توقف ممنوع

 توقف ممنوع

بازی با خرس قهوه ای

بازی با خرس قهوه ای عظیم الجثه در پارک وحش اوتیسویل نیویورک


روز سرزمین مادری

مراسم روز سرزمین مادری در شهر کی یف پایتخت اوکراین




مراسم روز سرزمین مادری در شهر کی یف پایتخت اوکراین

وقتی در ایران همه کارشناس همه‌چیز هستند

باید اجازه بدهیم کارشناسان مذهبی در مورد مسائل مذهبی، کارشناسان اقتصادی در مورد مسائل اقتصادی، کارشناسان سیاسی در مورد مسائل سیاسی و ... سخن بگویند.

به گزارش ایسنا، «عصر ایران» نوشته است: مسعود پزشکیان نماینده مردم تبریز و نایب رییس مجلس شورای اسلامی در یکی از برنامه‌های تلویزیونی باز هم اعلام کرد که از FATF سر در نمی‌آورد.

او در اظهارنظری صریح گفت: در کمیسیون من گفتم سر در نمی آورم. گفتند تو خیلی آدم خوبی هستی، سر در نمی‌آوری، اما خود کسانی هم که این حرف را می زدند سردرنمی‌آوردند اما می گفتند سر در می آوریم. من در سه چهار ماه مطالعات زیادی کردم. تازه فهمیدم خیلی پیچیده تر از آن است که من نوعی تصمیم بگیرم. یه یک کتاب و دو کتاب که همه جا را هم که لازم بود رفتم دیدم، نمی توان با دو سه کتاب نظر داد. به همین خاطر است که گیر داریم و نمی توانیم مشکلات را حل کنیم.

این اظهارنظر شجاعانه مسعود پزشکیان را باید قدر نهاد و از دیگر افراد سیاسی و مذهبی درخواست کرد در مورد مسائلی که اطلاع ندارند سخن نگویند. این روزها ما شاهد هستیم بسیاری از افراد در مورد مسائل تخصصی اظهار نظر می‌کنند بدون اینکه حتی اطلاع کوچکی از آن داشته باشند. آنها تنها بر اساس شنیده‌هایشان اظهارنظرهای صریح می‌کنند.

همین ماجرای FATF نمونه بارز این معناست. بعد از اینکه این مسأله در دولت روحانی مطرح شد و وزیر اقتصاد آن را امضا کرد صداهای اعتراض در کشور بلند شد. بسیاری از کسانی که فریاد واسلاما در ماجرای FATF سر دادند حداقل در روزهای اول اصلا نمی‌دانستند ماجرا چیست. فقط به این واسطه که مخالف دولت روحانی هستند صدای اعتراض خود را بلند کردند.

سؤالی که در این میان مطرح است این مسأله است که اگر ما واقعا این همه کارشناس اقتصادی آنهم در سطح بین الملل داریم، چرا وضعیت اقتصادی کشور اینگونه نابسامان است؟

ماجرای برجام نمونه دیگر این معناست. بسیاری از موافقان و مخالفانی که در مورد برجام صحبت می‌کردند حتی یک بار هم متن توافقنامه را نخوانده بودند. از آنجا که این توافق وارد فضای سیاست شده بود همه بدون اینکه تخصصی در آن داشته باشند از برجام سخن می‌گویند و حتی نظر کارشناسان مسائل بین المللی را رد می‌کنند.

این اظهار نظر در مورد همه مسائل، درباره تمام روسای جمهور‌ ایران صدق می‌کند. روسای جمهور ایران بنابر پستی که دارند به جلسات و همایش‌های مختلف دعوت می‌شود. رییس دولت هم طبق عادت به این درخواست‌ها لبیک می‌گوید و در همایش‌های مختلف حضور پیدا می‌کند و به سخنرانی می‌پردازد. شاید رئیس‌جمهور هیچ اطلاعی مثلا از پرستاری، معدن، آب و ... نداشته باشد اما چون رئیس‌جمهور است در مورد این موضوعات سخن می‌گوید و جالب این است که همه سخنرانی رئیس دولت را تایید می‌کنند.

از این نمونه‌ها بسیار است. در ایران بسیاری افراد در مورد مسائلی که اطلاع ندارند اظهار نظر می‌کنند. چه خوب می‌شود که یاد بگیریم در مورد مسائلی که اطلاع نداریم اظهار نظر نکنیم و اجازه بدهیم کارشناسان در مورد مسائل مختلف صحبت کنند.

اجازه بدهیم کارشناسان مذهبی در مورد مسائل مذهبی، کارشناسان اقتصادی در مورد مسائل اقتصادی، کارشناسان سیاسی در مورد مسائل سیاسی و ... سخن بگویند.

بیایید از همین امروز این تمرین را شروع کنیم. اگر در مورد مسأله‌ای مطالعه نکردیم و اطلاعی نداریم، سخن نگوییم. شنیده‌ها هیچ وقت منبع خوبی برای دانسته‌های یک انسان نیست.

جایزه نوبل ادبیات

مقایسه «موراکامی» با «دی‌کاپریو»!


موراکامی

چندین سال است «هاروکی موراکامی» را یکی از شانس‌های جایزه نوبل ادبیات می‌دانند اما  آکادمی نوبل این دوره ‌هم با انتخاب «باب دیلن»، هواداران این نویسنده ژاپنی را دلسرد کردو آن‌ها را به واکنش در فضای مجازی واداشت.

به گزارش ایسنا، «باستل» نوشت: از «هاروکی موراکامی» امسال هم به عنوان یکی از شانس‌های کسب نوبل ادبیات نام برده می‌شد. وب‌سایت «لدبروکس» شانس او را یک به چهار می‌دانست، اما آکادمی سوئدی نوبل «باب دیلن» خواننده و ترانه‌سرای آمریکایی را به عنوان برنده سال ۲۰۱۶ مهم‌ترین جایزه‌ ادبی جهان برگزید. دوست‌داران نویسنده «کافکا در کرانه» در واکنش به این خبر، او را «دی‌کاپریو» نوبل ادبیات خواندند.

طی دو روز گذشته چهره‌های سرشناس عرصه‌های مختلف سیاست، هنر و ادببیات نسبت به برگزیده شدن «باب ‌دیلن» به عنوان برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۶ واکنش‌های متضادی نشان داده‌اند؛اما بی‌شک بخشی از مخالفان این انتخاب، هواداران «هاروکی موراکامی» ژاپنی هستند که هر سال پس از تعلق نگرفتن نوبل ادبیات به نویسنده محبوبشان، صفحه‌های اجتماعی را از اعتراض‌های خود پر می‌کنند.

هاروکی موراکامی

معروف‌ترین توییت طرفداران «موراکامی» از آنِ دختری هندی است که نوشته: «هاروکی مورکامی» آخر «لئوناردو دی‌کاپریو» ‌نوبل ادبیات می‌شود.

این جمله اشاره دارد به موفق نشدن طولانی‌مدت «‌دی‌کاپریو» در کسب جایزه اسکار. بازیگر «تایتانیک»‌ و «بازگشته» سرانجام در سال جاری میلادی پس از ۲۰ سال  صبر و چهاربار نامزد شدن، موفق شد تندیس اسکار را در دست بگیرد.

برخی از کتاب‌دوستان شباهت‌های دیگری هم بین  «موراکامی» و «دی‌کاپریو» پیدا کرده‌اند؛ هر دو آن‌ها در کارشان ریسک می‌کنند، آقای نویسنده به سراغ سبک رئالیسم جادویی رفته و «دی‌کاپریو» از ایفای هیچ نقشی هراس ندارد. هنرپیشه‌ «الماس‌ خونین» نقش شخصیت‌های تاریخی چون «جی‌. ادگار هوور» و «هوارد هیوز» را بازی کرده و «موراکامی» طی ۲۵ سال نویسندگی، به سراغ تم‌های تاریخی و فلسفی رفته است.

مهم‌ترین شباهت آن‌ها هم شاید این باشد که «‌دی‌کاپریو» پیش از کسب اسکار، چندین جایزه مهم بین‌المللی را در کارنامه‌اش ثبت کرده و هواداران «موراکامی» بر این باورند که این اتفاق پس از کسب جایزه‌های مختلف باید درباره او و نوبل ادبیات رخ بدهد.

یکی دیگر از طرفداران این داستان‌نویس در توییترش نوشته: ‌همین الان این جمله را روی کمرم تتو کردم: «هاروکی موراکامی» کسب جایزه نوبل را به تو تبریک می‌گویم.

باب دیلن

 همان‌طور که «ایروین ولش» و «جیمز وودز» از تعلق گرفتن نوبل ادبیات به «باب دیلن» متعجب و عصبانی شدند، یکی از هواداران «موراکامی» هم اعتراض خود را این‌گونه بیان کرد:نوبل ادبیات برای «باب دیلن»؟ مردی که در واقع یک شخصیت در رمان «هاروکی موراکامی» است؟ «موراکامی» کی باید نوبل را ببرد؟

«هاروکی موراکامی» ۶۷ ساله بیش‌تر کتاب‌هایش را به سبک سوررئال به نگارش درآورده‌ است و آثارش تاکنون به بیش از ۵۰ زبان برگردانده شده‌اند. هر سال نام این نویسنده به عنوان یکی از نامزدهای نوبل ادبیات بر سر زبان‌ها می‌افتد، اما او هنوز موفق به کسب این افتخار نشده است. از معروف‌ترین کتاب‌های «موراکامی» که یکی از مطرح‌ترین نویسندگان معاصر است می‌توان به «کافکا در کرانه»، «جنگل نروژی» و جدیدترین اثرش «سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش» اشاره کرد.

کارگران شیفت کار

مشکلات کارگران شیفت کار

اخبار تکان دهنده ای از حوادث کار رخ داده در کارخانه های بزرگی چون ذوب آهن ، ایران خودرو، کارگران پروژه ای نفت، پتروشیمی ها در شیفت های متوالی حکایت دارد که از تبعات این گونه کارهاست و گاه در رسانه ها منتشر می شود که این همه واقعیت نیست.
هر چند آمار دقیقی از این حوادث منتشر نمی شود و در بایگانی این شرکت ها مدفون می شود اما در آخرین حادثه ای که برای دومین بار برای سرویس رفت و آمد کارگران شیفت کار ایران خودرو به دلیل خواب آلودگی راننده در شهریور 95 اتفاق افتاد و دو کارگر کشته شدند ما را بر آن داشت تا موضوع مشکلات کارگران شیفت کار  را بررسی کنیم.

در کارهای شیفتی به دلیل برهم خوردن زمان خواب انسانها ، خستگی مفرط، افسردگی، دعواهای خانوادگی، طلاق، فرزندان عصبی و در نهایت فروپاشی خانواده ها و کاهش طول عمر را در پرسش های میدانی دریافت کرده ایم.
متاسفانه در کارخانه های بزرگ برای حل این مشکلات که به عدم بهره وری لازم منتج می شود، هیچ تحقیق و راهکاری ارایه نگردیده است. آمار میدانی ما از کارخانه هایی چون ایران خودرو و ذوب آهن حاکی از این است که آمار طلاق، خستگی مفرط، افسردگی در این کارخانه ها شایع است و موضوع اعتیاد و خودکشی در میان کارگران پروژه ای به یک امر عادی بدل شده است.
اکثر کارگران برای اینکه معضل خانه به دوشی و گرانی مایحتاج زندگی را حل کنند رو به اضافه کاری آورده و حتا گاه 2 شیفت متوالی کار می کنند. در اواخر دهه 80 شمسی کارگری که بیش از 4 روز متوالی به خانه نرفته بود و بصورت شیفتی کار می کرد ، در میان پالت ها به خواب رفته و توسط لیف تراک کارخانه ایران خودرو در نیمه های شب زیر گرفته شد و کشته شد.
در میان کارگران پروژه ای نفت که در جنوب ایران کار می کنند سختی کار و دوری از خانه و گرمای طاقت فرسا به کسانی که بیش از 12 ساعت کار می کنند آسیب اختلالات روانی  بطور روز افزونی نمایان است. این کارگران که دوری از خانواده و عقب افتادن بیش از 4 ماه حقوق را نیز در میان مشکلات خود دارند با روحیه ای بیش از بیش خراب به افسردگی و اعتیاد و خودکشی روی می آورند.
آیا هنگام آن نرسیده که کارخانه های سودآوری همچون ایران خودرو دست به ایجاد و استخدام روانشناسانی بزنند تا با تحقیقات جامع به رفع موضوع تبعات فشارکار و شیفت های متوالی  برروی کارگران به خصوص کارگران شیفتی بکنند.
هر چند می توان با چند توصیه پزشکی بخشی از این بیماری ها را کاهش داد ، اما بودن یک تیم روان پزشک در این گونه کارخانه ها باید الزامی شود.
ما به کارگران توصیه می کنیم بر طبق تحقیقات روان پزشکان از خوردن نوشابه های گازدار و داروهای خواب آور خوداری کنند. در عوض از تابش نور خورشید در صبح گاهان به مدت 1 ساعت  استفاده کرده و 6 ساعت قبل از خواب به ورزش بپردازند تا چرخه خواب آنها توسط ساعت درونی اشان تنظیم گردیده و خواب راحت و عمیقی داشته باشند.
ما از سازمان بین المللی کار می خواهیم چون این مشکل همه کارگران در جهان می باشد، کمیته ای در این سازمان تشکیل و همه کشورهایی را که در آن کارگران بصورت شیفتی کار می کنند را ملزم به ایجاد بخش های تحقیقات ایمنی روانی کرده و کارگران مورد معاینه دوره ای روان پزشکان قرار گیرند..
ما از سازمان بین المللی کار می خواهیم این به عنوان یک حق و به صورت مقاوله نامه ای جدا در سازمان بین المللی کار مصوب و به دولتها ابلاغ شود.
ما از فدراسیون جهانی اینداستریال می خواهیم این خواسته را در صدر پیگیری های خود بگذارد و تا نتیجه نهایی دست از پیکار بر ندارد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک

کارگران شیفت کار

مشکلات کارگران شیفت کار

اخبار تکان دهنده ای از حوادث کار رخ داده در کارخانه های بزرگی چون ذوب آهن ، ایران خودرو، کارگران پروژه ای نفت، پتروشیمی ها در شیفت های متوالی حکایت دارد که از تبعات این گونه کارهاست و گاه در رسانه ها منتشر می شود که این همه واقعیت نیست.
هر چند آمار دقیقی از این حوادث منتشر نمی شود و در بایگانی این شرکت ها مدفون می شود اما در آخرین حادثه ای که برای دومین بار برای سرویس رفت و آمد کارگران شیفت کار ایران خودرو به دلیل خواب آلودگی راننده در شهریور 95 اتفاق افتاد و دو کارگر کشته شدند ما را بر آن داشت تا موضوع مشکلات کارگران شیفت کار  را بررسی کنیم.

در کارهای شیفتی به دلیل برهم خوردن زمان خواب انسانها ، خستگی مفرط، افسردگی، دعواهای خانوادگی، طلاق، فرزندان عصبی و در نهایت فروپاشی خانواده ها و کاهش طول عمر را در پرسش های میدانی دریافت کرده ایم.
متاسفانه در کارخانه های بزرگ برای حل این مشکلات که به عدم بهره وری لازم منتج می شود، هیچ تحقیق و راهکاری ارایه نگردیده است. آمار میدانی ما از کارخانه هایی چون ایران خودرو و ذوب آهن حاکی از این است که آمار طلاق، خستگی مفرط، افسردگی در این کارخانه ها شایع است و موضوع اعتیاد و خودکشی در میان کارگران پروژه ای به یک امر عادی بدل شده است.
اکثر کارگران برای اینکه معضل خانه به دوشی و گرانی مایحتاج زندگی را حل کنند رو به اضافه کاری آورده و حتا گاه 2 شیفت متوالی کار می کنند. در اواخر دهه 80 شمسی کارگری که بیش از 4 روز متوالی به خانه نرفته بود و بصورت شیفتی کار می کرد ، در میان پالت ها به خواب رفته و توسط لیف تراک کارخانه ایران خودرو در نیمه های شب زیر گرفته شد و کشته شد.
در میان کارگران پروژه ای نفت که در جنوب ایران کار می کنند سختی کار و دوری از خانه و گرمای طاقت فرسا به کسانی که بیش از 12 ساعت کار می کنند آسیب اختلالات روانی  بطور روز افزونی نمایان است. این کارگران که دوری از خانواده و عقب افتادن بیش از 4 ماه حقوق را نیز در میان مشکلات خود دارند با روحیه ای بیش از بیش خراب به افسردگی و اعتیاد و خودکشی روی می آورند.
آیا هنگام آن نرسیده که کارخانه های سودآوری همچون ایران خودرو دست به ایجاد و استخدام روانشناسانی بزنند تا با تحقیقات جامع به رفع موضوع تبعات فشارکار و شیفت های متوالی  برروی کارگران به خصوص کارگران شیفتی بکنند.
هر چند می توان با چند توصیه پزشکی بخشی از این بیماری ها را کاهش داد ، اما بودن یک تیم روان پزشک در این گونه کارخانه ها باید الزامی شود.
ما به کارگران توصیه می کنیم بر طبق تحقیقات روان پزشکان از خوردن نوشابه های گازدار و داروهای خواب آور خوداری کنند. در عوض از تابش نور خورشید در صبح گاهان به مدت 1 ساعت  استفاده کرده و 6 ساعت قبل از خواب به ورزش بپردازند تا چرخه خواب آنها توسط ساعت درونی اشان تنظیم گردیده و خواب راحت و عمیقی داشته باشند.
ما از سازمان بین المللی کار می خواهیم چون این مشکل همه کارگران در جهان می باشد، کمیته ای در این سازمان تشکیل و همه کشورهایی را که در آن کارگران بصورت شیفتی کار می کنند را ملزم به ایجاد بخش های تحقیقات ایمنی روانی کرده و کارگران مورد معاینه دوره ای روان پزشکان قرار گیرند..
ما از سازمان بین المللی کار می خواهیم این به عنوان یک حق و به صورت مقاوله نامه ای جدا در سازمان بین المللی کار مصوب و به دولتها ابلاغ شود.
ما از فدراسیون جهانی اینداستریال می خواهیم این خواسته را در صدر پیگیری های خود بگذارد و تا نتیجه نهایی دست از پیکار بر ندارد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک

عدم مشورت و نظرخواهی از 95 درصد جامعه

کارگران و" اصلاح قانون کار"

ارتقا قانون بسوی رفاه زحمتکشان و پیشرفت امور جامعه


هر نوشته، اظهار نظر، و رفتاری از دیدگاههای افراد و گروهها نشات می گیرد که تدوین کنندگان به اصطلاح ” اصلاح قانون کار ” از این امر مستثنا نیستند. تدوین کنندگان“اصلاح قانون کار” با نوشتن این لایحه اثبات کردند که اعتقادی به حقوق انسانی و حتا قانون اساسی برای اکثریت جامعه ایران یعنی زحمتکشان ندارند. چرا که اصلاح به معنای ارتقا دادن و پیرایش موارد منفی است. آیا لایحه ارایه شده ” اصلاح قانون کار ” از سوی دولت به مجلس موجبات ارتقا قانون بسوی رفاه زحمتکشان و پیشرفت امور جامعه است؟

این قانون با دیدگاه سودجویانه سرمایه داری و قایل نبودن حقوق انسانی برای زحمتکشان نوشته شده است. اولین خطای صورت گرفته در این اصلاح !!!! قانون کار این بوده، با زحمتکشانی که زندگیشان به این تغییر بستگی دارد و 95 درصد جامعه 80 میلیونی ایران را در بر می گیرد، مشورت ننموده و از آنان نظر نخواسته اند و این شامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار هم گردیده است. چه برسد به سندیکاهای کارگری. دولت با این عمل نشان داده اعتقادی به مشورت و نظرخواهی از 95 درصد جامعه ندارد. دومین خطا این است که این طرح چرا بصورت مخفیانه طراحی و به مجلس برده شده است؟ مگر می خواهید چه کار محرمانه ای بکنید که 95 درصد مردم ایران نامحرم شمرده شده اند؟ سومین خطای صورت گرفته این است که این طرح، قانون اساسی و میثاق های بین المللی همچون مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار را نقض کرده است.

آنچه در قانون کار از نظر کارگران باید لحاظ شود، اول: فلسفه قانون کار حمایت از تولیدکنندگان ثروت اجتماع ( زحمتکشان ) در مقابل صاحبان قدرت و نفوذ، باید باشد. که متاسفانه تمامی بندهای اصلاح قانون کار به نفع صاحبان زر و زور بوده و کارگران از قوانین حمایتی قانون کار قبلی هم محروم شده اند. دوم : تعیین تکلیف تشکل های مدافع کارگران، سوم : موضوع دستمزدها، چهارم : اعتصابات کارگری و شکل های دیگر تجمع، پنجم : نظارت کارگران بر اموال خود در تامین اجتماعی، ششم : امنیت شغلی و بیکار کردن و یا همان اخراج کارگر.

1-در این اصلاحیه برخلاف قانون اساسی نامی از سندیکاهای کارگری که وزیرکار و دیگران هرساله در سازمان بین المللی کار قول اجرایی شدنش را می دهند، نیامده است. کارفرمایان بزرگ ( دولت ) و کوچک می دانند که سندیکاهای کارگری دژ نفوذ ناپذیر هرگونه فساد، و تخطی از قانون هستند و بر درست اجرا شدن قانون نظارتی سختگیرانه دارند. در جایی که کارفرمایان نه تنها تشکل های خود را دارند، بلکه در اتاق های بازرگانی و صنعت معدن هم به موازات وزارتخانه ها حضور داشته، دولتی در دل دولت عمل می کنند. دولت از فعالیت سندیکاهای کارگری وحشت دارد. حتا تشکل های دولت ساخته هم در این قانون به ویژه مواد 21 و 27 که به بیکار شدن کارگران می پردازند ، نقشی ندارند. دولت در کل خواهان برچیده شدن تشکل های کارگری چه دولتی و چه غیر دولتی است واعتقادی به اصل 26 قانون اساسی ندارد. در نبود سندیکاهای کارگری باید کارگر ارزان و فاقد هرگونه حقوق انسانی و قانونی مهیا و دراختیارکارفرمایان داخلی و خارجی گذاشته شود.

2- در ماده 41 “اصلاح قانون کار” یکی از اصولی‌ترین و مهمترین دغدغه‌های کارگران یعنی حداقل دستمزد ، دچار تغییرات اساسی شده است. تعیین دستمزد به عبارت نامفهوم “شرایط اقتصادی کشور” به عنوان یکی از معیارهای تعیین حداقل دستمزد ، ارجاع داده شده است و این به معنی آن است که اصل 3 قانون اساسی نقض آشکار شده و دولت به « رفع فقر و محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه » اعتقادی ندارد و این ماده راهی برایقانون‌گریزی‌های دولت و کارفرمایان برای تعیین دستمزدی نازل و حقیرانه می گشاید.

3- در “اصلاح قانون کار” به اعتصابت کارگری و هرگونه تجمعی و رعایت اصل 27 که حق اعتصاب و راهپیمایی و تجمع را برای مردم حقی انسانی شمرده،اشاره نشده است. همچنان که در رفتار دولت در این چند سال و دادگستری دیده ایم، قایل به برخورد با کارگران معترض و شکایت کارفرما از کارگران و زندانی نمودن آنان است.

4- در ماده 148 این لایحه دست کارفرما برای بیمه نمودن کارگران در بیمه های خصوصی بازگذاشته شده است و در ماده 22 سازمان تامین اجتماعی به صندوق تبدیل شده است. چرا؟ با ماده 148 کارفرما با بیمه های خصوصی وارد زد و بند شده و با کمترین مبلغ و سطح پوشش کارگران را از ارایه خدمات مطلوب محروم می کند. همچنین باعث تضعیف سازمان تامین اجتماعی گشته و آن را اول به صندوق و سپس با تصرف اندوخته های کارگران نابود خواهد کرد. که در این میان تکلیف اندوخته های پدربزرگ ها و پدران مان نامعلوم است. دولت در این ماده نشان داده است که اعتقادی به تامین اجتماعی ندارد و همسو با کارفرمایان خواهان نابودی این دستاورد کارگری و انسانی است. این درحالی است که کاندیدای ریاست جمهوری کشور آمریکا خانم کلینتون در تبلیغات خود از بیمه نمودن 25 میلیون آمریکایی در طرح بیمه همگانی اوباما سخن گفته و افتخار می کند. حال در کشور ما با این طرح می خواهیم بیمه های اجتماعی را تضعیف و نابود کنیم

5- موضوع اخراج کارگران در ماده 27 به کمیته های انضباطی ارجاع داده شده که کارفرما به بهانه قصور در انجام وظیفه به راحتی کارگران را اخراج کنند و حتا نقش شوراهای کارگری را هم بی اثر کرده اند. موضوع امنیت شغلی و بیکار نمودن کارگران را ماده 21 و بند های ز و ح برای کارفرما با توافق !!! و نوسازی کارخانه…. راحتر کرده است. و این درحالی است که کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با افتخار اعلام می کند که اوبامای سرمایه دار 15 میلیون شغل ایجاد کرده است.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران به درستی این لایحه را کودتا علیه کارگران دانسته است.

ما اعلام می کنیم چنانچه چنین روندی به سمت اجرایی شدن پیش رود، بی تردید پاسخ آن اعتصابات فراگیر کارگری خواهد بود.

هیات تحریریه پیام سندیکا

پشه های سفید

معضل پشه های سفید در تهران


چندسالی است که خیابان های تهران بخصوص بخش های مرکزی و جنوبی از میدان ولی عصر به پایین مورد هجوم پشه های سفید در فصل تابستان قرار گرفته است. مردم بخصوص کودکان در این مورد بیش از سایر افراد دیگر ناراحت و اذیت می شوند به طوریکه از رفتن به پارک ها و خیابان خوداری می کنند.

 در سال گذشته در جدالی که میان سازمان محیط زیست و شهرداری تهران صورت گرفت، هر کدام دیگری را مسوول برطرف کردن معضل پشه های سفید قلمداد کردند. در این میان مردم شهر تهران بیشترین آسیب را متحمل شدند. بیماری های تنفسی و چشمی از موارد این آسیب هاست.

معضل پشه های سفید حتا در زمستانها هم دست از سر مردم جنوب شهر تهران هم بر نمی دارد. در منطقه بازار تهران ، زمزم، نواب، پشه ها در طول سال جولان می دهند.

اینکه هر دو سازمان شهرداری و محیط زیست باید این موضوع را حل کنند تردیدی نیست، اما شهردار خوش پوش ما و رییس سازمان محیط زیست همیشه خندان آیا در تهران زندگی نمی کنند؟ آیا شهردار تهران و یا خانم ابتکار به هنگام رفتن به خیابان بهشت و یا محل کار خود پشه های سفید را نمی بینند؟ آیا ماشین های کولر دار و داشتن دستگاه تهویه مطبوع و هوای تازه در محیط کار و خانه این دو مسوول باید آنان را در مورد درد های مردم بی تفاوت سازد؟

آقای قالیباف که در هر موردی از سردار بودن خود در جنگ داستان ها می گوید مغلوب پشه های سفید شده است؟ یا اینکه دلش نمی آید بودجه شهر را هزینه پشه ها کند؟

جنگ با پشه های سفید سرداران خود را می طلبد و آقای قالیباف ثابت کرد که سردار این جنگ نیست و از پشه های سفید شکست خورده است.

دیر پرداخت کردن دستمزد کارگران

گزارش خبرنگار پیام سندیکا از شرکت های ساختمانی

kargarsakhtemani

یکی از شگردهای این روزهای شرکت های ساختمانی چه در تهران و چه در عسلویه و در جای جای ایران دیر پرداخت کردن دستمزد کارگران است. در شرکت های ساختمانی دیر دادن سه ماه حقوق کارگران به یک امر عادی تبدیل شده است. به عنوان نمونه شرکت هاب بزرگ ساختمانی که در اتوبان تهران کرج و در مجاورت دریاچه چیتگر فعالیت های ساختمانی می کنند و در سایر شهرستان ها هم پروژه دارند با دیر پرداخت کردن حقوق کارگران حداقل سه ماه و گاه 5 ماه به سود های افسانه ای دست پیدا می کنند.

شرکت….. که در تهران 2 پروژه و در خارج از تهران 3 پروژه هم زمان را پیش می برد 800 کارگر و مهندس برایش کار می کنند. اگر متوسط دریافتی این کارگران ماهانه 1میلیون و نیم باشد ، ماهانه 1 میلیارد و دویست میلیون تومان شرکت باید به کارگرانش پرداختی داشته باشد. وقتی 3 ماه این حقوق را دیر پرداخت می کند ، 3 میلیاردو 600 میلیون تومان همیشه دستمزد کارگران را نزد خود بلوکه کرده است و تازه در ماه چهارم اولین حقوق را کارگر دریافت می کند.

سود این 3 میلیارد و 600 میلیون تومان حقوق بلوکه شده کارگران ماهانه چقدر می شود؟ و این دزدی آشکار را چرا دولت و وزارت کار برخورد نمی کنند؟

روزنامه‌ها

مرور روزنامه‌ها 

روزنامه‌ها در تسخیر یک «استعفا»: جنتی می‌ماند یا می‌رود؟روزنامه‌ها در تسخیر یک «استعفا»: جنتی می‌ماند یا می‌رود؟ 



 

روزنامه نوآوران با چاپ کاریکاتوری از علی جنتی که بیانگر اخبار متفاوت دربارهٔ استعفای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است، نوشته «شایعات این بار دامن وزیر ارشاد را گرفته است».

این روزنامه با اشاره به این که «بعد از ناکامی محافل تندرو در طرح حمله و از کار انداختن دولت از ناحیه دیپلماسی که هنوز هم به قوت خود باقی است، این بار طرح حمله از حوزه فرهنگ را آغاز کرده‌اند»، به مرور حملات رسانه‌ای جناح اصولگرا به عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از آغاز دولت یازدهم پرداخته و نوشته است: هرچند شخص وزیر ارشاد نیز در روزهای اخیر و در واکنش به شایعاتی مبنی بر برکناری‌اش چنین پاسخ داده بود که «همواره صحبت‌هایی درخصوص برکناری‌ام می‌شود و شایعاتی در این باره وجود دارد، اما اینها شایعه است و برکناری‌ام صحت ندارد»، اما تأکید کرده که حالا این احتمال هم مطرح است که برکناری علی جنتی نه با حکم رئیس جمهور بلکه «با تقدیم استعفانامه اش به روحانی انجام شود».

آیت وکیلیان در گزارش روزنامه نوآوران به وضعیت دوگانه علی جنتی نیز اشاره کرده و نوشته است: «علی جنتی فرزند ارشد دبیر شورای نگهبان است. در نگاه اول همین پشتوانه می‌تواند سیاسیون را به این مسیر سوق دهد که علی جنتی وزیری است که از کانال مجلس یا مخالفان تهدید نخواهد شد، اما وضعیت به گونه‌ای دیگر پیش رفت؛ روزی که علی جنتی به عنوان وزیر پیشنهادی دولت به مجلس معرفی شد، دو نماینده تندروی مجلس، کریمی قدوسی و رسایی، از ارادت فکری علی جنتی به وزیر ارشاد دولت نخست محمد خاتمی، صحبت به میان آوردند و از این انتخاب «احساس خطر» کرده و این توصیه را عنوان کردند که آقای جنتی تنها باید به رهبر انقلاب ارادت فکری داشته باشد».

روزنامه نوآوران از گزینه‌های احتمالی برای جانشینی علی جنتی هم یاد کرده و نوشته است: «برخی چهره‌های نزدیک به دولت هم از احتمال جایگزینی رضا صالحی امیری، رئیس فعلی کتابخانه ملی با علی جنتی در کابینه سخن به میان می‌آورند و خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری نزدیک به اصولگرایان نیز در گمانه‌زنی‌هایشان حسام‌الدین آشنا را گزینهٔ محتمل برای تصدی وزارت ارشاد اعلام می‌کنند».



همزمان احمد غلامی در سرمقاله روزنامه شرق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را «وزارتِ وزیرکُش» توصیف کرده و نوشته است: «اگر علی جنتی هم نتواند به‌ سیاقِ برخی دیگر از وزرای ارشاد، تا آخرِ دوره چهارساله خود وزیر بماند، آینده «فرهنگ» بسیار مبهم‌تر خواهد شد. رئیس دولت اصلاحات، چندی پیش از ریاست ‌جمهوری‌اش، مقامِ وزارت ارشاد را تا آخر دوره تاب نیاورد. محمدحسین صفارهرندی هم نتوانست تا آخر یک دوره سرِ کار خود بماند. عطاالله مهاجرانی نیز سه سال بیشتر دوام نیاورد و سرانجام از سمتِ خود کناره گرفت».

این روزنامه تأکید کرده است که «مرور سردستی بر تاریخ وزارت فرهنگ و ارشاد چند دهه اخیر با تمرکز بر این شخصیت‌ها، نشان می‌دهد که این وزارتخانه کلیدی بیش از همه به محل برخورد جناح‌ها یا به‌ بیان بهتر به محل تسویه‌حساب جناح‌های سیاسی با هم بدل شده است».

سرمقاله‌نویس شرق دربارهٔ موقعیت علی جنتی در دولت یازدهم با اشاره به این که خودِ وزیر فرهنگ نیز زمانی که روی کار آمد از «وضعیت نگران‌کننده فرهنگ و مصائب حوزه نشر» گفت و از این که دولت به‌ تنهایی نمی‌تواند وضعیت فرهنگ را کنترل کند» نوشته است: اما او (علی جنتی) تنها ماند، «در معرضِ تندترین حملات مخالفان قرار گرفت و از سوی دولت نیز چندان حمایت قاطعانه‌ای نشد و از آنجا که برخلاف برخی دیگر از چهره‌های سیاسی جایگاه و پایگاه چندانی هم در میان اهالی فرهنگ نداشت، هیچ اتفاق منسجم و درخورِ جمعی نیز در دوران وزارت او ازسوی اهالی ادبیات و هنر رخ نداد که او بتواند به پشتوانه آن راه به جایی ببرد. مذاکرات هسته‌ای پیش رفت، درگیری‌های سیاسی شدت و حدت گرفت، مسائل اقتصادی رفع‌ و رجوع شد، اما نوبت به فرهنگ نرسید. وزارت ارشاد نتوانست آن‌ طور که جنتی گفته بود و می‌خواست پای مجوزهایش بایستد؛ فیلم‌هایی از اکران بازماند، کتاب‌هایی پشت سد ممیزی ماند و کنسرت‌هایی لغو شد و سرانجام تعدادی از اندک چهره‌های بزرگ مانده در فرهنگ و هنر ما، ترک وطن کردند».



روزنامه جهان صنعت نیز با چاپ یادداشتی از صلاح‌الدین هرسنی، استاد دانشگاه، دربارهٔ «چند و چون یک استعفا» نوشته است: «دوآلیسم حاکم در الگوهای رفتاری علی جنتی در مقام وزیر فرهنگ را هم استقلال عمل و هم‌یگانگی و یکدستی رفتار در انجام کارویژه‌ها و برنامه‌های این وزارت را از او سلب می‌کرد» و «این دوآلیسم حاکم بر رفتار علی جنتی ناشی از موقعیت سیاسی او بود».

این روزنامه یادآوری کرده است که علی جنتی «در مقام وزیر فرهنگ دولت تدبیر و امید، بنا به مأموریت این وزارت آن هم در روزگاران پسااحمدی‌نژاد از یک ‌سو باید به منویات فرهنگی این دولت با شعار تغییر» عمل می‌کرد و «هم باید از خود وزیری نشان می‌داد که برنامه‌هایش به خواسته‌ها و مطالبات اصلاح‌طلبان نزدیک است»، اما مأموریت او به عنوان وزیری که می‌خواهد تغییر را در راستای منویات دولت تدبیر و امید در دستور کار قرار دهد، با توجه به تعلق و جایگاه سیاسی پدرش احمد جنتی «که به جبهه ضداصلاحات گرایش داشت، در اساس سخت و چالش‌زا» بوده است.

یادداشت‌نویس جهان صنعت این را هم نوشته که «در صورت صحت تصمیم به استعفا از سوی علی جنتی، چنین تصمیمی پیامدهای خاص خود را دارد که قبل از هر چیز متوجه برنامه‌های فرهنگی دولت تدبیر و امید است» و «بدون تردید اقدام به چنین تصمیمی به معنای شکست سیاست‌های فرهنگی دولت تدبیر و امید خواهد بود و می‌تواند بهانه‌ای به دست دلواپسان دهد تا آخرین تیر ترکش خود را با هدف تک‌دوره‌ای شدن، به سوی راهبرد و سیاست تدبیر و امید دولت روحانی پرتاب کنند».



روزنامه شهروند در تیتر یک خود با عنوان «آموزش و پرورش روی خط تنبیه» نوشته است: «آموزش و پرورش ایران در هفته‌ای که گذشت حال و روز خوبی نداشت؛ در روزهایی که هرچند تعطیل بود، اما تعداد زیادی از ایرانی‌ها در چند روز گذشته تصاویر مربوط به چند دانش آموز را دست به دست کردند که معلمان‌شان آنها را تنبیه و زخمی کرده بودند».

الناز محمدی در گزارش روزنامه شهروند با اشاره به این که ماجرا، اول از همه با انتشار خبری دربارهٔ شلاق زدن و اخراج ده دانش‌آموز مدرسه شهید چمران در روستای مختارآباد شهر «رودبار جنوب» کرمان شروع شد، و بعد از آن هم اداره آموزش و پرورش کرمان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که «فیلم و مصاحبه تنبیه بدنی و اخراج دانش‌آموزان شهرستان رودبار جنوب، منتشرشده در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، کذب محض و مغرضانه است»، اما «هنوز یک روز از تکذیب خبر شلاق ‌زدن دانش‌آموزان روستای مختارآباد استان کرمان به دلیل ناتوانی در پرداخت حق ثبت‌نام مدرسه نگذشته بود که این ‌بار ایرنا از کتک خوردن دانش‌آموزان مدرسه‌ای در شهر «کلاله» استان گلستان توسط معلم‌شان خبر داد».

به نوشته این روزنامه، پس از آن «محمد پارسا» دانش آموز یک دبیرستان در منطقه ۹ تهران «به دلیل هل داده شدن توسط معلمش، سرش در برخورد با چارچوب در کلاس شکسته و سه بخیه خورد»، و حالا در تازه‌ترین مورد هم «قصیر قادری، دانش‌آموز دبستان ادیب روستای خیرآباد بمپور در ایرانشهر استان سیستان ‌ وبلوچستان» که روز ۱۱ مهر توسط معلمش کتک خورده «از شدت جراحات در بیمارستان بستری شده و بعد تصویر چشم‌های بادکرده و صورت کبود او موجی از ناراحتی را در میان ایرانی‌ها به راه انداخته است».



روزنامه آرمان هم در گزارشی با تیتر «سونامی تنبیه بدنی در مدارس» نوشته است: «قیصر قادری دانش‌آموز پایه پنجم دبستان ادیب روستای خیرآباد بمپور که توسط معلمش مورد تنبیه بدنی شدید قرار گرفته، به دلیل شدت مصدومیت در بیمارستان ایران ایرانشهر بستری شد. پس‌لرزه‌های این حادثه تکان‌دهنده استعفای رئیس آموزش و پرورش منطقه بمپور، تعلیق مدیر مدرسه و احضار معلم خاطی به هیئت بازرسی بوده است.»

رامین علیزاده گزارش‌نویس روزنامه آرمان با اشاره به این که «مواردی از تنبیه بدنی در کرمان و گلستان نیز گزارش شده» نوشته است: انتشار این اخبار «علاوه بر این که واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت، به افشاگری‌های گسترده‌ای دربارهٔ تنبیه بدنی در مدارس ایران دامن زد که مواردی از آن تکذیب شده و مواردی دیگر در دست بررسی است».



روزنامه اعتماد با چاپ گزارشی از «روایت‌های مرگ خانواده پزشک تبریزی» نوشته است: «با غذای نذری آلوده دو عضو خانواده دکتر علیرضا صلحی کشته و سه عضو بستری شدند.»

این روزنامه نوشته است: علیرضا صلحی، پزشک تبریزی که یک سال پیش با توصیه «گوش دادن به صدای شجریان برای بهبود بیماری» و «تقبل هزینه درمان برخی از بیمارانش» مشهور شده بود، هرگز تصور نمی‌کرد که روزی خانواده‌اش مورد سوء قصد افرادی ناشناس قرار گیرند و این ‌بار نامش، با کشته شدن همسر و مادربزرگش بر سر زبان‌ها بیفتد».

یکی از نزدیکان علیرضا صلحی با اشاره به بستری بودن مادر و پدر و مرخص شدن برادر این پزشک تبریزی دربارهٔ جزئیات حادثه به روزنامه اعتماد گفته است: «یک روز قبل از حادثه، زمانی که علیرضا جلوی درمانگاه ایستاده بود و می‌خواست سوار ماشینش شود، مردی ناشناس سراغش رفت و با بهانه این که می‌خواهد غذای نذری بدهد، تعداد اعضای خانواده‌اش را پرسید. علیرضا آن مرد را نمی‌شناخت اما با تصور این که او از بیماران قبلی‌اش است و حتماً غذای نذری دارد، گفت شش نفر هستند. روز بعد، همان مرد دوباره به درمانگاه رفت و زمانی که علیرضا قصد خروج داشت، شش غذای نذری به او داد. علیرضا آنها را به خانه برد و خودش دوباره به درمانگاه برگشت. عصر که شد، دوباره به خانه برگشت اما دید که همه اعضای خانواده‌اش دچار مسمومیت شده‌اند و بی‌حال افتاده‌اند. سریع همه‌شان را به بیمارستان سینا منتقل کردند اما همسر و مادربزرگ علیرضا جان خود را از دست دادند».

روزنامه اعتماد با اشاره به این که «علیرضا صلحی عضو حزب اتحاد ملت است و قبلاً هم رئیس انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تبریز بود» از قول همین فرد که او را بدون ذکر نام از «نزدیکان علیرضا صلحی» معرفی کرده نوشته است: «الان همه بیشتر می‌گویند که ممکن است یک تسویه‌حساب پزشکی علت وقوع حادثه باشد»، اما کسی منتظر مرگ اعضای خانواده آقای صلحی بود، چرا که «همسر علیرضا، المیرا محمدخانلو، ساعت ۱۰ شب یک‌شنبه فوت کرد اما ظهر همان روز اتفاق عجیبی افتاد. طرف‌های ساعت ۱۳ زنی ناشناس با پلیس تماس گرفته و گفته بود که المیرا (همسر دکتر صلحی) در بیمارستان فوت کرده است، در حالی که آن ‌زمان او هنوز زنده بود. انگار که کسی منتظر مرگ خانواده علیرضا بوده باشد».

محمد اسماعیل سعیدی، از نمایندگان تبریز در مجلس دهم به این روزنامه گفته است: «بر اساس آخرین اخبار و اطلاعات به دست آمده، غذای نذری مسموم بوده اما باید عمدی و غیرعمدی بودن آن به‌ طور دقیق بررسی شود.»



روزنامه ایران هم در گزارشی با عنوان «معمای مرگ خانواده پزشک سرشناس تبریزی» نوشته است: «همزمان با مرگ مرموز دو تن از اعضای خانواده پزشک سرشناس تبریزی و مسمومیت شدید سایر اعضای خانواده‌اش، تحقیقات ویژه جنایی برای رازگشایی از این پرونده جنجالی در حالی ادامه دارد که معاون سیاسی -امنیتی استانداری آذربایجان شرقی امنیتی بودن این حادثه را رد کرده است»، اما «به گفته این پزشک، خانواده او پس از خوردن غذای نذری» جان‌شان را از دست داده‌اند.

به گزارش این روزنامه، علاوه بر تعیین نماینده ویژه از سوی وزیر بهداشت برای رسیدگی به پرونده کشته شدن همسر و مادربزرگ علیرضا صلحی، ایرج حریرچی، قائم مقام و معاون کل وزارت بهداشت نیز به‌ دنبال این حادثه به نمایندگی از سوی وزیر بهداشت راهی تبریز شده و ضمن عیادت از پدر، مادر و برادر پزشک ۳۲ ساله ضمن همدردی با خانواده آنها گفته است: «از همه به‌ویژه رسانه‌ها می‌خواهم از هر گونه گمانی‌زنی و قضاوت‌های شتابزده در این باره خودداری کرده و اجازه دهند دستگاه‌های امنیتی و قضایی ابعاد اصلی این حادثه را کشف کنند. دانشگاه علوم پزشکی تبریز هم از طریق مقامات استانی پیگیر این حادثه است و دستگاه‌های امنیتی و قضایی استان نیز در حال بررسی موضوع هستند.»

محمد اسماعیل سعیدی، نماینده تبریز، به روزنامه ایران گفته است: «مجلس باید حادثه مسمومیت خانواده پزشک تبریزی را پیگیری کند. این اتفاق تلخ را به این پزشک جوان تبریزی تسلیت می‌گویم. ما از شنیدن این خبر متأثر شدیم و پیگیر موضوع هستیم. در حال حاضر باید مشخص شود این غذای آلوده به صورت عمدی تهیه شده یا عمدی در کار نبوده است. از مسئولان امنیتی و پلیس آگاهی نیز می‌خواهم مراتب را با جدیت و به سرعت پیگیری کنند تا عاملان این حادثه مشخص شوند. با توجه به این که این حادثه بعد از خوردن غذای نذری پیش آمده بازتاب‌های زیادی در داخل استان و کشور داشته است و باید هر چه سریع‌تر موضوع بررسی و نتایج برای تنویر افکار عمومی اطلاع‌رسانی شود.»

به گزارش این روزنامه، در حالی که حکمتعلی مظفری رئیس کل دادگستری آذربایجان شرقی گفته که «هنوز علت مرگ همسر و مادربزرگ پزشک تبریزی مشخص نیست و پرونده در دست بررسی قرار دارد و با توجه به این که پرونده در مرحله تحقیقات است هرگونه اظهارنظر دربارهٔ صحت و سقم ادعای مطرح شده عاری از واقعیت است»، جمال حسینی مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تبریز اعلام کرده است که «مسمومیت غذایی این خانواده مشخص و قطعی شده است بنابراین خانواده پزشک جوان تبریزی به دلایل مشکوک و با غذای آلوده نذری مورد سوءقصد قرار گرفته‌اند».

«یک منبع آگاه در پلیس آگاهی تبریز» هم به روزنامه ایران گفته که «تحقیقات پلیس با جدیت کامل ادامه دارد اما انگیزه‌های مسمومیت غذایی هنوز مشخص نشده است. همچنین هنوز پزشکی قانونی دربارهٔ علت مرگ اعضای خانواده دکتر صلحی نظری نداده و کارآگاهان تبریزی نیز در حال بررسی و پیگیری این پرونده هستند» و «فرد مظنون به پخش غذای نذری آلوده هنوز دستگیر نشده و تحت تعقیب است».

وقتی شعر سعدی را اشتباه می نویسند!

وقتی در شهر سعدی ( شیراز) شعر سعدی را اشتباه می نویسند!
اصل شعر: صدها فرشته بوسه بر آن دست می زنند
محل نصب تابلو: شیراز - بلوار مدرس - پل هوایی کوی زهرا


سوتی شهرداری شیراز

پوشش ساختمان

رضا یارمحمدی: طی سفری که به کشور ژاپن داشتم نحوه پوشش و حفاظت از ساختمانهای در حال ساخت نظرم را جلب کرد.لذا بر این شدم که این نوع پوشش را در قاب عکس قرار داده و با ببیندگان محترم به اشتراک بگذارم تا تقاوت میان ماه من تا ماه گردن بیشتر جلوگری کند.باشد که سازندگان ما نیز اینگونه حق همسایه را ادا نمایند.


بیکاری در بهار ۹۵ افزایش یافته


مرکز آمار ایران: بیکاری در بهار ۹۵ افزایش یافته است

پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳ اکتبر ۲۰۱۶




دویچه وله: به گزارش مرکز آمار میزان بیکاری در بهار امسال به نسبت سه ماه آغاز سال پیش نزدیک به یک و نیم درصد افزایش یافته است. میزان بیکاری در میان جوانان بسیار شایع‌تر است و شامل حدود یک چهارم آنها می‌شود.

وزیر کار و امور اجتماعی، علی ربیعی مهر ماه دو سال پیش نسبت به جهش شمار بیکاران در ایران هشدار داد و تاکید کرد که اگر رشد اقتصادی به هفت درصد در سال نرسد "از مهار بیکاری عاجز خواهیم بود".

منابع رسمی رشد اقتصادی در سال گذشته را حداکثر یک درصد اعلام کرده‌اند؛ این واقعیت و تازه‌ترین گزارش‌های مرکز آمار ایران و صندوق بین‌المللی پول عجز دولت یازدهم در مهار بیکاری را آشکار می‌کند.

خبرگزاری صدا و سیما، پنج‌شنبه ۲۲ مهر به نقل از مرکز آمار گزارش داد میزان بیکاری در سه ماه نخست امسال ۱۲ و ۲ دهم درصد بوده و نسبت به بهار سال پیش یک و ۴ دهم درصد افزایش داشته است.

بیکاری یک چهارم جوانان

بررسی میزان اشتغال در بخش‌های مختلف اقتصادی نیز آشکار می‌کند که سهم فعالیت‌های تولیدی چندان قابل توجه نیست که بتواند موتور از کار افتاده رشد اقتصادی را به حرکت درآورد.

مطابق گزارش مرکز آمار در بهار امسال نزدیک به نیمی از شاغلان ایرانی در بخش خدمات، ۳۱ و ۴ دهم درصد در بخش صنعت و حدود ۱۹ درصد در حوزه کشاورزی فعال بوده‌اند.

در سه ماهه نخست سال جاری نزدیک به یک چهارم جوانان بین ۱۵ تا ۲۹ ساله ایرانی بیکار بوده‌اند و این میزان نسبت به دوره مشابه سال قبل دو و نیم درصد افزایش داشته است.

داده‌های مرکز آمار حاکی است در تمام شاخص‌ها میزان بیکاری در میان زنان نسبت به مردان و در مناطق شهری نسبت به روستاها بیشتر بوده است.

دولت حسن روحانی امیدوار بود پس از توافق هسته‌ای و اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) اوضاع اقتصادی به سرعت رونق بگیرد و زمینه اشتغال‌زایی را فراهم کند.

افزایش بیکاری در دولت یازدهم

ظاهرا با گذشت حدود ۹ ماه از اجرای برجام، اقتصاد ایران هنوز درگیر عواقب تحریم‌های فلج‌کننده و سوءمدیریت‌های دولت قبلی است و رونق اقتصادی با شتاب و به میزانی که مسئولان دولت یازدهم انتظار داشتند محقق نشده است.

صندوق بین‌المللی پول در گزارشی که هفته گذشته منتشر شد اعلام کرد که جایگاه ایران به لحاظ میزان بیکاری در مقایسه با سال گذشته میلادی سه پله نزول کرده است.

برآوردهای این نهاد بین‌المللی نشان می‌دهد ایران در زمان آغاز کار دولت یازدهم به لحاظ میزان بیکاری در جایگاه ۲۹ کشورهای جهان قرار داشته و پس از طی یک روند نزولی در سه سال و نیم گذشته به جایگاه ۲۲ سقوط کرده است.

صندوق بین‌المللی پول میزان بیکاری در ایران در سال جاری میلادی را اندکی کمتر از ۱۱ و ۳ دهم درصد محاسبه کرده که نزدیک یک درصد کمتر از شاخص ارائه شده توسط مرکز آمار است.

اگر داده‌های مرکز آمار درباره بیکاری در ایران را ملاک بگیریم، جمهوری اسلامی شانزدهمین کشور جهان با بالاترین تعداد بیکاران خواهد بود.

هجوم روستاییان به شهرها

یک کارشناس مسائل روستاها در گفت و گو با «تابناک»؛
سرشماری نفوس و مسکن سال 95 در حال اجراست و همگان منتظرند تا بر اساس نتایج دقیق آن از آخرین تحولات جمعیتی ایران آگاه شوند. در این بین یکی از نگران کننده ترین تحولاتی که شنیدن خبر آن دور از انتظار نیست، افزایش نرخ مهاجرت روستا به شهر و تخلیه شدن بیش از حد روستاهاست.

به گزارش «تابناک»، در سال های گذشته، برخی مؤسسه های مطالعاتی در بررسی های انجام شده خود خبر از تخلیه نزدیک 40 هزار روستا در کشور دادند؛ خبری که بر اساس مقایسه نسبت جمعیت شهر و روستا در چند دهه گذشته، به سادگی قابل اثبات است و در حال حاضر بر خلاف اوایل سده 1300 شمسی کمتر از 30 درصد جمعیت کشور در روستا زندگی می کنند.

از مجموعه پرسش هایی که در رابطه با سیل مهاجرت روستا به شهر و حجم بالای تخلیه روستاها قابل طرح است، می توان به مواردی نظیر اینکه دلیل این رویداد (مهاجرت روستا به شهر) چه بوده است؟ مسئولان در این مسیر چه نقشی داشته اند؟ بر اساس روال کنونی چه تهدیدات جمعیتی در انتظار آینده کشور است؟ و نیز اینکه راهکارهای عملیاتی و کارشناسی خروج از این تهدیدها چیست؟

در این رابطه با اصلی ترین مشکلات کنونی روستاهای کشور، دکتر «حسن افراخته» عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی تهران و مدرس رشته جغرافیا برنامه ریزی روستایی به «تابناک» گفت: مسئولان به تمام روستاهای کشور نگاه یکسان دارند و این خود یکی از بزرگ ترین مشکلات روستاهای کشور است که راه برای تصمیم گیری صحیح می بندد. اندک توجهی لازم است تا ببینید روستاهای ایران در سواحل خلیج فارس، روستاهای بلوچستان و روستاهای مرکز کشور و نیز آذربایجان هر یک مسائل خاص خود را دارند و نمی توان برای آنها نسخه واحدی تجویز کرد، ولی مسئولان در کشور ما از این نکته مهم غافل هستند.

جدا از غفلت مسئولان از مشکلات و نیازهای متفاوت روستاها، نکته دیگر آنکه بیشترین مشکلات روستایی نه در خود روستاها بلکه در مکان های به ظاهر روستاهایی دیده می شود. سکونتگاه های مورد اشاره نه ویژگی یک روستای اصیل را دارند و نه توانسته اند، خصلتی شهری پیدا کنند. معضل اصلی اجتماعی و اقتصادی کشور این سکونتگاه ها هستند که به بیان ساده نه شهر هستند و نه روستا و اگر به آنها توجه نشود، می توانند منشأ مشکلات بیشتر باشند.

«افراخته» در مورد استمرار روند رو به رشد مهاجرت از روستا به شهر، آمارهای نگران کننده این رخداد جمعیتی و محاسن یا معایب آن ادامه داد: مهاجرت های روستایی در ایران از نوع رکودی است و نمی تواند بیانگر تعادل اجتماعی، اقتصادی و محیطی جامعه باشد و از سویی نیز ماندگاری جمعیت روستایی بیانگر توسعه کشور نیست. مثال بارز کشورهای با جمعیت روستایی بالا و توسعه یافتگی کم کشورهای بنگلاش و افغانستان هستند که در مقابل این دو از کشور انگلستان می توان یاد کرد که با جمعیت روستایی کم یک کشور توسعه یافته است. اینجا آنچه اهمیت دارد، توزیع نامتعادل جمعیت در شهر و روستا و نیز مناطق مختلف کشور است که متأسفانه در حد افراط در کشور دیده می شود و دقیقاً پدیده ای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است و منشأ بسیاری از معضلات بوده و خواهد بود. در این باره ذکر این نکته نیز ضروری است که هجوم جمعیت روستایی به مناطق شهری از عقلانیت مردم در شرایط کنونیِ بازی حکایت دارد و به هیج وجه مردم مستحق نکوهش نیستند.

استاد دانشکده جغرافیای دانشگاه خوارزمی در مورد تلاش گسترده مسئولان برای توزیع امکاناتی نظیر گاز، برق و تلفن در روستاهای کشور ـ که با هدف جلوگیری از مهاجرت آنها به شهر صورت گرفت ـ اضافه کرد: در اختیار گذاشتن خدمات فوق و بیشتر از آن از سوی مسئولان، حق طبیعی مردم است. همه نقاط کشور باید مجهز به این گونه خدمات باشد؛ اما کیست که نداند، اسکان از اشتغال پیروی می کند. تلفن و گاز برای مردم بی کار و درآمد موجب افزایش هزینه و کسری موازنه دخل و خرج می شود. اگر به واقع قصد مسئولان از این اقدامات، جلوگیری از مهاجرت بوده است، زهی بی اطلاعی و مایه تأسف!

این استاد دانشگاه و کارشناس مسائل روستاها در بخش دیگری از سخنان خود، با انتقاد از عملکرد تا کنون مسئولان در رابطه با روستاها بیان کرد: مسئولان به هیچ وجه در راه اندازی اقتصاد مردم نهاد و دانش بنیان، نمره خوبی ندارند. اما انتظار توسعه پایدار روستاها به طور انتزاعی و جدای از توسعه شهر و کل کشور، انتظاری عبث و آب در هاون کوبیدن است. این یک حقیقت است که توسعه پایدار روستایی وابسته به توسعه اقتصادی و اجتماعی کل کشور است که اغراق نیست؛ اگر گفته شود ما در آغاز چنین مسیری هم نیستیم.

رئس سابق دانشکده جغرافیای دانشگاه خوارزمی تهران در پایان و در رابطه با نگاه اشتباه مسئولان به روستاها افزود: هم اکنون مسئولان توسعه روستایی را به معنی وام مسکن، ایجاد چند پل و شن ریزی و یا آسفالت سطحی مالروهای روستایی، خرید و فروش لوح فشرده و مصرف پیتزا به جای آب گوشت در روستا می دانند که من در این باره حرفی ندارم. اما اگر آنها به دنبال توسعه به معنی "دستیابی به مجموعه شرایطی در راستای آزادی انتخاب انسانی" است، خوب است که به جای نکوداشت روز روستا در شهرهای بزرگ و مصرف آب میوه و شیرینی به افتخار آنان، اجازه داده شود که روستانشینان خودشان آن گونه که می خواهند زندگی و مسئولان تنها از روش زندگی که خودشان بر می گزینند، حمایت کنند.

واردات روغن پالم دو برابر شد

خبر ناخوش برای آنهایی که نگران سلامتشان هستند؛
همزمان با سفر رئیس جمهور کشورمان به مالزی در جنوب شرقی آسیا، خبر می‌رسد که واردات یکی از محصولات مشهور و البته هراس‌آور این سرزمین به کشورمان به ایران، افزایشی دو برابری را تجربه کرده‌ است؛ آن هم محصولی که هنوز نامش بر اندام خیلی از هموطنانمان رعشه می‌اندازد!

به گزارش «تابناک»، در فاصله بیش از دو سال از اظهار نگرانی وزیر بهداشت از افزودن روغن پالم به محصولات لبنی در برخی کارخانه های تولید این محصولات و در حالی که هنوز نگرانی شماری از هموطنانمان از این بابت راحت نشده، خبر می‌رسد که واردات این محصول به کشورمان در یک سال اخیر رشد دو برابری را تجربه کرده است.

بر اساس این خبر که همزمان با سفر رئیس جمهور کشورمان به مالزی، بزرگترین تولیدکننده این نوع روغن در جهان منتشر شد، آمار تجارت خارجی کشورمان در شش ماه گذشته حکایت از آن دارد، روغن پالم یکی از 20 قلم عمده کالا به کشور است و واردات آن به کشور به نسبت مدت مشابه، 91 درصد رشد داشته است.

اتفاقی که می‌تواند کابوس آن دسته از هموطنانمان باشد که پس از افشاگری وزیر بهداشت در خصوص افزودن این روغن به لبنیات، چشم انتظار معرفی عاملان این اتفاق، رسوایی کارخانه های متخلف و البته محاکمه تمامی افراد دخیل در رقم خوردن این اتفاق عجیب بودند، اما هرگز در این باره خبری نشنیدند.

این نگرانی ها به حدی جدی است که می‌بینیم برخی تولیدکنندگان با سوءاستفاده از آن، «بدون پالم» بودن را مزیتی برای محصولات خود بر می‌شمارند و حتی در تبلیغات تلویزیونی بر آن تأکید دارند تا بلکه به این روش، بر میزان فروش محصولاتشان بیفزایند.

پیش از سفر رئیس جمهور به مالزی، واردات روغن پالم دو برابر شد! 
 
البته برای دولتمردان مدت هاست که ماجرای پالم و افشاگری وزیر بهداشت گذشته، تا جایی که می‌بینیم رئیس جمهور کشورمان در سفر اخیر خود به مالزی، در پاسخ به اینکه چه نظری درباره پالم دارد، می‌گوید: «مالزیایی‌ها از این روغن استفاده می‌کنند و سلامتی آنان نیز خوب است، برای تبیین ویژگی‌های این روغن از لحاظ سلامتی، ما منتظر سفر هیأتی از طرف مالزی به ایران هستیم».  

اظهار نظری که اگر دو سال پیشتر بیان می‌شد، معنای دیگری می‌یافت و می‌توانست برخی ابهامات به وجود آمده در پرونده افزودن این روغن به لبنیات را پاسخ دهد، اما این گونه نشد، تا مختومه شدن آن پرونده به رازی مبهم برای عموم تبدیل شود و پرسش های فراوانی پیرامون آن در ذهن جامعه بماند.

همه این ها در حالی است که می‌دانیم روغن پالم به مانند دیگر روغن های گیاهی، دارای محاسن و معایبی است. محاسنی مانند تهی بودن از کلسترول که خاص این روغن گیاهی هم نیست، یا نرخ ارزان، یا فاقد بو و طعم آزاردهنده و... و معایبی مانند حاوی اسید چرب و ترانس بودن که جزو چربی‌های مضر محسوب می‌شوند و از عوامل اصلی افزایش بیماری‌های قلبی و عروقی هستند.

ترکیبی خاص که البته به ترسناکی آنچه برخی از هموطنانمان فکر می‌کنند هم نیست که اگر بود، روغن پالم پرمصرف ترین روغن گیاهی در جهان نمی‌شد. با این ملاحظه که پرمصرف بودن این محصول، دلیلی بر غیرمضر بودن آن نیست، ولی دست کم معیاری برای اثبات قرار نگرفتن آن در رده محصولات خطرناک به دست می‌دهد.

پس چرا افزایش واردات این محصول به کشورمان نگران کننده است؟ این پرسشی است که تعمق در آن مسائل زیادی را یادآوری خواهد کرد؛ از جمله مبهم ماندن ماجرای افشاگری وزیر بهداشت، تأکید شدید وی و همکارانش بر مضر بودن این روغن، وعده ایشان به پیگیری قضایی متخلفان و افزایش واردات این محصول به کشور، در دوره ای که هنوز این مسئولان در رأس کار هستند.

اشکالی که زمانی پر رنگ تر می‌شود که می‌بینیم رئیس جمهور کشورمان تلویحا از در دستور کار قرار داشتن واردات این محصول سخن می‌گوید، حال آنکه هنوز کمتر کسی پیدا می‌شود محل مصرف این روغن در کشورمان را بداند. آیا پالم های وارداتی در قوطی های بسته بندی روغن به مردم فروخته می‌شوند و روی آنها درج نمی‌شود که روغن پالم هستند؟ آیا در صنایع غذایی به مصرف می‌رسند یا...؟

ابهامات و سؤالات فراوانی که ظاهرا کسی تمایلی به پاسخ گویی به آنها ندارد و بنابراین، عجیب نیست که می‌بینیم هنوز شمار زیادی از هموطنانمان، مصرف پالم را مساوی با ابتلا به انواع سرطان ها می‌دانند؛ اما چنین نظری درباره مصرف دیگر روغن ها ـ که زیانبار بودنشان، کم از پالم نیست ـ ندارند!

تنبیه بدنی

 تنبیه بدنی چرا؟

انتشار خبر شلاق خوردن دانش آموزان خیانت است یا تکذیب این واقعه؟

دو تابعیتی ها

از 70 مدیر ارشد کشور، 39 نفر دو تابعیتی هستند

حجت‌الاسلام علی قابل امام جمعه موقت قزوین با اعلام این که 39 مدیر ارشد از 70 مدیر در سطح کشور دو تابعیتی هستند گفت: این نتیجه می‌شود که در برنامه ششم ارزش‌ها نادیده گرفته شده و نیاز به تغییرات دارد.امام جمعه موقت قزوین یادآور شد: اگر دولتمردان هم برای خود و هم برای مردم دل بسوزانند جامعه گلستان می‌شود.وی مطرح کرد: آحاد مردم جامعه هم همانند کوفیان باید مراقب رفتار خود باشند، آیا آن کسانی که تحریم سپاه را اعلام و مدیران دو تابعیتی را آزاد می‌گذارند چیزی جز رضایت اربابان غربی خود را پیگیری می‌کنند؟

هزینه‌خانوارهای ایرانی

پرهزینه‌ترین خانوارهای ایرانی 

اطلاعات  منتشر شده در سایت مرکز آمار نشان می‌دهد در سال 1394 به طور میانگین هر خانوار شهری ایرانی 26 میلیون و 239 هزار تومان هزینه صرف کالاها و خدمات مصرفی خود کرده است. درآمد هرخانوار شهری ایرانی نیز به طور میانگین 27 میلیون و 878 هزار تومان بوده است.همچنین بر اساس این گزارش   پرهزینه‌ترین خانوارهای ایرانی به ترتیب در 3 استان تهران، چهارمحال بختیاری و اصفهان زندگی می‌کنند.به طور میانگین هزینه هر خانوار تهرانی در سال 1394 برابر با 37 میلیون و 475 هزار تومان، هر خانوار چهارمحالی 29 میلیون و 608 هزار تومان و هر خانوار اصفهانی 27 میلیون و 941 هزار تومان بوده است.بر طبق گزارش مرکز آمار ایران کم هزینه ترین خانوارهای ایرانی  در استان‌های سمنان، سیستان وبلوچستان و اردبیل زندگی می‌کنند.