب سهم اینها هستند که 12 تا هم هیأت مدیره دارند و هر کدام حقوق‌های کلان هم می‌گیرند. هر عضو هیأت مدیره حداقل 150 – 200 میلیون تومان در سال فقط پاداش می‌گیرد.

اسمش را گذاشتند که خصوصی شده ویکی از بزرگترین بدهکارهای اصلی به بانک‌ها همین‌ها هستند. از نفوذشان استفاده کردند و اعتبارات بانکی گرفتند و پس هم ندادند. تنها 4/6 درصد سهام اینها متعلق به بقیه مردم است. این اسمش خصوصی‌سازی است؟! بنابراین مسأله دولت یا بخش خصوصی نیست. دولت در همه جای دنیا مالیات می‌گیرد و با آن خدمات عمومی ارائه می‌کند،اما ما دولت نداریم.

رئیس سازمان مالیاتی کشور می‌گوید بین 20 تا 25 درصد تولید ناخالص داخلی کشور فرار مالیاتی داریم. سال 93 نزدیک به 70هزار میلیارد تومان مالیات جمع کردیم.تولید ناخالص داخلی کشور در سال 92 که ما رکود داشتیم 934هزار میلیارد تومان بود. 20درصدش می‌شود 185هزار میلیارد تومان. فقط 70هزار میلیارد تومان جمع‌آوری کردیم که با جمع فرار مالیاتی می‌شود 255هزار میلیارد تومان. این ظرفیت مالیاتی سال 93 کشور است. باید بدانیم که اگر اقتصادکشور کار کند، تولید ناخالص داخلی باید چیزی حدود 2 هزار میلیارد دلار باشد نه 400 میلیارد دلار که الان هست. بنابراین یک فساد این اتفاقی است که می‌افتد و آن تولید ناخالص داخلی بسیار نازل است که در اثر فساد است. در اثر زد و بندهایی است که حاصل شده و از آن عده‌ای پول‌های کلانی به دست آورده‌اند. چه کسانی صاحب خودروها، خانه‌ها، پنت‌هاوس‌ها هستند؟ ضمناً حجم بزرگی هم فرار سرمایه از کشور داشتیم. همین بانک‌هایی که به اسم بانک خصوصی درست شده در کشور، تمام اینها منابعشان، منابع نفتی است. یعنی بخش خصوصی‌مان هم بخش خصوصی نیست. اتفاقاًآن بخش خصوصی که بخش خصوصی واقعی و پایبند و زحمتکش و تولیدکننده است، بیشترین آسیب رو از این وضع می‌خورد. به همین دلیل است که خود آقایان می‌گویند 14هزار واحد تولیدی فقط در زمان دولت‌های نهم و دهم تعطیل شد. هنوز هم این روند ادامه دارد. هنوز هم هر روز این شرکت‌های تولیدی دارند ورشکست می‌شوند. اگر به ساخت اقتصاد کشور ما در 60 سال گذشته نگاه کنید و به سهم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی در بخش‌های مختلف نگاه کنید، می‌بینید که سهم بخش خدمات چند برابر بخش صنعت است و یک درصد بسیار نازلی متعلق به بخش کشاورزی است. تولید اصلاً در کشور هیچ وقت جایگاهی نداشته و بیشترین علتش هم این ساخت سیاسی است.چون برای آدم‌هایی که در قدرت نشسته‌اند، ساده‌ترین کار این است که این پول را تبدیل کنند به تجارت و واردات. به همین دلیل است که شما می‌بینید یک نهادی حتی مثل کمیته امداد به تعبیر وزیر کشور فقط 27هزار خودروی لوکس ظرف یک دوره کوتاه وارد کشور کرده و مالیات نداده. باید ببینید تبعات اجتماعی این موضوع چه می‌شود. یک کسی که امروز یک خودرویی را سوار شد که بیشتر از 40،50درصد بالاتر از قیمت همین کشورهای مجاور با احتساب حتی مالیات است فقط این معنا را نمی‌دهد که یک خودرو گران می‌شود. سیب‌زمینی آن بیچاره‌ای هم که تنها قوت زندگی‌اش است هم قیمتش بالا می‌رود.

در اثر قیمت‌های نسبی، وقتی پورشه می‌آید و قیمتش چند برابر می‌شود،آنوقت قیمت پراید هم می‌رود. بعد فقط پراید نیست که قیمتش می‌رود بالا. نان، گوشت، آب، سیب‌زمینی و همه اینها هم می‌رود بالا. زندگی مردم هم به این وجه اسفبار می‌افتد.

سیاست‌های لیبرالی2

فساد ناشی از سیاست‌های لیبرال، نفس تولید را به شماره انداخته است(2)

 

آقای دکتر درست، ولی خب مثلاً دوره اصلاحات را که نمی‌توان با دولت‌های نهم و دهم مقایسه کنیم؟

حسین راغفر :دوره خاتمی یک ویژگی خاص داشت. اولاً خود خاتمی اصلاً آدم سیاسی نبود. آدم سالمی است و کاملاً متمایز از بقیه. آقای رفسنجانی خودش مبدع این نظام بود. ایشان اولین کاری که کرد،تغییر ماهوی در قانون اساسی بود و هنوز هم این موضوع دنبال می‌شود. برای مثال آقای روحانی سیزدهم اردیبهشت سال گذشته که روز قبل از آن، روز معلم بود،برای آموزش و پرورشی‌ها صحبت کرد و گفت: 15درصد سهم آموزش و پرورش بخش خصوصی کم است و باید زیادترشود. یعنی چی این سهم کم است؟ بر چه اساسی می‌گویند کم است؟ قانون اساسی می‌گوید همه آن باید مجانی باشد. شما صد بار هم این حرف یعنی مفاد قانون اساسی رابگویی، از این گوش می‌گیرند و می‌اندازند کنار و بعد به اسم خصوصی‌سازی هزار کار می‌کنند.تغییر همین اصل 44 منشأ بسیاری از فسادها در کشور بوده است.

اکثریت مسؤولان حقوق‌های بالا می‌گیرند و هیچ کدامشان زندگی‌های معمولی ندارند. فوق‌العاده زندگی‌های مرفهی دارند و این وضعیت را همین‌ها ساخته‌اند و این فرهنگی است که آقایان اشاعه می‌کنند. شما وقتی که صاحب چند میلیارد تومان پول شدید،امروز هرکسی باشی، فردا دیگر تغییر کردی.اگر کارگر ساده باشی و فردا به تو چند میلیارد تومان داده باشند، دیگر یک شخصیت متفاوت می‌شوی. تمام تلاشت این است که این را چطور حفظ کنی و چطور رشد بدهی.یکی از این موارد فساد بزرگی است که در زد و بندهای بانکی به این ور و آن ور داده شد.می‌گویند 150هزار میلیارد تومان دیون معوقه بانکی است. تنها یک قلم که مطرح شد مبلغ 12هزار میلیارد تومانی بود که بعد گفتند این رقم 16هزار میلیارد تومان است که به آقای ه.ر و از این چیزهایی که می‌گویند، داده شده است.اینها چه کسانی هستند. تازه بعد وقتی این مطرح شد، کلی اعتراض شدکه چرا اصلاً اسم مطرح شده است.

نفس همین 150هزار میلیارد تومان دیون معوقه بانکی، الان بانک‌های ما رو به این فضاحت کشانده است. بانک مرکزی آمده قانون گذاشته که می‌توانید 30درصد با اعتباراتتان شرکت‌داری کنید. 30درصد منابع فاجعه است. اصلاً بانک چرا باید فعالیت شرکت‌داری بکند؟ کار اصلی بانک، تجهیز منابع خرد مردم و سوق دادن این به سمت سرمایه‌گذاری برای توسعه کشور است. این اصلی‌ترین وظیفه و کارکرد بانک است.

سیاست‌های لیبرالی1

 

فساد ناشی از سیاست‌های لیبرال، نفس تولید را به شماره انداخته است(1)

 

حسین راغفر عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا با انتقاد توأمان از دولت و بازار در ایران، مدعی است که نهادی به نام دولت به معنای واقعی آن وجود ندارد، و همین خلأ، باعث گسترش فساد در کشور شده است، از فسادهای بانکی گرفته تا فرارهای بزرگ مالیاتی.

 

متن مصاحبه ایلنا با عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا:

آقای دکتر بحث فساد در اقتصاد ایران یا در واقع می‌شود گفت مکانیزیمی که تحت عنوان فساد معرفی می‌شود و یک دست‌انداز بزرگ در توسعه به وجود می‌آورد، سال‌هاست در ایران مطرح است. خود شما هم در واقع درگیر این قضیه بوده‌اید و کار کارشناسی این ماجرا را کرده‌اید،بحث‌هایی داشته‌اید و کارهایی در این زمینه منتشر کرده‌اید.در چند ساله گذشته به نظر می‌رسد که فساد در این حوزه یک قدم بزرگ جلو آمده و حالا تبدیل شده به جریانی که خیلی زیر زمین نیست. روی زمین دارد اتفاق می‌افتد و خوب همه هم از آن اطلاع دارند و همه مردم هم تا حد زیادی می‌دانند و جاهایی هم تبدیل شده به طنز.یعنی چیزی شده که معرف حضور همه است و خود حاکمیت هم ظاهراً با آن کنار آمده است.خیلی ساده می‌خواستم شروع بکنم. اسم چنین پدیده‌ای که حالا شکل رو گرفته چه می‌توانیم بگوییم؟

البته فساد همیشه بوده و جامعه بدون فساد اصلاً نداریم. همه جوامع بالاخره،فساد را در درجات و به اشکال مختلف دارند، منتهی فساد در دوره بعد از جنگ، به خصوص با این تفکر نئولیبرالی که در کشور حاکم شد، عملاً به اصطلاح نطفه‌های نظامندش در درون سیستم حاکمیت شکل گرفت. امروزه می‌شود گفت دو جریان اصلی در درون قدرت داریم که اینها ارتباط تنگاتنگی با مسائل اقتصادی دارند.باید گفت فساد در ایران از درون حاکمیت شکل می‌گیرد، یعنی کسانی که درون حاکمیت هستند وارد اقتصاد می‌شوند و بعد این آمیزه قدرت و ثروت است که کانون‌ها و شبکه‌هایی از فساد را در کشور تشکیل می‌دهد. دو جریان بعد از جنگ ساخته شد، یکی به اسم اصلاح‌طلبی، یکی هم که امروز به اسم اصولگرایی شناخته می‌شود. هر دوی اینها از درون قدرت آمدند.در دولت، سوار این منابع شدند و الان هم دعوایشان سر منافع خودشان است و سر مملکت و مصالح ملی نیست. هر دو می‌گویند سهم بیشتری ما بدهید. به همین دلیل هم هست که از زمان آقای هاشمی به این طرف،به‌رغم اینکه خاتمی آمد، احمدی‌نژاد آمد یا روحانی الان سرکار است، همان سیاست نئولیبرالی در کشور دنبال می‌شود. مهم نیست که چه کسی می‌آید و چه شعاری می‌دهد، مهم این است که چه عمل می‌شود و این اتفاقی است که در این چند ساله متأسفانه رخ داده است.

کودک 4 ساله در قفس گوریل

کودک 4 ساله در قفس گوریل

 

در باغ وحش شهر سین سیناتی آمریکا یک پسر بچه 4 ساله وارد قفس یک گوریل عظیم الجثه شد.

پس از ورود پسر بچه ای به قفس گوریل باغ وحش سین سیناتی ، گوریل به سمت این بچه رفته و او را گرفت.

پس از این حادثه مسئولان باغ وحش از بیم خطر جانی برای کودک مجبور شدند گوریل را با شلیک گلوله بکشند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/471350

گربه، جان پسر زنجانی را گرفت

گربه، جان پسر زنجانی را گرفت

 

کودک سه ساله زنجانی در اثر ترس از گربه جان باخت.

دیشب یک پسر بچه که اهل روستای حسین آباد بوغداکندی زنجان است به دلیل ترس از گربه دچار ایست قلبی شد.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/471398

گروگان گرفتن مدارک یک بیمار

 گروگان گرفتن مدارک یک بیمار

 

بیماری با نام ر ق 63 ساله در پی سانحه سقوط از آسانسور از ارتفاع 10 متری در 21اردیبهشت ماه به صورت اورژانسی از خمین به اراک منتقل شد و به دلیل شدت جراحات بلافاصله اقدامات اورژانسی درمان آغاز شد.

در زمان ترخیص از بیمارستان ولیعصر(عج) برای انتقال به بیمارستان امیرالمومنین (ع) به دلیل اینکه بیمار دچار حادثه کار شده و شاکی بود، سازمان بیمه گر هزینه های درمانی را آزاد اعلام کرد و در محاسبه زمان ماندگاری و خدمات ارائه شده ، این رقم 9 میلیون تومان بود.

با ارزیابی مددکاری در نداشتن تمکن مالی بیمار برای پرداخت این هزینه چهار میلیون تومان در ازای ودیعه یک کارت شناسایی بابت هزینه درمانی اخذ شد و مقرر شد همراهان بیمار برای تسویه حساب مراجعه کنند که هنوز این مساله رخ نداده است.

همسر مرد 63 ساله ای که بر اثر سقوط به چال آسانسور صدمه جدی دیده و به بیمارستان ولیعصر (عج) مراجعه کرده، گفت: همسر من بازنشسته آموزش و پرورش است که بیمه خدمات درمانی و بیمه تکمیلی آتیه ساز دارد اما موقع ترخیص در بیمارستان دولتی به طور ناگهانی 10 میلیون تومان هزینه درمانی طلب کردند و به دلیل اینکه شهر سکونت خمین است امکان تهیه یکجای این مبلغ امکان نداشت.

همسرم را یک و نیم ساعت با قطع دارو در راهروی بیمارستان معطل نگه داشتند و با وجود اینکه اعزام بیمارستانی انجام شد اما بیمارستان امیرالمومنین (ع) عنوان کرد هماهنگی صورت نگرفته و در بخش فک و صورت برای بستری جا ندارند.

در اوایل اردیبهشت ماه امسال در بیمارستان ولیعصر (عج) اراک قصور پزشکی در عمل جراحی پای راست به جای پای چپ یک بیمار رخ دادکه پرونده آن در دست رسیدگی است و دانشگاه علوم پزشکی اراک نیز با صدور بیانیه ای تعلیق پزشک از کار را تا رسیدگی به پرونده اعلام کرده است.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/471388

پل 800 متری مرتفع


پل 800 متری مرتفع

 

 


در چین تحت حاکمیت سرمایه‌داری دانش آموزان یک منطقه برای رفتن به مدرسه باید تنها راه ارتباطی که یک پل 800 متری مرتفع است، طی نمایند.

مریخ را امروز رصد کنید

مریخ را امروز رصد کنید

 

سیاره مریخ که معروف به سیاره سرخ است، امروز در نزدیک ترین فاصله خود با زمین قرار می گیرد.

سیاره مریخ که معروف به سیاره سرخ است، امروز در نزدیک ترین فاصله خود با زمین قرار می گیرد.

  بر اساس محاسبات نجومی امروز (۳۰ می) سیاره مریخ در نزدیک ترین فاصله خود در ۱۱ سال اخیر با زمین قرار می گیرد و حداقل ۲ هفته در آسمان زمین به راحتی قابل رویت است.

 در حقیقت فاصله مریخ با زمین امروز ۷۶ میلیون کیلومتر خواهد بود و این فاصله تا ۱۲ ژوئن به ۷۷.۲ میلیون کیلومتر کاهش پیدا می کند.  

 کافی است بعد از غروب آفتاب به قسمت جنوب شرقی آسمان با یک دوربین نگاه کنید تا شاهد نقطه ای فروزان و قرمز رنگ در آسمان خواهید بود.

 اگر فرصت رصد مریخ در آسمان را به دلیل نامساعد بودن هوا و مسائل دیگر ندارید، می توانید این پدیده نجومی کم نظیر را در وب سایت Slooh.com یا Space.com به صورت آنلاین مشاهده کنید.

 سیاره مریخ و زمین هر ۲۶ ماه یکبار به یکدیگر نزدیک می شوند اما به دلیل مدار بیضی شکلی که هر دو سیاره دارند این فاصله متفاوت است.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/471352

راز گردن‌درازی زرافه‌ها

راز گردن‌درازی زرافه‌ها

 

دانشمندان برای نخستین بار موفق به تهیه نقشه ژنتیکی زرافه‌ شده‌اند. به گزارش رویترز، این نقشه ژنتیکی، به شناخت ویژگی‌های مخصوص دی ان ای زرافه کمک خواهد کرد. دانشمندان امیدوارند که با بررسی نقشه دی ان ای، بتوانند دلیل رشد گردن این جانور را  در خلال تکامل دربیابند.

به گزارش رویترز، برای رساندن خون به مغز، قلب زرافه‌ها باید یک موتور «توربو شارژ» باشد. چراکه خون باید از یک گردن دو متری بالا رود. قلب زرافه‌ها فشاری دو برابر سایر پستانداران به جریان گردش خون این حیوان وارد می‌کند. از طرفی به علت نوع خاص خم شدن برای نوشیدن آب و بلند کردن سر پس از آن و برای جلوگیری از غش کردن، قلب این حیوان نیاز به یک دریچه ایمنی خاص دارد.

پیکربندی منحصر به فرد زرافه سال‌هاست که باعث حیرت جانورشناسان و زیست‌شناسان از جلمه چارلز داروین بوده است. حالا با داشتن نقشه ژنتیکی زرافه و مقایسه آن با نزدیک‌ترین خویشاوندش در عالم جانوران، حیوانی به نام کاپی یا همان زرافه گردن‌کوتاه، زیست‌شناسان توانسته‌اند به برخی از پرسش‌های خود درباره ژن‌هایی که مسبب این گردن بسیار دراز و همینطور جریان گردش خون عجیب در بدن این حیوان هستند، پی ببرند.

موریس آگابا، از موسسه علوم و فن آوری آفریقا در تانزانیا، می‌گوید: «نظریه‌های زیادی درباره علت بلند شدن گردن زرافه‌ها وجود دارد. اما به نظر می‌رسد که پیدایش سیستم گردش خون همراه با این درگرگونی در استخوان‌بندی این حیوان بوده است.» نتایج تحقیقات آگابا و همراهانش در مجله علمی نیچر کامیونیکیشن منتشر شده است.

اما یکی از دلایلی که یافته‌های این نقشه ژنتیکی می‌تواند برای انسان‌ها هم سودمند باشد این است که چطور فشار خون بالا باعث صدمه به بخش‌های دیگر بدن نمی‌شود: اتفاقی که برای انسان‌های مبتلا به فشار خون بالا می‌افتد.

  اینکه چرا گردن زرافه‌ها دراز است،  هنوز پاسخ دقیقی ندارد.  با این حال یک نظریه قدیمی درباره علت رشد بیش از اندازه گردن زرافه‌‌ها این بوده که آنها نیاز به دسترسی به برگ درختان را داشتند. نظریه دیگر این است که رشد گردن زرافه به علت جلب نظر ماده‌ها در فصل جفت‌گیری بوده است نه لزوما دسترسی به خوراک.

برخلاف پرندگان گردن‌داز که در ستون فقرات آنها مهره‌های بیشتری از دیگر پرندگان وجود دارد،‌ تعداد مهره‌های ستون مهره زرافه‌ها با دیگر پستانداران یکی است. هر چند که آنها بسیار کش‌ آمده‌ و بزرگ‌تر شده‌اند.

منبع: دانش و فن فارسی RF

کارگری

تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی در اعتراض به تداوم مقابله قوه قضائیه با خواست جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی


جامعه

کشف ٢ تن لواشک آلوده به مواد سرطان‌زا در دربند

 ٢٥‌درصد قلیان‌هادر رستوران ها و سفره خانه ها با مواد روانگردان توزیع می شوند

 

شهروند| معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، از کشف دو تن لواشک آلوده به مواد سرطان‌زا در دربند خبر داد. به گفته عرشی، در دوهفته گذشته در منطقه دربند، طرح جمع‌آوری آلو و لواشک آلوده اجرا شد که طی آن، دو تن لواشک آغشته به مواد رنگی و انواع مواد سرطان‌زا توقیف و معدوم شد، این خوراکی‌ها باعث شیوع بیماری‌های غیرواگیر می‌شوند. او در نشست خبری که روز گذشته برگزار شد به طرح‌های دیگر این دانشگاه اشاره کرد: «در اجرای طرح جمع‌آوری قلیان‌ها در سفره‌خانه‌ها و رستوران‌ها هم، به قلیان‌هایی برخورد کردیم که بیش از ٢٥‌درصد آنها به مواد روانگردان آلوده هستند و جوانان به‌ویژه دختران چون تجربه‌ای به مصرف اینگونه مواد ندارند و فرق قلیان آلوده و سالم را نمی‌دانند،‌ آن را مصرف می‌کنند.» او در ادامه به تحت پوشش قرارگرفتن ٧٠٠‌هزار دانش‌آموز تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اشاره کرد: «تا دوماه آینده طرح سنجش دانش‌آموزی آغاز می‌شود، این درحالیست که امکانات ما در این زمینه محدود است.» وضع پایگاه‌های بهداشت، موضوع دیگری بود که ازسوی عرشی، مورد توجه قرار گرفت: «متاسفانه برخلاف نام استان تهران، مناطق محرومی داریم که چوب پایتخت را می‌خورند، مثلا در فیروزکوه، قرچک و ورامین فرسوده بودن خانه‌های بهداشت چشمگیر است. به همین دلیل بسیاری از آنها تجهیز و نوسازی شده‌اند.» او با اشاره به راه‌اندازی شبکه بهداشت پردیس در‌سال گذشته افزود: «اکنون به‌طورکلی ٨ شبکه بهداشتی و ٢ مرکز بهداشت داریم.»

ازدواج سفید

ورود وزارت کشور به «ازدواج سفید»

ایلنا| معاون فنی دفتر سلامت جمعیت وزارت بهداشت از ورود وزارت کشور به موضوع «ازدواج سفید» خبر داد.

 

محمد اسلامی درباره ازدواج‌ سفید درکشور گفت: در ازدواج‌های سفید افراد معمولا بچه‌‌دار نمی‌‌شوند و زمان فرزنددارشدن را از دست می‌دهند.

او ادامه داد: با افزایش ازدواج‌های سفید؛ انتظارات مبنی بر ارتقای میزان باروری درکشور محقق نمی‌‌شود و اگر تعداد افرادی که ازدواج سفید دارند؛ زیاد شود؛ تأثیر منفی آن روی نرخ باروری کلی بیشتر است.

اسلامی با بیان این‌که در ازدواج سفید به ‌دلیل اجتناب زوجین از فرزنددارشدن؛ سن مناسب باروری نیز از دست می‌رود و بسته به مدتی که این روند ادامه پیدا کند، افراد با مشکلات بیشتری مواجه می‌شوند، گفت: بعد از مدتی که این افراد تصمیم به ازدواج و فرزنددارشدن می‌گیرند، با افزایش سن و مشکلات باروری در سن بالا مواجه می‌‌شوند و در برخی مواقع چون سن مناسب را پشت‌ سر گذاشته‌اند، بچه‌دار نمی‌شوند.

او تأکید کرد: روی موضوع ازدواج سفید درکشور کار می‌شود؛ به‌طوری که در این زمینه ستادی در وزارت کشور با ریاست قائم‌مقام وزیر کشور در امور اجتماعی تشکیل شده است که درکنار چند مسأله دیگر، مسأله ازدواج سفید را نیز بررسی می‌‌کند و احتمالا در آینده نزدیک گزارش‌های آن اعلام می‌شود.

محمداسماعیل مطلق (مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت) هم درباره آمار ازدواج‌های سفید درکشور با بیان این‌که آماری در این زمینه وجود ندارد، اظهار کرد:     وظیفه ما ترویج ازدواج سالم است و در این زمینه روی ازدواج‌هایی که ثبت شده است؛ فعالیت می‌کنیم. او با اشاره به این‌که اگر افرادی هستند که تصمیم به چنین کاری دارند، ما آمادگی داریم که از بعد سلامت به این افراد مشاوره بدهیم و اختلالاتی که در سلامت افراد ایجاد می‌‌کند را برای آنها شرح دهیم، گفت: ما متولی سلامت جامعه هستیم و حاضریم به‌ دلیل این‌که ازدواج سفید در سلامت فرد و جامعه اختلال ایجاد می‌‌کند، در این زمینه کمک کنیم؛ ولی آماری از ازدواج‌های سفید نداریم.

فرهنگ و هنر

اروپایی‌ها با اشاره به فیلم‌های کیارستمی و جعفر پناهی:

ایرانی که می‌بینیم با آنچه نشان دادند، متفاوت است

 

چالش این روزهای سینمای ایران، کن و حاشیه‌های آن است. محمدتقی فهیم، منتقد سینما و تلویزیون در یادداشتی به این موضوع پرداخته است. به گزارش فارس، فهیم در بخشی از این یادداشت پیرامون چرایی سرمایه‌گذاری در تولیدات مشترک، نوشته است: بی‌تردید تولید مشترک فیلم نیز مانند بسیاری از پدیده‌های  دیگر فرصتی است که در صورت مدیریت شدن از موضع منافع ملی و اقتدار لازم، می‌تواند در خدمت کشور قرار گیرد ولی وقتی شاهدیم که از میان 10 فیلم برنده جوایز مهم اغلب‌شان با سرمایه خارجی تولید شده و حدود 15 پروژه سینمایی تحت عنوان تولید مشترک در سال‌های پس از انقلاب، محتوایی مغایر با ارزش‌های انقلاب و ایران دارند، دم خروس بیشتر نمایان می‌شود. این گرایش را نمی‌توان معمولی ارزیابی کرد چرا که در سال‌های گذشته همواره سرمایه‌گذاری در ایران در دیگر حوزه‌ها دارای مانع و عدم امنیت معرفی شده و سرمایه‌داران با همین استدلال از ورود به ایران اجتناب می‌کردند ولی در سینما سرمایه‌گذاران خارجی با دست و دل بازی پروژه‌های مورد نظرشان را حمایت کردند. چرا در دیگر عرصه‌ها ایران ناامن بوده و هیچ سرمایه‌داری ریسک سرمایه‌گذاری در ایران را به خود راه نمی‌داده  ولی همین سرمایه‌داران بدون نگرانی روی فلان آدم و فیلمش سرمایه‌گذاری کرده و می‌کنند؟ آیا جز این است که فیلم‌هایی از این دست دقیقا ایران را در بن‌بست، بحران‌زده و ناامن نشان داده و می‌دهند. به عبارت روشن در اینجا سرمایه‌داری برخلاف نفس خود و قاعده بازی عمل می‌کند اما واقعیت این است که در اینجا هم سرمایه‌گذاری به سود می‌رسد و منافعش غلبه فرهنگی است. فهیم در بخش پایانی یادداشتش با نقل یک خاطره می‌نویسد: بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر ماقبل گذشته به مدیریت  رضا‌داد، میهمانانی اروپایی داشت که منتقد معروف مجله اشپیگل هم از جمله آنها بود. اینان در کنفرانس خبری و نیز در گفت‌وگو با نگارنده گفتند: «ما ایران را قبلا از طریق فیلم‌های کیارستمی، پناهی و... می‌شناختیم ولی ایرانی که این روزها داریم می‌بینیم اساسا با آنچه در آن فیلم‌ها نمایش داده می‌شد، متفاوت است».

نقل قول قابل تأمل ضرغامی از کیارستمی درباره کن

عزت‌الله ضرغامی، رئیس سابق صداوسیما در پست اینستاگرام خود نوشت: امیر نادری در آمریکا فیلمی ساخت که محتوای آن فقر و فحشا و ابتذال در جامعه آمریکا بود. فیلم را به جشنواره کن فرستاد؛ به‌رغم تصور او، از همان ابتدا فیلم مردود و از مسابقه کنار گذاشته شد! آقای عباس کیارستمی در یک جلسه طولانی و صمیمی با من، به این مساله اشاره کرد و گفت آقای نادری از من خواست پادرمیانی کنم. با رئیس جشنواره کن صحبت کردم و راجع به کارنامه آقای نادری توضیح دادم و از او خواستم این فیلم در مسابقه پذیرفته شود. آقای ژیل ژاکوب در پاسخ گفت: بله! فیلم خوبی است ولی مربوط به جامعه آمریکاست. اگر مربوط به ایران بود، حتماً قبول می‌کردیم!

 

محیط زیست

مدیر کل حفاظت محیط زیست عنوان کرد

خاکستر شدن 3 هزارو 400 هکتار جنگل

 

مدیرکل حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط ‌زیست از آتش‌سوزی 3 هزار و ۴۰۰ هکتار از جنگل‌های مناطق حفاظت‌شده کشور خبر داد.

 

به گزارش مهر، علی تیموری، مدیرکل حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط‌زیست با بیان اینکه در سال ۹۳ حدود 6 هزار و ۷۰۰ هکتار از مناطق چهارگانه محیط‌زیست شامل پارک‌های ملی، مناطق حفاظت شده، اثرات طبیعی ملی و همچنین پناهگاه حیات وحش دچار حریق شد، گفت: با اقدامات صورت گرفته در سال ۹۴ و آمادگی نیروها و تجهیزات وسعت آتش‌سوزی‌ها در سطح مناطق حفاظت شده به 3 هزار و ۴۰۰ هکتار رسید و حدود ۵۰ درصد کاهش یافت. وی با بیان اینکه طی سال گذشته ۲۲۸ فقره آتش‌سوزی داشتیم و این تعداد در سال ۹۳ حدود

۲۰۷ مورد بوده است، عنوان کرد: با وجود افزایش تعداد دفعات آتش‌سوزی در سال ۹۴ نسبت به سال ۹۳ به دلیل آمادگی نیروها و ورود سریع آنها در این زمینه ما شاهد کاهش وسعت آتش‌سوزی در سطح جنگل‌های کشور بوده‌ایم.

کارگری

دولتمردانی که داعیه‌دار حمایت از کارگر هستند کجایند؟

شلاق نتیجه اعتراض کارگران به قراردادهای یک‌طرفه

 

ماجرای شلاق‌خوردن کارگران معدن طلای آق‌دره نشان دهنده نبود امنیت شغلی است. کارگرانی که به نشان اعتراض به یک‌طرفه بودن قرارداد مقابل معدن تجمع کردند، محکوم به شلاق شدند.

 

 به گزارش تسنیم، چند روزی است فضای مجازی پذیرای عکس‌های دلخراشی از کارگران شلاق‌خورده معدن طلای آق‌دره است. این خبر تکرار ماجرای کارگران پتروشیمی رازی است که سال گذشته رخ داد. این اخبار در حالی منتشر می‌شود که مسؤولان و دولتمردان که داعیه‌دار حمایت از کارگر هستند هیچ اقدامی در این زمینه نکرده‌اند. نمایندگان کارگران در مقابل این برخورد در بیانیه‌ای اعلام کردند: «برخوردهای اخیر با تعدادی از کارگران معدن آق‌دره قلب تمام کارگران را جریحه‌دار کرده و سوزش شلاق و بی‌حرمتی با آنها را هیچگاه فراموش نخواهند کرد. متاسفانه شلاق و جریمه نقدی و برخوردهای تند به رویه تازه اما نادرست کارفرمایان برای جلوگیری از گرفتن حق و حقوق قانونی آنها تبدیل شده است. اینگونه برخوردها آنهم در دولتی که خواستار پیوستن به مقاوله‌نامه‌های 98 و 87 سازمان جهانی کار است، مانعی جدی و عینی است که مغایر این مقاوله‌نامه‌ها بوده و با جایگاه عضویت ایران در هیات مدیره سازمان جهانی کار همخوانی ندارد.

 فرامرز توفیقی،  مشاور مجمع عالی نماینده کارگری در گفت‌وگو با تسنیم، درباره جزئیات این خبر می‌گوید: 3نفر از این کارگران در دی‌ماه سال93 در محوطه معدن  خودکشی کردند. اما مسؤولان به آن توجهی نکردند و در نهایت 350 نفر از نیروی انسانی این معدن اخراج شدند. پس از اخراج این کارگران به نشانه اعتراض تجمع کردند. اعتراض این کارگران صنفی بود. یکی از انتقاد‌های این کارگران یک‌طرفه بودن قرار‌دادهای‌شان بود. وی ادامه داد: این کارگران فصلی بودند و به دلیل پایان مدت قرارداد کاری‌شان تعدیل شده بودند و پس از تجمع در محوطه معدن دچار درگیری با نگهبان معدن شده بودند. اما کارفرما از قدرت و زور خود استفاده کرده و از این کارگران شکایت و علیه این 17کارگر اعلام جرم کرده است. شلاق خوردن این کارگران با حکم شکایت کارفرما بوده است. بر این اساس هر کدام از متهمان ردیف اول تا پنجم به تحمل 150 ضربه شلاق و 5 سال حبس تعزیری محکوم شدند که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به 100 ضربه شلاق و 37 ماه حبس تعزیری تقلیل پیدا کرد. این نماینده کارگری با بیان اینکه در پرونده نخست که به صورت مشترک با شکایت کارفرما و یکی از نگهبانان شرکت علیه 8 نفر از کارگران فصلی معدن تشکیل شده بود، گفت: این 8 نفر به اتهام ممانعت و بازداشتن مردم از انجام کسب‌وکار و ایجاد هیاهو و جنجال، توهین به نگهبان شرکت، تخریب لباس و توقیف غیرقانونی نگهبان و تخریب عمدی فضای شرکت مورد محاکمه قرار گرفتند. وی افزود: براساس رأی دادگاه بدوی تمام این افراد مجرم شناخته شدند و پس از احراز مجرمیت متهمان ردیف ششم تا هشتم نیز هرکدام از آنها به تحمل 74ضربه شلاق و 5 سال حبس تعزیری محکوم شدند که در نهایت در جلسه تجدید نظر حکم این افراد به 50ضربه شلاق و 37 ماه حبس تعزیری تقلیل پیدا کرد. به گفته وکیل پرونده و بررسی‌های انجام شده سایر متهمان نیز به پرداخت جزای نقدی و تحمل زندان محکوم شدند.



نرخ تورم روستایی

نرخ تورم روستایی تک رقمی شد

 

مرکز آمار ایران نرخ تورم روستایی برای اردیبهشت 1395 را 4/9درصد اعلام کرد که نسبت به دوازده ماهه منتهی به فروردین گذشته که 1/10 بود، کاهش نشان می دهد.

 

به گزارش روابط عمومی مرکز آمار ایران، شاخص کل (بر مبنای100=1390) در اردیبهشت سال 1395 عدد 6/233 را نشان می‌دهد که نسبت به ماه قبل از آن 4/0 درصد کاهش داشته است.

افزایش شاخص کل نسبت به ماه مشابه سال 94 (تورم نقطه به نقطه) 9/5 درصد است که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل (3/7درصد) کاهش یافته است.

براساس این گزارش، درصد تغییرات شاخص کل در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت سال 1395 نسبت به دوره مشابه سال 94 (نرخ تورم روستایی) 4/9 درصد است که نسبت به تورم دوازده ماهه منتهی به فروردین 1395 کاهش نشان می دهد.